غزوه بنی قریظه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(رده ها)
سطر ۲: سطر ۲:
  
  
 +
'''کلیدواژه: بنی قریظه، غزوه بني قريظه، یهودیان بنی قریظه، وقایع سال پنجم هجری، ابولبابه، كعب بن اسد، توبه ابولبابه، استوانه توبه'''
  
 +
غزوه در اصطلاح به جنگی گفته می­شود که پیامبر صلی الله علیه و آله خود فرماندهی آن را به عهده داشت. غزوه بنی­قریظه، سومین جنگ پیامبر صلی الله علیه و آله با یهودیان [[مدینه]] به شمار می­رود و در سال پنجم هجرت اتفاق افتاد.<ref>طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الطبری، تحقیق ابوصهیب الکرمی، بیروت، بیت الافکار الدولیة، بی‌تا، چاپ اول، ص397.</ref>
  
−
غزوه در اصطلاح به جنگی گفته می­شود که پیامبر(ص) خود فرماندهی آن را به عهده داشت.
+
یهودیان بنی­قریظه به همراه یهودیان بنی‌نضیر و بنی­قینقاع از هم­پیمانان پیامبر صلی الله علیه و آله به شمار می­رفتند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، تحقیق مؤسسة الهدی، قاهره، دارالتقوی، 2004م، چاپ اول، ج2، ص108.</ref> که هر سه قبیله پیمان­شکن شدند.<ref> واقدی، محمد بن سعد؛ کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1989م، چاپ اول، ج1، ص363. درباره بنی قریظه ر.ک: همان، ج2، ص295 و ابن هشام، پیشین، ج3، ص8.</ref>
−
غزوه بنی­قریظه، سومین جنگ پیامبر(ص) با یهودیان مدینه به شمار می­رود، و در سال پنجم هجرت اتفاق افتاد.[1] یهودیان بنی­قریظه به همراه یهودیان بنی‌نضیر و بنی­قینقاع از هم­پیمانان پیامبر(ص) به شمار می­رفتند[2] که هر سه قبیله پیمان­شکن شدند.[3] پیش از بیان غزوه بنی­قریظه ابتدا این نکته باید مورد توجه قرار گیرد که طبق پیمان پیامبر(ص) با این یهودیان، آنان حق هیچ­گونه فعالیتی علیه پیامبر(ص) و مسلمانان را نداشتند. با این حال یهودیان بنی‌قریظه در جنگ خندق(احزاب) نقض پیمان کرده و با مشرکان مکه در جنگ علیه مسلمانان همکاری کردند.[4] این رفتار بنی­قریظه موجب شد، در طول جنگ  ضربه روحی شدیدی بر مسلمانان وارد شود. قرآن کریم در اشاره به این موضوع می­فرماید: «به خاطر بیاورید زمانی را که آنها از طرف بالا و پایین [شهر] بر شما وارد شدند [و مدینه را محاصره کردند] و زمانی را که چشم­ها از شدت وحشت خیره شده و جان‌ها به لب رسیده بود.»[5] از این­رو  بعد از پایان جنگ خندق پیامبر(ص) به دستور خداوند، سپاهیان را به فرماندهی "علی بن ابیطالب(ع)" به سمت قلعه­های یهودیان بنی­قریظه فرماندهی کرد.[6] پیامبر(ص) لوای خود را به ایشان سپرد. در ادامه بلال را امر کرد تا ندا دهد که مسلمانان نماز عصر را جز در محله بنی­قریظه بجا نیاورند،[7] بعد از مدتی قلعه­ها محاصره شد. محاصره­ای که پانزده روز و بنا بر نقلی دیگر بیست و پنج روز به طول انجامید.[8] مسلمانان با مقابله اندك بنی­قریظه روبرو شدند؛[9] ولی آنها سرانجام خود خواستار مذاکره و صلح با مسلمانان شدند. آنان خواستار آن بودند كه رسول­خدا(ص) مشابه همان برخوردی كه با بنی­نضیر داشت، با آنان داشته باشد. به این صورت که تمام اموال و اسلحه­ها مال مسلمانان باشد، در مقابل از خون آنان گذشته شود. سپس همراه زنان و فرزندان خود مدینه را ترک کنند و هر کدام به اندازه یک بار شتر با خود ببرند. این درخواست با مخالفت پیامبر(ص) روبرو شد. از این­رو آنان دوباره طرح دیگری پیشنهاد دادند، مبنی بر اینکه، مسلمانان از خون آنان بگذرند، زنان و فرزندانشان به آنها واگذار شود و بدون هیچ مالی از مدینه بیرون بروند. این بار نیز پیامبر(ص) با خواسته آنان مخالفت کردند. پیامبر(ص) به بنی­قریظه فرمودند: «فقط باید به حکم من گردن نهید.»[10]
 
−
یهودیان بنی­قریظه که همه راه­ها را به روی خود بسته می­دیدند، از طرفی محاصره نیز سخت­تر شده بود، از "ابی‌­لبابه بن عبدالمنذر" به عنوان خیرخواهی، در خواست مشورت کردند.[11] ابی­لبابه از مسلمانان بود و خود به همراه خانواده­اش نزد یهودیان بنی­قریظه زندگی می­کردند و از هم­پیمانان آنان به شمار می­رفت. وی به آنان گفت: «اگر تسلیم شوید، بدانید که حکم پیامبر(ص) درباره شما ذبح ـ با اشاره به گردن خویش ـ است»؛ ولی از کار خود پشیمان شد. ابی­لبابه در حالی که «انا لله و انا الیه راجعون» می­خواند،[12] با خود می­گفت: «به خدا و رسولش خیانت کردم.» و  از قلعه بنی­قریظه بیرون آمد. او بدون این که پیش رسول­خدا(ص) برود به مسجد رفت و خود را با طناب به ستونی بست. ابی­لبابه با خود عهد کرد، یا بمیرد یا اینکه خداوند توبه­اش را بپذیرد.[13]
 
−
بعد از این جریان، یهودیان دوباره به مشورت نشستند. برخی از آنها پیشنهاد مسلمان شدن و برخی دیگر پیشنهاد جزیه را مطرح کردند که هیچ کدام مورد قبول واقع نشد.[14] آنان که ترس شدیدی سراسر وجودشان را فرا گرفته بود،[15] تصمیم بر قبول حکم پیامبر(ص) گرفتند و سرانجام یهودیان بنی­قریظه تسلیم شدند. پیامبر(ص) "محمد بن مسلمه" را بر آنان گمارد، سپس مردانشان را کتف بسته در محلی نگه داشتند، زنان و بچه­هایشان را نیز در گوشه­ای دیگر جمع کردند و "عبدالله بن سلام" را مسؤول آنان نمودند. کالاها، اثاث، لباس و تمام سلاح­ها را گردآوری کردند. بیش از 1500 شمشیر، 300 زره، 2000 نیزه و 1500 سپر جمع­آوری شد. در میان غنائم همچنین احشام بسیاری وجود داشت.[16] از سویی دیگر قبیله «اوس» که در دوران جاهلیت از هم­پیمانان بنی‌قریظه به شمار می­رفت، اعتراض کردند. آنان به پیامبر(ص) می­گفتند همان­گونه که یهودیان بنی­قینقاع را به "عبدالله بن ابی"، منافق، بخشیدی یهودیان بنی­قریظه را نیز بر ما ببخشید و بر آنان همانند بنی­نضیر، ‌بیرون رفتن از مدینه پس از تسلیم سلاح­ها و املاک آنها، حکم كنید. پیامبر(ص) نتیجه را بر حکمیت "سعد بن معاذ" بزرگ اوسیان، واگذار کرد، معترضین نیز استقبال کردند.[17] سعد بن معاذ را در حالی که مجروح بود، آوردند. او حکم به قتل جنگ‌جویان، اسارت زنان و تقسیم اموال بنی­قریظه کرد.[18] پیامبر(ص) درباره حکم سعد بن معاذ فرمود: «به تحقیق به حکم خداوند متعال حکم کرد، حکمی که از فراز آسمان­های هفت‌گانه مشخص شده بود.»[19]
 
−
درباره ابولبابه نیز باید گفت، پس از چند روز خداوند توبه او را نیز قبول کرد. او آن قدر صبر كرد تا به دست رسول­خدا(ص) از ستونی كه به «ستون توبه» معروف شد آزاد گردید.[20] همچنین باید گفت، در طول محاصره بنی­قریظه رسول­خدا(ص) "ابن ام مکتوم" را به عنوان جانشین خود در مدینه، انتخاب کرده بود.[21]
 
−
 
  
−
[1]. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الطبری، تحقیق ابوصهیب الکرمی، بیروت، بیت الافکار الدولیة، بی‌تا، چاپ اول، ص397.
+
پیش از بیان غزوه بنی­قریظه ابتدا این نکته باید مورد توجه قرار گیرد که طبق پیمان پیامبر صلی الله علیه و آله با این یهودیان، آنان حق هیچ­گونه فعالیتی علیه پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان را نداشتند. با این حال یهودیان بنی‌قریظه در جنگ خندق (احزاب) نقض پیمان کرده و با مشرکان [[مکه]] در جنگ علیه مسلمانان همکاری کردند.<ref>واقدی، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، مؤسسة الاعلمی، بیروت، 1989م، ج2، ص484.</ref>
−
[2]. ابن هشام، السیرة النبویه، تحقیق مؤسسة الهدی، قاهره، دارالتقوی، 2004م.، چاپ اول، ج2، ص108.
 
−
[3]. واقدی، محمد بن سعد؛ کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1989م.، چاپ اول، ج1، ص363. درباره بنی قریظه ر.ک: همان، ج2، ص295 و ابن هشام، پیشین، ج3، ص8.
 
−
[4]. واقدی، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، مؤسسة الاعلمی، بیروت، 1989م.، ج2، ص484.
 
−
[5]. احزاب، آیه 10
 
−
[6]. طبری، پیشین، ص397.
 
−
[7]. واقدی، پیشین، ج2، ص57.
 
−
[8]. طبری، پیشین، ص397.
 
−
[9]. واقدی، پیشین، طبقات الکبری، ج2، ص57.                                             
 
−
[10]. همان، ج2، ص501.
 
−
[11]. طبری، پیشین، ص397.
 
−
[12]. واقدی، پیشین، طبقات الکبری، ج2، ص57.
 
−
[13]. ابن هشام، پیشین، ج3، ص141.
 
−
[14]. واقدی، پیشین، ج2، ص503.
 
−
[15]. ابن هشام، پیشین، ج3، ص139.
 
−
[16]. واقدی، پیشین، طبقات الکبری، ج2، ص57.
 
−
[17]. طبری، پیشین، ص398
 
−
[18]. بلاذری، احمد بن یحیی، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، 1998م.، ج1، ص431.
 
−
[19]. واقدی، پیشین و طبقات الکبری، ج2، ص58.
 
−
[20]. طبری، پیشین، ص398.
 
−
[21]. بلاذری، پیشین، ج1، ص434.
 
  
−
==منبع==
+
این رفتار بنی­قریظه موجب شد، در طول جنگ  ضربه روحی شدیدی بر مسلمانان وارد شود. [[قرآن کریم]] در اشاره به این موضوع می­فرماید: «به خاطر بیاورید زمانی را که آنها از طرف بالا و پایین [شهر] بر شما وارد شدند [و مدینه را محاصره کردند] و زمانی را که چشم­ها از شدت وحشت خیره شده و جان‌ها به لب رسیده بود».<ref>[[سوره احزاب]]، آیه 10.</ref>
−
[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=36478 عباس ميرزايي، غزوه بني قريظه ، سایت پژوهه]، بازیابی:7 بهمن 1391
+
 
 +
از این­رو  بعد از پایان جنگ خندق پیامبر صلی الله علیه و آله به دستور خداوند، سپاهیان را به فرماندهی "علی بن ابیطالب علیه السلام" به سمت قلعه­های یهودیان بنی­قریظه فرماندهی کرد.<ref>طبری، پیشین، ص397.</ref>
 +
 
 +
پیامبر صلی الله علیه و آله لوای خود را به ایشان سپرد. در ادامه بلال را امر کرد تا ندا دهد که مسلمانان [[نماز عصر]] را جز در محله بنی­قریظه بجا نیاورند،<ref>واقدی، پیشین، ج2، ص57.</ref> بعد از مدتی قلعه­ها محاصره شد. محاصره­ای که پانزده روز و بنابر نقلی دیگر بیست و پنج روز به طول انجامید.<ref>طبری، پیشین، ص397.</ref>
 +
 
 +
مسلمانان با مقابله اندك بنی­قریظه روبرو شدند؛<ref>واقدی، پیشین، طبقات الکبری، ج2، ص57.</ref> ولی آنها سرانجام خود خواستار مذاکره و صلح با مسلمانان شدند. آنان خواستار آن بودند كه رسول ­خدا صلی الله علیه و آله مشابه همان برخوردی كه با بنی­نضیر داشت، با آنان داشته باشد.
 +
 
 +
به این صورت که تمام اموال و اسلحه­ها مال مسلمانان باشد، در مقابل از خون آنان گذشته شود. سپس همراه زنان و فرزندان خود [[مدینه]] را ترک کنند و هر کدام به اندازه یک بار شتر با خود ببرند. این درخواست با مخالفت پیامبر صلی الله علیه و آله روبرو شد. از این­رو آنان دوباره طرح دیگری پیشنهاد دادند، مبنی بر این که مسلمانان از خون آنان بگذرند، زنان و فرزندانشان به آنها واگذار شود و بدون هیچ مالی از مدینه بیرون بروند. این بار نیز پیامبر صلی الله علیه و آله با خواسته آنان مخالفت کردند.
 +
 
 +
پیامبر صلی الله علیه و آله به بنی­قریظه فرمودند: «فقط باید به حکم من گردن نهید».<ref>همان، ج2، ص501.</ref>
 +
 
 +
یهودیان بنی­قریظه که همه راه­ها را به روی خود بسته می­دیدند، از طرفی محاصره نیز سخت­تر شده بود، از "ابی‌­لبابه بن عبدالمنذر" به عنوان خیرخواهی، درخواست مشورت کردند.<ref>طبری، پیشین، ص397.</ref>
 +
 
 +
ابی­لبابه از مسلمانان بود و خود به همراه خانواده­اش نزد یهودیان بنی­قریظه زندگی می­کردند و از هم­پیمانان آنان به شمار می­رفت. وی به آنان گفت: «اگر تسلیم شوید، بدانید که حکم پیامبر صلی الله علیه و آله درباره شما ذبح ـ با اشاره به گردن خویش ـ است»؛ ولی از کار خود پشیمان شد. ابی­لبابه در حالی که «انا لله و انا الیه راجعون» می­خواند،<ref>واقدی، پیشین، طبقات الکبری، ج2، ص57.</ref> با خود می­گفت: «به خدا و رسولش خیانت کردم» و از قلعه بنی­قریظه بیرون آمد. او بدون این که پیش [[رسول ­خدا]] صلی الله علیه و آله برود به مسجد رفت و خود را با طناب به ستونی بست. ابی­لبابه با خود عهد کرد یا بمیرد یا این که خداوند توبه­اش را بپذیرد.<ref>ابن هشام، پیشین، ج3، ص141.</ref>
 +
 
 +
بعد از این جریان، یهودیان دوباره به مشورت نشستند. برخی از آنها پیشنهاد مسلمان شدن و برخی دیگر پیشنهاد جزیه را مطرح کردند که هیچ کدام مورد قبول واقع نشد.<ref>واقدی، پیشین، ج2، ص503.</ref> آنان که ترس شدیدی سراسر وجودشان را فراگرفته بود،<ref> ابن هشام، پیشین، ج3، ص139.</ref> تصمیم بر قبول حکم پیامبر صلی الله علیه و آله گرفتند و سرانجام یهودیان بنی­قریظه تسلیم شدند.
 +
 
 +
پیامبر صلی الله علیه و آله "محمد بن مسلمه" را بر آنان گمارد، سپس مردانشان را کتف بسته در محلی نگه داشتند، زنان و بچه­هایشان را نیز در گوشه­ای دیگر جمع کردند و "عبدالله بن سلام" را مسئول آنان نمودند. کالاها، اثاث، لباس و تمام سلاح­ها را گردآوری کردند.
 +
 
 +
بیش از 1500 شمشیر، 300 زره، 2000 نیزه و 1500 سپر جمع­آوری شد. در میان غنائم همچنین احشام بسیاری وجود داشت.<ref>واقدی، پیشین، طبقات الکبری، ج2، ص57.</ref> از سویی دیگر قبیله «اوس» که در دوران جاهلیت از هم­پیمانان بنی‌قریظه به شمار می­رفت، اعتراض کردند.
 +
 
 +
آنان به پیامبر صلی الله علیه و آله می­گفتند همان­گونه که یهودیان بنی­قینقاع را به "عبدالله بن ابی"، منافق، بخشیدی یهودیان بنی­قریظه را نیز بر ما ببخشید و بر آنان همانند بنی­نضیر، ‌بیرون رفتن از [[مدینه]] پس از تسلیم سلاح­ها و املاک آنها، حکم كنید.
 +
 
 +
پیامبر صلی الله علیه و آله نتیجه را بر حکمیت "سعد بن معاذ" بزرگ اوسیان واگذار کرد، معترضین نیز استقبال کردند.<ref>طبری، پیشین، ص398.</ref> سعد بن معاذ را در حالی که مجروح بود، آوردند. او حکم به قتل جنگ‌جویان، اسارت زنان و تقسیم اموال بنی­قریظه کرد.<ref>بلاذری، احمد بن یحیی، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، 1998م، ج1، ص431.</ref>
 +
 
 +
پیامبر صلی الله علیه و آله درباره حکم سعد بن معاذ فرمود: «به تحقیق به حکم خداوند متعال حکم کرد، حکمی که از فراز آسمان­های هفت‌گانه مشخص شده بود».<ref>واقدی، پیشین و طبقات الکبری، ج2، ص58.</ref>
 +
 
 +
درباره ابولبابه نیز باید گفت، پس از چند روز خداوند توبه او را نیز قبول کرد. او آن قدر صبر كرد تا به دست رسول ­خدا صلی الله علیه و آله از ستونی كه به «ستون توبه» معروف شد آزاد گردید.<ref>طبری، پیشین، ص398.</ref> همچنین باید گفت، در طول محاصره بنی­قریظه رسول ­خدا صلی الله علیه و آله "ابن ام مکتوم" را به عنوان جانشین خود در مدینه، انتخاب کرده بود.<ref>بلاذری، پیشین، ج1، ص434.</ref>
 +
 
 +
==پانویس==
 +
{{پانویس}}
 +
 
 +
==منابع==
 +
* [http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=36478 عباس ميرزايي، غزوه بني قريظه، سایت پژوهه]، بازیابی: 7 بهمن 1391.
  
 
[[رده:غزوات پیامبر اکرم]]
 
[[رده:غزوات پیامبر اکرم]]
 
[[رده:جنگ های صدر اسلام]]
 
[[رده:جنگ های صدر اسلام]]
 
[[رده:ستیزه گری های یهودیت با اسلام]]
 
[[رده:ستیزه گری های یهودیت با اسلام]]

نسخهٔ ‏۹ مهٔ ۲۰۱۳، ساعت ۱۰:۰۳

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


کلیدواژه: بنی قریظه، غزوه بني قريظه، یهودیان بنی قریظه، وقایع سال پنجم هجری، ابولبابه، كعب بن اسد، توبه ابولبابه، استوانه توبه

غزوه در اصطلاح به جنگی گفته می­شود که پیامبر صلی الله علیه و آله خود فرماندهی آن را به عهده داشت. غزوه بنی­قریظه، سومین جنگ پیامبر صلی الله علیه و آله با یهودیان مدینه به شمار می­رود و در سال پنجم هجرت اتفاق افتاد.[۱]

یهودیان بنی­قریظه به همراه یهودیان بنی‌نضیر و بنی­قینقاع از هم­پیمانان پیامبر صلی الله علیه و آله به شمار می­رفتند[۲] که هر سه قبیله پیمان­شکن شدند.[۳]

پیش از بیان غزوه بنی­قریظه ابتدا این نکته باید مورد توجه قرار گیرد که طبق پیمان پیامبر صلی الله علیه و آله با این یهودیان، آنان حق هیچ­گونه فعالیتی علیه پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان را نداشتند. با این حال یهودیان بنی‌قریظه در جنگ خندق (احزاب) نقض پیمان کرده و با مشرکان مکه در جنگ علیه مسلمانان همکاری کردند.[۴]

این رفتار بنی­قریظه موجب شد، در طول جنگ ضربه روحی شدیدی بر مسلمانان وارد شود. قرآن کریم در اشاره به این موضوع می­فرماید: «به خاطر بیاورید زمانی را که آنها از طرف بالا و پایین [شهر] بر شما وارد شدند [و مدینه را محاصره کردند] و زمانی را که چشم­ها از شدت وحشت خیره شده و جان‌ها به لب رسیده بود».[۵]

از این­رو بعد از پایان جنگ خندق پیامبر صلی الله علیه و آله به دستور خداوند، سپاهیان را به فرماندهی "علی بن ابیطالب علیه السلام" به سمت قلعه­های یهودیان بنی­قریظه فرماندهی کرد.[۶]

پیامبر صلی الله علیه و آله لوای خود را به ایشان سپرد. در ادامه بلال را امر کرد تا ندا دهد که مسلمانان نماز عصر را جز در محله بنی­قریظه بجا نیاورند،[۷] بعد از مدتی قلعه­ها محاصره شد. محاصره­ای که پانزده روز و بنابر نقلی دیگر بیست و پنج روز به طول انجامید.[۸]

مسلمانان با مقابله اندك بنی­قریظه روبرو شدند؛[۹] ولی آنها سرانجام خود خواستار مذاکره و صلح با مسلمانان شدند. آنان خواستار آن بودند كه رسول ­خدا صلی الله علیه و آله مشابه همان برخوردی كه با بنی­نضیر داشت، با آنان داشته باشد.

به این صورت که تمام اموال و اسلحه­ها مال مسلمانان باشد، در مقابل از خون آنان گذشته شود. سپس همراه زنان و فرزندان خود مدینه را ترک کنند و هر کدام به اندازه یک بار شتر با خود ببرند. این درخواست با مخالفت پیامبر صلی الله علیه و آله روبرو شد. از این­رو آنان دوباره طرح دیگری پیشنهاد دادند، مبنی بر این که مسلمانان از خون آنان بگذرند، زنان و فرزندانشان به آنها واگذار شود و بدون هیچ مالی از مدینه بیرون بروند. این بار نیز پیامبر صلی الله علیه و آله با خواسته آنان مخالفت کردند.

پیامبر صلی الله علیه و آله به بنی­قریظه فرمودند: «فقط باید به حکم من گردن نهید».[۱۰]

یهودیان بنی­قریظه که همه راه­ها را به روی خود بسته می­دیدند، از طرفی محاصره نیز سخت­تر شده بود، از "ابی‌­لبابه بن عبدالمنذر" به عنوان خیرخواهی، درخواست مشورت کردند.[۱۱]

ابی­لبابه از مسلمانان بود و خود به همراه خانواده­اش نزد یهودیان بنی­قریظه زندگی می­کردند و از هم­پیمانان آنان به شمار می­رفت. وی به آنان گفت: «اگر تسلیم شوید، بدانید که حکم پیامبر صلی الله علیه و آله درباره شما ذبح ـ با اشاره به گردن خویش ـ است»؛ ولی از کار خود پشیمان شد. ابی­لبابه در حالی که «انا لله و انا الیه راجعون» می­خواند،[۱۲] با خود می­گفت: «به خدا و رسولش خیانت کردم» و از قلعه بنی­قریظه بیرون آمد. او بدون این که پیش رسول ­خدا صلی الله علیه و آله برود به مسجد رفت و خود را با طناب به ستونی بست. ابی­لبابه با خود عهد کرد یا بمیرد یا این که خداوند توبه­اش را بپذیرد.[۱۳]

بعد از این جریان، یهودیان دوباره به مشورت نشستند. برخی از آنها پیشنهاد مسلمان شدن و برخی دیگر پیشنهاد جزیه را مطرح کردند که هیچ کدام مورد قبول واقع نشد.[۱۴] آنان که ترس شدیدی سراسر وجودشان را فراگرفته بود،[۱۵] تصمیم بر قبول حکم پیامبر صلی الله علیه و آله گرفتند و سرانجام یهودیان بنی­قریظه تسلیم شدند.

پیامبر صلی الله علیه و آله "محمد بن مسلمه" را بر آنان گمارد، سپس مردانشان را کتف بسته در محلی نگه داشتند، زنان و بچه­هایشان را نیز در گوشه­ای دیگر جمع کردند و "عبدالله بن سلام" را مسئول آنان نمودند. کالاها، اثاث، لباس و تمام سلاح­ها را گردآوری کردند.

بیش از 1500 شمشیر، 300 زره، 2000 نیزه و 1500 سپر جمع­آوری شد. در میان غنائم همچنین احشام بسیاری وجود داشت.[۱۶] از سویی دیگر قبیله «اوس» که در دوران جاهلیت از هم­پیمانان بنی‌قریظه به شمار می­رفت، اعتراض کردند.

آنان به پیامبر صلی الله علیه و آله می­گفتند همان­گونه که یهودیان بنی­قینقاع را به "عبدالله بن ابی"، منافق، بخشیدی یهودیان بنی­قریظه را نیز بر ما ببخشید و بر آنان همانند بنی­نضیر، ‌بیرون رفتن از مدینه پس از تسلیم سلاح­ها و املاک آنها، حکم كنید.

پیامبر صلی الله علیه و آله نتیجه را بر حکمیت "سعد بن معاذ" بزرگ اوسیان واگذار کرد، معترضین نیز استقبال کردند.[۱۷] سعد بن معاذ را در حالی که مجروح بود، آوردند. او حکم به قتل جنگ‌جویان، اسارت زنان و تقسیم اموال بنی­قریظه کرد.[۱۸]

پیامبر صلی الله علیه و آله درباره حکم سعد بن معاذ فرمود: «به تحقیق به حکم خداوند متعال حکم کرد، حکمی که از فراز آسمان­های هفت‌گانه مشخص شده بود».[۱۹]

درباره ابولبابه نیز باید گفت، پس از چند روز خداوند توبه او را نیز قبول کرد. او آن قدر صبر كرد تا به دست رسول ­خدا صلی الله علیه و آله از ستونی كه به «ستون توبه» معروف شد آزاد گردید.[۲۰] همچنین باید گفت، در طول محاصره بنی­قریظه رسول ­خدا صلی الله علیه و آله "ابن ام مکتوم" را به عنوان جانشین خود در مدینه، انتخاب کرده بود.[۲۱]

پانویس

  1. ↑ طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الطبری، تحقیق ابوصهیب الکرمی، بیروت، بیت الافکار الدولیة، بی‌تا، چاپ اول، ص397.
  2. ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، تحقیق مؤسسة الهدی، قاهره، دارالتقوی، 2004م، چاپ اول، ج2، ص108.
  3. ↑ واقدی، محمد بن سعد؛ کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1989م، چاپ اول، ج1، ص363. درباره بنی قریظه ر.ک: همان، ج2، ص295 و ابن هشام، پیشین، ج3، ص8.
  4. ↑ واقدی، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، مؤسسة الاعلمی، بیروت، 1989م، ج2، ص484.
  5. ↑ سوره احزاب، آیه 10.
  6. ↑ طبری، پیشین، ص397.
  7. ↑ واقدی، پیشین، ج2، ص57.
  8. ↑ طبری، پیشین، ص397.
  9. ↑ واقدی، پیشین، طبقات الکبری، ج2، ص57.
  10. ↑ همان، ج2، ص501.
  11. ↑ طبری، پیشین، ص397.
  12. ↑ واقدی، پیشین، طبقات الکبری، ج2، ص57.
  13. ↑ ابن هشام، پیشین، ج3، ص141.
  14. ↑ واقدی، پیشین، ج2، ص503.
  15. ↑ ابن هشام، پیشین، ج3، ص139.
  16. ↑ واقدی، پیشین، طبقات الکبری، ج2، ص57.
  17. ↑ طبری، پیشین، ص398.
  18. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، 1998م، ج1، ص431.
  19. ↑ واقدی، پیشین و طبقات الکبری، ج2، ص58.
  20. ↑ طبری، پیشین، ص398.
  21. ↑ بلاذری، پیشین، ج1، ص434.


منابع

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه