اخلاق: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سطر ۵: سطر ۵:
 
خلق (بر وزن قفل و عنق) بمعنى عادت و طبع و مروّت و دين است چنانكه در قاموس و اقرب گفته {{متن قرآن|«وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ»}}  حقّا كه تو بر خلق عظيمى استوارى <ref>قرشى، سيد على اكبر، قاموس قرآن، 7 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، ششم، 1412 ه‍ ق  ، ج2 ص 292</ref>
 
خلق (بر وزن قفل و عنق) بمعنى عادت و طبع و مروّت و دين است چنانكه در قاموس و اقرب گفته {{متن قرآن|«وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ»}}  حقّا كه تو بر خلق عظيمى استوارى <ref>قرشى، سيد على اكبر، قاموس قرآن، 7 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، ششم، 1412 ه‍ ق  ، ج2 ص 292</ref>
  
−
علمى كه پيرامون صفات نفسانى بحث مى كند، نيك و بد و خير و شر را به انسان تعليم داده، راه چگونه زيستن را به او مى آموزد، «علم اخلاق» نام دارد. موضوع آن، نفس و روح انسان و هدف آن پيراستن نفس از پستي‌ها، آراستن آن به فضايل و خصلت‌هاى اخلاقى، توجه دادن به خودشناسى و در نتيجه، رساندن انسان به كمال و سعادت است.
+
علمى كه پيرامون صفات نفسانى بحث مى كندو نيك و بد و خير و شر را به انسان تعليم داده و راه چگونه زيستن را به او مى آموزد، «علم اخلاق» نام دارد. موضوع آن، نفس و روح انسان و هدف آن پيراستن نفس از پستي‌ها، آراستن آن به فضايل و خصلت‌هاى اخلاقى، توجه دادن به خودشناسى و در نتيجه، رساندن انسان به كمال و سعادت است.
  
 
از اين رو، علم اخلاق يكى از ضرورى ترين علوم براى انسان است.
 
از اين رو، علم اخلاق يكى از ضرورى ترين علوم براى انسان است.
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
 
[[امام كاظم]] عليه السلام فرمود: «الْزَمُ الْعِلْمِ لَكَ مادَلَّكَ عَلى صَلاحِ قَلْبِكَ وَاظْهَرَلَكَ فَسادَهُ؛<ref> [[بحارالانوار]]، ج 78، ص 333، اسلاميه.</ref> لازمترين علم براى تو آن است كه تو را به پاكسازى دل (و تهذيب نفس) راهنمايى كرده، فساد آن را براى تو آشكار كند».
 
[[امام كاظم]] عليه السلام فرمود: «الْزَمُ الْعِلْمِ لَكَ مادَلَّكَ عَلى صَلاحِ قَلْبِكَ وَاظْهَرَلَكَ فَسادَهُ؛<ref> [[بحارالانوار]]، ج 78، ص 333، اسلاميه.</ref> لازمترين علم براى تو آن است كه تو را به پاكسازى دل (و تهذيب نفس) راهنمايى كرده، فساد آن را براى تو آشكار كند».
  
−
'''جايگاه اخلاق در اسلام '''
 
−
 
−
مسأله [[اخلاق]] و [[تهذيب نفس]] در اسلام، از اهميت بسيار بالايى برخوردار است. به گونه ای  كه از اهداف نزول [[قرآن كريم]] تربيت اخلاقى، تهذيب انسان و رشد و هدايت جامعه است و خصلت‌هاى اخلاقى را ملاك ارزش انسان مى داند. زيرا در مقام ستايش و تمجيد [[پيامبران]] الهى، آنان را به جهت دارابودن صفات اخلاقى نيكو مى ستايد. براى مثال، [[حضرت ابراهيم]] عليه السلام را به خاطر برخوردارى از سه صفت عالى اخلاقى ستوده، مى فرمايد: {{متن قرآن|«إِنَّ ابْراهيمَ لَحَليمٌ اوَّاهٌ مُنيبٌ»}}؛<ref> [[سوره هود]]، آيه 75.</ref> همانا ابراهيم بردبار، بسيار مهربان و بازگشت كننده (به سوى خدا) بود.
 
−
 
−
درباره پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مى فرمايد: {{متن قرآن|«وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ»}}؛<ref> [[سوره قلم]]، آيه 4.</ref> همانا تو صاحب اخلاق عظيم و برجسته اى هستى.
 
−
 
−
در اهميت اخلاق و تزكيه نفس همين بس كه [[قرآن كريم]] رمز موفقيت [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله را در ايفاى رسالت خويش و گسترش [[توحيد]]، اخلاق نيكوى آن حضرت مى داند و مى فرمايد: {{متن قرآن|«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»}}؛<ref> [[سوره آل عمران]]، آيه 159.</ref> در پرتو رحمت الهى، تو با مردم مهربان شدى در حالى كه اگر خشن، تندخو و سنگدل بودى از اطراف تو پراكنده مى شدند.
 
−
 
−
با دقت در روايات اسلامى و زندگانى معصومين عليهم السلام بخوبى درمى يابيم كه تمام شئون زندگى آن بزرگواران، مظهر تجلى صفات اخلاقى و خصلت‌هاى ارزنده انسانى بوده و به تمام معنا اخلاق الهى را در وجودشان به كمال رساندند و پرچمدار تقوا، فضايل و اخلاق پسنديده انسانى شدند.
 
−
 
−
با توجه به اين كه انسان موجودى با اراده و مختار است، بايد آگاهانه و آزادانه در پى اجراى دستورات الهى قيام كند و اين گونه حركت، با وضع قوانين خشك و اعمال قدرت تحقق نمى يابد، بلكه بايد انگيزه لازم در انسان پديد آيد تا انسان بدون احساس فشار و تنگنا در اين راستا قيام كند و اين انگيزه را [[ايمان]] و اخلاق پديد مى آورد و قوت مى بخشد و قوانين الهى در كنار ارزش‌هاى اخلاقى قابل اجرا مى گردد. بنابراين ارزش‌هاى اخلاقى نگهبان دين و ضامن اجراى قوانين خواهند بود.
 
−
 
−
به علاوه، رشد و تكامل دينى بشر نبايد در حد اجراى قوانين الهى متبلور در واجب و [[حرام]] متوقف شود، از اين رو، تكامل دينى بيشتر نيازمند ارزش‌هايى فراتر از حد ضرورت شريعت است و آن ارزشها در اخلاق نمودار مى گردد.
 
−
 
−
[[رسول خدا]] صلى الله عليه  و آله فرمود: «الْأَخْلاقُ وِعاءُالدّينِ؛<ref> ميزان الحكمة، ج 3، ص 137.</ref> اخلاق ظرف دين است». (يعنى دين در ظرف اخلاق پديد مى آيد، رشد مى كند و باقى مى ماند) و حتى  بعضى از احاديث، داشتن فضايل انسانى و اخلاق نيكو را، مساوى با تمام دين يا نصف دين دانسته و از ريشه‌دار بودن آن در دين و تعاليم دينى پرده برمى دارد، به گونه اى كه آن را از بخشش‌هاى الهى مى شمارد.
 
−
 
−
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «الْأَخْلاقُ مَنايِحُ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ...؛<ref> بحارالانوار، ج 71، ص 394.</ref> اخلاق، بخشش‌هايى از خداوند بزرگ است...».
 
−
 
−
ارزش‌هاى اخلاقى، صرف‌نظر از جنبه مذهبى از ضروريات زندگى يك جامعه سعادتمند است.
 
−
 
−
اميرمؤمنان على عليه‌السلام در اين باره مى فرمايد: «لَوْكُنَّا لانَرْجُوا جَنَّةً وَلا نَخْشى ناراً وَلا ثَواباً وَلا عِقاباً لَكانَ يَنْبَغى  لَنا انْ نُطالِبَ بِمَكارِمِ الْأَخْلاقِ فَإِنَّها مِمَّا تَدُلُّ عَلى سَبيلِ النَّجاحِ؛<ref> كودك، فلسفى، ج 1، ص 218 به نقل از آداب النفس، ج 1، ص 26.</ref> اگر به [[بهشت]] و ثواب (آخرت) اميدوار نباشيم و از آتش و عذاب ([[جهنم]]) نهراسيم، باز هم شايسته است كه فضيلت‌هاى اخلاقى را طلب كنيم؛ زيرا فضايل اخلاقى، از چيزهايى است كه ما را به راه رستگارى هدايت مى كند».
 
  
 
'''ضرورت اخلاق و خودسازى '''
 
'''ضرورت اخلاق و خودسازى '''
  
−
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّ لِلَّهِ تَعالى مَلَكاً يَنْزِلُ فى  كُلِّ لَيْلَةٍ فَيُنادى : يا ابْناءَ الْعِشْرينَ جِدُّوا وَاجْتَهِدُوا؛<ref> مستدرك الوسائل، ج 12، ص 157، آل البيت.</ref> خداى متعال را فرشته اى است كه هر شب فرود آمده، ندا مى دهد: اى جوانان بيست ساله! كوشش كنيد و (براى نيل به كمال و سعادت خود) مجاهده نماييد».
+
[[پيامبر اكرم]] صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّ لِلَّهِ تَعالى مَلَكاً يَنْزِلُ فى  كُلِّ لَيْلَةٍ فَيُنادى : يا ابْناءَ الْعِشْرينَ جِدُّوا وَاجْتَهِدُوا؛<ref> [[مستدرك الوسائل]]، ج 12، ص 157، آل البيت.</ref> خداى متعال را فرشته اى است كه هر شب فرود آمده، ندا مى دهد: اى جوانان بيست ساله! كوشش كنيد و (براى نيل به كمال و سعادت خود) مجاهده نماييد».
  
 
آغاز سنين جوانى، بهار به دست آوردن فضيلت‌هاى انسانى است.
 
آغاز سنين جوانى، بهار به دست آوردن فضيلت‌هاى انسانى است.
  
−
على عليه السلام در نامه خود به [[امام حسن]] مجتبى عليه السلام فرمود: «...إِنَّما قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْارْضِ الْخالِيَةِ ما الْقِىَ فيها مِنْ شَىْ ءٍ قَبِلَتْهُ فَبادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ انْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ...؛<ref> [[نهج البلاغه]]، فيض الاسلام، نامه 31، ص 912.</ref> دل نوجوان، مانند زمين خالى است كه هر بذرى در آن افشانده شود، مى پذيرد. از اين رو، پيش از آنكه (عمر زيادى بر تو بگذرد و) دلت سخت گردد، به ادب و تربيت تو پرداختم...».
+
[[امام على]] عليه السلام در نامه خود به [[امام حسن]] مجتبى عليه السلام فرمود: «...إِنَّما قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْارْضِ الْخالِيَةِ ما الْقِىَ فيها مِنْ شَىْ ءٍ قَبِلَتْهُ فَبادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ انْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ...؛<ref> [[نهج البلاغه]]، فيض الاسلام، نامه 31، ص 912.</ref> دل نوجوان، مانند زمين خالى است كه هر بذرى در آن افشانده شود، مى پذيرد. از اين رو، پيش از آنكه (عمر زيادى بر تو بگذرد و) دلت سخت گردد، به ادب و تربيت تو پرداختم...».
  
 
در جاى ديگر به همه جوانان خداجو و آرمان‌خواه سفارش مى كند: «يامَعْشَرَالْفِتْيانِ، حَصِّنُوا اعْراضَكُمْ بِالْأَدَبِ...؛<ref> جوان، فلسفى، ج 1، ص 194، به نقل از تاريخ يعقوبى، ص 152.</ref> اى قشر جوان! آبروى خويش را با ادب حفظ كنيد...
 
در جاى ديگر به همه جوانان خداجو و آرمان‌خواه سفارش مى كند: «يامَعْشَرَالْفِتْيانِ، حَصِّنُوا اعْراضَكُمْ بِالْأَدَبِ...؛<ref> جوان، فلسفى، ج 1، ص 194، به نقل از تاريخ يعقوبى، ص 152.</ref> اى قشر جوان! آبروى خويش را با ادب حفظ كنيد...
  
−
امام خمينى قدس سره نيز خطاب به جوانان مى فرمايد:
 
−
«جوانان ننشينند كه گرد پيرى سر و روى آنان را سفيد كند. ما به پيرى رسيده ايم و به مصايب و مشكلات آن واقفيم. شما تا جوان هستيد، مى توانيد كارى انجام دهيد، تا نيرو واراده جوانى داريد، مى توانيد هواهاى نفسانى، مشتهيات دنيايى و خواسته هاى حيوانى را از خود دور سازيد، ولى اگر در جوانى به فكر اصلاح و ساختن خود نباشيد ديگر در پيرى كار از كار گذشته است. تا جوانيد فكر كنيد، نگذاريد پير و فرسوده شويد، قلب جوان لطيف و ملكوتى است، انگيزه هاى فساد در آن ضعيف مى باشد، ليكن هر چه سن بالا رود، ريشه گناه در قلب قويتر و محكمتر مى گردد تا جايى كه كندن آن از دل، ممكن نيست».<ref> مبارزه با نفس يا جهاد اكبر، امام خمينى قدس سره، ص 60-61، مهر.</ref>
 
−
 
−
'''روش اخلاقى قرآن '''
 
−
 
−
براى حاكميت اخلاق نيكو در جامعه مى توان به درمان بيماري‌هاى اخلاقى پرداخت و نيز مى‌توان اقدام به بهداشت اخلاقى و پيشگيرى از پيدايش ناهنجاري هاى اخلاقى كرد. روش [[قرآن]] اين است كه با تربيت دينى و رشد ايمان و اعتقاد به خدا جلو پيدايش رذايل اخلاقى را مى گيرد و به عبارت ديگر، روش قرآن بهداشت و پيگيرى روحى و اخلاقى است، نه آن كه اجازه دهد بيماري‌هاى اخلاقى پديد آيد و به درمان آن بپردازد، البته اسلام براى زشتي‌هاى اخلاقى راه درمان را نيز نشان داده است؛ اما در آغاز اقدام به جلوگيرى از پيدايش و رشد ناهنجاريهاى اخلاقى مى كند و همواره پيشگيرى آسانتر و بهتر از درمان بيمارى است.
 
−
 
−
«اسلام از آغاز دل انسان را با [[ايمان]] و عشق به خدا پر مى كند. نتيجه ايمان به خدا نيز جز اعمال و صفات نيكو نيست، پس روش [[قرآن]] بر اساس توحيد خالص و كامل بنا شده است، توحيدى كه تنها در اسلام ديده مى شود و ضامن اسلام است».<ref> [[تفسيرالميزان]]، ج 1، ص 358، اقتباس.</ref>
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ ‏۱ دسامبر ۲۰۱۵، ساعت ۱۵:۰۳

واژه شناسی اخلاق

اخلاق «جمع خُلق» و در لغت به معناى خوي‌هاست[۱] و در اصطلاح، عبارت است از حالت نفسانى راسخ در نفس كه با پيدايش آن حالت، اعمال اخلاقى بدون زحمت و نياز به تأنّى و تأمّل سر مى زند.[۲] چنانچه صاحب قاموس قرآن می نویسد: خلق (بر وزن قفل و عنق) بمعنى عادت و طبع و مروّت و دين است چنانكه در قاموس و اقرب گفته «وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ» حقّا كه تو بر خلق عظيمى استوارى [۳]

علمى كه پيرامون صفات نفسانى بحث مى كندو نيك و بد و خير و شر را به انسان تعليم داده و راه چگونه زيستن را به او مى آموزد، «علم اخلاق» نام دارد. موضوع آن، نفس و روح انسان و هدف آن پيراستن نفس از پستي‌ها، آراستن آن به فضايل و خصلت‌هاى اخلاقى، توجه دادن به خودشناسى و در نتيجه، رساندن انسان به كمال و سعادت است.

از اين رو، علم اخلاق يكى از ضرورى ترين علوم براى انسان است.

امام كاظم عليه السلام فرمود: «الْزَمُ الْعِلْمِ لَكَ مادَلَّكَ عَلى صَلاحِ قَلْبِكَ وَاظْهَرَلَكَ فَسادَهُ؛[۴] لازمترين علم براى تو آن است كه تو را به پاكسازى دل (و تهذيب نفس) راهنمايى كرده، فساد آن را براى تو آشكار كند».


ضرورت اخلاق و خودسازى

پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّ لِلَّهِ تَعالى مَلَكاً يَنْزِلُ فى كُلِّ لَيْلَةٍ فَيُنادى : يا ابْناءَ الْعِشْرينَ جِدُّوا وَاجْتَهِدُوا؛[۵] خداى متعال را فرشته اى است كه هر شب فرود آمده، ندا مى دهد: اى جوانان بيست ساله! كوشش كنيد و (براى نيل به كمال و سعادت خود) مجاهده نماييد».

آغاز سنين جوانى، بهار به دست آوردن فضيلت‌هاى انسانى است.

امام على عليه السلام در نامه خود به امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود: «...إِنَّما قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْارْضِ الْخالِيَةِ ما الْقِىَ فيها مِنْ شَىْ ءٍ قَبِلَتْهُ فَبادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ انْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ...؛[۶] دل نوجوان، مانند زمين خالى است كه هر بذرى در آن افشانده شود، مى پذيرد. از اين رو، پيش از آنكه (عمر زيادى بر تو بگذرد و) دلت سخت گردد، به ادب و تربيت تو پرداختم...».

در جاى ديگر به همه جوانان خداجو و آرمان‌خواه سفارش مى كند: «يامَعْشَرَالْفِتْيانِ، حَصِّنُوا اعْراضَكُمْ بِالْأَدَبِ...؛[۷] اى قشر جوان! آبروى خويش را با ادب حفظ كنيد...


پانویس

  1. ↑ لغت نامه دهخدا، ج 5، ص 1525، دانشگاه تهران.
  2. ↑ محجة البيضا، ج 5، ص 95، صدوق.
  3. ↑ قرشى، سيد على اكبر، قاموس قرآن، 7 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، ششم، 1412 ه‍ ق ، ج2 ص 292
  4. ↑ بحارالانوار، ج 78، ص 333، اسلاميه.
  5. ↑ مستدرك الوسائل، ج 12، ص 157، آل البيت.
  6. ↑ نهج البلاغه، فيض الاسلام، نامه 31، ص 912.
  7. ↑ جوان، فلسفى، ج 1، ص 194، به نقل از تاريخ يعقوبى، ص 152.

منابع

نعمت‌الله یوسفیان، علی‌اصغر الهامی‌نیا؛ اخلاق اسلامى، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، جلد 1، صفحه 15-20.

قرشى، سيد على اكبر، قاموس قرآن، 7 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، ششم، 1412 ه‍ ق ، ج2 ص 292

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه