بلند همتی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

همّت بلند یکی از فضایل اخلاقی و نشانه روح بزرگ آدمی است. روایات اسلامی، انسان‎ها را تشویق می‌‎کند که روح بلند داشته و خود را محدود به امور پست نکنند. انسان باید در تمام شئون زندگی، بلندهمت باشد و در تمام زمینه‌‎ها از جمله کسب علم، انجام عبادات، تأمین معاش و امور شایسته دیگر، همت عالی را سرلوحه کار خود قرار دهد.

تعریف بلندهمتی

«همّت» در لغت از ریشه «همّ» به معنای عزم قوی است.[۱] گاهی در لغت، همت و اراده را مترادف هم بیان می‌کنند؛ اما به معنی دقیق کلمه، همت به اراده قوی و عزم جزم و قصد نهایی در برخورد با کارها گفته می‌شود.[۲]

در اصطلاح، علوّ همت عبارت است از سعی و کوشش در تحصیل سعادت و کمال و طلب کردن کارهای بزرگ و عالی، بدون در نظر گرفتن سود و زیان دنیا، به ‎طوری که به سبب دست یافتن به منافع دنیوی شادمان نشود و از فقدان آن اندوهگین نگردد بلکه در طریق طلب از مرگ و کشته ‎شدن و مانند آن‎ها باک نداشته باشد.[۳]

انسان بلند همت به فرومرتبگی راضی نمی شود و به کم خشنود نمی شود. با آراسته شدن به همت بلند، آرزوها و کارهای بی ارزش از انسان زدوده می شود و درخت ذلت، پستی، و سازش در او ریشه کن می گردد.

ضد صفت بلندهمتی، «دون ‎همتی» است؛ به معنای پستی طبع و قصور همت از طلب کارهای بزرگ و قناعت نمودن به اعمال جزئی، که این صفت خبیثه نتیجه کم‌دلی و ضعف نفس است.[۴] فرد با همت پایین، در زندگی دنیایی و در امور اخروی رشدی ندارد.

بلندهمتی در روایات

نشانه‌های بلندهمتی

نشانه های بلند‎همتی را می ‎توان در رفتارهای شخص پیدا کرد و ­آن را می ­توان در موارد زیر برشمرد:

  • ایمان: ایمان یک شخص گواهی است بر همت بلند او، چنانچه از امام على علیه السلام نقل شده است: بلند همّتى از ایمان است.[۵]
  • بخشش و انفاق: امام علی علیه السلام می ‎فرماید: «مِن شرف الهمة بذل الانسان»[۶] ؛ بذل و بخشش آدمی نشانه بلندهمتی اوست.
  • اعمال نیکو و زیبا: شخصی که دارای همت بلند است، در امور خود تمام دقت را به کار می ‎برد و سعی بر آن دارد که کار را به نحو احسن به پایان برساند. حضرت علی علیه السلام می ‎فرماید: «الفعل الجمیل ینبئ عن علوّ الهمة»[۷]؛ «کردار زیبا خبر از بلندی همت می ‎دهد».
  • فرمانبری از خدا: امام علی علیه السلام می ‎فرماید: «الطاعة همة الأکیاس، المعصیة همة الأرجاس»[۸]؛ فرمانبری از خداوند همت زیرکان است و نافرمانی از خدا همت پلیدان است.
  • طمع نداشتن: «الکفّ عما فی أیدی الناس عفّة و کبر همة»[۹]؛ طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عفت و بلندهمتی است.

موارد شایسته بلندهمتی

  • انسان مؤمن باید بلند‎همت باشد و بیشتر همت خود را در مسیر آخرت قرار دهد، که بنابر کلام امیرالمؤمنین علی علیه السلام: «من کانت الآخرة همته بلغ من الخیر غایة اُمنیته»[۱۰]؛ هر کس که آخرت همتش باشد از خیر به نهایت آرزویش می ‎رسد.
  • ایشان هم‎چنین می ‎فرمایند: «اجعل همّک و جهدک لآخرتک»[۱۱] ؛ همت و تلاش خود را صرف آخرتت کن.
  • و می فرماید: «اجعل کلّ همّک و سعیک للخلاص من محلّ الشّقاء والعقاب والنّجاة من مقام البلاء والعذاب»[۱۲] ؛ همگى همت و سعى خود را از براى رهائى از جایگاه بدبختى و عقاب و رستگارى از محلّ بلا و عذاب بگردان؛
  • «من کانت الدّنیا همّه طال یوم القیامة شقاؤه و غمّه»[۱۳]؛ هر که دنیا عزم او باشد بدبختى و غم او در روز قیامت طولانی شود.
  • «من لم یکن همّه ما عنداللَّه سبحانه لم یدرک مُناه»[۱۴]؛ اگر عزم و قصد او آنچه نزد خداى سبحان است نباشد، به آرزوهاى خود نمی ‎رسد.
  • همچنین ایشان توصیه می ‎فرمایند: «اقصر همتک علی ما یلزمک و لا تخض فیما لا یعنیک»[۱۵]؛ همت خود را صرف چیزهایی کن که به آن نیاز داری و آنچه را به کار تو نمی ‎آید پیگیری مکن.

آثار بلندهمتی

دست‎یابی به آرمان‎های بلند نیاز به همتی بلند دارد؛ زیرا همت‎های بلند است که می تواند موانع را بردارد و آدمی را در مسیر خود به اوج والایی برساند و آثار نیکویی نصیب انسان نماید که از جمله آن آثار عبارتند از:

  • خشنودی خداوند متعال در کارهایی است که نشانگر همت عالی فرد باشد؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می ‎فرماید: «انّ الله یحبّ معالی الامور ...»[۱۶]؛ خداوند متعال از کارهای بزرگ و امور عالی خوشنود می ‎گردد.
  • تلاش برای اطاعت الهی، چون‎ که شخص بلند همت به کمتر از بهشت راضی نمی ‎شود.[۱۷]
  • شرافت نصیب کسی می شود که همت خود را صرف امور ناچیز نگرداند؛ امیرالمؤمنین علی علیه السلام می ‎فرماید: «الّشرف بالهمم العالیة لا بالرّمم البالیة»[۱۸]؛ شرف و بلندى مرتبه به همت‎هاى بلند است نه به استخوان‎هاى کهنه شده.
  • امام باقر علیه السلام فرمود: «لَا شَرَفَ کبُعدِ الهِمَّة»[۱۹]؛ هیچ شرفی همانند بلندهمتی نیست.
  • همت عالی صاحبش را به عظمت و بزرگی می ‎رساند؛ حضرت علی علیه السلام می ‎فرماید: «من رقی درجات الهمم عظّمته الامم»[۲۰] ؛ هر که از نردبان همت بلند بالا رود، جهانیان او را به دیده تعظیم بنگرند
  • و نیز می ‎فرماید: «ما رفع امرء کهمّته»[۲۱] ؛ هیچ چیز مانند همت بلند انسان را بزرگ نکرد.
  • در کلام دیگر ایشان بزرگواری و آقایی را نتیجه داشتن همت بلند دانسته‎ اند: «الکرم نتیجة علوّ الهمّة»[۲۲].
  • بردباری: امام علی علیه السلام فرمود: «الحِلمُ وَالأَنَاةُ تَوْأَمَانِ ینتِجُهُمَا عُلُوُّ الهِمَّةِ»[۲۳]؛ بردبارى و درنگ همراه هم هستند که آن دو نتیجه بلند همّتى است.
  • رسیدن به خواسته ها: امام علی علیه السلام فرمود: «من بذل جهد طاقته بلغ کُنه ارادته»[۲۴]؛ هر که توان خود را برای رسیدن به هدف خود بکار گیرد به تمام خواسته هایش خواهد رسید.
  • معیار ارزش انسان: امام علی علیه السلام فرمود: «قدر الرّجل علی قدر همّته»[۲۵]؛ ارزش آدمی به اندازه همتش است.
  • بی نیازی از مردم: «استَجلِب عِزَّ الیأسِ بِبُعدِ الهِمَّةِ»[۲۶]؛ عزت و بی ‎نیازی از مردم را با بلندی و بزرگی همت جلب نما.
  • اخلاق نیکو: امام علی علیه السلام می ‎فرماید: «احسن الشّیم شرف الهمم»[۲۷]؛ بهترین خوی‌‎ها برترى همّت‎ها است.

آثار کم‌همتی

کارهای پست نشانه بی همتی است؛ همان‎طور که همت بلند آدمی را رشد می ‎دهد و به کمالات می ‎رساند، همت کوتاه و بی ‎تفاوتی به سقوط انسان می ‎انجامد و آثاری از خود برجای می ‎گذارد که می ‎توان به موارد ذیل اشاره کرد:

  • امام علی علیه السلام فرمود: «من صغرت همّته بطلت فضیلته»[۲۸]؛ کسی که همتش کوچک باشد فضائل او از دست می رود.
  • عدم شایستگی برای همنشینی: امام علی علیه السلام می ‎فرماید: «من دنت همّته فلا تصحبه»[۲۹]؛ با آدم کوتاه ‎همت هم ‎صحبت مشو (که تو را نیز ساقط می ‎کند).
  • کم ‎ارزش بودن؛ امام علی علیه السلام می ‎فرماید: «من کانت همّته ما یدخل فی بطنه کانت قیمته ما یخرج من بطنه»[۳۰]؛ کسی که همتی جز پرکردن شکم ندارد قیمت او نیز همان است که از شکم او بیرون می ‎آید.
  • و نیز می ‎فرماید: «لا مروّة لمن لا همّة له»[۳۱]؛ جوانمردى براى کسى که در او همتى نباشد، نیست.
  • کم ‎خیر بودن؛ امام علی علیه السلام می ‎فرماید: «ما ابعد الخیر ممّن همّته بطنه و فرجه»[۳۲]؛ چه بی ‎خیر است کسی که فکری جز شکم و شهوت ندارد.
  • «من کانت الدّنیا همّته اشتدّت حسرته عند فراقها»[۳۳]؛ کسی که همتی جز دنیا ندارد هنگام مردن غصه او بسیار خواهد بود.
  • «ما المغبوط الّا من کانت همّته نفسه»[۳۴]؛ زیان‎کار نیست مگر کسى که همّت او نفس او باشد.
  • حسادت به دیگران؛ امام علی علیه السلام می ‎فرمایند: «مِن صغر الهمّة حسد الصّدیق على النّعمة»[۳۵]؛ حسادت دوست بر نعمتى از کمی همّت اوست.
  • عدم سربلندی؛ امام صادق علیه السلام می فرماید: سه چیز انسان را از رسیدن به سربلندی باز می دارد: «قَصرُ الهِمّهِ وَ قِلّة الحیله وَ ضَعفُ الرّأی»[۳۶]؛ همت کم، ناپختگی و کم تجربگی، ضعف در تصمیم گیری.

پانویس

  1. ↑ مصطفوى، حسن‌؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‌، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب‌، ۱۳۶۰ ش‌، ج‌۱۱، ص۲۸۶
  2. ↑ ترجمه الفروق فی اللغه، محمد علوی‌مقدم.
  3. ↑ نراقی، مولا مهدی؛ علم اخلاق اسلامی (ترجمه کتاب جامع السعادات)، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، ۱۳۶۶ ه.ش، اول، ص ۳۲۲.
  4. ↑ نراقی، ملا احمد؛ معراج السعاده، قم، زهیر، ۱۳۸۶ ه.ش، اول، ص۱۷۸.
  5. ↑ صابرى یزدى، على رضا/ انصارى محلاتى‌، محمدرضا؛ الحکم الزاهرة با ترجمه انصارى‌، قم‌، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامى‌، دوم‌، ۱۳۷۵ ش، ‌ص ۴۵۸.
  6. ↑ غررالحکم، ص ۳۸۳.
  7. ↑ خوانساری، جمال الدین؛ شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم، دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ ش، ج‌۱، ص ۳۶۵.
  8. ↑ غررالحکم، ص ۱۸۱ و ۱۸۵ .
  9. ↑ همان، ص ۳۹۸.
  10. ↑ تمیمى آمدى، عبدالواحد؛ تصنیف غررالحکم و دررالکلم، قم، دفتر تبلیغات قم، ۱۳۶۶ ش، اول، ص ۱۴۴.
  11. ↑ غررالحکم، ص ۳۵۹.
  12. ↑ شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غررالحکم، ج‌۲، ص۲۲۳.
  13. ↑ همان، ج‌۵، ص۴۴۶.
  14. ↑ همان، ج‌۵، ص۴۱۰.
  15. ↑ تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص ۴۷۷.
  16. ↑ شیخ حر عاملى؛ ‌وسائل الشیعة، قم‌، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۰۹ هجرى‌، اول، ‌ج ۱۷، ص ۷۳.
  17. ↑ امین محمد، هیئت، اخلاق اسلامی، ترجمه سید صادق شفائی زاده، دارالانصار، ۱۳۸۵ هـ.ش، ج۱، ص۷۰۰.
  18. ↑ شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غررالحکم، ج‌۲، ص ۱۰۶.
  19. ↑ علامه مجلسى‌؛ بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، تهران‌، اسلامیه‌، مختلف، ج۷۵، ص۱۶۵.
  20. ↑ غررالحکم، ص ۴۴۸.
  21. ↑ همان، ص ۳۵۹.
  22. ↑ همان، ص ۳۸۲.
  23. ↑ سید رضی؛ نهج البلاغة، محمد دشتى‌، قم‌، مشهور، ۱۳۷۹ ش‌، اول‌، ص۷۳۹.
  24. ↑ غررالحکم، ص ۴۴۴.
  25. ↑ شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غررالحکم، ج‌۴، ص۵۰۰.
  26. ↑ نورى، حسین؛ مستدرک الوسائل‌، قم‌، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۰۸ هجرى‌، اول‌، ج۱۲، ص۶۷.
  27. ↑ شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غررالحکم، ج‌۲، ص ۳۹۵.
  28. ↑ شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غررالحکم، ج‌۵، ص ۲۱۰.
  29. ↑ غررالحکم، ص ۳۵۹.
  30. ↑ همان.
  31. ↑ شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غررالحکم، ج‌۶، ص ۴۰۲.
  32. ↑ غررالحکم، ص ۳۵۹.
  33. ↑ همان.
  34. ↑ شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غررالحکم، ج‌۶، ص ۱۰۵.
  35. ↑ همان، ج‌۶، ص۱۱.
  36. ↑ بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۲۹؛ الحیاه با ترجمه احمد آرام، ج ۱، ص ۵۳۸؛ تحف العقول، ص ۳۱۵.

منابع

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه