دعبل خزاعی: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) (ویرایش) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | '''«دِعبِل خُزاعی»''' (۱۴۸-۲۶۴ ق)، شاعر معروف [[اهل البیت|اهل بیت]] | + | '''«دِعبِل خُزاعی»''' (۱۴۸-۲۶۴ ق)، شاعر معروف [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهمالسلام است که با [[شعر]] خود علیه [[ظلم]] دستگاه [[حکومت بنی عباس|عباسی]] میشورید. زندگی دعبل مصادف با [[امامت]] چهار [[معصوم]] -از زمان [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام کاظم]] علیهالسلام تا شهادت [[امام هادی علیه السلام|امام هادی]] علیهالسلام- بود. [[قصیده]] «تائیة» او با نام «[[مدارس آیات]]» که در حضور [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] علیهالسلام خواند، در میان اشعار او شهرت خاصّی دارد. |
| − | ==ولادت و خاندان== | + | ==زندگینامه== |
| + | ===ولادت و خاندان=== | ||
دعبل در سال ۱۴۸ ه.ق در زمان خلافت [[منصور (خلیفه عباسی)|منصور عباسی]] دیده به جهان گشود. مطابق با مشهور او در کوفه زاده شد، هر چند از قرقیسا (شهری بر ساحل [[فرات]]، نزدیک رقه و [[واسط]]) نیز به عنوان زادگاه او یاد شده است.<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی</ref> | دعبل در سال ۱۴۸ ه.ق در زمان خلافت [[منصور (خلیفه عباسی)|منصور عباسی]] دیده به جهان گشود. مطابق با مشهور او در کوفه زاده شد، هر چند از قرقیسا (شهری بر ساحل [[فرات]]، نزدیک رقه و [[واسط]]) نیز به عنوان زادگاه او یاد شده است.<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی</ref> | ||
دعبل از قبیله [[قبیله خزاعه|خُزاعه]] بود و نسب او به چندین شکل در منابع ذکر شده است که معروفترین آنها، دعبل بن علی بن رزین بن عثمان بن عبدالله بن بُدیل بن ورقاء است.<ref>یاقوت حموی، معجم الادباء، ج ۱۱، ص ۱۰۰.</ref> | دعبل از قبیله [[قبیله خزاعه|خُزاعه]] بود و نسب او به چندین شکل در منابع ذکر شده است که معروفترین آنها، دعبل بن علی بن رزین بن عثمان بن عبدالله بن بُدیل بن ورقاء است.<ref>یاقوت حموی، معجم الادباء، ج ۱۱، ص ۱۰۰.</ref> | ||
| − | [[علامه امینی]] در مورد پدر او یعنی "علی بن رزین" می گوید: «از شاعران روزگار خود بود که "مرزبانی" در | + | [[علامه امینی]] در مورد پدر او یعنی "علی بن رزین" می گوید: «از شاعران روزگار خود بود که "مرزبانی" در "معجم الشعراء" شرح حالش را آورده است».<ref>ترجمه الغدیر، جلد ۴، ص ۲۷۰</ref> جد اعلای او [[بُدَيل بن وَرقاء|بُدیل بن ورقاء]] است که [[پیامبر اسلام|پیامبر]] در روز [[فتح مکه]]، برای وی [[دعا]] نمود به اینکه: «خدا تو و فرزندانت را بهرهمند گرداند.»<ref>ترجمه الغدیر، جلد ۴، ص ۲۶۷</ref> و [[عبدالله بن بدیل|عبدالله بن بدیل بن ورقاء]] از اصحاب [[امام علی علیه السلام|امیرالمومنین علی]] علیهالسّلام و یکی از فرماندهان سپاه آن حضرت در [[جنگ صفین|صفین]] بود که با رشادت فوق العاده ای با سپاه [[معاویه]] پیکار نمود و به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید.<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۱۹۷-۱۹۶.</ref> |
| − | |||
| − | |||
| − | + | خاندان دعبل از بیوتات قدیم [[شیعه]] و راوی [[حدیث]] و شاعر بودند. از دیگر شعرای خاندان او علاوه بر پدرش می توان از عمویش عبدالله بن رزین، برادرش علی و پسر عمویش «ابوالشیص» از شعرای فاضل و شیعه [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهمالسّلام نام برد.<ref>ترجمه الغدیر، جلد ۴، ص ۲۷۰ و ۲۷۱</ref> | |
| − | دعبل | ||
| − | مسلم بن الولید تا مدتی دعبل را از خواندن شعرش برای دیگران منع می کرد، ولی پس از چندی، با مشاهده پختگی در یکی از قصیده هایش، به او اجازه داد تا شعرش را بر دیگران عرضه کند. ابونواس نیز دعبل را برای سرودن این قصیده تحسین کرد و وقتی مغنّیان این قصیده را برای [[هارون الرشید]] خواندند، او به وجد آمد و نام شاعر را پرسید، گفتند دعبل خزاعی است، هارون او را به دربار فراخواند و به او صله بسیار داد.<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی</ref> | + | === فعالیتها === |
| + | بخش اعظم زندگی دعبل خزاعی را سفرهای او به بلاد مختلف اسلامی دربرگرفته است. از [[بغداد]] تا [[مصر]] و [[شام]] و از [[حجاز]] تا ری و مرو و [[خراسان]]. او دوران کودکى و جوانى را در [[کوفه|کوفه]] گذراند. استاد دعبل «مسلم بن الولید» ملقب به صریع الغوانى (م، ۲۰۸ ق) بود و فنون و صنایع ادبى و [[شعر|شعرى]] را به او آموخت.<ref>دانشنامه ى شعر عاشورایى، مرضیه محمد زاده، ج۱، ص ۹۹</ref> مسلم بن الولید تا مدتی دعبل را از خواندن شعرش برای دیگران منع می کرد، ولی پس از چندی، با مشاهده پختگی در یکی از قصیده هایش، به او اجازه داد تا شعرش را بر دیگران عرضه کند. ابونواس نیز دعبل را برای سرودن این قصیده تحسین کرد و وقتی مغنّیان این قصیده را برای [[هارون الرشید]] خواندند، او به وجد آمد و نام شاعر را پرسید، گفتند دعبل خزاعی است، هارون او را به دربار فراخواند و به او صله بسیار داد.<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی</ref> | ||
در سال ۱۷۳ هـ.ق عباس بن جعفر خُزاعى که از قبیله بزرگ [[قبیله خزاعه|خُزاعه]] بود، از سوى هارون الرّشید، حاکم [[خراسان]] شد. او هم در حیطه قدرت و اختیار خویش، شاعر هم قبیله و هم نژاد و هم کیش خود، دعبل خزاعى را به ولایت و حکومت شهر (سِمِنجان) منصوب کرد.<ref>مصطفی قلی زاده، دعبل خزائی؛ شاعر دار بر دوش، فصل هشتم:آثار دعبل در دسترس در [https://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/92704/25 کتابخانه تبیان]، بازیابی:۲۱ شهریور ۱۳۹۲</ref> دعبل تا سال ۱۷۵ والی سِمنجان بود و سپس به [[بغداد]] آمد و در کرخ سکنا گزید.<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی</ref> | در سال ۱۷۳ هـ.ق عباس بن جعفر خُزاعى که از قبیله بزرگ [[قبیله خزاعه|خُزاعه]] بود، از سوى هارون الرّشید، حاکم [[خراسان]] شد. او هم در حیطه قدرت و اختیار خویش، شاعر هم قبیله و هم نژاد و هم کیش خود، دعبل خزاعى را به ولایت و حکومت شهر (سِمِنجان) منصوب کرد.<ref>مصطفی قلی زاده، دعبل خزائی؛ شاعر دار بر دوش، فصل هشتم:آثار دعبل در دسترس در [https://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/92704/25 کتابخانه تبیان]، بازیابی:۲۱ شهریور ۱۳۹۲</ref> دعبل تا سال ۱۷۵ والی سِمنجان بود و سپس به [[بغداد]] آمد و در کرخ سکنا گزید.<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی</ref> | ||
| − | دعبل بعد از قتل [[امین (خلیفه عباسی)|امین]] برای اعمال [[حج]] به [[مکه]] رفت و در این | + | دعبل بعد از قتل [[امین (خلیفه عباسی)|امین عباسی]] برای اعمال [[حج]] به [[مکه]] رفت و در این اثنا، ابوالقاسم مطلب بنعبدالله خزاعی حاکم [[مصر]] شد و دعبل نزد او رفت و عامل آسوان شد، لیکن بزودی مطلّب عزلش کرد و دعبل نیز او را هجو کرد و بسرعت به بغداد آمد. |
| − | |||
| − | |||
| − | + | بعد از آنکه [[مأمون]] از خراسان به بغداد آمد (۲۰۴ ق)، دعبل از هجو [[حکومت بنی عباس|عباسیها]] ساکت ماند، تا وقتی که مأمون ایذاء و آزار [[علویان]] را از سرگرفت. و او هم به خاطر دوستی علویان، هجو عباسیان را دوباره شروع کرد.<ref>شیخالرئیس کرمانی، محمد، شعر شیعی و شعرای شیعه در عصر اول عباسی، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۸ ش، چاپ اول، ص۱۹۵</ref> | |
| − | + | پس از اینکه [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] علیهالسّلام به امر مأمون از [[مدینه|مدینه]] به خراسان آمد و [[ولایت عهدی امام رضا علیه السلام|ولایت عهدى]] مأمون را پذیرفت، دعبل به همراهى ابراهیم بن عبّاس صولى (م، ۲۴۳ ق) شاعر معروف [[شیعه|شیعى]] عازم [[زیارت]] آن حضرت گردید. هر دو شاعر در مرو نزد امام بار یافتند و [[قصیده|قصیده]] «تائیه»، مشهورترین و بلندترین شعرش را که در مدینه سروده بود و سوز درونى شاعر در تک تک ابیات این قصیده غرّا و جاودانه شعله مى کشید را انشاء نمود. دعبل با این قصیده به جاودانگى و آوازه عالمگیر دست یافت. این قصیده که حماسه تاریخ [[بنی هاشم|بنى هاشم]] و منقبت نامه آل [[امام علی علیه السلام|على]] علیهالسّلام است، بسیار مورد توجّه قرار گرفت و امام را گریان ساخت. امام علیهالسّلام ده هزار درهم از سکه هایى که به نام خود او ضرب شده بود و جبّه اى از جامه هاى شخصى خود را بدو بخشید.<ref>دانشنامه ى شعر عاشورایى، مرضیه محمد زاده، ج۱، ص ۱۰۰</ref> | |
| − | زندگی دعبل مصادف با [[امامت]] چهار [[معصوم]] از زمان [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسی کاظم]] | + | زندگی دعبل مصادف با [[امامت]] چهار [[معصوم]] -از زمان [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسی کاظم]] علیهالسّلام تا شهادت [[امام هادی علیه السلام|امام علی النقی]] علیهالسّلام- بود. در این مدت که همزمان با خلافت هفت حاکم عباسی -از [[هارون الرشید|هارون]] تا [[متوکل|متوکل]]- بود، دعبل همواره با [[شعر]] و ادب به مبارزه با غاصبان [[خلافت]] رفته و در [[مرثیه|رثای]] [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهمالسلام، مدیحه سرائی می نمود. |
| − | ==شهادت دعبل== | + | ===شهادت دعبل=== |
| − | دعبل خلفای [[حکومت بنی عباس|عباسی]] را سخت نکوهش می کرد و هجویات او علیه عباسیان موجبات [[شهادت در راه خدا|شهادتش]] شد. یکی از فرمانداران [[متوکل|متوکل]] عباسی، مالک بن طوق فرماندار [[دمشق]] بود، که دعبل هم متوکل و هم مالک بن طوق را به سختی نکوهش می کرد. مالک بن طوق تغلبی که از افراد بانفوذ عرب بود، در صدد قتل او برآمد، دعبل به [[بصره]] فرار کرد و سپس راه اهواز را در پیش گرفت. مالک به شخصی ده هزار درهم داد و او را مأمور قتل دعبل کرد. زمانی که او در یکی از آبادیهای شوش به نام طیبه بود، آن مرد بعد از [[نماز]] | + | دعبل خلفای [[حکومت بنی عباس|عباسی]] را سخت نکوهش می کرد و هجویات او علیه عباسیان موجبات [[شهادت در راه خدا|شهادتش]] شد. یکی از فرمانداران [[متوکل|متوکل]] عباسی، مالک بن طوق فرماندار [[دمشق]] بود، که دعبل هم متوکل و هم مالک بن طوق را به سختی نکوهش می کرد. مالک بن طوق تغلبی که از افراد بانفوذ عرب بود، در صدد قتل او برآمد، دعبل به [[بصره]] فرار کرد و سپس راه اهواز را در پیش گرفت. مالک به شخصی ده هزار درهم داد و او را مأمور قتل دعبل کرد. زمانی که او در یکی از آبادیهای شوش به نام طیبه بود، آن مرد بعد از [[نماز|نماز عشاء]] با نوک عصای دشنه مانند و زهرآگین خود، زخمی به پشت پای دعبل زد که او را مسموم نمود و روز دیگر بر اثر جراحت آن، درگذشت. |
| − | جنازه دعبل را به شوش منتقل و آنجا دفن نمودند. شهادت او در سال ۲۴۶ | + | جنازه دعبل را به شهر شوش منتقل کرده و در آنجا دفن نمودند. شهادت او در سال ۲۴۶ هجری اتفاق افتاد<ref>دانشنامه ى شعر عاشورایى، مرضیه محمد زاده، ج۱، ص ۱۰۱</ref> و او در آن زمان ۹۸ ساله بود. |
| − | ==آثار | + | ==اشعار و آثار == |
| − | * ۱. دیوان اشعار دعبل خزاعی: اشعار دعبل را ادیب | + | *۱. [[دیوان اشعار دعبل خزاعی]]: اشعار دعبل را ادیب معروف، ابوبکر محمد بن یحیى صولى (م، ۳۳۵ ق) در سیصد ورق گردآورى نمود. اما این [[دیوان (شعر)|دیوان]] بر جای نمانده است. در دوره معاصر، کوشش هایی برای گردآوری سروده های دعبل صورت پذیرفته است از جمله دیوان دعبل از عبدالصاحب دُجَیلی که آن را در ۱۹۶۲م (۱۳۴۱ش) در [[نجف]] اشرف به چاپ رساند. که آن را حیدر سهرابی به فارسی برگردانده و در ۱۳۹۱ش در [[تهران]] منتشر کرده است.<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی</ref> اما کاملترین مجموعه اشعار دعبل را عبدالکریم اشتر در ۱۹۶۴م (۱۳۴۳ش) در [[دمشق]] به چاپ رسانید<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی</ref> که بعد از آن در مکتبة الحیدریة [[قم]] در سال ۱۳۸۵ش شمسی چاپ افست شد. دکتر اشتر در مقدمه این اثر چاپهای قبلی دیوان دعبل را نقد نموده و روش خود در تدوین و تخریج اشعار را توضیح داده است. او اشعار را در چهار قسم قرار داده است: در قسم اول کتاب، ۲۴۰ [[شعر]] با تخریج آورده که نسبت آنها را به دعبل، قطعی می داند. قسم دوم را به شعرهایی اختصاص داده که فقط در کتابهای [[شیعه]] آمده است، شامل ۳۳ شعر. در بخش سوم، شعرهای منسوب به دعبل را آورده است (۶۵ شعر) و در بخش چهارم به شعرهایی می پردازد که به دعبل نسبت داده اند، اما از آنِ او نیست (۲۸ شعر).<ref>راهنمای پژوهش درباره دعبل خزاعی، عبدالحسین طالعی، فصلنامه سفینه، سال یازدهم، شماره ۴۱، زمستان ۱۳۹۲</ref> |
| − | * ۲. قصیده تائیه، معروف به «[[قصیده مدارس آیات|مَدارِسُ آیات]]»، بلندترین شعر دعبل خزاعی در ستایش [[اهل البیت|اهل بیت]] و بیان فضائل، خلافت و مصائب ایشان سروده است. او این شعر را در محضر [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] | + | *۲. [[قصیده]] تائیه، معروف به «[[قصیده مدارس آیات|مَدارِسُ آیات]]»، بلندترین شعر دعبل خزاعی در ستایش [[اهل البیت|اهل بیت]] و بیان فضائل، [[خلافت]] و مصائب ایشان سروده است. او این شعر را در محضر [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] علیهالسّلام خواند و امام از شعر او تمجید کرد و به او پاداش داد. برخی شمار این ابیات را تا ۱۳۰ [[بیت (شعر)|بیت]] نوشتهاند. |
| − | * ۳. الواحدة فى مناقب العرب و مثالبها: از محتوای این کتاب اطلاعی در دست نیست.<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی</ref> | + | *۳. الواحدة فى مناقب العرب و مثالبها: از محتوای این کتاب اطلاعی در دست نیست.<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی</ref> |
| − | * ۴. طبقات الشعراء: این کتاب که در زمینه اخبار و اشعار شاعران عرب بوده، در طول تاریخ از بین رفته است اما بسیارى از شعرا و ادبا و لغت شناسان و نویسندگانِ صرف و نحو و دستور زبان عربى و علوم و فنون ادبى و بلاغت و تذکره نویسان و مورّخان بزرگ عرب پس از | + | *۴. طبقات الشعراء: این کتاب که در زمینه اخبار و اشعار شاعران عرب بوده، در طول تاریخ از بین رفته است اما بسیارى از شعرا و ادبا و لغت شناسان و نویسندگانِ [[صرف]] و [[نحو]] و دستور زبان عربى و علوم و فنون ادبى و [[بلاغت]] و [[تذکره]] نویسان و مورّخان بزرگ عرب پس از دعبل، از این کتاب در کتاب ها و تألیفات خویش بهره مند شده اند.<ref>دانشنامه ى شعر عاشورایى، مرضیه محمد زاده، ج۱، ص۱۰۱</ref> |
| − | * ۵. کتابی بنام «وصایا الملوک» هم منسوب به اوست.<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی</ref> | + | *۵. کتابی بنام «وصایا الملوک» هم منسوب به اوست.<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی</ref> |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| سطر ۴۶: | سطر ۴۳: | ||
[[رده:شعرای اهل البیت]] | [[رده:شعرای اهل البیت]] | ||
[[رده: شعرای عرب]] | [[رده: شعرای عرب]] | ||
| + | [[رده:ادیبان]] | ||
[[رده:دعبل خزاعی]] | [[رده:دعبل خزاعی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۹ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۱۸
«دِعبِل خُزاعی» (۱۴۸-۲۶۴ ق)، شاعر معروف اهل بیت علیهمالسلام است که با شعر خود علیه ظلم دستگاه عباسی میشورید. زندگی دعبل مصادف با امامت چهار معصوم -از زمان امام کاظم علیهالسلام تا شهادت امام هادی علیهالسلام- بود. قصیده «تائیة» او با نام «مدارس آیات» که در حضور امام رضا علیهالسلام خواند، در میان اشعار او شهرت خاصّی دارد.
زندگینامه
ولادت و خاندان
دعبل در سال ۱۴۸ ه.ق در زمان خلافت منصور عباسی دیده به جهان گشود. مطابق با مشهور او در کوفه زاده شد، هر چند از قرقیسا (شهری بر ساحل فرات، نزدیک رقه و واسط) نیز به عنوان زادگاه او یاد شده است.[۱]
دعبل از قبیله خُزاعه بود و نسب او به چندین شکل در منابع ذکر شده است که معروفترین آنها، دعبل بن علی بن رزین بن عثمان بن عبدالله بن بُدیل بن ورقاء است.[۲]
علامه امینی در مورد پدر او یعنی "علی بن رزین" می گوید: «از شاعران روزگار خود بود که "مرزبانی" در "معجم الشعراء" شرح حالش را آورده است».[۳] جد اعلای او بُدیل بن ورقاء است که پیامبر در روز فتح مکه، برای وی دعا نمود به اینکه: «خدا تو و فرزندانت را بهرهمند گرداند.»[۴] و عبدالله بن بدیل بن ورقاء از اصحاب امیرالمومنین علی علیهالسّلام و یکی از فرماندهان سپاه آن حضرت در صفین بود که با رشادت فوق العاده ای با سپاه معاویه پیکار نمود و به شهادت رسید.[۵]
خاندان دعبل از بیوتات قدیم شیعه و راوی حدیث و شاعر بودند. از دیگر شعرای خاندان او علاوه بر پدرش می توان از عمویش عبدالله بن رزین، برادرش علی و پسر عمویش «ابوالشیص» از شعرای فاضل و شیعه اهل بیت علیهمالسّلام نام برد.[۶]
فعالیتها
بخش اعظم زندگی دعبل خزاعی را سفرهای او به بلاد مختلف اسلامی دربرگرفته است. از بغداد تا مصر و شام و از حجاز تا ری و مرو و خراسان. او دوران کودکى و جوانى را در کوفه گذراند. استاد دعبل «مسلم بن الولید» ملقب به صریع الغوانى (م، ۲۰۸ ق) بود و فنون و صنایع ادبى و شعرى را به او آموخت.[۷] مسلم بن الولید تا مدتی دعبل را از خواندن شعرش برای دیگران منع می کرد، ولی پس از چندی، با مشاهده پختگی در یکی از قصیده هایش، به او اجازه داد تا شعرش را بر دیگران عرضه کند. ابونواس نیز دعبل را برای سرودن این قصیده تحسین کرد و وقتی مغنّیان این قصیده را برای هارون الرشید خواندند، او به وجد آمد و نام شاعر را پرسید، گفتند دعبل خزاعی است، هارون او را به دربار فراخواند و به او صله بسیار داد.[۸]
در سال ۱۷۳ هـ.ق عباس بن جعفر خُزاعى که از قبیله بزرگ خُزاعه بود، از سوى هارون الرّشید، حاکم خراسان شد. او هم در حیطه قدرت و اختیار خویش، شاعر هم قبیله و هم نژاد و هم کیش خود، دعبل خزاعى را به ولایت و حکومت شهر (سِمِنجان) منصوب کرد.[۹] دعبل تا سال ۱۷۵ والی سِمنجان بود و سپس به بغداد آمد و در کرخ سکنا گزید.[۱۰]
دعبل بعد از قتل امین عباسی برای اعمال حج به مکه رفت و در این اثنا، ابوالقاسم مطلب بنعبدالله خزاعی حاکم مصر شد و دعبل نزد او رفت و عامل آسوان شد، لیکن بزودی مطلّب عزلش کرد و دعبل نیز او را هجو کرد و بسرعت به بغداد آمد.
بعد از آنکه مأمون از خراسان به بغداد آمد (۲۰۴ ق)، دعبل از هجو عباسیها ساکت ماند، تا وقتی که مأمون ایذاء و آزار علویان را از سرگرفت. و او هم به خاطر دوستی علویان، هجو عباسیان را دوباره شروع کرد.[۱۱]
پس از اینکه امام رضا علیهالسّلام به امر مأمون از مدینه به خراسان آمد و ولایت عهدى مأمون را پذیرفت، دعبل به همراهى ابراهیم بن عبّاس صولى (م، ۲۴۳ ق) شاعر معروف شیعى عازم زیارت آن حضرت گردید. هر دو شاعر در مرو نزد امام بار یافتند و قصیده «تائیه»، مشهورترین و بلندترین شعرش را که در مدینه سروده بود و سوز درونى شاعر در تک تک ابیات این قصیده غرّا و جاودانه شعله مى کشید را انشاء نمود. دعبل با این قصیده به جاودانگى و آوازه عالمگیر دست یافت. این قصیده که حماسه تاریخ بنى هاشم و منقبت نامه آل على علیهالسّلام است، بسیار مورد توجّه قرار گرفت و امام را گریان ساخت. امام علیهالسّلام ده هزار درهم از سکه هایى که به نام خود او ضرب شده بود و جبّه اى از جامه هاى شخصى خود را بدو بخشید.[۱۲]
زندگی دعبل مصادف با امامت چهار معصوم -از زمان امام موسی کاظم علیهالسّلام تا شهادت امام علی النقی علیهالسّلام- بود. در این مدت که همزمان با خلافت هفت حاکم عباسی -از هارون تا متوکل- بود، دعبل همواره با شعر و ادب به مبارزه با غاصبان خلافت رفته و در رثای اهل بیت علیهمالسلام، مدیحه سرائی می نمود.
شهادت دعبل
دعبل خلفای عباسی را سخت نکوهش می کرد و هجویات او علیه عباسیان موجبات شهادتش شد. یکی از فرمانداران متوکل عباسی، مالک بن طوق فرماندار دمشق بود، که دعبل هم متوکل و هم مالک بن طوق را به سختی نکوهش می کرد. مالک بن طوق تغلبی که از افراد بانفوذ عرب بود، در صدد قتل او برآمد، دعبل به بصره فرار کرد و سپس راه اهواز را در پیش گرفت. مالک به شخصی ده هزار درهم داد و او را مأمور قتل دعبل کرد. زمانی که او در یکی از آبادیهای شوش به نام طیبه بود، آن مرد بعد از نماز عشاء با نوک عصای دشنه مانند و زهرآگین خود، زخمی به پشت پای دعبل زد که او را مسموم نمود و روز دیگر بر اثر جراحت آن، درگذشت.
جنازه دعبل را به شهر شوش منتقل کرده و در آنجا دفن نمودند. شهادت او در سال ۲۴۶ هجری اتفاق افتاد[۱۳] و او در آن زمان ۹۸ ساله بود.
اشعار و آثار
- ۱. دیوان اشعار دعبل خزاعی: اشعار دعبل را ادیب معروف، ابوبکر محمد بن یحیى صولى (م، ۳۳۵ ق) در سیصد ورق گردآورى نمود. اما این دیوان بر جای نمانده است. در دوره معاصر، کوشش هایی برای گردآوری سروده های دعبل صورت پذیرفته است از جمله دیوان دعبل از عبدالصاحب دُجَیلی که آن را در ۱۹۶۲م (۱۳۴۱ش) در نجف اشرف به چاپ رساند. که آن را حیدر سهرابی به فارسی برگردانده و در ۱۳۹۱ش در تهران منتشر کرده است.[۱۴] اما کاملترین مجموعه اشعار دعبل را عبدالکریم اشتر در ۱۹۶۴م (۱۳۴۳ش) در دمشق به چاپ رسانید[۱۵] که بعد از آن در مکتبة الحیدریة قم در سال ۱۳۸۵ش شمسی چاپ افست شد. دکتر اشتر در مقدمه این اثر چاپهای قبلی دیوان دعبل را نقد نموده و روش خود در تدوین و تخریج اشعار را توضیح داده است. او اشعار را در چهار قسم قرار داده است: در قسم اول کتاب، ۲۴۰ شعر با تخریج آورده که نسبت آنها را به دعبل، قطعی می داند. قسم دوم را به شعرهایی اختصاص داده که فقط در کتابهای شیعه آمده است، شامل ۳۳ شعر. در بخش سوم، شعرهای منسوب به دعبل را آورده است (۶۵ شعر) و در بخش چهارم به شعرهایی می پردازد که به دعبل نسبت داده اند، اما از آنِ او نیست (۲۸ شعر).[۱۶]
- ۲. قصیده تائیه، معروف به «مَدارِسُ آیات»، بلندترین شعر دعبل خزاعی در ستایش اهل بیت و بیان فضائل، خلافت و مصائب ایشان سروده است. او این شعر را در محضر امام رضا علیهالسّلام خواند و امام از شعر او تمجید کرد و به او پاداش داد. برخی شمار این ابیات را تا ۱۳۰ بیت نوشتهاند.
- ۳. الواحدة فى مناقب العرب و مثالبها: از محتوای این کتاب اطلاعی در دست نیست.[۱۷]
- ۴. طبقات الشعراء: این کتاب که در زمینه اخبار و اشعار شاعران عرب بوده، در طول تاریخ از بین رفته است اما بسیارى از شعرا و ادبا و لغت شناسان و نویسندگانِ صرف و نحو و دستور زبان عربى و علوم و فنون ادبى و بلاغت و تذکره نویسان و مورّخان بزرگ عرب پس از دعبل، از این کتاب در کتاب ها و تألیفات خویش بهره مند شده اند.[۱۸]
- ۵. کتابی بنام «وصایا الملوک» هم منسوب به اوست.[۱۹]
پانویس
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی
- ↑ یاقوت حموی، معجم الادباء، ج ۱۱، ص ۱۰۰.
- ↑ ترجمه الغدیر، جلد ۴، ص ۲۷۰
- ↑ ترجمه الغدیر، جلد ۴، ص ۲۶۷
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۱۹۷-۱۹۶.
- ↑ ترجمه الغدیر، جلد ۴، ص ۲۷۰ و ۲۷۱
- ↑ دانشنامه ى شعر عاشورایى، مرضیه محمد زاده، ج۱، ص ۹۹
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی
- ↑ مصطفی قلی زاده، دعبل خزائی؛ شاعر دار بر دوش، فصل هشتم:آثار دعبل در دسترس در کتابخانه تبیان، بازیابی:۲۱ شهریور ۱۳۹۲
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی
- ↑ شیخالرئیس کرمانی، محمد، شعر شیعی و شعرای شیعه در عصر اول عباسی، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۸ ش، چاپ اول، ص۱۹۵
- ↑ دانشنامه ى شعر عاشورایى، مرضیه محمد زاده، ج۱، ص ۱۰۰
- ↑ دانشنامه ى شعر عاشورایى، مرضیه محمد زاده، ج۱، ص ۱۰۱
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی
- ↑ راهنمای پژوهش درباره دعبل خزاعی، عبدالحسین طالعی، فصلنامه سفینه، سال یازدهم، شماره ۴۱، زمستان ۱۳۹۲
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی
- ↑ دانشنامه ى شعر عاشورایى، مرضیه محمد زاده، ج۱، ص۱۰۱
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل "دعبل خزاعی" از باقر قربانی زرّی




