خیانت: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| + | {{خوب}} | ||
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}} | {{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}} | ||
| + | '''«خیانت»''' در مقابل «[[امانت]]»، و به معنای خودداری از پرداخت حقّی است که [[انسان]] پرداختن آن را تعهد کرده است. همچنین خیانت به معنای بیوفایی و [[خلف وعده|خُلف وعده]] و نقض عهد آمده است.<ref>مهیار، رضا؛ فرهنگ ابجدی عربی - فارسی، ج ۱، ص ۳۷۷.</ref> ضعف [[ایمان]] و [[عقاید|عقیده]] و غلبه هوی و هوس و [[حرص]] و [[طمع]] بر انسان را، میتوان از عوامل و زمینههای بروز خیانت برشمرد. | ||
| + | == واژهشناسی == | ||
| + | «خيانت» مقابل «[[امانت]]» است و اصل آن چنانكه در «[[مجمع البیان]]» ذيل [[آیه 186 سوره بقره|آیه ۱۸۶ سوره بقره]] گفته، به معنى منع [[حق]] و مخالفت با حقّ است.<ref>قرشی، سید علی اکبر؛ قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱، چاپ ششم، ج ۲، ص ۳۱۴.</ref> | ||
| − | + | [[راغب اصفهانی]] می گويد: «اَلْخِيَانَةُ و النّفاق واحد، إلا أنّ الخيانة تقال اعتبارا بالعهد و الأمانة و النّفاق يقال اعتبارا بالدّين، ثم يتداخلان، فَالْخِيَانَةُ: مخالفة الحقّ بنقض العهد فی السّرّ و نقيض الخيانة: الأمانة».<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، دمشق بیروت، دارالعلم الدار الشامیه، ۱۴۱۲، ج۱ ص ۳۰۵.</ref> خيانة و [[نفاق]] يكى است، جز اينكه خيانة بيشتر در شكستن پيمان و [[امانت]] به كار مىرود ولى نفاق باعتبار خلاف در [[دين]] است، سپس اين دو معنى در هم تداخل نموده. پس خيانة همين مخالفت با حقّ و پيمانشكنى در پنهانى است و نقطۀ مقابل خيانت، امانت است. | |
| − | خیانت در | + | واژه خیانت و مشتقات آن در آیاتی از [[قرآن کریم]] نیز آمده است، از جمله: |
| − | + | * {{متن قرآن|«وَ إِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ '''خِيَانَةً''' فَانبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ '''الْخَائِنِينَ'''»}}.<ref>[[سوره انفال]]، ۵۸.</ref> | |
| + | * {{متن قرآن|«ذَٰلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ '''أَخُنْهُ''' بِالْغَيْبِ وَ أَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي كَيْدَ '''الْخَائِنِينَ'''».}}<ref>[[سوره يوسف]]، ۵۲.</ref> | ||
| + | * {{متن قرآن|«... وَ لَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ '''خَائِنَةٍ''' مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ...».}}<ref>[[سوره مائده]]، ۱۳.</ref> | ||
| − | + | ==نکوهش خیانت در قرآن و روایات== | |
| − | + | [[الله|خداوند]] متعال یک سلسله قوانین و مقرراتی را که برای بندگان وضع نموده، به عنوان «[[امانت]]» از آنها نام برده و از هر گونه خیانتی نسبت به آن به شدت نهی کرده است که در اینجا به مواردی اشاره میشود: | |
| − | + | خداوند در [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|«وَ إِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ»}}؛<ref>[[سوره انفال]]، ۷۱.</ref> اما اگر بخواهند با تو خیانت کنند، (تازگی ندارد) آنها پیش از این (نیز) به خدا خیانت کردند و خداوند (شما را) بر آنها پیروز کرد خداوند دانا و حکیم است. | |
| − | + | از این [[آیه]] استفاده میشود که دشمنان، سابقه خیانت دارند و خیانت آنان سبب اسارت و تحت سیطره قرار گرفتن آنان است.<ref>قرائتی، محسن؛ تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳، چاپ یازدهم، ج ۴، ص ۳۶۸.</ref> | |
| − | + | در آیهای دیگر میفرماید: {{متن قرآن|«يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ»}}؛<ref>[[سوره غافر]]، ۱۹.</ref> او چشمهایی را که به خیانت میگردد و آنچه را سینهها پنهان میدارند، میداند. | |
| − | + | این آیه و آیات قبل آن، ادامه توصیف [[قیامت]] است و در حقیقت این آیات ویژگیهای قیامت و حوادث هول انگیز آن را - که هر انسان مؤمنی را عمیقاً در فکر فرو می برد - بیان کرده است. در مورد چگونگی قیامت میفرماید: خدایی که از حرکات مخفیانه چشم ها و اسرار درون سینهها آگاه است در آن روز درباره خلایق، دادرسی و قضاوت میکند و با این علم و آگاهی دقیق او روز گنهکاران سیاه و تاریک است. | |
| − | در آیه | + | در [[حدیث|حدیثی]] از [[امام صادق]] علیه السلام میخوانیم: هنگامی که از معنی آیه از آن حضرت سؤال شد، فرمود: «آیا ندیدهای گاه انسان به چیزی نگاه میکند اما چنین وانمود میکند که به آن نگاه نمیکند؟ این نگاههای خیانت آلود است». این نگاهها خواه به نوامیس مردم باشد و یا امور دیگری که نگاه کردن به آن ممنوع است، بر خداوند که ذرهای از آنچه در آسمانها و زمین است از علم او مخفی نیست پنهان نمیماند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، چاپ اول، ج ۲۰، ص ۶۵.</ref> |
| − | + | در آیه دیگری میفرماید: {{متن قرآن|«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ»}}؛<ref>[[سوره تحریم]]، ۱۰.</ref> خداوند برای کسانی که کافر شدهاند به همسر [[حضرت نوح علیه السلام|نوح]] و همسر [[حضرت لوط علیه السلام|لوط]] مثل زده است، آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند ولی به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودی به حالشان (در برابر [[عذاب]] الهی) نداشت و به آنها گفته شد: «وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد میشوند. | |
| − | این دو زن | + | این آیه کریمه متضمن مثلی است که خدا به وسیله آن حال کفار را مجسم میکند و به حال دو زن تاریخ مثل میزند که هر دو همسر دو پیامبر بزرگوار بودند؛ دو پیامبری که خداوند عبد صالحشان نامیده و با این حال این دو زن به آن دو بزرگوار خیانت کردند و در نتیجه فرمان الهی رسید که با سایر دوزخیان داخل [[جهنم|دوزخ]] گردند، اما همسری آنان سودی به حالشان نبخشید و بدون کسب کمترین امتیازی در زمره هالکان به هلاکت رسیدند.<ref>طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق، ج ۱۹، ص ۵۷۷.</ref> |
| − | + | این دو زن به این دو پیامبر خیانت کردند، البته خیانت آنها هرگز انحراف از جاده [[عفت]] نبود؛ زیرا هرگز همسر هیچ پیامبری آلوده به بی عفتی نبوده است؛ [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله در [[حدیث|حدیثی]] میفرماید: «همسر هیچ پیامبری هرگز آلوده به عمل منافی عفت نشد». خیانت همسر لوط این بود که با دشمنان آن پیامبر همکاری میکرد و اسرار خانه او را به دشمن میسپرد و همسر نوح نیز چنین بود.<ref>مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه؛ ج ۲۴، ص ۳۰۲.</ref> | |
| − | با مراجعه به منابع دینی و روایی می توان تفسیر مناسبی از صفت خیانت ارائه کرد. چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: | + | با مراجعه به منابع دینی و روایی نیز می توان [[تفسیر]] مناسبی از صفت خیانت ارائه کرد. چنانکه [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله فرمود: |
| − | کسی که امانت را رعایت نمیکند، ایمان ندارد.<ref>مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفا، | + | کسی که [[امانت]] را رعایت نمیکند، ایمان ندارد.<ref>مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفا، ۱۹۶۵م، ج۷۴، ص ۲۷۳.</ref> |
| − | [[امام علی]] علیه السلام در مورد آثار مهم دنیوی امانت و خیانت فرمود: امانت رزق و روزی میآورد و خیانت مایه فقر است.<ref>همان، ج | + | [[امام علی]] علیه السلام در مورد آثار مهم دنیوی امانت و خیانت فرمود: امانت [[رزق]] و روزی میآورد و خیانت مایه فقر است.<ref>همان، ج ۷۸، ص ۶۰.</ref> |
| − | در حدیثی دیگر میفرماید: بدترین مردم کسی است که به امانت داری ایمان ندارد و از خیانت نمیپرهیزد.<ref>خوانساری، جمال الدین محمد؛ شرح غررالحکم،تهران، دانشگاه تهران، | + | در حدیثی دیگر میفرماید: بدترین مردم کسی است که به [[امانت داری]] ایمان ندارد و از خیانت نمیپرهیزد.<ref>خوانساری، جمال الدین محمد؛ شرح غررالحکم،تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۶، ج ۴ ص ۱۷۵</ref> از خیانت بر حذر باش؛ زیرا بدترین [[گناه]] است و شخص خائن، به جرم خیانتش معذّب خواهد بود.<ref>نوری، حسین؛ مستدرک الوسائل، قم، احیاء التراث، ۱۳۹۸، ج۲، ص ۵۰۶.</ref> |
| − | و نیز میفرماید: خیانت دلیل بر کمی | + | و نیز میفرماید: خیانت دلیل بر کمی [[تقوا]] و بی دینی است.<ref>شرح غررالحکم، ج ۱، ص ۳۷۵.</ref> |
| − | ==عوامل و زمینههای | + | ==عوامل و زمینههای خیانت == |
| − | عوامل فراوانی را | + | عوامل فراوانی را می توان برای زمینه های بروز خیانت نام برد که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می شود: |
| − | + | *'''ضعف ایمان و عقیده:''' همان گونه که [[ایمان]] خاستگاه بسیاری از ارزشها و از جمله [[امانتداری|امانت داری]] است، ضعف ایمان و [[عقاید|عقیده]] یا فقدان آن از عوامل بروز خیانت است. از این رو [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلی الله علیه و آله فرمود: نشانه [[نفاق|منافق]] سه چیز است؛ آنگاه که سخن میگوید [[دروغ]] میگوید و آنگاه که وعدهای میدهد [[خلف وعده]] میکند و آنگاه که امین شمرده میشود، خیانت میکند.<ref>بحار، ج ۷۲، ص ۲۰۴.</ref> | |
| − | + | *'''غلبه هوی و هوس در دنیاپرستی:''' انسان که [[هوی و هوس]] و [[دنیاطلبی|دنیاپرستی]] بر او غلبه میکند و تنها به منافع زودگذر دنیا می اندیشد، زمینه برای خیانت در او فراهم می شود؛ زیرا این دسته افراد به عواقب خیانت فکر نمیکنند و به فرموده [[قرآن]]، با غلبه هوی و هوس، پردهای بر چشم و گوش و عقل آنها افکنده شده که نمیدانند چه میکنند. {{متن قرآن|«أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ ۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ»}}؛<ref>[[سوره جاثیه]]، ۲۳.</ref> آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند او را با آگاهی (بر این که شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پردهای افکنده است؟ با این حال چه کسی میتواند غیر از خدا او را هدایت کند؟ آیا متذکر نمیشوید؟ | |
| − | + | *'''چیره شدن حرص و طمع بر انسان:''' انسان [[حرص|حریص]] نیز مرتکب خیانت میشود؛ هم در اموال دیگران خیانت میکند و هم در اشتغال به پُستی که شایسته آن نیست، حریص است و از این رو به جای تلاش و کوشش و غلبه بر هوی و هوس و کنترل [[حرص]] و [[طمع]] برای رسیدن به مقصود راه خیانت را در پیش میگیرد. | |
| − | + | *'''دلبستگی به مال و فرزند:''' در قرآن آمده است: {{متن قرآن|«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ * وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ»}}؛<ref>[[سوره انفال]]، ۲۷-۲۸.</ref> ای کسانی که ایمان آوردهاید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالی که میدانید (این کار، گناه بزرگی است)». و بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمایش است و پاداش عظیم (برای آنها که از عهده امتحان برآیند) نزد خدا است». امانت در این آیه، همه شئون زندگی اجتماعی و سیاسی و [[اخلاق|اخلاقی]] را شامل میشود. علاقه به مال و فرزند و حفظ منافع شخصی گاهی در یک لحظه حساس چشم و گوش انسان را نسبت به حقایق میبندد و این در حقیقت خیانت آگاهانه است. چگونگی بدست آوردن اموال، چگونگی خرج کردن آنها و میزان دلبستگی و علاقه به آن همگی میدانهای آزمایش بشر است، بسیارند کسانی که از نظر عبادات معمولی و تظاهر به [[دین]] و مذهب و حتی گاهی از نظر انجام [[مستحب|مستحبات]]، بسیار سختگیر و وفادارند، اما به هنگامی که پای یک مسئله مالی به میان میآید همه چیز کنار میرود و تمام قوانین الهی و مسائل انسانی و حق و [[عدالت]]، بدست فراموشی سپرده میشود... .<ref>مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۱۳۸-۱۳۹.</ref> | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | امانت | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
==آثار و پیامدهای خیانت== | ==آثار و پیامدهای خیانت== | ||
| − | خیانت در همه ابعادش ناپسند بوده و دارای عواقب و آثاری است که به مهمترین آنها اشاره | + | خیانت در همه ابعادش ناپسند بوده و دارای عواقب و آثاری است که به مهمترین آنها اشاره می شود: |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | * | + | *'''خشم خدا:''' {{متن قرآن|«وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ ۚ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ»}}؛<ref>[[سوره آل عمران]]، ۱۶۱.</ref> گمان کردید ممکن است پیامبر به شما خیانت کند؟ در حالی که ممکن نیست هیچ پیامبری خیانت کند! و هر کس خیانت کند، روز رستاخیر، آنچه را در آن خیانت کرده با خود (به صحنه محشر) میآورد سپس به هر کس آنچه را فراهم کرده (و انجام داده است)، به طور کامل داده میشود و (به همین دلیل) به آنها ستم نخواهد شد (چرا که محصول اعمال خود را خواهید دید)». با توجه به این آیه، عمل خیانت، خیانت است و مقدار آن مهم نیست. [[قیامت]] صحنهای است که نیکان حسنات خود را میآورند و خائنین خیانتهای خود را به همراه دارند. خداوند عادل است، هم جزا را کامل میدهد و هم ذرهای افراط نمیکند.<ref>قرائتی، محسن؛ تفسیر نور، ج ۲، ص ۱۹۰.</ref> |
| − | * | + | *'''سستی ایمان و دینداری:''' همان طوری که یکی از فواید امانتداری تحکیم پایههای ایمان و گسترش دینداری است، در مقابل، خیانت موجب سستی ایمان و دینداری است. [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله فرمود: از خیانت دوری کنید چرا که خیانت آدمی را از [[اسلام]] دور میکند.<ref>غررالحکم، ج ۳، ص ۳۶۱.</ref> |
| − | * از بین رفتن | + | *'''زوال اعتماد اجتماعی:''' یکی دیگر از آثار خیانت، از بین رفتن اعتماد اجتماعی است. [[امام صادق]] علیه السلام به عبدالرحمن فرمود: بر تو باد به [[راستگویی و صداقت|راستگویی]] و اداء [[امانت]] تا شریک مال مردم شوی، این چنین (و هنگامی که این سخن را میگفت انگشتان خود را به هم جمع کرده بود و به من نشان داد یعنی مانند این انگشتان).<ref>کلینی، محمد بن یعقوب؛ فروع کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۲، ج ۵، ص ۱۳۴.</ref> |
| − | * از بین رفتن آرامش | + | *'''از بین رفتن آرامش عمومی:''' بدیهی است که آسایش خاطر و رفاه عمومی در گسترش «امنیت» است، ناامنی و آشفتگی مرگباری که به واسطه شیوع «خیانت» در محیط جامعهای حکمفرما میشود، به منزله نابودی [[عدالت]] و اساس تشکیلات و موجودیت آن ملت است؛ آری آنجا که امنیت، آزادی و برادری و انسانیت وجود ندارد، خیانت منحصر به امور خاصی نیست بلکه معنای وسیعی دربردارد و کلیه اعمال انسانی را شامل میشود؛ هر گفتار و کرداری، دارای حد مشخص و دقیقی است که اندکی انحراف و تخطی از آن موجب میشود [[انسان]] از «مرز امانت» عبور کرده و در «جاده خیانت» و نادرستی قدم بگذارد. |
| − | * | + | *'''از بین رفتن آرامش روح و فکر:''' هنگامی که امانت در یک جامعه یا در یک خانواده حکمفرما شود، مایه آرامش فکر و روح آنها است؛ زیرا در صورت احتمال خیانت همه از هم وحشت دارند و دائماً از این نگرانند که خیانتی نسبت به آنها صورت نگیرد و مال یا جان یا ناموس یا مقامشان به خطر نیفتد و ادامه چنین زندگی که افراد از یکدیگر بترسند، ناگوار و دردناک است و چه بسا موجب بیماریهای جسمی و روحی فراوانی شود. |
| − | * | + | *'''محرومیت از محبت خدا:''' {{متن قرآن|«وَ إِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ»}}؛<ref>[[سوره انفال]]، ۵۸.</ref> هرگاه با ظهور نشانههایی از خیانت گروهی بیم داشته باشی (که عهد خود را شکسته، حمله غافلگیرانه کنند)، به طور عادلانه به آنها اعلام کن که پیمانشان لغو شده است. زیرا خداوند خائنان را دوست نمیدارد. با توجه به آیه فوق، خیانت موجب محرومیت از محبت الهی است. |
| − | + | *'''رسوایی و شرم انسان:''' {{متن قرآن|«وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا * يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَىٰ مِنَ الْقَوْلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا»}}؛<ref>[[سوره نساء]]، ۱۰۸-۱۰۷.</ref> و از آنها که به خود خیانت کردند، دفاع مکن! زیرا خداوند افراد خیانت پیشه گنهکار را دوست ندارد. آنها زشتکاری خود را از مردم پنهان میدارند اما از خدا پنهان نمیدارند و هنگامی که در مجالس شبانه، سخنانی که خدا راضی نبود، میگفتند، خدا با آنها بود. خدا به آنچه انجام میدهند احاطه دارد. آیه فوق، خائنان را مورد سرزنش قرار داده، میگوید: آنها شرم دارند که باطن اعمالشان برای مردم روشن شود، ولی از خدا شرم ندارند. خداوندی که همه جا با آنان است و بر اعمال آنان احاطه دارد.<ref>مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۱۱۶-۱۱۷.</ref> | |
| − | + | ==راههای پیشگیری از خیانت== | |
| − | + | برای پیشگیری از وقوع خیانت توسط افراد جامعه، باید به امور ذیل توجه کرد: | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| + | *'''تقویت پایههای ایمان:''' تقویت پایههای [[ایمان]] از طریق شناخت [[الله|خدا]] و [[توکل]] و اعتماد بر او و اطمینان به وعدههای تخلف ناپذیر او زمینه را برای وصول به مواهب زندگی از راه مشروع فراهم میکند. | ||
| + | *'''تأمین نیازهای معقول و مشروع:''' یکی از عواملی که فرد را به خیانت میکشاند، نیازمندی است و اگر مدیران و مسئولان به نیازهای معقول و مشروع کسانی که تحت مدیریت آنان هستند توجه کنند و آن را برآورده سازند، زمینه خیانت در افراد از بین میرود. | ||
| + | *'''توجه به عواقب شوم خیانت در دنیا و آخرت:''' انسانی که بداند خیانت موجب رسوایی در دنیا و سرافکندگی در برابر خلق و خالق و گرفتار شدن به محرومیتهای ناشی از رسوایی و سرافکندگی و در نتیجه گرفتار فقر میشود، هرگز به آن مبتلا نمیشود و همچنین انسانی که بداند در [[آخرت]] گرفتار [[عذاب]] الهی خواهد شد از خیانت میگریزد. [[پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله فرمود: چهار چیز است که اگر یکی از آنها در خانهای وارد شود ویران گردد و هرگز برکت الهی آن را آباد نخواهد کرد؛ خیانت، سرقت، [[شراب خواری|شرب خمر]] و [[زنا]].<ref>بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۱۲۵.</ref> | ||
| + | *'''اصلاحات اجتماعی''' '''و فرهنگی:''' توجه به نقش جامعه و ایجاد بسترهای مناسب و زدودن عوامل زمینه ساز خیانت در جامعه نیز می تواند نقش بسزایی در پیشگیری از وقوع خیانت داشته باشد. اساسا گسترش کارهای [[فرهنگ|فرهنگی]] در جامعه و استحکام بخشیدن به بنیان های فکری افراد جامعه، زمینه وقوع و گسترش خیانت را در مقیاس اجتماعی از بین خواهد برد و این وظیفه به دوش مسئولین اجتماع است. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references/> | + | <references /> |
| − | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | [http://www.pajoohe. | + | *[http://www.pajoohe.ir "خیانت"، زینب برجینژاد، دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱. |
| − | + | [[رده:واژگان قرآنی]] | |
[[رده:اخلاق اجتماعی]] | [[رده:اخلاق اجتماعی]] | ||
[[رده:صفات ناپسند]] | [[رده:صفات ناپسند]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۰۸
این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.
(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)
«خیانت» در مقابل «امانت»، و به معنای خودداری از پرداخت حقّی است که انسان پرداختن آن را تعهد کرده است. همچنین خیانت به معنای بیوفایی و خُلف وعده و نقض عهد آمده است.[۱] ضعف ایمان و عقیده و غلبه هوی و هوس و حرص و طمع بر انسان را، میتوان از عوامل و زمینههای بروز خیانت برشمرد.
محتویات
واژهشناسی
«خيانت» مقابل «امانت» است و اصل آن چنانكه در «مجمع البیان» ذيل آیه ۱۸۶ سوره بقره گفته، به معنى منع حق و مخالفت با حقّ است.[۲]
راغب اصفهانی می گويد: «اَلْخِيَانَةُ و النّفاق واحد، إلا أنّ الخيانة تقال اعتبارا بالعهد و الأمانة و النّفاق يقال اعتبارا بالدّين، ثم يتداخلان، فَالْخِيَانَةُ: مخالفة الحقّ بنقض العهد فی السّرّ و نقيض الخيانة: الأمانة».[۳] خيانة و نفاق يكى است، جز اينكه خيانة بيشتر در شكستن پيمان و امانت به كار مىرود ولى نفاق باعتبار خلاف در دين است، سپس اين دو معنى در هم تداخل نموده. پس خيانة همين مخالفت با حقّ و پيمانشكنى در پنهانى است و نقطۀ مقابل خيانت، امانت است.
واژه خیانت و مشتقات آن در آیاتی از قرآن کریم نیز آمده است، از جمله:
- «وَ إِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ».[۴]
- «ذَٰلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ وَ أَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ».[۵]
- «... وَ لَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ...».[۶]
نکوهش خیانت در قرآن و روایات
خداوند متعال یک سلسله قوانین و مقرراتی را که برای بندگان وضع نموده، به عنوان «امانت» از آنها نام برده و از هر گونه خیانتی نسبت به آن به شدت نهی کرده است که در اینجا به مواردی اشاره میشود:
خداوند در قرآن کریم میفرماید: «وَ إِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ»؛[۷] اما اگر بخواهند با تو خیانت کنند، (تازگی ندارد) آنها پیش از این (نیز) به خدا خیانت کردند و خداوند (شما را) بر آنها پیروز کرد خداوند دانا و حکیم است.
از این آیه استفاده میشود که دشمنان، سابقه خیانت دارند و خیانت آنان سبب اسارت و تحت سیطره قرار گرفتن آنان است.[۸]
در آیهای دیگر میفرماید: «يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ»؛[۹] او چشمهایی را که به خیانت میگردد و آنچه را سینهها پنهان میدارند، میداند.
این آیه و آیات قبل آن، ادامه توصیف قیامت است و در حقیقت این آیات ویژگیهای قیامت و حوادث هول انگیز آن را - که هر انسان مؤمنی را عمیقاً در فکر فرو می برد - بیان کرده است. در مورد چگونگی قیامت میفرماید: خدایی که از حرکات مخفیانه چشم ها و اسرار درون سینهها آگاه است در آن روز درباره خلایق، دادرسی و قضاوت میکند و با این علم و آگاهی دقیق او روز گنهکاران سیاه و تاریک است.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام میخوانیم: هنگامی که از معنی آیه از آن حضرت سؤال شد، فرمود: «آیا ندیدهای گاه انسان به چیزی نگاه میکند اما چنین وانمود میکند که به آن نگاه نمیکند؟ این نگاههای خیانت آلود است». این نگاهها خواه به نوامیس مردم باشد و یا امور دیگری که نگاه کردن به آن ممنوع است، بر خداوند که ذرهای از آنچه در آسمانها و زمین است از علم او مخفی نیست پنهان نمیماند.[۱۰]
در آیه دیگری میفرماید: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ»؛[۱۱] خداوند برای کسانی که کافر شدهاند به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است، آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند ولی به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودی به حالشان (در برابر عذاب الهی) نداشت و به آنها گفته شد: «وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد میشوند.
این آیه کریمه متضمن مثلی است که خدا به وسیله آن حال کفار را مجسم میکند و به حال دو زن تاریخ مثل میزند که هر دو همسر دو پیامبر بزرگوار بودند؛ دو پیامبری که خداوند عبد صالحشان نامیده و با این حال این دو زن به آن دو بزرگوار خیانت کردند و در نتیجه فرمان الهی رسید که با سایر دوزخیان داخل دوزخ گردند، اما همسری آنان سودی به حالشان نبخشید و بدون کسب کمترین امتیازی در زمره هالکان به هلاکت رسیدند.[۱۲]
این دو زن به این دو پیامبر خیانت کردند، البته خیانت آنها هرگز انحراف از جاده عفت نبود؛ زیرا هرگز همسر هیچ پیامبری آلوده به بی عفتی نبوده است؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی میفرماید: «همسر هیچ پیامبری هرگز آلوده به عمل منافی عفت نشد». خیانت همسر لوط این بود که با دشمنان آن پیامبر همکاری میکرد و اسرار خانه او را به دشمن میسپرد و همسر نوح نیز چنین بود.[۱۳]
با مراجعه به منابع دینی و روایی نیز می توان تفسیر مناسبی از صفت خیانت ارائه کرد. چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که امانت را رعایت نمیکند، ایمان ندارد.[۱۴]
امام علی علیه السلام در مورد آثار مهم دنیوی امانت و خیانت فرمود: امانت رزق و روزی میآورد و خیانت مایه فقر است.[۱۵]
در حدیثی دیگر میفرماید: بدترین مردم کسی است که به امانت داری ایمان ندارد و از خیانت نمیپرهیزد.[۱۶] از خیانت بر حذر باش؛ زیرا بدترین گناه است و شخص خائن، به جرم خیانتش معذّب خواهد بود.[۱۷]
و نیز میفرماید: خیانت دلیل بر کمی تقوا و بی دینی است.[۱۸]
عوامل و زمینههای خیانت
عوامل فراوانی را می توان برای زمینه های بروز خیانت نام برد که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می شود:
- ضعف ایمان و عقیده: همان گونه که ایمان خاستگاه بسیاری از ارزشها و از جمله امانت داری است، ضعف ایمان و عقیده یا فقدان آن از عوامل بروز خیانت است. از این رو پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: نشانه منافق سه چیز است؛ آنگاه که سخن میگوید دروغ میگوید و آنگاه که وعدهای میدهد خلف وعده میکند و آنگاه که امین شمرده میشود، خیانت میکند.[۱۹]
- غلبه هوی و هوس در دنیاپرستی: انسان که هوی و هوس و دنیاپرستی بر او غلبه میکند و تنها به منافع زودگذر دنیا می اندیشد، زمینه برای خیانت در او فراهم می شود؛ زیرا این دسته افراد به عواقب خیانت فکر نمیکنند و به فرموده قرآن، با غلبه هوی و هوس، پردهای بر چشم و گوش و عقل آنها افکنده شده که نمیدانند چه میکنند. «أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ ۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ»؛[۲۰] آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند او را با آگاهی (بر این که شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پردهای افکنده است؟ با این حال چه کسی میتواند غیر از خدا او را هدایت کند؟ آیا متذکر نمیشوید؟
- چیره شدن حرص و طمع بر انسان: انسان حریص نیز مرتکب خیانت میشود؛ هم در اموال دیگران خیانت میکند و هم در اشتغال به پُستی که شایسته آن نیست، حریص است و از این رو به جای تلاش و کوشش و غلبه بر هوی و هوس و کنترل حرص و طمع برای رسیدن به مقصود راه خیانت را در پیش میگیرد.
- دلبستگی به مال و فرزند: در قرآن آمده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ * وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ»؛[۲۱] ای کسانی که ایمان آوردهاید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالی که میدانید (این کار، گناه بزرگی است)». و بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمایش است و پاداش عظیم (برای آنها که از عهده امتحان برآیند) نزد خدا است». امانت در این آیه، همه شئون زندگی اجتماعی و سیاسی و اخلاقی را شامل میشود. علاقه به مال و فرزند و حفظ منافع شخصی گاهی در یک لحظه حساس چشم و گوش انسان را نسبت به حقایق میبندد و این در حقیقت خیانت آگاهانه است. چگونگی بدست آوردن اموال، چگونگی خرج کردن آنها و میزان دلبستگی و علاقه به آن همگی میدانهای آزمایش بشر است، بسیارند کسانی که از نظر عبادات معمولی و تظاهر به دین و مذهب و حتی گاهی از نظر انجام مستحبات، بسیار سختگیر و وفادارند، اما به هنگامی که پای یک مسئله مالی به میان میآید همه چیز کنار میرود و تمام قوانین الهی و مسائل انسانی و حق و عدالت، بدست فراموشی سپرده میشود... .[۲۲]
آثار و پیامدهای خیانت
خیانت در همه ابعادش ناپسند بوده و دارای عواقب و آثاری است که به مهمترین آنها اشاره می شود:
- خشم خدا: «وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ ۚ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ»؛[۲۳] گمان کردید ممکن است پیامبر به شما خیانت کند؟ در حالی که ممکن نیست هیچ پیامبری خیانت کند! و هر کس خیانت کند، روز رستاخیر، آنچه را در آن خیانت کرده با خود (به صحنه محشر) میآورد سپس به هر کس آنچه را فراهم کرده (و انجام داده است)، به طور کامل داده میشود و (به همین دلیل) به آنها ستم نخواهد شد (چرا که محصول اعمال خود را خواهید دید)». با توجه به این آیه، عمل خیانت، خیانت است و مقدار آن مهم نیست. قیامت صحنهای است که نیکان حسنات خود را میآورند و خائنین خیانتهای خود را به همراه دارند. خداوند عادل است، هم جزا را کامل میدهد و هم ذرهای افراط نمیکند.[۲۴]
- سستی ایمان و دینداری: همان طوری که یکی از فواید امانتداری تحکیم پایههای ایمان و گسترش دینداری است، در مقابل، خیانت موجب سستی ایمان و دینداری است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: از خیانت دوری کنید چرا که خیانت آدمی را از اسلام دور میکند.[۲۵]
- زوال اعتماد اجتماعی: یکی دیگر از آثار خیانت، از بین رفتن اعتماد اجتماعی است. امام صادق علیه السلام به عبدالرحمن فرمود: بر تو باد به راستگویی و اداء امانت تا شریک مال مردم شوی، این چنین (و هنگامی که این سخن را میگفت انگشتان خود را به هم جمع کرده بود و به من نشان داد یعنی مانند این انگشتان).[۲۶]
- از بین رفتن آرامش عمومی: بدیهی است که آسایش خاطر و رفاه عمومی در گسترش «امنیت» است، ناامنی و آشفتگی مرگباری که به واسطه شیوع «خیانت» در محیط جامعهای حکمفرما میشود، به منزله نابودی عدالت و اساس تشکیلات و موجودیت آن ملت است؛ آری آنجا که امنیت، آزادی و برادری و انسانیت وجود ندارد، خیانت منحصر به امور خاصی نیست بلکه معنای وسیعی دربردارد و کلیه اعمال انسانی را شامل میشود؛ هر گفتار و کرداری، دارای حد مشخص و دقیقی است که اندکی انحراف و تخطی از آن موجب میشود انسان از «مرز امانت» عبور کرده و در «جاده خیانت» و نادرستی قدم بگذارد.
- از بین رفتن آرامش روح و فکر: هنگامی که امانت در یک جامعه یا در یک خانواده حکمفرما شود، مایه آرامش فکر و روح آنها است؛ زیرا در صورت احتمال خیانت همه از هم وحشت دارند و دائماً از این نگرانند که خیانتی نسبت به آنها صورت نگیرد و مال یا جان یا ناموس یا مقامشان به خطر نیفتد و ادامه چنین زندگی که افراد از یکدیگر بترسند، ناگوار و دردناک است و چه بسا موجب بیماریهای جسمی و روحی فراوانی شود.
- محرومیت از محبت خدا: «وَ إِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ»؛[۲۷] هرگاه با ظهور نشانههایی از خیانت گروهی بیم داشته باشی (که عهد خود را شکسته، حمله غافلگیرانه کنند)، به طور عادلانه به آنها اعلام کن که پیمانشان لغو شده است. زیرا خداوند خائنان را دوست نمیدارد. با توجه به آیه فوق، خیانت موجب محرومیت از محبت الهی است.
- رسوایی و شرم انسان: «وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا * يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَىٰ مِنَ الْقَوْلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا»؛[۲۸] و از آنها که به خود خیانت کردند، دفاع مکن! زیرا خداوند افراد خیانت پیشه گنهکار را دوست ندارد. آنها زشتکاری خود را از مردم پنهان میدارند اما از خدا پنهان نمیدارند و هنگامی که در مجالس شبانه، سخنانی که خدا راضی نبود، میگفتند، خدا با آنها بود. خدا به آنچه انجام میدهند احاطه دارد. آیه فوق، خائنان را مورد سرزنش قرار داده، میگوید: آنها شرم دارند که باطن اعمالشان برای مردم روشن شود، ولی از خدا شرم ندارند. خداوندی که همه جا با آنان است و بر اعمال آنان احاطه دارد.[۲۹]
راههای پیشگیری از خیانت
برای پیشگیری از وقوع خیانت توسط افراد جامعه، باید به امور ذیل توجه کرد:
- تقویت پایههای ایمان: تقویت پایههای ایمان از طریق شناخت خدا و توکل و اعتماد بر او و اطمینان به وعدههای تخلف ناپذیر او زمینه را برای وصول به مواهب زندگی از راه مشروع فراهم میکند.
- تأمین نیازهای معقول و مشروع: یکی از عواملی که فرد را به خیانت میکشاند، نیازمندی است و اگر مدیران و مسئولان به نیازهای معقول و مشروع کسانی که تحت مدیریت آنان هستند توجه کنند و آن را برآورده سازند، زمینه خیانت در افراد از بین میرود.
- توجه به عواقب شوم خیانت در دنیا و آخرت: انسانی که بداند خیانت موجب رسوایی در دنیا و سرافکندگی در برابر خلق و خالق و گرفتار شدن به محرومیتهای ناشی از رسوایی و سرافکندگی و در نتیجه گرفتار فقر میشود، هرگز به آن مبتلا نمیشود و همچنین انسانی که بداند در آخرت گرفتار عذاب الهی خواهد شد از خیانت میگریزد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: چهار چیز است که اگر یکی از آنها در خانهای وارد شود ویران گردد و هرگز برکت الهی آن را آباد نخواهد کرد؛ خیانت، سرقت، شرب خمر و زنا.[۳۰]
- اصلاحات اجتماعی و فرهنگی: توجه به نقش جامعه و ایجاد بسترهای مناسب و زدودن عوامل زمینه ساز خیانت در جامعه نیز می تواند نقش بسزایی در پیشگیری از وقوع خیانت داشته باشد. اساسا گسترش کارهای فرهنگی در جامعه و استحکام بخشیدن به بنیان های فکری افراد جامعه، زمینه وقوع و گسترش خیانت را در مقیاس اجتماعی از بین خواهد برد و این وظیفه به دوش مسئولین اجتماع است.
پانویس
- ↑ مهیار، رضا؛ فرهنگ ابجدی عربی - فارسی، ج ۱، ص ۳۷۷.
- ↑ قرشی، سید علی اکبر؛ قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱، چاپ ششم، ج ۲، ص ۳۱۴.
- ↑ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، دمشق بیروت، دارالعلم الدار الشامیه، ۱۴۱۲، ج۱ ص ۳۰۵.
- ↑ سوره انفال، ۵۸.
- ↑ سوره يوسف، ۵۲.
- ↑ سوره مائده، ۱۳.
- ↑ سوره انفال، ۷۱.
- ↑ قرائتی، محسن؛ تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳، چاپ یازدهم، ج ۴، ص ۳۶۸.
- ↑ سوره غافر، ۱۹.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، چاپ اول، ج ۲۰، ص ۶۵.
- ↑ سوره تحریم، ۱۰.
- ↑ طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق، ج ۱۹، ص ۵۷۷.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه؛ ج ۲۴، ص ۳۰۲.
- ↑ مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفا، ۱۹۶۵م، ج۷۴، ص ۲۷۳.
- ↑ همان، ج ۷۸، ص ۶۰.
- ↑ خوانساری، جمال الدین محمد؛ شرح غررالحکم،تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۶، ج ۴ ص ۱۷۵
- ↑ نوری، حسین؛ مستدرک الوسائل، قم، احیاء التراث، ۱۳۹۸، ج۲، ص ۵۰۶.
- ↑ شرح غررالحکم، ج ۱، ص ۳۷۵.
- ↑ بحار، ج ۷۲، ص ۲۰۴.
- ↑ سوره جاثیه، ۲۳.
- ↑ سوره انفال، ۲۷-۲۸.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۱۳۸-۱۳۹.
- ↑ سوره آل عمران، ۱۶۱.
- ↑ قرائتی، محسن؛ تفسیر نور، ج ۲، ص ۱۹۰.
- ↑ غررالحکم، ج ۳، ص ۳۶۱.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب؛ فروع کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۲، ج ۵، ص ۱۳۴.
- ↑ سوره انفال، ۵۸.
- ↑ سوره نساء، ۱۰۸-۱۰۷.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۱۱۶-۱۱۷.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۱۲۵.
منابع
- "خیانت"، زینب برجینژاد، دانشنامه پژوهه، تاریخ بازیابی: ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱.




