کاربر:Zamani/پیش نویس مقالات: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۱۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
'''مقاله شب عاشورا'''
+
'''سردار سپهبد شهید علی شادمانی''' (۱۳۳۵ - ۱۴۰۴ ش) فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله بود. وی در دوران دفاع مقدس فرماندهی لشکر ۳۲ انصار الحسین  را بر عهده داشت. پس از جنگ ایران و عراق،  فرماندهی لشکر بعثت ، معاونی عملیات نیروی زمینی سپاه، فرماندهی لشکر ۳ نیروی مخصوص حمزه سید الشهداء، فرماندهی قرارگاه نجف اشرف، ریاست اداره عملیات ستاد کل نیرو‌های مسلح و معاونی عملیات ستاد کل نیرو‌های مسلح، از سمت های شاخص ایشان است. در ۲۳ خرداد سال ۱۴۰۴، پس از ترور «شهید غلامعلی رشید» توسط رژیم صهیونیستی با حکم فرمانده معظم کل قوا، به فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء منصوب و در ۴ تیر سال ۱۴۰۴شمسی به شهادت رسید. 
==فرصت گرفتن از عمر سعد برای یک شب عبادت==
+
[[پرونده:Shadmany.jpg|بندانگشتی|سپهبد شهید علی شادمانی]]
عصر روز تاسوعا عمر سعد سپاهیانش را به سمت خیمه های امام حسين عليه السّلام گسیل داشت. عبّاس بن على عليه السّلام با او گفت: برادر اين گروه آمدند. حسين عليه السّلام برخاست و به عباس علیه السلام گفت: جانم بفداى تو سوار شو و آنان را ملاقات كن و بپرس چه تازه اتّفاق افتاده است و براى چه آمده‏‌اند.
 
  
عبّاس با بيست سوار مقابل آنها رفت و گفت:
+
==زندگی‌نامه ==
 +
علی شادمانی در ۱۳۳۵ در روستای حیران همدان و در خانواده ای مذهبی متولد شد.<ref>[https://noandish.com/000puK درباره سرلشکر علی شادمانی چه می دانید!؟، سایت خبری تحلیلی نو اندیش، ۷ تير ۱۴۰۴.]</ref> وی پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در لشکر 64 مشغول به خدمت زیر پرچم شد.<ref>[https://navideshahed.com/002UjK شهید «علی شادمانی»؛ فرمانده راهبردی جنگ، پایگاه اطلاع رسانی نوید شاهد، ۱۱ تير ۱۴۰۴.]</ref> وی در سال ۱۳۵۸ به سپاه پاسداران پیوست و تا سال ۱۳۸۴ در رده‌های مختلف سپاه پاسداران مشغول به خدمت بود. از این تاریخ تا پایان عمر، در ستاد کل نیروهای مسلح سمت های مختلفی داشت و در نهایت در حالی که فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء بود توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.
  
مقصود شما چيست و چه مى‏خواهيد گفتند: فرمان امير آمده است كه با شما بگوييم يا به حكم‏ او سر فرود آريد يا با شما كار زار كنيم. گفت، شتاب مكنيد تا نزد ابى عبد الله روم و آنچه گفتيد بر او عرضه دارم. بايستادند و گفتند: نزد او رو و او را بياگاهان و هر چه گفت براى ما پيام ‏آور.
+
==شهید شادمانی در دفاع مقدس==
  
پس عبّاس عليه السّلام دوان سوى حسين عليه السّلام بازگشت و خبر بگفت. امام عليه السّلام فرمود: نزد آنها بازگرد و اگر توانى كار را به فردا انداز و امشب بازگردانشان شايد براى پروردگار نماز گزاريم و او را بخوانيم و استغفار كنيم خدا داند كه من نماز و تلاوت قرآن و دعا و استغفار را دوست دارم.
+
شادمانی در سال ۱۳۵۸ به سپاه پاسداران پیوست. او با فرمان [[امام خمینی]] مبنی بر آزادسازی شهر پاوه از دست عناصر ضدانقلاب، به این منطقه رفت و پس از آن در سنندج، سقز و مهاباد به مدت تقریبا 6 ماه مشغول خدمت شد.<ref>[https://www.entekhab.ir/000qDm شادمانی: «سپاه» جبهه مقاومت را مدیریت می‌کند، پایگاه خبری تحلیلی انتخاب، ۵ ارديبهشت ۱۳۹۴.]</ref> سپس به همدان برگشت و به مدت 6 ماه مسئولیت آموزش سپاه این استان را برعهده گرفت و2 ماه قبل از آغاز جنگ، وقتی مرزهای غربی کشور با تهدید روبرو شد، به قصر شیرین رفت.
  
پس عباس نزد آن قوم آمد و پيغام امام را به آنها رساند. آنها پذيرفتند و عباس (رض) بازگشت و رسولى از جانب عمر سعد با او آمد در جايى كه آواز رس بود بايستاد (ارشاد) گفت: ما تا فردا شما را مهلت دهيم اگر تسليم شويد شما را نزد امير عبيد الله زياد مى‏فرستيم اگر سرباز زنيد شما را رها نكنيم، و بازگشت. <ref>دمع السجوم ترجمه نفس المهموم، ص193 و 194</ref>
+
مطابق با اظهار محمدعلی نوری‌نژاد، همرزم شهید علی شادمانی ایشان نقش کلیدی در خنثی‌سازی کودتای نوژه در سال ۵۹ داشتند. <ref>[https://mehrnews.com/x38pJD سردار شادمانی در خنثی‌سازی کودتای نوژه نقش کلیدی داشت، خبرگزاری مهر، ۸ تير ۱۴۰۴.]</ref>
  
==گفتگو با اصحاب==
+
از نخستین کارهای میدانی ایشان، یکی از عملیات‌های ایذایی بود که در شهریور ۵۹ در منطقه مهران صورت گرفت. در آن زمان  قصر شیرین سقوط کرده بود و دشمن تا نزدیکی سرپل‌ذهاب آمده و مهران تحت اشغال نیروهای بعثی بود. هدف از عملیات، فریب دشمن و فراهم‌سازی مقدمات عملیات بزرگ بیت‌المقدس در خوزستان بود. در آن عملیات، شهید شادمانی به عنوان فرمانده عملیات در آن منطقه حضور داشت. در عملیات والفجر دو، در منطقه حاج عمران [[عراق]] ایشان  در قرارگاه  تاکتیکی زیر ارتفاعات «کدو» که در مسیر کله‌اسبی قرار داشت، مستقر شده بودند و مدیریت عملیات آن منطقه را برعهده داشتند. در آن مقطع، به‌دلیل مجروحیت برخی فرماندهان از جمله حاج آقا همدانی بار مسئولیت‌ها بر دوش سردار شادمانی افتاد.<ref>[https://navideshahed.com/002UjK شهید «علی شادمانی»؛ فرمانده راهبردی جنگ، پایگاه اطلاع رسانی نوید شاهد، ۱۱ تير ۱۴۰۴.]</ref>
دمع السجوم ترجمه نفس المهموم      195  فصل هيجدهم/ در ذكر وقايع شب عاشورا .....  ص : 195
 
  
حسين عليه السّلام اصحاب خود را نزديك غروب جمع كرد و گفت: خداى را ستايش مى‏كنم بهترين ستايش و او را سپاس مى‏گويم بر خوشى و بر سختى بار خدايا تو را شپاس‏گزارم كه به نبوّت ما را بنواختى و قرآن را به ما آموختى و در دين بينا گردانيدى و ما را چشم و گوش و دل دادى پس ما را از سپاسگزاران شمار.
+
===فرماندهی لشکر انصارالحسین (علیه السلام)===
 +
در سال 60، شهید در منطقه یک یگان رزمی تشکیل داده بود . بمرور با همت فرماندهان این عرصه، تیپ رزمی و سپس لشکر انصارالحسین (علیه السلام) شکل گرفت. <ref>[https://basijnews.ir/fa/news/9696268 مصاحبه خبر گزاری بسیج با سردار طلایی نیک در مورد شهید شادمانی، ۹ تير ۱۴۰۴.]</ref>  شهید بعد از فرماندهی سپاه پاوه، در میانه عملیات کربلای ۵، فرمانده لشکر ۳۲ انصارالحسین (۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷) شدند و ایشان بلافاصله توانست تحرک چشمگیری ایجاد کند به طوری که لشکر انصارالحسین (علیه السلام) همزمان در جنوب در منطقه شلمچه خط عملیاتی داشت و هم در شمال غرب کشور در عملیات نصر ۴ و ماووت عراق شرکت کرد. این عملیات که در تاریخ ۳۱ خرداد ماه ۱۳۶۶ در منطقه ماووت عراق صورت گرفت در واقع ادامه عملیات کربلای ۱۰ بود که با طراحی و فرماندهی سپاه در ۴ محور به اجرا گذاشته شد.<ref> [https://dnws.ir/003BhX فرماندهی که با امکانات کم، کارهای زیادی کرد، خبرگزاری دفاع مقدس، ۱۳ تير ۱۴۰۴.]</ref>
  
اما بعد من اصحابى ندانم باوفاتر و بهتر از اصحاب خود و نه خانواده‏اى فرمانبردارتر و به صلت رحم پاى بسته‏تر از خاندان خود پس خدا شما را جزاى نيكو دهد از من و من گمان دارم با اينان كار به جنگ و ستيز كشد و همه شما را اذن دادم برويد و عقد بيعت از شما بگسستم و تعهّد برداشتم اكنون شب است و تاريكى شما را فرو گرفته است آن را شتر سوارى خود انگاريد و هر يك دست يكتن از اهل بيت مرا بگيريد و در دهها و شهرها پراكنده شويد تا خداوند فرج دهد براى آنكه اين مردم مرا مى‏خواهند و چون بر من دست يافتند از طلب ديگران مشغول شوند.
+
==شهید شادمانی پس از دفاع مقدس==
 +
در سال ۱۳۶۸ شمسی، وی در دوره دافوس ارتش شرکت کرد و در میان ۷۰ نفر از ارتش و ۶ نفر از سپاه، به عنوان نابغه معرفی شد. <ref>[https://farsnews.ir/Ali_panbeh2024/1753904348146478251 شهید شادمانی، فرمانده‌ای نابغه در طراحی پدافندهای دفاعی، خبرگزاری فارس، ۸ مرداد ۱۴۰۴.] </ref>
  
پس برادران و پسران و برادرزادگان و دو پسر عبد الله جعفر گفتند: اين كار براى چه كنيم براى اينكه پس از تو زنده مانيم خدا نكند كه هرگز چنين شود.
+
پس از جنگ [[ایران]] و عراق، علی شادمانی در مسئولیت‌های کلان نظامی فعالیت کرد؛ از جمله معاون عملیات نیروی زمینی سپاه، فرمانده لشکر ۳ نیروی مخصوص حمزه سیدالشهدا، فرمانده قرارگاه نجف اشرف، رئیس اداره عملیات ستاد کل نیرو‌های مسلح و معاون عملیات ستاد کل نیرو‌های مسلح بود. او پیش از شهادت، معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء بود و پس از شهادت سپهبد غلامعلی رشید در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، با حکم [[سید علی حسینی خامنه ای|مقام معظم رهبری]]، فرماندهی این قرارگاه را بر عهده گرفت. در بخشی از این حکم آمده بود: «امید است با اتکال به خداوند متعال، همت بلند و انگیزه انقلابی، در انجام مأموریت‌های خطیر قرارگاه در هماهنگی نیروهای مسلح و تحقق راهبردهای کلان کشور موفق باشید.». <ref>[https://irna.ir/xjTPHj سرلشکر «علی شادمانی» فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء شد، خبرگزاری جمهوری اسلامی، ۲۳ خرداد ۱۴۰۴.]</ref>
  
و عبّاس بن على عليه السّلام آغاز سخن كرده بود و آن جماعت پيروى او كردند و مثل او يا نزديك به گفتار او سخن گفتند پس حسين عليه السّلام با بنى عقيل فرمود: كشته شدن مسلم شما را كفايت كرد پس شما برويد اذن دادمتان.
+
===سمت ها===
گفتند: سبحان اللّه مردم چه مى‏گويند مى‏گويند بزرگ و سالار خود و عموزادگان خود را كه بهترين اعمام بودند رها كرديم و با آنها تيرى نيفكنديم و نيزه و شمشيرى بكار نبرديم‏
+
* معاون عملیات نیروی زمینی سپاه از سال 1367 تا 1375
 +
* فرمانده لشکر 3 نیروی مخصوص حمزه سیدالشهدا از سال 1375 تا 1380
 +
* فرماندهی قرارگاه نجف اشرف و لشکر ۴ بعثت از سال 1380 تا 1382
 +
* فرمانده دانشکده علوم و فنون پیاده از سال ۱۳۸۴–۱۳۸۲
 +
* ریاست اداره عملیات ستاد کل نیروهای مسلح از سال 1384 تا 1391
 +
* معاونت عملیات ستاد کل نیروهای مسلح از سال 1391 تا 1395
 +
* معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء از سال ۱۴۰۴–۱۳۹۵
 +
* فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء سال ۱۴۰۴ <ref>[https://defapress.ir تگ: سردار شادمانی، خبرگزاری دفاع مقدس.]</ref>
  
دمع السجوم ترجمه نفس المهموم ،ص:196
+
==نظرات سیاسی، دفاعی==
 +
* انقلاب اسلامی با استکبار سر سازش ندارد و برای تحقق اهدافش بسیار قاطع است. «تهدید در برابر تهدید» یعنی نه گفتن به تسلیم شدن. قرار نیست ما در برابر دشمن تسلیم شویم.
 +
* تمایل اصلی ما، «بومی سازی محصولات دفاعی» است.
 +
* حتی از شنیدن و مطرح شدن بازدید از مراکز نظامی متنفریم، قدرت غربی‌ها اصلا نزد ما پشیزی نیست که بخواهند مجموعه پادگان‌های نظامی ما را ببینند. چون در سینه ما یک غضب مقدس به جهت ماهیتی که از آنها سراغ داریم، است.
 +
* آشکارا اعلام می‌کنیم که از مقاومت [[یمن]] مثل [[فلسطین]]، [[لبنان]]، عراق و [[افغانستان]] حمایت کرده و به آنها کمک خواهیم کرد.
 +
* گاهی اغماض، سهل‌انگاری و کم توجهی شده و نوع نگاه‌ها با هم متفاوت است اما باید به دشمن یک نگاه همگانی داشته باشیم. با او دست ندهیم، نخندیم، باج ندهیم. در این صورت این اتفاق‌ها نمی‌افتد ولی اگر به دنبال دوست شدن با دشمن باشیم تا دنیا به این واسطه ما را قبول کند، اینها قابل قبول نیست.<ref>[https://www.entekhab.ir/000qDm شادمانی: «سپاه» جبهه مقاومت را مدیریت می‌کند، پایگاه خبری تحلیلی انتخاب، ۵ ارديبهشت ۱۳۹۴.]</ref>
  
و ندانيم چه كردند. نه قسم به خدا چنين نكنيم و ليكن به مال و جان و اهل مواسات كنيم و اينها را در راه تو دربازيم و كار زار كنيم و هر جاى تو روى ما با تو رويم زشت باد زندگى پس از تو.
+
==شهادت==
 +
سردار سرلشکر شهید شادمانی تنها چهار روز پس از انتصاب به عنوان فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء صلی الله علیه و آله،  در ۲۷ خرداد ۱۴۰۴ بر اثر اصابت موشک رزیم صهیونیستی زخمی شده و در تاریخ ۴ تير ۱۴۰۴ به شهادت رسید.<ref>[https://isna.ir/xdTFpf سردار شادمانی به شهادت رسید، خبرگزاری ایسنا، ۴ تير ۱۴۰۴.]</ref> سردار نجات، جانشین قرارگاه امنیتی ثارالله در جواب خبرنگاری پیرامون نحوه شهادت ایشان، گفت: شهید شادمانی اصلاً در [[تهران]] تعقیب و گریز نشد. ایشان از یک مقر به مقر دیگر منتقل شده بودند و از طریق همین جمع‌آوری‌های فنی شناسایی و ترور شدند. مقر ایشان با موشک هدف قرار گرفت؛ موشک هواپایه، که یا از هواپیما یا از پهپاد شلیک شده بود.<ref>[https://hamshahrionline.ir/xbDGJ روایت تازه مقام نظامی عالی رتبه از نحوه شهادت سردار شادمانی، همشهری آنلاین، ۱۴ بهمن ۱۴۰۴.]</ref>
  
و مسلم بن عوسجه (رض) برخاست و گفت: آيا ما دست از تو برداريم نزد خداوند در اداى حق تو بهانه ما چه باشد به خدا سوگند اين نيزه را در سينه آنها فرو برم و به اين شمشير تا دسته آن در دست من است بر آنها بزنم و اگر سلاح نداشته باشم سنگ بر آنها افكنم قسم به خدا ما تو را رها نمى‏كنيم تا خدا بداند پاس حرمت رسول را در غيبت او داشتيم درباره تو و اللّه اگر من دانستم كه كشته مى‏شوم باز زنده مى‏شوم باز سوخته مى‏شوم باز زنده مى‏شوم باز كوبيده و پراكنده مى‏شود و هفتاد بار با من اين كار كنند باز از تو جدا نمى‏شدم تا نزد تو مرگ را دريابم پس چگونه اين كار را نكنم كه كشتن يك بار است پس از آن كرامتى كه هرگز به پايان نرسد.
+
پیکر شهید شادمانی پس از تشییع در تهران، از میدان شهدای همدان به‌سمت گلزار شهدای آن شهر، منتقل شده و در جوار سرلشگر شهید حاج حسین همدانی و هم رزمان شهید خود آرام گرفت. <ref>[https://mehrnews.com/x38nsc پیکر شهید شادمانی در کنار شهید حسین همدانی، خبرگزاری مهر، ۵ تير ۱۴۰۴.]</ref>
 +
پس از شهادت او در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۴ش، علی عبداللهی، با حضور در منزل علی شادمانی، درجه سِپَهبُدی او را به خانواده‌اش تقدیم کرد.<ref>[https://snn.ir/005YZq اعطای درجه سپهبدی از سوی رهبر انقلاب به شهید شادمانی، خبرگزاری دانشجو، ۷ آبان ۱۴۰۴.]</ref>
  
و زهير بن القين برخاست و گفت: دوست دارم كشته شوم باز زنده شوم باز كشته شوم و همچنين هزار بار و خداوند كشتن را از تو و اين جوانان اهل بيت تو بازگرداند.
+
==پانویس==
 +
{{پانویس}}
  
و جماعتى از اصحاب سخن گفتند همه در يك معنى و مانند يكديگر. (طبرى) گفتند:
+
[[رده:فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]]
سوگند به خداى كه از تو جدا نمى‏شويم و ليكن جان ما فداى جان تو است با گلوگاه و پيشانى و دست تو را نگاهدارى مى‏كنيم وقتى ما كشته شديم آنچه بر ما بوده است وفا كرده‏ايم و انجام داده.
+
[[رده:سرداران شهید سپاه پاسداران]]
 
 
==آوردن آب==
 
دمع السجوم ترجمه نفس المهموم ،ص:198
 
در امالى صدوق از حضرت صادق عليه السّلام پس از نقل گفتگوى حسين عليه السّلام با ياران خود روايت كرده است كه: آن حضرت بفرمود بر گرد لشكر خود گودالى مانند خندق كندند و بفرمود تا از هيمه بيا كندند و على فرزند خود را بفرستاد با سى سوار و بيست پياده تا آب آوردند و سخت ترسان بودند و حسين عليه السّلام اين ابيات مى‏گفت:
 
يا دهر افّ لك من خليل (الابيات).
 
آنگاه با اصحاب فرمود: برخيزيد و آب بنوشيد كه آخرين توشه شماست و وضو بسازيد و غسل كنيد و جامه‏هاى خود را بشوييد تا كفن شما باشد.
 
و ابو حنيفه دينورى گويد: حسين عليه السّلام اصحاب را بفرمود تا سراپرده‏ها را نزديك هم بزنند و خود در جلو خيمه‏هاى زنان باشند و در پشت گودالى كندند و هيزم و نى فراوان آوردند و آتش زدند تا لشكر از پشت به خيمه نتازند.
 
 
 
==سخن گفتن امام حسین علیه السلام با حضرت زینب==
 
على بن الحسين عليه السّلام گفت: آن شب كه پدرم فرداى آن كشته شد نشسته بودم و عمّه‏ام زينب پرستارى من مى‏كرد ناگاه پدرم برخاست و در خيمه ديگر رفت و حوىّ [1] (به فتح حاء مهمله‏
 
______________________________
 
[1] در تاريخ طبرى، ابن اثير و كامل بهائى مسطور است كه: وى در اصلاح شمشير و آلات حرب بصيرت داشت.
 
و در مقاتل الطالبيين از على بن الحسين عليه السّلام روايت است كه: من با پدرم آن شب نشسته بودم و بيمار بودم و پدرم تيرها را اصلاح مى‏كرد و چون مولاى ابى ذكر غفّارى پيش روى او بود.
 
دمع السجوم ترجمه نفس المهموم ،ص:199
 
و ياء مشدّده بر وزن سرى بضبط مؤلف و بضمّ حاء و فتح واو بضبط تاريخ طبرى) مولاى ابى ذر غفّارى نزد او بود و شمشير او را اصلاح مى‏كرد و پدر من مى‏گفت:
 
يا دهر افّ لك من خليل‏ كم لك بالاشراق و الأصيل‏
 
من صاحب و طالب قتيل‏ و الدّهر لا يقنع بالبديل‏
 
و انّما الامر الى الجليل‏ و كلّ حىّ سالك سبيلى‏
 
 
 
يعنى: اى روزگار افّ بر تو باد كه بد دوستى، چه بسيار در بامداد و شام يار خود و طالب حق را كشته‏اى روزگار به دل قبول نمى‏كند، كار واگذارده به خداوند بزرگ است و هر زنده بر اين راه كه من روم رفتنى است.
 
(1) دو بار يا سه بار اين ابيات را تكرار كرد تا من مقصود وى را دريافتم پس گريه گلوى مرا بگرفت و بازگردانيدم و سكوت كردم و دانستم بلا فرود آمد و اما عمّه‏ام زينب آنچه من شنيدم بشنيد و رقّت قلب و زارى كردن شأن زنان است خوددارى نتوانست برجست با سر برهنه و دامن‏كشان رفت تا نزد پدرم و گفت:
 
«وا ثكلاه ليت الموت اعدمنى الحيوة اليوم ماتت امّى فاطمة و ابى علىّ و اخى الحسن عليهم السّلام يا خليفة الماضين و ثمال الباقين».
 
يعنى: واى از اين مصيبت كاش مرگ آمده و زندگانى مرا نابود كرده بود امروز مادرم فاطمه و پدرم على و برادرم حسن- عليهم السّلام- از دنيا رفتند اى جانشين گذشتگان و پناه بازماندگان.
 
پس حسين عليه السّلام سوى او نگريست و گفت: يا أخيّة لا يذهبنّ حلمك الشّيطان»: اى خواهرك من بردبارى تو را شيطان نبرد. و اشك در دو چشمش بگرديد و گفت: «لو ترك القطا لنام»: اگر مرغ سنگخوار را به حال خود بگذارند مى‏خوابد (قطا مرغى است كه نام او به فارسى اسفرود است و به تركى با قرقره و معروف به سنگ خوار است براى آنكه در سنگستانها بسيار مى‏باشد نه آنكه راستى سنگ خورد).
 
پس عمّه‏ام گفت: «يا ويلتاه أ فتغتصب نفسك اغتصابا فذاك اقرح لقلبى و اشدّ على نفسى».
 
يعنى: آيا تو را به ستم مى‏گيرند و اين دل مرا بيشتر خسته و آزرده كند و بر جان من سخت دشوار و گران است.
 
(2) آنگاه سيلى بر روى خود زد و گريبان چاك كرد و بيهوش بيفتاد. حسين عليه السّلام برخاست و آب‏
 
______________________________
 
و چون مولاى ابى ذر غفارى پيش روى او بود.
 
دمع السجوم ترجمه نفس المهموم ،ص:200
 
بر روى او ريخت (تا بهوش بازآمد) و با او گفت: «يا اختاه اتّقى اللّه و تعزّى بعزاء اللّه و اعلمى انّ اهل الارض يموتون و انّ اهل السّماء لا يبقون و انّ كلّ شى‏ء هالك الّا وجه اللّه الّذى خلق الخلق بقدرته و يبعث الخلق و يعودون و هو فزد وحده (جدّى خير منّى خ) ابى خير منّى و امّى خير منّى و اخى خير منّى (ولى خ) و لكلّ مسلم برسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اسوة» (1) يعنى: اى خواهر از خداى بترس و به شكيبايى از جانب خداى تسلّى جوى و بدان كه اهل زمين مى‏ميرند و اهل آسمانها نمى‏مانند و هر چيز فانى شود مگر وجه اللّه، همان خدايى كه خلق را به قدرت خود آفريد و باز آنها را برانگيزاند و بازگرداند و خدا خود تنهاست، جدّ من به از من بود و پدرم به از من و مادرم و برادرم بهتر از من بودند و من و هر مسلمانى را بايد به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تأسّى جستن و به امثال اين سخنان او را تسليت داد و با او گفت:
 
 
 
«يا أخيّة انّى اقسمت عليك فابرّى قسمى لا تشقّى علىّ حبيبا و لا تخمشى علىّ وجها و لا تدعى علىّ بالويل و الثّبور اذا انا هلكت».
 
اى خواهرك من تو را سوگند مى‏دهم سوگند مرا راست گردان گريبان بر من مدر و روى نخراش و چون من هلاك شوم زارى و شيون بر من بلند مكن.
 
مترجم گويد: اين مكالمات را عينا به زبان عربى آوردم و به ترجمه قناعت نكردم از غايت بلاغت كه در اين سخنان بود شايد خواننده در آن نكته‏اى بيند كه ما در نيافته باشيم و همه نكات سخنان بليغ را در ترجمه نتوان آورد.
 
آنگاه زينب را نزد من آورد و بنشانيد و نزد اصحاب رفت و بفرمود تا خيمه‏ها را نزديك يكديگر زدند و ريسمانها در هم افكند و فرمود كه خود در ميان چادرها باشند و از يك سوى با دشمن روبرو شوند و خيمه‏ها در پشت سر و بر جانب دست راست و دست چپ آنان باشد و از هر سوى سراپرده‏هاى آنان را در ميان گرفته باشد مگر از همان جانب كه دشمن روى بديشان دارد.
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۱۵

سردار سپهبد شهید علی شادمانی (۱۳۳۵ - ۱۴۰۴ ش) فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله بود. وی در دوران دفاع مقدس فرماندهی لشکر ۳۲ انصار الحسین را بر عهده داشت. پس از جنگ ایران و عراق، فرماندهی لشکر بعثت ، معاونی عملیات نیروی زمینی سپاه، فرماندهی لشکر ۳ نیروی مخصوص حمزه سید الشهداء، فرماندهی قرارگاه نجف اشرف، ریاست اداره عملیات ستاد کل نیرو‌های مسلح و معاونی عملیات ستاد کل نیرو‌های مسلح، از سمت های شاخص ایشان است. در ۲۳ خرداد سال ۱۴۰۴، پس از ترور «شهید غلامعلی رشید» توسط رژیم صهیونیستی با حکم فرمانده معظم کل قوا، به فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء منصوب و در ۴ تیر سال ۱۴۰۴شمسی به شهادت رسید.

سپهبد شهید علی شادمانی

زندگی‌نامه

علی شادمانی در ۱۳۳۵ در روستای حیران همدان و در خانواده ای مذهبی متولد شد.[۱] وی پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در لشکر 64 مشغول به خدمت زیر پرچم شد.[۲] وی در سال ۱۳۵۸ به سپاه پاسداران پیوست و تا سال ۱۳۸۴ در رده‌های مختلف سپاه پاسداران مشغول به خدمت بود. از این تاریخ تا پایان عمر، در ستاد کل نیروهای مسلح سمت های مختلفی داشت و در نهایت در حالی که فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء بود توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.

شهید شادمانی در دفاع مقدس

شادمانی در سال ۱۳۵۸ به سپاه پاسداران پیوست. او با فرمان امام خمینی مبنی بر آزادسازی شهر پاوه از دست عناصر ضدانقلاب، به این منطقه رفت و پس از آن در سنندج، سقز و مهاباد به مدت تقریبا 6 ماه مشغول خدمت شد.[۳] سپس به همدان برگشت و به مدت 6 ماه مسئولیت آموزش سپاه این استان را برعهده گرفت و2 ماه قبل از آغاز جنگ، وقتی مرزهای غربی کشور با تهدید روبرو شد، به قصر شیرین رفت.

مطابق با اظهار محمدعلی نوری‌نژاد، همرزم شهید علی شادمانی ایشان نقش کلیدی در خنثی‌سازی کودتای نوژه در سال ۵۹ داشتند. [۴]

از نخستین کارهای میدانی ایشان، یکی از عملیات‌های ایذایی بود که در شهریور ۵۹ در منطقه مهران صورت گرفت. در آن زمان قصر شیرین سقوط کرده بود و دشمن تا نزدیکی سرپل‌ذهاب آمده و مهران تحت اشغال نیروهای بعثی بود. هدف از عملیات، فریب دشمن و فراهم‌سازی مقدمات عملیات بزرگ بیت‌المقدس در خوزستان بود. در آن عملیات، شهید شادمانی به عنوان فرمانده عملیات در آن منطقه حضور داشت. در عملیات والفجر دو، در منطقه حاج عمران عراق ایشان در قرارگاه تاکتیکی زیر ارتفاعات «کدو» که در مسیر کله‌اسبی قرار داشت، مستقر شده بودند و مدیریت عملیات آن منطقه را برعهده داشتند. در آن مقطع، به‌دلیل مجروحیت برخی فرماندهان از جمله حاج آقا همدانی بار مسئولیت‌ها بر دوش سردار شادمانی افتاد.[۵]

فرماندهی لشکر انصارالحسین (علیه السلام)

در سال 60، شهید در منطقه یک یگان رزمی تشکیل داده بود . بمرور با همت فرماندهان این عرصه، تیپ رزمی و سپس لشکر انصارالحسین (علیه السلام) شکل گرفت. [۶] شهید بعد از فرماندهی سپاه پاوه، در میانه عملیات کربلای ۵، فرمانده لشکر ۳۲ انصارالحسین (۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷) شدند و ایشان بلافاصله توانست تحرک چشمگیری ایجاد کند به طوری که لشکر انصارالحسین (علیه السلام) همزمان در جنوب در منطقه شلمچه خط عملیاتی داشت و هم در شمال غرب کشور در عملیات نصر ۴ و ماووت عراق شرکت کرد. این عملیات که در تاریخ ۳۱ خرداد ماه ۱۳۶۶ در منطقه ماووت عراق صورت گرفت در واقع ادامه عملیات کربلای ۱۰ بود که با طراحی و فرماندهی سپاه در ۴ محور به اجرا گذاشته شد.[۷]

شهید شادمانی پس از دفاع مقدس

در سال ۱۳۶۸ شمسی، وی در دوره دافوس ارتش شرکت کرد و در میان ۷۰ نفر از ارتش و ۶ نفر از سپاه، به عنوان نابغه معرفی شد. [۸]

پس از جنگ ایران و عراق، علی شادمانی در مسئولیت‌های کلان نظامی فعالیت کرد؛ از جمله معاون عملیات نیروی زمینی سپاه، فرمانده لشکر ۳ نیروی مخصوص حمزه سیدالشهدا، فرمانده قرارگاه نجف اشرف، رئیس اداره عملیات ستاد کل نیرو‌های مسلح و معاون عملیات ستاد کل نیرو‌های مسلح بود. او پیش از شهادت، معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء بود و پس از شهادت سپهبد غلامعلی رشید در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، با حکم مقام معظم رهبری، فرماندهی این قرارگاه را بر عهده گرفت. در بخشی از این حکم آمده بود: «امید است با اتکال به خداوند متعال، همت بلند و انگیزه انقلابی، در انجام مأموریت‌های خطیر قرارگاه در هماهنگی نیروهای مسلح و تحقق راهبردهای کلان کشور موفق باشید.». [۹]

سمت ها

  • معاون عملیات نیروی زمینی سپاه از سال 1367 تا 1375
  • فرمانده لشکر 3 نیروی مخصوص حمزه سیدالشهدا از سال 1375 تا 1380
  • فرماندهی قرارگاه نجف اشرف و لشکر ۴ بعثت از سال 1380 تا 1382
  • فرمانده دانشکده علوم و فنون پیاده از سال ۱۳۸۴–۱۳۸۲
  • ریاست اداره عملیات ستاد کل نیروهای مسلح از سال 1384 تا 1391
  • معاونت عملیات ستاد کل نیروهای مسلح از سال 1391 تا 1395
  • معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء از سال ۱۴۰۴–۱۳۹۵
  • فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء سال ۱۴۰۴ [۱۰]

نظرات سیاسی، دفاعی

  • انقلاب اسلامی با استکبار سر سازش ندارد و برای تحقق اهدافش بسیار قاطع است. «تهدید در برابر تهدید» یعنی نه گفتن به تسلیم شدن. قرار نیست ما در برابر دشمن تسلیم شویم.
  • تمایل اصلی ما، «بومی سازی محصولات دفاعی» است.
  • حتی از شنیدن و مطرح شدن بازدید از مراکز نظامی متنفریم، قدرت غربی‌ها اصلا نزد ما پشیزی نیست که بخواهند مجموعه پادگان‌های نظامی ما را ببینند. چون در سینه ما یک غضب مقدس به جهت ماهیتی که از آنها سراغ داریم، است.
  • آشکارا اعلام می‌کنیم که از مقاومت یمن مثل فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان حمایت کرده و به آنها کمک خواهیم کرد.
  • گاهی اغماض، سهل‌انگاری و کم توجهی شده و نوع نگاه‌ها با هم متفاوت است اما باید به دشمن یک نگاه همگانی داشته باشیم. با او دست ندهیم، نخندیم، باج ندهیم. در این صورت این اتفاق‌ها نمی‌افتد ولی اگر به دنبال دوست شدن با دشمن باشیم تا دنیا به این واسطه ما را قبول کند، اینها قابل قبول نیست.[۱۱]

شهادت

سردار سرلشکر شهید شادمانی تنها چهار روز پس از انتصاب به عنوان فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء صلی الله علیه و آله، در ۲۷ خرداد ۱۴۰۴ بر اثر اصابت موشک رزیم صهیونیستی زخمی شده و در تاریخ ۴ تير ۱۴۰۴ به شهادت رسید.[۱۲] سردار نجات، جانشین قرارگاه امنیتی ثارالله در جواب خبرنگاری پیرامون نحوه شهادت ایشان، گفت: شهید شادمانی اصلاً در تهران تعقیب و گریز نشد. ایشان از یک مقر به مقر دیگر منتقل شده بودند و از طریق همین جمع‌آوری‌های فنی شناسایی و ترور شدند. مقر ایشان با موشک هدف قرار گرفت؛ موشک هواپایه، که یا از هواپیما یا از پهپاد شلیک شده بود.[۱۳]

پیکر شهید شادمانی پس از تشییع در تهران، از میدان شهدای همدان به‌سمت گلزار شهدای آن شهر، منتقل شده و در جوار سرلشگر شهید حاج حسین همدانی و هم رزمان شهید خود آرام گرفت. [۱۴] پس از شهادت او در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۴ش، علی عبداللهی، با حضور در منزل علی شادمانی، درجه سِپَهبُدی او را به خانواده‌اش تقدیم کرد.[۱۵]

پانویس

  1. درباره سرلشکر علی شادمانی چه می دانید!؟، سایت خبری تحلیلی نو اندیش، ۷ تير ۱۴۰۴.
  2. شهید «علی شادمانی»؛ فرمانده راهبردی جنگ، پایگاه اطلاع رسانی نوید شاهد، ۱۱ تير ۱۴۰۴.
  3. شادمانی: «سپاه» جبهه مقاومت را مدیریت می‌کند، پایگاه خبری تحلیلی انتخاب، ۵ ارديبهشت ۱۳۹۴.
  4. سردار شادمانی در خنثی‌سازی کودتای نوژه نقش کلیدی داشت، خبرگزاری مهر، ۸ تير ۱۴۰۴.
  5. شهید «علی شادمانی»؛ فرمانده راهبردی جنگ، پایگاه اطلاع رسانی نوید شاهد، ۱۱ تير ۱۴۰۴.
  6. مصاحبه خبر گزاری بسیج با سردار طلایی نیک در مورد شهید شادمانی، ۹ تير ۱۴۰۴.
  7. فرماندهی که با امکانات کم، کارهای زیادی کرد، خبرگزاری دفاع مقدس، ۱۳ تير ۱۴۰۴.
  8. شهید شادمانی، فرمانده‌ای نابغه در طراحی پدافندهای دفاعی، خبرگزاری فارس، ۸ مرداد ۱۴۰۴.
  9. سرلشکر «علی شادمانی» فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء شد، خبرگزاری جمهوری اسلامی، ۲۳ خرداد ۱۴۰۴.
  10. تگ: سردار شادمانی، خبرگزاری دفاع مقدس.
  11. شادمانی: «سپاه» جبهه مقاومت را مدیریت می‌کند، پایگاه خبری تحلیلی انتخاب، ۵ ارديبهشت ۱۳۹۴.
  12. سردار شادمانی به شهادت رسید، خبرگزاری ایسنا، ۴ تير ۱۴۰۴.
  13. روایت تازه مقام نظامی عالی رتبه از نحوه شهادت سردار شادمانی، همشهری آنلاین، ۱۴ بهمن ۱۴۰۴.
  14. پیکر شهید شادمانی در کنار شهید حسین همدانی، خبرگزاری مهر، ۵ تير ۱۴۰۴.
  15. اعطای درجه سپهبدی از سوی رهبر انقلاب به شهید شادمانی، خبرگزاری دانشجو، ۷ آبان ۱۴۰۴.
مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه