کظم غیظ (فرو بردن خشم): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(←‏کظم غیظ در قرآن و احادیث)
 
(۲ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
  
−
__toc__
+
'''«کظم غیظ»''' از محاسن اخلاقی و در اصطلاح به معنی خودداری از اظهار [[خشم]] و نگه داشتن آن در دل و ترتیب اثر ندادن به آن است. [[عزت]] و بزرگی، عدم تحمل فشارهای جسمی و روحی، حفظ وحدت و [[اخوت]] دینی، از آثار برجسته فروبردن خشم است.<ref>اخلاق دینی در اندیشه شیعی، ص ۱۱۹.</ref>
 +
==مفهوم‌شناسی==
 +
"کظم" در لغت عربی به معنی گلو یا محل خروج نفس است، «کظمَ فلان» یعنی نفس او بند آمد و ساکت شد.<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات، ترجمه غلامرضا خسروی، تهران، مرتضوی، ۱۳۷۲، اول، ج۳، ص۳۲.</ref> "غیظ" هم به معنی خشم و غضب شدید و حرارتی است که انسان آن را از فوران و جوشش خون قلبش می‌فهمد و در می‌یابد.<ref>همان، ج۲، ص۹۷۴.</ref> پس «کظم غیظ» یعنی حبس و نگهدارى خشم.
  
 +
اصطلاح «کظم غیظ» یعنی خودداری از اظهار [[خشم]] و نگه داشتن آن در دل است.<ref>همان، ج۳، ص۳۳.</ref> انسان در روابط اجتماعی با دیگران، بعضاً با عملکرد غلط آنها و خطاهایی دور از انتظار مواجه می‌شود و این باعث عصبانی شدن فرد می‌گردد. در چنین حالتی، وظیفه [[اخلاق|اخلاقی]] و دینی انسان این است که خشم را آشکار نکند و به آن ترتیب اثر ندهد.<ref>نصر اصفهانی، محمد؛ اخلاق دینی در اندیشه شیعی، قم، نهاوندی، ۱۳۷۸، ص۱۱۷.</ref>
 +
== ضرورت کنترل غضب ==
 +
کمتر صفتی از صفات رذیله به اندازه [[غضب]] ویرانی به بار می‌آورد و اگر فهرستی از آثار سوء غضب نوشته شود معلوم می‌گردد که این آثار از بسیاری از [[اخلاق]] رذیله بیشتر است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ اخلاق در قرآن، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب علیه السلام، ۱۳۸۲، ج۳، ص۳۸۸.</ref>
  
−
"کظم" در لغت عربی به معنی گلو یا محل خروج نفس است، «کظم فلان» یعنی نفس او بند آمد و ساکت شد.<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات، ترجمه غلامرضا خسروی، تهران، مرتضوی، 1372، اول، ج3، ص32.</ref> "غیظ" هم به معنی خشم و غضب شدید و حرارتی است که انسان آن را از فوران و جوشش خون قلبش می‌فهمد و در می‌یابد.<ref>همان، ج2، ص974.</ref> اصطلاح «کظم غیظ» یعنی خودداری از اظهار [[خشم]] و نگه داشتن آن در دل است.<ref>همان، ج3، ص33.</ref> انسان در روابط اجتماعی با دیگران، بعضاً با عملکرد غلط آنها و خطاهایی دور از انتظار مواجه می‌شود و این باعث عصبانی شدن فرد می‌گردد. در چنین حالتی، وظیفه [[اخلاق|اخلاقی]] و دینی انسان این است که خشم را آشکار نکند و به آن ترتیب اثر ندهد.<ref>نصر اصفهانی، محمد؛ اخلاق دینی در اندیشه شیعی، قم، نهاوندی، 1378، اول ص117.</ref>
+
عصبانی شدن [[انسان]] یا برای دفع اذیت و ضرر است، یا برای انتقام؛ اگر این خشم نسبت به کسی باشد که ضعیف‌تر است، در این حالت خون منبسط شده و رنگ شخص عصبانی، سرخ می‌شود؛ ولی اگر این عصبانیت نسبت به کسی باشد که قوی‌تر از اوست و خود را از انتقام گرفتن ناتوان بداند، خون منقبض می‌شود و شخص اندوهگین می‌گردد<ref>نراقی، مهدی؛ علم اخلاق اسلامی (گزیده ترجمه جامع السعادات)، ترجمه جلال الدین مجتبوی، ۱۳۷۲، ص ۱۳۷.</ref> و رنگ رخسار زرد می‌شود.
  
−
== ضرورت کنترل غضب ==
+
انسان در حالت [[خشم]] تجلی‌گاه [[جهنم]] است و اگر خود را کنترل نکرد، شراره این آتش به بیرون سرایت می‌کند و در [[قیامت]] با همین آتش خواهد سوخت؛ صدای تنفس و ناله انسان غضب کرده، صدای غیظ آلود جهنم است.<ref>[[سوره فرقان]]/۱۲.</ref> و در حال عصبانیت [[شیطان]] به انسان بسیار نزدیک است؛ بنابراین شخص عصبانی نباید تصمیم بگیرد و عملی را انجام دهد.<ref>خادم الذاکرین، اکبر؛ اخلاق اسلامی در [[نهج البلاغه]]، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب، ۱۳۸۲، ج۲، ص۴۰۲.</ref>
−
کمتر صفتی از صفات رذیله به اندازه غضب ویرانی به بار می‌آورد و اگر فهرستی از آثار سوء غضب نوشته شود معلوم می‌گردد که این آثار از بسیاری از اخلاق رذیله بیشتر است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ اخلاق در قرآن، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب علیه السلام 1382، دوم، ج3، ص388.</ref> عصبانی شدن انسان یا برای دفع اذیت و ضرر است یا برای انتقام، اگر این خشم نسبت به کسی باشد که ضعیف‌تر است، در این حالت خون منبسط شده و رنگ شخص عصبانی، سرخ می‌شود؛ ولی اگر این عصبانیت نسبت به کسی باشد که قوی‌تر از اوست و خود را از انتقام گرفتن ناتوان بداند، خون منقبض می‌شود و شخص اندوهگین می‌گردد<ref>نراقی، مهدی؛ علم اخلاق اسلامی (گزیده ترجمه جامع السعادات)، ترجمه جلال الدین مجتبوی بی‌جا، حکمت، 1372، سوم، ص 137.</ref> و رنگ رخسار زرد می‌شود.
 
  
−
انسان در حالت [[غضب]] تجلی‌گاه [[جهنم]] است و اگر خود را کنترل نکرد شراره این آتش به بیرون سرایت می‌کند و در قیامت با همین آتش خواهد سوخت؛ صدای تنفس و ناله انسان غضب کرده، صدای غیظ آلود جهنم است.<ref>[[سوره فرقان]]/12.</ref> و در حال عصبانیت [[شیطان]] به انسان بسیار نزدیک است بنابراین شخص عصبانی نباید تصمیم بگیرد و عملی را انجام دهد.<ref>خادم الذاکرین، اکبر؛ اخلاق اسلامی در [[نهج البلاغه]]، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب علیه السلام 1382، چهارم، ج2، ص402.</ref>
+
غضب از بیماری دل و نقصان [[عقل]] است و باعث ضعف [[نفس]] و نقص آن می‌شود (البته منظور غضبی است که مورد تأئید عقل و شرع نباشد). دیوانه زودتر از عاقل و مریض زودتر از سالم، عصبانی می‌شود؛ اما نفس نیرومند و با فضیلت همچون کوهی است که طوفانها تکانش نمی‌دهد.<ref>علم اخلاق اسلامی، پیشین، ص ۱۴۰.</ref>  
  
−
غضب از بیماری دل و نقصان [[عقل]] است و باعث ضعف نفس و نقص آن می‌شود (البته منظور غضبی است که مورد تأئید عقل و شرع نباشد). دیوانه زودتر از عاقل و مریض زودتر از سالم عصبانی می‌شود اما نفس نیرومند و با فضیلت همچون کوهی است که طوفانها تکانش نمی‌دهد.<ref>علم اخلاق اسلامی، پیشین، ص 140.</ref>
+
==کظم غیظ در قرآن و احادیث==
  
−
==کظم غیظ در قرآن==
+
{{متن قرآن|«الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»}}؛<ref>[[آیه 134 سوره آل عمران|سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.]]</ref>؛ همانها که در توانگری و تنگدستی، انفاق می‌کنند و خشم خود را فرو می‌برند و از خطاهای مردم درمی‌گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد.
  
−
{{متن قرآن|«الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»}}؛<ref>[[سوره آل عمران]]/134.</ref> همانها که در توانگری و تنگدستی، انفاق می‌کنند و خشم خود را فرو می‌برند و از خطاهای مردم درمی‌گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد.
+
در این [[آیه]]، سخن از نیکوکاران و ذکر برخی از خصوصیات ایشان از جمله کظم غیظ است.
  
−
در این آیه، سخن از نیکوکاران و ذکر برخی از خصوصیات ایشان است:
+
[[احادیث]] فراوانی در مدح کظم غیظ وارد شده که نوعی ترغیب در جهت اعمال این صفت پسندیده است:  
  
−
#[[انفاق]] در تنگدستی و توانگری: انفاق فقط به معنی مالی نیست بلکه هر گونه موهبت خدادادی را شامل می‌شود مثل علم، مال و...
+
*[[امام صادق]] عليه السلام فرمود: هيچ بنده‌اى نيست كه خشم خود را فرو برد، مگر آنكه خداوند عزّت او را در دنيا و آخرت فزونى بخشد. خداوند فرمود: '''«وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ ... وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»''' اين پاداش فروبردن آن خشم است.<ref>الكافى، ج ۲، ص ۱۱۰.</ref>
−
#کظم غیظ: فواید ذکر گردید.
+
*امام جعفر صادق علیه السلام می‌فرماید: «هر که خشمی را فرو خورد که اگر بخواهد می‌تواند آن را به کار بندد (و از طرف خود انتقام گیرد)، خداوند در روز قیامت دلش را از خشنودی خود پر می‌سازد».<ref>میزان الحکمه، محمد ری شهری، ص ۴۳۳۵.</ref>
−
#[[عفو]] و بخشش: در مقابل اشتباهات دیگران فروبردن خشم به تنهایی کافی نیست زیرا ممکن است کینه و عداوت را از قلب انسان ریشه کن نکند، در این حالت برای پایان دادن به عداوت، فرو بردن خشم باید توأم با عفو و بخشش باشد البته نسبت به کسانی که شایسته آنند. نه دشمنان خون آشام که عفو و گذشت باعث جرأت و جسارت آنها می‌شود.<ref>مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1368 هفدهم، ج3، ص98–96.</ref>
+
*عبدالاعلى گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مرا اندرزى ده که از آن پند گیرم، فرمود: مردى خدمت [[رسول خدا]] صلى الله علیه وآله آمد و عرض کرد: یا رسول الله: اندرزى بمن بیاموز که از آن پند گیرم، حضرت به او فرمود برو و غضب مکن. مرد سپس سؤالش را (تا سه بار) تکرار کرد و باز حضرت فرمود: برو و غضب مکن. <ref>اصول کافى، ج۳، ص۴۱۳، روایت۵</ref>
 +
*رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: کسی که خود را از ریختن آبروى مردم نگهدارد، خدا در قیامت از (عیب) او درگذرد و هر که خشم خود را از مردم باز گیرد، خداى تبارک و تعالى عذاب [[روز قیامت]] را از او باز گیرد. <ref>اصول کافى، ج۳، ص۴۱۵، روایة:۱۴</ref>
 +
*امام صادق علیه السلام فرمود: هر که غضب خود را نگه دارد، خدا عیب او را بپوشاند. <ref>اصول کافى، ج۳، ص۴۱۳، روایة:۶</ref>
 +
*[[امام باقر]] علیه السلام فرمود: در کتاب [[تورات]] در ضمن مناجات خداى عزوجل با [[حضرت موسى]] علیه السلام است که: اى موسى خشم خود را از کسی که ترا بر او مسلط ساخته ام بازگیر تا خشم خود را از تو باز گیرم.<ref>اصول کافى، ج۳، ص۴۱۳، روایة:۷</ref>
 +
*میسر گوید: خدمت [[امام باقر]] علیه السلام از غضب سخن بمیان آمد. حضرت فرمود: ... هر کس بر مردمى خشمگین شد و ایستاده بود، باید فورى بنشیند تا پلیدى [[شیطان]] از او دور شود و هر کس بر خویشاوندانش غضب کند باید نزدیک او رود و تنش را مس کند (مثلا دست به دست او ساید) زیرا خویشاوند هرگاه مس شود آرامش یابد. <ref>اصول کافى، ج۳، ص۴۱۲، روایة:۲</ref>
  
 
==راهکارهای کنترل غضب==
 
==راهکارهای کنترل غضب==
  
−
از بین بردن [[غضب]] ممکن نیست و آنچه مد نظر است شکستن حدّت و شدّت آن است:<ref>علم اخلاق اسلامی (گزیده ترجمه جامع السعادات، پیشین، ص 139.</ref>
+
از بین بردن [[غضب]] ممکن نیست و آنچه مد نظر است، کنترل و شکستن حدّت و شدّت آن است<ref>علم اخلاق اسلامی (گزیده ترجمه جامع السعادات، پیشین، ص ۱۳۹.</ref> که برخی از راههای آن عبارت است از:
−
 
 
−
1. کظم غیظ: فروبردن خشم، آثار بسیار خوبی بر فرد و جامعه دارد. [[احادیث]] فراوانی در مدح کظم غیظ وارد شده که نوعی ترغیب در جهت اعمال این صفت پسندیده است، از جمله حدیثی از [[امام صادق علیه السلام|امام جعفرصادق]] علیه السلام در این باب نقل شده که می‌فرماید: «هر که خشمی را فرو خورد که اگر بخواهد می‌تواند آن را به کار بندد (و از طرف خود انتقام گیرد) خداوند در روز [[قیامت]] دلش را از خشنودی خود پر می‌سازد».<ref>میزان الحکمه، پیشین، ص 4335.</ref> [[عزت]] و بزرگی، عدم تحمل فشارهای جسمی و روحی، حفظ وحدت و اخوت دینی و بالاتر از آن جلب رضایت حق تعالی از آثار برجسته فروبردن خشم است.<ref>اخلاق دینی در اندیشه شیعی، پیشین، ص 119.</ref>
 
  
−
2. ذکر خدا (مانند ذکر اعوذ بالله من الشیطان الرجیم<ref>سفینة البحار، باب غضب، به نقل از اخلاق در قرآن، ص 294.</ref> و ذکر لاحول ولا قوة الا بالله و...).<ref>جامع الاحادیث، ج13، ص472، به نقل از اخلاق در قرآن، ص294.</ref>
+
*ذکر خدا (مانند ذکر اعوذ بالله من الشیطان الرجیم<ref>سفینة البحار، باب غضب، به نقل از اخلاق در قرآن، ص ۲۹۴.</ref> و ذکر لاحول ولا قوة الا بالله و...).<ref>جامع الاحادیث، ج۱۳، ص۴۷۲، به نقل از اخلاق در قرآن، ص۲۹۴.</ref>
  
−
3. مشغول کردن خود به امری مهم.
+
* مشغول کردن خود به امری مهم.
  
−
4. سرکوب کردن غضب با نقطه مقابل اسباب آن (کبر با تواضع، حرص با قناعت و...).<ref>حقایق، پیشین، ص 168.</ref>
+
* سرکوب کردن غضب با نقطه مقابل اسباب آن (کبر با تواضع، حرص با قناعت و...).<ref>حقایق، پیشین، ص ۱۶۸.</ref>
  
−
5. تغییر حالت بدن (اگر شخص در حالت عصبانیت ایستاده است، بنشیند و اگر نشسته است، برخیزد و...).<ref>میزان الحکمه، پیشین، ص4339.</ref>
+
* تغییر حالت بدن (اگر شخص در حالت عصبانیت ایستاده است، بنشیند و اگر نشسته است، برخیزد و...).<ref>میزان الحکمه، پیشین، ص۴۳۳۹.</ref>
  
 
==پانویس==  
 
==پانویس==  
 
{{پانویس}}  
 
{{پانویس}}  
−
 
 
==منابع==
 
==منابع==
−
 
+
*[http://www.pajoohe.ir "کظم غیظ (فروبردن خشم)"، علی محمودی، دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱.
−
*[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=34362 کظم غیظ (فروبردن خشم)، علی محمودی، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)] تاریخ بازیابی: 31 اردیبهشت 1391.
+
*شرح چهل حدیث، امام خمینی رحمه الله.
−
 
+
*تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۱ ص۶۰۹.
 
[[رده:اخلاق فردی]]
 
[[رده:اخلاق فردی]]
 
[[رده:صفات پسندیده]]
 
[[رده:صفات پسندیده]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۰۶

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


«کظم غیظ» از محاسن اخلاقی و در اصطلاح به معنی خودداری از اظهار خشم و نگه داشتن آن در دل و ترتیب اثر ندادن به آن است. عزت و بزرگی، عدم تحمل فشارهای جسمی و روحی، حفظ وحدت و اخوت دینی، از آثار برجسته فروبردن خشم است.[۱]

مفهوم‌شناسی

"کظم" در لغت عربی به معنی گلو یا محل خروج نفس است، «کظمَ فلان» یعنی نفس او بند آمد و ساکت شد.[۲] "غیظ" هم به معنی خشم و غضب شدید و حرارتی است که انسان آن را از فوران و جوشش خون قلبش می‌فهمد و در می‌یابد.[۳] پس «کظم غیظ» یعنی حبس و نگهدارى خشم.

اصطلاح «کظم غیظ» یعنی خودداری از اظهار خشم و نگه داشتن آن در دل است.[۴] انسان در روابط اجتماعی با دیگران، بعضاً با عملکرد غلط آنها و خطاهایی دور از انتظار مواجه می‌شود و این باعث عصبانی شدن فرد می‌گردد. در چنین حالتی، وظیفه اخلاقی و دینی انسان این است که خشم را آشکار نکند و به آن ترتیب اثر ندهد.[۵]

ضرورت کنترل غضب

کمتر صفتی از صفات رذیله به اندازه غضب ویرانی به بار می‌آورد و اگر فهرستی از آثار سوء غضب نوشته شود معلوم می‌گردد که این آثار از بسیاری از اخلاق رذیله بیشتر است.[۶]

عصبانی شدن انسان یا برای دفع اذیت و ضرر است، یا برای انتقام؛ اگر این خشم نسبت به کسی باشد که ضعیف‌تر است، در این حالت خون منبسط شده و رنگ شخص عصبانی، سرخ می‌شود؛ ولی اگر این عصبانیت نسبت به کسی باشد که قوی‌تر از اوست و خود را از انتقام گرفتن ناتوان بداند، خون منقبض می‌شود و شخص اندوهگین می‌گردد[۷] و رنگ رخسار زرد می‌شود.

انسان در حالت خشم تجلی‌گاه جهنم است و اگر خود را کنترل نکرد، شراره این آتش به بیرون سرایت می‌کند و در قیامت با همین آتش خواهد سوخت؛ صدای تنفس و ناله انسان غضب کرده، صدای غیظ آلود جهنم است.[۸] و در حال عصبانیت شیطان به انسان بسیار نزدیک است؛ بنابراین شخص عصبانی نباید تصمیم بگیرد و عملی را انجام دهد.[۹]

غضب از بیماری دل و نقصان عقل است و باعث ضعف نفس و نقص آن می‌شود (البته منظور غضبی است که مورد تأئید عقل و شرع نباشد). دیوانه زودتر از عاقل و مریض زودتر از سالم، عصبانی می‌شود؛ اما نفس نیرومند و با فضیلت همچون کوهی است که طوفانها تکانش نمی‌دهد.[۱۰]

کظم غیظ در قرآن و احادیث

«الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»؛[۱۱]؛ همانها که در توانگری و تنگدستی، انفاق می‌کنند و خشم خود را فرو می‌برند و از خطاهای مردم درمی‌گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد.

در این آیه، سخن از نیکوکاران و ذکر برخی از خصوصیات ایشان از جمله کظم غیظ است.

احادیث فراوانی در مدح کظم غیظ وارد شده که نوعی ترغیب در جهت اعمال این صفت پسندیده است:

  • امام صادق عليه السلام فرمود: هيچ بنده‌اى نيست كه خشم خود را فرو برد، مگر آنكه خداوند عزّت او را در دنيا و آخرت فزونى بخشد. خداوند فرمود: «وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ ... وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» اين پاداش فروبردن آن خشم است.[۱۲]
  • امام جعفر صادق علیه السلام می‌فرماید: «هر که خشمی را فرو خورد که اگر بخواهد می‌تواند آن را به کار بندد (و از طرف خود انتقام گیرد)، خداوند در روز قیامت دلش را از خشنودی خود پر می‌سازد».[۱۳]
  • عبدالاعلى گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مرا اندرزى ده که از آن پند گیرم، فرمود: مردى خدمت رسول خدا صلى الله علیه وآله آمد و عرض کرد: یا رسول الله: اندرزى بمن بیاموز که از آن پند گیرم، حضرت به او فرمود برو و غضب مکن. مرد سپس سؤالش را (تا سه بار) تکرار کرد و باز حضرت فرمود: برو و غضب مکن. [۱۴]
  • رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: کسی که خود را از ریختن آبروى مردم نگهدارد، خدا در قیامت از (عیب) او درگذرد و هر که خشم خود را از مردم باز گیرد، خداى تبارک و تعالى عذاب روز قیامت را از او باز گیرد. [۱۵]
  • امام صادق علیه السلام فرمود: هر که غضب خود را نگه دارد، خدا عیب او را بپوشاند. [۱۶]
  • امام باقر علیه السلام فرمود: در کتاب تورات در ضمن مناجات خداى عزوجل با حضرت موسى علیه السلام است که: اى موسى خشم خود را از کسی که ترا بر او مسلط ساخته ام بازگیر تا خشم خود را از تو باز گیرم.[۱۷]
  • میسر گوید: خدمت امام باقر علیه السلام از غضب سخن بمیان آمد. حضرت فرمود: ... هر کس بر مردمى خشمگین شد و ایستاده بود، باید فورى بنشیند تا پلیدى شیطان از او دور شود و هر کس بر خویشاوندانش غضب کند باید نزدیک او رود و تنش را مس کند (مثلا دست به دست او ساید) زیرا خویشاوند هرگاه مس شود آرامش یابد. [۱۸]

راهکارهای کنترل غضب

از بین بردن غضب ممکن نیست و آنچه مد نظر است، کنترل و شکستن حدّت و شدّت آن است[۱۹] که برخی از راههای آن عبارت است از:

  • ذکر خدا (مانند ذکر اعوذ بالله من الشیطان الرجیم[۲۰] و ذکر لاحول ولا قوة الا بالله و...).[۲۱]
  • مشغول کردن خود به امری مهم.
  • سرکوب کردن غضب با نقطه مقابل اسباب آن (کبر با تواضع، حرص با قناعت و...).[۲۲]
  • تغییر حالت بدن (اگر شخص در حالت عصبانیت ایستاده است، بنشیند و اگر نشسته است، برخیزد و...).[۲۳]

پانویس

  1. ↑ اخلاق دینی در اندیشه شیعی، ص ۱۱۹.
  2. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات، ترجمه غلامرضا خسروی، تهران، مرتضوی، ۱۳۷۲، اول، ج۳، ص۳۲.
  3. ↑ همان، ج۲، ص۹۷۴.
  4. ↑ همان، ج۳، ص۳۳.
  5. ↑ نصر اصفهانی، محمد؛ اخلاق دینی در اندیشه شیعی، قم، نهاوندی، ۱۳۷۸، ص۱۱۷.
  6. ↑ مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ اخلاق در قرآن، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب علیه السلام، ۱۳۸۲، ج۳، ص۳۸۸.
  7. ↑ نراقی، مهدی؛ علم اخلاق اسلامی (گزیده ترجمه جامع السعادات)، ترجمه جلال الدین مجتبوی، ۱۳۷۲، ص ۱۳۷.
  8. ↑ سوره فرقان/۱۲.
  9. ↑ خادم الذاکرین، اکبر؛ اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب، ۱۳۸۲، ج۲، ص۴۰۲.
  10. ↑ علم اخلاق اسلامی، پیشین، ص ۱۴۰.
  11. ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.
  12. ↑ الكافى، ج ۲، ص ۱۱۰.
  13. ↑ میزان الحکمه، محمد ری شهری، ص ۴۳۳۵.
  14. ↑ اصول کافى، ج۳، ص۴۱۳، روایت۵
  15. ↑ اصول کافى، ج۳، ص۴۱۵، روایة:۱۴
  16. ↑ اصول کافى، ج۳، ص۴۱۳، روایة:۶
  17. ↑ اصول کافى، ج۳، ص۴۱۳، روایة:۷
  18. ↑ اصول کافى، ج۳، ص۴۱۲، روایة:۲
  19. ↑ علم اخلاق اسلامی (گزیده ترجمه جامع السعادات، پیشین، ص ۱۳۹.
  20. ↑ سفینة البحار، باب غضب، به نقل از اخلاق در قرآن، ص ۲۹۴.
  21. ↑ جامع الاحادیث، ج۱۳، ص۴۷۲، به نقل از اخلاق در قرآن، ص۲۹۴.
  22. ↑ حقایق، پیشین، ص ۱۶۸.
  23. ↑ میزان الحکمه، پیشین، ص۴۳۳۹.

منابع

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه