ابن رشد اندلسی
ابن رشد اندلسی (ابوالولید محمد بن احمد بن محمد بن رشد؛ ۵۲۰–۵۹۵ ق / ۱۱۲۶–۱۱۹۸ م) فیلسوف، فقیه، پزشک و قاضی برجسته اندلسی بود.[۱][۲]
محتویات
زندگی و خاندان
ابن رشد در سال ۵۲۰ هجری قمری در شهر قرطبه در اندلس زاده شد.[۱] خاندان او از فقیهان و عالمان نامدار بودند و پدربزرگ و پدرش منصب قاضیالقضات اندلس را بر عهده داشتند.[۱] او در سال ۵۶۵ ق قاضی اشبیلیه شد و پس از ده سال به قرطبه بازگشت و در سال ۵۷۸ ق به عنوان قاضیالقضات قرطبه منصوب شد.[۱] ابن رشد در نهم صفر ۵۹۵ هجری قمری در مراکش درگذشت و پس از سه ماه جسدش را به قرطبه بردند و در آنجا به خاک سپردند.[۱]
ابن رشد در اواخر عمر به دلایل نامعلومی- شاید اختلاف وی با فقیهان- از دربار موحدین طرد شد، و به دنبال صدور فرمانی مبنی بر تحریم و تکفیر فلسفه و فیلسوفان، به روستای یهودینشین یسانه (الیسانة) در حوالی قرطبه تبعید شد.[۱] در این مدت، خلیفه منصور موحدی دستور داد کتابهای او را در قرطبه علناً بسوزانند و برخی از شاگردانش نیز به تبعید فرستاده شدند.[۱] ابن رشد پس از دو یا سه سال تبعید، در حالی که مورد عفو منصور موحدی قرار گرفته بود، در نهم صفر ۵۹۵ درگذشت.[۱] گفته میشود ابن عربی، عارف شهیر مراکشی، در مجلس بزرگداشت او حضور داشت.[۱]
فلسفه ابن رشد
ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو میشناسند.[۳] آنچه آثار او گواهی میدهد این است که او اهل نظر و دقت است و در جایگاه فیلسوف و مدافع و مروج فلسفه نمیتوانست در برابر آثار ارسطو، فیلسوف و رئیس راه و رسم مشایی، بیتفاوت باشد.[۳]
شرحهای ابن رشد بر ارسطو
ابن رشد برای آثار ارسطو سه نوع شرح نوشت که هر یک ویژگی متفاوتی دارد:[۴][۵]
- شرح اکبر (تفسیر بزرگ): در این نوع شرح، ابن رشد هر فقره از فقرات ارسطو را بهطور کامل نقل میکند و سپس جزءبهجزء به تفسیر آن میپردازد. در این شرح، ابن رشد نظر خود را نیز اظهار میکند و از این رو، شرح اکبر او تنها شرح نیست، بلکه اثری فلسفی مستقل به شمار میآید.[۴][۵] شرح کبیر بر «درباره نفس» ارسطو از مهمترین آثار اوست که متن عربی آن از میان رفته و تنها ترجمه لاتین آن باقی مانده است.[۶]
- شرح اوسط (تفسیر میانه): در این نوع، ابن رشد کلمات اول هر فقره از متن ارسطو را نقل میکند و سپس به شرح و توضیح باقی مطلب میپردازد.[۴][۵]
- تلخیص (جوامع): در این نوع، ابن رشد بهطور مستقل و با روش خود به بیان آرای ارسطو میپردازد و مطالب را به شیوهای منظم و با تکیه بر آثار دیگر ارسطو تکمیل میکند.[۴][۵]
ابن رشد شرحهایی بر کتابهای «تحلیلات ثانیه» (کتاب البرهان)، «سماع طبیعی»، «السماء والعالم»، «النفس»، «ما بعدالطبیعه»، «ارگانون» (منطق) و کتاب «الکون والفساد» نوشت و همچنین تلخیصهایی از «الآثار العلویه»، «اخلاق نیکوماخوس» و «الحس والمحسوس» ارائه کرد.[۴]
انتقال فلسفه ارسطو به جهان اسلام و غرب
ابن رشد در انتقال فلسفه ارسطو به جهان اسلام و از آنجا به غرب نقشی محوری داشت. او در سال ۱۱۶۹ میلادی (۵۶۵ ق) شروع به نوشتن سلسلهای از شرحها بر آثار ارسطو کرد و این آثار را احتمالاً از ترجمههای عربی و سریانی از یونانی اصلی خوانده بود.[۷]
شرحهای ابن رشد پس از ترجمه به لاتین و عبری، تأثیری عمیق بر فیلسوفان یهودی و مسیحی گذاشت و او را به «شارح بزرگ» (The Commentator) مشهور ساخت.[۸] در قرن سیزدهم میلادی، مترجمانی چون مایکل اسکات (Michael Scot) آثار او را از عربی به لاتین برگرداندند.[۹] ترجمههای لاتین شرحهای ابن رشد، بهویژه شرح کبیر بر «درباره نفس»، بهعنوان متون اصلی فلسفه ارسطویی در دانشگاههای اروپایی تدریس میشد.[۶] مورخان غربی ابن رشد را مؤثرترین فیلسوف مسلمان در تفکر اروپایی میشناسند و مکتب فکری «ابنرشدیگری» (Averroism) در دانشگاههای پاریس و پادوآ شکل گرفت.[۱][۸] تأثیر شرحهای ابن رشد بر اندیشمندان اروپایی تا حدی بود که برخی پژوهشگران او را در شکلگیری رنسانس و روشنگری اروپایی مؤثر میدانند.[۸]
آثار و تألیفات
ابن رشد در بسیاری از موضوعات علمی از قبیل فلسفه، کلام، فقه، ستارهشناسی، پزشکی، لغت، ادبیات و اخلاق صاحب تألیف است.[۱]
- فصل المقال: کتابی به عربی در فلسفه است که نام کامل آن «فصل المقال فی تقریر ما بین الشریعة و الحکمة من الاتصال» است. مؤلف در این اثر میکوشد تا علم فلسفه و گرایش به علوم عقلی را با شریعت سازگار کند.[۱۰][۱۱] در این کتاب، ابن رشد مردم را به سه دسته عامه (اهل خطابه)، متکلمان (اهل جدل) و حکما (اهل برهان) تقسیم میکند و تأویل برهانی را ویژه حکما میداند.[۱۲]
- تهافت التهافت: از بزرگترین آثار کلامی-فلسفی ابن رشد و پاسخیه او به «تهافت الفلاسفة» غزالی است.[۱۳][۱۴]
- الکلیات: از معروفترین آثار پزشکی ابن رشد است.[۱]
- بدایة المجتهد و نهایة المقتصد: اثری مهم در فقه مالکی است.[۱]
- تلخیص ما بعدالطبیعه: تلخیص کتاب «ما بعدالطبیعه» ارسطو است که ابن رشد در آن، گاه سخنان خود را بهطور مستقل از متن ارسطو آورده و مطالب را تلخیص کرده است.[۱۵]
تأثیر و میراث
در قرون وسطی، شرحهای ابن رشد بسیار مورد توجه فیلسوفان یهودی و مسیحی قرار گرفت و همراه با تألیفاتش به عبری و لاتین ترجمه شد.[۱] مورخان غربی، ابن رشد را نامدارترین فیلسوف اسلام و مؤثرترین آنان در تفکر اروپایی میشناسند و به همین جهت او را «شارح بزرگ» لقب دادند.[۱]
با این حال، درباره ورود میراث ابن رشد به جهان اسلام و ایران، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. شماری از مستشرقان و تعدادی از اندیشمندان مسلمان بر این باورند که میراث حکمی و کلامی ابن رشد در جهان اسلام و از جمله ایران، وارد نشد و حکیمان و متکلمان مسلمان التفاتی به نوشتههای او نکردند.[۱۶] توجیهاتی مانند نبود نسخههای آثار ابن رشد یا نداشتن شاگردان وفادار به وی نیز بر این باور ارائه شده است.[۱۶]
نتیجه
ابن رشد اندلسی با شرحهای دقیق خود بر ارسطو و آثار فلسفی مستقل خود، یکی از تأثیرگذارترین متفکران تاریخ فلسفه اسلامی و حلقه وصل فلسفه یونان به اروپای لاتینی است.[۱][۳] اندیشه او در هماهنگی دین و فلسفه، نظریه عقل و مباحث انسانشناختی، همچنان موضوع پژوهشهای معاصر در ایران و جهان است.[۱۶][۲]
منابع
- ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ ۱٫۱۳ ۱٫۱۴ ۱٫۱۵ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. *دانشنامه بزرگ اسلامی*. جلد ۳، ذیل «ابن رشد، ابوالولید محمد». تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۰، صص ۱۲۳۸–۱۲۳۹.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ابراهیمی دینانی، غلامحسین. *درخشش ابن رشد در حکمت مشاء*. تهران: طرح نو، ۱۳۸۵، فصل اول: «پرتو اندیشه ابن رشد و ابن سینا در آثار فلسفی قرون وسطی مغربزمین»، ص ۸۸.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ «ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو میشناسند.» *قبسات*، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ *تاریخ الفکر الأندلسی*، بخش «شروح مؤلفات أرسطو».
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ «شرح ابن رشد مؤلفات أرسطو بثلاث طرق: شرح صغير وشرح وسط وشرح كبير.»
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، مدخل «ابنرشد».
- ↑ «Three Books on the Soul.» Qatar Digital Library.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ «Ibn Rushd (Averroës).» *Oxford Bibliographies*, 2020.
- ↑ *ترجمه لاتین شرح کبیر درباره نفس*، حدود ۱۲۲۰ میلادی.
- ↑ دانشنامه آزاد فارسی، «فصل المقال».
- ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. *فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال*. ترجمه سید جعفر سجادی. تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۸، مقدمه مترجم.
- ↑ همان، ج۱، صص ۷۶ و ۸۸.
- ↑ دانشنامه آزاد فارسی، «تهافت التهافت».
- ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. *تهافت التهافت*. ترجمه حسن فتحی. تهران: حکمت، ۱۳۸۷، مقدمه مترجم، صص ۱–۳۰.
- ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. *تلخیص ما بعدالطبیعه*. تحقیق عبدالرحمن بدوی. قاهره: مکتبه النهضة المصریة، ۱۹۵۸، مقدمه محقق.
- ↑ ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲ نوئی، ابراهیم. «واکاوی سرانجام میراث فلسفی و کلامی ابن رشد در جهان اسلام.» *پژوهشهای علم و دین*، دوره ۱۳، شماره ۱ (۱۴۰۱): ۳۱۵–۳۳۴، بخش نتیجهگیری.




