تست:معنی کلمات آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«2» اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ
خدا كه معبودى جز او نيست، زنده وپاينده است.
نکته ها
«قَيّوم» به كسى گفته مىشود كه خود به ديگرى تكيه نداشته باشد، ولى ديگران به او تكيه دارند و يا قوامبخش همه چيز است.
خداوند در آفريدن، تدبير و تسلّط كامل دارد. عوامل و اسباب مادّى وسيلهى پيدايش مىشوند، ولى مستقل نيستند و سبب بودنشان از خودشان نيست.
موجودات ديگر، علم، حيات و قدرت مستقلّى ندارند. تنها او زندهاى است كه زندگى هر موجود زنده وابسته به اوست.
در دعاى جوشنكبير مىخوانيم: او قبل از هر زندهاى زنده وبعد از هر زندهاى زنده است.
هيچ زندهاى شريك او نيست و به كسى نياز ندارد. جان همهى زندهها و رزق آنها به دست اوست. او زندهاى است كه زنده بودن خود را از كسى به ارث نبرده است.
«1». تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 309.
جلد 1 - صفحه 464
پیام ها
1- توحيد، سرلوحهى كتب آسمانى است. «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ»
2- شرط معبود شدن، داشتن كمالات ذاتى است و تنها خداوند است كه قائم به ذات خويش و بىنياز مطلق است. «الْحَيُّ الْقَيُّومُ»تحقیق در کلمات آیه
تجزیه
أَيُّهَا
معنی
این کلمه از ریشه ءيي است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
آمَن
معنی
این کلمه از ریشه ءمن است.
کاربردها در قرآن
- کلمات با ریشه ءمن در قرآن
- [[ریشه:ءمن#آمَن
" <Subword subentry=""ُو" + ا|کلمه "آمَن
" <Subword subentry=""ُو" + ا" در قرآن]]تجزیه
تَدَايَن
معنی
این کلمه از ریشه دين است.
کاربردها در قرآن
- کلمات با ریشه دين در قرآن
- [[ریشه:دين#تَدَايَن
" <Subword subentry=""ْتُمْ"|کلمه "تَدَايَن
" <Subword subentry=""ْتُمْ"" در قرآن]]تجزیه
بِ + دَيْنٍ
معنی
این کلمه از ریشه دين است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
أَجَلٍ
معنی
این کلمه از ریشه ءجل است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
مُسَمًّى
معنی
این کلمه از ریشه سمو است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
فَ + اُكْتُب
معنی
این کلمه از ریشه كتب است.
کاربردها در قرآن
- کلمات با ریشه كتب در قرآن
- [[ریشه:كتب#اُكْتُب
" <Subword subentry=""ُو" + هُ|کلمه "اُكْتُب
" <Subword subentry=""ُو" + هُ" در قرآن]]تجزیه
ل + يَكْتُبْ
معنی
این کلمه از ریشه كتب است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
بَيْنَ
معنی
این کلمه از ریشه بين است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
كَاتِبٌ
معنی
این کلمه از ریشه كتب است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
بِ + الْ + عَدْلِ
معنی
این کلمه از ریشه عدل است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
يَأْبَ
معنی
این کلمه از ریشه ءبي است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
كَاتِبٌ
معنی
این کلمه از ریشه كتب است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
يَكْتُبَ
معنی
این کلمه از ریشه كتب است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
عَلَّمَ
معنی
این کلمه از ریشه علم است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
اللَّهُ
معنی
این کلمه از ریشه ءله است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
فَ + لْ + يَكْتُبْ
معنی
این کلمه از ریشه كتب است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
لِ + يُمْلِلْ
معنی
این کلمه از ریشه ملل است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
الْ + حَقُّ
معنی
این کلمه از ریشه حقق است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
لْ + يَتَّقِ
معنی
این کلمه از ریشه وقي است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
اللَّهَ
معنی
این کلمه از ریشه ءله است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
رَبَّ
معنی
این کلمه از ریشه ربب است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
يَبْخَسْ
معنی
این کلمه از ریشه بخس است.
کاربردها در قرآن
شکل دوم
- أَيُّهَا=أَيُّهَا -->از ریشه ءيي (معنی)
- آمَنُوا=آمَن -->از ریشه ءمن (معنی)
- تَدَايَنْتُمْ=تَدَايَن -->از ریشه دين (معنی)
- بِدَيْنٍ=بِ + دَيْنٍ -->از ریشه دين (معنی)
- أَجَلٍ=أَجَلٍ -->از ریشه ءجل (معنی)
- مُسَمًّى=مُسَمًّى -->از ریشه سمو (معنی)
- فَاكْتُبُوهُ=فَ + اُكْتُب -->از ریشه كتب (معنی)
- لْيَكْتُبْ=ل + يَكْتُبْ -->از ریشه كتب (معنی)
- بَيْنَكُمْ=بَيْنَ -->از ریشه بين (معنی)
- كَاتِبٌ=كَاتِبٌ -->از ریشه كتب (معنی)
- بِالْعَدْلِ=بِ + الْ + عَدْلِ -->از ریشه عدل (معنی)
- يَأْبَ=يَأْبَ -->از ریشه ءبي (معنی)
- كَاتِبٌ=كَاتِبٌ -->از ریشه كتب (معنی)
- يَكْتُبَ=يَكْتُبَ -->از ریشه كتب (معنی)
- عَلَّمَهُ=عَلَّمَ -->از ریشه علم (معنی)
- اللَّهُ=اللَّهُ -->از ریشه ءله (معنی)
- فَلْيَكْتُبْ=فَ + لْ + يَكْتُبْ -->از ریشه كتب (معنی)
- لْيُمْلِلِ=لِ + يُمْلِلْ -->از ریشه ملل (معنی)
- الْحَقُّ=الْ + حَقُّ -->از ریشه حقق (معنی)
- لْيَتَّقِ=لْ + يَتَّقِ -->از ریشه وقي (معنی)
- اللَّهَ=اللَّهَ -->از ریشه ءله (معنی)
- رَبَّهُ=رَبَّ -->از ریشه ربب (معنی)
- يَبْخَسْ=يَبْخَسْ -->از ریشه بخس (معنی)
- شَيْئًا=شَيْئًا -->از ریشه شيء (معنی)
- كَانَ=كَانَ -->از ریشه كون (معنی)
- الْحَقُّ=الْ + حَقُّ -->از ریشه حقق (معنی)
- سَفِيهًا=سَفِيهًا -->از ریشه سفه (معنی)
- ضَعِيفًا=ضَعِيفًا -->از ریشه ضعف (معنی)
- يَسْتَطِيعُ=يَسْتَطِيعُ -->از ریشه طوع (معنی)
- يُمِلَّ=يُمِلَّ -->از ریشه ملل (معنی)
- فَلْيُمْلِلْ=فَ + لْ + يُمْلِلْ -->از ریشه ملل (معنی)
- وَلِيُّهُ=وَلِيُّ -->از ریشه ولي (معنی)
- بِالْعَدْلِ=بِ + الْ + عَدْلِ -->از ریشه عدل (معنی)
- اسْتَشْهِدُوا=اِسْتَشْهِد -->از ریشه شهد (معنی)
- شَهِيدَيْنِ=شَهِيدَيْنِ -->از ریشه شهد (معنی)
- رِجَالِكُمْ=رِجَالِ -->از ریشه رجل (معنی)
- يَكُونَا=يَكُون -->از ریشه كون (معنی)
- رَجُلَيْنِ=رَجُلَيْنِ -->از ریشه رجل (معنی)
- فَرَجُلٌ=فَ + رَجُلٌ -->از ریشه رجل (معنی)
- امْرَأَتَانِ=إِمْرَأَتَانِ -->از ریشه مرء (معنی)
- تَرْضَوْنَ=تَرْض -->از ریشه رضو (معنی)
- الشُّهَدَاءِ=الْ + شُهَدَاءِ -->از ریشه شهد (معنی)
- تَضِلَّ=تَضِلَّ -->از ریشه ضلل (معنی)
- إِحْدَاهُمَا=إِحْدَی -->از ریشه وحد (معنی)
- فَتُذَكِّرَ=فَ + تُذَكِّرَ -->از ریشه ذكر (معنی)
- إِحْدَاهُمَا=إِحْدَی -->از ریشه وحد (معنی)
- الْأُخْرَىٰ=الْ + أُخْرَى -->از ریشه ءخر (معنی)
- يَأْبَ=يَأْبَ -->از ریشه ءبي (معنی)
- الشُّهَدَاءُ=الْ + شُهَدَاءُ -->از ریشه شهد (معنی)
- دُعُوا=دُع -->از ریشه دعو (معنی)
- تَسْأَمُوا=تَسْأَم -->از ریشه سءم (معنی)
- تَكْتُبُوهُ=تَكْتُب -->از ریشه كتب (معنی)
- صَغِيرًا=صَغِيرًا -->از ریشه صغر (معنی)
- كَبِيرًا=كَبِيرًا -->از ریشه كبر (معنی)
- أَجَلِهِ=أَجَلِ -->از ریشه ءجل (معنی)
- ذَلِكُمْ=ذَلِكُمْ
- أَقْسَطُ=أَقْسَطُ -->از ریشه قسط (معنی)
- عِنْدَ=عِنْدَ -->از ریشه عند (معنی)
- اللَّهِ=اللَّهِ -->از ریشه ءله (معنی)
- أَقْوَمُ=أَقْوَمُ -->از ریشه قوم (معنی)
- لِلشَّهَادَةِ=لِ + الْ + شَهَادَةِ -->از ریشه شهد (معنی)
- أَدْنَىٰ=أَدْنَى -->از ریشه دنو (معنی)
- تَرْتَابُوا=تَرْتَاب -->از ریشه ريب (معنی)
- تَكُونَ=تَكُونَ -->از ریشه كون (معنی)
- تِجَارَةً=تِجَارَةً -->از ریشه تجر (معنی)
- حَاضِرَةً=حَاضِرَةً -->از ریشه حضر (معنی)
- تُدِيرُونَهَا=تُدِير -->از ریشه دور (معنی)
- بَيْنَكُمْ=بَيْنَ -->از ریشه بين (معنی)
- فَلَيْسَ=فَ + لَيْسَ -->از ریشه ليس (معنی)
- جُنَاحٌ=جُنَاحٌ -->از ریشه جنح (معنی)
- تَكْتُبُوهَا=تَكْتُب -->از ریشه كتب (معنی)
- أَشْهِدُوا=أَشْهِد -->از ریشه شهد (معنی)
- تَبَايَعْتُمْ=تَبَايَع -->از ریشه بيع (معنی)
- يُضَارَّ=يُضَارَّ -->از ریشه ضرر (معنی)
- كَاتِبٌ=كَاتِبٌ -->از ریشه كتب (معنی)
- شَهِيدٌ=شَهِيدٌ -->از ریشه شهد (معنی)
- تَفْعَلُوا=تَفْعَل -->از ریشه فعل (معنی)
- فُسُوقٌ=فُسُوقٌ -->از ریشه فسق (معنی)
- اتَّقُوا=اِتَّق -->از ریشه وقي (معنی)
- اللَّهَ=اللَّهَ -->از ریشه ءله (معنی)
- يُعَلِّمُكُمُ=يُعَلِّمُ -->از ریشه علم (معنی)
- اللَّهُ=اللَّهُ -->از ریشه ءله (معنی)
- اللَّهُ=اللَّهُ -->از ریشه ءله (معنی)
- بِكُلِّ=بِ + كُلِّ -->از ریشه كلل (معنی)
- شَيْءٍ=شَيْءٍ -->از ریشه شيء (معنی)
- عَلِيمٌ=عَلِيمٌ -->از ریشه علم (معنی)




