دیه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۷ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
==دیات==
+
'''«دِیه»'''، عبارت است از مقدار مالى که [[واجب]] است در برابر جنایت پرداخت گردد، خواه مقدار آن معلوم باشد یا نباشد. گاهى جرایمى را که مقدارش معین نیست «اَرش» و «حکومت» (تفاوت میان صحیح و معیوب) و جرایمى را که مقدارش معین است «دیه» مى‌نامند.<ref> تحریرالوسیله، امام خمینی، ج ۲، ص ۵۵۳.</ref>
  
«ديات» جمع «ديه»، عبارت است از مقدار مالى كه واجب است در برابر جنايت پرداخت گردد، خواه مقدار آن معلوم باشد يا نباشد. گاهى جرايمى را كه مقدارش معين نيست «ارش» و «حكومت» (تفاوت ميان صحيح و معيوب) و جرايمى را كه مقدارش معين است «ديه» مى نامند.<ref> تحريرالوسيله، ج 2، ص 553.</ref>
+
== واژه‌شناسی ==
 +
«دِيَة» به معنای خون‌بها است؛ [[راغب اصفهانی]] گوید: «وَدَيْتُ‌ القتيلَ‌: أعطيتُ دِيَتَهُ‌ و يُقال لما يُعطى فی الدّم دِيَةٌ».<ref>مفردات ألفاظ القرآن، ج۱، ص۸۶۲.</ref> و یا آنچه در مورد کسی که بناحق کشته شده داده می شود: «الدِّيَة: ما يُسلَّم فی المقتول بغَير حق».<ref>شمس العلوم، نشوان بن سعيد حميرى، ج۱۱، ص۷۱۰۶.</ref>
  
ديه (خون‌بهاى) قتل عمد (در صورتى كه قصاص تبديل به ديه گردد) عبارت از يكى از موارد ذيل است كه قاتل در انتخاب آن مختار مى باشد:
+
«ديه» در اصل «ودى» است که واو آن به هاء بدل شده. علت تسميۀ خون‌بها به ديه شايد آن باشد كه آن در مقابل ريختن و جارى شدن خون پرداخته می شود.<ref>قاموس قرآن، سید علی‌اکبر قرشی، ج۷، ص۱۹۵.</ref> [[شیخ طبرسی|طبرسى]] فرموده: وادى كرانه كوه است، مجراى بزرگ آب را نيز وادى گويند. و آن در اصل بزرگى امر است و خونبها را از آن ديه گويند كه عطائى است در مقابل امر عظيم، يعنى قتل.<ref>قاموس قرآن، ج۷، ص۱۹۴.</ref>
  
* 1. صد شتر كه پنج سال را تمام كرده باشند؛
+
این واژه به همین معنا در [[قرآن کریم]] دوبار در آیه ۹۲ [[سوره نساء]] آمده است: {{متن قرآن|«وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً ۚ وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ '''دِيَةٌ''' مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا ۚ فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ۖ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ '''فَدِيَةٌ''' مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ۖ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا»}}؛ هیچ مؤمنی را نسزد که مؤمنی را بکشد، مگر آنکه این عمل از روی خطا و اشتباه اتفاق افتد. و کسی که مؤمنی را از روی خطا و اشتباه بکشد، باید یک برده مؤمن آزاد کند، و خون بهایی به وارثان مقتول پرداخت نماید؛ مگر آنکه آنان خون بها را ببخشند. و اگر مقتول از گروهی باشد که دشمن شمایند و خود او مؤمن است، فقط آزاد کردن یک برده مؤمن بر عهده قاتل است. و اگر مقتول مؤمن، از گروهی باشد که میان شما و آنان پیمانی برقرار است، باید خون بهایش را به وارثان او پرداخت کند، و نیز یک برده مؤمن آزاد نماید. و کسی که برده نیافت، باید دو ماه پیاپی روزه بگیرد. [این حکم] به سبب [پذیرش] توبه [قاتل] از سوی خداست؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.
  
* 2. دويست گاو سالم و متعارف؛
+
==انواع دیه==
  
* 3. هزار گوسفند سالم و متعارف؛
+
===دیه قتل عمد===
  
* 4. دويست «حله» كه هر «حله» عبارت از دو قطعه لباس از بُرد يمانى است؛
+
دیه (خون‌بهاى) قتل عمد (در صورتى که [[قصاص]] تبدیل به دیه گردد) عبارت از یکى از موارد ذیل است که قاتل در انتخاب آن مختار مى باشد:
  
* 5. هزار دينار (هزار مثقال طلاى سكه‌دار)؛
+
*۱. صد شتر که پنج سال را تمام کرده باشند؛
  
* 6. ده‌هزار درهم (ده هزار مثقال نقره سكه‌دار).
+
*۲. دویست گاو سالم و متعارف؛
  
مهلت پرداخت ديه قتل عمد يك سال است و از مال خود قاتل پرداخت مى شود.<ref> تحريرالوسيله، ج 2، ص 554-555، مسائل 1-7.</ref>
+
*۳. هزار گوسفند سالم و متعارف؛
  
ديه قتل شبه عمد نيز يكى از همان موارد مذكور است با كمى تخفيف در سن شترها و مدت پرداخت آن كه دو سال است و از مال خود قاتل پرداخت مى شود.<ref> همان، ص 556-557، مسائل 13-17.</ref>
+
*۴. دویست «حله» که هر «حله» عبارت از دو قطعه لباس از بُرد یمانى است؛
  
ديه قتل خطاى محض نيز يكى از موارد مذكور در قتل عمد با مقدارى تخفيف در سن شترها است و مهلت پرداخت آن سه سال مى باشد. پرداخت اين ديه بر عهده «عاقله» است كه بايد از مال خود بدهند و نمى توانند عوضش را از قاتل بگيرند.<ref> همان، ص 557-558، مسائل 18-22.</ref>
+
. هزار دینار (هزار مثقال طلاى سکه‌دار)؛
  
«عاقله» خويشاوندان ذكور قاتل هستند كه از طرف پدر و مادر يا از طرف پدر با قاتل نسبت دارند، به شرط اين كه بالغ و عاقل باشند و فقير هم نباشند. اگر كسى خويشاوند پدر و مادرى يا پدرى نداشته باشد و «ضامن جريره»<ref> «ضامن جريره» كسى است كه با انسان تعهد مى بندد كه در صورت نبودن وارثى از خويشاوندان، از يكديگر ارث  ببرند و در زمينه جنايت‌هايى كه از طريق خطاى محض انجام مى گيرد، ضامن يكديگر باشند.</ref> هم نداشته باشد، عاقله او امام مسلمانان است كه ديه را از بيت المال مى پردازد.
+
. ده‌هزار درهم (ده هزار مثقال نقره سکه‌دار).
  
در قتل عمد و شبه عمد نيز اگر قاتل فرار كند و دستگيرى او ممكن نباشد، ديه را از مال او برمى دارند: اگر مال نداشته باشد، بايد خويشاوندان او بدهند و اگر خويشاوند نداشته باشد، ديه مقتول را امام از بيت المال مى دهد و در هيچ صورت، خون مسلمانى كه به ناحق كشته شده، هدر نمى رود.<ref> تحريرالوسيله، ج ص 599-602.</ref>
+
مهلت پرداخت دیه قتل عمد یک سال است و از مال خود قاتل پرداخت مى شود.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۵۵۴-۵۵۵، مسائل ۱-۷.</ref>
  
در صورتى كه در يكى از ماه هاى حرام ([[رجب]]، [[ذی القعده]]، [[ذی الحجه]] و [[محرم]]) يا در حرم [[مكه]] معظمه قتلى انجام گيرد، قاتل علاوه بر ديه قتل، ثلث ديه را نيز بايد بپردازد. اگر كسى در بيرون از حرم مكه مرتكب قتل گردد و به حرم پناهنده شود، در حرم قصاص نمى شود ولى در آب و غذا بر او سخت گيرى مى شود تا از حرم خارج گردد و در خارج از حرم، مورد قصاص قرار گيرد. اما قاتلى كه در حرم مرتكب قتل شده است، در همان جا قصاص مى شود.<ref> همان، ص 558، مسأله 23 و 25.</ref>
+
===دیه قتل شبه عمد===
  
هر عضوى از بدن انسان ديه مشخصى دارد كه در كتاب هاى فقهى به تفصيل بيان شده است.
+
دیه قتل شبه عمد نیز یکى از همان موارد مذکور است با کمى تخفیف در سن شترها و مدت پرداخت آن که دو سال است و از مال خود قاتل پرداخت مى شود.<ref> همان، ص ۵۵۶-۵۵۷، مسائل ۱۳-۱۷.</ref>
  
'''كفاره قتل '''
+
در قتل عمد و شبه عمد اگر قاتل فرار کند و دستگیرى او ممکن نباشد، دیه را از مال او برمى دارند. اگر مال نداشته باشد، باید خویشاوندان او بدهند و اگر خویشاوند نداشته باشد، دیه مقتول را امام از [[بیت المال]] مى دهد و در هیچ صورت، خون مسلمانى که به ناحق کشته شده، هدر نمى رود.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۵۹۹-۶۰۲.</ref>
  
در قتل مسلمان - اعم از مرد و زن، بزرگ و كوچك و عاقل و ديوانه - علاوه بر ديه، قاتل بايد كفاره هم بدهد و كفاره قتل به شرح ذيل است:
+
همچنین لازم به ذکر است، در صورتى که در یکى از ماه هاى حرام ([[رجب]]، [[ذی القعده]]، [[ذی الحجه]] و [[ماه محرم|محرم]]) یا در حرم [[مکه]] معظمه قتلى انجام گیرد، قاتل علاوه بر دیه قتل، ثلث دیه را نیز باید بپردازد. اگر کسى در بیرون از حرم مکه مرتکب قتل گردد و به حرم پناهنده شود، در حرم [[قصاص]] نمى شود ولى در آب و غذا بر او سخت گیرى مى شود تا از حرم خارج گردد و در خارج از حرم، مورد قصاص قرار گیرد. اما قاتلى که در حرم مرتکب قتل شده است، در همان جا قصاص مى شود.<ref> همان، ص ۵۵۸، مسأله ۲۳ و ۲۵.</ref>
  
* 1- در قتل عمد، كفاره جمع واجب است: آزادكردن يك بنده، دو ماه روزه و اطعام شصت فقير؛
+
===دیه قتل غیر عمد===
  
* 2- در قتل شبه عمد و خطاى محض، يك كفاره - به ترتيب - واجب است: بايد يك بنده آزاد كند. در صورت عدم امكان، دو ماه [[روزه]] بگيرد، اگر نتوانست به شصت فقير غذا بدهد.
+
دیه قتل خطاى محض نیز یکى از موارد مذکور در قتل عمد با مقدارى تخفیف در سن شترها است و مهلت پرداخت آن سه سال مى باشد. پرداخت این دیه بر عهده «عاقله» است که باید از مال خود بدهند و نمى توانند عوضش را از قاتل بگیرند.<ref> همان، ص ۵۵۷-۵۵۸، مسائل ۱۸-۲۲.</ref>
  
در قتل كافر - اعم از حربى، ذمى و معاهد - [[كفاره]] لازم نيست.<ref> همان، ص 606.</ref>
+
«عاقله» خویشاوندان ذکور قاتل هستند که از طرف پدر و مادر یا از طرف پدر با قاتل نسبت دارند، به شرط این که بالغ و عاقل باشند و فقیر هم نباشند. اگر کسى خویشاوند پدر و مادرى یا پدرى نداشته باشد و «ضامن جریره»<ref> «ضامن جریره» کسى است که با انسان تعهد مى بندد که در صورت نبودن وارثى از خویشاوندان، از یکدیگر ارث  ببرند و در زمینه جنایت‌هایى که از طریق خطاى محض انجام مى گیرد، ضامن یکدیگر باشند.</ref> هم نداشته باشد، عاقله او امام مسلمانان است که دیه را از [[بیت المال|بیت المال]] مى پردازد.
  
'''ديه‌ی سقط جنين'''
+
===دیه‌ سقط جنین===
  
اگر كسى كارى كند كه زن، جنين خود را سقط كند. ديه‌ی آن بدين شرح است:
+
اگر کسى کارى کند که زن، جنین خود را سقط کند، دیه‌ی آن بدین شرح است:
  
* نطفه: 20 مثقال طلا؛
+
*نطفه: ۲۰ مثقال طلا؛
  
* علقه (خونه بسته): 40 مثقال؛
+
*علقه (خونه بسته): ۴۰ مثقال؛
  
* مضغه (پاره‌ی گوشت): 60 مثقال؛
+
*مضغه (پاره‌ی گوشت): ۶۰ مثقال؛
  
* استخوان: 80 مثقال؛
+
*استخوان: ۸۰ مثقال؛
  
* استخوان گوشت‌دار بدون روح: 100 مثقال؛
+
*استخوان گوشت‌دار بدون روح: ۱۰۰ مثقال؛
  
* روح دميده باشد: 1. پسر: 1000 مثقال. 2. دختر: 500 مثقال.
+
*روح دمیده باشد: ۱. پسر: ۱۰۰۰ مثقال. ۲. دختر: ۵۰۰ مثقال.
  
در تمام موارد فوق، مثقال شرعى ملاك است كه تقريبا چهارپنجم مثقال بازارى است و طلاى سكه‌دار بايد محاسبه شود. و اگر زن خودش كارى كند كه بچه‌اش سقط شود، بايد ديه‌ی آن را به وارث طفل بدهد.<ref> تحريرالوسيله، ج 2 كتاب الديات؛ القول فى اللواحق، ص 597.</ref>
+
در تمام موارد فوق، مثقال شرعى ملاک است که تقریبا چهارپنجم مثقال بازارى است و طلاى سکه‌دار باید محاسبه شود. و اگر زن خودش کارى کند که بچه‌اش سقط شود، باید دیه‌ی آن را به وارث طفل بدهد.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲ کتاب الدیات؛ القول فى اللواحق، ص ۵۹۷.</ref>
  
'''ديه‌ی اعضاء'''
+
===دیه‌ی اعضاء===
  
هر يك از اعضاى بدن؛ مانند دست و پا و حواس پنجگانه نيز ديه‌ی خاصى دارد كه در كتاب‌هاى مفصل فقهى آمده است و در اين جا تنها به بيان اعضايى كه ديه‌ی آن‌ها، ديه‌ی كشتن است، اكتفا مى‌كنيم. برخى از اعضايى كه ديه‌ي آن‌ها ديه‌ی قتل است:
+
هر یک از اعضاى بدن؛ مانند دست و پا و حواس پنجگانه نیز دیه‌ی خاصى دارد که در کتاب‌هاى مفصل [[فقه|فقهى]] آمده است و در این جا تنها به بیان اعضایى که دیه‌ی آن‌ها، دیه‌ی کشتن است، اکتفا مى‌کنیم. برخى از اعضایى که دیه‌ی آن‌ها دیه‌ی قتل است:
  
* كوركردن هر دو چشم؛
+
*کورکردن هر دو چشم؛
  
* بريدن هر دو بينى، يا از كار انداختن آن‌ها؛
+
*بریدن هر دو بینى، یا از کار انداختن آن‌ها؛
  
* بريدن هر دو گوش، يا از كار انداختن آن‌ها؛
+
*بریدن هر دو گوش، یا از کار انداختن آن‌ها؛
  
* بريدن هر دو لب؛
+
*بریدن هر دو لب؛
  
* قطع زبان سالم؛
+
*قطع زبان سالم؛
  
* از بين بردن تمام دندان‌ها؛
+
*از بین بردن تمام دندان‌ها؛
  
* شكستن گردن به طورى كه خم شود و قد او كوتاه شود (بنابر احتياط واجب)؛
+
*شکستن گردن به طورى که خم شود و قد او کوتاه شود (بنابر احتیاط واجب)؛
  
* از بين بردن هر دو دست؛
+
*از بین بردن هر دو دست؛
  
* از بين بردن، انگشتان هر دو دست يا انگشتان هر دو پا؛
+
*از بین بردن، انگشتان هر دو دست یا انگشتان هر دو پا؛
  
* شكستن پشت؛
+
*شکستن پشت؛
  
* قطع نخاع؛
+
*قطع نخاع؛
  
* قطع پاها؛
+
*قطع پاها؛
  
* شكستن ترقوه (دو استخوان بالاى سينه، زير گردن)؛<ref> تحريرالوسيله، ج 2، كتاب الديات؛ القول فى الجناية على الاطرف، ص 570.</ref>
+
*شکستن ترقوه (دو استخوان بالاى سینه، زیر گردن)؛<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، کتاب الدیات؛ القول فى الجنایة على الاطرف، ص ۵۷۰.</ref>
  
* شكستن كمر؛
+
*شکستن کمر؛
  
* كندن موى سر يا ريش به گونه‌اى كه ديگر نرويد و بنابر احتياط واجب در كندن موى چهار مژده (تمام مژدها)، اگر ديگر نرويد.
+
*کندن موى سر یا ریش به گونه‌اى که دیگر نروید و بنابر احتیاط واجب در کندن موى چهار مژده (تمام مژدها)، اگر دیگر نروید.
  
'''حكم كلى'''
+
تمام اعضاى اصلى بدن انسان که جفت باشد، هر دوى آن‌ها دیه‌ی کامل دارد و یکى از آن‌ها نصف دیه‌ی کامل است.
  
تمام اعضاى اصلى بدن انسان كه جفت باشد، هر دوى آن‌ها ديه‌ی كامل دارد و يكى از آن‌ها نصف ديه‌ي كامل، به جز بيضتين كه در مقدار ديه‌ي آن اختلاف است.
+
===کفاره قتل===
  
==پانویس ==
+
در قتل مسلمان - اعم از مرد و زن، بزرگ و کوچک و عاقل و دیوانه - علاوه بر دیه، قاتل باید [[کفاره|کفاره]] هم بدهد و کفاره قتل به شرح ذیل است:
 +
 
 +
*در قتل عمد، کفاره جمع واجب است: آزادکردن یک بنده، دو ماه [[روزه]] و اطعام شصت فقیر؛
 +
 
 +
*در قتل شبه عمد و خطاى محض، یک کفاره - به ترتیب - واجب است: باید یک بنده آزاد کند. در صورت عدم امکان، دو ماه روزه بگیرد، اگر نتوانست به شصت فقیر غذا بدهد.
 +
 
 +
در قتل [[کفر|کافر]] - اعم از حربى، ذمى و معاهد - کفاره لازم نیست.<ref> همان، ص ۶۰۶.</ref>
 +
 
 +
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
==منابع:==
 
  
(1). آشنايى با ابواب [[فقه ]]، محمداسماعيل نورى .
+
==منابع==
 +
 
 +
*آشنایى با ابواب فقه، محمداسماعیل نورى.
 +
*آموزش فقه، محمدحسین فلاح‌زاده، بخش دیات.
  
(2). آموزش فقه، محمدحسين فلاح‌زاده، بخش دیات.
+
[[رده:واژگان قرآنی]]
[[Category:احكام قضایی و جزایی]]
+
[[Category:احکام قضایی و جزایی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۵۸

«دِیه»، عبارت است از مقدار مالى که واجب است در برابر جنایت پرداخت گردد، خواه مقدار آن معلوم باشد یا نباشد. گاهى جرایمى را که مقدارش معین نیست «اَرش» و «حکومت» (تفاوت میان صحیح و معیوب) و جرایمى را که مقدارش معین است «دیه» مى‌نامند.[۱]

واژه‌شناسی

«دِيَة» به معنای خون‌بها است؛ راغب اصفهانی گوید: «وَدَيْتُ‌ القتيلَ‌: أعطيتُ دِيَتَهُ‌ و يُقال لما يُعطى فی الدّم دِيَةٌ».[۲] و یا آنچه در مورد کسی که بناحق کشته شده داده می شود: «الدِّيَة: ما يُسلَّم فی المقتول بغَير حق».[۳]

«ديه» در اصل «ودى» است که واو آن به هاء بدل شده. علت تسميۀ خون‌بها به ديه شايد آن باشد كه آن در مقابل ريختن و جارى شدن خون پرداخته می شود.[۴] طبرسى فرموده: وادى كرانه كوه است، مجراى بزرگ آب را نيز وادى گويند. و آن در اصل بزرگى امر است و خونبها را از آن ديه گويند كه عطائى است در مقابل امر عظيم، يعنى قتل.[۵]

این واژه به همین معنا در قرآن کریم دوبار در آیه ۹۲ سوره نساء آمده است: «وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً ۚ وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا ۚ فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ۖ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ۖ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا»؛ هیچ مؤمنی را نسزد که مؤمنی را بکشد، مگر آنکه این عمل از روی خطا و اشتباه اتفاق افتد. و کسی که مؤمنی را از روی خطا و اشتباه بکشد، باید یک برده مؤمن آزاد کند، و خون بهایی به وارثان مقتول پرداخت نماید؛ مگر آنکه آنان خون بها را ببخشند. و اگر مقتول از گروهی باشد که دشمن شمایند و خود او مؤمن است، فقط آزاد کردن یک برده مؤمن بر عهده قاتل است. و اگر مقتول مؤمن، از گروهی باشد که میان شما و آنان پیمانی برقرار است، باید خون بهایش را به وارثان او پرداخت کند، و نیز یک برده مؤمن آزاد نماید. و کسی که برده نیافت، باید دو ماه پیاپی روزه بگیرد. [این حکم] به سبب [پذیرش] توبه [قاتل] از سوی خداست؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.

انواع دیه

دیه قتل عمد

دیه (خون‌بهاى) قتل عمد (در صورتى که قصاص تبدیل به دیه گردد) عبارت از یکى از موارد ذیل است که قاتل در انتخاب آن مختار مى باشد:

  • ۱. صد شتر که پنج سال را تمام کرده باشند؛
  • ۲. دویست گاو سالم و متعارف؛
  • ۳. هزار گوسفند سالم و متعارف؛
  • ۴. دویست «حله» که هر «حله» عبارت از دو قطعه لباس از بُرد یمانى است؛
  • ۵. هزار دینار (هزار مثقال طلاى سکه‌دار)؛
  • ۶. ده‌هزار درهم (ده هزار مثقال نقره سکه‌دار).

مهلت پرداخت دیه قتل عمد یک سال است و از مال خود قاتل پرداخت مى شود.[۶]

دیه قتل شبه عمد

دیه قتل شبه عمد نیز یکى از همان موارد مذکور است با کمى تخفیف در سن شترها و مدت پرداخت آن که دو سال است و از مال خود قاتل پرداخت مى شود.[۷]

در قتل عمد و شبه عمد اگر قاتل فرار کند و دستگیرى او ممکن نباشد، دیه را از مال او برمى دارند. اگر مال نداشته باشد، باید خویشاوندان او بدهند و اگر خویشاوند نداشته باشد، دیه مقتول را امام از بیت المال مى دهد و در هیچ صورت، خون مسلمانى که به ناحق کشته شده، هدر نمى رود.[۸]

همچنین لازم به ذکر است، در صورتى که در یکى از ماه هاى حرام (رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم) یا در حرم مکه معظمه قتلى انجام گیرد، قاتل علاوه بر دیه قتل، ثلث دیه را نیز باید بپردازد. اگر کسى در بیرون از حرم مکه مرتکب قتل گردد و به حرم پناهنده شود، در حرم قصاص نمى شود ولى در آب و غذا بر او سخت گیرى مى شود تا از حرم خارج گردد و در خارج از حرم، مورد قصاص قرار گیرد. اما قاتلى که در حرم مرتکب قتل شده است، در همان جا قصاص مى شود.[۹]

دیه قتل غیر عمد

دیه قتل خطاى محض نیز یکى از موارد مذکور در قتل عمد با مقدارى تخفیف در سن شترها است و مهلت پرداخت آن سه سال مى باشد. پرداخت این دیه بر عهده «عاقله» است که باید از مال خود بدهند و نمى توانند عوضش را از قاتل بگیرند.[۱۰]

«عاقله» خویشاوندان ذکور قاتل هستند که از طرف پدر و مادر یا از طرف پدر با قاتل نسبت دارند، به شرط این که بالغ و عاقل باشند و فقیر هم نباشند. اگر کسى خویشاوند پدر و مادرى یا پدرى نداشته باشد و «ضامن جریره»[۱۱] هم نداشته باشد، عاقله او امام مسلمانان است که دیه را از بیت المال مى پردازد.

دیه‌ سقط جنین

اگر کسى کارى کند که زن، جنین خود را سقط کند، دیه‌ی آن بدین شرح است:

  • نطفه: ۲۰ مثقال طلا؛
  • علقه (خونه بسته): ۴۰ مثقال؛
  • مضغه (پاره‌ی گوشت): ۶۰ مثقال؛
  • استخوان: ۸۰ مثقال؛
  • استخوان گوشت‌دار بدون روح: ۱۰۰ مثقال؛
  • روح دمیده باشد: ۱. پسر: ۱۰۰۰ مثقال. ۲. دختر: ۵۰۰ مثقال.

در تمام موارد فوق، مثقال شرعى ملاک است که تقریبا چهارپنجم مثقال بازارى است و طلاى سکه‌دار باید محاسبه شود. و اگر زن خودش کارى کند که بچه‌اش سقط شود، باید دیه‌ی آن را به وارث طفل بدهد.[۱۲]

دیه‌ی اعضاء

هر یک از اعضاى بدن؛ مانند دست و پا و حواس پنجگانه نیز دیه‌ی خاصى دارد که در کتاب‌هاى مفصل فقهى آمده است و در این جا تنها به بیان اعضایى که دیه‌ی آن‌ها، دیه‌ی کشتن است، اکتفا مى‌کنیم. برخى از اعضایى که دیه‌ی آن‌ها دیه‌ی قتل است:

  • کورکردن هر دو چشم؛
  • بریدن هر دو بینى، یا از کار انداختن آن‌ها؛
  • بریدن هر دو گوش، یا از کار انداختن آن‌ها؛
  • بریدن هر دو لب؛
  • قطع زبان سالم؛
  • از بین بردن تمام دندان‌ها؛
  • شکستن گردن به طورى که خم شود و قد او کوتاه شود (بنابر احتیاط واجب)؛
  • از بین بردن هر دو دست؛
  • از بین بردن، انگشتان هر دو دست یا انگشتان هر دو پا؛
  • شکستن پشت؛
  • قطع نخاع؛
  • قطع پاها؛
  • شکستن ترقوه (دو استخوان بالاى سینه، زیر گردن)؛[۱۳]
  • شکستن کمر؛
  • کندن موى سر یا ریش به گونه‌اى که دیگر نروید و بنابر احتیاط واجب در کندن موى چهار مژده (تمام مژدها)، اگر دیگر نروید.

تمام اعضاى اصلى بدن انسان که جفت باشد، هر دوى آن‌ها دیه‌ی کامل دارد و یکى از آن‌ها نصف دیه‌ی کامل است.

کفاره قتل

در قتل مسلمان - اعم از مرد و زن، بزرگ و کوچک و عاقل و دیوانه - علاوه بر دیه، قاتل باید کفاره هم بدهد و کفاره قتل به شرح ذیل است:

  • در قتل عمد، کفاره جمع واجب است: آزادکردن یک بنده، دو ماه روزه و اطعام شصت فقیر؛
  • در قتل شبه عمد و خطاى محض، یک کفاره - به ترتیب - واجب است: باید یک بنده آزاد کند. در صورت عدم امکان، دو ماه روزه بگیرد، اگر نتوانست به شصت فقیر غذا بدهد.

در قتل کافر - اعم از حربى، ذمى و معاهد - کفاره لازم نیست.[۱۴]

پانویس

  1. تحریرالوسیله، امام خمینی، ج ۲، ص ۵۵۳.
  2. مفردات ألفاظ القرآن، ج۱، ص۸۶۲.
  3. شمس العلوم، نشوان بن سعيد حميرى، ج۱۱، ص۷۱۰۶.
  4. قاموس قرآن، سید علی‌اکبر قرشی، ج۷، ص۱۹۵.
  5. قاموس قرآن، ج۷، ص۱۹۴.
  6. تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۵۵۴-۵۵۵، مسائل ۱-۷.
  7. همان، ص ۵۵۶-۵۵۷، مسائل ۱۳-۱۷.
  8. تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۵۹۹-۶۰۲.
  9. همان، ص ۵۵۸، مسأله ۲۳ و ۲۵.
  10. همان، ص ۵۵۷-۵۵۸، مسائل ۱۸-۲۲.
  11. «ضامن جریره» کسى است که با انسان تعهد مى بندد که در صورت نبودن وارثى از خویشاوندان، از یکدیگر ارث ببرند و در زمینه جنایت‌هایى که از طریق خطاى محض انجام مى گیرد، ضامن یکدیگر باشند.
  12. تحریرالوسیله، ج ۲ کتاب الدیات؛ القول فى اللواحق، ص ۵۹۷.
  13. تحریرالوسیله، ج ۲، کتاب الدیات؛ القول فى الجنایة على الاطرف، ص ۵۷۰.
  14. همان، ص ۶۰۶.

منابع

  • آشنایى با ابواب فقه، محمداسماعیل نورى.
  • آموزش فقه، محمدحسین فلاح‌زاده، بخش دیات.
مسابقه از خطبه ۱۹۰ نهج البلاغه