تست:معنی کلمات آیه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
  
 
<tafsir sura="1" ayeh="1" />
 
<tafsir sura="1" ayeh="1" />
 
  
  

نسخهٔ ‏۷ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۳۸

تفسیر نور (محسن قرائتی)

«1» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

به نام خداوند بخشنده‌ى مهربان.

نکته ها

در ميان اقوام و ملل مختلف، رسم است كه كارهاى مهم و با ارزش را به نام بزرگى از بزرگان خويش كه مورد احترام و علاقه‌ى آنهاست، شروع مى‌كنند تا آن كار ميمون و مبارك گردد و به انجام رسد. البتّه آنان بر اساس اعتقادات صحيح يا فاسد خويش عمل مى‌كنند.

گاهى به نام بت‌ها وطاغوت‌ها وگاهى با نام خدا و به دست اولياى خدا، كار را شروع مى‌كنند.

چنانكه در جنگ خندق، اوّلين كلنگ را رسول خدا صلى الله عليه و آله بر زمين زد. «1»

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» سر آغاز كتاب الهى است. «بِسْمِ اللَّهِ» نه تنها در ابتداى قرآن، بلكه در آغاز تمام كتاب‌هاى آسمانى بوده است. در سر لوحه‌ى كار و عمل همه‌ى انبيا «بِسْمِ اللَّهِ» قرار داشت. وقتى كشتى حضرت نوح در ميان امواج طوفان به راه افتاد، نوح عليه السلام به ياران خود گفت: سوار شويد كه‌ «بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها» «2» يعنى حركت و توقّف اين كشتى با نام خداست. حضرت سليمان عليه السلام نيز وقتى ملكه سبا را به ايمان فراخواند، دعوتنامه خود را با جمله‌ى‌ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» «3» آغاز نمود.

حضرت على عليه السلام فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ»، مايه بركت كارها و ترك آن موجب نافرجامى است.

همچنين آن حضرت به شخصى كه جمله‌ى «بسم اللَّه» را مى‌نوشت، فرمود: «جودها» آنرا نيكو بنويس. «4»

بر زبان آوردن‌ «بِسْمِ اللَّهِ» در شروع هر كارى سفارش شده است؛ در خوردن و خوابيدن‌

«1». بحار، ج 20 ص 218.

«2». هود، 41.

«3». نمل، 30.

«4». كنزالعمّال، ح 29558.

جلد 1 - صفحه 23

ونوشتن، سوارشدن بر مركب ومسافرت وبسيارى كارهاى ديگر. حتّى اگر حيوانى بدون نام خدا ذبح شود، مصرف گوشت آن حرام است و اين رمز آن است كه خوراك انسان‌هاى هدف‌دار و موحّد نيز بايد جهت الهى داشته باشد.

در حديث مى‌خوانيم: «بِسْمِ اللَّهِ» را فراموش نكن، حتّى در نوشتن يك بيت شعر. و رواياتى در پاداش كسى كه اوّلين بار «بسم اللَّه» را به كودك ياد بدهد، وارد شده است. «1»

سؤال: چرا در شروع هر كارى‌ «بِسْمِ اللَّهِ» سفارش شده است؟

پاسخ: «بِسْمِ اللَّهِ»* آرم ونشانه‌ى مسلمانى است وبايد همه كارهاى او رنگ الهى داشته باشد.

همان گونه كه محصولات و كالاهاى ساخت يك كارخانه، آرم و علامت آن كارخانه را دارد؛ خواه به صورت جزيى باشد يا كلّى. مثلًا يك كارخانه چينى سازى، علامت خود را روى تمام ظروف مى‌زند، خواه ظرف‌هاى بزرگ باشد يا ظرف‌هاى كوچك. يا اينكه پرچم هر كشورى هم بر فراز ادارات و مدارس و پادگان‌هاى آن كشور است و هم بر فراز كشتى‌هاى آن كشور در درياها، و هم بر روى ميز ادارى كارمندان.

سؤال: آيا «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» آيه‌اى مستقل است؟

پاسخ: به اعتقاد اهل‌بيت رسول اللّه عليهم السلام كه صد سال سابقه بر ساير رهبران فقهى مذاهب دارند و در راه خدا به شهادت رسيده و در قرآن نيز عصمت و پاكى آنها به صراحت بيان شده است، آيه‌ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» آيه‌اى مستقل و جزء قرآن است. فخر رازى در تفسير خويش شانزده دليل آورده كه «بسم اللَّه» جزء سوره است. آلوسى نيز همين اعتقاد را دارد. در مسند احمد نيز «بسم اللَّه» جزء سوره شمرده شده است. «2» برخى از افراد كه بسم‌اللَّه را جزء سوره ندانسته و يا در نماز آن را ترك كرده‌اند، مورد اعتراض واقع شده‌اند. در مستدرك حاكم آمده است: روزى معاويه در نماز «بسم اللَّه» نگفت، مردم به او اعتراض كردند كه «أ سرقت أم نيست»، آيه را دزديدى يا فراموش كردى؟! «3»

امامان معصوم عليهم السلام اصرار داشتند كه در نماز، بسم‌اللَّه را بلند بگويند. امام باقر عليه السلام در مورد

«1». تفسيربرهان، ج 1، ص 43.

«2». مسند احمد، ج 3، ص 177 و ج 4، ص 85.

«3». مستدرك، ج 3، ص 233.

جلد 1 - صفحه 24

كسانى كه «بسم‌اللَّه» را در نماز نمى‌خواندند و يا جزء سوره نمى‌شمردند، مى‌فرمود: «سرقوا اكرم آية» «1» بهترين آيه قرآن را به سرقت بردند. در سنن بيهقى در ضمن حديثى آمده است: چرا بعضى «بسم‌اللَّه» را جزء سوره قرار نداده‌اند! «2»

شهيد مطهّرى قدس سره در تفسير سوره حمد، ابن عباس، عاصم، كسايى، ابن‌عمر، ابن‌زبير، عطاء، ابن‌طاووس، فخررازى وسيوطى را از جمله كسانى معرّفى مى‌كند كه بسم اللَّه را جزء سوره مى‌دانستند.

در تفسير قرطبى از امام صادق عليه السلام نقل شده است: «بسم‌اللَّه» تاج سوره‌هاست. تنها در آغاز سوره برائت (سوره توبه) «بسم‌اللَّه» نيامده و اين به فرموده حضرت على عليه السلام به خاطر آن است كه «بسم الله» كلمه امان و رحمت است، واعلام برائت از كفّار و مشركان، با اظهار محبّت ورحمت سازگار نيست. «3»

سيماى‌ «بِسْمِ اللَّهِ»

1. «بِسْمِ اللَّهِ» نشانگر رنگ وصبغه‌ى الهى وبيانگر جهت‌گيرى توحيدى ماست. «4»

2. «بِسْمِ اللَّهِ» رمز توحيد است وذكر نام ديگران به جاى آن رمز كفر، و قرين كردن نام خدا بانام ديگران، نشانه‌ى شرك. نه در كنار نام خدا، نام ديگرى را ببريم ونه به جاى نام او. «5»

3. «بِسْمِ اللَّهِ» رمز بقا ودوام است. زيرا هرچه رنگ خدايى نداشته باشد، فانى است. «6»

4. «بِسْمِ اللَّهِ» رمز عشق به خدا وتوكّل به اوست. به كسى‌كه رحمان و رحيم است عشق مى‌ورزيم و كارمان را با توكّل به او آغاز مى‌كنيم، كه بردن نام او سبب جلب رحمت است.

5. «بسم‌اللَّه» رمز خروج از تكبّر و اظهار عجز به درگاه الهى است.

6. «بسم‌اللَّه» گام اوّل در مسير بندگى و عبوديّت است.

«1». بحار، ج 85، ص 20.

«2». سنن بيهقى، ج 2، ص 50.

«3». تفسير مجمع‌البيان و فخررازى.

«4». امام رضا عليه السلام مى‌فرمايد: بسم‌اللَّه يعنى نشان بندگى خدا را بر خود مى‌نهم. تفسير نورالثقلين.

«5». نه فقط ذات او، بلكه نام او نيز از هر شريكى منزّه است؛ «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى» حتّى شروع كردن كار به نام خدا و محمد صلى الله عليه و آله ممنوع است. اثبات‌الهداة، ج 7، ص 482.

«6». «كُلُّ شَيْ‌ءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ» قصص، 88.

جلد 1 - صفحه 25

7. «بسم‌اللَّه» مايه فرار شيطان است. كسى كه خدا را همراه داشت، شيطان در او مؤثّر نمى‌افتد.

8. «بسم‌اللَّه» عامل قداست يافتن كارها و بيمه كردن آنهاست.

9. «بسم‌اللَّه» ذكر خداست، يعنى خدايا! من تو را فراموش نكرده‌ام.

10. «بسم‌اللَّه» بيانگر انگيزه ماست، يعنى خدايا هدفم تو هستى نه مردم، نه طاغوت‌ها ونه جلوه‌ها و نه هوس‌ها.

11. امام رضا عليه السلام فرمود: «بسم‌اللَّه» به اسم اعظم الهى، از سياهى چشم به سفيدى آن نزديك‌تر است. «1»

پیام ها

1- «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» در آغاز سوره، رمز آن است كه مطالب سوره، از مبدأ حقّ و مظهر رحمت نازل شده است.

2- «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» در آغاز كتاب آسمانى، يعنى هدايت تنها با استعانت از او محقّق مى‌شود. «2»

3- «بِسْمِ اللَّهِ» كلامى كه سخن خداوند با مردم و سخن مردم با خدا، با آن شروع مى‌شود.

4- رحمت الهى همچون ذات او ابدى و هميشگى است. «اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»

5- بيان رحمت الهى در قالب‌هاى گوناگون، نشانه‌ى اصرار بر رحمت است. (هم قالب «رحمن»، هم قالب «رحيم») «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»

6- شايد آوردن كلمه رحمان و رحيم در آغاز كتاب، نشانه اين باشد كه قرآن جلوه‌اى از رحمت الهى است، همان گونه كه اصل آفرينش و بعثت جلوه‌

«1». تفسير راهنما.

«2». شايد معناى اينكه مى‌گويند: تمام قرآن در سوره حمد، و تمام سوره حمد در بسم‌اللَّه، و تمام بسم‌اللَّه در حرف (باء) خلاصه مى‌شود، اين باشد كه آفرينش هستى و هدايت آن، همه با استمداد از اوست. چنانكه رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز با نام او آغاز گرديد. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ»

جلد 1 - صفحه 26

لطف ورحمت اوست. «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»


تحقیق در کلمات آیه

تجزیه

أَيُّهَا

معنی

این کلمه از ریشه ءيي است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

آمَن

معنی

این کلمه از ریشه ءمن است.

کاربردها در قرآن

" <Subword subentry=""ُو" + ا|کلمه "آمَن

" <Subword subentry=""ُو" + ا" در قرآن]]

تجزیه

تَدَايَن

معنی

این کلمه از ریشه دين است.

کاربردها در قرآن

" <Subword subentry=""ْتُمْ"|کلمه "تَدَايَن

" <Subword subentry=""ْتُمْ"" در قرآن]]

تجزیه

بِ + دَيْنٍ

معنی

این کلمه از ریشه دين است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

أَجَلٍ

معنی

این کلمه از ریشه ءجل است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

مُسَمًّى

معنی

این کلمه از ریشه سمو است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

فَ + اُكْتُب

معنی

این کلمه از ریشه كتب است.

کاربردها در قرآن

" <Subword subentry=""ُو" + هُ|کلمه "اُكْتُب

" <Subword subentry=""ُو" + هُ" در قرآن]]

تجزیه

ل + يَكْتُبْ

معنی

این کلمه از ریشه كتب است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

بَيْنَ

معنی

این کلمه از ریشه بين است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

كَاتِبٌ

معنی

این کلمه از ریشه كتب است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

بِ + الْ + عَدْلِ

معنی

این کلمه از ریشه عدل است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

يَأْبَ

معنی

این کلمه از ریشه ءبي است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

كَاتِبٌ

معنی

این کلمه از ریشه كتب است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

يَكْتُبَ

معنی

این کلمه از ریشه كتب است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

عَلَّمَ

معنی

این کلمه از ریشه علم است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

اللَّهُ

معنی

این کلمه از ریشه ءله است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

فَ + لْ + يَكْتُبْ

معنی

این کلمه از ریشه كتب است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

لِ + يُمْلِلْ

معنی

این کلمه از ریشه ملل است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

الْ + حَقُّ

معنی

این کلمه از ریشه حقق است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

لْ + يَتَّقِ

معنی

این کلمه از ریشه وقي است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

اللَّهَ

معنی

این کلمه از ریشه ءله است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

رَبَّ

معنی

این کلمه از ریشه ربب است.

کاربردها در قرآن

تجزیه

يَبْخَسْ

معنی

این کلمه از ریشه بخس است.

کاربردها در قرآن

شکل دوم

  • أَيُّهَا=أَيُّهَا -->از ریشه ءيي (معنی)
  • آمَنُوا=آمَن -->از ریشه ءمن (معنی)
  • تَدَايَنْتُمْ=تَدَايَن -->از ریشه دين (معنی)
  • بِدَيْنٍ=بِ + دَيْنٍ -->از ریشه دين (معنی)
  • أَجَلٍ=أَجَلٍ -->از ریشه ءجل (معنی)
  • مُسَمًّى=مُسَمًّى -->از ریشه سمو (معنی)
  • فَاكْتُبُوهُ=فَ + اُكْتُب -->از ریشه كتب (معنی)
  • لْيَكْتُبْ=ل + يَكْتُبْ -->از ریشه كتب (معنی)
  • بَيْنَكُمْ=بَيْنَ -->از ریشه بين (معنی)
  • كَاتِبٌ=كَاتِبٌ -->از ریشه كتب (معنی)
  • بِالْعَدْلِ=بِ + الْ + عَدْلِ -->از ریشه عدل (معنی)
  • يَأْبَ=يَأْبَ -->از ریشه ءبي (معنی)
  • كَاتِبٌ=كَاتِبٌ -->از ریشه كتب (معنی)
  • يَكْتُبَ=يَكْتُبَ -->از ریشه كتب (معنی)
  • عَلَّمَهُ=عَلَّمَ -->از ریشه علم (معنی)
  • اللَّهُ=اللَّهُ -->از ریشه ءله (معنی)
  • فَلْيَكْتُبْ=فَ + لْ + يَكْتُبْ -->از ریشه كتب (معنی)
  • لْيُمْلِلِ=لِ + يُمْلِلْ -->از ریشه ملل (معنی)
  • الْحَقُّ=الْ + حَقُّ -->از ریشه حقق (معنی)
  • لْيَتَّقِ=لْ + يَتَّقِ -->از ریشه وقي (معنی)
  • اللَّهَ=اللَّهَ -->از ریشه ءله (معنی)
  • رَبَّهُ=رَبَّ -->از ریشه ربب (معنی)
  • يَبْخَسْ=يَبْخَسْ -->از ریشه بخس (معنی)
  • شَيْئًا=شَيْئًا -->از ریشه شيء (معنی)
  • كَانَ=كَانَ -->از ریشه كون (معنی)
  • الْحَقُّ=الْ + حَقُّ -->از ریشه حقق (معنی)
  • سَفِيهًا=سَفِيهًا -->از ریشه سفه (معنی)
  • ضَعِيفًا=ضَعِيفًا -->از ریشه ضعف (معنی)
  • يَسْتَطِيعُ=يَسْتَطِيعُ -->از ریشه طوع (معنی)
  • يُمِلَّ=يُمِلَّ -->از ریشه ملل (معنی)
  • فَلْيُمْلِلْ=فَ + لْ + يُمْلِلْ -->از ریشه ملل (معنی)
  • وَلِيُّهُ=وَلِيُّ -->از ریشه ولي (معنی)
  • بِالْعَدْلِ=بِ + الْ + عَدْلِ -->از ریشه عدل (معنی)
  • اسْتَشْهِدُوا=اِسْتَشْهِد -->از ریشه شهد (معنی)
  • شَهِيدَيْنِ=شَهِيدَيْنِ -->از ریشه شهد (معنی)
  • رِجَالِكُمْ=رِجَالِ -->از ریشه رجل (معنی)
  • يَكُونَا=يَكُون -->از ریشه كون (معنی)
  • رَجُلَيْنِ=رَجُلَيْنِ -->از ریشه رجل (معنی)
  • فَرَجُلٌ=فَ + رَجُلٌ -->از ریشه رجل (معنی)
  • امْرَأَتَانِ=إِمْرَأَتَانِ -->از ریشه مرء (معنی)
  • تَرْضَوْنَ=تَرْض -->از ریشه رضو (معنی)
  • الشُّهَدَاءِ=الْ + شُهَدَاءِ -->از ریشه شهد (معنی)
  • تَضِلَّ=تَضِلَّ -->از ریشه ضلل (معنی)
  • إِحْدَاهُمَا=إِحْدَی -->از ریشه وحد (معنی)
  • فَتُذَكِّرَ=فَ + تُذَكِّرَ -->از ریشه ذكر (معنی)
  • إِحْدَاهُمَا=إِحْدَی -->از ریشه وحد (معنی)
  • الْأُخْرَىٰ=الْ + أُخْرَى -->از ریشه ءخر (معنی)
  • يَأْبَ=يَأْبَ -->از ریشه ءبي (معنی)
  • الشُّهَدَاءُ=الْ + شُهَدَاءُ -->از ریشه شهد (معنی)
  • دُعُوا=دُع -->از ریشه دعو (معنی)
  • تَسْأَمُوا=تَسْأَم -->از ریشه سءم (معنی)
  • تَكْتُبُوهُ=تَكْتُب -->از ریشه كتب (معنی)
  • صَغِيرًا=صَغِيرًا -->از ریشه صغر (معنی)
  • كَبِيرًا=كَبِيرًا -->از ریشه كبر (معنی)
  • أَجَلِهِ=أَجَلِ -->از ریشه ءجل (معنی)
  • ذَلِكُمْ=ذَلِكُمْ
  • أَقْسَطُ=أَقْسَطُ -->از ریشه قسط (معنی)
  • عِنْدَ=عِنْدَ -->از ریشه عند (معنی)
  • اللَّهِ=اللَّهِ -->از ریشه ءله (معنی)
  • أَقْوَمُ=أَقْوَمُ -->از ریشه قوم (معنی)
  • لِلشَّهَادَةِ=لِ + الْ + شَهَادَةِ -->از ریشه شهد (معنی)
  • أَدْنَىٰ=أَدْنَى -->از ریشه دنو (معنی)
  • تَرْتَابُوا=تَرْتَاب -->از ریشه ريب (معنی)
  • تَكُونَ=تَكُونَ -->از ریشه كون (معنی)
  • تِجَارَةً=تِجَارَةً -->از ریشه تجر (معنی)
  • حَاضِرَةً=حَاضِرَةً -->از ریشه حضر (معنی)
  • تُدِيرُونَهَا=تُدِير -->از ریشه دور (معنی)
  • بَيْنَكُمْ=بَيْنَ -->از ریشه بين (معنی)
  • فَلَيْسَ=فَ + لَيْسَ -->از ریشه ليس (معنی)
  • جُنَاحٌ=جُنَاحٌ -->از ریشه جنح (معنی)
  • تَكْتُبُوهَا=تَكْتُب -->از ریشه كتب (معنی)
  • أَشْهِدُوا=أَشْهِد -->از ریشه شهد (معنی)
  • تَبَايَعْتُمْ=تَبَايَع -->از ریشه بيع (معنی)
  • يُضَارَّ=يُضَارَّ -->از ریشه ضرر (معنی)
  • كَاتِبٌ=كَاتِبٌ -->از ریشه كتب (معنی)
  • شَهِيدٌ=شَهِيدٌ -->از ریشه شهد (معنی)
  • تَفْعَلُوا=تَفْعَل -->از ریشه فعل (معنی)
  • فُسُوقٌ=فُسُوقٌ -->از ریشه فسق (معنی)
  • اتَّقُوا=اِتَّق -->از ریشه وقي (معنی)
  • اللَّهَ=اللَّهَ -->از ریشه ءله (معنی)
  • يُعَلِّمُكُمُ=يُعَلِّمُ -->از ریشه علم (معنی)
  • اللَّهُ=اللَّهُ -->از ریشه ءله (معنی)
  • اللَّهُ=اللَّهُ -->از ریشه ءله (معنی)
  • بِكُلِّ=بِ + كُلِّ -->از ریشه كلل (معنی)
  • شَيْءٍ=شَيْءٍ -->از ریشه شيء (معنی)
  • عَلِيمٌ=عَلِيمٌ -->از ریشه علم (معنی)
مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه