الجوهر النضید فی شرح منطق التجرید (کتاب)

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از الجوهر النضید)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
الجوهر النضید.jpg
نویسنده علامه حلی
موضوع منطق
زبان عربی
تعداد جلد ۱

«الجوهر النضید فی شرح منطق التجرید» نوشته علامه حلى (م، ۷۲۶ ق)، شرحی است بر کتاب‌ «تجرید المنطق» استادش خواجه نصیرالدین طوسى (م، ۶۷۲ ق)، در موضوع علم منطق.

مؤلف

حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلى معروف به «علامه حلى» (۶۴۷-۷۲۶ ق)، در ۲۷ رمضان سال ۶۴۷ق، در شهر حله در عراق به دنیا آمد. از اساتید وی می توان به محقق حلى (دایى علامه) و خواجه نصیرالدین طوسی اشاره کرد.

علامه حلی از نامدارترین علمای شیعه بود و ریاست و مرجعیت شیعه در قرن هفتم هجری به او منتهی گردید. او پیوسته به نشر معارف و فرهنگ تشیع ‌پرداخت و موجب گرایش سلطان محمد خدابنده به مذهب حق شیعه گردید.

علامه حلی صاحب آثاری در فقه، اصول، کلام و رجال و غیره است؛ برخی از آثار ایشان عبارتند از: منهاج الکرامه فی معرفة الامامه، قواعد الاحکام، تهذیب الوصول الی علم الاصول، نهج الحق و کشف الصدق، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، تحریر الأحکام.

معرفی کتاب

خواجه نصیرالدین طوسى کتابى با عنوان «تجرید المنطق» شامل تمامى بخش‌هاى منطق و بسیار مختصر نوشت، و علامه حلى به شرح غیر مزجى آن اقدام نموده و آن را «الجوهر النضید فی شرح منطق التجرید» نامیده است. علامه‌ حلّی‌ به‌سبب‌ همین‌ اختصار ـ که‌ موجب‌ دشواری‌ در فهم‌ عبارات‌ آن‌ شده‌ ـ و نیز به‌ جهت‌ احتوای‌ کتاب‌ بر مباحث‌ ارزنده‌، به‌ شرح‌ آن‌ پرداخته‌ است‌.

کتاب خواجه اگرچه اکنون به نام «تجرید المنطق» معروف است و در «الذریعة» نیز با همین نام و به عنوان عِدل «تجرید الاعتقاد» مطرح است، لیکن از مقدمه علامه حلى در شرح خود که مى‌گوید: «وقفت على المختصر الموسوم بالتجرید فی المنطق» و نام‌گذارى شرح خود در همان مقدمه به «الجوهر النضید فی شرح التجرید»، روشن مى‌شود که خواجه قصد داشته کتابى مشتمل بر قواعد منطقى بنویسد و از ابتدا نام آن را «التجرید» گذاشته بوده است و بعدا که تصمیم گرفته قسمت کلام را نیز به آن اضافه کند، براى تفکیک آن از قسمت منطق، آن را به «تجرید الاعتقاد» نامیده است. پس اسم این متن منطقى همان طور که استظهار کردیم «التجرید» بوده است. اما در نام شرح علامه حلی اختلافى در کار نیست و علامه خود آن را به «الجوهر النضید» نام‌گذارى کرده است.

کتاب «تجرید المنطق» خواجه با وجود اختصار، تمام ابواب منطق را حاوى است و زمینه بسط کلام و تعمیق در آن را فراهم نموده است، لیکن على رغم این مطلب، آن چنان مورد توجه قرار نگرفته است و بر خلاف قسمت کلام یعنى «تجرید الاعتقاد» که شرح‌هاى بسیارى دارد، تنها دو شرح بر آن نوشته شده است. شرح علامه حلى، این کتاب را از انزواى علمى خارج نموده و مطالب آن را در اختیار طالبان علم قرار داده و زمینه را براى استفاده از این کتاب فراهم نموده است. نظم و ترتیب متن و شرح، احتمالا در قرن‌هاى اولیه آن را در زمره کتاب‌هاى درسى مورد استفاده دانش‌پژوهان قرار داده است.

علامه حلی شرح خویش را بعد از وفات خواجه نصیر نوشته و نسخه خطى موجود از آن مربوط به سال ۱۰۵۸ ه.ق است. کتاب «الجوهر النضید» توسط آقاى منوچهر صانعى دره‌بیدى به فارسى ترجمه شده است.

محتوای کتاب

کتاب «منطق تجرید» و شرح آن (الجوهر النّضید)، داراى نه فصل به شرح زیر است:

  • فصل اول، به مدخل علم منطق مى‌پردازد و بحث‌هاى مقدمه‌اى مثل علم بودن منطق و بحث الفاظ و کلیات خمس و کلى و جزئى و ذاتى و عرضى را شامل مى‌شود.
  • فصل دوم، مقولات عشر را بیان مى‌کند و به رابطه‌هاى چهارگانه در تقابل مى‌پردازد.
  • فصل سوم، بحث‌هاى مختلفى پیرامون قضیه و اقسام شرطى و حملى آن را در بر دارد و با ذکر مواد و جهات قضایا به بحث از قضایاى موجهه و غیر موجهه و نسبت‌هاى آنها و عکس مستوى و نقیض مى‌پردازد.
  • فصل چهارم، با بحث از قیاس به انتاج آن پرداخته و شکل‌هاى مختلف آن و اقسام قیاس و استقرا و تمثیل را بیان کرده است.
  • فصل پنجم، با مطرح کردن برهان و حدّ از اقسام برهان و اقسام علت و مقدمات آنها و رابطه علوم و چگونگى اکتساب حد و رابطه آن با برهان بحث مى‌کند.
  • فصل ششم، به صناعت جدل مى‌پردازد و از فائده و مقدمات و مبادى و موضوع و مواضع مختلف آن بحث مى‌کند.
  • فصل هفتم، با مطرح کردن صناعت مغالطه، مواد و اسباب لفظى و معنوى آن را مورد بحث قرار مى‌دهد.
  • فصل هشتم، به خطابه مى‌پردازد و در رابطه با نفع و اجزا و مبادى و ارکان خطابه بحث مى‌کند.
  • فصل نهم، آخرین صناعت منطقى یعنى شعر را همراه با نفع و مواد و تعریف آن مورد بحث قرار مى‌دهد.

شیوه علامه حلی در شرح و توضیح عبارت‌هاى خواجه نصیر به‌ سبک‌ «قال‌» و «اقول‌» و به صورت غیر مزجى است. از این رو بعد از نقل عباراتى از متن، اگر مقدماتى نیاز باشد که خواجه به خاطر اختصار از آن صرف نظر کرده است، آنها را توضیح مى‌دهد و در ضمن بحث اقسام فرعى و مثال‌هاى مختلفى را که براى روشن شدن اصل بحث و عبارت‌هاى خواجه نیاز است، اضافه مى‌کند. همچنین مؤلف از اقوال بزرگان فن منطق همانند ارسطو و ابن سینا، استفاده کرده است.

منابع