زهد: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش)
 
(۸ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
−
{{الگو:منبع الکترونیکی پایگاه معتبر|ماخذ=پایگاه}}
+
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
  
 +
'''«زهد»''' بی­ رغبتی و دل نبستن به [[دنیا]] است. کسی که به خدا [[ایمان]] آورده و دل در گرو سرای [[آخرت]] و جهان پایدار دارد، متاع دنیا را امانتی می­ داند که خدای بزرگ جهت آزمودنش در اختیار وی قرار داده است؛ لذا دیگر فریب دنیا را نمی­ خورد و از داشتن آن مسرور و از رفتن آن محزون نمی­ گردد. نیازمند نبودن، صبرکردن در مقابل [[حرام]]، آسان شدن گرفتاری ها و مشتاق بودن به سرای ابدی، از ثمرات زهد است.
  
 +
==معنای زهد==
  
−
== معنای زهد ==
+
«زهد» در لغت به معانی «بی­ رغبت شدن، روی بازگردانیدن از چیزی، پارسایی و ترک دنیا می ­باشد».<ref>دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش، چاپ اول، ج هشتم، ص۱۱۴۷۷.</ref> و در اصطلاح به معنی «بی­ رغبتی و دل نبستن به ظاهر [[دنیا]] به خاطر بدست آوردن [[آخرت]] و خشنودی و رضوان خداوند می ­باشد».<ref> انصاریان، حسین، عرفان اسلامی، دفتر انتشارات اسلام ۱۳ی، ۸۶ش، چاپ اول، ج هشتم، ص۱۳۸.</ref>
  
−
زهد در لغت به معانی «بی­رغبت شدن، روی بازگدانیدن از چیزی، پارسایی و ترک دنیا می­باشد» <ref> دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373ش، چاپ اول، ج هشتم، ص11477. </ref>
+
«در فرهنگ [[اسلام]] زهد به این معنا نیست که انسان از مال و منال دنیوی برخوردار نباشد، بلکه رکن اساسی و حقیقت زهد آن است که آدمی اسیر دنیا و مظاهر آن نگشته و در عین بهره مندی از آن، امیر و حاکم بر آن باشد؛ زهد دل کندن از دنیا و پرهیز از آمال و آرزوهایی است که تعلق به آنها انسان را زمین گیر می ­سازد».<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ مراحل اخلاق در قرآن، قم، اسراء، ۱۳۸۵ش، چاپ ششم، ج۱۱، ص۱۷۸.</ref>
−
و در اصطلاح به معنی «بی­رغبتی و دل نبستن به ظاهر دنیا به خاطر به دست آوردن آخرت و خشنودی و رضوان خداوند می­باشد» <ref> انصاریان، حسین، عرفان اسلامی، دفتر انتشارات اسلام 13ی،86ش، چاپ اول، ج هشتم، ص138. </ref>
 
−
«در فرهنگ اسلام زهد به این معنا نیست که انسان از مال و منال دنیوی برخوردار نباشد، بلکه رکن اساسی و حقیقت زهد آن است که آدمی اسیر دنیا و مظاهر آن نگشته و در عین بهره مندی از آن، امیر و حاکم بر آن باشد؛ زهد دل کندن از دنیا و پرهیز از آمال و آرزوهایی است که تعلق به آنها انسان را زمین گیر می­سازد».<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ مراحل اخلاق در قرآن، قم، اسراء، 1385ش، چاپ ششم، ج11، ص178.</ref>
 
−
«زهد غبار روبی دل است. صحنه دل، چون آیینه، مایل به سوی حق است و هر علاقه­ای به غیر خدا غباری است بر آیینه دل و چنان غبارآلوده و گرد گرفته، راهی به حریم خدا ندارد و غبار روبی ضریح دل و گردگیری رواق جان، شرط لازم تابش نور حق در آیینه دل است».<ref>کلینی، محمدبن یعقوب؛ کافی، تهران، دارالکتب الاسلامی، 1365ه .ش، چاپ چهارم، ج2، ص104.</ref>
 
  
−
== فضیلت زهد ==
+
«زهد غبار روبی دل است. صحنه دل، چون آیینه، مایل به سوی حق است و هر علاقه ­ای به غیر [[الله|خدا]] غباری است بر آیینه دل و چنان غبارآلوده و گرد گرفته، راهی به حریم خدا ندارد و غبار روبی ضریح دل و گردگیری رواق جان، شرط لازم تابش نور حق در آیینه دل است».
  
−
با مطالعه فرازهایی از حکمت های گهرنشان اولیای اسلام و پیشوایان معصوم دین بیش از پیش نسبت به ارزش زهد و فضیلت پارسایی آگاه خواهیم شد و چراغ راهمان خواهد شد تا به مقصود نائل شویم.
+
[[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] علیه السلام درباره حقیقت زهد می­ فرمایند: «همه زهد در دو جمله از [[قرآن]] آمده است. خداوند می­ فرماید: بر آنچه از دستتان می­ رود اندوهگین نشوید و به آنچه دستتان می ­آید شادمانی نکنید. بنابراین کسی که بر گذشته اندوه نخورد و برای آنچه به دستش می­ رسد شاد نشود، زاهد است».<ref>محدث نوری؛ مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۰۸ق، چاپ اول، ج۱۲، ص۴۴.</ref>
−
امام صادق(ع) می­فرمایند:
 
−
«همه خوبی­ها در خانه­ای استقرار یافته و کلیدش زهد و بی­رغبتی به دنیا قرار داده شده است»<ref>همان، ص130.</ref>
 
−
 
−
هرگاه خداوند خیر بنده­ای را بخواهد او را به دنیا بی­رغبت کرده و به دین آگاه و به عیبهای دنیا، بصیر می­سازد و به هرکسی این خصلتها داده شود، خیر دنیا و آخرت به او ارزانی شده است».<ref>تمیمی آمدی، عبدالواحدبن محمد؛ تصنیف غررالحکم و درر الکلم، مطبعۀ مکتب الاعلام الاسلامی، دفتر تبلیغات، 1378ش، چاپ اول، ص275.</ref>
 
−
بنابراین اگر دنبال خیر و نیکی هستیم منشأ آنها پارسایی و بی­رغبتی به دنیا است. زیرا همه خطاها و گناهان از محبت به دنیا ریشه می­گیرد و خانه ایمان را ویران می­سازد،
 
−
حضرت علی(ع) می­فرمایند:
 
−
«زهد کمیابترین چیزها و ارزشمندترین چیزی است که آدمی میشناسد؛ همگان آن را می­ستایند ولی بیشتر مردم به آن عمل نمی­کنند».<ref>مطهری، مرتضی؛ یادداشتهای استاد مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ سوم، ج5، ص382.</ref>
 
  
−
== فلسفه زهد ==
+
پارسایی در دنیا، پوشیدن لباسی خشن و خوردن غذای ناملایم نیست، بلکه زهد، کوتاه کردن آرزوهاست.<ref>مطهری، مرتضی؛ یادداشت های استاد مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ سوم، ج۵، ص۳۷۸.</ref> بنابراین زهد، ترک لذت گرایی هاست، اما ترک زندگی و اجتماع نیست.<ref>مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۱۶، ص۱۲.</ref>
  
−
درباره فلسفه زهد چند مطلب می­توان گفت:
+
==فضیلت زهد==
  
−
1 . '''رهایی از دنیا:''' زهد باعث می­شود انسان از زنجیر مادیات رهایی یابد و با شرایط طبیعی، خود را طوری تربیت کند که بتواند با کم بسازد و با امکانات کم زندگی کند و خود را از اسارت طبیعت آزاد کند.
+
با مطالعه فرازهایی از حکمت های گوهرنشان اولیای اسلام و پیشوایان [[معصوم]] دین، بیش از پیش نسبت به ارزش زهد و فضیلت پارسایی آگاه خواهیم شد و چراغ راهمان خواهد شد تا به مقصود نائل شویم.
−
«پس یک فلسفه زهد آزادی و سبکبالی است و نجات از ضعف است و انسان خود را از اسیر بودن به مادیات آزاد می­کند... انسان تا زاهد نباشد نمی تواند آزاد باشد.»<ref>سوره حشر، آیه 9.</ref>
 
  
−
2 . '''ایثار:''' فلسفه دیگر زهد ایثار است که یکی از عالی­ترین شئون انسانی است؛ وقتی که در جامعه ای انسانهایی نیازمند وجود داشته باشد، خدمت به همنوع ایجاب می­کند که انسان از مادیات صرف نظر کند و به دیگران ببخشد. به این دلیل که نعمت هایی که خدا به او بخشیده را فقط مال خودش نمی­داند و ایمان دارد که فردای قیامت از این نعمتها پرسیده خواهد شد. چنانکه آیه شریفه می­فرماید:
+
[[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه السلام می­ فرمایند: «همه خوبی­ها در خانه ­ای استقرار یافته و کلیدش زهد و بی­ رغبتی به دنیا قرار داده شده است».<ref>همان، ص۱۳۰.</ref>
−
«و آنها را بر خود مقدم می­دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند».<ref>سوره اعراف، آیه 32.</ref>
 
 
   
 
   
−
3 . '''همدردی:''' در بسیاری از مشکلات ممکن است کاری از انسان ساخته نباشد ولی انسان می­تواند خود را همرنگ دیگران بکند و اظهار همدردی بکند. در شرح حال عالم بزرگ وحید بهبهانی آمده است: «پسر آقای وحید بهبهانی، برای زن خود لباس فاخر تهیه کرده بود. مورد اعتراض مرحوم وحید قرار گرفت و فرزند ایشان در جواب پدر این آیه تلاوت نمود: «بگو چه کسی زینت­هایی را که خداوند برای بندگانش آفریده و روزی­های پاکیزه را حرام کرده است؟»<ref>مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، 1403ق، ج67، ص320.</ref> مرحوم وحید فرمود: من نمی­گویم خوب پوشیدن و استفاده کردن از نعمت­های الهی حرام است؛ ولی یگانه مایه تسلی خاطر فقرا در این شهر، ما هستیم که با دیدن ما و لباس و خوراکمان، احساس حقارت نمی­کنند و تسلی خاطری پیدا می­کنند. با خارج شدن ما از طبقه آنها و رفتن به طبقه اشراف، این نقطه اتکاء روحی به کلی ویران و موجب تزلزل و اضطراب و ناراحتی آنها می گردد.
+
هرگاه خداوند خیر بنده ­ای را بخواهد او را به دنیا بی ­رغبت کرده و به دین آگاه و به عیبهای دنیا، بصیر می ­سازد و به هر کسی این خصلتها داده شود، خیر دنیا و آخرت به او ارزانی شده است».<ref>تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مطبعه مکتب الاعلام الاسلامی، دفتر تبلیغات، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۷۵.</ref>
  
−
4 . '''معنویت روحی:''' دور نگاه داشتن خود از مادیات، روح را برای جذب شدن به معنویت آماده می­کند و راز این مطلب آن است که توجه و سرگرمی به اینها را با حالت معنوی خود منافی می­بینند.
+
بنابراین اگر دنبال خیر و نیکی هستیم منشأ آنها پارسایی و بی­ رغبتی به دنیا است. زیرا همه خطاها و گناهان از محبت به دنیا ریشه می­ گیرد و خانه [[ایمان]] را ویران می­ سازد، [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] علیه السلام می­ فرمایند: «زهد کمیاب ترین چیزها و ارزشمندترین چیزی است که آدمی می شناسد؛ همگان آن را می ­ستایند ولی بیشتر مردم به آن عمل نمی­ کنند».<ref>مطهری، مرتضی؛ یادداشتهای استاد مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ سوم، ج۵، ص۳۸۲.</ref>
  
−
== زهد حقیقی ==
+
==فلسفه زهد==
  
−
کسی که به خدا ایمان آورده و دل در گرو سرای آخرت و جهان پایدار دارد، متاع دنیا را امانتی می­داند که خدای بزرگ جهت آزمودنش در اختیار وی قرار داده است. لذا دیگر فریب دنیا را نمی­خورد و از داشتن آن مسرور و از رفتن آن محزون نمی­گردد.
+
درباره فلسفه و چرایی زهد چند مطلب می ­توان گفت:
−
حضرت علی(ع) درباره حقیقت زهد می­فرمایند:
 
  
−
«همه زهد در دو جمله از قرآن آمده است. خداوند می­فرماید: بر آنچه از دستتان می­رود اندوهگین نشوید و به آنچه دستتان می­آید شادمانی نکنید. بنابراین کسی که بر گذشته اندوه نخورد و برای آنچه به دستش می­رسد شاد نشود، زاهد است».<ref>محدث نوری؛ مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البیت، 1408ق، چاپ اول، ج12، ص44.</ref>
+
۱. '''رهایی از دنیا:''' زهد باعث می ­شود [[انسان]] از زنجیر مادیات رهایی یابد و با شرایط طبیعی، خود را طوری تربیت کند که بتواند با کم بسازد و با امکانات کم زندگی کند و خود را از اسارت طبیعت آزاد کند.
 +
«پس یک فلسفه زهد، آزادی و سبکبالی است و نجات از ضعف است و انسان خود را از اسیر بودن به مادیات آزاد می­ کند... انسان تا زاهد نباشد نمی تواند آزاد باشد.»
 +
 
 +
۲. '''ایثار:''' فلسفه دیگر زهد [[ایثار]] است که یکی از عالی­ترین شئون انسانی است؛ وقتی که در جامعه ای انسانهایی نیازمند وجود داشته باشد، خدمت به همنوع ایجاب می­ کند که انسان از مادیات صرف نظر کند و به دیگران ببخشد. به این دلیل که نعمت هایی که خدا به او بخشیده را فقط مال خودش نمی ­داند و ایمان دارد که فردای قیامت از این نعمتها پرسیده خواهد شد. چنانکه [[آیه]] شریفه می­ فرماید: «و آنها را بر خود مقدم می­ دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند».<ref>سوره حشر، آیه ۹.</ref>
 
   
 
   
−
پارسایی در دنیا، پوشیدن لباسی خشن و خوردن غذای ناملایم نیست بلکه زهد، کوتاه کردن آرزوهاست.<ref>مطهری، مرتضی؛ یادداشتهای استاد مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ سوم، ج5، ص378.</ref>
+
۳. '''همدردی:''' در بسیاری از مشکلات ممکن است کاری از انسان ساخته نباشد ولی انسان می­ تواند خود را همرنگ دیگران بکند و اظهار همدردی بکند. در شرح حال عالم بزرگ [[وحید بهبهانی]] آمده است: «پسر آقای وحید بهبهانی، برای زن خود لباس فاخر تهیه کرده بود. مورد اعتراض مرحوم وحید قرار گرفت و فرزند ایشان در جواب پدر این آیه تلاوت نمود: «بگو چه کسی زینت­هایی را که خداوند برای بندگانش آفریده و روزی­های پاکیزه را حرام کرده است؟»<ref>سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref> مرحوم وحید فرمود: من نمی­ گویم خوب پوشیدن و استفاده کردن از نعمت­های الهی حرام است؛ ولی یگانه مایه تسلی خاطر فقرا در این شهر، ما هستیم که با دیدن ما و لباس و خوراکمان، احساس حقارت نمی ­کنند و تسلی خاطری پیدا می ­کنند. با خارج شدن ما از طبقه آنها و رفتن به طبقه اشراف، این نقطه اتکاء روحی به کلی ویران و موجب تزلزل و اضطراب و ناراحتی آنها می گردد».<ref>مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۶۷، ص۳۲۰.</ref>
  
−
بنابراین زهد، ترک لذت گرایی هاست اما ترک زندگی و اجتماع نیست.<ref>مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، 1403ق، ج16، ص12.</ref>
+
۴. '''معنویت روحی:''' دور نگاه داشتن خود از مادیات، [[روح]] را برای جذب شدن به معنویت آماده می­ کند و راز این مطلب آن است که توجه و سرگرمی به اینها را با حالت معنوی خود منافی می ­بینند.
  
−
== ثمرات زهد ==
+
==ثمرات زهد==
  
−
1 . '''چشیدن حلاوت ایمان:''' وقتی بنده­ای به خاطر خدا، لذت دنیا را از دلش خارج می­کند خدای کریم در مقابل، شیرینی ایمان را به وی ارزانی می­دارد و این لذت ایمان، لذتی ابدی، معنوی و آرامش دهنده و الهی می­باشد.
+
۱. '''چشیدن حلاوت ایمان:''' وقتی بنده ­ای به خاطر خدا، لذت دنیا را از دلش خارج می­ کند، خدای کریم در مقابل، شیرینی [[ایمان]] را به وی ارزانی می ­دارد و این لذت ایمان، لذتی ابدی، معنوی و آرامش دهنده و الهی می­ باشد. [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه السلام می ­فرمایند: «چشیدن حلاوت ایمان بر دلهای شما حرام است، مگر آنگاه که دلهایتان به دنیا زاهد و بی ­رغبت باشد».<ref>تمیعی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مطبعه مکتب الاعلام الاسلامی، انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۷۶.</ref>
  
−
امام صادق(ع) می­فرمایند:
+
۲. '''ریزش رحمت الهی:''' دل زاهد، سرشار از عشق خداست. چرا که او محبت خدا را به جای محبت دنیا انتخاب کرده و هر جا که محبت خدا باشد، بی­ گمان رحمت الهی هم در آنجا متجلی می­ شود. [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] علیه السلام می ­فرمایند: «به دنیا زاهد و بی­ رغبت باش تا رحمت بر تو فرود آید».<ref>مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۷۴، ص۱۷۳.</ref>
  
−
«چشیدن حلاوت ایمان بر دلهای شما حرام است، مگر آنگاه که دلهایتان به دنیا زاهد و بی­رغبت باشد».<ref>تمیعی آمدی، عبدالواحدبن محمد؛ تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مطبعۀ مکتب الاعلام الاسلامی، انتشارات دفتر تبلیغات، 1378ش، چاپ اول، ص276.</ref>
+
۳. '''آسان شدن گرفتاری ها:''' هدف زاهد بزرگ بوده و سختی­های راه در برابر هدف بزرگ او اصلاً به حساب نمی ­آیند. برای نمونه کسی که می­ خواهد در کنکور جزء نمرات اول باشد و در بهترین دانشگاه مشغول به تحصیل شود، انجام ندادن بازی ها و سرگرمی­ها و نرفتن به مهمانی و شب بیداری کشیدن­ها برایش آسان می­ شود. [[پیامبر اسلام|پیامبر اعظم]] صلی الله علیه و آله می ­فرمایند: «هرکه دل از دنیا برکند، مصیبت ها و گرفتاری ها بر او آسان شود».<ref>تمیعی آمدی، تصنیف غررالحکم و درر الکلم، مطبعه مکتب الاعلام الاسلامی، دفتر تبلیغات، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۷۷.</ref>
  
−
2 . '''ریزش رحمت الهی:''' دل زاهد، سرشار از عشق خداست. چراکه او محبت خدا را به جای محبت دنیا انتخاب کرده و هرجا که محبت خدا باشد، بی­گمان رحمت الهی هم در آنجا متجلی می­شود.
+
۴. '''جاری شدن حکمت:''' زاهد واقع بین می­ شود. چون حقیقت را یافته و اوهام و خیالات در سر ندارد. زیرا آنها از هوی و هوس نشأت می ­گیرد و محبت به دنیاست که انسان را به سوی هوی و هوس می­ کشاند. کسی که محبت دنیا در دلش نباشد در او [[حکمت]] جاری می­ شود. هرجا حکمت باشد، بصیرت و دانایی نیز در آنجا حضور دارد و حکمت برای زاهد چراغی می­ شود تا وی را به مقصد برساند. حضرت علی علیه السلام می­ فرمایند: «بوسیله زهد است که حکمت به بار می ­نشیند».<ref>حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق، چاپ دوم، ص۲۰۰.</ref>
−
حضرت علی(ع) می­فرمایند:
 
  
−
«به دنیا زاهد و بی­رغبت باش تا رحمت بر تو فرود آید».<ref>مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، 1403ق، ج74، ص173.</ref>
+
۵. '''صبرکردن در مقابل حرام:''' چون زاهد محبت دنیا در دلش نیست، دست به کارهای [[حرام]] نمی ­زند. زمانی کسی کار حرام مرتکب می ­شود که آن کار را دوست داشته باشد و از آن لذت ببرد. حضرت علی علیه السلام می ­فرمایند: «زاهد به دنیا کسی است که در مقابل حرام شکیبایی خود را از دست ندهد و در برابر نعمت های [[حلال]]، او را از شکرگزاری غافل نسازد».<ref>مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۶۷، ص۳۱۳.</ref>
  
−
3 . '''آسان شدن گرفتاریها:''' هدف زاهد بزرگ بوده و سختی­های راه در برابر هدف بزرگ او اصلاً به حساب نمی­آیند. برای نمونه کسی که که می­خواهد در کنکور جزء نمرات اول باشد و در بهترین دانشگاه مشغول به تحصیل شود، انجام ندادن بازیها و سرگرمی­ها و نرفتن به مهمانی و شب بیداری کشیدن­ها برایش آسان می­شود.
+
۶. '''کارهای خداپسندانه انجام دادن:''' پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می ­فرمایند: «گفتم ای [[جبرئیل]] تفسیر زهد چیست؟ گفت: زاهد آنچه را که آفریدگارش دوست دارد، دوست می ­دارد و آنچه را آفریدگارش ناخوش دارد، ناخوش می­ دارد و از حلال دنیا می­ پرهیزد و به حرام آن توجه نمی ­کند؛ زیرا که حلال آن حساب دارد و حرامش کیفر و همچنانکه به خودش رحم می­ کند به همه مسلمانان نیز رحم می­ کند و همان­گونه که از مردار  بسیار بدبو دوری می­ کند از کلام بیجا نیز  می­ پرهیزد و همچنانکه از آتش دوری می­ کند که مبادا او را فراگیرد از ریزه های دنیا نیز کناره می­ گیرد و آرزویش کوتاه است و مرگ رادر برابر چشم خود دارد».<ref>همان، ج۷۴، ص۴۲۷.</ref>
−
پیامبر اعظم(ص) می­فرمایند:
 
−
 
 
−
«هرکه دل از دنیا برکند، مصیبتها و گرفتاریها بر او آسان شود».<ref>تمیعی آمدی، عبدالواحدبن محمد؛ تصنیف غررالحکم و درر الکلم، مطبعۀ مکتب الاعلام الاسلامی، دفتر تبلیغات، 1378ش، چاپ اول، ص277.</ref>
 
−
 
 
−
4. '''جاری شدن حکمت:''' زاهد واقع بین می­شود. چون حقیقت را یافته و اوهام و خیالات در سر ندارد. زیرا آنها از هوی و هوس نشأت می­گیرد و محبت به دنیاست که انسان را به سوی هوی و هوس می­کشاند. کسی که محبت دنیا در دلش نباشد در او حکمت جاری می­شود. هرجا حکمت باشد، بصیرت و دانایی نیز در آنجا حضور دارد و حکمت برای زاهد چراغی می­شود تا وی را به مقصد برساند.
 
−
حضرت علی(ع) می­فرمایند:
 
−
 
 
−
«بوسیله زهد است که حکمت به بار می­نشیند».<ref>حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین، 1404ق، چاپ دوم، ص200.</ref>
 
−
 
 
−
با توجه به روایات معصومین ثمرات دیگر زهد را می­توان آسایش و راحتی و نیازمند نبودن زاهد، عزیز بودن در دنیا، رسیدن به فلاح و رستگاری، مشتاق بودن به سرای ابدی ذکر کرد.
 
−
 
 
−
== صفات زاهد ==
 
−
 
 
−
1 . '''صبر کردن در مقابل حرام:''' چون زاهد محبت دنیا در دلش نیست دست به کارهای حرام نمی­زند. زمانی کسی کار حرام مرتکب می­شود که آن کار را دوست داشته باشد و از آن لذت ببرد. حضرت علی(ع) می­فرمایند:
 
−
«زاهد به دنیا کسی است که در مقابل حرام شکیبایی خود را از دست ندهد و در برابر نعمتهای حلال، او را از شکر گزاری غافل نسازد».<ref>مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، 1403ق، ج67، ص313.</ref>
 
−
 
−
2 . '''کارهای خداپسندانه انجام دادن:''' پیامبر اعظم(ص) می­فرمایند:
 
−
«گفتم ای جبرئیل تفسیر زهد چیست؟ گفت: زاهد آنچه را که آفریدگارش دوست دارد، دوست می­دارد و آنچه را آفریدگارش ناخوش دارد، ناخوش می­دارد و از حلال دنیا می­پرهیزد و به حرام آن توجه نمی­کند؛ زیرا که حلال آن حساب دارد و حرامش کیفر و همچنانکه به خودش رحم می­کند به همه مسلمانان نیز رحم می­کند و همان­گونه که از مردار  بسیار بدبو دوری می­کند از کلام بیجا نیز  می­پرهیزد و همچنانکه از آتش دوری می­کند که مبادا او را فراگیرد از ریزه های دنیا نیز کناره می­گیرد و آرزویش کوتاه است و مرگ رادر برابر چشم خود دارد».<ref>همان، ج74، ص427.</ref>
 
  
−
3 .''' بی اعتنایی به دنیا''': زاهد به سبب دلبستگی های اخروی و معنوی، به مظاهر مادی دنیا بی­اعتناست و از پیامدهای خطرناک وابستگی به دنیا آگاه است و می­داند اگر دلبسته به مال دنیا شود سرمایه عظیم انسانیت از دستش خواهد رفت به همین خاطر به چیزی دل می­بندد که ابدی و جاودانه باشد.
+
۶. '''بی اعتنایی به دنیا''': زاهد به سبب دلبستگی های اخروی و معنوی، به مظاهر مادی دنیا بی­ اعتناست و از پیامدهای خطرناک وابستگی به دنیا آگاه است و می­ داند اگر دلبسته به مال دنیا شود سرمایه عظیم انسانیت از دستش خواهد رفت. به همین خاطر به چیزی دل می ­بندد که ابدی و جاودانه باشد. حضرت علی علیه السلام می ­فرمایند: «هر چه دنیا بیشتر برای زاهد خودآرایی کند او بیشتر به آن پشت می­ کند.»<ref> همان، ج۷۴، ص۴۲۷. </ref>
−
حضرت علی(ع) می­فرمایند:
 
−
«هرچه دنیا بیشتر برای زاهد خودآرایی کند او بیشتر به آن پشت می­کند.»<ref> همان، ج74، ص427. </ref>
 
  
−
4 . '''برگزیدن آخرت:''' شخص زاهد به دنبال لذت و آرامش حقیقی و دایمی است و ارزشهای دنیوی را به چشم حقارت نگریسته و به آنها بها نمی­دهد و دنیا را برای دنیا نمی­خواهد بلکه برای بندگی خدا، انفاق و خدمت به خدا و برای آبادی آخرت می­خواهد. زاهد هنگامی که راه طولانی و توشه اندک خویش را می­نگرد دنیا را نه ناپسند بلکه کم و زودگذر می­یابد، به همین خاطر در جستجوی حقیقتی ماندگار گام بر­می­دارد و در این راه ،آخرت را در برابر دنیا انتخاب می­کند و رنج و سختیهای این راه را به جان می­خرد و با همتی بلند و پشتکاری فراوان به مقصود خویش نائل می­گردد.
+
۷. '''برگزیدن آخرت:''' شخص زاهد به دنبال لذت و آرامش حقیقی و دایمی است و ارزش های دنیوی را به چشم حقارت نگریسته و به آنها بها نمی­ دهد و دنیا را برای دنیا نمی ­خواهد بلکه برای بندگی خدا، [[انفاق]] و خدمت به خدا و برای آبادی آخرت می ­خواهد. زاهد هنگامی که راه طولانی و توشه اندک خویش را می ­نگرد دنیا را نه ناپسند بلکه کم و زودگذر می­ یابد، به همین خاطر در جستجوی حقیقتی ماندگار گام بر­می­ دارد و در این راه، آخرت را در برابر دنیا انتخاب می­ کند و رنج و سختی های این راه را به جان می ­خرد و با همتی بلند و پشتکاری فراوان به مقصود خویش نائل می­ گردد. امام صادق علیه السلام می­ فرمایند: «زاهد کسی است که آخرت را بر دنیا بر می­ گزیند و خاکساری را بر بزرگی و اقتدار و رنج را بر آسایش و گرسنگی را بر سیری و سربلندی آخرت را بر محبت دنیا و ذکر و یاد خدا و آخرت را بر غفلت می­ گزیند و پیکرش در دنیاست و دلش در آخرت».<ref> همان، ج۶۷، ص۳۱۵.</ref>
  
−
امام صادق(ع) می­فرمایند:
+
==پانویس==
 +
<references />
  
−
«زاهد کسی است که آخرت را بر دنیا بر می­گزیند و خاکساری را بر بزرگی و اقتدار و رنج را بر آسایش و گرسنگی را بر سیری و سربلندی آخرت را بر محبت دنیا و ذکر و یاد خدا و آخرت را بر غفلت می­گزیند و پیکرش در دنیاست و دلش در آخرت».<ref> همان، ج67، ص315 </ref>
+
==منابع==
 +
* مهدی امینی، زهد، [http://www.pajoohe.ir دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: ۲۹ مهر ۱۳۹۱.
  
 +
==پیوندها==
  
−
== پانویس ==
+
* [[زهد/زهد مذموم (شهید مطهری)|زهد مذموم در گفتار شهید مطهری]]
 +
* [[زهد/اهداف زهد (شهید مطهری)|اهداف زهد اسلامی در گفتار شهید مطهری]]
  
−
<references/>
 
 
[[رده:اخلاق فردی]]
 
[[رده:اخلاق فردی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ مهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۲:۲۹

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


«زهد» بی­ رغبتی و دل نبستن به دنیا است. کسی که به خدا ایمان آورده و دل در گرو سرای آخرت و جهان پایدار دارد، متاع دنیا را امانتی می­ داند که خدای بزرگ جهت آزمودنش در اختیار وی قرار داده است؛ لذا دیگر فریب دنیا را نمی­ خورد و از داشتن آن مسرور و از رفتن آن محزون نمی­ گردد. نیازمند نبودن، صبرکردن در مقابل حرام، آسان شدن گرفتاری ها و مشتاق بودن به سرای ابدی، از ثمرات زهد است.

معنای زهد

«زهد» در لغت به معانی «بی­ رغبت شدن، روی بازگردانیدن از چیزی، پارسایی و ترک دنیا می ­باشد».[۱] و در اصطلاح به معنی «بی­ رغبتی و دل نبستن به ظاهر دنیا به خاطر بدست آوردن آخرت و خشنودی و رضوان خداوند می ­باشد».[۲]

«در فرهنگ اسلام زهد به این معنا نیست که انسان از مال و منال دنیوی برخوردار نباشد، بلکه رکن اساسی و حقیقت زهد آن است که آدمی اسیر دنیا و مظاهر آن نگشته و در عین بهره مندی از آن، امیر و حاکم بر آن باشد؛ زهد دل کندن از دنیا و پرهیز از آمال و آرزوهایی است که تعلق به آنها انسان را زمین گیر می ­سازد».[۳]

«زهد غبار روبی دل است. صحنه دل، چون آیینه، مایل به سوی حق است و هر علاقه ­ای به غیر خدا غباری است بر آیینه دل و چنان غبارآلوده و گرد گرفته، راهی به حریم خدا ندارد و غبار روبی ضریح دل و گردگیری رواق جان، شرط لازم تابش نور حق در آیینه دل است».

حضرت علی علیه السلام درباره حقیقت زهد می­ فرمایند: «همه زهد در دو جمله از قرآن آمده است. خداوند می­ فرماید: بر آنچه از دستتان می­ رود اندوهگین نشوید و به آنچه دستتان می ­آید شادمانی نکنید. بنابراین کسی که بر گذشته اندوه نخورد و برای آنچه به دستش می­ رسد شاد نشود، زاهد است».[۴]

پارسایی در دنیا، پوشیدن لباسی خشن و خوردن غذای ناملایم نیست، بلکه زهد، کوتاه کردن آرزوهاست.[۵] بنابراین زهد، ترک لذت گرایی هاست، اما ترک زندگی و اجتماع نیست.[۶]

فضیلت زهد

با مطالعه فرازهایی از حکمت های گوهرنشان اولیای اسلام و پیشوایان معصوم دین، بیش از پیش نسبت به ارزش زهد و فضیلت پارسایی آگاه خواهیم شد و چراغ راهمان خواهد شد تا به مقصود نائل شویم.

امام صادق علیه السلام می­ فرمایند: «همه خوبی­ها در خانه ­ای استقرار یافته و کلیدش زهد و بی­ رغبتی به دنیا قرار داده شده است».[۷]

هرگاه خداوند خیر بنده ­ای را بخواهد او را به دنیا بی ­رغبت کرده و به دین آگاه و به عیبهای دنیا، بصیر می ­سازد و به هر کسی این خصلتها داده شود، خیر دنیا و آخرت به او ارزانی شده است».[۸]

بنابراین اگر دنبال خیر و نیکی هستیم منشأ آنها پارسایی و بی­ رغبتی به دنیا است. زیرا همه خطاها و گناهان از محبت به دنیا ریشه می­ گیرد و خانه ایمان را ویران می­ سازد، حضرت علی علیه السلام می­ فرمایند: «زهد کمیاب ترین چیزها و ارزشمندترین چیزی است که آدمی می شناسد؛ همگان آن را می ­ستایند ولی بیشتر مردم به آن عمل نمی­ کنند».[۹]

فلسفه زهد

درباره فلسفه و چرایی زهد چند مطلب می ­توان گفت:

۱. رهایی از دنیا: زهد باعث می ­شود انسان از زنجیر مادیات رهایی یابد و با شرایط طبیعی، خود را طوری تربیت کند که بتواند با کم بسازد و با امکانات کم زندگی کند و خود را از اسارت طبیعت آزاد کند. «پس یک فلسفه زهد، آزادی و سبکبالی است و نجات از ضعف است و انسان خود را از اسیر بودن به مادیات آزاد می­ کند... انسان تا زاهد نباشد نمی تواند آزاد باشد.»

۲. ایثار: فلسفه دیگر زهد ایثار است که یکی از عالی­ترین شئون انسانی است؛ وقتی که در جامعه ای انسانهایی نیازمند وجود داشته باشد، خدمت به همنوع ایجاب می­ کند که انسان از مادیات صرف نظر کند و به دیگران ببخشد. به این دلیل که نعمت هایی که خدا به او بخشیده را فقط مال خودش نمی ­داند و ایمان دارد که فردای قیامت از این نعمتها پرسیده خواهد شد. چنانکه آیه شریفه می­ فرماید: «و آنها را بر خود مقدم می­ دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند».[۱۰]

۳. همدردی: در بسیاری از مشکلات ممکن است کاری از انسان ساخته نباشد ولی انسان می­ تواند خود را همرنگ دیگران بکند و اظهار همدردی بکند. در شرح حال عالم بزرگ وحید بهبهانی آمده است: «پسر آقای وحید بهبهانی، برای زن خود لباس فاخر تهیه کرده بود. مورد اعتراض مرحوم وحید قرار گرفت و فرزند ایشان در جواب پدر این آیه تلاوت نمود: «بگو چه کسی زینت­هایی را که خداوند برای بندگانش آفریده و روزی­های پاکیزه را حرام کرده است؟»[۱۱] مرحوم وحید فرمود: من نمی­ گویم خوب پوشیدن و استفاده کردن از نعمت­های الهی حرام است؛ ولی یگانه مایه تسلی خاطر فقرا در این شهر، ما هستیم که با دیدن ما و لباس و خوراکمان، احساس حقارت نمی ­کنند و تسلی خاطری پیدا می ­کنند. با خارج شدن ما از طبقه آنها و رفتن به طبقه اشراف، این نقطه اتکاء روحی به کلی ویران و موجب تزلزل و اضطراب و ناراحتی آنها می گردد».[۱۲]

۴. معنویت روحی: دور نگاه داشتن خود از مادیات، روح را برای جذب شدن به معنویت آماده می­ کند و راز این مطلب آن است که توجه و سرگرمی به اینها را با حالت معنوی خود منافی می ­بینند.

ثمرات زهد

۱. چشیدن حلاوت ایمان: وقتی بنده ­ای به خاطر خدا، لذت دنیا را از دلش خارج می­ کند، خدای کریم در مقابل، شیرینی ایمان را به وی ارزانی می ­دارد و این لذت ایمان، لذتی ابدی، معنوی و آرامش دهنده و الهی می­ باشد. امام صادق علیه السلام می ­فرمایند: «چشیدن حلاوت ایمان بر دلهای شما حرام است، مگر آنگاه که دلهایتان به دنیا زاهد و بی ­رغبت باشد».[۱۳]

۲. ریزش رحمت الهی: دل زاهد، سرشار از عشق خداست. چرا که او محبت خدا را به جای محبت دنیا انتخاب کرده و هر جا که محبت خدا باشد، بی­ گمان رحمت الهی هم در آنجا متجلی می­ شود. حضرت علی علیه السلام می ­فرمایند: «به دنیا زاهد و بی­ رغبت باش تا رحمت بر تو فرود آید».[۱۴]

۳. آسان شدن گرفتاری ها: هدف زاهد بزرگ بوده و سختی­های راه در برابر هدف بزرگ او اصلاً به حساب نمی ­آیند. برای نمونه کسی که می­ خواهد در کنکور جزء نمرات اول باشد و در بهترین دانشگاه مشغول به تحصیل شود، انجام ندادن بازی ها و سرگرمی­ها و نرفتن به مهمانی و شب بیداری کشیدن­ها برایش آسان می­ شود. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می ­فرمایند: «هرکه دل از دنیا برکند، مصیبت ها و گرفتاری ها بر او آسان شود».[۱۵]

۴. جاری شدن حکمت: زاهد واقع بین می­ شود. چون حقیقت را یافته و اوهام و خیالات در سر ندارد. زیرا آنها از هوی و هوس نشأت می ­گیرد و محبت به دنیاست که انسان را به سوی هوی و هوس می­ کشاند. کسی که محبت دنیا در دلش نباشد در او حکمت جاری می­ شود. هرجا حکمت باشد، بصیرت و دانایی نیز در آنجا حضور دارد و حکمت برای زاهد چراغی می­ شود تا وی را به مقصد برساند. حضرت علی علیه السلام می­ فرمایند: «بوسیله زهد است که حکمت به بار می ­نشیند».[۱۶]

۵. صبرکردن در مقابل حرام: چون زاهد محبت دنیا در دلش نیست، دست به کارهای حرام نمی ­زند. زمانی کسی کار حرام مرتکب می ­شود که آن کار را دوست داشته باشد و از آن لذت ببرد. حضرت علی علیه السلام می ­فرمایند: «زاهد به دنیا کسی است که در مقابل حرام شکیبایی خود را از دست ندهد و در برابر نعمت های حلال، او را از شکرگزاری غافل نسازد».[۱۷]

۶. کارهای خداپسندانه انجام دادن: پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می ­فرمایند: «گفتم ای جبرئیل تفسیر زهد چیست؟ گفت: زاهد آنچه را که آفریدگارش دوست دارد، دوست می ­دارد و آنچه را آفریدگارش ناخوش دارد، ناخوش می­ دارد و از حلال دنیا می­ پرهیزد و به حرام آن توجه نمی ­کند؛ زیرا که حلال آن حساب دارد و حرامش کیفر و همچنانکه به خودش رحم می­ کند به همه مسلمانان نیز رحم می­ کند و همان­گونه که از مردار بسیار بدبو دوری می­ کند از کلام بیجا نیز می­ پرهیزد و همچنانکه از آتش دوری می­ کند که مبادا او را فراگیرد از ریزه های دنیا نیز کناره می­ گیرد و آرزویش کوتاه است و مرگ رادر برابر چشم خود دارد».[۱۸]

۶. بی اعتنایی به دنیا: زاهد به سبب دلبستگی های اخروی و معنوی، به مظاهر مادی دنیا بی­ اعتناست و از پیامدهای خطرناک وابستگی به دنیا آگاه است و می­ داند اگر دلبسته به مال دنیا شود سرمایه عظیم انسانیت از دستش خواهد رفت. به همین خاطر به چیزی دل می ­بندد که ابدی و جاودانه باشد. حضرت علی علیه السلام می ­فرمایند: «هر چه دنیا بیشتر برای زاهد خودآرایی کند او بیشتر به آن پشت می­ کند.»[۱۹]

۷. برگزیدن آخرت: شخص زاهد به دنبال لذت و آرامش حقیقی و دایمی است و ارزش های دنیوی را به چشم حقارت نگریسته و به آنها بها نمی­ دهد و دنیا را برای دنیا نمی ­خواهد بلکه برای بندگی خدا، انفاق و خدمت به خدا و برای آبادی آخرت می ­خواهد. زاهد هنگامی که راه طولانی و توشه اندک خویش را می ­نگرد دنیا را نه ناپسند بلکه کم و زودگذر می­ یابد، به همین خاطر در جستجوی حقیقتی ماندگار گام بر­می­ دارد و در این راه، آخرت را در برابر دنیا انتخاب می­ کند و رنج و سختی های این راه را به جان می ­خرد و با همتی بلند و پشتکاری فراوان به مقصود خویش نائل می­ گردد. امام صادق علیه السلام می­ فرمایند: «زاهد کسی است که آخرت را بر دنیا بر می­ گزیند و خاکساری را بر بزرگی و اقتدار و رنج را بر آسایش و گرسنگی را بر سیری و سربلندی آخرت را بر محبت دنیا و ذکر و یاد خدا و آخرت را بر غفلت می­ گزیند و پیکرش در دنیاست و دلش در آخرت».[۲۰]

پانویس

  1. ↑ دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش، چاپ اول، ج هشتم، ص۱۱۴۷۷.
  2. ↑ انصاریان، حسین، عرفان اسلامی، دفتر انتشارات اسلام ۱۳ی، ۸۶ش، چاپ اول، ج هشتم، ص۱۳۸.
  3. ↑ جوادی آملی، عبدالله؛ مراحل اخلاق در قرآن، قم، اسراء، ۱۳۸۵ش، چاپ ششم، ج۱۱، ص۱۷۸.
  4. ↑ محدث نوری؛ مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۰۸ق، چاپ اول، ج۱۲، ص۴۴.
  5. ↑ مطهری، مرتضی؛ یادداشت های استاد مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ سوم، ج۵، ص۳۷۸.
  6. ↑ مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۱۶، ص۱۲.
  7. ↑ همان، ص۱۳۰.
  8. ↑ تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مطبعه مکتب الاعلام الاسلامی، دفتر تبلیغات، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۷۵.
  9. ↑ مطهری، مرتضی؛ یادداشتهای استاد مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ سوم، ج۵، ص۳۸۲.
  10. ↑ سوره حشر، آیه ۹.
  11. ↑ سوره اعراف، آیه ۳۲.
  12. ↑ مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۶۷، ص۳۲۰.
  13. ↑ تمیعی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مطبعه مکتب الاعلام الاسلامی، انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۷۶.
  14. ↑ مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۷۴، ص۱۷۳.
  15. ↑ تمیعی آمدی، تصنیف غررالحکم و درر الکلم، مطبعه مکتب الاعلام الاسلامی، دفتر تبلیغات، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۷۷.
  16. ↑ حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق، چاپ دوم، ص۲۰۰.
  17. ↑ مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۶۷، ص۳۱۳.
  18. ↑ همان، ج۷۴، ص۴۲۷.
  19. ↑ همان، ج۷۴، ص۴۲۷.
  20. ↑ همان، ج۶۷، ص۳۱۵.

منابع

پیوندها

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه