شیخ علی رشتی
«شهید آیتالله علی رشتی فومنی» (۱۲۶۸-۱۳۲۷ ق)، فقیه اصولی و عالم مجاهد شیعه در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان میرزا حبیبالله رشتی بود. وی در فقه و اصول فقه و حدیث صاحبنظر و دارای تحقیقاتی ممتاز بود؛ چنانکه کتابی چهار جلدی در اصول و کتابی هشت جلدی در مباحث فقهی تألیف نمود. شیخ علی رشتی که از مجتهدان بنام بود، در ماجرای مشروطه به صف مشروعه خواهان پیوست و با کسانی که ستیز با دین داشتند مبارزه کرد و سرانجام در همین راه به شهادت رسید.
| نام کامل | علی رشتی فومنی |
| زادروز | ۱۲۶۸ قمری |
| زادگاه | رشت |
| وفات | ۱۳۲۷ قمری |
| مدفن | کربلا، حرم امام حسین علیهالسلام |
| اساتید |
میرزا حبیبالله رشتی، زین العابدین مازندرانی، محمدحسن مامقانی، |
|
| |
| آثار |
کتابی در اصول فقه، کتابی در فقه،... |
محتویات
ولادت و تحصیلات
شیخ علی رشتی فرزند مولی حسین فومنی رشتی به سال ۱۲۶۸ (ه.ق) در رشت دیده به دنیا گشود. وی مقدمات را از پدرش آموخت و بیست ساله بود که پدرش درگذشت. همچنین فقه و اصول و فلسفه و عقیده شناسی را نزد علمای رشت مانند مولی حسنعلی و مولی محمدعلی امام جمعه فراگرفت.[۱]
شیخ علی رشتی برای تکمیل تحصیلات به سال ۱۲۸۹ (ه.ق) رهسپار کربلا شد و ظرف پنج سال از درس سرور فقیهان شیخ زین العابدین مازندرانی و دیگر استادان بهره برد.
آنگاه به دستور محقق عالیقدر آیت الله میرزا حبیب الله رشتی در نجف اشرف اقامت گزید و از وی و استادان دیگر، علوم دینی و فلسفه و عقاید را بیاموخت تا مهارت و استادی یافت و به اجتهاد مطلق نایل آمد. حدیث را نیز به استناد اجازه نامه از میرزا حبیب الله رشتی و شیخ محمدطه نجف و محمدحسن مامقانی و فاضل شربیانی روایت می کرد.[۲]
آثار و تألیفات
از تراوشات قلم گهربار شیخ علی رشتی، چهار جلد کتاب در اصول فقه و هشت جلد در مباحث فقهی چون نماز و قضا و ارث و اجاره و بیع و دیات است. همچنین بحثهایی از تقریرات استادش میرزا حبیب الله رشتی را نگاشت. اما تاکنون هیچ یک از آثارش به چاپ نرسیده است.
فعالیتهای اجتماعی و سیاسی
آیتالله علی رشتی به سال ۱۳۱۲ (ه.ق) از نجف به رشت آمد و به مقام قضاوت و امام جماعت و تدریس نشست و به مرجعیت عالی نایل آمد. به نوشته فخرایی: «حاج شیخ علی پس از فراغت از تحصیل و نیل به درجه اجتهاد به رشت آمده، به حکومت شرعیه پرداخت و شهرتی به هم رسانید.[۳] علامه امینی این دوره از حیات او را چنین توصیف می کند: «یک دم از نشر حقایق اسلامی و تعظیم شعایر الهی و امر به معروف و نهی از منکر فارغ ننشست و در دفاع از اصول و تعالیم اسلام هیچ عاملی از ترس گرفته تا ملاحظه و سرزنش و افکار عمومی در او اثر نمی گذارد.»[۴]
حاج شیخ علی رشتی در جریان انقلاب مشروطه و حوادث رشت با حاج ملا محمد خمامی همگام بود؛ حتی پس از تحصن حاج خمامی و دیگر علما در صحرای ناصریه رشت و تصمیم به رفتن تهران جهت اعتراض حضوری از واقعه مشروطیت[۵] با حاج خمامی همراه گشت و در مجلس حضور یافت و به رفتار برخی مجلسیان و انجمنهای رشت اعتراض کرد.[۶]
از این پس، این مجتهد عالی مقام در زمره مخالفان مشروطه غربی (غیر مشروعه) درآمد و با تشکیل دوباره آن ممانعت و مخالفت می کرد و به نوشته فخرایی، «حاج شیخ علی نه تنها با عقیده آزادی خواهان در کسب حریّت همراه نبود، بلکه در مخالفت با حکومت مشروطه از یاران صدیق حاج خمامی به شمار می رفت».[۷]
شهادت
در روزهای درگیری مشروطه طلبان با حکومت، گروهی از آنان در رشت، کمیته ای به نام «ستار» تشکیل دادند. افرادی غرب زده چون: میرزا کریم خان، میرزا علی محمد خان تربیت، میرزا حسین کسمایی و… از اعضاء آن بودند. این گروه به طور سرّی به کشتن مخالفان خود دست می زدند. آیت الله شیخ علی فومنی و آیت الله خمامی نیز مانعی بر سر ایجاد مشروطه غربی بودند.
سرانجام در شب پنجشنبه ۲۱ ربیع الثانی ۱۳۲۷ (ه.ق)، سه عنصر تبهکار وارد خانه شیخ علی رشتی شده و پس از شلیک چند گلوله بیرون رفتند. پزشکانی برای معالجه آوردند، اما معالجه را مفید ندانستند. شیخ در همان زخم خوردگی، زبان به پند و ارشاد خانواده اش گشود و مژده دادشان که به افتخار شهادت نایل خواهد گشت. نیمه شب دو نفر دیگر از همان دار و دسته تبهکار وارد خانه شدند و چند گلوله دیگر به او شلیک کردند؛ در حالی که نام خدا بر زبان داشت و این آیه را زمزمه می کرد: «وجّهتُ وَجهی للّذی فطَرَ السماوات والارض...» دنیا را بدرود گفت و شهید راه حق و فضیلت شد.[۸] پیکر پاک و خون آلود شهید شیخ علی رشتی را در رشت تا دو سال به امانت نگهداشتند و آنگاه بنابر وصیت وی، او را به کربلا بردند و در مقبره ای در زاویه جنوب شرقی صحن مطهر حرم امام حسین علیه السلام به خاک سپردند.[۹]
پانویس
منابع
- یادنامه حکیم لاهیجی، مجموعه سخنرانیها و مقالات، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پاییز ۱۳۷۴، ص ۶۵۷-۶۵۹.
آرشیو عکس و تصویر
از راست: محمد خمامی، شهید علی رشتی فومنی و ناشناس




