خطبه غراء: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ایجاد مقالهٔ «خطبه غراء» با متن و ترجمهٔ کامل خطبه و منابع)
 
(همسان‌سازی قالب نمایش متن و ترجمه با مقالهٔ «عهد نامه مالک اشتر» (کادر متن عربی و ترجمهٔ زیر آن))
 
(۲ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۴: سطر ۴:
 
سید رضی این خطبه را با عنوان «و من خطبة له (علیه‌السلام) و هی الخطبة العجیبة و تسمی الغراء» در نهج البلاغه ثبت کرده است.<ref>سید رضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷.</ref> در پایان آن نیز می‌نویسد: «و من الناس من یسمی هذه الخطبة الغراء»؛ برخی از مردم این خطبه را «غرّاء» می‌نامند.<ref>همان، ص۱۱۴.</ref> واژهٔ «غرّاء» به معنای درخشان و نورانی است و در اینجا به خطبهٔ برجسته و روشن اشاره دارد.<ref>منتظری، درس‌هایی از نهج البلاغه، ج۳، ص۲۴۸.</ref>
 
سید رضی این خطبه را با عنوان «و من خطبة له (علیه‌السلام) و هی الخطبة العجیبة و تسمی الغراء» در نهج البلاغه ثبت کرده است.<ref>سید رضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷.</ref> در پایان آن نیز می‌نویسد: «و من الناس من یسمی هذه الخطبة الغراء»؛ برخی از مردم این خطبه را «غرّاء» می‌نامند.<ref>همان، ص۱۱۴.</ref> واژهٔ «غرّاء» به معنای درخشان و نورانی است و در اینجا به خطبهٔ برجسته و روشن اشاره دارد.<ref>منتظری، درس‌هایی از نهج البلاغه، ج۳، ص۲۴۸.</ref>
  
−
این خطبه در شمار خطبه‌های شگفت نهج البلاغه است و از دیرباز توجه شارحان و ادیبان را جلب کرده است. ابن ابی الحدید، شارح معتزلی نهج البلاغه، آن را از معجزات امام (علیه‌السلام) در سخنوری دانسته که «سخنوران بلندمرتبه را از میدان به در کرد و زبان‌آوران را خاموش ساخت».<ref>مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ج۳، ص۲۰۱، به نقل از ابن ابی الحدید.</ref> او در پایان شرح این خطبه، امام (علیه‌السلام) را فصیح‌ترین سخنور عرب، از اولین و آخرین، پس از کلام خدا و کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) دانسته است.<ref>منتظری، درس‌هایی از نهج البلاغه، ج۳، ص۲۴۸، به نقل از ابن ابی الحدید، ج۶، ص۲۷۸.</ref>
+
این خطبه در شمار خطبه‌های شگفت‌انگیز نهج البلاغه است و از دیرباز توجه شارحان و ادیبان را جلب کرده است. ابن ابی الحدید، شارح معتزلی نهج البلاغه، آن را از معجزات امام (علیه‌السلام) در سخنوری دانسته که «سخنوران بلندمرتبه را از میدان به در کرد و زبان‌آوران را خاموش ساخت».<ref>مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ج۳، ص۲۰۱، به نقل از ابن ابی الحدید.</ref> او در پایان شرح این خطبه، امام (علیه‌السلام) را فصیح‌ترین سخنور عرب، از اولین و آخرین، پس از کلام خدا و کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) دانسته است.<ref>منتظری، درس‌هایی از نهج البلاغه، ج۳، ص۲۴۸، به نقل از ابن ابی الحدید، ج۶، ص۲۷۸.</ref>
  
 
شمارهٔ این خطبه در تصحیح صبحی صالح ۸۳ است و در بسیاری از چاپ‌های رایج نهج البلاغه با شمارهٔ ۸۲ آمده است. مکارم شیرازی آن را خطبهٔ هشتاد و سوم نهج البلاغه خوانده است.<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷؛ مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ج۳، ص۲۰۱؛ برای شمارهٔ ۸۲، نک: انصاریان، ترجمهٔ نهج البلاغه، ص۱۵۶-۱۶۸.</ref>
 
شمارهٔ این خطبه در تصحیح صبحی صالح ۸۳ است و در بسیاری از چاپ‌های رایج نهج البلاغه با شمارهٔ ۸۲ آمده است. مکارم شیرازی آن را خطبهٔ هشتاد و سوم نهج البلاغه خوانده است.<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷؛ مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ج۳، ص۲۰۱؛ برای شمارهٔ ۸۲، نک: انصاریان، ترجمهٔ نهج البلاغه، ص۱۵۶-۱۶۸.</ref>
سطر ۴۹: سطر ۴۹:
  
 
==سند و اصالت==
 
==سند و اصالت==
−
سید رضی در نهج البلاغه سندی برای این خطبه ذکر نکرده است.<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷-۱۱۴.</ref> با این حال، بخش‌هایی از آن در منابع کهن شیعی و سنی نقل شده است: ابن شعبه در تحف العقول (ص۱۳۹ و ۱۴۶)، ابونعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء (ج۱، ص۷۸-۷۹) با سندی از ابن عجلان از امام صادق (علیه‌السلام)، قاضی قضاعی در دستور معالم الحکم (ص۵۹) و سبط بن جوزی در تذکرة الخواص (ص۱۳۱-۱۳۲).<ref>نعمة، مصادر نهج البلاغه، ص۱۷۵-۱۷۶.</ref> مکارم شیرازی نیز با اشاره به نقل کسانی چون جاحظ، ابن شعبه، آمدی، ابونعیم و ابن اثیر، این خطبه را «مشهورتر از آن» دانسته که به بررسی سند نیاز داشته باشد.<ref>مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ج۳، ص۲۰۱.</ref>
+
سید رضی در نهج البلاغه سندی برای این خطبه ذکر نکرده است.<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷-۱۱۴.</ref> با این حال، بخش‌هایی از آن در منابع کهن شیعی و سنی نقل شده است: ابن شعبه در تحف العقول (ص۱۳۹ و ۱۴۶)، ابونعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء (ج۱، ص۷۸-۷۹) با سندی از ابن عجلان از امام صادق (علیه‌السلام)، قاضی قضاعی در دستور معالم الحکم (ص۵۹) و سبط بن جوزی در تذکرة الخواص (ص۱۳۱-۱۳۲).<ref>نعمة، مصادر نهج البلاغه، ص۱۷۵-۱۷۶ (با ارجاع به منابع یادشده).</ref> مکارم شیرازی نیز با اشاره به نقل کسانی چون جاحظ، ابن شعبه، آمدی، ابونعیم و ابن اثیر، این خطبه را «مشهورتر از آن» دانسته که به بررسی سند نیاز داشته باشد.<ref>مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ج۳، ص۲۰۱.</ref>
  
 
در منابع ادبی، گاه خطبهٔ دیگری از امام (علیه‌السلام) نیز «غرّاء» نام گرفته است. عبدالله نعمة در بررسی مصادر نهج البلاغه نشان داده است که فقراتی که جاحظ از آن‌ها ستایش کرده و با عبارت «أین من جدّ و اجتهد...» آغاز می‌شود، از خطبهٔ دیگری است که ابن عبد ربه آن را در العقد الفرید آورده است.<ref>نعمة، مصادر نهج البلاغه، ص۱۷۶.</ref> این نکته نشان می‌دهد که در منابع، گاه فقرات خطبه‌های مختلف با یکدیگر آمیخته و عنوان «غرّاء» بر خطبه‌ای دیگر اطلاق شده است.
 
در منابع ادبی، گاه خطبهٔ دیگری از امام (علیه‌السلام) نیز «غرّاء» نام گرفته است. عبدالله نعمة در بررسی مصادر نهج البلاغه نشان داده است که فقراتی که جاحظ از آن‌ها ستایش کرده و با عبارت «أین من جدّ و اجتهد...» آغاز می‌شود، از خطبهٔ دیگری است که ابن عبد ربه آن را در العقد الفرید آورده است.<ref>نعمة، مصادر نهج البلاغه، ص۱۷۶.</ref> این نکته نشان می‌دهد که در منابع، گاه فقرات خطبه‌های مختلف با یکدیگر آمیخته و عنوان «غرّاء» بر خطبه‌ای دیگر اطلاق شده است.
سطر ۵۹: سطر ۵۹:
  
 
==متن و ترجمه==
 
==متن و ترجمه==
−
متن زیر بر پایهٔ تصحیح صبحی صالح (ص۱۰۷-۱۱۴) است. ترجمهٔ فارسی با مقابله با متن عربی و با بهره‌گیری از ترجمه‌های فارسی نهج البلاغه فراهم شده است. نشانه‌های قلاب‌دار در ترجمه، توضیحی برای روشن شدن معناست.
+
متن زیر بر پایهٔ تصحیح صبحی صالح (ص۱۰۷-۱۱۴) است.<ref>سید رضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷-۱۱۴.</ref> ترجمهٔ فارسی با مقابله با متن عربی و با بهره‌گیری از ترجمه‌های فارسی نهج البلاغه فراهم شده است. برای آسانی خواندن، خطبه به بندهای موضوعی تقسیم شده و ترجمهٔ فارسی هر بند در پی آن آمده است؛ این تقسیم‌بندی از گردآورنده است و در متن اصلی وجود ندارد. نشانه‌های قلاب‌دار در ترجمه، توضیحی برای روشن شدن معناست.
−
 
 
−
<div class="mw-collapsible" style="border:1px solid #c8ccd1; padding:0.7em; margin-top:0.7em;">
 
−
'''و من خطبة له (علیه‌السلام) و هی الخطبة العجیبة و تسمی الغراء'''
 
  
 
'''۱. در صفت خداوند'''
 
'''۱. در صفت خداوند'''
−
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَلا بِحَوْلِهِ، وَ دَنَا بِطَوْلِهِ، مَانِحِ كُلِّ غَنِيمَةٍ وَ فَضْلٍ، وَ كَاشِفِ كُلِّ عَظِيمَةٍ وَ أَزْلٍ. أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ كَرَمِهِ وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ، وَ أُومِنُ بِهِ أَوَّلاً بَادِياً، وَ أَسْتَهْدِيهِ قَرِيباً هَادِياً، وَ أَسْتَعِينُهُ قَاهِراً قَادِراً، وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ كَافِياً نَاصِراً. وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صلی الله علیه وآله عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ، وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ، وَ تَقْدِيمِ نُذُرِهِ.
+
<div style="direction:rtl; text-align:justify; background:#f7f6f1; border-right:4px solid #b9a97a; padding:0.5em 0.8em; margin:0.4em 0; font-size:1.05em; line-height:1.9;">الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَلا بِحَوْلِهِ، وَ دَنَا بِطَوْلِهِ، مَانِحِ كُلِّ غَنِيمَةٍ وَ فَضْلٍ، وَ كَاشِفِ كُلِّ عَظِيمَةٍ وَ أَزْلٍ. أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ كَرَمِهِ وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ، وَ أُومِنُ بِهِ أَوَّلاً بَادِياً، وَ أَسْتَهْدِيهِ قَرِيباً هَادِياً، وَ أَسْتَعِينُهُ قَاهِراً قَادِراً، وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ كَافِياً نَاصِراً. وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صلی الله علیه وآله عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ، وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ، وَ تَقْدِيمِ نُذُرِهِ.</div>
−
 
+
ستایش از آنِ خدایی است که با نیروی خویش برتر است و با بخشش خویش نزدیک؛ بخشندهٔ هر دستاورد و فزونی، و برطرف‌کنندهٔ هر مصیبت بزرگ و تنگنا. او را بر مهرهای پیاپی و نعمت‌های فراگیرش می‌ستایم، و به او ایمان می‌آورم که آغاز و آشکار است، و از او هدایت می‌جویم که نزدیک و راهنماست، و از او یاری می‌خواهم که چیره و تواناست، و بر او توکل می‌کنم که کفایت‌کننده و یاور است. و گواهی می‌دهم که محمد (صلی الله علیه و آله) بنده و فرستادهٔ اوست؛ او را فرستاد تا فرمانش را اجرا کند و عذرش را به پایان رساند و بیم‌دادن‌هایش را پیش فرستد.
−
:ستایش از آنِ خدایی است که با نیروی خویش برتر است و با بخشش خویش نزدیک؛ بخشندهٔ هر دستاورد و فزونی، و برطرف‌کنندهٔ هر مصیبت بزرگ و تنگنا. او را بر مهرهای پیاپی و نعمت‌های فراگیرش می‌ستایم، و به او ایمان می‌آورم که آغاز و آشکار است، و از او هدایت می‌جویم که نزدیک و راهنماست، و از او یاری می‌خواهم که چیره و تواناست، و بر او توکل می‌کنم که کفایت‌کننده و یاور است. و گواهی می‌دهم که محمد (صلی الله علیه و آله) بنده و فرستادهٔ اوست؛ او را فرستاد تا فرمانش را اجرا کند و عذرش را به پایان رساند و بیم‌دادن‌هایش را پیش فرستد.
 
  
 
'''۲. سفارش به تقوا'''
 
'''۲. سفارش به تقوا'''
−
أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي ضَرَبَ الْأَمْثَالَ، وَ وَقَّتَ لَكُمُ الْآجَالَ، وَ أَلْبَسَكُمُ الرِّيَاشَ، وَ أَرْفَغَ لَكُمُ الْمَعَاشَ، وَ أَحَاطَ بِكُمُ الْإِحْصَاءَ، وَ أَرْصَدَ لَكُمُ الْجَزَاءَ، وَ آثَرَكُمْ بِالنِّعَمِ السَّوَابِغِ وَ الرِّفَدِ الرَّوَافِغِ، وَ أَنْذَرَكُمْ بِالْحُجَجِ الْبَوَالِغِ، فَأَحْصَاكُمْ عَدَداً، وَ وَظَّفَ لَكُمْ مُدَداً، فِي قَرَارِ خِبْرَةٍ وَ دَارِ عِبْرَةٍ، أَنْتُمْ مُخْتَبَرُونَ فِيهَا وَ مُحَاسَبُونَ عَلَيْهَا.
+
<div style="direction:rtl; text-align:justify; background:#f7f6f1; border-right:4px solid #b9a97a; padding:0.5em 0.8em; margin:0.4em 0; font-size:1.05em; line-height:1.9;">أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي ضَرَبَ الْأَمْثَالَ، وَ وَقَّتَ لَكُمُ الْآجَالَ، وَ أَلْبَسَكُمُ الرِّيَاشَ، وَ أَرْفَغَ لَكُمُ الْمَعَاشَ، وَ أَحَاطَ بِكُمُ الْإِحْصَاءَ، وَ أَرْصَدَ لَكُمُ الْجَزَاءَ، وَ آثَرَكُمْ بِالنِّعَمِ السَّوَابِغِ وَ الرِّفَدِ الرَّوَافِغِ، وَ أَنْذَرَكُمْ بِالْحُجَجِ الْبَوَالِغِ، فَأَحْصَاكُمْ عَدَداً، وَ وَظَّفَ لَكُمْ مُدَداً، فِي قَرَارِ خِبْرَةٍ وَ دَارِ عِبْرَةٍ، أَنْتُمْ مُخْتَبَرُونَ فِيهَا وَ مُحَاسَبُونَ عَلَيْهَا.</div>
−
 
+
ای بندگان خدا، شما را به تقوای خدایی سفارش می‌کنم که مثل‌ها زد، و برای شما اجل‌ها را معین کرد، و لباس‌های فاخر بر شما پوشاند، و زندگانی را برایتان فراخ کرد، و شمارش را بر شما احاطه کرد، و پاداش را برای شما آماده ساخت، و شما را با نعمت‌های فراگیر و عطاهای گسترده گرامی داشت، و با حجت‌های رسا بیم داد؛ پس شما را به شمار آورد و برای شما مدت‌هایی مقرر کرد، در سرای آزمون و خانهٔ عبرت، که در آن آزموده می‌شوید و بر آن مورد حساب قرار می‌گیرید.
−
:ای بندگان خدا، شما را به تقوای خدایی سفارش می‌کنم که مثل‌ها زد، و برای شما اجل‌ها را معین کرد، و لباس‌های فاخر بر شما پوشاند، و زندگانی را برایتان فراخ کرد، و شمارش را بر شما احاطه کرد، و پاداش را برای شما آماده ساخت، و شما را با نعمت‌های فراگیر و عطاهای گسترده گرامی داشت، و با حجت‌های رسا بیم داد؛ پس شما را به شمار آورد و برای شما مدت‌هایی مقرر کرد، در سرای آزمون و خانهٔ عبرت، که در آن آزموده می‌شوید و بر آن مورد حساب قرار می‌گیرید.
 
  
 
'''۳. نکوهش دنیا'''
 
'''۳. نکوهش دنیا'''
−
فَإِنَّ الدُّنْيَا رَنِقٌ مَشْرَبُهَا، رَدِغٌ مَشْرَعُهَا، يُونِقُ مَنْظَرُهَا، وَ يُوبِقُ مَخْبَرُهَا؛ غُرُورٌ حَائِلٌ، وَ ضَوْءٌ آفِلٌ، وَ ظِلٌّ زَائِلٌ، وَ سِنَادٌ مَائِلٌ. حَتَّى إِذَا أَنِسَ نَافِرُهَا، وَ اطْمَأَنَّ نَاكِرُهَا، قَمَصَتْ بِأَرْجُلِهَا، وَ قَنَصَتْ بِأَحْبُلِهَا، وَ أَقْصَدَتْ بِأَسْهُمِهَا، وَ أَعْلَقَتِ الْمَرْءَ أَوْهَاقَ الْمَنِيَّةِ، قَائِدَةً لَهُ إِلَى ضَنْكِ الْمَضْجَعِ، وَ وَحْشَةِ الْمَرْجِعِ، وَ مُعَايَنَةِ الْمَحَلِّ، وَ ثَوَابِ الْعَمَلِ. وَ كَذَلِكَ الْخَلَفُ بِعَقْبِ السَّلَفِ، لَا تُقْلِعُ الْمَنِيَّةُ اخْتِرَاماً، وَ لَا يَرْعَوِي الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً، يَحْتَذُونَ مِثَالاً، وَ يَمْضُونَ أَرْسَالاً إِلَى غَايَةِ الِانْتِهَاءِ وَ صَيُّورِ الْفَنَاءِ.
+
<div style="direction:rtl; text-align:justify; background:#f7f6f1; border-right:4px solid #b9a97a; padding:0.5em 0.8em; margin:0.4em 0; font-size:1.05em; line-height:1.9;">فَإِنَّ الدُّنْيَا رَنِقٌ مَشْرَبُهَا، رَدِغٌ مَشْرَعُهَا، يُونِقُ مَنْظَرُهَا، وَ يُوبِقُ مَخْبَرُهَا؛ غُرُورٌ حَائِلٌ، وَ ضَوْءٌ آفِلٌ، وَ ظِلٌّ زَائِلٌ، وَ سِنَادٌ مَائِلٌ. حَتَّى إِذَا أَنِسَ نَافِرُهَا، وَ اطْمَأَنَّ نَاكِرُهَا، قَمَصَتْ بِأَرْجُلِهَا، وَ قَنَصَتْ بِأَحْبُلِهَا، وَ أَقْصَدَتْ بِأَسْهُمِهَا، وَ أَعْلَقَتِ الْمَرْءَ أَوْهَاقَ الْمَنِيَّةِ، قَائِدَةً لَهُ إِلَى ضَنْكِ الْمَضْجَعِ، وَ وَحْشَةِ الْمَرْجِعِ، وَ مُعَايَنَةِ الْمَحَلِّ، وَ ثَوَابِ الْعَمَلِ. وَ كَذَلِكَ الْخَلَفُ بِعَقْبِ السَّلَفِ، لَا تُقْلِعُ الْمَنِيَّةُ اخْتِرَاماً، وَ لَا يَرْعَوِي الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً، يَحْتَذُونَ مِثَالاً، وَ يَمْضُونَ أَرْسَالاً إِلَى غَايَةِ الِانْتِهَاءِ وَ صَيُّورِ الْفَنَاءِ.</div>
−
 
+
چرا که دنیا، نوشیدنی‌اش تیره و آبشخور آن پرگِل است؛ منظره‌اش دل‌انگیز و سرانجامش هلاک‌کننده است؛ فریبی دگرگون‌شونده، نوری غروب‌کننده، سایه‌ای ناپایدار و تکیه‌گاهی افتاده است. تا آنگاه که آن که از دنیا می‌گریخت به آن انس گیرد و آن که آن را انکار می‌کرد بدان آرام یابد، دنیا با پاهایش [چون اسبی سرکش] می‌کوبد، و با ریسمان‌هایش شکار می‌کند، و با تیرهایش هدف می‌گیرد، و ریسمان‌های مرگ را به گردن انسان می‌آویزد و او را به تنگی گور و بازگشتگاه وحشت‌انگیز و مشاهدهٔ جایگاه [جزا] و پاداش کردار می‌کشاند. و همین‌گونه است جانشینان در پی پیشینیان: مرگ از ریشه‌برکندن بازنمی‌ایستد و بازماندگان از گناه بازنمی‌آیند؛ بر نمونهٔ [پیشینیان] گام می‌نهند و دسته‌دسته به سوی پایان کار و سرانجام نابودی می‌روند.
−
:چرا که دنیا، نوشیدنی‌اش تیره و آبشخور آن پرگِل است؛ منظره‌اش دل‌انگیز و سرانجامش هلاک‌کننده است؛ فریبی دگرگون‌شونده، نوری غروب‌کننده، سایه‌ای ناپایدار و تکیه‌گاهی افتاده است. تا آنگاه که گریزنده از آن به آن انس گیرد و منکر آن بدان آرام یابد، دنیا با پاهایش [چون اسبی سرکش] می‌کوبد، و با ریسمان‌هایش شکار می‌کند، و با تیرهایش هدف می‌گیرد، و ریسمان‌های مرگ را به گردن انسان می‌آویزد و او را به تنگی گور و بازگشتگاه وحشت‌انگیز و مشاهدهٔ جایگاه [جزا] و پاداش کردار می‌کشاند. و همین‌گونه است جانشینان در پی پیشینیان: مرگ از ریشه‌برکندن بازنمی‌ایستد و بازماندگان از گناه بازنمی‌آیند؛ بر نمونهٔ [پیشینیان] گام می‌نهند و دسته‌دسته به سوی پایان کار و سرانجام نابودی می‌روند.
 
  
 
'''۴. رستاخیز'''
 
'''۴. رستاخیز'''
−
حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ، وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ، وَ أَزِفَ النُّشُورُ، أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ، وَ أَوْكَارِ الطُّيُورِ، وَ أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ، وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِكِ، سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ، مُهْطِعِينَ إِلَى مَعَادِهِ، رَعِيلاً صُمُوتاً، قِيَاماً صُفُوفاً، يَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ، وَ يُسْمِعُهُمُ الدَّاعِي، عَلَيْهِمْ لَبُوسُ الِاسْتِكَانَةِ وَ ضَرَعُ الِاسْتِسْلَامِ وَ الذِّلَّةِ. قَدْ ضَلَّتِ الْحِيَلُ، وَ انْقَطَعَ الْأَمَلُ، وَ هَوَتِ الْأَفْئِدَةُ كَاظِمَةً، وَ خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ مُهَيْنِمَةً، وَ أَلْجَمَ الْعَرَقُ، وَ عَظُمَ الشَّفَقُ، وَ أُرْعِدَتِ الْأَسْمَاعُ لِزَبْرَةِ الدَّاعِي إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ، وَ مُقَايَضَةِ الْجَزَاءِ، وَ نَكَالِ الْعِقَابِ، وَ نَوَالِ الثَّوَابِ.
+
<div style="direction:rtl; text-align:justify; background:#f7f6f1; border-right:4px solid #b9a97a; padding:0.5em 0.8em; margin:0.4em 0; font-size:1.05em; line-height:1.9;">حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ، وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ، وَ أَزِفَ النُّشُورُ، أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ، وَ أَوْكَارِ الطُّيُورِ، وَ أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ، وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِكِ، سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ، مُهْطِعِينَ إِلَى مَعَادِهِ، رَعِيلاً صُمُوتاً، قِيَاماً صُفُوفاً، يَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ، وَ يُسْمِعُهُمُ الدَّاعِي، عَلَيْهِمْ لَبُوسُ الِاسْتِكَانَةِ وَ ضَرَعُ الِاسْتِسْلَامِ وَ الذِّلَّةِ. قَدْ ضَلَّتِ الْحِيَلُ، وَ انْقَطَعَ الْأَمَلُ، وَ هَوَتِ الْأَفْئِدَةُ كَاظِمَةً، وَ خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ مُهَيْنِمَةً، وَ أَلْجَمَ الْعَرَقُ، وَ عَظُمَ الشَّفَقُ، وَ أُرْعِدَتِ الْأَسْمَاعُ لِزَبْرَةِ الدَّاعِي إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ، وَ مُقَايَضَةِ الْجَزَاءِ، وَ نَكَالِ الْعِقَابِ، وَ نَوَالِ الثَّوَابِ.</div>
−
 
+
تا آنگاه که کارها به پایان رسد و روزگاران بگذرد و رستاخیز نزدیک شود، آنان را از شکاف گورها و آشیانهٔ پرندگان و لانهٔ درندگان و میدان‌های هلاکت بیرون می‌آورد؛ شتابان به سوی فرمان او و روی‌آورنده به معادش، دسته‌دسته و خاموش، ایستاده در صف‌ها. دیده [الهی] بر آنان نفوذ می‌کند و آن خواننده را می‌شنوند. بر آنان جامهٔ خاکساری و فروتنی تسلیم و خواری است. چاره‌ها از میان رفته و آرزو بریده شده و دل‌ها فرو افتاده و خاموش‌اند، و صداها افتاده و آهسته گشته‌اند، و عرق لجام [زبان] زده، و ترس بزرگ شده، و گوش‌ها از بانگ سخت آن خواننده به لرزه افتاده است؛ [خواننده‌ای که آنان را] به داوری قاطع و داد و ستد پاداش و کیفر سخت و بخشش ثواب می‌خواند.
−
:تا آنگاه که کارها به پایان رسد و روزگاران بگذرد و رستاخیز نزدیک شود، آنان را از شکاف گورها و آشیانهٔ پرندگان و لانهٔ درندگان و میدان‌های هلاکت بیرون می‌آورد؛ شتابان به سوی فرمان او و روی‌آورنده به معادش، دسته‌دسته و خاموش، ایستاده در صف‌ها. دیده [الهی] بر آنان نفوذ می‌کند و آن خواننده را می‌شنوند. بر آنان جامهٔ خاکساری و فروتنی تسلیم و خواری است. چاره‌ها از میان رفته و آرزو بریده شده و دل‌ها فرو افتاده و خاموش‌اند، و صداها افتاده و آهسته گشته‌اند، و عرق لجام [زبان] زده، و ترس بزرگ شده، و گوش‌ها از بانگ سخت آن خواننده به لرزه افتاده است؛ [خواننده‌ای که آنان را] به داوری قاطع و داد و ستد پاداش و کیفر سخت و بخشش ثواب می‌خواند.
 
  
 
'''۵. بندگان و سرانجام آنان'''
 
'''۵. بندگان و سرانجام آنان'''
−
عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً، وَ مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً، وَ مَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً، وَ مُضَمَّنُونَ أَجْدَاثاً، وَ كَائِنُونَ رُفَاتاً، وَ مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً، وَ مَدِينُونَ جَزَاءً، وَ مُمَيَّزُونَ حِسَاباً. قَدْ أُمْهِلُوا فِي طَلَبِ الْمَخْرَجِ، وَ هُدُوا سَبِيلَ الْمَنْهَجِ، وَ عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ، وَ كُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّيَبِ، وَ خُلُّوا لِمِضْمَارِ الْجِيَادِ، وَ رَوِيَّةِ الِارْتِيَادِ، وَ أَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ، فِي مُدَّةِ الْأَجَلِ وَ مُضْطَرَبِ الْمَهَلِ.
+
<div style="direction:rtl; text-align:justify; background:#f7f6f1; border-right:4px solid #b9a97a; padding:0.5em 0.8em; margin:0.4em 0; font-size:1.05em; line-height:1.9;">عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً، وَ مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً، وَ مَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً، وَ مُضَمَّنُونَ أَجْدَاثاً، وَ كَائِنُونَ رُفَاتاً، وَ مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً، وَ مَدِينُونَ جَزَاءً، وَ مُمَيَّزُونَ حِسَاباً. قَدْ أُمْهِلُوا فِي طَلَبِ الْمَخْرَجِ، وَ هُدُوا سَبِيلَ الْمَنْهَجِ، وَ عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ، وَ كُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّيَبِ، وَ خُلُّوا لِمِضْمَارِ الْجِيَادِ، وَ رَوِيَّةِ الِارْتِيَادِ، وَ أَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ، فِي مُدَّةِ الْأَجَلِ وَ مُضْطَرَبِ الْمَهَلِ.</div>
−
 
+
بندگانی که به قدرت آفریده شده‌اند و به قهر پرورده، و به هنگام مرگ گرفته می‌شوند، و در گورها نهاده می‌شوند، و خاک فرسوده می‌شوند، و تنها برانگیخته می‌شوند، و جزا داده می‌شوند، و در حساب از هم جدا می‌گردند. آنان در طلب راه بیرون‌شد مهلت یافتند و به راه روشن هدایت شدند، و به اندازهٔ مهلتی که به کسی می‌دهند تا [خدا را] خشنود کند عمر یافتند، و پرده‌های شک و تردید از آنان برداشته شد، و برای میدان مسابقه آزاد گذاشته شدند، و برای اندیشیدن و برگزیدن و درنگ کردن جویندهٔ حق، در مدت اجل و در رفت و آمد مهلت، فرصت یافتند.
−
:بندگانی که به قدرت آفریده شده‌اند و به قهر پرورده، و به هنگام مرگ گرفته می‌شوند، و در گورها نهاده می‌شوند، و خاک فرسوده می‌شوند، و تنها برانگیخته می‌شوند، و جزا داده می‌شوند، و در حساب از هم جدا می‌گردند. آنان در طلب راه بیرون‌شد مهلت یافتند و به راه روشن هدایت شدند، و به اندازهٔ مهلتی که به کسی می‌دهند تا [خدا را] خشنود کند عمر یافتند، و پرده‌های شک و تردید از آنان برداشته شد، و برای میدان مسابقه آزاد گذاشته شدند، و برای اندیشیدن و برگزیدن و درنگ کردن جویندهٔ حق، در مدت اجل و در رفت و آمد مهلت، فرصت یافتند.
 
  
 
'''۶. پندها و بیداری'''
 
'''۶. پندها و بیداری'''
−
فَيَا لَهَا أَمْثَالاً صَائِبَةً، وَ مَوَاعِظَ شَافِيَةً، لَوْ صَادَفَتْ قُلُوباً زَاكِيَةً، وَ أَسْمَاعاً وَاعِيَةً، وَ آرَاءً عَازِمَةً، وَ أَلْبَاباً حَازِمَةً. فَاتَّقُوا اللَّهَ تَقِيَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ، وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ، وَ وَجِلَ فَعَمِلَ، وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ، وَ أَيْقَنَ فَأَحْسَنَ، وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ، وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ، وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ، وَ أَجَابَ فَأَنَابَ، وَ رَاجَعَ فَتَابَ، وَ اقْتَدَى فَاحْتَذَى، وَ أُرِيَ فَرَأَى، فَأَسْرَعَ طَالِباً، وَ نَجَا هَارِباً، فَأَفَادَ ذَخِيرَةً، وَ أَطَابَ سَرِيرَةً، وَ عَمَّرَ مَعَاداً، وَ اسْتَظْهَرَ زَاداً لِيَوْمِ رَحِيلِهِ، وَ وَجْهِ سَبِيلِهِ، وَ حَالِ حَاجَتِهِ، وَ مَوْطِنِ فَاقَتِهِ، وَ قَدَّمَ أَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ. فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ جِهَةَ مَا خَلَقَكُمْ لَهُ، وَ احْذَرُوا مِنْهُ كُنْهَ مَا حَذَّرَكُمْ مِنْ نَفْسِهِ، وَ اسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَكُمْ بِالتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِيعَادِهِ، وَ الْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ.
+
<div style="direction:rtl; text-align:justify; background:#f7f6f1; border-right:4px solid #b9a97a; padding:0.5em 0.8em; margin:0.4em 0; font-size:1.05em; line-height:1.9;">فَيَا لَهَا أَمْثَالاً صَائِبَةً، وَ مَوَاعِظَ شَافِيَةً، لَوْ صَادَفَتْ قُلُوباً زَاكِيَةً، وَ أَسْمَاعاً وَاعِيَةً، وَ آرَاءً عَازِمَةً، وَ أَلْبَاباً حَازِمَةً. فَاتَّقُوا اللَّهَ تَقِيَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ، وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ، وَ وَجِلَ فَعَمِلَ، وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ، وَ أَيْقَنَ فَأَحْسَنَ، وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ، وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ، وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ، وَ أَجَابَ فَأَنَابَ، وَ رَاجَعَ فَتَابَ، وَ اقْتَدَى فَاحْتَذَى، وَ أُرِيَ فَرَأَى، فَأَسْرَعَ طَالِباً، وَ نَجَا هَارِباً، فَأَفَادَ ذَخِيرَةً، وَ أَطَابَ سَرِيرَةً، وَ عَمَّرَ مَعَاداً، وَ اسْتَظْهَرَ زَاداً لِيَوْمِ رَحِيلِهِ، وَ وَجْهِ سَبِيلِهِ، وَ حَالِ حَاجَتِهِ، وَ مَوْطِنِ فَاقَتِهِ، وَ قَدَّمَ أَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ. فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ جِهَةَ مَا خَلَقَكُمْ لَهُ، وَ احْذَرُوا مِنْهُ كُنْهَ مَا حَذَّرَكُمْ مِنْ نَفْسِهِ، وَ اسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَكُمْ بِالتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِيعَادِهِ، وَ الْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ.</div>
−
 
+
و چه نیکوست این مثل‌های درست و پندهای شفابخش، اگر با دل‌های پاک و گوش‌های شنوا و اندیشه‌های استوار و خردهای دوراندیش روبه‌رو شود. پس از خدا بترسید، همچون ترس کسی که شنید و فروتن شد، و گناه کرد و اعتراف نمود، و ترسید و عمل کرد، و بیمناک شد و شتافت، و یقین کرد و نیکی کرد، و پند داده شد و عبرت گرفت، و بیم داده شد و پرهیز کرد، و نهی شد و بازایستاد، و پاسخ داد و بازگشت، و مراجعت کرد و توبه نمود، و پیشوایی را برگزید و پیروی کرد، و [حق] به او نشان داده شد و دید؛ پس شتابان طلب‌کننده شد و گریزان رهایی یافت، و ذخیره‌ای به دست آورد و درونش را پاک ساخت و معادی را آبادان کرد و برای روز کوچ خویش و راهش و هنگام نیاز و جایگاه تهیدستی‌اش توشه‌ای پیش فرستاد، و برای خانهٔ ماندگار خویش پیشاپیش فرستاد. پس ای بندگان خدا، از خدا بترسید در همان جهتی که شما را برای آن آفرید، و از او بپرهیزید تا نهایت آنچه شما را از خود بیم داد، و از او آنچه را برای شما آماده کرده است بخواهید، با طلب تحقق وعدهٔ راستش و پرهیز از هراس معادش.
−
:و چه نیکوست این مثل‌های درست و پندهای شفابخش، اگر با دل‌های پاک و گوش‌های شنوا و اندیشه‌های استوار و خردهای دوراندیش روبه‌رو شود. پس از خدا بترسید، همچون ترس کسی که شنید و فروتن شد، و گناه کرد و اعتراف نمود، و ترسید و عمل کرد، و بیمناک شد و شتافت، و یقین کرد و نیکی کرد، و پند داده شد و عبرت گرفت، و بیم داده شد و پرهیز کرد، و نهی شد و بازایستاد، و پاسخ داد و بازگشت، و مراجعت کرد و توبه نمود، و پیشوایی را برگزید و پیروی کرد، و [حق] به او نشان داده شد و دید؛ پس شتابان طلب‌کننده شد و گریزان رهایی یافت، و ذخیره‌ای به دست آورد و درونش را پاک ساخت و معادی را آبادان کرد و برای روز کوچ خویش و راهش و هنگام نیاز و جایگاه تهیدستی‌اش توشه‌ای پیش فرستاد، و برای خانهٔ ماندگار خویش پیشاپیش فرستاد. پس ای بندگان خدا، از خدا بترسید در همان جهتی که شما را برای آن آفرید، و از او بپرهیزید تا نهایت آنچه شما را از خود بیم داد، و از او آنچه را برای شما آماده کرده است بخواهید، با طلب تحقق وعدهٔ راستش و پرهیز از هراس معادش.
 
  
 
'''۷. نعمت‌ها و عبرت‌های گذشتگان'''
 
'''۷. نعمت‌ها و عبرت‌های گذشتگان'''
−
جَعَلَ لَكُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِيَ مَا عَنَاهَا، وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا، وَ أَشْلَاءً جَامِعَةً لِأَعْضَائِهَا، مُلَائِمَةً لِأَحْنَائِهَا، فِي تَرْكِيبِ صُوَرِهَا وَ مُدَدِ عُمُرِهَا، بِأَبْدَانٍ قَائِمَةٍ بِأَرْفَاقِهَا، وَ قُلُوبٍ رَائِدَةٍ لِأَرْزَاقِهَا، فِي مُجَلِّلَاتِ نِعَمِهِ، وَ مُوجِبَاتِ مِنَنِهِ، وَ حَوَاجِزِ عَافِيَتِهِ. وَ قَدَّرَ لَكُمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْكُمْ، وَ خَلَّفَ لَكُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِينَ قَبْلَكُمْ، مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلَاقِهِمْ، وَ مُسْتَفْسَحِ خَنَاقِهِمْ، أَرْهَقَتْهُمُ الْمَنَايَا دُونَ الْآمَالِ، وَ شَذَّبَهُمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ الْآجَالِ، لَمْ يَمْهَدُوا فِي سَلَامَةِ الْأَبْدَانِ، وَ لَمْ يَعْتَبِرُوا فِي أُنُفِ الْأَوَانِ. فَهَلْ يَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَةِ الشَّبَابِ إِلَّا حَوَانِيَ الْهَرَمِ؟ وَ أَهْلُ غَضَارَةِ الصِّحَّةِ إِلَّا نَوَازِلَ السَّقَمِ؟ وَ أَهْلُ مُدَّةِ الْبَقَاءِ إِلَّا آوِنَةَ الْفَنَاءِ؟ مَعَ قُرْبِ الزِّيَالِ، وَ أُزُوفِ الِانْتِقَالِ، وَ عَلَزِ الْقَلَقِ، وَ أَلَمِ الْمَضَضِ، وَ غُصَصِ الْجَرَضِ، وَ تَلَفُّتِ الِاسْتِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ الْحَفَدَةِ وَ الْأَقْرِبَاءِ وَ الْأَعِزَّةِ وَ الْقُرَنَاءِ. فَهَلْ دَفَعَتِ الْأَقَارِبُ، أَوْ نَفَعَتِ النَّوَاحِبُ؟ وَ قَدْ غُودِرَ فِي مَحَلَّةِ الْأَمْوَاتِ رَهِيناً، وَ فِي ضِيقِ الْمَضْجَعِ وَحِيداً، قَدْ هَتَكَتِ الْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ، وَ أَبْلَتِ النَّوَاهِكُ جِدَّتَهُ، وَ عَفَتِ الْعَوَاصِفُ آثَارَهُ، وَ مَحَا الْحَدَثَانُ مَعَالِمَهُ، وَ صَارَتِ الْأَجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَا، وَ الْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَا، وَ الْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَةً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَا، مُوقِنَةً بِغَيْبِ أَنْبَائِهَا، لَا تُسْتَزَادُ مِنْ صَالِحِ عَمَلِهَا، وَ لَا تُسْتَعْتَبُ مِنْ سَيِّئِ زَلَلِهَا. أَ وَ لَسْتُمْ أَبْنَاءَ الْقَوْمِ وَ الْآبَاءَ، وَ إِخْوَانَهُمْ وَ الْأَقْرِبَاءَ، تَحْتَذُونَ أَمْثِلَتَهُمْ، وَ تَرْكَبُونَ قِدَّتَهُمْ، وَ تَطَئُونَ جَادَّتَهُمْ؟ فَالْقُلُوبُ قَاسِيَةٌ عَنْ حَظِّهَا، لَاهِيَةٌ عَنْ رُشْدِهَا، سَالِكَةٌ فِي غَيْرِ مِضْمَارِهَا، كَأَنَّ الْمَعْنِيَّ سِوَاهَا، وَ كَأَنَّ الرُّشْدَ فِي إِحْرَازِ دُنْيَاهَا.
+
<div style="direction:rtl; text-align:justify; background:#f7f6f1; border-right:4px solid #b9a97a; padding:0.5em 0.8em; margin:0.4em 0; font-size:1.05em; line-height:1.9;">جَعَلَ لَكُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِيَ مَا عَنَاهَا، وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا، وَ أَشْلَاءً جَامِعَةً لِأَعْضَائِهَا، مُلَائِمَةً لِأَحْنَائِهَا، فِي تَرْكِيبِ صُوَرِهَا وَ مُدَدِ عُمُرِهَا، بِأَبْدَانٍ قَائِمَةٍ بِأَرْفَاقِهَا، وَ قُلُوبٍ رَائِدَةٍ لِأَرْزَاقِهَا، فِي مُجَلِّلَاتِ نِعَمِهِ، وَ مُوجِبَاتِ مِنَنِهِ، وَ حَوَاجِزِ عَافِيَتِهِ. وَ قَدَّرَ لَكُمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْكُمْ، وَ خَلَّفَ لَكُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِينَ قَبْلَكُمْ، مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلَاقِهِمْ، وَ مُسْتَفْسَحِ خَنَاقِهِمْ، أَرْهَقَتْهُمُ الْمَنَايَا دُونَ الْآمَالِ، وَ شَذَّبَهُمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ الْآجَالِ، لَمْ يَمْهَدُوا فِي سَلَامَةِ الْأَبْدَانِ، وَ لَمْ يَعْتَبِرُوا فِي أُنُفِ الْأَوَانِ. فَهَلْ يَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَةِ الشَّبَابِ إِلَّا حَوَانِيَ الْهَرَمِ؟ وَ أَهْلُ غَضَارَةِ الصِّحَّةِ إِلَّا نَوَازِلَ السَّقَمِ؟ وَ أَهْلُ مُدَّةِ الْبَقَاءِ إِلَّا آوِنَةَ الْفَنَاءِ؟ مَعَ قُرْبِ الزِّيَالِ، وَ أُزُوفِ الِانْتِقَالِ، وَ عَلَزِ الْقَلَقِ، وَ أَلَمِ الْمَضَضِ، وَ غُصَصِ الْجَرَضِ، وَ تَلَفُّتِ الِاسْتِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ الْحَفَدَةِ وَ الْأَقْرِبَاءِ وَ الْأَعِزَّةِ وَ الْقُرَنَاءِ. فَهَلْ دَفَعَتِ الْأَقَارِبُ، أَوْ نَفَعَتِ النَّوَاحِبُ؟ وَ قَدْ غُودِرَ فِي مَحَلَّةِ الْأَمْوَاتِ رَهِيناً، وَ فِي ضِيقِ الْمَضْجَعِ وَحِيداً، قَدْ هَتَكَتِ الْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ، وَ أَبْلَتِ النَّوَاهِكُ جِدَّتَهُ، وَ عَفَتِ الْعَوَاصِفُ آثَارَهُ، وَ مَحَا الْحَدَثَانُ مَعَالِمَهُ، وَ صَارَتِ الْأَجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَا، وَ الْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَا، وَ الْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَةً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَا، مُوقِنَةً بِغَيْبِ أَنْبَائِهَا، لَا تُسْتَزَادُ مِنْ صَالِحِ عَمَلِهَا، وَ لَا تُسْتَعْتَبُ مِنْ سَيِّئِ زَلَلِهَا. أَ وَ لَسْتُمْ أَبْنَاءَ الْقَوْمِ وَ الْآبَاءَ، وَ إِخْوَانَهُمْ وَ الْأَقْرِبَاءَ، تَحْتَذُونَ أَمْثِلَتَهُمْ، وَ تَرْكَبُونَ قِدَّتَهُمْ، وَ تَطَئُونَ جَادَّتَهُمْ؟ فَالْقُلُوبُ قَاسِيَةٌ عَنْ حَظِّهَا، لَاهِيَةٌ عَنْ رُشْدِهَا، سَالِكَةٌ فِي غَيْرِ مِضْمَارِهَا، كَأَنَّ الْمَعْنِيَّ سِوَاهَا، وَ كَأَنَّ الرُّشْدَ فِي إِحْرَازِ دُنْيَاهَا.</div>
−
 
+
خدا برای شما گوش‌هایی ساخت تا آنچه را به کارشان می‌آید نگاه دارند، و چشم‌هایی تا پردهٔ نابینایی را کنار زنند، و پیکره‌هایی که اعضایش را گرد هم آورده و با خمیدگی‌هایش سازگار است، در ترکیب صورت‌هایشان و درازای عمرشان؛ با بدن‌هایی که به یاری منافعشان برپایند، و دل‌هایی که در جست‌وجوی روزی‌هایشان بیرون می‌دوند؛ در میان نعمت‌های فراگیر او و موجبات بخشش‌هایش و نگهدارنده‌های تندرستی‌اش. و برای شما عمرهایی مقدر کرد که از شما پوشیده داشت، و از آثار گذشتگان پیش از شما عبرت‌ها برایتان برجای گذاشت: از بهره‌ای که از دنیا بردند و فراخی [زندگانی] که پیش از گلوگرفتن مرگ داشتند. مرگ‌ها پیش از آرزوها بر آنان شتافتند و گسستن اجل‌ها آنان را از آرزوها جدا کرد؛ در تندرستی برای خود آماده نشدند و در آغاز [جوانی] عبرت نگرفتند. آیا جوانان شاداب جز پیری خمیده را انتظار دارند؟ و تندرستان جز فرودآمدن بیماری را؟ و ماندگان جز هنگامهٔ فنا را؟ با نزدیکی جدایی و نزدیک شدن انتقال و اضطراب و درد سوزان و غصه‌های گلوگیر و نگاه‌های کمک‌خواهانه به یاری فرزندان و خویشان و عزیزان و همتایان. آیا خویشان [مرگ را] از او بازداشتند یا نوحه‌گران سودی دادند؟ و او در سرای مردگان به گرو نهاده و در تنگی آرامگاه تنها مانده است. گزندگان پوستش را دریده‌اند، و فرسایندگان تازگی‌اش را کهنه کرده‌اند، و بادهای سخت آثارش را محو کرده، و گذشت شب و روز نشانه‌هایش را از میان برده، و بدن‌ها پس از تازگی پژمرده، و استخوان‌ها پس از توانایی پوسیده‌اند، و جان‌ها در گرو سنگینی بارهایشان‌اند، و به نهان خبرهایشان یقین دارند؛ نه از کردار شایسته‌شان چیزی افزوده می‌شود و نه از لغزش بدشان توبه‌ای خواسته می‌شود. آیا شما فرزندان و پدران و برادران و خویشان آن مردمان نیستید که بر نمونهٔ آنان گام می‌نهید و راهشان را می‌پیمایید و بر جاده‌شان پای می‌نهید؟ پس دل‌ها از بهرهٔ خود سخت شده و از رشد خود غافل‌اند و در میدانی که از آنِ او نیست گام برمی‌دارند؛ گویی آن که مقصود [از تکلیف] است جز ایشان است، و گویی رشد در به دست آوردن دنیایشان است.
−
:خدا برای شما گوش‌هایی ساخت تا آنچه را به کارشان می‌آید نگاه دارند، و چشم‌هایی تا پردهٔ نابینایی را کنار زنند، و پیکره‌هایی که اعضایش را گرد هم آورده و با خمیدگی‌هایش سازگار است، در ترکیب صورت‌هایشان و درازای عمرشان؛ با بدن‌هایی که به یاری منافعشان برپایند، و دل‌هایی که در جست‌وجوی روزی‌هایشان بیرون می‌دوند؛ در میان نعمت‌های فراگیر او و موجبات بخشش‌هایش و نگهدارنده‌های تندرستی‌اش. و برای شما عمرهایی مقدر کرد که از شما پوشیده داشت، و از آثار گذشتگان پیش از شما عبرت‌ها برایتان برجای گذاشت: از بهره‌ای که از دنیا بردند و فراخی [زندگانی] که پیش از گلوگرفتن مرگ داشتند. مرگ‌ها پیش از آرزوها بر آنان شتافتند و گسستن اجل‌ها آنان را از آرزوها جدا کرد؛ در تندرستی برای خود آماده نشدند و در آغاز [جوانی] عبرت نگرفتند. آیا جوانان شاداب جز پیری خمیده را انتظار دارند؟ و تندرستان جز فرودآمدن بیماری را؟ و ماندگان جز هنگامهٔ فنا را؟ با نزدیکی جدایی و نزدیک شدن انتقال و اضطراب و درد سوزان و غصه‌های گلوگیر و نگاه‌های کمک‌خواهانه به یاری فرزندان و خویشان و عزیزان و همتایان. آیا خویشان [مرگ را] از او بازداشتند یا نوحه‌گران سودی دادند؟ و او در سرای مردگان به گرو نهاده و در تنگی آرامگاه تنها مانده است. گزندگان پوستش را دریده‌اند، و فرسایندگان تازگی‌اش را کهنه کرده‌اند، و بادهای سخت آثارش را محو کرده، و گذشت شب و روز نشانه‌هایش را از میان برده، و بدن‌ها پس از تازگی پژمرده، و استخوان‌ها پس از توانایی پوسیده‌اند، و جان‌ها در گرو سنگینی بارهایشان‌اند، و به نهان خبرهایشان یقین دارند؛ نه از کردار شایسته‌شان چیزی افزوده می‌شود و نه از لغزش بدشان توبه‌ای خواسته می‌شود. آیا شما فرزندان و پدران و برادران و خویشان آن مردمان نیستید که بر نمونهٔ آنان گام می‌نهید و راهشان را می‌پیمایید و بر جاده‌شان پای می‌نهید؟ پس دل‌ها از بهرهٔ خود سخت شده و از رشد خود غافل‌اند و در میدانی که از آنِ او نیست گام برمی‌دارند؛ گویی آن که مقصود [از تکلیف] است جز ایشان است، و گویی رشد در به دست آوردن دنیایشان است.
 
  
 
'''۸. صراط و تقوای خردمند'''
 
'''۸. صراط و تقوای خردمند'''
−
وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَكُمْ عَلَى الصِّرَاطِ، وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ، وَ أَهَاوِيلِ زَلَلِهِ، وَ تَارَاتِ أَهْوَالِهِ. فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ تَقِيَّةَ ذِي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلْبَهُ، وَ أَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ، وَ أَسْهَرَ التَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ، وَ أَظْمَأَ الرَّجَاءُ هَوَاجِرَ يَوْمِهِ، وَ ظَلَفَ الزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ، وَ أَوْجَفَ الذِّكْرُ بِلِسَانِهِ، وَ قَدَّمَ الْخَوْفَ لِأَمَانِهِ، وَ تَنَكَّبَ الْمَخَالِجَ عَنْ وَضَحِ السَّبِيلِ، وَ سَلَكَ أَقْصَدَ الْمَسَالِكِ إِلَى النَّهْجِ الْمَطْلُوبِ. وَ لَمْ تَفْتِلْهُ فَاتِلَاتُ الْغُرُورِ، وَ لَمْ تَعْمَ عَلَيْهِ مُشْتَبِهَاتُ الْأُمُورِ، ظَافِراً بِفَرْحَةِ الْبُشْرَى وَ رَاحَةِ النُّعْمَى، فِي أَنْعَمِ نَوْمِهِ وَ آمَنِ يَوْمِهِ. وَ قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ الْعَاجِلَةِ حَمِيداً، وَ قَدَّمَ زَادَ الْآجِلَةِ سَعِيداً، وَ بَادَرَ مِنْ وَجَلٍ، وَ أَكْمَشَ فِي مَهَلٍ، وَ رَغِبَ فِي طَلَبٍ، وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَبٍ، وَ رَاقَبَ فِي يَوْمِهِ غَدَهُ، وَ نَظَرَ قُدُماً أَمَامَهُ، فَكَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ نَوَالاً، وَ كَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالاً، وَ كَفَى بِاللَّهِ مُنْتَقِماً وَ نَصِيراً، وَ كَفَى بِالْكِتَابِ حَجِيجاً وَ خَصِيماً.
+
<div style="direction:rtl; text-align:justify; background:#f7f6f1; border-right:4px solid #b9a97a; padding:0.5em 0.8em; margin:0.4em 0; font-size:1.05em; line-height:1.9;">وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَكُمْ عَلَى الصِّرَاطِ، وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ، وَ أَهَاوِيلِ زَلَلِهِ، وَ تَارَاتِ أَهْوَالِهِ. فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ تَقِيَّةَ ذِي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلْبَهُ، وَ أَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ، وَ أَسْهَرَ التَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ، وَ أَظْمَأَ الرَّجَاءُ هَوَاجِرَ يَوْمِهِ، وَ ظَلَفَ الزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ، وَ أَوْجَفَ الذِّكْرُ بِلِسَانِهِ، وَ قَدَّمَ الْخَوْفَ لِأَمَانِهِ، وَ تَنَكَّبَ الْمَخَالِجَ عَنْ وَضَحِ السَّبِيلِ، وَ سَلَكَ أَقْصَدَ الْمَسَالِكِ إِلَى النَّهْجِ الْمَطْلُوبِ. وَ لَمْ تَفْتِلْهُ فَاتِلَاتُ الْغُرُورِ، وَ لَمْ تَعْمَ عَلَيْهِ مُشْتَبِهَاتُ الْأُمُورِ، ظَافِراً بِفَرْحَةِ الْبُشْرَى وَ رَاحَةِ النُّعْمَى، فِي أَنْعَمِ نَوْمِهِ وَ آمَنِ يَوْمِهِ. وَ قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ الْعَاجِلَةِ حَمِيداً، وَ قَدَّمَ زَادَ الْآجِلَةِ سَعِيداً، وَ بَادَرَ مِنْ وَجَلٍ، وَ أَكْمَشَ فِي مَهَلٍ، وَ رَغِبَ فِي طَلَبٍ، وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَبٍ، وَ رَاقَبَ فِي يَوْمِهِ غَدَهُ، وَ نَظَرَ قُدُماً أَمَامَهُ، فَكَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ نَوَالاً، وَ كَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالاً، وَ كَفَى بِاللَّهِ مُنْتَقِماً وَ نَصِيراً، وَ كَفَى بِالْكِتَابِ حَجِيجاً وَ خَصِيماً.</div>
−
 
+
و بدانید که گذرگاه شما بر صراط است، و بر لغزشگاه‌های آن، و بر هراس‌های لغزشش، و بر پی در پی آمدن ترس‌هایش. پس ای بندگان خدا، از خدا بترسید، همچون ترس خردمندی که اندیشه دلش را مشغول کرده، و ترس بدنش را به رنج افکنده، و شب‌زنده‌داری خواب اندکش را ربوده، و امید، ظهرهای گرم روزش را تشنه ساخته، و زهد شهواتش را بازداشته، و ذکر زبانش را به جنبش درآورده، و ترس را برای ایمنی‌اش پیش فرستاده، و از راه‌های انحرافی از جادهٔ روشن کناره گرفته، و برترین راه‌ها را به سوی راه مطلوب پیموده؛ و فریب‌های فریب‌دهنده او را نپیچانده، و امور شبهه‌انگیز بر او پوشیده نمانده؛ در حالی که به شادی مژده و آسایش نعمت دست یافته، در خوش‌ترین خواب و ایمن‌ترین روزش. و از گذرگاه دنیا پسندیده عبور کرده و توشهٔ آخرت را نیک‌بختانه پیش فرستاده، و از ترس شتافته و در مهلت کوشیده، و در طلب رغبت کرده و از گریز دوری جسته، و در امروز خود فردایش را پایید و پیشاپیش خود را نگریست. پس بهشت برای پاداش و بخشش کافی است، و آتش برای کیفر و وبال بس، و خدا برای انتقام و یاری کافی است، و کتاب [قرآن] برای احتجاج و دشمنی بس.
−
:و بدانید که گذرگاه شما بر صراط است، و بر لغزشگاه‌های آن، و بر هراس‌های لغزشش، و بر پی در پی آمدن ترس‌هایش. پس ای بندگان خدا، از خدا بترسید، همچون ترس خردمندی که اندیشه دلش را مشغول کرده، و ترس بدنش را به رنج افکنده، و شب‌زنده‌داری خواب اندکش را ربوده، و امید، ظهرهای گرم روزش را تشنه ساخته، و زهد شهواتش را بازداشته، و ذکر زبانش را به جنبش درآورده، و ترس را برای ایمنی‌اش پیش فرستاده، و از راه‌های انحرافی از جادهٔ روشن کناره گرفته، و برترین راه‌ها را به سوی راه مطلوب پیموده؛ و فریب‌های فریب‌دهنده او را نپیچانده، و امور شبهه‌انگیز بر او پوشیده نمانده؛ در حالی که به شادی مژده و آسایش نعمت دست یافته، در خوش‌ترین خواب و ایمن‌ترین روزش. و از گذرگاه دنیا پسندیده عبور کرده و توشهٔ آخرت را نیک‌بختانه پیش فرستاده، و از ترس شتافته و در مهلت کوشیده، و در طلب رغبت کرده و از گریز دوری جسته، و در امروز خود فردایش را پایید و پیشاپیش خود را نگریست. پس بهشت برای پاداش و بخشش کافی است، و آتش برای کیفر و وبال بس، و خدا برای انتقام و یاری کافی است، و کتاب [قرآن] برای احتجاج و دشمنی بس.
 
  
 
'''۹. هشدار از دشمن پنهان'''
 
'''۹. هشدار از دشمن پنهان'''
−
أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ، وَ احْتَجَّ بِمَا نَهَجَ، وَ حَذَّرَكُمْ عَدُوّاً نَفَذَ فِي الصُّدُورِ خَفِيّاً، وَ نَفَثَ فِي الْآذَانِ نَجِيّاً، فَأَضَلَّ وَ أَرْدَى، وَ وَعَدَ فَمَنَّى، وَ زَيَّنَ سَيِّئَاتِ الْجَرَائِمِ، وَ هَوَّنَ مُوبِقَاتِ الْعَظَائِمِ، حَتَّى إِذَا اسْتَدْرَجَ قَرِينَتَهُ، وَ اسْتَغْلَقَ رَهِينَتَهُ، أَنْكَرَ مَا زَيَّنَ، وَ اسْتَعْظَمَ مَا هَوَّنَ، وَ حَذَّرَ مَا أَمَّنَ.
+
<div style="direction:rtl; text-align:justify; background:#f7f6f1; border-right:4px solid #b9a97a; padding:0.5em 0.8em; margin:0.4em 0; font-size:1.05em; line-height:1.9;">أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ، وَ احْتَجَّ بِمَا نَهَجَ، وَ حَذَّرَكُمْ عَدُوّاً نَفَذَ فِي الصُّدُورِ خَفِيّاً، وَ نَفَثَ فِي الْآذَانِ نَجِيّاً، فَأَضَلَّ وَ أَرْدَى، وَ وَعَدَ فَمَنَّى، وَ زَيَّنَ سَيِّئَاتِ الْجَرَائِمِ، وَ هَوَّنَ مُوبِقَاتِ الْعَظَائِمِ، حَتَّى إِذَا اسْتَدْرَجَ قَرِينَتَهُ، وَ اسْتَغْلَقَ رَهِينَتَهُ، أَنْكَرَ مَا زَيَّنَ، وَ اسْتَعْظَمَ مَا هَوَّنَ، وَ حَذَّرَ مَا أَمَّنَ.</div>
−
 
+
شما را به تقوای خدایی سفارش می‌کنم که با آنچه بیم داد، جای عذر را تنگ کرد، و با آنچه راه نمود، حجت آورد، و شما را از دشمنی برحذر داشت که پنهانی در سینه‌ها نفوذ می‌کند و در گوش‌ها آهسته راز می‌گوید، پس گمراه کرد و به هلاکت افکند، و وعده داد و به آرزوها انداخت، و زشتی‌های گناهان را بیاراست و بزرگ‌ها[ی هلاک‌تبار] را سبک شمرد، تا آنگاه که همنشین خود را به تدریج [به گمراهی] کشاند و گروگانش را به بند کشید، آنگاه آنچه را آراسته بود انکار کرد و آنچه را سبک شمرده بود بزرگ شمرد و از آنچه ایمنش کرده بود بیم داد.
−
:شما را به تقوای خدایی سفارش می‌کنم که با آنچه بیم داد، جای عذر را تنگ کرد، و با آنچه راه نمود، حجت آورد، و شما را از دشمنی برحذر داشت که پنهانی در سینه‌ها نفوذ می‌کند و در گوش‌ها آهسته راز می‌گوید، پس گمراه کرد و به هلاکت افکند، و وعده داد و به آرزوها انداخت، و زشتی‌های گناهان را بیاراست و بزرگ‌ها[ی هلاک‌تبار] را سبک شمرد، تا آنگاه که همنشین خود را به تدریج [به گمراهی] کشاند و گروگانش را به بند کشید، آنگاه آنچه را آراسته بود انکار کرد و آنچه را سبک شمرده بود بزرگ شمرد و از آنچه ایمنش کرده بود بیم داد.
 
  
 
'''۱۰. آفرینش انسان'''
 
'''۱۰. آفرینش انسان'''
−
أَمْ هَذَا الَّذِي أَنْشَأَهُ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ، وَ شُغُفِ الْأَسْتَارِ، نُطْفَةً دِهَاقاً، وَ عَلَقَةً مِحَاقاً، وَ جَنِيناً وَ رَاضِعاً، وَ وَلِيداً وَ يَافِعاً، ثُمَّ مَنَحَهُ قَلْباً حَافِظاً، وَ لِسَاناً لَافِظاً، وَ بَصَراً لَاحِظاً، لِيَفْهَمَ مُعْتَبِراً، وَ يُقَصِّرَ مُزْدَجِراً. حَتَّى إِذَا قَامَ اعْتِدَالُهُ، وَ اسْتَوَى مِثَالُهُ، نَفَرَ مُسْتَكْبِراً، وَ خَبَطَ سَادِراً، مَاتِحاً فِي غَرْبِ هَوَاهُ، كَادِحاً سَعْياً لِدُنْيَاهُ، فِي لَذَّاتِ طَرَبِهِ وَ بَدَوَاتِ أَرَبِهِ، ثُمَّ لَا يَحْتَسِبُ رَزِيَّةً، وَ لَا يَخْشَعُ تَقِيَّةً، فَمَاتَ فِي فِتْنَتِهِ غَرِيراً، وَ عَاشَ فِي هَفْوَتِهِ يَسِيراً، لَمْ يُفِدْ عِوَضاً، وَ لَمْ يَقْضِ مُفْتَرَضاً. دَهِمَتْهُ فَجَعَاتُ الْمَنِيَّةِ فِي غُبَّرِ جِمَاحِهِ وَ سَنَنِ مِرَاحِهِ، فَظَلَّ سَادِراً، وَ بَاتَ سَاهِراً فِي غَمَرَاتِ الْآلَامِ، وَ طَوَارِقِ الْأَوْجَاعِ وَ الْأَسْقَامِ، بَيْنَ أَخٍ شَقِيقٍ، وَ وَالِدٍ شَفِيقٍ، وَ دَاعِيَةٍ بِالْوَيْلِ جَزَعاً، وَ لَادِمَةٍ لِلصَّدْرِ قَلَقاً، وَ الْمَرْءُ فِي سَكْرَةٍ مُلْهِثَةٍ، وَ غَمْرَةٍ كَارِثَةٍ، وَ أَنَّةٍ مُوجِعَةٍ، وَ جَذْبَةٍ مُكْرِبَةٍ، وَ سَوْقَةٍ مُتْعِبَةٍ. ثُمَّ أُدْرِجَ فِي أَكْفَانِهِ مُبْلِساً، وَ جُذِبَ مُنْقَاداً سَلِساً، ثُمَّ أُلْقِيَ عَلَى الْأَعْوَادِ رَجِيعَ وَصَبٍ وَ نِضْوَ سَقَمٍ، تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ وَ حَشَدَةُ الْإِخْوَانِ إِلَى دَارِ غُرْبَتِهِ، وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ، وَ مُفْرَدِ وَحْشَتِهِ. حَتَّى إِذَا انْصَرَفَ الْمُشَيِّعُ، وَ رَجَعَ الْمُتَفَجِّعُ، أُقْعِدَ فِي حُفْرَتِهِ نَجِيّاً لِبَهْتَةِ السُّؤَالِ، وَ عَثْرَةِ الِامْتِحَانِ، وَ أَعْظَمُ مَا هُنَالِكَ بَلِيَّةً نُزُولُ الْحَمِيمِ، وَ تَصْلِيَةُ الْجَحِيمِ، وَ فَوْرَاتُ السَّعِيرِ، وَ سَوْرَاتُ الزَّفِيرِ، لَا فَتْرَةٌ مُرِيحَةٌ، وَ لَا دَعَةٌ مُزِيحَةٌ، وَ لَا قُوَّةٌ حَاجِزَةٌ، وَ لَا مَوْتَةٌ نَاجِزَةٌ، وَ لَا سِنَةٌ مُسَلِّيَةٌ، بَيْنَ أَطْوَارِ الْمَوْتَاتِ وَ عَذَابِ السَّاعَاتِ. إِنَّا بِاللَّهِ عَائِذُونَ.
+
<div style="direction:rtl; text-align:justify; background:#f7f6f1; border-right:4px solid #b9a97a; padding:0.5em 0.8em; margin:0.4em 0; font-size:1.05em; line-height:1.9;">أَمْ هَذَا الَّذِي أَنْشَأَهُ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ، وَ شُغُفِ الْأَسْتَارِ، نُطْفَةً دِهَاقاً، وَ عَلَقَةً مِحَاقاً، وَ جَنِيناً وَ رَاضِعاً، وَ وَلِيداً وَ يَافِعاً، ثُمَّ مَنَحَهُ قَلْباً حَافِظاً، وَ لِسَاناً لَافِظاً، وَ بَصَراً لَاحِظاً، لِيَفْهَمَ مُعْتَبِراً، وَ يُقَصِّرَ مُزْدَجِراً. حَتَّى إِذَا قَامَ اعْتِدَالُهُ، وَ اسْتَوَى مِثَالُهُ، نَفَرَ مُسْتَكْبِراً، وَ خَبَطَ سَادِراً، مَاتِحاً فِي غَرْبِ هَوَاهُ، كَادِحاً سَعْياً لِدُنْيَاهُ، فِي لَذَّاتِ طَرَبِهِ وَ بَدَوَاتِ أَرَبِهِ، ثُمَّ لَا يَحْتَسِبُ رَزِيَّةً، وَ لَا يَخْشَعُ تَقِيَّةً، فَمَاتَ فِي فِتْنَتِهِ غَرِيراً، وَ عَاشَ فِي هَفْوَتِهِ يَسِيراً، لَمْ يُفِدْ عِوَضاً، وَ لَمْ يَقْضِ مُفْتَرَضاً. دَهِمَتْهُ فَجَعَاتُ الْمَنِيَّةِ فِي غُبَّرِ جِمَاحِهِ وَ سَنَنِ مِرَاحِهِ، فَظَلَّ سَادِراً، وَ بَاتَ سَاهِراً فِي غَمَرَاتِ الْآلَامِ، وَ طَوَارِقِ الْأَوْجَاعِ وَ الْأَسْقَامِ، بَيْنَ أَخٍ شَقِيقٍ، وَ وَالِدٍ شَفِيقٍ، وَ دَاعِيَةٍ بِالْوَيْلِ جَزَعاً، وَ لَادِمَةٍ لِلصَّدْرِ قَلَقاً، وَ الْمَرْءُ فِي سَكْرَةٍ مُلْهِثَةٍ، وَ غَمْرَةٍ كَارِثَةٍ، وَ أَنَّةٍ مُوجِعَةٍ، وَ جَذْبَةٍ مُكْرِبَةٍ، وَ سَوْقَةٍ مُتْعِبَةٍ. ثُمَّ أُدْرِجَ فِي أَكْفَانِهِ مُبْلِساً، وَ جُذِبَ مُنْقَاداً سَلِساً، ثُمَّ أُلْقِيَ عَلَى الْأَعْوَادِ رَجِيعَ وَصَبٍ وَ نِضْوَ سَقَمٍ، تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ وَ حَشَدَةُ الْإِخْوَانِ إِلَى دَارِ غُرْبَتِهِ، وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ، وَ مُفْرَدِ وَحْشَتِهِ. حَتَّى إِذَا انْصَرَفَ الْمُشَيِّعُ، وَ رَجَعَ الْمُتَفَجِّعُ، أُقْعِدَ فِي حُفْرَتِهِ نَجِيّاً لِبَهْتَةِ السُّؤَالِ، وَ عَثْرَةِ الِامْتِحَانِ، وَ أَعْظَمُ مَا هُنَالِكَ بَلِيَّةً نُزُولُ الْحَمِيمِ، وَ تَصْلِيَةُ الْجَحِيمِ، وَ فَوْرَاتُ السَّعِيرِ، وَ سَوْرَاتُ الزَّفِيرِ، لَا فَتْرَةٌ مُرِيحَةٌ، وَ لَا دَعَةٌ مُزِيحَةٌ، وَ لَا قُوَّةٌ حَاجِزَةٌ، وَ لَا مَوْتَةٌ نَاجِزَةٌ، وَ لَا سِنَةٌ مُسَلِّيَةٌ، بَيْنَ أَطْوَارِ الْمَوْتَاتِ وَ عَذَابِ السَّاعَاتِ. إِنَّا بِاللَّهِ عَائِذُونَ.</div>
−
 
+
آیا این کسی که او را در تاریکی‌های رحم‌ها و پرده‌های پوشاننده پدید آورد، [چنین نبود که] نطفه‌ای ریخته، و خون‌بسته‌ای که هر نقش و صورتی در آن محو می‌شود، و جنینی، و شیرخواره‌ای، و نوزادی، و نوجوانی [شد]؟ سپس به او دلی نگهدارنده و زبانی گویا و چشمی نگاه‌کننده بخشید تا پندگیران بفهمد و از بدی بازایستد. تا آنگاه که قامتش استوار شد و اندامش راست ایستاد، سرکشانه گریخت و در حیرت و بیهودگی گام زد، در دلو هوس خویش آب کشید و برای دنیایش سخت کوشید، در لذت‌های شادی‌آورش و خواسته‌های نوپیدایش؛ سپس گمان وقوع مصیبتی نمی‌برد و از ترس [خدا] فروتنی نمی‌کند. پس در فتنهٔ خود فریب‌خورده مرد و در لغزش خود اندک زیست؛ نه عوضی به دست آورد و نه واجبی را ادا کرد. مرگ‌های ناگهانی در پی گردنکشی‌اش و در راه شادمانی‌اش بر او تاختند، پس سرگردان ماند و شب را بیدار در میان غرقاب دردها و دردهای ناگهانی و بیماری‌ها گذراند؛ در میان برادری تنی و پدری مهربان و فریادگری که از بی‌تابی واویلا می‌گفت و سینه‌کوبی که از اضطراب می‌کوبید. و انسان در بیهوشی جان‌کاه و غرقه‌ای بلاخیز و ناله‌ای دردآور و کشیدنی رنج‌آور و راندنی خسته‌کننده است. سپس ناامید در کفن‌هایش پیچیده شد و رام و سهل کشیده شد، و آنگاه بر تخته‌ها افکنده شد؛ بازگشتهٔ بیماری و لاغرشدهٔ رنجوری، که کودکان و گروهی از برادران او را به خانهٔ غربتش و جایگاه بی‌زیارتش و تنهایی وحشتش می‌برند. تا آنگاه که مشایعت‌کننده برگردد و سوگوار بازگردد، در گودالش نشانده می‌شود تا با حیرت پرسش و لغزش آزمون راز بگوید. و بزرگ‌ترین بلای آنجا، فرودآمدن آب جوشان و در آتش دوزخ درآمدن و جوشش شعله‌ها و خروش زبانه‌هاست؛ نه آرامشی آسوده‌کننده، و نه آسایشی دردزدا، و نه نیرویی بازدارنده، و نه مرگی رهاننده، و نه چرتی تسلی‌بخش؛ در میان گونه‌گون مرگ‌ها و عذاب ساعت‌های [رستاخیز]. ما به خدا پناه می‌بریم.
−
:آیا این کسی که او را در تاریکی‌های رحم‌ها و پرده‌های پوشاننده پدید آورد، [چنین نبود که] نطفه‌ای ریخته، و خون‌بسته‌ای که هر نقش و صورتی در آن محو می‌شود، و جنینی، و شیرخواره‌ای، و نوزادی، و نوجوانی [شد]؟ سپس به او دلی نگهدارنده و زبانی گویا و چشمی نگاه‌کننده بخشید تا پندگیران بفهمد و از بدی بازایستد. تا آنگاه که قامتش استوار شد و اندامش راست ایستاد، سرکشانه گریخت و بی‌خبر [در گمراهی] افتاد، در دلو هوس خویش آب کشید و برای دنیایش سخت کوشید، در لذت‌های شادی‌آورش و خواسته‌های نوپیدایش؛ سپس گمان وقوع مصیبتی نمی‌برد و از ترس [خدا] فروتنی نمی‌کند. پس در فتنهٔ خود فریب‌خورده مرد و در لغزش خود اندک زیست؛ نه عوضی به دست آورد و نه واجبی را ادا کرد. مرگ‌های ناگهانی در پی گردنکشی‌اش و در راه شادمانی‌اش بر او تاختند، پس سرگردان ماند و شب را بیدار در میان غرقاب دردها و دردهای ناگهانی و بیماری‌ها گذراند؛ در میان برادری تنی و پدری مهربان و فریادگری که از بی‌تابی واویلا می‌گفت و سینه‌کوبی که از اضطراب می‌کوبید. و انسان در بیهوشی جان‌کاه و غرقه‌ای بلاخیز و ناله‌ای دردآور و کشیدنی رنج‌آور و راندنی خسته‌کننده است. سپس ناامید در کفن‌هایش پیچیده شد و رام و سهل کشیده شد، و آنگاه بر تخته‌ها افکنده شد؛ بازگشتهٔ بیماری و لاغرشدهٔ رنجوری، که کودکان و گروهی از برادران او را به خانهٔ غربتش و جایگاه بی‌زیارتش و تنهایی وحشتش می‌برند. تا آنگاه که مشایعت‌کننده برگردد و سوگوار بازگردد، در گودالش نشانده می‌شود تا با حیرت پرسش و لغزش آزمون راز بگوید. و بزرگ‌ترین بلای آنجا، فرودآمدن آب جوشان و در آتش دوزخ درآمدن و جوشش شعله‌ها و خروش زبانه‌هاست؛ نه آرامشی آسوده‌کننده، و نه آسایشی دردزدا، و نه نیرویی بازدارنده، و نه مرگی رهاننده، و نه چرتی تسلی‌بخش؛ در میان گونه‌گون مرگ‌ها و عذاب ساعت‌های [رستاخیز]. ما به خدا پناه می‌بریم.
 
  
 
'''۱۱. فرصت و هشدار پایانی'''
 
'''۱۱. فرصت و هشدار پایانی'''
−
عِبَادَ اللَّهِ، أَيْنَ الَّذِينَ عُمِّرُوا فَنَعِمُوا، وَ عُلِّمُوا فَفَهِمُوا، وَ أُنْظِرُوا فَلَهَوْا، وَ سُلِّمُوا فَنَسُوا، أُمْهِلُوا طَوِيلاً، وَ مُنِحُوا جَمِيلاً، وَ حُذِّرُوا أَلِيماً، وَ وُعِدُوا جَسِيماً. احْذَرُوا الذُّنُوبَ الْمُوَرِّطَةَ، وَ الْعُيُوبَ الْمُسْخِطَةَ، أُولِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ، وَ الْعَافِيَةِ وَ الْمَتَاعِ. هَلْ مِنْ مَنَاصٍ أَوْ خَلَاصٍ، أَوْ مَعَاذٍ أَوْ مَلَاذٍ، أَوْ فِرَارٍ أَوْ مَحَارٍ، أَمْ لَا؟ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ، أَمْ أَيْنَ تُصْرَفُونَ، أَمْ بِمَا ذَا تَغْتَرُّونَ؟ وَ إِنَّمَا حَظُّ أَحَدِكُمْ مِنَ الْأَرْضِ ذَاتِ الطُّولِ وَ الْعَرْضِ قِيدُ قَدِّهِ، مُتَعَفِّراً عَلَى خَدِّهِ. الْآنَ عِبَادَ اللَّهِ وَ الْخِنَاقُ مُهْمَلٌ، وَ الرُّوحُ مُرْسَلٌ، فِي فَيْنَةِ الْإِرْشَادِ، وَ رَاحَةِ الْأَجْسَادِ، وَ بَاحَةِ الِاحْتِشَادِ، وَ مَهَلِ الْبَقِيَّةِ، وَ أُنُفِ الْمَشِيَّةِ، وَ إِنْظَارِ التَّوْبَةِ، وَ انْفِسَاحِ الْحَوْبَةِ، قَبْلَ الضَّنْكِ وَ الْمَضِيقِ، وَ الرَّوْعِ وَ الزُّهُوقِ، وَ قَبْلَ قُدُومِ الْغَائِبِ الْمُنْتَظَرِ، وَ إِخْذَةِ الْعَزِيزِ الْمُقْتَدِرِ.
+
<div style="direction:rtl; text-align:justify; background:#f7f6f1; border-right:4px solid #b9a97a; padding:0.5em 0.8em; margin:0.4em 0; font-size:1.05em; line-height:1.9;">عِبَادَ اللَّهِ، أَيْنَ الَّذِينَ عُمِّرُوا فَنَعِمُوا، وَ عُلِّمُوا فَفَهِمُوا، وَ أُنْظِرُوا فَلَهَوْا، وَ سُلِّمُوا فَنَسُوا، أُمْهِلُوا طَوِيلاً، وَ مُنِحُوا جَمِيلاً، وَ حُذِّرُوا أَلِيماً، وَ وُعِدُوا جَسِيماً. احْذَرُوا الذُّنُوبَ الْمُوَرِّطَةَ، وَ الْعُيُوبَ الْمُسْخِطَةَ، أُولِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ، وَ الْعَافِيَةِ وَ الْمَتَاعِ. هَلْ مِنْ مَنَاصٍ أَوْ خَلَاصٍ، أَوْ مَعَاذٍ أَوْ مَلَاذٍ، أَوْ فِرَارٍ أَوْ مَحَارٍ، أَمْ لَا؟ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ، أَمْ أَيْنَ تُصْرَفُونَ، أَمْ بِمَا ذَا تَغْتَرُّونَ؟ وَ إِنَّمَا حَظُّ أَحَدِكُمْ مِنَ الْأَرْضِ ذَاتِ الطُّولِ وَ الْعَرْضِ قِيدُ قَدِّهِ، مُتَعَفِّراً عَلَى خَدِّهِ. الْآنَ عِبَادَ اللَّهِ وَ الْخِنَاقُ مُهْمَلٌ، وَ الرُّوحُ مُرْسَلٌ، فِي فَيْنَةِ الْإِرْشَادِ، وَ رَاحَةِ الْأَجْسَادِ، وَ بَاحَةِ الِاحْتِشَادِ، وَ مَهَلِ الْبَقِيَّةِ، وَ أُنُفِ الْمَشِيَّةِ، وَ إِنْظَارِ التَّوْبَةِ، وَ انْفِسَاحِ الْحَوْبَةِ، قَبْلَ الضَّنْكِ وَ الْمَضِيقِ، وَ الرَّوْعِ وَ الزُّهُوقِ، وَ قَبْلَ قُدُومِ الْغَائِبِ الْمُنْتَظَرِ، وَ إِخْذَةِ الْعَزِيزِ الْمُقْتَدِرِ.</div>
−
 
+
ای بندگان خدا، کجایند آنان که عمر یافتند و بهره‌مند شدند، و دانش آموختند و فهمیدند، و مهلت یافتند و به بازی پرداختند، و سلامتی یافتند و فراموش کردند؟ مهلت طولانی یافتند و بخشش نیکو دیدند و از عذابی دردناک بیم داده شدند و به وعده‌هایی بزرگ امیدوار گشتند. از گناهانی که شما را به هلاکت می‌افکند و عیب‌هایی که خدا را به خشم می‌آورد بپرهیزید، ای صاحبان چشم‌ها و گوش‌ها و تندرستی و بهره‌مندی. آیا گریزگاهی یا رهایی، یا پناهی یا جایگاه امنی، یا فراری یا بازگشتی هست، یا نه؟ پس به کدام سو گردانده می‌شوید؟ و به کدام جهت برده می‌شوید؟ و به چه چیز فریفته می‌شوید؟ و همانا بهرهٔ هر یک از شما از زمین پهناور، به اندازهٔ قامت اوست، در حالی که بر گونه‌اش بر خاک افتاده است. اکنون ای بندگان خدا، که ریسمان [مرگ] رهاست و جان رها شده، در فرصت ارشاد و آسایش بدن‌ها و میدان فراخ گرد آمدن و مهلت باقی‌مانده و آغاز خواستن و انتظار توبه و گشایش گناه، پیش از تنگی و فشار و ترس و از دست رفتن، و پیش از آمدن آن غایب در انتظار [مرگ] و گرفتن آن عزیز توانا [فرصت را دریابید].
−
:ای بندگان خدا، کجایند آنان که عمر یافتند و بهره‌مند شدند، و دانش آموختند و فهمیدند، و مهلت یافتند و به بازی پرداختند، و سلامتی یافتند و فراموش کردند؟ مهلت طولانی یافتند و بخشش نیکو دیدند و از عذابی دردناک بیم داده شدند و به وعده‌هایی بزرگ امیدوار گشتند. از گناهانی که شما را به هلاکت می‌افکند و عیب‌هایی که خدا را به خشم می‌آورد بپرهیزید، ای صاحبان چشم‌ها و گوش‌ها و تندرستی و بهره‌مندی. آیا گریزگاهی یا رهایی، یا پناهی یا جایگاه امنی، یا فراری یا بازگشتی هست، یا نه؟ پس به کدام سو گردانده می‌شوید؟ و به کدام جهت برده می‌شوید؟ و به چه چیز فریفته می‌شوید؟ و همانا بهرهٔ هر یک از شما از زمین پهناور، به اندازهٔ قامت اوست، در حالی که بر گونه‌اش بر خاک افتاده است. اکنون ای بندگان خدا، که ریسمان [مرگ] رهاست و جان رها شده، در فرصت ارشاد و آسایش بدن‌ها و میدان فراخ گرد آمدن و مهلت باقی‌مانده و آغاز خواستن و انتظار توبه و گشایش گناه، پیش از تنگی و فشار و ترس و از دست رفتن، و پیش از آمدن آن غایب در انتظار [مرگ] و گرفتن آن عزیز توانا [فرصت را دریابید].
 
  
 
'''گزارش سید رضی'''
 
'''گزارش سید رضی'''
−
قالَ الشَّرِيفُ: وَ فِي الْخَبَرِ أَنَّهُ (علیه‌السلام) لَمَّا خَطَبَ بِهَذِهِ الْخُطْبَةِ اقْشَعَرَّتْ لَهَا الْجُلُودُ، وَ بَكَتِ الْعُيُونُ، وَ رَجَفَتِ الْقُلُوبُ، وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُسَمِّي هَذِهِ الْخُطْبَةَ الْغَرَّاءَ.
+
<div style="direction:rtl; text-align:justify; background:#f7f6f1; border-right:4px solid #b9a97a; padding:0.5em 0.8em; margin:0.4em 0; font-size:1.05em; line-height:1.9;">قالَ الشَّرِيفُ: وَ فِي الْخَبَرِ أَنَّهُ (علیه‌السلام) لَمَّا خَطَبَ بِهَذِهِ الْخُطْبَةِ اقْشَعَرَّتْ لَهَا الْجُلُودُ، وَ بَكَتِ الْعُيُونُ، وَ رَجَفَتِ الْقُلُوبُ، وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُسَمِّي هَذِهِ الْخُطْبَةَ الْغَرَّاءَ.</div>
−
 
+
سید رضی می‌گوید: در خبر آمده است که چون امام (علیه‌السلام) این خطبه را ایراد کرد، پوست‌ها از آن به لرزه افتاد و چشم‌ها گریست و دل‌ها مضطرب شد؛ و برخی از مردم این خطبه را «غرّاء» می‌نامند.
−
:سید رضی می‌گوید: در خبر آمده است که چون امام (علیه‌السلام) این خطبه را ایراد کرد، پوست‌ها از آن به لرزه افتاد و چشم‌ها گریست و دل‌ها مضطرب شد؛ و برخی از مردم این خطبه را «غرّاء» می‌نامند.
 
−
</div>
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۲۵

خطبه غَرّاء از خطبه‌های مشهور امام علی (علیه‌السلام) در نهج البلاغه است که سید رضی آن را «الخطبة العجیبة» خوانده است. این خطبه به سبب فصاحت و بلاغت والا و روشنی بیان، «غرّاء» (درخشان و نورانی) نام گرفته است. محورهای اصلی آن عبارت‌اند از: حمد و توصیف خداوند، سفارش به تقوا، نکوهش دلبستگی به دنیا، توصیف معاد و حوادث پس از مرگ، عبرت‌گیری از سرگذشت گذشتگان، توصیف آفرینش انسان و سرانجام او، و هشدار به غافلان. به گزارش سید رضی، هنگام ایراد این خطبه بدن‌ها لرزید، چشم‌ها گریست و دل‌ها مضطرب شد.[۱] ابن ابی الحدید آن را از معجزات کلام امام (علیه‌السلام) شمرده است.[۲]

نام و جایگاه

سید رضی این خطبه را با عنوان «و من خطبة له (علیه‌السلام) و هی الخطبة العجیبة و تسمی الغراء» در نهج البلاغه ثبت کرده است.[۳] در پایان آن نیز می‌نویسد: «و من الناس من یسمی هذه الخطبة الغراء»؛ برخی از مردم این خطبه را «غرّاء» می‌نامند.[۴] واژهٔ «غرّاء» به معنای درخشان و نورانی است و در اینجا به خطبهٔ برجسته و روشن اشاره دارد.[۵]

این خطبه در شمار خطبه‌های شگفت‌انگیز نهج البلاغه است و از دیرباز توجه شارحان و ادیبان را جلب کرده است. ابن ابی الحدید، شارح معتزلی نهج البلاغه، آن را از معجزات امام (علیه‌السلام) در سخنوری دانسته که «سخنوران بلندمرتبه را از میدان به در کرد و زبان‌آوران را خاموش ساخت».[۶] او در پایان شرح این خطبه، امام (علیه‌السلام) را فصیح‌ترین سخنور عرب، از اولین و آخرین، پس از کلام خدا و کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) دانسته است.[۷]

شمارهٔ این خطبه در تصحیح صبحی صالح ۸۳ است و در بسیاری از چاپ‌های رایج نهج البلاغه با شمارهٔ ۸۲ آمده است. مکارم شیرازی آن را خطبهٔ هشتاد و سوم نهج البلاغه خوانده است.[۸]

زمینهٔ صدور

نهج البلاغه به زمان و مکان ایراد این خطبه اشاره نکرده است.[۹] بر پایهٔ گزارشی که ابونعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء آورده است، امام (علیه‌السلام) در تشییع جنازه‌ای حاضر بود؛ چون مرده در قبر نهاده شد و شیون خانواده‌اش بلند شد، امام سوگند یاد کرد که مرگ هیچ‌کس را رها نمی‌کند و اگر آنان آنچه این مرده می‌بیند می‌دیدند، بر خود می‌گریستند؛ سپس برخاست و این خطبه را ایراد کرد.[۱۰]

سبط بن جوزی نیز در تذکرة الخواص همین زمینه را با سندی از امام صادق (علیه‌السلام) از پدرش از جدش نقل کرده است. در نقل او آمده است که امام فرمود: «چرا می‌گریید؟ به خدا سوگند به سوی آنان بازگشتی هست، بازگشتی تا آنکه هیچ‌کس از ایشان باقی نماند»؛ سپس میان مردم ایستاد و فرمود: «شما را به بندگی خدا سفارش می‌کنم، خدایی که برای شما مثل‌ها زد و برای شما اجل‌ها را معین کرد...».[۱۱] این نقل با آغاز خطبه در نهج البلاغه تفاوت اندکی دارد؛ در نهج البلاغه خطبه با حمد خدا آغاز می‌شود، در حالی که در نقل سبط بن جوزی با «أوصیکم عبادة الله» شروع شده است.[۱۲]

ساختار و محتوا

مکارم شیرازی خطبه را به دوازده بخش تقسیم کرده است: حمد و ثنای خدا و بیان صفات جلال و جمال، سفارش به تقوا، نکوهش دنیا، سخن از معاد و هراس‌های قیامت، سرانجام انسان، یادآوری دوبارهٔ تقوا، نعمت‌های الهی، مواعظ و ارشادات، تقوا به عنوان توشهٔ آخرت، آفرینش انسان از جنین تا مرگ و پس از آن، هشدار از بی‌بازگشتی پس از مرگ، و عبرت‌های تاریخ گذشتگان.[۱۳] این تقسیم‌بندی نشان می‌دهد که خطبه، مجموعه‌ای از موضوع‌های به هم پیوسته است که هر بخش، بخش پیشین را کامل می‌کند.

خدا، نبوت و تقوا

خطبه با حمد خدایی آغاز می‌شود که «با نیروی خویش برتر و با بخشش خویش نزدیک» است؛ بخشندهٔ هر دستاورد و فزونی و برطرف‌کنندهٔ هر مصیبت بزرگ و تنگنا. امام (علیه‌السلام) او را بر مهرهای پیاپی و نعمت‌های فراگیرش می‌ستاید، به او ایمان می‌آورد که آغاز و آشکار است، از او هدایت می‌جوید که نزدیک و راهنماست، و بر او توکل می‌کند که کفایت‌کننده و یاور است. سپس گواهی می‌دهد که محمد (صلی الله علیه و آله) بنده و فرستادهٔ اوست که برای اجرای فرمان خدا، اتمام حجت و بیم‌دادن فرستاده شد.[۱۴] این مقدمه، زمینهٔ عقیدتی خطبه را می‌سازد: توحید و نبوت، دو پایهٔ ایمان، پیش از سفارش اخلاقی مطرح می‌شوند.

در بخش پس از آن، امام (علیه‌السلام) مردم را به تقوای خدایی سفارش می‌کند که برای آنان مثل‌ها زد، اجل‌ها را معین کرد، لباس پوشاند، معیشت را فراخ کرد، شمارش اعمال را بر آنان احاطه کرد، پاداش را آماده ساخت، با نعمت‌های فراگیر گرامی داشت و با حجت‌های رسا بیم داد. انسان در «سرای آزمون و خانهٔ عبرت» است؛ در آن آزموده و بر آن مورد حساب قرار می‌گیرد.[۱۵]

نکوهش دنیا

تصویر خطبه از دنیا، تصویری هشداردهنده است: «نوشیدنی‌اش تیره و آبشخور آن پرگِل، منظره‌اش دل‌انگیز و سرانجامش هلاک‌کننده». دنیا «فریبی دگرگون‌شونده، نوری غروب‌کننده، سایه‌ای ناپایدار و تکیه‌گاهی افتاده» است.[۱۶] سپس با استعاره‌ای از اسب و شکار، از غافلگیری انسان سخن می‌گوید: دنیا چون اسبی سرکش پا می‌کوبد، با ریسمان‌هایش شکار می‌کند، با تیرهایش هدف می‌گیرد، ریسمان‌های مرگ را به گردن انسان می‌آویزد و او را به تنگی گور و بازگشتگاه وحشت‌انگیز می‌کشاند. این تصاویر هم جنبهٔ ادبی دارند و هم پیام اخلاقی: دلبستگی به دنیا، آدمی را از یاد آخرت بازمی‌دارد.

خطبه سپس از تداوم این سرنوشت در نسل‌ها سخن می‌گوید: «جانشینان در پی پیشینیان‌اند؛ مرگ از ریشه‌برکندن بازنمی‌ایستد و بازماندگان از گناه بازنمی‌آیند».[۱۷] این عبارت، پیوندی است میان نکوهش دنیا و یادآوری مرگ.

رستاخیز و سرانجام انسان

بخش بعدی به رستاخیز می‌پردازد: خداوند مردگان را از شکاف گورها، آشیانهٔ پرندگان، لانهٔ درندگان و میدان‌های هلاکت بیرون می‌آورد؛ شتابان به سوی فرمان او و روی‌آورنده به معادش، دسته‌دسته و خاموش، در صف‌ها ایستاده‌اند. دیده (الهی) بر آنان نفوذ می‌کند و آن خواننده را می‌شنوند. جامهٔ خاکساری و فروتنی بر آنان است؛ چاره‌ها از میان رفته، آرزوها بریده و صداها آهسته شده، عرق لجام بر دهان زده و گوش‌ها از بانگ سخت خواننده به لرزه افتاده است.[۱۸]

آنگاه انسان را در برابر این پرسش می‌گذارد: بندگانی که به قدرت آفریده و به قهر پرورده شدند، در گورها نهاده و خاک شدند و تنها برانگیخته می‌شوند و به جزا و حساب می‌رسند. در ادامه، خطبه از انسان می‌خواهد که از نعمت‌های الهی (گوش، چشم، اندام و دل) عبرت گیرد و از عمرهای پنهان و سرگذشت پیشینیان پند پذیرد.[۱۹]

انسان، مرگ و عبرت

از دید خطبه، انسان از نطفه تا جنین، شیرخوار، نوزاد و نوجوان مراحل رشد را می‌پیماید؛ خدا به او دلی نگهدارنده، زبانی گویا و چشمی نگاه‌کننده می‌بخشد، اما او چون به کمال می‌رسد سرکشی می‌کند، در هوس غرق می‌شود و برای دنیا می‌کوشد. ناگهان مرگ او را می‌گیرد، در حالی که نه عوضی به دست آورده و نه واجبی را ادا کرده است. سپس تصویری تکان‌دهنده از احتضار، کفن، تشییع، قبر، پرسش قبر و عذاب اخروی ترسیم می‌شود.[۲۰]

هشدار و بیداری

خطبه با ندایی پرسشگر ادامه می‌یابد: «ای بندگان خدا، کجایند آنان که عمر یافتند و بهره‌مند شدند...؟» و سپس هشدار می‌دهد که بهرهٔ انسان از زمین پهناور، به اندازهٔ قامت اوست. پایان خطبه، دعوتی است به استفاده از فرصت پیش از فرارسیدن مرگ: «اکنون ای بندگان خدا، که ریسمان [مرگ] رهاست و جان رها شده...».[۲۱]

پژوهشی نیز خطبهٔ غراء را از منظر «انذار و تبشیر» بررسی کرده و آن را گفتمانی برای ترغیب به نیکی و پرهیز از بدی دانسته است.[۲۲]

ویژگی‌های ادبی

خطبهٔ غراء از نظر بلاغی در شمار برجسته‌ترین سخنان امام (علیه‌السلام) است. کوتاهی جمله‌ها، سجع، موازنه، تکرار آواها و بهره‌گیری از استعاره و کنایه، زبان آن را آهنگین و اثرگذار کرده است. نمونهٔ روشن سجع را در عبارت «غُرُورٌ حَائِلٌ وَ ضَوْءٌ آفِلٌ وَ ظِلٌّ زَائِلٌ وَ سِنَادٌ مَائِلٌ» می‌توان دید که چهار وصف با وزن و پایان‌بندی هماهنگ در پی هم آمده‌اند.[۲۳] همین‌گونه است «رَنِقٌ مَشْرَبُهَا رَدِغٌ مَشْرَعُهَا» و «عَلَزِ الْقَلَقِ وَ أَلَمِ الْمَضَضِ وَ غُصَصِ الْجَرَضِ».[۲۴]

ویژگی دیگر، زنجیرهٔ فعل‌های هم‌آهنگ و هم‌پایان است: «سَمِعَ فَخَشَعَ، وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ، وَ وَجِلَ فَعَمِلَ، وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ...».[۲۵] این ساختار، پندپذیری را به صورت مرحله‌ای از شنیدن تا عمل نشان می‌دهد و به متن، ضرب‌آهنگی ویژه می‌بخشد.

استعاره نیز در خطبه حضوری پررنگ دارد: دنیا همچون اسبی سرکش و شکارچی تصویر شده که با ریسمان و تیر، انسان را به دام مرگ می‌کشاند؛ و مرگ همچون کمندی است که بر گردن آدمی می‌افتد.[۲۶] جاحظ نقل می‌کند که جعفر بن یحیی برمکی، از سخنوران نامدار عرب، جملهٔ «هَلْ مِنْ مَنَاصٍ أَوْ خَلَاصٍ أَوْ مَعَاذٍ أَوْ مَلَاذٍ...» را از این خطبه می‌ستود.[۲۷]

تعبیر «فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ» در بخش پایانی خطبه، برگرفته از قرآن است.[۲۸] این بهره‌گیری از تعبیر قرآنی، در کنار سجع و تصاویر حسی، خطبه را به یکی از نمونه‌های اوج بلاغت علوی تبدیل کرده است.

سند و اصالت

سید رضی در نهج البلاغه سندی برای این خطبه ذکر نکرده است.[۲۹] با این حال، بخش‌هایی از آن در منابع کهن شیعی و سنی نقل شده است: ابن شعبه در تحف العقول (ص۱۳۹ و ۱۴۶)، ابونعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء (ج۱، ص۷۸-۷۹) با سندی از ابن عجلان از امام صادق (علیه‌السلام)، قاضی قضاعی در دستور معالم الحکم (ص۵۹) و سبط بن جوزی در تذکرة الخواص (ص۱۳۱-۱۳۲).[۳۰] مکارم شیرازی نیز با اشاره به نقل کسانی چون جاحظ، ابن شعبه، آمدی، ابونعیم و ابن اثیر، این خطبه را «مشهورتر از آن» دانسته که به بررسی سند نیاز داشته باشد.[۳۱]

در منابع ادبی، گاه خطبهٔ دیگری از امام (علیه‌السلام) نیز «غرّاء» نام گرفته است. عبدالله نعمة در بررسی مصادر نهج البلاغه نشان داده است که فقراتی که جاحظ از آن‌ها ستایش کرده و با عبارت «أین من جدّ و اجتهد...» آغاز می‌شود، از خطبهٔ دیگری است که ابن عبد ربه آن را در العقد الفرید آورده است.[۳۲] این نکته نشان می‌دهد که در منابع، گاه فقرات خطبه‌های مختلف با یکدیگر آمیخته و عنوان «غرّاء» بر خطبه‌ای دیگر اطلاق شده است.

شرح‌ها، ترجمه‌ها و پژوهش‌ها

شرح‌های کامل نهج البلاغه، از جمله شرح ابن ابی الحدید (ج۶ و ج۱۱)، به این خطبه پرداخته‌اند.[۳۳] مکارم شیرازی در نفحات الولایة (ج۳، ص۲۰۱ به بعد) و حسینعلی منتظری در درس‌هایی از نهج البلاغه (ج۳، ص۲۴۸-۲۴۹) آن را شرح کرده‌اند.[۳۴]

از ترجمه‌های فارسی، ترجمهٔ محمد دشتی (خطبهٔ ۸۳)، ناصر مکارم شیرازی (نهج البلاغه با ترجمهٔ فارسی روان، ص۱۴۹-۱۵۷) و حسین انصاریان (ص۱۵۶-۱۶۸) در دسترس‌اند.[۳۵] پژوهش‌هایی نیز به تحلیل این خطبه پرداخته‌اند؛ از جمله مقاله‌ای که مبانی «انذار و تبشیر» را در آن بررسی کرده است.[۳۶]

متن و ترجمه

متن زیر بر پایهٔ تصحیح صبحی صالح (ص۱۰۷-۱۱۴) است.[۳۷] ترجمهٔ فارسی با مقابله با متن عربی و با بهره‌گیری از ترجمه‌های فارسی نهج البلاغه فراهم شده است. برای آسانی خواندن، خطبه به بندهای موضوعی تقسیم شده و ترجمهٔ فارسی هر بند در پی آن آمده است؛ این تقسیم‌بندی از گردآورنده است و در متن اصلی وجود ندارد. نشانه‌های قلاب‌دار در ترجمه، توضیحی برای روشن شدن معناست.

۱. در صفت خداوند

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَلا بِحَوْلِهِ، وَ دَنَا بِطَوْلِهِ، مَانِحِ كُلِّ غَنِيمَةٍ وَ فَضْلٍ، وَ كَاشِفِ كُلِّ عَظِيمَةٍ وَ أَزْلٍ. أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ كَرَمِهِ وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ، وَ أُومِنُ بِهِ أَوَّلاً بَادِياً، وَ أَسْتَهْدِيهِ قَرِيباً هَادِياً، وَ أَسْتَعِينُهُ قَاهِراً قَادِراً، وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ كَافِياً نَاصِراً. وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صلی الله علیه وآله عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ، وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ، وَ تَقْدِيمِ نُذُرِهِ.

ستایش از آنِ خدایی است که با نیروی خویش برتر است و با بخشش خویش نزدیک؛ بخشندهٔ هر دستاورد و فزونی، و برطرف‌کنندهٔ هر مصیبت بزرگ و تنگنا. او را بر مهرهای پیاپی و نعمت‌های فراگیرش می‌ستایم، و به او ایمان می‌آورم که آغاز و آشکار است، و از او هدایت می‌جویم که نزدیک و راهنماست، و از او یاری می‌خواهم که چیره و تواناست، و بر او توکل می‌کنم که کفایت‌کننده و یاور است. و گواهی می‌دهم که محمد (صلی الله علیه و آله) بنده و فرستادهٔ اوست؛ او را فرستاد تا فرمانش را اجرا کند و عذرش را به پایان رساند و بیم‌دادن‌هایش را پیش فرستد.

۲. سفارش به تقوا

أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي ضَرَبَ الْأَمْثَالَ، وَ وَقَّتَ لَكُمُ الْآجَالَ، وَ أَلْبَسَكُمُ الرِّيَاشَ، وَ أَرْفَغَ لَكُمُ الْمَعَاشَ، وَ أَحَاطَ بِكُمُ الْإِحْصَاءَ، وَ أَرْصَدَ لَكُمُ الْجَزَاءَ، وَ آثَرَكُمْ بِالنِّعَمِ السَّوَابِغِ وَ الرِّفَدِ الرَّوَافِغِ، وَ أَنْذَرَكُمْ بِالْحُجَجِ الْبَوَالِغِ، فَأَحْصَاكُمْ عَدَداً، وَ وَظَّفَ لَكُمْ مُدَداً، فِي قَرَارِ خِبْرَةٍ وَ دَارِ عِبْرَةٍ، أَنْتُمْ مُخْتَبَرُونَ فِيهَا وَ مُحَاسَبُونَ عَلَيْهَا.

ای بندگان خدا، شما را به تقوای خدایی سفارش می‌کنم که مثل‌ها زد، و برای شما اجل‌ها را معین کرد، و لباس‌های فاخر بر شما پوشاند، و زندگانی را برایتان فراخ کرد، و شمارش را بر شما احاطه کرد، و پاداش را برای شما آماده ساخت، و شما را با نعمت‌های فراگیر و عطاهای گسترده گرامی داشت، و با حجت‌های رسا بیم داد؛ پس شما را به شمار آورد و برای شما مدت‌هایی مقرر کرد، در سرای آزمون و خانهٔ عبرت، که در آن آزموده می‌شوید و بر آن مورد حساب قرار می‌گیرید.

۳. نکوهش دنیا

فَإِنَّ الدُّنْيَا رَنِقٌ مَشْرَبُهَا، رَدِغٌ مَشْرَعُهَا، يُونِقُ مَنْظَرُهَا، وَ يُوبِقُ مَخْبَرُهَا؛ غُرُورٌ حَائِلٌ، وَ ضَوْءٌ آفِلٌ، وَ ظِلٌّ زَائِلٌ، وَ سِنَادٌ مَائِلٌ. حَتَّى إِذَا أَنِسَ نَافِرُهَا، وَ اطْمَأَنَّ نَاكِرُهَا، قَمَصَتْ بِأَرْجُلِهَا، وَ قَنَصَتْ بِأَحْبُلِهَا، وَ أَقْصَدَتْ بِأَسْهُمِهَا، وَ أَعْلَقَتِ الْمَرْءَ أَوْهَاقَ الْمَنِيَّةِ، قَائِدَةً لَهُ إِلَى ضَنْكِ الْمَضْجَعِ، وَ وَحْشَةِ الْمَرْجِعِ، وَ مُعَايَنَةِ الْمَحَلِّ، وَ ثَوَابِ الْعَمَلِ. وَ كَذَلِكَ الْخَلَفُ بِعَقْبِ السَّلَفِ، لَا تُقْلِعُ الْمَنِيَّةُ اخْتِرَاماً، وَ لَا يَرْعَوِي الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً، يَحْتَذُونَ مِثَالاً، وَ يَمْضُونَ أَرْسَالاً إِلَى غَايَةِ الِانْتِهَاءِ وَ صَيُّورِ الْفَنَاءِ.

چرا که دنیا، نوشیدنی‌اش تیره و آبشخور آن پرگِل است؛ منظره‌اش دل‌انگیز و سرانجامش هلاک‌کننده است؛ فریبی دگرگون‌شونده، نوری غروب‌کننده، سایه‌ای ناپایدار و تکیه‌گاهی افتاده است. تا آنگاه که آن که از دنیا می‌گریخت به آن انس گیرد و آن که آن را انکار می‌کرد بدان آرام یابد، دنیا با پاهایش [چون اسبی سرکش] می‌کوبد، و با ریسمان‌هایش شکار می‌کند، و با تیرهایش هدف می‌گیرد، و ریسمان‌های مرگ را به گردن انسان می‌آویزد و او را به تنگی گور و بازگشتگاه وحشت‌انگیز و مشاهدهٔ جایگاه [جزا] و پاداش کردار می‌کشاند. و همین‌گونه است جانشینان در پی پیشینیان: مرگ از ریشه‌برکندن بازنمی‌ایستد و بازماندگان از گناه بازنمی‌آیند؛ بر نمونهٔ [پیشینیان] گام می‌نهند و دسته‌دسته به سوی پایان کار و سرانجام نابودی می‌روند.

۴. رستاخیز

حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ، وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ، وَ أَزِفَ النُّشُورُ، أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ، وَ أَوْكَارِ الطُّيُورِ، وَ أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ، وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِكِ، سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ، مُهْطِعِينَ إِلَى مَعَادِهِ، رَعِيلاً صُمُوتاً، قِيَاماً صُفُوفاً، يَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ، وَ يُسْمِعُهُمُ الدَّاعِي، عَلَيْهِمْ لَبُوسُ الِاسْتِكَانَةِ وَ ضَرَعُ الِاسْتِسْلَامِ وَ الذِّلَّةِ. قَدْ ضَلَّتِ الْحِيَلُ، وَ انْقَطَعَ الْأَمَلُ، وَ هَوَتِ الْأَفْئِدَةُ كَاظِمَةً، وَ خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ مُهَيْنِمَةً، وَ أَلْجَمَ الْعَرَقُ، وَ عَظُمَ الشَّفَقُ، وَ أُرْعِدَتِ الْأَسْمَاعُ لِزَبْرَةِ الدَّاعِي إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ، وَ مُقَايَضَةِ الْجَزَاءِ، وَ نَكَالِ الْعِقَابِ، وَ نَوَالِ الثَّوَابِ.

تا آنگاه که کارها به پایان رسد و روزگاران بگذرد و رستاخیز نزدیک شود، آنان را از شکاف گورها و آشیانهٔ پرندگان و لانهٔ درندگان و میدان‌های هلاکت بیرون می‌آورد؛ شتابان به سوی فرمان او و روی‌آورنده به معادش، دسته‌دسته و خاموش، ایستاده در صف‌ها. دیده [الهی] بر آنان نفوذ می‌کند و آن خواننده را می‌شنوند. بر آنان جامهٔ خاکساری و فروتنی تسلیم و خواری است. چاره‌ها از میان رفته و آرزو بریده شده و دل‌ها فرو افتاده و خاموش‌اند، و صداها افتاده و آهسته گشته‌اند، و عرق لجام [زبان] زده، و ترس بزرگ شده، و گوش‌ها از بانگ سخت آن خواننده به لرزه افتاده است؛ [خواننده‌ای که آنان را] به داوری قاطع و داد و ستد پاداش و کیفر سخت و بخشش ثواب می‌خواند.

۵. بندگان و سرانجام آنان

عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً، وَ مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً، وَ مَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً، وَ مُضَمَّنُونَ أَجْدَاثاً، وَ كَائِنُونَ رُفَاتاً، وَ مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً، وَ مَدِينُونَ جَزَاءً، وَ مُمَيَّزُونَ حِسَاباً. قَدْ أُمْهِلُوا فِي طَلَبِ الْمَخْرَجِ، وَ هُدُوا سَبِيلَ الْمَنْهَجِ، وَ عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ، وَ كُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّيَبِ، وَ خُلُّوا لِمِضْمَارِ الْجِيَادِ، وَ رَوِيَّةِ الِارْتِيَادِ، وَ أَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ، فِي مُدَّةِ الْأَجَلِ وَ مُضْطَرَبِ الْمَهَلِ.

بندگانی که به قدرت آفریده شده‌اند و به قهر پرورده، و به هنگام مرگ گرفته می‌شوند، و در گورها نهاده می‌شوند، و خاک فرسوده می‌شوند، و تنها برانگیخته می‌شوند، و جزا داده می‌شوند، و در حساب از هم جدا می‌گردند. آنان در طلب راه بیرون‌شد مهلت یافتند و به راه روشن هدایت شدند، و به اندازهٔ مهلتی که به کسی می‌دهند تا [خدا را] خشنود کند عمر یافتند، و پرده‌های شک و تردید از آنان برداشته شد، و برای میدان مسابقه آزاد گذاشته شدند، و برای اندیشیدن و برگزیدن و درنگ کردن جویندهٔ حق، در مدت اجل و در رفت و آمد مهلت، فرصت یافتند.

۶. پندها و بیداری

فَيَا لَهَا أَمْثَالاً صَائِبَةً، وَ مَوَاعِظَ شَافِيَةً، لَوْ صَادَفَتْ قُلُوباً زَاكِيَةً، وَ أَسْمَاعاً وَاعِيَةً، وَ آرَاءً عَازِمَةً، وَ أَلْبَاباً حَازِمَةً. فَاتَّقُوا اللَّهَ تَقِيَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ، وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ، وَ وَجِلَ فَعَمِلَ، وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ، وَ أَيْقَنَ فَأَحْسَنَ، وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ، وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ، وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ، وَ أَجَابَ فَأَنَابَ، وَ رَاجَعَ فَتَابَ، وَ اقْتَدَى فَاحْتَذَى، وَ أُرِيَ فَرَأَى، فَأَسْرَعَ طَالِباً، وَ نَجَا هَارِباً، فَأَفَادَ ذَخِيرَةً، وَ أَطَابَ سَرِيرَةً، وَ عَمَّرَ مَعَاداً، وَ اسْتَظْهَرَ زَاداً لِيَوْمِ رَحِيلِهِ، وَ وَجْهِ سَبِيلِهِ، وَ حَالِ حَاجَتِهِ، وَ مَوْطِنِ فَاقَتِهِ، وَ قَدَّمَ أَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ. فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ جِهَةَ مَا خَلَقَكُمْ لَهُ، وَ احْذَرُوا مِنْهُ كُنْهَ مَا حَذَّرَكُمْ مِنْ نَفْسِهِ، وَ اسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَكُمْ بِالتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِيعَادِهِ، وَ الْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ.

و چه نیکوست این مثل‌های درست و پندهای شفابخش، اگر با دل‌های پاک و گوش‌های شنوا و اندیشه‌های استوار و خردهای دوراندیش روبه‌رو شود. پس از خدا بترسید، همچون ترس کسی که شنید و فروتن شد، و گناه کرد و اعتراف نمود، و ترسید و عمل کرد، و بیمناک شد و شتافت، و یقین کرد و نیکی کرد، و پند داده شد و عبرت گرفت، و بیم داده شد و پرهیز کرد، و نهی شد و بازایستاد، و پاسخ داد و بازگشت، و مراجعت کرد و توبه نمود، و پیشوایی را برگزید و پیروی کرد، و [حق] به او نشان داده شد و دید؛ پس شتابان طلب‌کننده شد و گریزان رهایی یافت، و ذخیره‌ای به دست آورد و درونش را پاک ساخت و معادی را آبادان کرد و برای روز کوچ خویش و راهش و هنگام نیاز و جایگاه تهیدستی‌اش توشه‌ای پیش فرستاد، و برای خانهٔ ماندگار خویش پیشاپیش فرستاد. پس ای بندگان خدا، از خدا بترسید در همان جهتی که شما را برای آن آفرید، و از او بپرهیزید تا نهایت آنچه شما را از خود بیم داد، و از او آنچه را برای شما آماده کرده است بخواهید، با طلب تحقق وعدهٔ راستش و پرهیز از هراس معادش.

۷. نعمت‌ها و عبرت‌های گذشتگان

جَعَلَ لَكُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِيَ مَا عَنَاهَا، وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا، وَ أَشْلَاءً جَامِعَةً لِأَعْضَائِهَا، مُلَائِمَةً لِأَحْنَائِهَا، فِي تَرْكِيبِ صُوَرِهَا وَ مُدَدِ عُمُرِهَا، بِأَبْدَانٍ قَائِمَةٍ بِأَرْفَاقِهَا، وَ قُلُوبٍ رَائِدَةٍ لِأَرْزَاقِهَا، فِي مُجَلِّلَاتِ نِعَمِهِ، وَ مُوجِبَاتِ مِنَنِهِ، وَ حَوَاجِزِ عَافِيَتِهِ. وَ قَدَّرَ لَكُمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْكُمْ، وَ خَلَّفَ لَكُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِينَ قَبْلَكُمْ، مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلَاقِهِمْ، وَ مُسْتَفْسَحِ خَنَاقِهِمْ، أَرْهَقَتْهُمُ الْمَنَايَا دُونَ الْآمَالِ، وَ شَذَّبَهُمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ الْآجَالِ، لَمْ يَمْهَدُوا فِي سَلَامَةِ الْأَبْدَانِ، وَ لَمْ يَعْتَبِرُوا فِي أُنُفِ الْأَوَانِ. فَهَلْ يَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَةِ الشَّبَابِ إِلَّا حَوَانِيَ الْهَرَمِ؟ وَ أَهْلُ غَضَارَةِ الصِّحَّةِ إِلَّا نَوَازِلَ السَّقَمِ؟ وَ أَهْلُ مُدَّةِ الْبَقَاءِ إِلَّا آوِنَةَ الْفَنَاءِ؟ مَعَ قُرْبِ الزِّيَالِ، وَ أُزُوفِ الِانْتِقَالِ، وَ عَلَزِ الْقَلَقِ، وَ أَلَمِ الْمَضَضِ، وَ غُصَصِ الْجَرَضِ، وَ تَلَفُّتِ الِاسْتِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ الْحَفَدَةِ وَ الْأَقْرِبَاءِ وَ الْأَعِزَّةِ وَ الْقُرَنَاءِ. فَهَلْ دَفَعَتِ الْأَقَارِبُ، أَوْ نَفَعَتِ النَّوَاحِبُ؟ وَ قَدْ غُودِرَ فِي مَحَلَّةِ الْأَمْوَاتِ رَهِيناً، وَ فِي ضِيقِ الْمَضْجَعِ وَحِيداً، قَدْ هَتَكَتِ الْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ، وَ أَبْلَتِ النَّوَاهِكُ جِدَّتَهُ، وَ عَفَتِ الْعَوَاصِفُ آثَارَهُ، وَ مَحَا الْحَدَثَانُ مَعَالِمَهُ، وَ صَارَتِ الْأَجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَا، وَ الْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَا، وَ الْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَةً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَا، مُوقِنَةً بِغَيْبِ أَنْبَائِهَا، لَا تُسْتَزَادُ مِنْ صَالِحِ عَمَلِهَا، وَ لَا تُسْتَعْتَبُ مِنْ سَيِّئِ زَلَلِهَا. أَ وَ لَسْتُمْ أَبْنَاءَ الْقَوْمِ وَ الْآبَاءَ، وَ إِخْوَانَهُمْ وَ الْأَقْرِبَاءَ، تَحْتَذُونَ أَمْثِلَتَهُمْ، وَ تَرْكَبُونَ قِدَّتَهُمْ، وَ تَطَئُونَ جَادَّتَهُمْ؟ فَالْقُلُوبُ قَاسِيَةٌ عَنْ حَظِّهَا، لَاهِيَةٌ عَنْ رُشْدِهَا، سَالِكَةٌ فِي غَيْرِ مِضْمَارِهَا، كَأَنَّ الْمَعْنِيَّ سِوَاهَا، وَ كَأَنَّ الرُّشْدَ فِي إِحْرَازِ دُنْيَاهَا.

خدا برای شما گوش‌هایی ساخت تا آنچه را به کارشان می‌آید نگاه دارند، و چشم‌هایی تا پردهٔ نابینایی را کنار زنند، و پیکره‌هایی که اعضایش را گرد هم آورده و با خمیدگی‌هایش سازگار است، در ترکیب صورت‌هایشان و درازای عمرشان؛ با بدن‌هایی که به یاری منافعشان برپایند، و دل‌هایی که در جست‌وجوی روزی‌هایشان بیرون می‌دوند؛ در میان نعمت‌های فراگیر او و موجبات بخشش‌هایش و نگهدارنده‌های تندرستی‌اش. و برای شما عمرهایی مقدر کرد که از شما پوشیده داشت، و از آثار گذشتگان پیش از شما عبرت‌ها برایتان برجای گذاشت: از بهره‌ای که از دنیا بردند و فراخی [زندگانی] که پیش از گلوگرفتن مرگ داشتند. مرگ‌ها پیش از آرزوها بر آنان شتافتند و گسستن اجل‌ها آنان را از آرزوها جدا کرد؛ در تندرستی برای خود آماده نشدند و در آغاز [جوانی] عبرت نگرفتند. آیا جوانان شاداب جز پیری خمیده را انتظار دارند؟ و تندرستان جز فرودآمدن بیماری را؟ و ماندگان جز هنگامهٔ فنا را؟ با نزدیکی جدایی و نزدیک شدن انتقال و اضطراب و درد سوزان و غصه‌های گلوگیر و نگاه‌های کمک‌خواهانه به یاری فرزندان و خویشان و عزیزان و همتایان. آیا خویشان [مرگ را] از او بازداشتند یا نوحه‌گران سودی دادند؟ و او در سرای مردگان به گرو نهاده و در تنگی آرامگاه تنها مانده است. گزندگان پوستش را دریده‌اند، و فرسایندگان تازگی‌اش را کهنه کرده‌اند، و بادهای سخت آثارش را محو کرده، و گذشت شب و روز نشانه‌هایش را از میان برده، و بدن‌ها پس از تازگی پژمرده، و استخوان‌ها پس از توانایی پوسیده‌اند، و جان‌ها در گرو سنگینی بارهایشان‌اند، و به نهان خبرهایشان یقین دارند؛ نه از کردار شایسته‌شان چیزی افزوده می‌شود و نه از لغزش بدشان توبه‌ای خواسته می‌شود. آیا شما فرزندان و پدران و برادران و خویشان آن مردمان نیستید که بر نمونهٔ آنان گام می‌نهید و راهشان را می‌پیمایید و بر جاده‌شان پای می‌نهید؟ پس دل‌ها از بهرهٔ خود سخت شده و از رشد خود غافل‌اند و در میدانی که از آنِ او نیست گام برمی‌دارند؛ گویی آن که مقصود [از تکلیف] است جز ایشان است، و گویی رشد در به دست آوردن دنیایشان است.

۸. صراط و تقوای خردمند

وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَكُمْ عَلَى الصِّرَاطِ، وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ، وَ أَهَاوِيلِ زَلَلِهِ، وَ تَارَاتِ أَهْوَالِهِ. فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ تَقِيَّةَ ذِي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلْبَهُ، وَ أَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ، وَ أَسْهَرَ التَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ، وَ أَظْمَأَ الرَّجَاءُ هَوَاجِرَ يَوْمِهِ، وَ ظَلَفَ الزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ، وَ أَوْجَفَ الذِّكْرُ بِلِسَانِهِ، وَ قَدَّمَ الْخَوْفَ لِأَمَانِهِ، وَ تَنَكَّبَ الْمَخَالِجَ عَنْ وَضَحِ السَّبِيلِ، وَ سَلَكَ أَقْصَدَ الْمَسَالِكِ إِلَى النَّهْجِ الْمَطْلُوبِ. وَ لَمْ تَفْتِلْهُ فَاتِلَاتُ الْغُرُورِ، وَ لَمْ تَعْمَ عَلَيْهِ مُشْتَبِهَاتُ الْأُمُورِ، ظَافِراً بِفَرْحَةِ الْبُشْرَى وَ رَاحَةِ النُّعْمَى، فِي أَنْعَمِ نَوْمِهِ وَ آمَنِ يَوْمِهِ. وَ قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ الْعَاجِلَةِ حَمِيداً، وَ قَدَّمَ زَادَ الْآجِلَةِ سَعِيداً، وَ بَادَرَ مِنْ وَجَلٍ، وَ أَكْمَشَ فِي مَهَلٍ، وَ رَغِبَ فِي طَلَبٍ، وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَبٍ، وَ رَاقَبَ فِي يَوْمِهِ غَدَهُ، وَ نَظَرَ قُدُماً أَمَامَهُ، فَكَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ نَوَالاً، وَ كَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالاً، وَ كَفَى بِاللَّهِ مُنْتَقِماً وَ نَصِيراً، وَ كَفَى بِالْكِتَابِ حَجِيجاً وَ خَصِيماً.

و بدانید که گذرگاه شما بر صراط است، و بر لغزشگاه‌های آن، و بر هراس‌های لغزشش، و بر پی در پی آمدن ترس‌هایش. پس ای بندگان خدا، از خدا بترسید، همچون ترس خردمندی که اندیشه دلش را مشغول کرده، و ترس بدنش را به رنج افکنده، و شب‌زنده‌داری خواب اندکش را ربوده، و امید، ظهرهای گرم روزش را تشنه ساخته، و زهد شهواتش را بازداشته، و ذکر زبانش را به جنبش درآورده، و ترس را برای ایمنی‌اش پیش فرستاده، و از راه‌های انحرافی از جادهٔ روشن کناره گرفته، و برترین راه‌ها را به سوی راه مطلوب پیموده؛ و فریب‌های فریب‌دهنده او را نپیچانده، و امور شبهه‌انگیز بر او پوشیده نمانده؛ در حالی که به شادی مژده و آسایش نعمت دست یافته، در خوش‌ترین خواب و ایمن‌ترین روزش. و از گذرگاه دنیا پسندیده عبور کرده و توشهٔ آخرت را نیک‌بختانه پیش فرستاده، و از ترس شتافته و در مهلت کوشیده، و در طلب رغبت کرده و از گریز دوری جسته، و در امروز خود فردایش را پایید و پیشاپیش خود را نگریست. پس بهشت برای پاداش و بخشش کافی است، و آتش برای کیفر و وبال بس، و خدا برای انتقام و یاری کافی است، و کتاب [قرآن] برای احتجاج و دشمنی بس.

۹. هشدار از دشمن پنهان

أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ، وَ احْتَجَّ بِمَا نَهَجَ، وَ حَذَّرَكُمْ عَدُوّاً نَفَذَ فِي الصُّدُورِ خَفِيّاً، وَ نَفَثَ فِي الْآذَانِ نَجِيّاً، فَأَضَلَّ وَ أَرْدَى، وَ وَعَدَ فَمَنَّى، وَ زَيَّنَ سَيِّئَاتِ الْجَرَائِمِ، وَ هَوَّنَ مُوبِقَاتِ الْعَظَائِمِ، حَتَّى إِذَا اسْتَدْرَجَ قَرِينَتَهُ، وَ اسْتَغْلَقَ رَهِينَتَهُ، أَنْكَرَ مَا زَيَّنَ، وَ اسْتَعْظَمَ مَا هَوَّنَ، وَ حَذَّرَ مَا أَمَّنَ.

شما را به تقوای خدایی سفارش می‌کنم که با آنچه بیم داد، جای عذر را تنگ کرد، و با آنچه راه نمود، حجت آورد، و شما را از دشمنی برحذر داشت که پنهانی در سینه‌ها نفوذ می‌کند و در گوش‌ها آهسته راز می‌گوید، پس گمراه کرد و به هلاکت افکند، و وعده داد و به آرزوها انداخت، و زشتی‌های گناهان را بیاراست و بزرگ‌ها[ی هلاک‌تبار] را سبک شمرد، تا آنگاه که همنشین خود را به تدریج [به گمراهی] کشاند و گروگانش را به بند کشید، آنگاه آنچه را آراسته بود انکار کرد و آنچه را سبک شمرده بود بزرگ شمرد و از آنچه ایمنش کرده بود بیم داد.

۱۰. آفرینش انسان

أَمْ هَذَا الَّذِي أَنْشَأَهُ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ، وَ شُغُفِ الْأَسْتَارِ، نُطْفَةً دِهَاقاً، وَ عَلَقَةً مِحَاقاً، وَ جَنِيناً وَ رَاضِعاً، وَ وَلِيداً وَ يَافِعاً، ثُمَّ مَنَحَهُ قَلْباً حَافِظاً، وَ لِسَاناً لَافِظاً، وَ بَصَراً لَاحِظاً، لِيَفْهَمَ مُعْتَبِراً، وَ يُقَصِّرَ مُزْدَجِراً. حَتَّى إِذَا قَامَ اعْتِدَالُهُ، وَ اسْتَوَى مِثَالُهُ، نَفَرَ مُسْتَكْبِراً، وَ خَبَطَ سَادِراً، مَاتِحاً فِي غَرْبِ هَوَاهُ، كَادِحاً سَعْياً لِدُنْيَاهُ، فِي لَذَّاتِ طَرَبِهِ وَ بَدَوَاتِ أَرَبِهِ، ثُمَّ لَا يَحْتَسِبُ رَزِيَّةً، وَ لَا يَخْشَعُ تَقِيَّةً، فَمَاتَ فِي فِتْنَتِهِ غَرِيراً، وَ عَاشَ فِي هَفْوَتِهِ يَسِيراً، لَمْ يُفِدْ عِوَضاً، وَ لَمْ يَقْضِ مُفْتَرَضاً. دَهِمَتْهُ فَجَعَاتُ الْمَنِيَّةِ فِي غُبَّرِ جِمَاحِهِ وَ سَنَنِ مِرَاحِهِ، فَظَلَّ سَادِراً، وَ بَاتَ سَاهِراً فِي غَمَرَاتِ الْآلَامِ، وَ طَوَارِقِ الْأَوْجَاعِ وَ الْأَسْقَامِ، بَيْنَ أَخٍ شَقِيقٍ، وَ وَالِدٍ شَفِيقٍ، وَ دَاعِيَةٍ بِالْوَيْلِ جَزَعاً، وَ لَادِمَةٍ لِلصَّدْرِ قَلَقاً، وَ الْمَرْءُ فِي سَكْرَةٍ مُلْهِثَةٍ، وَ غَمْرَةٍ كَارِثَةٍ، وَ أَنَّةٍ مُوجِعَةٍ، وَ جَذْبَةٍ مُكْرِبَةٍ، وَ سَوْقَةٍ مُتْعِبَةٍ. ثُمَّ أُدْرِجَ فِي أَكْفَانِهِ مُبْلِساً، وَ جُذِبَ مُنْقَاداً سَلِساً، ثُمَّ أُلْقِيَ عَلَى الْأَعْوَادِ رَجِيعَ وَصَبٍ وَ نِضْوَ سَقَمٍ، تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ وَ حَشَدَةُ الْإِخْوَانِ إِلَى دَارِ غُرْبَتِهِ، وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ، وَ مُفْرَدِ وَحْشَتِهِ. حَتَّى إِذَا انْصَرَفَ الْمُشَيِّعُ، وَ رَجَعَ الْمُتَفَجِّعُ، أُقْعِدَ فِي حُفْرَتِهِ نَجِيّاً لِبَهْتَةِ السُّؤَالِ، وَ عَثْرَةِ الِامْتِحَانِ، وَ أَعْظَمُ مَا هُنَالِكَ بَلِيَّةً نُزُولُ الْحَمِيمِ، وَ تَصْلِيَةُ الْجَحِيمِ، وَ فَوْرَاتُ السَّعِيرِ، وَ سَوْرَاتُ الزَّفِيرِ، لَا فَتْرَةٌ مُرِيحَةٌ، وَ لَا دَعَةٌ مُزِيحَةٌ، وَ لَا قُوَّةٌ حَاجِزَةٌ، وَ لَا مَوْتَةٌ نَاجِزَةٌ، وَ لَا سِنَةٌ مُسَلِّيَةٌ، بَيْنَ أَطْوَارِ الْمَوْتَاتِ وَ عَذَابِ السَّاعَاتِ. إِنَّا بِاللَّهِ عَائِذُونَ.

آیا این کسی که او را در تاریکی‌های رحم‌ها و پرده‌های پوشاننده پدید آورد، [چنین نبود که] نطفه‌ای ریخته، و خون‌بسته‌ای که هر نقش و صورتی در آن محو می‌شود، و جنینی، و شیرخواره‌ای، و نوزادی، و نوجوانی [شد]؟ سپس به او دلی نگهدارنده و زبانی گویا و چشمی نگاه‌کننده بخشید تا پندگیران بفهمد و از بدی بازایستد. تا آنگاه که قامتش استوار شد و اندامش راست ایستاد، سرکشانه گریخت و در حیرت و بیهودگی گام زد، در دلو هوس خویش آب کشید و برای دنیایش سخت کوشید، در لذت‌های شادی‌آورش و خواسته‌های نوپیدایش؛ سپس گمان وقوع مصیبتی نمی‌برد و از ترس [خدا] فروتنی نمی‌کند. پس در فتنهٔ خود فریب‌خورده مرد و در لغزش خود اندک زیست؛ نه عوضی به دست آورد و نه واجبی را ادا کرد. مرگ‌های ناگهانی در پی گردنکشی‌اش و در راه شادمانی‌اش بر او تاختند، پس سرگردان ماند و شب را بیدار در میان غرقاب دردها و دردهای ناگهانی و بیماری‌ها گذراند؛ در میان برادری تنی و پدری مهربان و فریادگری که از بی‌تابی واویلا می‌گفت و سینه‌کوبی که از اضطراب می‌کوبید. و انسان در بیهوشی جان‌کاه و غرقه‌ای بلاخیز و ناله‌ای دردآور و کشیدنی رنج‌آور و راندنی خسته‌کننده است. سپس ناامید در کفن‌هایش پیچیده شد و رام و سهل کشیده شد، و آنگاه بر تخته‌ها افکنده شد؛ بازگشتهٔ بیماری و لاغرشدهٔ رنجوری، که کودکان و گروهی از برادران او را به خانهٔ غربتش و جایگاه بی‌زیارتش و تنهایی وحشتش می‌برند. تا آنگاه که مشایعت‌کننده برگردد و سوگوار بازگردد، در گودالش نشانده می‌شود تا با حیرت پرسش و لغزش آزمون راز بگوید. و بزرگ‌ترین بلای آنجا، فرودآمدن آب جوشان و در آتش دوزخ درآمدن و جوشش شعله‌ها و خروش زبانه‌هاست؛ نه آرامشی آسوده‌کننده، و نه آسایشی دردزدا، و نه نیرویی بازدارنده، و نه مرگی رهاننده، و نه چرتی تسلی‌بخش؛ در میان گونه‌گون مرگ‌ها و عذاب ساعت‌های [رستاخیز]. ما به خدا پناه می‌بریم.

۱۱. فرصت و هشدار پایانی

عِبَادَ اللَّهِ، أَيْنَ الَّذِينَ عُمِّرُوا فَنَعِمُوا، وَ عُلِّمُوا فَفَهِمُوا، وَ أُنْظِرُوا فَلَهَوْا، وَ سُلِّمُوا فَنَسُوا، أُمْهِلُوا طَوِيلاً، وَ مُنِحُوا جَمِيلاً، وَ حُذِّرُوا أَلِيماً، وَ وُعِدُوا جَسِيماً. احْذَرُوا الذُّنُوبَ الْمُوَرِّطَةَ، وَ الْعُيُوبَ الْمُسْخِطَةَ، أُولِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ، وَ الْعَافِيَةِ وَ الْمَتَاعِ. هَلْ مِنْ مَنَاصٍ أَوْ خَلَاصٍ، أَوْ مَعَاذٍ أَوْ مَلَاذٍ، أَوْ فِرَارٍ أَوْ مَحَارٍ، أَمْ لَا؟ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ، أَمْ أَيْنَ تُصْرَفُونَ، أَمْ بِمَا ذَا تَغْتَرُّونَ؟ وَ إِنَّمَا حَظُّ أَحَدِكُمْ مِنَ الْأَرْضِ ذَاتِ الطُّولِ وَ الْعَرْضِ قِيدُ قَدِّهِ، مُتَعَفِّراً عَلَى خَدِّهِ. الْآنَ عِبَادَ اللَّهِ وَ الْخِنَاقُ مُهْمَلٌ، وَ الرُّوحُ مُرْسَلٌ، فِي فَيْنَةِ الْإِرْشَادِ، وَ رَاحَةِ الْأَجْسَادِ، وَ بَاحَةِ الِاحْتِشَادِ، وَ مَهَلِ الْبَقِيَّةِ، وَ أُنُفِ الْمَشِيَّةِ، وَ إِنْظَارِ التَّوْبَةِ، وَ انْفِسَاحِ الْحَوْبَةِ، قَبْلَ الضَّنْكِ وَ الْمَضِيقِ، وَ الرَّوْعِ وَ الزُّهُوقِ، وَ قَبْلَ قُدُومِ الْغَائِبِ الْمُنْتَظَرِ، وَ إِخْذَةِ الْعَزِيزِ الْمُقْتَدِرِ.

ای بندگان خدا، کجایند آنان که عمر یافتند و بهره‌مند شدند، و دانش آموختند و فهمیدند، و مهلت یافتند و به بازی پرداختند، و سلامتی یافتند و فراموش کردند؟ مهلت طولانی یافتند و بخشش نیکو دیدند و از عذابی دردناک بیم داده شدند و به وعده‌هایی بزرگ امیدوار گشتند. از گناهانی که شما را به هلاکت می‌افکند و عیب‌هایی که خدا را به خشم می‌آورد بپرهیزید، ای صاحبان چشم‌ها و گوش‌ها و تندرستی و بهره‌مندی. آیا گریزگاهی یا رهایی، یا پناهی یا جایگاه امنی، یا فراری یا بازگشتی هست، یا نه؟ پس به کدام سو گردانده می‌شوید؟ و به کدام جهت برده می‌شوید؟ و به چه چیز فریفته می‌شوید؟ و همانا بهرهٔ هر یک از شما از زمین پهناور، به اندازهٔ قامت اوست، در حالی که بر گونه‌اش بر خاک افتاده است. اکنون ای بندگان خدا، که ریسمان [مرگ] رهاست و جان رها شده، در فرصت ارشاد و آسایش بدن‌ها و میدان فراخ گرد آمدن و مهلت باقی‌مانده و آغاز خواستن و انتظار توبه و گشایش گناه، پیش از تنگی و فشار و ترس و از دست رفتن، و پیش از آمدن آن غایب در انتظار [مرگ] و گرفتن آن عزیز توانا [فرصت را دریابید].

گزارش سید رضی

قالَ الشَّرِيفُ: وَ فِي الْخَبَرِ أَنَّهُ (علیه‌السلام) لَمَّا خَطَبَ بِهَذِهِ الْخُطْبَةِ اقْشَعَرَّتْ لَهَا الْجُلُودُ، وَ بَكَتِ الْعُيُونُ، وَ رَجَفَتِ الْقُلُوبُ، وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُسَمِّي هَذِهِ الْخُطْبَةَ الْغَرَّاءَ.

سید رضی می‌گوید: در خبر آمده است که چون امام (علیه‌السلام) این خطبه را ایراد کرد، پوست‌ها از آن به لرزه افتاد و چشم‌ها گریست و دل‌ها مضطرب شد؛ و برخی از مردم این خطبه را «غرّاء» می‌نامند.

پانویس

  1. ↑ سید رضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبهٔ ۸۳، ص۱۱۴.
  2. ↑ مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ج۳، ص۲۰۱.
  3. ↑ سید رضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷.
  4. ↑ همان، ص۱۱۴.
  5. ↑ منتظری، درس‌هایی از نهج البلاغه، ج۳، ص۲۴۸.
  6. ↑ مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ج۳، ص۲۰۱، به نقل از ابن ابی الحدید.
  7. ↑ منتظری، درس‌هایی از نهج البلاغه، ج۳، ص۲۴۸، به نقل از ابن ابی الحدید، ج۶، ص۲۷۸.
  8. ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷؛ مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ج۳، ص۲۰۱؛ برای شمارهٔ ۸۲، نک: انصاریان، ترجمهٔ نهج البلاغه، ص۱۵۶-۱۶۸.
  9. ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷-۱۱۴.
  10. ↑ مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ج۳، ص۲۰۱؛ نعمة، مصادر نهج البلاغه، ص۱۷۵-۱۷۶.
  11. ↑ نعمة، مصادر نهج البلاغه، ص۱۷۵-۱۷۶.
  12. ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷؛ نعمة، مصادر نهج البلاغه، ص۱۷۵.
  13. ↑ مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ج۳، ص۲۰۲.
  14. ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷.
  15. ↑ همان، ص۱۰۷-۱۰۸.
  16. ↑ همان، ص۱۰۸.
  17. ↑ همان، ص۱۰۸.
  18. ↑ همان، ص۱۰۸-۱۰۹.
  19. ↑ همان، ص۱۰۹-۱۱۱.
  20. ↑ همان، ص۱۱۲-۱۱۴.
  21. ↑ همان، ص۱۱۴.
  22. ↑ امین ناجی و امینی ارمکی، «بررسی مبانی انذار و تبشیر در خطبه غراء»، ص۷۵-۹۲.
  23. ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۸.
  24. ↑ همان، ص۱۰۸ و ۱۱۱.
  25. ↑ همان، ص۱۰۹.
  26. ↑ همان، ص۱۰۸.
  27. ↑ نعمة، مصادر نهج البلاغه، ص۱۷۶، به نقل از ابن مسکویه، الحکمة الخالدة، ص۱۱۲.
  28. ↑ قرآن کریم، سورهٔ یونس، آیهٔ ۳۴.
  29. ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷-۱۱۴.
  30. ↑ نعمة، مصادر نهج البلاغه، ص۱۷۵-۱۷۶ (با ارجاع به منابع یادشده).
  31. ↑ مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ج۳، ص۲۰۱.
  32. ↑ نعمة، مصادر نهج البلاغه، ص۱۷۶.
  33. ↑ منتظری، درس‌هایی از نهج البلاغه، ج۳، ص۲۴۸-۲۴۹.
  34. ↑ مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ج۳، ص۲۰۱-۲۰۲؛ منتظری، درس‌هایی از نهج البلاغه، ج۳، ص۲۴۸-۲۴۹.
  35. ↑ مؤسسهٔ تحقیقات و نشر معارف اهل البیت (علیهم‌السلام)، «خطبه ۸۳ نهج البلاغه (خطبه غرّاء)»، ترجمهٔ محمد دشتی؛ مکارم شیرازی، نهج البلاغه با ترجمهٔ فارسی روان، ص۱۴۹-۱۵۷؛ انصاریان، ترجمهٔ نهج البلاغه، ص۱۵۶-۱۶۸.
  36. ↑ امین ناجی و امینی ارمکی، «بررسی مبانی انذار و تبشیر در خطبه غراء»، ص۷۵-۹۲.
  37. ↑ سید رضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبهٔ ۸۳، ص۱۰۷-۱۱۴.


منابع

  • قرآن کریم.
  • ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبةالله؛ شرح نهج البلاغة، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: کتابخانهٔ آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق؛ ج۶ و ج۱۱.
  • ابن شعبه حرانی، حسن بن علی؛ تحف العقول عن آل الرسول (ص)، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۴ق.
  • ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله؛ حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، قاهره: دار ام‌القرى، بی‌تا؛ ج۱.
  • امین ناجی، محمدهادی و زهرا امینی ارمکی؛ «بررسی مبانی انذار و تبشیر در خطبه غراء»، پژوهش‌های اخلاقی، سال سیزدهم، ش۴ (پیاپی ۵۲)، تابستان ۱۴۰۲ش؛ ص۷۵-۹۲.
  • انصاریان، حسین؛ ترجمهٔ نهج البلاغه، تهران: پیام آزادی، ۱۳۸۶ش؛ ص۱۵۶-۱۶۸.
  • سید رضی، محمد بن حسین؛ نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، قم: هجرت، ۱۴۱۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر؛ نفحات الولایة، قم: مدرسهٔ امام علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، بی‌تا؛ ج۳.
  • مکارم شیرازی، ناصر؛ نهج البلاغه با ترجمهٔ فارسی روان، قم: مدرسهٔ امام علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، بی‌تا؛ ص۱۴۹-۱۵۷.
  • منتظری، حسینعلی؛ درس‌هایی از نهج البلاغه، ج۳؛ ص۲۴۸-۲۴۹.
  • مؤسسهٔ تحقیقات و نشر معارف اهل البیت (علیهم‌السلام)؛ «خطبه ۸۳ نهج البلاغه (خطبه غرّاء)»، ترجمهٔ محمد دشتی؛ تاریخ دسترسی: ۴ آبان ۱۴۰۵.
  • نعمة، عبدالله؛ مصادر نهج البلاغه، ۱۳۹۲ق/۱۹۷۲م؛ ص۱۷۴-۱۷۶.
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه