آیه 29 سوره کهف
<<28 | آیه 29 سوره کهف | 30>> | ||||||||||||||
|
محتویات
ترجمه های فارسی
و بگو: دین حق همان است که از جانب پروردگار شما آمد، پس هر که میخواهد ایمان آرد و هر که میخواهد کافر شود، ما برای کافران ستمکار آتشی مهیا ساختهایم که شعلههای آن مانند خیمههای بزرگ گرد آنها احاطه کند و اگر (از شدت عطش) شربت آبی درخواست کنند آبی مانند مس گداخته سوزان به آنها دهند که رویها را بسوزاند و آن آب بسیار بد شربتی و آن دوزخ بسیار بد آسایشگاهی است.
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
سرادق: سراپرده. خيمه. به نظر راغب فارسى معرب است. گويند: خانه مسردق خانه ايست كه به شكل سراپرده باشد.
يستغيثوا: غوث: يارى و نصرت، استغاثه: يارى خواستن، ممكن است از غيث به معنى باران باشد يعنى باران و آب خواستن، ايضا «يغاثوا».
مهل: به ضمّ اول: آهن و مس مذاب. ته مانده روغن زيتون، منظور از آن ظاهرا فلز مذاب است. فقط سه بار در قرآن آمده است.
يشوى: شوى: بريان كردن. «يشوى» بريان مى كند، مى سوزاند.
مرتفقا: رفق: نرمى و مدارا. مرتفق: متكا و مخده گويند. «ارتفق»: يعنى به آرنج خويش تكيه كرد ولى ظاهرا آن محل ملاطفت و آسايشگاه است.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً «29»
و بگو: حقّ از سوى پروردگار شما رسيده است، پس هر كه خواست ايمان آورد و هر كه خواست كافر شود. همانا ما براى ستمگران آتشى مهيّا كردهايم كه (شعلههايش) همچون سراپردهاى آنان را فراگرفته و چون پناه خواهند، با آبى (مانند مس) گداخته كه چهرهها را بريان مىكند يارى مىشوند! چه بد نوشيدنى و چه بد جايگاهى است!
نکته ها
آيه، گويا پاسخ به كسانى است كه براى ايمان آوردنشان، شرط و شروط مىگذارند و
جلد 5 - صفحه 165
مىگويند: شرط گرويدن ما آن است كه فقرا را طرد كنى.
گرچه مردم در انتخاب ايمان و كفر مختارند، ولى بايد بدانند كه سرانجام كفر، عذاب سوزان قيامت است.
«سرادق» يعنى سراپرده، وتنها يكبار در قرآن آمده است، آن هم درباره دوزخيان.
امام رضا عليه السلام به يكى از كارمندان طاغوت فرمود: اگر از كوه بيفتم و قطعه قطعه شوم، بهتر از آن است كه كارگزار طاغوت باشم، مگر آنكه مشكلى از مؤمنان بگشايم. سپس فرمود:
خداوند، كارگزاران طاغوت را در سرادقى از آتش قرار مىدهد تا از حساب خلايق فارغ شود.
پیام ها
1- تنها سرچشمهى حقّ خداوند است. «الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ»
2- تقاضاى طرد فقراى مؤمن حقّ نيست، بلكه حقّ آن است كه از طرف خدا باشد. «قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ»
3- گرايش و عدم گرايش مردم، در حقّانيّت دين تأثيرى ندارد. «قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ»
4- پيامبر مسئول ابلاغ است وانسانها در پذيرش ايمان و كفر آزادند. «فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ»
متاع كفر و دين، بىمشترى نيست
گروهى آن، گروهى اين پسندند
5- كفر، ظلم به خويشتن است. «فَلْيَكْفُرْ أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ»
6- دوزخ، از هم اكنون آماده است. «أَعْتَدْنا»
7- سرنوشت انسان در گرو گرايشها و اعمال اوست. «أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها» شهوات و مفاسدى كه انسان را فرامىگيرد، در آخرت آتشى است كه او را احاطه مىكند.
8- توجّه به فرجام شوم كافران، نقش مهمى در تربيت انسان دارد. لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ ...
9- معاد، جسمانى است. «يَشْوِي الْوُجُوهَ»
تفسير نور(10جلدى)، ج5، ص: 166
پانویس
- پرش به بالا ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم