طعنه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{ضعیف}}
+
{{خوب}}
از گناهان زبان طعن زدن است.
+
'''«طَعنه زدن»''' یا زخم زبان، به معنای سرزنش کردن دیگران -به منظور تحقیر و [[تمسخر]] و [[عیب جویی کردن|عیب‌جویی]]-، یکی از [[گناه|گناهان]] زبان و رذایل اخلاقی است، که در [[قرآن]] و [[احادیث]] مورد نهی و نکوهش قرار گرفته است.  
  
"راغب" در مفردات مى‌نويسد: "طعن زدن با نيزه است و به طور استعاره در عيب گويى و عيب گرفتن و سرزنش بکار مى‌رود.
+
==مفهوم‌شناسی==
  
در "جامع السعادات" آمده است: طعن از کارهاى مذموم است و موجب ضرر دنيوى و عذاب اخروى مى‌شود.
+
«طَعن» در لغت، به معنای زدن با نیزه است و به طور استعاره در عیب گویى و عیب گرفتن و سرزنش به کار مى‌رود.<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ص۵۲۰.</ref> و نیز گفته شده: '''طعنه زدن'''، [[عیب جویی کردن|عیب‌جویی کردن]]؛ مجازاً، توبیخ و سرزنش کردن؛ بد گفتن.<ref>لغت نامه دهخدا.</ref>
  
زخم زبان گونه اى مردم آزارى است ؛ يعنى سخنى بر زبان آوريم كه شخص مقابل را برنجاند.
+
طعنه زدن و تحقیر کردن مؤمن از کارهاى مذموم و از جمله [[گناهان]] زبان است که موجب ضرر دنیوى و [[عذاب]] اخروى مى‌شود.<ref>ملا محمدمهدی نراقی، جامع السعادات.</ref> زخم زبان گونه‌اى مردم‌آزارى است؛ یعنى سخنى بر زبان آوریم که شخص مقابل را برنجاند.
  
ضرب المثل معروفى است كه مى گويد: زخم شمشير خوب مى شود، ولى زخم زبان خوب نمى شود. البته اين ضرب المثل يك واقعيت است و احاديث اخلاقى اسلامى نيز آن را تاكيد مى كند و به شدت، زخم زبان زدن و شماتت را نكوهيده است.
+
ضرب المثل معروفى است که مى گوید: زخم شمشیر خوب مى شود، ولى زخم زبان خوب نمى شود. البته این ضرب المثل یک واقعیت است و [[حدیث|احادیث]] اخلاقى اسلامى نیز آن را تاکید مى کند و به شدت، زخم زبان زدن و [[شماتت]] را نکوهیده است.
  
حضرت [[امام باقر]] عليه السلام مى‌فرمايد: "فاياکم والطعن على المومنين؛ از طعن زدن به مومنان بپرهيزيد".
+
==نکوهش طعنه در قرآن و روایات==
 +
طعنه زدن عملی ناروا و خلاف [[اخلاق]] الهی و [[اسلام|اسلامی]] است که مورد نهی و مذمت [[قرآن]] و [[احادیث]] پیشوایان دینی قرار گرفته است. واژه «طَعْن» دو بار در قرآن کریم درباره طعنه و [[تمسخر]] نسبت به [[دین]] به‌ کار رفته است:<ref>سید علی‌اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج۴، ص۲۲۳.</ref>
  
و فرمود: "ما من انسان يطعن فى عين مومن الا مات بشر ميتة و کان قمنا ان لايرجع الى خير"؛ هيچ انسانى رو يا روى مومنى به او طعنه نمى‌زند جز اين که به بدترين مردن‌ها مى‌ميرد و سزاوار است که به خير بازنگردد.
+
*{{متن قرآن|«وَ اِنْ نَکَثُوا اَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقاتِلُوا اَئِمَّةَ الْکُفْرِ...»}}؛<ref>[[سوره توبه]]، ۱۲.</ref> «اگر پیمان خویش را شکستند و در دینتان عیب گرفتند با پیشوایان کفر بجنگید.»
  
[[امام على]] علیه السلام مى فرمايد: طعن اللسان امض من طعن السنان؛<ref>غررالحكم، ص223.</ref> زخم زبان از زخم نيزه عميق تر است.
+
*{{متن قرآن|«مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ...»}}؛<ref>[[سوره نساء]]، ۴۶.</ref> بعضی از [[یهود]]، سخنان را از جای خود، تحریف می‌کنند؛ و (به جای اینکه بگویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم»)، می‌گویند: «شنیدیم و مخالفت کردیم! و (نیز می‌گویند:) بشنو! که هرگز نشنوی! و (از روی تمسخر می‌گویند:) راعنا [= ما را تحمیق کن!]» تا با زبان خود، حقایق را بگردانند و در آیین خدا، طعنه زنند.    
  
بنابراين انسان نباید به خود اجازه دهد كه كسى را شماتت كند و يا قلب او را با نيش زبان خود به درد آورد. این که هر شخص با نيش زبان ديگرى را برنجاند، هنر نيست. هنر مرهم بر زخم گذاشتن است؛ هنر، تحمل يكديگر و سكوت است.
+
همچنین [[آیه]] {{متن قرآن|«وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»}}<ref>[[سوره همزه]]، ۱.</ref> از آیاتی است که با این موضوع مرتبط است؛ در «[[لسان العرب]]» آمده «هُمزه»: عيب گرفتن در پشت سر و لُمز بدگويى در حضور است. در «[[مجمع البيان]]» همز به معنى طعنه زدن و لمز به معنى عيب گرفتن آمده است و گويد: هر دو به يک معنى مى‏‌باشند و بهتر آنست كه هُمزه به معنى طعنه زن و لُمزه به معنى عيبجو يا بالعكس باشد، اين دو صيغه براى كثرت هستند، يعنى بسيار طعنه زننده و بسیار عيبجو. ناگفته نماند: [[عیب جویی کردن|عیبجویی]] و عيب چسباندن به مردم يك چيز است، طعنه زدن به وسيله آن، چيزى ديگر.<ref>سید علی‌اکبر قرشی، تفسير احسن الحديث، ج۱۲، ص۳۵۰.</ref>
 +
 
 +
'''نکوهش طعنه در روایات:'''
 +
 
 +
*[[رسول خدا]] صلی الله علیه وآله فرمودند: « مَنْ طَعَنَ فِی مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ کَلِمَةٍ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ رِیحَ الْجَنَّةِ...»؛<ref>محدث نورى، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۸ ق، ج۹، ص ۱۴۰.</ref> هر کس درباره انسان با ایمانی کلمه ای ناروا بگوید و بر او طعنه زند، خداوند بوی [[بهشت]] را بر او حرام می کند.
 +
 
 +
*[[امام على]] علیه السلام مى فرماید: «طعنُ اللِسان أمضُّ مِن طعنِ السِنان»؛<ref>تمیمی آمدی، غررالحکم، ص۲۲۳.</ref> زخم زبان از زخم نیزه عمیق تر است.
 +
 
 +
*[[امام باقر]] علیه السلام مى‌فرماید: «فایّاکُم والطعنَ عَلى المؤمنین»؛ از طعن زدن به مومنان بپرهیزید.
 +
 
 +
*امام باقر علیه السلام همچنین مى‌فرماید: «مَا مِنْ إِنْسَانٍ یَطْعُنُ فِی عَیْنِ مُؤْمِنٍ إِلَّا مَاتَ بِشَرِّ مِیتَةٍ وَ کَانَ قَمِناً أَنْ لَا یَرْجِعَ إِلَى خَیْرٍ»؛<ref>کلینى، الکافی، تحقیق على‌اکبر غفارى، دارالکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۳۶۱.</ref> هیچ انسانى نیست كه پیش روى مؤمنى از او بد گوید و طعنه زند، مگر این كه به بدترین شكل بمیرد و سزاوار است كه روى خیر و سعادت را نبیند.
 +
 
 +
*[[امام صادق]] علیه السلام مى‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ وَ جَلَالِ كِبْرِیَائِهِ فَمَنْ طَعَنَ عَلَیْهِمْ أَوْ رَدَّ عَلَیْهِمْ قَوْلَهُمْ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ فِی عَرْشِهِ وَ لَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْءٍ إِنَّمَا هُوَ شِرْكُ شَیْطَانٍ»؛<ref>مجلسی، بحارالأنوار، ج ۷۲ ص ۱۴۵.</ref> خدای عزوجل مؤمنان را از نور عظمت و جلال كبریائیش آفریده و هر كس بدانها طعنه و سركوفت زند یا گفته و عقیده آنها را رد كند، بر خدا رد كرده در عرش او، و نزد خدا به چیزى شمرده نشود، همانا كه او شرک [[شیطان]] است.
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
 
 
==منابع==
 
==منابع==
* زندگی موفق (رازهای خوب زیستن)، عباس رحیمی.
+
*"زندگی موفق (رازهای خوب زیستن)"، عباس رحیمی.
* [http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/ طعن، اصطلاحنامه جامع علوم اسلامی]، بازیابی: 7 اسفند 92.
+
*[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/ "طعن"، اصطلاحنامه جامع علوم اسلامی]، بازیابی: ۷ اسفند ۹۲.
 
+
*[https://www.porseman.com/article/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%B7%D8%B9%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%8A%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%8A%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86/28261 "پاسخ طعنه آمیز به دیگران"، پایگاه پرسمان].
[[رده:صفات ناپسند]]
+
[[رده:واژگان قرآنی]][[رده:صفات ناپسند]][[رده:اخلاق اجتماعی]][[رده:مقاله های مرتبط به دانشنامه]]
[[رده:اخلاق اجتماعی]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۴۸

«طَعنه زدن» یا زخم زبان، به معنای سرزنش کردن دیگران -به منظور تحقیر و تمسخر و عیب‌جویی-، یکی از گناهان زبان و رذایل اخلاقی است، که در قرآن و احادیث مورد نهی و نکوهش قرار گرفته است.

مفهوم‌شناسی

«طَعن» در لغت، به معنای زدن با نیزه است و به طور استعاره در عیب گویى و عیب گرفتن و سرزنش به کار مى‌رود.[۱] و نیز گفته شده: طعنه زدن، عیب‌جویی کردن؛ مجازاً، توبیخ و سرزنش کردن؛ بد گفتن.[۲]

طعنه زدن و تحقیر کردن مؤمن از کارهاى مذموم و از جمله گناهان زبان است که موجب ضرر دنیوى و عذاب اخروى مى‌شود.[۳] زخم زبان گونه‌اى مردم‌آزارى است؛ یعنى سخنى بر زبان آوریم که شخص مقابل را برنجاند.

ضرب المثل معروفى است که مى گوید: زخم شمشیر خوب مى شود، ولى زخم زبان خوب نمى شود. البته این ضرب المثل یک واقعیت است و احادیث اخلاقى اسلامى نیز آن را تاکید مى کند و به شدت، زخم زبان زدن و شماتت را نکوهیده است.

نکوهش طعنه در قرآن و روایات

طعنه زدن عملی ناروا و خلاف اخلاق الهی و اسلامی است که مورد نهی و مذمت قرآن و احادیث پیشوایان دینی قرار گرفته است. واژه «طَعْن» دو بار در قرآن کریم درباره طعنه و تمسخر نسبت به دین به‌ کار رفته است:[۴]

  • «وَ اِنْ نَکَثُوا اَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقاتِلُوا اَئِمَّةَ الْکُفْرِ...»؛[۵] «اگر پیمان خویش را شکستند و در دینتان عیب گرفتند با پیشوایان کفر بجنگید.»
  • «مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ...»؛[۶] بعضی از یهود، سخنان را از جای خود، تحریف می‌کنند؛ و (به جای اینکه بگویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم»)، می‌گویند: «شنیدیم و مخالفت کردیم! و (نیز می‌گویند:) بشنو! که هرگز نشنوی! و (از روی تمسخر می‌گویند:) راعنا [= ما را تحمیق کن!]» تا با زبان خود، حقایق را بگردانند و در آیین خدا، طعنه زنند.

همچنین آیه «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»[۷] از آیاتی است که با این موضوع مرتبط است؛ در «لسان العرب» آمده «هُمزه»: عيب گرفتن در پشت سر و لُمز بدگويى در حضور است. در «مجمع البيان» همز به معنى طعنه زدن و لمز به معنى عيب گرفتن آمده است و گويد: هر دو به يک معنى مى‏‌باشند و بهتر آنست كه هُمزه به معنى طعنه زن و لُمزه به معنى عيبجو يا بالعكس باشد، اين دو صيغه براى كثرت هستند، يعنى بسيار طعنه زننده و بسیار عيبجو. ناگفته نماند: عیبجویی و عيب چسباندن به مردم يك چيز است، طعنه زدن به وسيله آن، چيزى ديگر.[۸]

نکوهش طعنه در روایات:

  • رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: « مَنْ طَعَنَ فِی مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ کَلِمَةٍ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ رِیحَ الْجَنَّةِ...»؛[۹] هر کس درباره انسان با ایمانی کلمه ای ناروا بگوید و بر او طعنه زند، خداوند بوی بهشت را بر او حرام می کند.
  • امام على علیه السلام مى فرماید: «طعنُ اللِسان أمضُّ مِن طعنِ السِنان»؛[۱۰] زخم زبان از زخم نیزه عمیق تر است.
  • امام باقر علیه السلام مى‌فرماید: «فایّاکُم والطعنَ عَلى المؤمنین»؛ از طعن زدن به مومنان بپرهیزید.
  • امام باقر علیه السلام همچنین مى‌فرماید: «مَا مِنْ إِنْسَانٍ یَطْعُنُ فِی عَیْنِ مُؤْمِنٍ إِلَّا مَاتَ بِشَرِّ مِیتَةٍ وَ کَانَ قَمِناً أَنْ لَا یَرْجِعَ إِلَى خَیْرٍ»؛[۱۱] هیچ انسانى نیست كه پیش روى مؤمنى از او بد گوید و طعنه زند، مگر این كه به بدترین شكل بمیرد و سزاوار است كه روى خیر و سعادت را نبیند.
  • امام صادق علیه السلام مى‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ وَ جَلَالِ كِبْرِیَائِهِ فَمَنْ طَعَنَ عَلَیْهِمْ أَوْ رَدَّ عَلَیْهِمْ قَوْلَهُمْ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ فِی عَرْشِهِ وَ لَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْءٍ إِنَّمَا هُوَ شِرْكُ شَیْطَانٍ»؛[۱۲] خدای عزوجل مؤمنان را از نور عظمت و جلال كبریائیش آفریده و هر كس بدانها طعنه و سركوفت زند یا گفته و عقیده آنها را رد كند، بر خدا رد كرده در عرش او، و نزد خدا به چیزى شمرده نشود، همانا كه او شرک شیطان است.

پانویس

  1. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ص۵۲۰.
  2. لغت نامه دهخدا.
  3. ملا محمدمهدی نراقی، جامع السعادات.
  4. سید علی‌اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج۴، ص۲۲۳.
  5. سوره توبه، ۱۲.
  6. سوره نساء، ۴۶.
  7. سوره همزه، ۱.
  8. سید علی‌اکبر قرشی، تفسير احسن الحديث، ج۱۲، ص۳۵۰.
  9. محدث نورى، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۸ ق، ج۹، ص ۱۴۰.
  10. تمیمی آمدی، غررالحکم، ص۲۲۳.
  11. کلینى، الکافی، تحقیق على‌اکبر غفارى، دارالکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۳۶۱.
  12. مجلسی، بحارالأنوار، ج ۷۲ ص ۱۴۵.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه