علی بن سلیمان بحرانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (مهدی موسوی صفحهٔ علی بن سليمان بحرينی را به علی بن سلیمان بحرانی منتقل کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
علی بن سلیمان بحرینی یکی از دانشمندان بزرگ [[بحرین|بحرین]] بشمار می رود؛ این مرد بلند قدر فیلسوف بوده و از حکمای قرن هفتم هجری محسوب است. وی در بحرین می زیسته و از اعاظم دانشمندان آن حدود بشمار می رفته. شهرت وی بیشتر در علم حکمت و [[فلسفه]] بوده است.
+
'''«علی بن سلیمان بحرینی»''' (متوفی ۶۷۲ ق)، حکیم و فیلسوف بزرگ [[شیعه]] اهل [[بحرین]] در قرن هفتم هجری و از شاگردان کمال‌الدین احمد بحرینی است. شهرت وی بیشتر در علم [[حکمت]] و [[فلسفه]] بوده است. [[ابن میثم بحرانی]] از شاگردان مبرّز اوست.
 +
{{شناسنامه عالم
 +
|نام کامل = علی بن سلیمان بحرانی
 +
|تصویر=
 +
|زادروز = 
 +
|زادگاه =  [[بحرین]]
 +
|وفات =  ۶۷۲ هجری
 +
|مدفن = [[بحرین]]
 +
|اساتید =  کمال‌الدین احمد بن علی بحرینی،...
 +
|شاگردان = [[ابن میثم بحرانی]]،...
 +
|آثار = اشارات، مفتاح الخیر،...
 +
}}
 +
== زندگی‌نامه ==
 +
جمال الدین علی بن سلیمان، شاگرد حکیم و دانشمند بزرگ کمال الدین احمد بن علی بن سعید بحرینی است که او نیز از علمای نامی [[بحرین|بحرین]] و مفاخر دانشمندان قرن هفتم هجری بوده است.
  
== معرفی اجمالی ==
+
علی بن سلیمان و استادش کمال الدین احمد هر دو معاصر فیلسوف بزرگ [[شیعه|شیعه]]، [[خواجه نصیرالدین طوسی|خواجه نصیرالدین طوسی]] بوده‌اند و چنانکه خواهیم دید، استاد به وسیله شاگردش با خواجه نصیر مکاتبه داشته و با هم در ارتباط بوده‌اند.
علی بن سلیمان شاگرد حکیم و دانشمند بزرگ کمال الدین احمد بن علی بن سعید بحرینی است که او نیز از علمای نامی بحرین و مفاخر دانشمندان قرن هفتم هجری است.
 
  
جمال الدین علی بن سلیمان و استادش کمال الدین احمد هر دو هم عصر فیلسوف بزرگ [[شیعه|شیعه]]، [[خواجه نصیرالدین طوسی|خواجه نصیرالدین طوسی]] بوده‌اند و چنانکه خواهیم دید استاد بوسیله شاگردش با خواجه مکاتبه داشته و با هم مربوط بوده‌اند.
+
جمال الدین علی بن سلیمان چنانکه بدست می آید در بحرین از محضر استاد نامبرده استفاده شایان نموده و خود نیز در آن دیار توطن داشته است، و هم در آن بلاد بود که [[ابن میثم بحرانی]] (۶۳۶-۶۹۹ ق) دانشمند معروف از دانش وی بهره مند گشت و در محضر پرفیضش شرائط شاگردی به عمل آورد و بعدها کتاب «اشارات» او را شرح کرد.
  
جمال الدین علی بن سلیمان چنانکه بدست می آید در بحرین از محضر استاد نامبرده استفاده شایان نموده و خود نیز در آن دیار توطن داشته است، و هم در آن بلاد بود که [[ابن میثم بحرانی|ابن میثم بحرینی]] دانشمند معروف از مشکوة دانش وی بهره مند گشت و در محضر پرفیضش شرائط شاگردی بعمل آورد و بعدها کتاب اشارات او را شرح کرد.
+
جمال الدین علی، فرزند دانشمندی به نام حسین داشته که استاد [[علامه حلی|علامه حلی]] بوده است.  
  
جمال الدین علی فرزند دانشمندی بنام حسین داشته که استاد [[علامه حلی|علامه حلی]] بوده است. وی در بحرین وفات یافت و همانجا نیز بخاک رفت. تاریخ فوت او در دست نیست ولی مسلم است که وی از علما و حکمای نیمه دوم قرن هفتم هجری است.
+
علی بن سلیمان بحرانی در نیمه دوم قرن هفتم هجری (۶۷۲ ق) در بحرین وفات یافت و همانجا نیز بخاک سپرده شد.  
  
==علی بن سلیمان در نظر عالمان==
+
==در نظر عالمان==
  
این مرد نامی با همه شخصیت علمی و شهرتی که در عصر خود داشته است، در کتب تراجم و [[علم رجال|رجال]] شیعه کمتر بشرح حال وی پرداخته‌اند و مانند بسیاری دیگر از دانشمندان عالی مقام ما تاریخ کامل زندگانی او بر ما پوشیده است.
+
[[علامه حلی]] در کتاب «[[خلاصة الاقوال (کتاب)|خلاصة الاقوال]]» و [[شیخ حر عاملى|شیخ حر عاملی]] در «[[امل الآمل فی علماء جبل عامل (کتاب)|امل الآمل]]» و [[شیخ یوسف بحرانی|شیخ یوسف بحرینی]] در «لؤلؤة البحرین» و [[محدث نوری|محدث نوری]] در خاتمه «[[مستدرک الوسائل (کتاب)|مستدرک الوسائل]]»، هر کدام در شرح حال علی بن سلیمان اشاره مختصری نموده و گذشته‌اند، ولی همین اشارات بخوبی ما را بمقام علمی و شخصیت [[فلسفه|فلسفی]] وی آگاه می سازد.
  
[[علامه حلی]] در کتاب [[خلاصة الاقوال (کتاب)|خلاصه]] و [[شیخ حر عاملى|شیخ حر عاملی]] در [[امل الآمل فی علماء جبل عامل (کتاب)|امل الامل]] و [[شیخ یوسف بحرانی|شیخ یوسف بحرینی]] در لؤلؤة البحرین و [[محدث نوری|محدث نوری]] در خاتمه [[مستدرک الوسائل (کتاب)|مستدرک]]، هر کدام در شرح حال وی اشاره مختصری نموده و گذشته‌اند، ولی همین اشارات بخوبی ما را بمقام علمی و شخصیت فلسفی وی آگاه میسازد.
+
[[علامه حلی]] گفته است: «جمال الدین علی بن سلیمان بحرینی در علوم عقلی و نقلی دانشمندی گرانمایه و آشنای به قواعد علمی حکما بوده است، و هم دارای مصنفات نیکو است».
  
علامه حلی گفته است: «جمال الدین علی بن سلیمان بحرینی در علوم عقلی و نقلی دانشمندی گرانمایه و آشنای بقواعد علمی حکما بوده است، و هم دارای مصنفات نیکو است».
+
[[شیخ یوسف بحرانی]] در «لؤلؤة البحرین» می نویسد: پسر [[صاحب معالم]] در [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] خویش نوشته است: یکی از تصنیفات بحرانی کتاب «مفتاح الخیر» -شرح دیباچه رسالة الطیر [[ابن سینا|ابن سینا]]- است. و دیگر شرح [[قصیده]] ابن سینا در پیرامون [[نفس]] می باشد و هر دو دلیل روشنی است که آنچه علامه حلی درباره وی گفته، او زائد بر آنرا داشته است.
  
شیخ یوسف بحرانی در لؤلؤة البحرین می نویسد: پسر [[صاحب معالم]] در [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] خویش نوشته است: یکی از تصنیفات او کتاب «مفتاح الخیر» شرح دیباچه رسالة الطیر [[ابن سینا|ابن سینا]] است. و دیگر شرح قصیده ابن سینا در پیرامون نفس می باشد و هر دو دلیل روشنی است که آنچه علامه حلی درباره وی گفته او زائد بر آنرا داشته است.
+
و هم می گوید: وی رساله «علم باری و اوصاف الهی» تألیف استادش کمال الدین احمد بن سعید بحرینی را برای [[خواجه نصیرالدین طوسی|خواجه نصیرالدین طوسی]] فرستاد و از خواجه درخواست نمود که آنرا شرح کند؛ خواجه هم آنرا شرح کرد و در اول آن اشعاری به این [[مطلع]] نوشت:
 
 
و هم می گوید: وی رساله «علم باری و اوصاف الهی» تألیف استادش کمال الدین احمد بن سعید بحرینی را برای [[خواجه نصیرالدین طوسی|خواجه نصیرالدین طوسی]] فرستاد و از خواجه درخواست نمود که آنرا شرح کند؛ خواجه هم آنرا شرح کرد و در اول آن اشعاری باین مطلع نوشته:
 
  
 
أتانی کتاب فی البلاغة منته * إلی غایة لیست تقارب بالوصف
 
أتانی کتاب فی البلاغة منته * إلی غایة لیست تقارب بالوصف
سطر ۲۶: سطر ۳۶:
 
یعنی: کتابی دریافت داشتم که در [[بلاغت]] بدرجه‌ای رسیده که نمی توان آنرا وصف کرد!
 
یعنی: کتابی دریافت داشتم که در [[بلاغت]] بدرجه‌ای رسیده که نمی توان آنرا وصف کرد!
  
آنگاه خواجه آن اثر نفیس و مؤلف آن کمال الدین احمد و فرستنده آن جمال الدین علی بن سلیمان را بنام دو دانشمند محقق و مدقق بخوبی و بارساترین عبارت ستوده است که می رساند آن دو دانشمند بزرگ دارای چه مقامی از علم و دانش بوده‌اند. نسخه این کتاب در نزد مؤلف لؤلؤة البحرین و محدث نوری بوده است، چنانکه هر دو در کتب خود ذکر کرده‌اند.
+
آنگاه خواجه آن اثر نفیس و مؤلف آن کمال الدین احمد و فرستنده آن جمال الدین علی بن سلیمان را به نام دو دانشمند محقق و مدقق بخوبی و با رساترین عبارت ستوده است، که می رساند آن دو دانشمند بزرگ دارای چه مقامی از علم و دانش بوده‌اند. نسخه این کتاب در نزد [[شیخ یوسف بحرانی|شیخ یوسف بحرینی]] و [[محدث نوری|محدث نوری]] بوده است، چنانکه هر دو در کتب خود ذکر کرده‌اند.
 
 
در پایان ذکر دو مطلب را لازم می دانیم. اول اینکه در برخی از کتب تراجم مانند [[مستدرک الوسائل (کتاب)|مستدرک]] و [[ریحانة الادب (کتاب)|ریحانة الادب]] لقب او را کمال الدین دانسته و می گوید جمال الدین هم خوانده می شود.
 
 
 
دوم اینکه مؤلف ریحانة الادب می گوید: علی بن سلیمان کتاب مزبور را بعد از فوت استادش کمال الدین احمد برای [[خواجه نصیرالدین طوسی|خواجه]] فرستاد و خواستار حل مشکلات آن گردید. در صورتیکه از عبارتی که مستدرک از دیباچه آن نقل می کند این دو مطلب را بکلی بی اساس می سازد. زیرا خواجه در دیباچه مزبور آنجا که نام آن دو را بطور کنایه به جمال و کمال می برد می گوید: «أدام الله جماله و حرس کماله». این عبارت می رساند که نفر نخست جمال الدین و شخص دوم کمال الدین نام داشته و هر دو زنده بوده‌اند، و بدیهی است که منظور از جمال الدین علی بن سلیمان و کمال الدین استاد وی مؤلف کتاب بوده، بهمین جهت مؤلف [[امل الآمل فی علماء جبل عامل (کتاب)|امل الامل]] و لؤلؤة البحرین نیز او را بهمان لقب جمال الدین نام برده‌اند.
 
 
 
==پیوندها==
 
  
*'''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=64228&scope=HalOLVgPCsvgSmEXmeX8pLL82yJNJnvC&flowLastAction=view&from=search&query=%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D8%A8%D9%86%20%D8%B3%D9%84%D9%8A%D9%85%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D9%8A%D9%86%D9%8A&field=&collectionPID=0&lang=&count=20&execute=true زندگينامه]'''
+
البته مؤلف «[[ریحانة الادب (کتاب)|ریحانة الادب]]» می گوید: علی بن سلیمان کتاب مزبور را بعد از فوت استادش کمال الدین احمد برای [[خواجه نصیرالدین طوسی|خواجه]] فرستاد و خواستار حل مشکلات آن گردید. در صورتیکه از عبارتی که «[[مستدرک الوسائل (کتاب)|مستدرک]]» از دیباچه آن نقل می کند، این مطلب را بکلی بی اساس می سازد. زیرا خواجه در دیباچه مزبور -آنجا که نام آن دو را بطور کنایه به جمال و کمال می برد- می گوید: «أدام الله جماله و حرس کماله». این عبارت می رساند که نفر نخست جمال الدین و شخص دوم کمال الدین نام داشته و هر دو زنده بوده‌اند، و بدیهی است که منظور از جمال الدین علی بن سلیمان و کمال الدین استاد وی مؤلف کتاب بوده، به همین جهت، [[شیخ حر عاملى|شیخ حر عاملی]] و [[شیخ یوسف بحرانی|شیخ یوسف بحرینی]] نیز او را به همان لقب جمال الدین نام برده‌اند.
  
 
==منابع==
 
==منابع==
  
* علی دوانی، با مفاخر اسلام آشنا شویم؛ جمال الدین علی بن سلیمان بحرینی، مکتب اسلام، شماره ۳۲، مهر ۱۳۴۰.
+
* "با مفاخر اسلام آشنا شویم؛ جمال‌الدین علی بن سلیمان بحرینی"، علی دوانی، مکتب اسلام، شماره ۳۲، مهر ۱۳۴۰.
  
[[رده:علمای قرن هفتم]]
+
[[رده:علمای قرن هفتم]][[رده:علماء شیعه]][[رده:فیلسوفان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۳۱

«علی بن سلیمان بحرینی» (متوفی ۶۷۲ ق)، حکیم و فیلسوف بزرگ شیعه اهل بحرین در قرن هفتم هجری و از شاگردان کمال‌الدین احمد بحرینی است. شهرت وی بیشتر در علم حکمت و فلسفه بوده است. ابن میثم بحرانی از شاگردان مبرّز اوست.

نام کامل علی بن سلیمان بحرانی
زادگاه بحرین
وفات ۶۷۲ هجری
مدفن بحرین

Line.png

اساتید

کمال‌الدین احمد بن علی بحرینی،...

شاگردان

ابن میثم بحرانی،...

آثار

اشارات، مفتاح الخیر،...

زندگی‌نامه

جمال الدین علی بن سلیمان، شاگرد حکیم و دانشمند بزرگ کمال الدین احمد بن علی بن سعید بحرینی است که او نیز از علمای نامی بحرین و مفاخر دانشمندان قرن هفتم هجری بوده است.

علی بن سلیمان و استادش کمال الدین احمد هر دو معاصر فیلسوف بزرگ شیعه، خواجه نصیرالدین طوسی بوده‌اند و چنانکه خواهیم دید، استاد به وسیله شاگردش با خواجه نصیر مکاتبه داشته و با هم در ارتباط بوده‌اند.

جمال الدین علی بن سلیمان چنانکه بدست می آید در بحرین از محضر استاد نامبرده استفاده شایان نموده و خود نیز در آن دیار توطن داشته است، و هم در آن بلاد بود که ابن میثم بحرانی (۶۳۶-۶۹۹ ق) دانشمند معروف از دانش وی بهره مند گشت و در محضر پرفیضش شرائط شاگردی به عمل آورد و بعدها کتاب «اشارات» او را شرح کرد.

جمال الدین علی، فرزند دانشمندی به نام حسین داشته که استاد علامه حلی بوده است.

علی بن سلیمان بحرانی در نیمه دوم قرن هفتم هجری (۶۷۲ ق) در بحرین وفات یافت و همانجا نیز بخاک سپرده شد.

در نظر عالمان

علامه حلی در کتاب «خلاصة الاقوال» و شیخ حر عاملی در «امل الآمل» و شیخ یوسف بحرینی در «لؤلؤة البحرین» و محدث نوری در خاتمه «مستدرک الوسائل»، هر کدام در شرح حال علی بن سلیمان اشاره مختصری نموده و گذشته‌اند، ولی همین اشارات بخوبی ما را بمقام علمی و شخصیت فلسفی وی آگاه می سازد.

علامه حلی گفته است: «جمال الدین علی بن سلیمان بحرینی در علوم عقلی و نقلی دانشمندی گرانمایه و آشنای به قواعد علمی حکما بوده است، و هم دارای مصنفات نیکو است».

شیخ یوسف بحرانی در «لؤلؤة البحرین» می نویسد: پسر صاحب معالم در اجازه خویش نوشته است: یکی از تصنیفات بحرانی کتاب «مفتاح الخیر» -شرح دیباچه رسالة الطیر ابن سینا- است. و دیگر شرح قصیده ابن سینا در پیرامون نفس می باشد و هر دو دلیل روشنی است که آنچه علامه حلی درباره وی گفته، او زائد بر آنرا داشته است.

و هم می گوید: وی رساله «علم باری و اوصاف الهی» تألیف استادش کمال الدین احمد بن سعید بحرینی را برای خواجه نصیرالدین طوسی فرستاد و از خواجه درخواست نمود که آنرا شرح کند؛ خواجه هم آنرا شرح کرد و در اول آن اشعاری به این مطلع نوشت:

أتانی کتاب فی البلاغة منته * إلی غایة لیست تقارب بالوصف

یعنی: کتابی دریافت داشتم که در بلاغت بدرجه‌ای رسیده که نمی توان آنرا وصف کرد!

آنگاه خواجه آن اثر نفیس و مؤلف آن کمال الدین احمد و فرستنده آن جمال الدین علی بن سلیمان را به نام دو دانشمند محقق و مدقق بخوبی و با رساترین عبارت ستوده است، که می رساند آن دو دانشمند بزرگ دارای چه مقامی از علم و دانش بوده‌اند. نسخه این کتاب در نزد شیخ یوسف بحرینی و محدث نوری بوده است، چنانکه هر دو در کتب خود ذکر کرده‌اند.

البته مؤلف «ریحانة الادب» می گوید: علی بن سلیمان کتاب مزبور را بعد از فوت استادش کمال الدین احمد برای خواجه فرستاد و خواستار حل مشکلات آن گردید. در صورتیکه از عبارتی که «مستدرک» از دیباچه آن نقل می کند، این مطلب را بکلی بی اساس می سازد. زیرا خواجه در دیباچه مزبور -آنجا که نام آن دو را بطور کنایه به جمال و کمال می برد- می گوید: «أدام الله جماله و حرس کماله». این عبارت می رساند که نفر نخست جمال الدین و شخص دوم کمال الدین نام داشته و هر دو زنده بوده‌اند، و بدیهی است که منظور از جمال الدین علی بن سلیمان و کمال الدین استاد وی مؤلف کتاب بوده، به همین جهت، شیخ حر عاملی و شیخ یوسف بحرینی نیز او را به همان لقب جمال الدین نام برده‌اند.

منابع

  • "با مفاخر اسلام آشنا شویم؛ جمال‌الدین علی بن سلیمان بحرینی"، علی دوانی، مکتب اسلام، شماره ۳۲، مهر ۱۳۴۰.
مسابقه از خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه