سریه زید بن حارثه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۲ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
[[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله، به دلیل حمله گروهی از مشرکین به کاروان مسلمانان و نیز اقدام و برنامه‌ریزی برای قتل پیامبر، برای حفظ آئین توحیدی [[اسلام]]، پسرخوانده خود یعنی [[زید بن حارثه]] را به فرماندهی [[سریه|سریه‌ای]]<ref> سریه به گروهی از سپاه گفته می‌شود که به دستور رسول‌ خدا صلی الله علیه و آله به سوی مکانی و برای انجام ماموریتی اعزام می‌شدند، بدون آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله همراه آنان باشد. (اندلسی‌، ابن عبدالبر؛ الدرر فی اختصار المغازی والسیر، قاهره‌، وزارت اوقاف مصر، ۱۴۱۵هـ.ق، چاپ اول، ص۱۰۳).</ref> برای سرکوبی آنان اعزام فرمود.
+
[[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه وآله، به دلیل حمله گروهی از مشرکین به کاروان مسلمانان و نیز اقدام و برنامه‌ریزی برای قتل پیامبر، به منظور حفظ آئین توحیدی [[اسلام]]، پسرخوانده خود یعنی [[زید بن حارثه]] را به فرماندهی [[سریه|سریه‌ای]]<ref> سریه به گروهی از سپاه گفته می‌شود که به دستور رسول‌ خدا صلی الله علیه و آله به سوی مکانی و برای انجام ماموریتی اعزام می‌شدند، بدون آنکه پیامبر همراه آنان باشد (اندلسی‌، ابن عبدالبر؛ الدرر فی اختصار المغازی والسیر، قاهره‌، وزارت اوقاف مصر، ۱۴۱۵هـ.ق، چاپ اول، ص۱۰۳).</ref> برای سرکوبی آنان اعزام فرمود.
  
 
==علل وقوع سریه==
 
==علل وقوع سریه==
  
در سال ششم هجرت، [[زید بن حارثه|زِید بن حارِثه]] برای تجارت به سوی [[شام]] حرکت کرد و مقداری زر و نقره از اصحاب [[رسول‌ خدا]] صلی الله علیه و آله به همراه او بود. او دو پوست بز را دباغی کرد و مال خود را در آنها جای داد و با گروهی از مردم به راه افتاد. وی هنگامی که به نزدیکی «[[وادی القری|وادِی‌القُری]]» رسید، گروهی از «بَنِی بَدر»، که جزء قبیله «فَزارِه» هستند با او روبرو شده و او و یارانش را به سختی مضروب کردند، به حدّی که گمان کردند که آنها را کشته‌اند و پس از آن تمام کالاهای آنها را به غارت بردند.<ref>واقدی، کتاب المغازی، ج۲، ص۵۶۴؛ السیرة النبویة، ج۲، ص۶۱۷غ طبری، تاریخ الأمم والملو، ج۲، ص۶۴۳ .</ref>
+
در سال ششم هجرت، [[زید بن حارثه|زید بن حارثه]] برای تجارت به سوی [[شام]] حرکت کرد و مقداری طلا و نقره از اصحاب [[رسول‌ خدا]] صلی الله علیه و آله به همراه او بود. او دو پوست بز را دباغی کرد و مال خود را در آنها جای داد و با گروهی از مردم به راه افتاد. زید هنگامی که به نزدیکی «[[وادی القری|وادِی‌القُری]]» رسید، گروهی از «بَنِی بَدر» که جزء قبیله «فَزارِه» هستند، با او و یارانش روبرو شده و آنان را به سختی مضروب کردند، به حدّی که گمان کردند که آنها را کشته‌اند و پس از آن تمام کالاهای آنها را به غارت بردند.<ref>واقدی، کتاب المغازی، ج۲، ص۵۶۴؛ السیرة النبویة، ج۲، ص۶۱۷؛ طبری، تاریخ الأمم والملوک، ج۲، ص۶۴۳ .</ref>
  
زِید بن حارِثة در این واقعه از مرگ نجات پیدا کرده، خود را به [[مدینه]] و به حضور [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلی الله علیه و آله رساند و ماجرای حمله به کاروان و یارانش را به پیامبر صلی الله علیه و آله گزارش داد.<ref>کتاب المغازی، ج۲، ص۵۶۴؛ السیرة النبویة، ج۲، ص۶۱۷؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۹؛ تاریخ الأمم والملوک، ج۲، ص۶۴۳.</ref> سپس پیامبر هم به او ماموریت یک [[سریه]] جدید را می دهد.
+
زِید بن حارِثة در این واقعه از مرگ نجات پیدا کرده، خود را به [[مدینه]] و به حضور [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلی الله علیه و آله رساند و ماجرای حمله به کاروان و یارانش را به پیامبر اکرم گزارش داد.<ref>کتاب المغازی، ج۲، ص۵۶۴؛ السیرة النبویة، ج۲، ص۶۱۷؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۹؛ تاریخ الأمم والملوک، ج۲، ص۶۴۳.</ref> سپس پیامبر هم به او ماموریت یک [[سریه]] جدید را می دهد.
  
علاوه بر این، دلیل دیگری که برای حمله مسلمانان به قبیله بَنِی بَدر ذکر شده، آن است که «أم قرفه»، دختر رَبیعَة بن زِید،<ref>کتاب المغازی، پیشین، ج۲، ص۵۶۴.</ref> چهل تن از خویشان و نسل خویش را مأمور کرده بود تا به [[مدینه]] رفته و پیامبر صلی الله علیه و آله را به قتل برسانند.<ref>یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب؛ تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بی تا، ج۲، ص۷۱.</ref>  
+
علاوه بر این، دلیل دیگری که برای حمله مسلمانان به قبیله بَنِی بَدر ذکر شده، آن است که «أم قرفه»، دختر رَبیعَة بن زِید،<ref>کتاب المغازی، پیشین، ج۲، ص۵۶۴.</ref> چهل تن از خویشان و نسل خویش را مأمور کرده بود تا به [[مدینه]] رفته و پیامبر صلی الله علیه و آله را به قتل برسانند.<ref>یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب؛ تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بی تا، ج۲، ص۷۱.</ref> و این سریّه در دفع این توطئه انجام شد.
  
 
==وقایع این سریه==
 
==وقایع این سریه==
  
پیامبر صلی الله علیه و آله در [[رمضان]] سال ششم هجری<ref>کتاب المغازی، پیشین، ج۲ص۵۶۴ و الطبقات الکبری، پیشین، ج۲ص۶۹.</ref>، [[زید بن حارثه]] را به فرماندهی این سریّه انتخاب کرده و اعزام نمودند. رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمودند: روزها را کمین کرده و شبها حرکت کنند تا دشمن از حرکت آنها آگاهی پیدا نکند.<ref>کتاب المغازی، ج۲ص۵۶۴؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۹؛ تاریخ الأمم والملوک، ج۲، ص۶۴۲.</ref> آنان به همراه راهنمایی که آنان را همراهی می‌کرد، به سوی بَنِی بَدر به راه افتادند.<ref>کتاب المغازی، پیشین، ج۲، ص۵۶۴.</ref>
+
پیامبر صلی الله علیه و آله در ماه [[رمضان]] سال ششم هجری<ref>کتاب المغازی، پیشین، ج۲ص۵۶۴؛ الطبقات الکبری، پیشین، ج۲ص۶۹.</ref>، [[زید بن حارثه]] را به فرماندهی این [[سریه]] انتخاب کرده و اعزام نمودند. رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمودند: روزها را کمین کرده و شبها حرکت کنند تا دشمن از حرکت آنها آگاهی پیدا نکند.<ref>کتاب المغازی، ج۲ص۵۶۴؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۹؛ تاریخ الأمم والملوک، ج۲، ص۶۴۲.</ref> آنان به همراه راهنمایی که آنان را همراهی می‌کرد، به سوی بَنِی بَدر به راه افتادند.<ref>کتاب المغازی، پیشین، ج۲، ص۵۶۴.</ref>
  
 
بَنِی بَدر که از حرکت مسلمانان آگاهی یافته بودند به سختی ترسیدند، به گونه‌ای که روزها دیده‌بانی را بر روی کوهی که مشرف بر مسلمانان بود، می‌گماشتند و نگهبان راهی را که احتمال داشت مسلمانان از آن مسیر به آنان حمله کنند را زیر نظر داشت. معمولاً او پس از این که مسیر یک روز راه را دیده‌بانی و بررسی می‌کرد، به افراد قبیله می‌گفت: آسوده باشید، تاکنون خبری نبوده تا ببینیم بعداً چه خواهد شد!<ref>کتاب المغازی، پیشین، ج۲، ص۵۶۴.</ref>
 
بَنِی بَدر که از حرکت مسلمانان آگاهی یافته بودند به سختی ترسیدند، به گونه‌ای که روزها دیده‌بانی را بر روی کوهی که مشرف بر مسلمانان بود، می‌گماشتند و نگهبان راهی را که احتمال داشت مسلمانان از آن مسیر به آنان حمله کنند را زیر نظر داشت. معمولاً او پس از این که مسیر یک روز راه را دیده‌بانی و بررسی می‌کرد، به افراد قبیله می‌گفت: آسوده باشید، تاکنون خبری نبوده تا ببینیم بعداً چه خواهد شد!<ref>کتاب المغازی، پیشین، ج۲، ص۵۶۴.</ref>
  
هنگامی که فاصله زِید بن حارِثه و یارانش، به مسافت یک روز مانده به بَنِی بَدر رسید، راهنمای مسلمانان راه را گم کرده و راه دیگری را در پیش گرفت. زمانی که شب فرارسید، مسلمانان متوجه اشتباه خود شدند و در همان شب راه را پیدا کرده و ابتدای صبح به نزدیکی قبیله بَنِی بَدر رسیدند.
+
هنگامی که فاصله زِید بن حارِثه و یارانش، به مسافت یک روز مانده به بَنِی بَدر رسید، راهنمای مسلمانان راه را گم کرده و راه دیگری را در پیش گرفت. زمانی که شب فرارسید، مسلمانان متوجه اشتباه خود شدند و در همان شب راه را پیدا کرده و ابتدای صبح به نزدیکی قبیله بَنِی بَدر رسیدند. زِید بن حارِثه اصحاب خود را از تعقیب فراریان منع کرد و دستور داد که پراکنده نشوند. او از یارانش خواست تا هنگامی که او [[تکبیر]] گفت، آنان نیز تکبیر بگویند. مسلمانان پس از این که دشمن را محاصره کردند، زید تکبیر گفت و یارانش هم پس از او تکبیر گفتند. در این هنگام "سَلَمة بن أکوَع" برای جنگ بیرون آمد و مردی از بَنِی بَدر را گرفته و او را کشت. زید و یارانش نیز، "جاریه"، دختر "مالک بن حُذَیفه" و مادر او را که معروف به «امّ قرفه» بود در یکی از خانه‌ها به اسارت گرفتند و پس از آن "أمّ قرفه" بدست یکی از مسلمانان کشته شد.<ref>کتاب المغازی، پیشین، ج۲، ص۵۶۴؛ سبل الهدی والرشاد، پیشین، ج۶، ص۹۹.</ref> در انتها مسلمانان با غنایمی که بدست آورده بودند، راهی [[مدینه]] شدند.
  
زِید بن حارِثه اصحاب خود را از تعقیب فراریان منع کرد و دستور داد که پراکنده نشوند. او از یارانش خواست تا هنگامی که او [[تکبیر]] گفت، آنان نیز تکبیر بگویند. مسلمانان پس از این که دشمن را محاصره کردند، زید تکبیر گفت و یارانش هم پس از او تکبیر گفتند. در این هنگام "سَلَمة بن أکوَع" برای جنگ بیرون آمد و مردی از بَنِی بَدر را گرفته و او را کشت. زید و یارانش نیز، "جاریه"، دختر "مالک بن حُذَیفه" و مادر او را که معروف به «امّ قرفه» بود در یکی از خانه‌ها به اسارت گرفتند و پس از آن "أمّ قرفه" بدست یکی از مسلمانان کشته شد.<ref>کتاب المغازی، پیشین، ج۲، ص۵۶۴ و سبل الهدی والرشاد، پیشین، ج۶، ص۹۹.</ref> در انتها مسلمانان با غنایمی که بدست آورده بودند، راهی [[مدینه]] شدند.
+
گفتنی است كه اين [[سریه|سريه]]، یکی از سريه هایی بود كه [[زید بن حارثه]]، فرماندهي آن را بر عهده گرفته بود. وی سريه های ديگری را نيز فرماندهی كرد و سرانجام در يكی از آنها، به نام [[جنگ موته]] به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسيد.
 
 
گفتني است كه اين [[سریه|سريه]]، یکی از سريه هایي بود كه زيد بن حارثه، فرماندهي آن را بر عهده گرفته بود. وي سريه هاي ديگري را نيز فرماندهي كرد و سرانجام در يكي از آنها، به نام [[جنگ موته]] به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسيد.
 
  
 
==پانویس==  
 
==پانویس==  
سطر ۲۵: سطر ۲۳:
 
==منابع==  
 
==منابع==  
  
*هادی اکبری، سریه زید بن حارثه برای کشتن ام قرفه، [http://www.pajoohe.ir دانشنامه پژوهه]، بازیابی: ۱۳ بهمن ۱۳۹۲.
+
*[http://www.pajoohe.ir "سریه زید بن حارثه برای کشتن ام قرفه"، هادی اکبری، دانشنامه پژوهه]، بازیابی: ۱۳ بهمن ۱۳۹۲.
*المغازی محمد بن عمر واقدی، ترجمه دامغانی.
+
*[[المغازی (کتاب)|المغازی]]، محمد بن عمر واقدی، ترجمه دامغانی.
  
[[رده:سریه های پیامبر اکرم]]
+
[[رده:سریه های پیامبر اکرم]][[رده:جنگ های صدر اسلام]]
<references />
+
[[رده: تاریخ صدر اسلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۱۳

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، به دلیل حمله گروهی از مشرکین به کاروان مسلمانان و نیز اقدام و برنامه‌ریزی برای قتل پیامبر، به منظور حفظ آئین توحیدی اسلام، پسرخوانده خود یعنی زید بن حارثه را به فرماندهی سریه‌ای[۱] برای سرکوبی آنان اعزام فرمود.

علل وقوع سریه

در سال ششم هجرت، زید بن حارثه برای تجارت به سوی شام حرکت کرد و مقداری طلا و نقره از اصحاب رسول‌ خدا صلی الله علیه و آله به همراه او بود. او دو پوست بز را دباغی کرد و مال خود را در آنها جای داد و با گروهی از مردم به راه افتاد. زید هنگامی که به نزدیکی «وادِی‌القُری» رسید، گروهی از «بَنِی بَدر» که جزء قبیله «فَزارِه» هستند، با او و یارانش روبرو شده و آنان را به سختی مضروب کردند، به حدّی که گمان کردند که آنها را کشته‌اند و پس از آن تمام کالاهای آنها را به غارت بردند.[۲]

زِید بن حارِثة در این واقعه از مرگ نجات پیدا کرده، خود را به مدینه و به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رساند و ماجرای حمله به کاروان و یارانش را به پیامبر اکرم گزارش داد.[۳] سپس پیامبر هم به او ماموریت یک سریه جدید را می دهد.

علاوه بر این، دلیل دیگری که برای حمله مسلمانان به قبیله بَنِی بَدر ذکر شده، آن است که «أم قرفه»، دختر رَبیعَة بن زِید،[۴] چهل تن از خویشان و نسل خویش را مأمور کرده بود تا به مدینه رفته و پیامبر صلی الله علیه و آله را به قتل برسانند.[۵] و این سریّه در دفع این توطئه انجام شد.

وقایع این سریه

پیامبر صلی الله علیه و آله در ماه رمضان سال ششم هجری[۶]، زید بن حارثه را به فرماندهی این سریه انتخاب کرده و اعزام نمودند. رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمودند: روزها را کمین کرده و شبها حرکت کنند تا دشمن از حرکت آنها آگاهی پیدا نکند.[۷] آنان به همراه راهنمایی که آنان را همراهی می‌کرد، به سوی بَنِی بَدر به راه افتادند.[۸]

بَنِی بَدر که از حرکت مسلمانان آگاهی یافته بودند به سختی ترسیدند، به گونه‌ای که روزها دیده‌بانی را بر روی کوهی که مشرف بر مسلمانان بود، می‌گماشتند و نگهبان راهی را که احتمال داشت مسلمانان از آن مسیر به آنان حمله کنند را زیر نظر داشت. معمولاً او پس از این که مسیر یک روز راه را دیده‌بانی و بررسی می‌کرد، به افراد قبیله می‌گفت: آسوده باشید، تاکنون خبری نبوده تا ببینیم بعداً چه خواهد شد![۹]

هنگامی که فاصله زِید بن حارِثه و یارانش، به مسافت یک روز مانده به بَنِی بَدر رسید، راهنمای مسلمانان راه را گم کرده و راه دیگری را در پیش گرفت. زمانی که شب فرارسید، مسلمانان متوجه اشتباه خود شدند و در همان شب راه را پیدا کرده و ابتدای صبح به نزدیکی قبیله بَنِی بَدر رسیدند. زِید بن حارِثه اصحاب خود را از تعقیب فراریان منع کرد و دستور داد که پراکنده نشوند. او از یارانش خواست تا هنگامی که او تکبیر گفت، آنان نیز تکبیر بگویند. مسلمانان پس از این که دشمن را محاصره کردند، زید تکبیر گفت و یارانش هم پس از او تکبیر گفتند. در این هنگام "سَلَمة بن أکوَع" برای جنگ بیرون آمد و مردی از بَنِی بَدر را گرفته و او را کشت. زید و یارانش نیز، "جاریه"، دختر "مالک بن حُذَیفه" و مادر او را که معروف به «امّ قرفه» بود در یکی از خانه‌ها به اسارت گرفتند و پس از آن "أمّ قرفه" بدست یکی از مسلمانان کشته شد.[۱۰] در انتها مسلمانان با غنایمی که بدست آورده بودند، راهی مدینه شدند.

گفتنی است كه اين سريه، یکی از سريه هایی بود كه زید بن حارثه، فرماندهي آن را بر عهده گرفته بود. وی سريه های ديگری را نيز فرماندهی كرد و سرانجام در يكی از آنها، به نام جنگ موته به شهادت رسيد.

پانویس

  1. سریه به گروهی از سپاه گفته می‌شود که به دستور رسول‌ خدا صلی الله علیه و آله به سوی مکانی و برای انجام ماموریتی اعزام می‌شدند، بدون آنکه پیامبر همراه آنان باشد (اندلسی‌، ابن عبدالبر؛ الدرر فی اختصار المغازی والسیر، قاهره‌، وزارت اوقاف مصر، ۱۴۱۵هـ.ق، چاپ اول، ص۱۰۳).
  2. واقدی، کتاب المغازی، ج۲، ص۵۶۴؛ السیرة النبویة، ج۲، ص۶۱۷؛ طبری، تاریخ الأمم والملوک، ج۲، ص۶۴۳ .
  3. کتاب المغازی، ج۲، ص۵۶۴؛ السیرة النبویة، ج۲، ص۶۱۷؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۹؛ تاریخ الأمم والملوک، ج۲، ص۶۴۳.
  4. کتاب المغازی، پیشین، ج۲، ص۵۶۴.
  5. یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب؛ تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بی تا، ج۲، ص۷۱.
  6. کتاب المغازی، پیشین، ج۲ص۵۶۴؛ الطبقات الکبری، پیشین، ج۲ص۶۹.
  7. کتاب المغازی، ج۲ص۵۶۴؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۹؛ تاریخ الأمم والملوک، ج۲، ص۶۴۲.
  8. کتاب المغازی، پیشین، ج۲، ص۵۶۴.
  9. کتاب المغازی، پیشین، ج۲، ص۵۶۴.
  10. کتاب المغازی، پیشین، ج۲، ص۵۶۴؛ سبل الهدی والرشاد، پیشین، ج۶، ص۹۹.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه