خطبه متقین
خطبه متقین یا خطبه هَمّام، خطبهٔ ۱۹۳ نهج البلاغه است که امام علی (علیهالسلام) در پاسخ به درخواست همّام، از یاران پارسا و عابد خود، در وصف پرهیزگاران ایراد کرد. همّام از امام خواست متقین را چنان وصف کند که گویی آنان را میبیند و بر درخواست خود اصرار ورزید. امام (علیهالسلام) پس از حمد و ثنای خداوند و درود بر پیامبر (صلی الله علیه و آله)، با یادآوری بینیازی خدا از طاعت بندگان، سیمای متقین را در عرصههای اعتقادی، عبادی، اخلاقی و اجتماعی ترسیم کرد. در این خطبه نزدیک به یکصد نشانه از سیرهٔ فردی و اجتماعی پرهیزگاران بیان شده است. بلاغت، ایجاز، توازنهای لفظی و معنوی و بهرهگیری از قرآن، این خطبه را در شمار شاهکارهای نهج البلاغه قرار داده است. بنابر گزارش نهج البلاغه، همّام پس از شنیدن خطبه جان سپرد و امام (علیهالسلام) فرمود از این پیشامد بیم داشت.[۱]
محتویات
نام و جایگاه
سید رضی در نهج البلاغه این سخن را با عنوان «و من خطبة له (علیهالسلام) یصف فيها المتقین» آورده و نامی برای آن ثبت نکرده است.[۲] ازاینرو در آثار بعدی، آن را به سبب موضوعش «خطبه متقین» و به سبب نام درخواستکننده، «خطبه همّام» خواندهاند. شمارهٔ این خطبه در نسخهٔ صبحی صالح ۱۹۳ است و در شرح ابن میثم بحرانی با شمارهٔ ۱۸۴ آمده است.[۳]
این خطبه از خطبههای مشهور نهج البلاغه است؛ مکارم شیرازی آن را جامعترین خطبهٔ نهج البلاغه در زمینهٔ اخلاق و تقوا دانسته است.[۴] شمار صفات متقین در این خطبه را نزدیک به یکصد یا بیش از آن گفتهاند.[۵] خطبه با حمد و ثنای خدا آغاز میشود، سپس سیمای کلی متقین، سیرهٔ شبانه و روزانهٔ آنان، نشانههای فردی و اجتماعی، و در پایان داستان همّام را در بر میگیرد.[۶]
زمینهٔ صدور
در آغاز خطبه آمده است که یکی از یاران امام (علیهالسلام) به نام همّام، مردی عابد و پارسا، به آن حضرت گفت: «صِفْ لِيَ الْمُتَّقِينَ حَتَّى كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِمْ»؛ پرهیزگاران را برایم وصف کن، چنانکه گویی آنان را میبینم.[۷] امام (علیهالسلام) نخست از پاسخ درنگ کرد و فرمود: «ای همّام، از خدا بترس و نیکوکار باش که خدا با پرهیزگاران و نیکوکاران است.» این عبارت، اقتباسی از آیهٔ ۱۲۸ سورهٔ نحل است:
«إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ»[۸]
«بیگمان خدا با کسانی است که تقوا پیشه کردهاند و کسانی که نیکوکارند.»
همّام به این مقدار قانع نشد و با اصرار از امام خواست وصف را کامل کند. امام (علیهالسلام) حمد و ثنای خدا را به جای آورد، بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) درود فرستاد و خطبه را آغاز کرد.[۹]
دربارهٔ نام و نسب همّام اختلاف است. در نهج البلاغه تنها «همّام» و «مردی عابد» آمده است.[۱۰] ابن ابی الحدید او را همّام بن شریح بن یزید و از شیعیان امام (علیهالسلام) دانسته است.[۱۱] در کنز الفوائدِ کراجکی، نام او همّام بن عبادة بن خثیم، برادرزادهٔ ربیع بن خثیم، ثبت شده است.[۱۲] در الکافی نیز روایتی با همین زمینه آمده که در آن همّام «عابد، ناسک و مجتهد» توصیف شده است.[۱۳]
در پایان خطبه گزارش شده است که همّام با شنیدن اوصاف متقین فریادی کشید و جان سپرد: «فَصَعِقَ هَمّامٌ صَعْقَةً كانَتْ نَفْسُهُ فيها». امام (علیهالسلام) فرمود: «به خدا سوگند از این پیشامد بر او بیم داشتم.» سپس در پاسخ کسی که پرسید چرا این سخن در خود او اثر نمیکند، فرمود: «هر اجلی زمانی دارد که از آن فراتر نمیرود و سببی که از آن درنمیگذرد.»[۱۴]
محتوا و آموزهها
خدا، دنیا و آخرت
خطبه با توحید و تبیین رابطهٔ خدا و آفریدهها آغاز میشود: خداوند آفریدگان را در حالی آفرید که از طاعتشان بینیاز و از نافرمانیشان ایمن بود؛ نه گناه گنهکاران به او زیان میرساند و نه طاعت مطیعان به او سود میبخشد. او معیشت آنان را میانشان تقسیم کرد و هر کس را در جایگاه خود در دنیا قرار داد.[۱۵] این مقدمه، زمینهٔ نگاه متقین به دنیا را فراهم میکند. آنان اهل فضیلتاند:
«فَالْمُتَّقُونَ فِيهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ: مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ، وَمَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ، وَمَشْيُهُمُ التَّوَاضُعُ»[۱۶]
«پرهیزگاران در دنیا اهل فضیلتاند؛ گفتارشان درست، پوشششان میانهروی و راه رفتنشان فروتنی است.» متقین دنیا را در دل راه نمیدهند: «دنیا آنان را خواست و آنان دنیا را نخواستند، و دنیا آنان را اسیر کرد و ایشان جان خویش را از آن بازخریدند.»[۱۷] چشمانداز آخرتی آنان چنان روشن است که گویی بهشت و دوزخ را دیدهاند:
«فَهُمْ وَالْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ، وَهُمْ وَالنَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُونَ»[۱۸]
«آنان به بهشت همچون کسی مینگرند که آن را دیده و در آن متنعم است، و به دوزخ همچون کسی که آن را دیده و در آن شکنجه میبیند.»
شب و روز پرهیزگاران
بخش مشهور خطبه، سیمای شبانهٔ متقین است:
«أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ، تَالِينَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا»[۱۹]
«شبها به نماز میایستند و بخشهایی از قرآن را با ترتیل میخوانند.» خواندنشان تنها لفظ نیست؛ «با آن جان خود را اندوهگین میکنند و داروی درد خویش را میجویند.» آیات قرآن در آنان اثر میگذارد: آیهٔ تشویق، شوقشان را برمیانگیزد و آیهٔ انذار، گوش دلشان را باز میکند؛ گویی نالهٔ دوزخ را میشنوند و از بیم آن به رکوع و سجود میافتند و آزادی خویش را از خدا میطلبند.[۲۰]
در روز، «بردباران، دانایان، نیکوکاران و پرهیزگاران»اند. ترس خدا آنان را چون تیرتراش لاغر کرده است، تا آنجا که بیننده آنان را بیمار میپندارد، در حالی که بیماری ندارند.[۲۱]
اخلاق فردی و اجتماعی
متقین به کردار خود بسنده نمیکنند: «به اندک خشنود نمیشوند و بسیار را زیاد نمیشمارند.» آنان خود را متهم میدانند و از کردار خویش بیمناکاند.[۲۲] هنگام ستایش نمیبالند؛ میترسند و میگویند: «من به خود از دیگران داناترم؛ خدایا مرا به آنچه میگویند مؤاخذه مکن و بهتر از گمانشان قرار ده و آنچه را نمیدانند بر من ببخش.»[۲۳]
بخش پایانی خطبه، مجموعهای از نشانههای فردی و اجتماعی است: نیرومندی در دین، قاطعیت در نرمی، ایمان در یقین، حریص بودن در دانش، دانایی در بردباری، میانهروی در توانگری، فروتنی در عبادت، آراستگی در تهیدستی، شکیبایی در سختی، طلب روزی حلال، نشاط در هدایت و پرهیز از طمع.[۲۴] در رفتار اجتماعی، از سخن زشت دورند، گفتارشان نرم است، امانت را تباه نمیکنند، همسایه را آزار نمیدهند، مصیبتدیدگان را شماتت نمیکنند، در باطل وارد نمیشوند و از حق بیرون نمیروند. کسی را که به آنان ستم کرده میبخشند، به کسی که محرومشان کرده عطا میکنند و با کسی که از آنان بریده میپیوندند.[۲۵]
جمعبندی خطبه دربارهٔ آنان این است: «خودش از دست خویش در رنج است و مردم از او در آسایش.» «خویش را برای آخرت به رنج افکند و مردم را از شر خود آسوده کرد.»[۲۶]
ویژگیهای ادبی
خطبه متقین از نظر بلاغی در شمار برجستهترین سخنان امام (علیهالسلام) است. کوتاهی جملهها، سجع، جناس، تکرار آواها، موازنه و مراعات نظیر، زبان آن را آهنگین و مؤثر کرده است.[۲۷] تضادهای معنایی مانند «نیرومندی در دین و قاطعیت در نرمی» و «دوری از روی زهد و پاکی، نزدیکی از روی نرمی و رحمت» تصویری متوازن از شخصیت متقی میسازد.[۲۸]
بهرهگیری از قرآن، بهویژه در عبارت «از خدا بترس و نیکوکار باش» و اشاره به آیهٔ ۱۲۸ سورهٔ نحل، و همچنین تصاویر حسی مانند «ترس، آنان را چون تیرتراش لاغر کرده» و «بیننده آنان را بیمار میپندارد»، از دیگر ویژگیهای ادبی آن است.[۲۹] شارحان نهج البلاغه، از جمله ابن ابی الحدید، این خطبه را در شرح خود آورده و به تفصیل دربارهٔ آن سخن گفتهاند.[۳۰]
اعتبار و اختلاف پژوهشها
خطبه متقین در نهج البلاغه بدون سند آمده است.[۳۱] با این حال، متنی نزدیک به آن در منابع کهن شیعی نیز نقل شده است. کلینی (درگذشت ۳۲۹ق) در الکافی، در «باب المؤمن و علاماته و صفاته»، روایتی آورده که در آن همّام در حال خطبهٔ امام (علیهالسلام) از او وصف مؤمن را میخواهد و امام اوصافی نزدیک به خطبهٔ متقین بیان میکند؛ اما الفاظ و ترتیب آن با نهج البلاغه یکسان نیست و در آن، همّام پس از شنیدن سخن بیهوش میشود، نه اینکه جان بسپارد.[۳۲]
ابن شعبه حرانی در تحف العقول نیز متنی با عنوان «وصفه (علیهالسلام) المتقین» آورده که با خطبهٔ نهج البلاغه شباهت بسیار دارد، ولی در برخی واژهها و جملهها با آن متفاوت است؛ برای نمونه، در تحف العقول «حكماء علماء» آمده و در نهج البلاغه «حلماء علماء».[۳۳] این خطبه در منابع دیگری مانند امالی شیخ صدوق، کنز الفوائد کراجکی، روضة الواعظین فتال نیشابوری و التمحیص ابن همام اسکافی نیز نقل شده است.[۳۴]
ازاینرو برخی پژوهشگران معاصر این خطبه را معتبر یا متواتر دانستهاند؛ ناصر مکارم شیرازی آن را بسیار معتبر شمرده و محمدتقی مصباح یزدی بر تواتر آن تأکید کرده است.[۳۵] در برابر، برخی پژوهشهای اخیر با بررسی تطبیقی نسخههای کهن، در اصالت و انتساب آن تردید کردهاند. کاظم استادی در مطالعهای، متن خطبه را در منابع متقدم تا قرن هفتم در سه الگوی متفاوت یافته و گوینده و راوی آن را نامتعین دانسته است؛ او با توجه به شواهد متنی و داستان همّام، حتی احتمال داده است که این خطبه از میراث صوفیه باشد.[۳۶] این دیدگاهها نشان میدهد که بحث دربارهٔ اصالت و منشأ خطبه متقین همچنان ادامه دارد.
ترجمهها و شرحها
خطبه متقین در شرحهای کامل نهج البلاغه، مانند شرح ابن ابی الحدید (ج۱۰)، شرح ابن میثم بحرانی (ج۳) و پیام امام امیرالمؤمنین (ع) اثر ناصر مکارم شیرازی (ج۷)، شرح شده است.[۳۷] شرحهای مستقلی نیز بر آن نوشته شده است؛ از جمله اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین) اثر ناصر مکارم شیرازی در دو جلد که به شرح صفات متقین میپردازد،[۳۸] و شرح خطبه متقین (شرح حدیث همام) اثر محمدتقی مجلسی که با تصحیح جویا جهانبخش منتشر شده است.[۳۹]
پانویس
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۳-۳۰۶.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۳.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۳؛ ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغة، ج۳، ص۴۰۹.
- ↑ مکارم شیرازی، اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، ج۱، ص۸.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۳۶۰؛ استادی، «شناسایی گوینده خطبه مشهور به متقین»، ص۱۱.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۳-۳۰۶.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۳.
- ↑ قرآن کریم، سورهٔ نحل، آیهٔ ۱۲۸.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۳.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۳.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱۰، ص۱۳۳.
- ↑ کراجکی، کنز الفوائد، ج۱، ص۸۹.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۲۶.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۶.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۳.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۳.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۴.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۳-۳۰۴.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۴.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۴.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۴.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۴-۳۰۵.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۵.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۵.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۵-۳۰۶.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۶.
- ↑ اقبالی و حسنپور، «نگاهی سبکشناسانه به خطبه متقین»، ص۱۰۹-۱۲۷.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۵-۳۰۶.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۳-۳۰۴؛ اقبالی و حسنپور، همان، ص۱۲۵-۱۲۶.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱۰، ص۱۳۳ به بعد.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۳.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۲۶-۲۳۰.
- ↑ ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۱۵۹-۱۶۲؛ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص۳۰۴.
- ↑ شیخ صدوق، الأمالی، ص۵۷۰-۵۷۴؛ کراجکی، کنز الفوائد، ج۱، ص۸۹-۹۲؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۲، ص۴۳۸-۴۳۹؛ ابن همام اسکافی، التمحیص، ص۷۰-۷۳.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج۷، ص۵۲۷؛ مصباح یزدی، «سیمای پرهیزکاران در خطبه متقین امیرالمؤمنین (ع)»، ص۶.
- ↑ استادی، «شناسایی گوینده خطبه مشهور به متقین»، ص۱۱-۵۴؛ همو، «بررسی تطبیقی متن خطبه متقین (همام) در منابع متقدم»، ص۱۱۷-۱۴۱.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱۰، ص۱۳۳ به بعد؛ ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغة، ج۳، ص۴۰۹ به بعد؛ مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج۷، ص۵۲۷-۵۲۹.
- ↑ مکارم شیرازی، اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، ج۱-۲.
- ↑ مجلسی، شرح خطبه متقین (شرح حدیث همام)، ۱۳۸۵ش.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبةالله؛ شرح نهج البلاغة، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دار احیاء الکتب العربیة، ۱۹۵۹-۱۹۶۴م؛ ج۱۰.
- ابن شعبه حرانی، حسن بن علی؛ تحف العقول عن آل الرسول (ص)، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۴ق.
- ابن میثم بحرانی، میثم بن علی؛ شرح نهج البلاغة، تهران: دفتر نشر کتاب، ۱۴۰۴ق؛ ج۳.
- ابن همام اسکافی، محمد؛ التمحیص، قم: مدرسة الإمام المهدی (عج)، ۱۴۰۴ق.
- اقبالی، عباس و مهوش حسنپور؛ «نگاهی سبکشناسانه به خطبه متقین»، پژوهشنامه نهج البلاغه، ش۱۴، تابستان ۱۳۹۵ش؛ ص۱۰۹-۱۲۷.
- استادی، کاظم؛ «بررسی تطبیقی متن خطبه متقین (همام) در منابع متقدم»، معارف اهل بیت (ع)، ش۲، تابستان ۱۴۰۱ش؛ ص۱۱۷-۱۴۱.
- استادی، کاظم؛ «شناسایی گوینده خطبه مشهور به متقین»، مطالعات ادبیات شیعی، سال ۱، ش۲، تابستان ۱۴۰۳ش؛ ص۱۱-۵۴.
- شیخ صدوق، محمد بن علی؛ الأمالی، تهران: کتابچی، ۱۳۷۶ش.
- فتال نیشابوری، محمد بن احمد؛ روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، قم: انتشارات رضی، ۱۳۷۵ش؛ ج۲.
- کراجکی، محمد بن علی؛ کنز الفوائد، قم: دار الذخائر، ۱۴۱۰ق؛ ج۱.
- کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافی، تحقیق علیاکبر غفاری، تهران: دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق؛ ج۲.
- مجلسی، محمدتقی؛ شرح خطبه متقین (شرح حدیث همام)، تصحیح جویا جهانبخش، تهران: اساطیر، ۱۳۸۵ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی؛ «سیمای پرهیزکاران در خطبه متقین امیرالمؤمنین (ع)»، معرفت، ش۲۱۷، دی ۱۳۹۴ش.
- مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، تهران: صدرا، ۱۳۷۲ش؛ ج۱۶.
- مکارم شیرازی، ناصر؛ اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین)، قم: نسل جوان، چاپ اول، ۱۳۸۵ش؛ ج۱-۲.
- مکارم شیرازی، ناصر؛ پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، تهران: دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۶ش؛ ج۷.




