تست:معنی کلمات آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«2» ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ
آن كتاب (با عظمت كه) در (حقّانيت) آن هيچ ترديدى راه ندارد، راهنماى پرهيزگاران است.
نکته ها
«لا رَيْبَ فِيهِ» يعنى در اينكه قرآن از سوى خداست، شكّى نيست. زيرا مطالب آن به گونهاى است كه جايى براى اين شكّ وترديد باقى نمىگذارد واگر شكّى در كار باشد، بخاطر سوءظن وروحيّه لجاجت افراد است. چنانكه قرآن مىفرمايد: «فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ» «1» آنان در شكّى كه خود ايجاد مىكنند، سردرگم هستند.
هدف قرآن، هدايت مردم است و اگر به مسائلى از قبيل خلقتِ آسمانها و زمين و گياهان و حيوانات و ... اشاره كرده به خاطر آن است كه توجّه مردم به آنها، موجب توجّه به علم و قدرت و حكمت خداوند گردد. «2»
قرآن وسيله هدايت همه مردم است؛ «هُدىً لِلنَّاسِ» «3» همانند خورشيد بر همه مىتابد،
«1». توبه، 45.
«2». در قرآن به موضوعات طبيعى، كيهانى، تاريخى، فلسفى، سياسى و صنعتى اشاراتى شده، ولى هدف اصلى هدايت است.
«3». بقره، 185.
جلد 1 - صفحه 47
ولى تنها كسانى از آن بهره مىبرند كه فطرتِ پاك داشته و در برابر حقّ خاضع باشند؛ «هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» همچنان كه نور خورشيد، تنها از شيشهى تميز عبور مىكند، نه از خشت وگِل. لذا فاسقان «1»، ظالمان «2»، كافران «3»، دلمردگان «4»، مسرفان و تكذيب كنندگان «5» از هدايت قرآن بهرهمند نمىشوند.
سؤال: اين آيه درباره قرآن ومطالب آن مىفرمايد: «لا رَيْبَ فِيهِ» هيچ شكّى در آن نيست. در حالى كه خود قرآن شكّ وترديد مخالفان را در اين باره بيان مىدارد: يك جا مىفرمايد:
«إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيبٍ» «6» ما درباره آنچه ما را به آن مىخوانى، در شكّ هستيم. و در مورد شكّ در وحى ونبوّت نيز مىخوانيم: «بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي» «7» دربارهى قيامت نيز آمده: «لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِي شَكٍّ» «8» بنابراين چگونه مىفرمايد: «لا رَيْبَ فِيهِ» هيچ شكّى در قرآن ومحتواى آن نيست؟
پاسخ: مراد از جمله «لا رَيْبَ فِيهِ» آن نيست كه كسى در آن شكّ نكرده و يا شكّ نمىكند، بلكه منظور آن است كه حقّانيت قرآن به قدرى محكم است كه جاى شكّ ندارد و اگر كسى شكّ كند به خاطر كور دلى خود اوست. چنانكه در آيه 66 سوره نمل مىفرمايد: «بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ» «9»
پیام ها
1- قرآن در عظمت، مقامى بس والا دارد. «ذلِكَ» در ادبيات عرب، «ذلِكَ» اسم اشاره به دور است. در اينجا به قرآن كه در پيش روى ماست، با «ذلِكَ» اشاره مىكند كه از عظمتِ دست نايافتنى قرآن حكايت مىكند.
«1». «لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ» توبه، 80.
«2». «لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» مائده، 51.
«3». «لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ» مائده، 67.
«4». «لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ» زمر، 3.
«5». «لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ» غافر، 28.
«6». هود، 62.
«7». ص، 8.
«8». سبأ، 21.
«9». نخبة التفاسير به نقل از آيةاللَّه جوادى.
جلد 1 - صفحه 48
2- راهنما بايد در روش دعوت و محتواى برنامه خود، قاطع و استوار باشد.
جملهى «لا رَيْبَ فِيهِ» نشانگر استوارى و استحكام قرآن است.
3- توانِ قرآن بر هدايت پرهيزكاران، خود بهترين دليل بر اتقان و حقّانيت آن است. «هُدىً لِلْمُتَّقِينَ»
4- تنها افراد پاك وپرهيزكار، از هدايت قرآن بهرهمند مىشوند. «هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» هركس كه ظرف دلش پاكتر باشد، بهرهمندى و نورگيرى او بيشتر است. «1»تحقیق در کلمات آیه
تجزیه
أَيُّهَا
معنی
این کلمه از ریشه ءيي است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
آمَن
معنی
این کلمه از ریشه ءمن است.
کاربردها در قرآن
- کلمات با ریشه ءمن در قرآن
- [[ریشه:ءمن#آمَن
" <Subword subentry=""ُو" + ا|کلمه "آمَن
" <Subword subentry=""ُو" + ا" در قرآن]]تجزیه
تَدَايَن
معنی
این کلمه از ریشه دين است.
کاربردها در قرآن
- کلمات با ریشه دين در قرآن
- [[ریشه:دين#تَدَايَن
" <Subword subentry=""ْتُمْ"|کلمه "تَدَايَن
" <Subword subentry=""ْتُمْ"" در قرآن]]تجزیه
بِ + دَيْنٍ
معنی
این کلمه از ریشه دين است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
أَجَلٍ
معنی
این کلمه از ریشه ءجل است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
مُسَمًّى
معنی
این کلمه از ریشه سمو است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
فَ + اُكْتُب
معنی
این کلمه از ریشه كتب است.
کاربردها در قرآن
- کلمات با ریشه كتب در قرآن
- [[ریشه:كتب#اُكْتُب
" <Subword subentry=""ُو" + هُ|کلمه "اُكْتُب
" <Subword subentry=""ُو" + هُ" در قرآن]]تجزیه
ل + يَكْتُبْ
معنی
این کلمه از ریشه كتب است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
بَيْنَ
معنی
این کلمه از ریشه بين است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
كَاتِبٌ
معنی
این کلمه از ریشه كتب است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
بِ + الْ + عَدْلِ
معنی
این کلمه از ریشه عدل است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
يَأْبَ
معنی
این کلمه از ریشه ءبي است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
كَاتِبٌ
معنی
این کلمه از ریشه كتب است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
يَكْتُبَ
معنی
این کلمه از ریشه كتب است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
عَلَّمَ
معنی
این کلمه از ریشه علم است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
اللَّهُ
معنی
این کلمه از ریشه ءله است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
فَ + لْ + يَكْتُبْ
معنی
این کلمه از ریشه كتب است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
لِ + يُمْلِلْ
معنی
این کلمه از ریشه ملل است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
الْ + حَقُّ
معنی
این کلمه از ریشه حقق است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
لْ + يَتَّقِ
معنی
این کلمه از ریشه وقي است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
اللَّهَ
معنی
این کلمه از ریشه ءله است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
رَبَّ
معنی
این کلمه از ریشه ربب است.
کاربردها در قرآن
تجزیه
يَبْخَسْ
معنی
این کلمه از ریشه بخس است.
کاربردها در قرآن
شکل دوم
- أَيُّهَا=أَيُّهَا -->از ریشه ءيي (معنی)
- آمَنُوا=آمَن -->از ریشه ءمن (معنی)
- تَدَايَنْتُمْ=تَدَايَن -->از ریشه دين (معنی)
- بِدَيْنٍ=بِ + دَيْنٍ -->از ریشه دين (معنی)
- أَجَلٍ=أَجَلٍ -->از ریشه ءجل (معنی)
- مُسَمًّى=مُسَمًّى -->از ریشه سمو (معنی)
- فَاكْتُبُوهُ=فَ + اُكْتُب -->از ریشه كتب (معنی)
- لْيَكْتُبْ=ل + يَكْتُبْ -->از ریشه كتب (معنی)
- بَيْنَكُمْ=بَيْنَ -->از ریشه بين (معنی)
- كَاتِبٌ=كَاتِبٌ -->از ریشه كتب (معنی)
- بِالْعَدْلِ=بِ + الْ + عَدْلِ -->از ریشه عدل (معنی)
- يَأْبَ=يَأْبَ -->از ریشه ءبي (معنی)
- كَاتِبٌ=كَاتِبٌ -->از ریشه كتب (معنی)
- يَكْتُبَ=يَكْتُبَ -->از ریشه كتب (معنی)
- عَلَّمَهُ=عَلَّمَ -->از ریشه علم (معنی)
- اللَّهُ=اللَّهُ -->از ریشه ءله (معنی)
- فَلْيَكْتُبْ=فَ + لْ + يَكْتُبْ -->از ریشه كتب (معنی)
- لْيُمْلِلِ=لِ + يُمْلِلْ -->از ریشه ملل (معنی)
- الْحَقُّ=الْ + حَقُّ -->از ریشه حقق (معنی)
- لْيَتَّقِ=لْ + يَتَّقِ -->از ریشه وقي (معنی)
- اللَّهَ=اللَّهَ -->از ریشه ءله (معنی)
- رَبَّهُ=رَبَّ -->از ریشه ربب (معنی)
- يَبْخَسْ=يَبْخَسْ -->از ریشه بخس (معنی)
- شَيْئًا=شَيْئًا -->از ریشه شيء (معنی)
- كَانَ=كَانَ -->از ریشه كون (معنی)
- الْحَقُّ=الْ + حَقُّ -->از ریشه حقق (معنی)
- سَفِيهًا=سَفِيهًا -->از ریشه سفه (معنی)
- ضَعِيفًا=ضَعِيفًا -->از ریشه ضعف (معنی)
- يَسْتَطِيعُ=يَسْتَطِيعُ -->از ریشه طوع (معنی)
- يُمِلَّ=يُمِلَّ -->از ریشه ملل (معنی)
- فَلْيُمْلِلْ=فَ + لْ + يُمْلِلْ -->از ریشه ملل (معنی)
- وَلِيُّهُ=وَلِيُّ -->از ریشه ولي (معنی)
- بِالْعَدْلِ=بِ + الْ + عَدْلِ -->از ریشه عدل (معنی)
- اسْتَشْهِدُوا=اِسْتَشْهِد -->از ریشه شهد (معنی)
- شَهِيدَيْنِ=شَهِيدَيْنِ -->از ریشه شهد (معنی)
- رِجَالِكُمْ=رِجَالِ -->از ریشه رجل (معنی)
- يَكُونَا=يَكُون -->از ریشه كون (معنی)
- رَجُلَيْنِ=رَجُلَيْنِ -->از ریشه رجل (معنی)
- فَرَجُلٌ=فَ + رَجُلٌ -->از ریشه رجل (معنی)
- امْرَأَتَانِ=إِمْرَأَتَانِ -->از ریشه مرء (معنی)
- تَرْضَوْنَ=تَرْض -->از ریشه رضو (معنی)
- الشُّهَدَاءِ=الْ + شُهَدَاءِ -->از ریشه شهد (معنی)
- تَضِلَّ=تَضِلَّ -->از ریشه ضلل (معنی)
- إِحْدَاهُمَا=إِحْدَی -->از ریشه وحد (معنی)
- فَتُذَكِّرَ=فَ + تُذَكِّرَ -->از ریشه ذكر (معنی)
- إِحْدَاهُمَا=إِحْدَی -->از ریشه وحد (معنی)
- الْأُخْرَىٰ=الْ + أُخْرَى -->از ریشه ءخر (معنی)
- يَأْبَ=يَأْبَ -->از ریشه ءبي (معنی)
- الشُّهَدَاءُ=الْ + شُهَدَاءُ -->از ریشه شهد (معنی)
- دُعُوا=دُع -->از ریشه دعو (معنی)
- تَسْأَمُوا=تَسْأَم -->از ریشه سءم (معنی)
- تَكْتُبُوهُ=تَكْتُب -->از ریشه كتب (معنی)
- صَغِيرًا=صَغِيرًا -->از ریشه صغر (معنی)
- كَبِيرًا=كَبِيرًا -->از ریشه كبر (معنی)
- أَجَلِهِ=أَجَلِ -->از ریشه ءجل (معنی)
- ذَلِكُمْ=ذَلِكُمْ
- أَقْسَطُ=أَقْسَطُ -->از ریشه قسط (معنی)
- عِنْدَ=عِنْدَ -->از ریشه عند (معنی)
- اللَّهِ=اللَّهِ -->از ریشه ءله (معنی)
- أَقْوَمُ=أَقْوَمُ -->از ریشه قوم (معنی)
- لِلشَّهَادَةِ=لِ + الْ + شَهَادَةِ -->از ریشه شهد (معنی)
- أَدْنَىٰ=أَدْنَى -->از ریشه دنو (معنی)
- تَرْتَابُوا=تَرْتَاب -->از ریشه ريب (معنی)
- تَكُونَ=تَكُونَ -->از ریشه كون (معنی)
- تِجَارَةً=تِجَارَةً -->از ریشه تجر (معنی)
- حَاضِرَةً=حَاضِرَةً -->از ریشه حضر (معنی)
- تُدِيرُونَهَا=تُدِير -->از ریشه دور (معنی)
- بَيْنَكُمْ=بَيْنَ -->از ریشه بين (معنی)
- فَلَيْسَ=فَ + لَيْسَ -->از ریشه ليس (معنی)
- جُنَاحٌ=جُنَاحٌ -->از ریشه جنح (معنی)
- تَكْتُبُوهَا=تَكْتُب -->از ریشه كتب (معنی)
- أَشْهِدُوا=أَشْهِد -->از ریشه شهد (معنی)
- تَبَايَعْتُمْ=تَبَايَع -->از ریشه بيع (معنی)
- يُضَارَّ=يُضَارَّ -->از ریشه ضرر (معنی)
- كَاتِبٌ=كَاتِبٌ -->از ریشه كتب (معنی)
- شَهِيدٌ=شَهِيدٌ -->از ریشه شهد (معنی)
- تَفْعَلُوا=تَفْعَل -->از ریشه فعل (معنی)
- فُسُوقٌ=فُسُوقٌ -->از ریشه فسق (معنی)
- اتَّقُوا=اِتَّق -->از ریشه وقي (معنی)
- اللَّهَ=اللَّهَ -->از ریشه ءله (معنی)
- يُعَلِّمُكُمُ=يُعَلِّمُ -->از ریشه علم (معنی)
- اللَّهُ=اللَّهُ -->از ریشه ءله (معنی)
- اللَّهُ=اللَّهُ -->از ریشه ءله (معنی)
- بِكُلِّ=بِ + كُلِّ -->از ریشه كلل (معنی)
- شَيْءٍ=شَيْءٍ -->از ریشه شيء (معنی)
- عَلِيمٌ=عَلِيمٌ -->از ریشه علم (معنی)




