ابن رشد اندلسی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز
 
سطر ۹: سطر ۹:
 
ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.<ref>ابن رشد؛ فیلسوفی که باید از نو شناخت، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، 1396/9/19</ref> چرا که توجه خاصی به شرح آثار ارسطو داشت. او شرح‌هایی بر کتاب‌های «تحلیلات ثانیه» (کتاب البرهان)، «سماع طبیعی»، «السماء والعالم»، «النفس»، «ما بعدالطبیعه»، «ارگانون» (منطق) و کتاب «الکون والفساد» نوشت و همچنین تلخیص‌هایی از «الآثار العلویه»، «اخلاق نیکوماخوس» و «الحس والمحسوس» ارائه کرد. <ref>آنخل جنثالث بالنثيا، تاريخ الفكر الأندلسي، ترجمه حسين مؤنس، الهیئه المصریة العامة للکتاب، 2011 م، ص 403</ref>  
 
ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.<ref>ابن رشد؛ فیلسوفی که باید از نو شناخت، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، 1396/9/19</ref> چرا که توجه خاصی به شرح آثار ارسطو داشت. او شرح‌هایی بر کتاب‌های «تحلیلات ثانیه» (کتاب البرهان)، «سماع طبیعی»، «السماء والعالم»، «النفس»، «ما بعدالطبیعه»، «ارگانون» (منطق) و کتاب «الکون والفساد» نوشت و همچنین تلخیص‌هایی از «الآثار العلویه»، «اخلاق نیکوماخوس» و «الحس والمحسوس» ارائه کرد. <ref>آنخل جنثالث بالنثيا، تاريخ الفكر الأندلسي، ترجمه حسين مؤنس، الهیئه المصریة العامة للکتاب، 2011 م، ص 403</ref>  
  
−
ابن رشد در انتقال فلسفه ارسطو به جهان اسلام و از آنجا به غرب نقشی محوری داشت. شرح‌های ابن رشد پس از ترجمه به لاتین و عبری، تأثیری عمیق بر فیلسوفان یهودی و مسیحی گذاشت و او را به «شارح بزرگ» (The Commentator) مشهور ساخت.<ref name="oxford">«Ibn Rushd (Averroës).» Oxford Bibliographies, 2020.</ref> در قرن سیزدهم میلادی، مترجمانی چون '''مایکل اسکات''' (Michael Scot) آثار او را از عربی به لاتین برگرداندند. ترجمهٔ لاتین شرح کبیر ابن رشد بر «طبیعیات» ارسطو، به‌عنوان کتابی مقرر در دانشگاه‌های مسیحی اروپایی به کار می‌رفت و در طول رنسانس ایتالیا چندین بار چاپ شده است.<ref >«Current Editions:: Averroes’ Epitome of Aristotle’s Physics – Critical Arabic and Hebrew Edition»، وبگاه Averroes Edition، دانشگاه کلن، دسترسی در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، https://averroes.uni-koeln.de/edition/current-editions/.</ref>. مورخان غربی ابن رشد را مؤثرترین فیلسوف مسلمان در تفکر اروپایی می‌شناسند و مکتب فکری «ابن‌رشدی‌گری» (Averroism) در دانشگاه‌های پاریس و پادوآ شکل گرفت.<ref name="daneshnameh" /><ref name="oxford" /> تأثیر شرح‌های ابن رشد بر اندیشمندان اروپایی تا حدی بود که برخی پژوهشگران او را در شکل‌گیری رنسانس و روشنگری اروپایی مؤثر می‌دانند.<ref name="oxford" />
+
ابن رشد در انتقال فلسفه ارسطو به جهان اسلام و از آنجا به غرب نقشی محوری داشت. شرح‌های ابن رشد پس از ترجمه به لاتین و عبری، تأثیری عمیق بر فیلسوفان یهودی و مسیحی گذاشت و او را به «شارح بزرگ» (The Commentator) مشهور ساخت.<ref name="oxford">«Ibn Rushd (Averroës).» Oxford Bibliographies, 2020.</ref> در قرن سیزدهم میلادی، مترجمانی چون مایکل اسکات (Michael Scot) آثار او را از عربی به لاتین برگرداندند. ترجمهٔ لاتین شرح کبیر ابن رشد بر «طبیعیات» ارسطو، به‌عنوان کتابی مقرر در دانشگاه‌های مسیحی اروپایی به کار می‌رفت و در طول رنسانس ایتالیا چندین بار چاپ شده است.<ref >«Current Editions:: Averroes’ Epitome of Aristotle’s Physics – Critical Arabic and Hebrew Edition»، وبگاه Averroes Edition، دانشگاه کلن، دسترسی در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، https://averroes.uni-koeln.de/edition/current-editions/.</ref>. مورخان غربی ابن رشد را مؤثرترین فیلسوف مسلمان در تفکر اروپایی می‌شناسند و مکتب فکری «ابن‌رشدی‌گری» (Averroism) در دانشگاه‌های پاریس و پادوآ شکل گرفت.<ref name="daneshnameh" /><ref name="oxford" /> تأثیر شرح‌های ابن رشد بر اندیشمندان اروپایی تا حدی بود که برخی پژوهشگران او را در شکل‌گیری رنسانس و روشنگری اروپایی مؤثر می‌دانند.<ref name="oxford" />
  
 
==فلسفه ابن رشد ==
 
==فلسفه ابن رشد ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۲۹

ابن رشد اندلسی (ابوالولید محمد بن احمد بن محمد بن رشد؛ ۵۲۰–۵۹۵ ق / ۱۱۲۶–۱۱۹۸ م) فیلسوف، فقیه، پزشک و قاضی برجسته اندلسی بود. ابن رشد به شرح آثار ارسطو می‌پرداخت و در سراسر سده‌هاى میانه و نیز در دوران رنسانس اروپا، به‌عنوان شارح بزرگ نوشته‌هاى ارسطو مشهور بود. ابن رشد به هماهنگی عقل و وحی اعتقادی راسخ داشت و کتاب «تهافت التهافت» را علیه سخنان غزالی در تهافت‌الفلاسفه که فلسفه را نقد می‌کرد، نوشت.

زندگی و خاندان

ابن رشد در سال ۵۲۰ هجری قمری در شهر قرطبه در اندلس زاده شد. خاندان او از فقیهان و عالمان نامدار بودند و پدربزرگ و پدرش منصب قاضی‌القضات اندلس را بر عهده داشتند. او در سال ۵۶۵ ق قاضی اشبیلیه شد و پس از ده سال به قرطبه بازگشت و در سال ۵۷۸ ق به عنوان قاضی‌القضات قرطبه منصوب شد. ابن رشد در نهم صفر ۵۹۵ هجری قمری در مراکش درگذشت و پس از سه ماه جسدش را به قرطبه بردند و در آنجا به خاک سپردند.[۱]

ابن رشد در اواخر عمر به دلایل نامعلومی- شاید اختلاف وی با فقیهان- از دربار موحدین طرد شد، و به دنبال صدور فرمانی مبنی بر تحریم و تکفیر فلسفه و فیلسوفان، به روستای یهودی‌نشین یسانه (الیسانة) در حوالی قرطبه تبعید شد.[۱] ابن رشد پس از دو یا سه سال تبعید، در حالی که مورد عفو منصور موحدی قرار گرفته بود، در نهم صفر ۵۹۵ درگذشت.

ابن رشد؛ شارح آثار ارسطو

ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.[۲] چرا که توجه خاصی به شرح آثار ارسطو داشت. او شرح‌هایی بر کتاب‌های «تحلیلات ثانیه» (کتاب البرهان)، «سماع طبیعی»، «السماء والعالم»، «النفس»، «ما بعدالطبیعه»، «ارگانون» (منطق) و کتاب «الکون والفساد» نوشت و همچنین تلخیص‌هایی از «الآثار العلویه»، «اخلاق نیکوماخوس» و «الحس والمحسوس» ارائه کرد. [۳]

ابن رشد در انتقال فلسفه ارسطو به جهان اسلام و از آنجا به غرب نقشی محوری داشت. شرح‌های ابن رشد پس از ترجمه به لاتین و عبری، تأثیری عمیق بر فیلسوفان یهودی و مسیحی گذاشت و او را به «شارح بزرگ» (The Commentator) مشهور ساخت.[۴] در قرن سیزدهم میلادی، مترجمانی چون مایکل اسکات (Michael Scot) آثار او را از عربی به لاتین برگرداندند. ترجمهٔ لاتین شرح کبیر ابن رشد بر «طبیعیات» ارسطو، به‌عنوان کتابی مقرر در دانشگاه‌های مسیحی اروپایی به کار می‌رفت و در طول رنسانس ایتالیا چندین بار چاپ شده است.[۵]. مورخان غربی ابن رشد را مؤثرترین فیلسوف مسلمان در تفکر اروپایی می‌شناسند و مکتب فکری «ابن‌رشدی‌گری» (Averroism) در دانشگاه‌های پاریس و پادوآ شکل گرفت.[۱][۴] تأثیر شرح‌های ابن رشد بر اندیشمندان اروپایی تا حدی بود که برخی پژوهشگران او را در شکل‌گیری رنسانس و روشنگری اروپایی مؤثر می‌دانند.[۴]

فلسفه ابن رشد

ابن رشد اگرچه قالب فکری خود را بر فلسفۀ مشایی پی ریخت، ولی در مواضعی چند، چون مباحث کیهان‌شناختی، صدور کثیر از واحد، تحلیل هستی و چیستی، عقل هیولانی و غیره، در صدد ارائۀ تقریری نو در کاستی‌های مشرب ارسطویی است.[۶] نظام فلسفی ابن رشد، بر هماهنگی عقل و وحی استوار است. او حقیقت را واحد می‌دانست و معتقد بود دین و فلسفه با دو روش متفاوت — خطابه برای عموم و برهان برای نخبگان — به آن می‌رسند.[۷] در جهان‌شناسی، بر ضرورت علّی و نظم غایت‌مند طبیعت تأکید داشت و خدا را «محرک اول» می‌دانست.[۸] نظریه عقل او میان سه مرتبه «عقل هیولانی»، «عقل بالملکه» و «عقل فعال» تمایز قائل می‌شود و به آموزه «وحدت عقل» می‌انجامد.[۸] در اخلاق به عینی بودن خوبی و بدی باور داشت و در هرمنوتیک، تفسیر تمثیلی را ویژه نخبگان و معنای ظاهری را برای عموم مناسب می‌دانست.[۸]

آثار و تألیفات

ابن رشد در بسیاری از موضوعات علمی از قبیل فلسفه، کلام، فقه، ستاره‌شناسی، پزشکی، لغت، ادبیات و اخلاق صاحب تألیف است.[۱] برخی از آثار او عبارتند از:

  • فصل المقال: کتابی به عربی در فلسفه است که نام کامل آن «فصل المقال فی تقریر ما بین الشریعة و الحکمة من الاتصال» است. مؤلف در این اثر می‌کوشد تا علم فلسفه و گرایش به علوم عقلی را با شریعت سازگار کند.[۹][۱۰] در این کتاب، ابن رشد مردم را به سه دسته عامه (اهل خطابه)، متکلمان (اهل جدل) و حکما (اهل برهان) تقسیم می‌کند و تأویل برهانی را ویژه حکما می‌داند.[۱۱]
  • تهافت التهافت: از بزرگ‌ترین آثار کلامی-فلسفی ابن رشد و پاسخیه او به «تهافت الفلاسفة» غزالی است.[۱۲][۱۳]
  • الکلیات: از معروف‌ترین آثار پزشکی ابن رشد است.[۱]
  • بدایة المجتهد و نهایة المقتصد: اثری مهم در فقه مالکی است.[۱]
  • تلخیص ما بعدالطبیعه: تلخیص کتاب «ما بعدالطبیعه» ارسطو است که ابن رشد در آن، گاه سخنان خود را به‌طور مستقل از متن ارسطو آورده و مطالب را تلخیص کرده است.[۱۴]
  • شرح کتاب النفس ارسطو: ابن رشد، سه گونه شرح کوتاه، متوسط و بزرگ بر کتاب «النفس» نوشته است. شرح مختصر و شرح متوسط در متن اصلی عربی خود باقی مانده و چاپ شده‌اند. اما شرح بزرگ فقط در ترجمه لاتین خود باقی مانده است. متن عربی آن مفقود شده و آنچه امروز به عنوان متن عربی در دسترس است، بازگردانی از لاتین به عربی به کوشش ابراهیم غربی است. [۱۵]

منابع

  1. ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۳، مدخل «ابن رشد، ابوالوليد محمد بن احمد بن محمد» از شرف‌الدين‌ خراسانى‌.
  2. ↑ ابن رشد؛ فیلسوفی که باید از نو شناخت، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، 1396/9/19
  3. ↑ آنخل جنثالث بالنثيا، تاريخ الفكر الأندلسي، ترجمه حسين مؤنس، الهیئه المصریة العامة للکتاب، 2011 م، ص 403
  4. ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ «Ibn Rushd (Averroës).» Oxford Bibliographies, 2020.
  5. ↑ «Current Editions:: Averroes’ Epitome of Aristotle’s Physics – Critical Arabic and Hebrew Edition»، وبگاه Averroes Edition، دانشگاه کلن، دسترسی در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، https://averroes.uni-koeln.de/edition/current-editions/.
  6. ↑ ویکیجو: دانشنامه آزاد فارسی، «ابن رشد، ابوالولید محمد»
  7. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال. ترجمه سید جعفر سجادی. تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۸.
  8. ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ قربانی، علی. «عقل هیولانی مفارق (Separate Material Intellect) در فلسفه ابن رشد.» پژوهشهای فلسفی، دوره ۱۰، شماره ۱۸ (۱۳۹۵): ۱۵۵–۱۷۴.
  9. ↑ ویکیجو: دانشنامه آزاد فارسی، «فصل المقال».
  10. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال. ترجمه سید جعفر سجادی. تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۸، مقدمه مترجم.
  11. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال. ترجمه سید جعفر سجادی. تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۸، ج۱، صص ۷۶ و ۸۸.
  12. ↑ ویکیجو: دانشنامه آزاد فارسی، «تهافت التهافت».
  13. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. تهافت التهافت. ترجمه حسن فتحی. تهران: حکمت، ۱۳۸۷، مقدمه مترجم، صص ۱–۳۰.
  14. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. تلخیص ما بعدالطبیعه. تحقیق عبدالرحمن بدوی. قاهره: مکتبه النهضة المصریة، ۱۹۵۸، مقدمه محقق.
  15. ↑ ویکی نور، الشرح الكبير لكتاب النفس لأرسطو
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه