ماتریدیه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش)
سطر ۲: سطر ۲:
 
یک مکتب کلامی است که به پیروی از ابومنصور محمد بن محمد بن محمود ماتریدی سمرقندی تاسیس شده است.
 
یک مکتب کلامی است که به پیروی از ابومنصور محمد بن محمد بن محمود ماتریدی سمرقندی تاسیس شده است.
  
__Toc__
+
__فهرست__
  
با دقت در تاريخ مكتب ماتريدى، به روشنى ثابت می‌شود كه او انديشه‌ هاى كلامى خود را از ابوحنيفه گرفته زيرا ابوحنيفه پيش از آن كه به فقه بپردازد، داراى حلقه كلامى بوده است. از روزى كه مسائل كلامى در محيط اسلامى به صورت ساده مطرح گرديد، در ميان مسلمانان دو گروه پديد آمد.
+
با دقت در تاریخ مکتب ماتریدى، به روشنى ثابت می‌شود که او اندیشه‌ هاى [[علم کلام|کلامى]] خود را از [[ابوحنیفه|ابوحنیفه]] گرفته زیرا ابوحنیفه پیش از آن که به [[فقه]] بپردازد، داراى حلقه کلامى بوده است. از روزى که مسائل کلامى در محیط [[اسلام|اسلامى]] به صورت ساده مطرح گردید، در میان مسلمانان دو گروه پدید آمد.
  
* گروه اهل حديث كه آنان را «حشويه‌» و «سلفيه‌» و «حنابله» مى‌نامند. اين گروه كليه عقايد خود را از ظواهر آيات و قسمت اعظم آن را از [[حديث]] مى‌گيرند و براى عقل و خرد ارزشى قائل نمى‌باشند و اگر در ميان اين گروه عقايدى مانند تشبيه و تجسيم و جبر و حكومت قضا و قدر بر افعال اختيارى انسان پديد آمد و يا بر رؤيت‌ خدا در روز رستاخيز اصرار مى‌ورزند، در اثر احاديثى است كه در ميان آنان منتشر شد و غالباً اثر انگشت احبار يهود و راهبان نصارى در آنها ديده مى‌شود تا آنجا كه به قديم بودن كلام خدا (قرآن) قائل شدند، بسان يهوديان كه [[تورات]] را قديم و يا مسيحيان كه مسيح را ازلى مى‌دانند و آنان نيز قرآن را قديم و ازلى دانستند.
+
*گروه [[اهل حدیث|اهل حدیث]] که آنان را «حشویه‌» و «سلفیه‌» و «حنابله» مى‌نامند. این گروه کلیه عقاید خود را از ظواهر آیات و قسمت اعظم آن را از [[حدیث]] مى‌گیرند و براى [[عقل]] و خرد ارزشى قائل نمى‌باشند و اگر در میان این گروه عقایدى مانند تشبیه و تجسیم و [[جبر]] و حکومت [[قضا و قدر]] بر افعال اختیارى انسان پدید آمد و یا بر رؤیت‌ [[الله|خدا]] در روز [[قیامت|رستاخیز]] اصرار مى‌ورزند، در اثر احادیثى است که در میان آنان منتشر شد و غالباً اثر انگشت [[اَحبار|احبار]] [[یهود|یهود]] و راهبان [[نصاری|نصارى]] در آنها دیده مى‌شود تا آنجا که به قدیم بودن کلام خدا ([[قرآن]]) قائل شدند، بسان یهودیان که [[تورات]] را قدیم و یا [[مسیحیت|مسیحیان]] که [[حضرت عیسی علیه السلام|مسیح]] را ازلى مى‌دانند و آنان نیز قرآن را قدیم و ازلى دانستند.
  
* گروه معتزله كه به عقل و خرد بها و ارزش داده، حديث و روايتى را كه با حكم خرد مخالف باشد، طرد مى‌نمايند و عقايد خود را از نصوص قطعى كتاب و سنت و حكم خرد مى‌گيرند.
+
*گروه [[معتزله]] که به عقل و خرد بها و ارزش داده، حدیث و روایتى را که با حکم خرد مخالف باشد، طرد مى‌نمایند و عقاید خود را از نصوص قطعى کتاب و [[سنت]] و حکم خرد مى‌گیرند.
  
چيزى كه بر آنها خرده مى‌گيرند اين است كه به عقل بيش از حد، بها بخشيده‌اند و چه بسا نصوص فراوانى كه در شريعت مقدس آمده به خاطر انديشه مخالفت آن با عقل به كنار مى‌گذارند.
+
چیزى که بر آنها خرده مى‌گیرند این است که به عقل بیش از حد، بها بخشیده‌اند و چه بسا نصوص فراوانى که در [[شریعت|شریعت]] مقدس آمده به خاطر اندیشه مخالفت آن با عقل به کنار مى‌گذارند.
  
سالها جنگ و نبرد فكرى ميان اين دو گروه پيوسته برقرار و پيروزى هر گروه بر گروه ديگر در گرو كمك هاى فرمانروايان وقت ‌بود كه جانب يكى را مى‌گرفتند و در تضعيف ديگرى مى‌كوشيدند و اين نزاع تا آغاز سال 300 هجرى به صورتى چشمگير ادامه داشت ولى در آغاز قرن چهارم دو شخصيت در دو قطر و منطقه سربلند كردند و مكتبى را كه در حقيقت مكتب معتدلى ميان اهل حديث و مكتب معتزله بود، پديد آوردند.
+
سالها جنگ و نبرد فکرى میان این دو گروه پیوسته برقرار و پیروزى هر گروه بر گروه دیگر در گرو کمک هاى فرمانروایان وقت ‌بود که جانب یکى را مى‌گرفتند و در تضعیف دیگرى مى‌کوشیدند و این نزاع تا آغاز سال ۳۰۰ هجرى به صورتى چشمگیر ادامه داشت ولى در آغاز قرن چهارم دو شخصیت در دو قطر و منطقه سر بلند کردند و مکتبى را که در حقیقت مکتب معتدلى میان اهل حدیث و مکتب معتزله بود، پدید آوردند.
  
يكى از اين دو نفر ابوالحسن اشعرى (260 - 324) است كه در عراق از مذهب اعتزال توبه كرد و خود را يار و ياور احمد بن حنبل معرفى نمود و در عين حال در مذهب ابن حنبل تصرفاتى پديد آورد و به تدريج مذهب رسمى اهل سنت‌ شد. همان طور كه مذاهب چهارگانه فقهى به تدريج مذهب اهل سنت گرديدند.
+
یکى از این دو نفر [[ابوالحسن اشعری|ابوالحسن اشعرى]] (۲۶۰ - ۳۲۴) است که در [[عراق]] از مذهب اعتزال توبه کرد و خود را یار و یاور [[احمد بن حنبل]] معرفى نمود و در عین حال در مذهب ابن حنبل تصرفاتى پدید آورد و به تدریج مذهب رسمى [[اهل سنت|اهل سنت‌]] شد. همان طور که مذاهب چهارگانه فقهى به تدریج مذهب اهل سنت گردیدند.
  
ديگرى ابومنصور ماتريدى سمرقندى (250 - 333) كه در مشرق جهان اسلام به جانبدارى از اهل حديث‌ برخاست و درست همان كارى را انجام داد كه همتاى او «اشعرى‌» انجام داد و عجيب اين كه اين دو بنيانگذار در حالى كه در يك عصر مى‌زيستند و در يك مسير گام برمى‌داشتند، از كار يكديگر آگاه نبودند.
+
دیگرى ابومنصور ماتریدى سمرقندى (۲۵۰ - ۳۳۳) که در مشرق جهان [[اسلام]] به جانبدارى از اهل حدیث‌ برخاست و درست همان کارى را انجام داد که همتاى او «اشعرى‌» انجام داد و عجیب این که این دو بنیانگذار در حالى که در یک عصر مى‌زیستند و در یک مسیر گام برمى‌داشتند، از کار یکدیگر آگاه نبودند.
  
منطقه شرق اسلامى در آن روز مركز بحث هاى كلامى بود، همان طور كه بصره زادگاه اشعرى نقطه برخورد آراى عقايد مختلف به شمار مى‌رفت و افكار بيگانگان به هنگام فتوحات اسلامى، از كشورهاى مختلف به صورت افكار وارداتى به جهان اسلام منتقل شده بود.
+
منطقه شرق اسلامى در آن روز مرکز بحث هاى کلامى بود، همان طور که [[بصره]] زادگاه اشعرى نقطه برخورد آراى عقاید مختلف به شمار مى‌رفت و افکار بیگانگان به هنگام فتوحات اسلامى، از کشورهاى مختلف به صورت افکار وارداتى به جهان اسلام منتقل شده بود.
  
از نظر فقهى مذهب حنفى در خراسان رواج كامل داشت، در حالى كه مردم بصره بيشتر شافعى بودند از اين جهت، حنفي ها گرايش فراوانى به ماتريدى پيدا كردند در حالى كه شافعي ها بيش از همه به اشعرى گرويدند، ماتريدى قسمتى از انديشه‌هاى كلامى خود را از ابوحنيفه گرفته و از كتاب ‌«فقه اكبر» او كه مربوط به عقايد است متاثر مى‌باشد، از اين جهت پيروان بيشتر ماتريدى در خراسان مى‌زيستند و در فقه، حنفى بودند. مانند:
+
از نظر فقهى مذهب [[حنفی|حنفى]] در [[خراسان]] رواج کامل داشت، در حالى که مردم بصره بیشتر [[شافعی|شافعى]] بودند از این جهت، حنفی ها گرایش فراوانى به ماتریدى پیدا کردند در حالى که شافعی ها بیش از همه به اشعرى گرویدند، ماتریدى قسمتى از اندیشه‌هاى کلامى خود را از [[ابوحنیفه|ابوحنیفه]] گرفته و از کتاب ‌«فقه اکبر» او که مربوط به عقاید است متاثر مى‌باشد، از این جهت پیروان بیشتر ماتریدى در خراسان مى‌زیستند و در فقه، حنفى بودند. مانند:
  
# فخرالاسلام محمد بن عبدالكريم بزودى.(493)
+
#فخرالاسلام محمد بن عبدالکریم بزودى.(۴۹۳)
# ابوحفص عمر بن محمد نسفى.(573)
+
#ابوحفص عمر بن محمد نسفى.(۵۷۳)
# سعد الدين تفتازانى.(791)
+
#سعد الدین تفتازانى.(۷۹۱)
# كمال الدين احمد بياضى.(قرن 11)
+
#کمال الدین احمد بیاضى.(قرن ۱۱)
# كمال الدين محمد بن همام الدين.(861)
+
#کمال الدین محمد بن همام الدین.(۸۶۱)
  
با دقت در تاريخ مكتب ماتريدى به روشنى ثابت مى‌شود كه او انديشه‌هاى كلامى خود را از ابوحنيفه گرفته زيرا ابوحنيفه پيش از آن كه به فقه بپردازد، داراى حلقه كلامى بوده. آنگاه كه با «حماد بن ابى سليمان‌» رابطه برقرار كرد، بحث كلامى را ترك كرد و به فقه پرداخت.
+
با دقت در تاریخ مکتب ماتریدى به روشنى ثابت مى‌شود که او اندیشه‌هاى کلامى خود را از ابوحنیفه گرفته زیرا ابوحنیفه پیش از آن که به فقه بپردازد، داراى حلقه کلامى بوده. آنگاه که با «حماد بن ابى سلیمان‌» رابطه برقرار کرد، بحث کلامى را ترک کرد و به فقه پرداخت.
  
اين تنها ماتريدى نيست كه عقايد كلامى خود را از ابوحنيفه گرفته بلكه معاصر او ابوجعفر طحاوى (321) مؤلف عقايد طحاوية، انديشه‌هاى كلامى خود را از ابوحنيفه گرفته، حتى در آغاز رساله خود مى‌گويد: اين رساله عقيده فقهاى امت اسلامى است، آنگاه از ابوحنيفه و دو نفر ديگر از تلاميذ معروف او به نامهاى: ابويوسف و محمد بن حسن شيبانى نام مى‌برد.<ref>رح العقيدة الطحاوية، ص 25، نگارش شيخ عبدالغنى ميدانى دمشقى، متوفى 1298.</ref>
+
این تنها ماتریدى نیست که عقاید کلامى خود را از ابوحنیفه گرفته بلکه معاصر او ابوجعفر طحاوى (۳۲۱) مؤلف عقاید طحاویة، اندیشه‌هاى کلامى خود را از ابوحنیفه گرفته، حتى در آغاز رساله خود مى‌گوید: این رساله عقیده فقهاى امت اسلامى است، آنگاه از ابوحنیفه و دو نفر دیگر از تلامیذ معروف او به نامهاى: ابویوسف و محمد بن حسن شیبانى نام مى‌برد.<ref>رح العقیدة الطحاویة، ص ۲۵، نگارش شیخ عبدالغنى میدانى دمشقى، متوفى ۱۲۹۸.</ref>
  
عبدالقاهر بغدادى مؤلف كتاب‌ «الفرق بين الفرق‌» در كتاب ديگر خود به نام‌ «اصول دين‌» يادآور مى‌شود كه ابوحنيفه كتابى به نام‌ «الفقه الاكبر» دارد كه در آنجا ردى بر قدريه نگاشته است و در رساله ديگر، قول اهل سنت در مساله‌اى<ref>مقصود «تقارن قدرت با فعل يا تقدم آن بر فعل‌» است و ابوحنيفه بسان ديگر اهل سنت گفته است كه مقارن با فعل مى‌باشد.</ref> را تاييد كرده است البته رسائل موروث از ابى حنيفه بيش از اين دو رساله است كه او يادآور شده است.
+
عبدالقاهر بغدادى مؤلف کتاب‌ «الفرق بین الفرق‌» در کتاب دیگر خود به نام‌ «اصول دین‌» یادآور مى‌شود که ابوحنیفه کتابى به نام‌ «الفقه الاکبر» دارد که در آنجا ردى بر [[قدریه|قدریه]] نگاشته است و در رساله دیگر، قول اهل سنت در مساله‌اى<ref>مقصود «تقارن قدرت با فعل یا تقدم آن بر فعل‌» است و ابوحنیفه بسان دیگر اهل سنت گفته است که مقارن با فعل مى‌باشد.</ref> را تایید کرده است البته رسائل موروث از ابى حنیفه بیش از این دو رساله است که او یادآور شده است.
  
از آنجا كه مسائل كلامى در رساله‌هاى ابوحنيفه فاقد نظم و انسجام بود، كمال الدين بياضى در قرن يازدهم اسلامى به تنظيم اين مسائل پرداخت و كتابى به نام ‌«اشارات المرام من عبارات الامام‌» نوشت و در آن كتاب مى‌گويد: من اين مسائل را از كتاب هاى:
+
از آنجا که مسائل کلامى در رساله‌هاى ابوحنیفه فاقد نظم و انسجام بود، کمال الدین بیاضى در قرن یازدهم اسلامى به تنظیم این مسائل پرداخت و کتابى به نام ‌«اشارات المرام من عبارات الامام‌» نوشت و در آن کتاب مى‌گوید: من این مسائل را از کتاب هاى: الفقه الاکبر، الرسالة‌، الفقه الابسط، کتاب العالم والمتعلم، الوصیة، که همگى از ابوحنیفه به وسیله مشایخ نقل شده است، تنظیم نمودم.<ref>اشارات المرام، ص ۲۱-۲۲، این کتاب از مصادر مکتب کلامى ماتریدى است و قبل از این ها کتاب هاى خود ماتریدى است‌ به نامهاى التوحید والتفسیر و پس از این دو، اصول الدین بزدوى است.</ref>
  
# الفقه الاكبر
+
از مجموع آنچه که یادآور شدیم، روشن مى‌شود که ریشه‌هاى‌ «مکتب ماتریدى‌» با سند خاصى به ماتریدى و به گونه‌اى به ابوحنیفه مى‌رسد و همان طور که خواهیم دید این مکتب، یک منهج معتدل میان اهل حدیث و [[معتزله|اعتزال]] مى‌باشد. حتى خواهیم دید که این مکتب به شیوه تعقل و اعتزال نزدیکتر است تا به مکتب اهل حدیث.
# الرسالة‌
 
# الفقه الابسط
 
# كتاب العالم والمتعلم
 
# الوصية كه همگى از ابوحنيفه به وسيله مشايخ نقل شده است، تنظيم نمودم.<ref>اشارات المرام، ص 21-22، اين كتاب از مصادر مكتب كلامى ماتريدى است و قبل از اين ها كتاب هاى خود ماتريدى است‌ به نامهاى التوحيد والتفسير و پس از اين دو، اصول الدين بزدوى است.</ref>
 
  
از مجموع آنچه كه يادآور شديم، روشن مى‌شود كه ريشه‌هاى‌ «مكتب ماتريدى‌» با سند خاصى به ماتريدى و به گونه‌اى به ابوحنيفه مى‌رسد و همان طور كه خواهيم ديد اين مكتب، يك منهج معتدل ميان اهل [[حديث]] و اعتزال مى‌باشد. حتى خواهيم ديد كه اين مكتب به شيوه تعقل و اعتزال نزديكتر است تا به مكتب اهل حديث.
+
==زندگانى ماتریدى==
  
==زندگانى ماتريدى==
+
بررسى کتاب هاى تراجم، این مطلب را قطعى مى‌سازد که بنیانگذار این مکتب در عصر خود معروفیت کامل پیدا نکرد و بعدها نیز ترجمه نگاران به ضبط زندگى او کمتر پرداختند در حالى که همه تذکره نگاران به بیان زندگى اشعرى پرداخته و از او به گونه‌اى یاد کرده‌اند و شاید نکته آن این باشد که ‌«ماتریدى‌» دور از عاصمه آن روز اسلام یعنى‌ «عراق‌» زندگى مى‌کرد، در حالى که‌ «اشعرى‌» در عاصمه اسلام به دنیا آمد و در همان جا درگذشت و دوستان و دشمنان او هر یک به گونه‌اى از او یاد کرده‌اند.
  
بررسى كتاب هاى تراجم، اين مطلب را قطعى مى‌سازد كه بنيانگذار اين مكتب در عصر خود معروفيت كامل پيدا نكرد و بعدها نيز ترجمه نگاران به ضبط زندگى او كمتر پرداختند در حالى كه همه تذكره نگاران به بيان زندگى اشعرى پرداخته و از او به گونه‌اى ياد كرده‌اند و شايد نكته آن اين باشد كه ‌«ماتريدى‌» دور از عاصمه آن روز اسلام يعنى‌ «عراق‌» زندگى مى‌كرد، در حالى كه‌ «اشعرى‌» در عاصمه اسلام به دنيا آمد و در همان جا درگذشت و دوستان و دشمنان او هر يك به گونه‌اى از او ياد كرده‌اند.
+
[[ابن ندیم|ابن ندیم]] (م ۳۸۸) در فهرست ‌خود، از «ماتریدى‌» یاد ننموده در حالى که ترجمه مختصرى از اشعرى انجام داده است، کتاب شیخ طحاوى پیشواى حنفی ها در مصر مورد عنایت قرار گرفته و شروح زیادى بر آن نوشته شده است، در حالى که این کار درباره کتاب هاى ‌«ماتریدى‌» صورت نپذیرفته است از این جهت مى‌بینیم ترجمه نگاران مانند: [[ابن خلکان|ابن خلکان]] (۶۸۱) مؤلف ‌«وفیات الاعیان‌»، صلاح الدین صفدى (۷۶۴) مؤلف ‌«الوافی بالوفیات‌»، ابن شاکر کتبى، (۷۶۴) مؤلف‌ «فوات الوفیات‌»، تقى الدین اسلامى (۷۷۴)، مؤلف ‌«الوفیات‌»، [[ابن خلدون]] (۸۰۸) مؤلف‌ «مقدمه و تاریخ‌»، جلال الدین [[سیوطی|سیوطى]] (۹۱۱) مؤلف‌ «طبقات المفسرین‌» و همچنین دیگر نویسندگان از «ماتریدى‌» نامى نبرده‌اند، در حالى که از افرادى که از نظر علمى کمتر بوده‌اند، نام برده‌اند حتى کسانى که به ترجمه او پرداخته‌اند، چیز مفصلى یاد نکرده‌اند و آنچه نگارنده توانسته از لابلاى کتاب ها درباره زندگانى او بدست آورد، همین است که اینجا مى‌نگارد.
  
ابن نديم (م 388) در فهرست ‌خود، از «ماتريدى‌» ياد ننموده در حالى كه ترجمه مختصرى از اشعرى انجام داده است، كتاب شيخ طحاوى پيشواى حنفي ها در مصر مورد عنايت قرار گرفته و شروح زيادى بر آن نوشته شده است، در حالى كه اين كار درباره كتاب هاى ‌«ماتريدى‌» صورت نپذيرفته است از اين جهت مى‌بينيم ترجمه نگاران مانند:
+
===تاریخ تولد===
  
# ابن خلكان (681) مؤلف ‌«وفيات الاعيان‌»
+
مترجمان زندگانى‌ «ماتریدى‌» مى‌گویند وى در سال ۳۳۳ چشم از جهان بست، در حالى که از سال تولد او چیزى گزارش نمى‌کنند ولى به گونه‌اى مى‌توان گفت که او در حدود ۲۴۸ یا ۲۵۰ متولد شده است زیرا وى از «نصیر بن یحیى بلخى‌» اخذ حدیث نموده و او در سال ۲۶۸ درگذشته است. اگر او در آن روز ۲۰ سال داشت، طبعا تولد او همان خواهد بود که یادآور شدیم.
# صلاح الدين صفدى (764) مؤلف ‌«الوافي بالوفيات‌»
 
# ابن شاكر كتبى، (764) مؤلف‌ «فوات الوفيات‌»
 
# تقى الدين اسلامى (774)، مؤلف ‌«الوفيات‌».
 
# ابن خلدون (808) مؤلف‌«مقدمه و تاريخ‌»
 
# جلال الدين سيوطى (911) مؤلف‌ «طبقات المفسرين‌» و همچنين ديگر نويسندگان از «ماتريدى‌» نامى نبرده‌اند، در حالى كه از افرادى كه از نظر علمى كمتر بوده‌اند، نام برده‌اند حتى كسانى كه به ترجمه او پرداخته‌اند، چيز مفصلى ياد نكرده‌اند و آنچه نگارنده توانسته از لابلاى كتاب ها درباره زندگانى او بدست آورد، همين است كه اينجا مى‌نگارد.
 
 
 
===تاريخ تولد===
 
 
 
مترجمان زندگانى‌ «ماتريدى‌» مى‌گويند وى در سال 333 چشم از جهان بست، در حالى كه از سال تولد او چيزى گزارش نمى‌كنند ولى به گونه‌اى مى‌توان گفت كه او در حدود 248 يا 250 متولد شده است زيرا وى از «نصير بن يحيى بلخى‌» اخذ حديث نموده و او در سال 268 درگذشته است. اگر او در آن روز 20 سال داشت، طبعا تولد او همان خواهد بود كه يادآور شديم.
 
  
 
===زادگاه او===
 
===زادگاه او===
  
او در منطقه‌اى به نام‌ «ماتريد» كه يكى از بخش هاى سمرقند در «ماوراءالنهر» است ديده به جهان گشود و سپس به نام هاى ‌«ماتريدى‌» سمرقندى و يا علم الهدى معروف شده است و گويا از نظر نسب به‌ «ابوايوب انصارى‌» مى‌رسد كه ميزبان پيامبر گرامى بود.<ref>بياضى: اشارات المرام، ص 23.</ref>
+
او در منطقه‌اى به نام‌ «ماترید» که یکى از بخش هاى سمرقند در «[[ماوراءالنهر]]» است دیده به جهان گشود و سپس به نام هاى ‌«ماتریدى‌» سمرقندى و یا علم الهدى معروف شده است و گویا از نظر نسب به‌ «[[ابو ایوب انصاری|ابوایوب انصارى‌]]» مى‌رسد که میزبان [[پیامبر اسلام|پیامبر گرامى]] بود.<ref>بیاضى: اشارات المرام، ص ۲۳.</ref>
  
===تحصيلات او===
+
===تحصیلات او===
  
او در عقايد و كلام و فقه از امام مذهب خود، ابوحنيفه پيروى نموده و از اين افراد نيز درس آموخته است:
+
او در عقاید و کلام و فقه از امام مذهب خود، ابوحنیفه پیروى نموده و از این افراد نیز درس آموخته است:
  
# ابوبكر احمد بن اسحاق جوزجانى
+
#ابوبکر احمد بن اسحاق جوزجانى
# ابونصر احمد بن العياض
+
#ابونصر احمد بن العیاض
# نصير بن يحيى تلميذ حفص بن سالم پدر مقاتل
+
#نصیر بن یحیى تلمیذ حفص بن سالم پدر مقاتل
# محمد بن مقاتل.<ref>اشارات المرام، ص 23.</ref>
+
#محمد بن مقاتل.<ref>اشارات المرام، ص ۲۳.</ref>
  
كلام اهل سنت ‌ساخته و پرداخته دو نفر است كه يكى حنفى و ديگرى شافعى است، حنفى ابومنصور ماتريدى و شافعى ابوالحسن اشعرى است.<ref>مفتاح السعادة و مصباح السيادة، ج ص 22-23.</ref>
+
کلام اهل سنت ‌ساخته و پرداخته دو نفر است که یکى حنفى و دیگرى شافعى مذهب است، حنفى ابومنصور ماتریدى و شافعى ابوالحسن اشعرى است.<ref>مفتاح السعادة و مصباح السیادة، ج ۲، ص ۲۲-۲۳.</ref>
  
مصلح الدين قسطلانى مى‌گويد: معروفترين فرد در علم كلام در سرزمين [[خراسان]] و [[عراق]] و شام و بيشتر مناطق ابوالحسن اشعرى است و در ماوراءالنهر ابومنصور ماتريدى است.<ref>حاشيه كستلى بر شرح العقائد النسفية كه همراه با شرح چاپ شده است، ص 17.</ref>
+
مصلح الدین قسطلانى مى‌گوید: معروفترین فرد در علم کلام در سرزمین خراسان و عراق و [[شام]] و بیشتر مناطق ابوالحسن اشعرى است و در ماوراءالنهر ابومنصور ماتریدى است.<ref>حاشیه کستلى بر شرح العقائد النسفیة که همراه با شرح چاپ شده است، ص ۱۷.</ref>
  
زبيدى مى‌گويد: هرگاه اهل سنت گفته شود، مقصود اشاعره و ماتريديه است.<ref>اتحاف السادة المتقين بشرح اسرار احياء علوم الدين: 2/8 طبع قاهره.</ref>
+
زبیدى مى‌گوید: هرگاه اهل سنت گفته شود، مقصود اشاعره و ماتریدیه است.<ref>اتحاف السادة المتقین بشرح اسرار احیاء علوم الدین: ۲/۸ طبع قاهره.</ref>
  
 
===شاگردان او===
 
===شاگردان او===
  
گروهى از شخصيت هاى كلامى از او بهره گرفته‌اند كه اسامى برخى را مى‌آوريم:
+
گروهى از شخصیت هاى کلامى از او بهره گرفته‌اند که اسامى برخى را مى‌آوریم:
  
# ابوالقاسم: اسحاق بن محمد معروف به حكيم سمرقندى.(340)
+
#ابوالقاسم اسحاق بن محمد معروف به حکیم سمرقندى.(۳۴۰)
# امام ابوالليث‌ بخارى.
+
#امام ابواللیث‌ بخارى.
# ابومحمد عبدالكريم بن موسى بزدوى.
+
#ابومحمد عبدالکریم بن موسى بزدوى.
  
وى جد پدر محمد بن محمد بن الحسين بن عبدالكريم بزدوى مؤلف كتاب‌ «اصول الدين‌» وى در اين كتاب مى‌گويد: من كتاب توحيد ابومنصور ماتريدى سمرقندى را ديدم كه مطابق مذهب اهل سنت ‌بود.
+
وى جد پدر محمد بن محمد بن الحسین بن عبدالکریم بزدوى مؤلف کتاب‌ «اصول الدین‌» است. وى در این کتاب مى‌گوید: من کتاب توحید ابومنصور ماتریدى سمرقندى را دیدم که مطابق مذهب اهل سنت ‌بود.
  
پدرم از جدش عبدالكريم بن موسى كراماتى از ابومنصور ماتريدى نقل مى‌كرد و جد ما مقاصد كتاب هاى مشايخ و كتاب توحيد و تاويلات <ref>كتاب ‌«توحيد» و «تاويلات اهل السنة‌» از آثار ابومنصور است كه جد پدر بزدوى، آن دو را نزد او خوانده است. به كتاب اصول الدين بزدوى: مراجعه شود.</ref> را از ابومنصور ماتريدى فراگرفت. چيزى كه هست كتاب ‌«توحيد» ماتريدى خالى از اغلاق نيست و اگر دور از اغلاق بود، ما به همان كتاب اكتفا مى‌كرديم.
+
پدرم از جدش عبدالکریم بن موسى کراماتى از ابومنصور ماتریدى نقل مى‌کرد و جد ما مقاصد کتاب هاى مشایخ و کتاب توحید و تاویلات <ref>کتاب ‌«توحید» و «تاویلات اهل السنة‌» از آثار ابومنصور است که جد پدر بزدوى، آن دو را نزد او خوانده است. به کتاب اصول الدین بزدوى: مراجعه شود.</ref> را از ابومنصور ماتریدى فراگرفت. چیزى که هست کتاب ‌«توحید» ماتریدى خالى از اغلاق نیست و اگر دور از اغلاق بود، ما به همان کتاب اکتفا مى‌کردیم.
  
===آثار ماتريدى===
+
===آثار ماتریدى===
  
ابومنصور آثار فراوانى از خود به يادگار نهاده و آنچه الان موجود است، سه كتاب بيش نيست. دو تاى از آنها چاپ و منتشر شده و ديگرى به حالت مخطوط باقى مانده است.
+
ابومنصور آثار فراوانى از خود به یادگار نهاده و آنچه الان موجود است، سه کتاب بیش نیست. دو تاى از آنها چاپ و منتشر شده و دیگرى به حالت مخطوط باقى مانده است.
  
# كتاب التوحيد، اين كتاب بزرگترين منبع براى عقايد فرقه ماتريدى است. او در اين كتاب در اثبات آراى خود، از كتاب و سنت و خرد بهره مى‌گيرد و گاهى به عقل، برترى بيشترى مى‌بخشد. اين كتاب در سال 1390 در بيروت در 412 صفحه منتشر شده و دكتر فتح الله خليف به تحقيق نص آن پرداخته است و همان طورى كه بزدوى مؤلف اصول الدين يادآور شده، در تعبير خالى از اغلاق نيست.
+
#کتاب التوحید، این کتاب بزرگترین منبع براى عقاید فرقه ماتریدى است. او در این کتاب در اثبات آراى خود، از کتاب و سنت و خرد بهره مى‌گیرد و گاهى به عقل، برترى بیشترى مى‌بخشد. این کتاب در سال ۱۳۹۰ در بیروت در ۴۱۲ صفحه منتشر شده و دکتر فتح الله خلیف به تحقیق نص آن پرداخته است و همان طورى که بزدوى مؤلف اصول الدین یادآور شده، در تعبیر خالى از اغلاق نیست.
# تاويلات اهل السنة، اين كتاب در تفسير [[قرآن كريم]] نگاشته شده و در آن، عقايد اهل سنت و آراى فقهى امام خود ابوحنيفه را مطرح مى‌كند و در حقيقت كتاب عقيدتى و فقهى است و يك دوره تفسير قرآن است و جزء اخير آن از [[سوره منافقين]] تا آخر قرآن را دربرمى‌گيرد. و آن را دكتر «ابراهيم عوضين‌» به كمك شخصى ديگر در قاهره منتشر نموده است، به هنگام مقايسه روشن مى‌شود كه اين دو كتاب در مسائل عقيدتى از نظر مطلب و لفظ كاملا به هم نزديكند.
+
#تاویلات اهل السنة، این کتاب در تفسیر [[قرآن کریم]] نگاشته شده و در آن، عقاید اهل سنت و آراى فقهى امام خود ابوحنیفه را مطرح مى‌کند و در حقیقت کتاب عقیدتى و فقهى است و یک دوره [[تفسیر قرآن|تفسیر قرآن]] است و جزء اخیر آن از [[سوره منافقین]] تا آخر قرآن را دربرمى‌گیرد. و آن را دکتر «ابراهیم عوضین‌» به کمک شخصى دیگر در قاهره منتشر نموده است. به هنگام مقایسه روشن مى‌شود که این دو کتاب در مسائل عقیدتى از نظر مطلب و لفظ کاملا به هم نزدیکند.
# المقالات، محقق كتاب التوحيد مى‌گويد: نسخه‌اى از آن در كتابخانه‌هاى اروپا موجود است و اما ديگر آثار او كه نام آنها در كتاب هاى ترجمه آمده، عبارتند از:
+
#المقالات، محقق کتاب التوحید مى‌گوید: نسخه‌اى از آن در کتابخانه‌هاى اروپا موجود است و اما دیگر آثار او که نام آنها در کتاب هاى ترجمه آمده، عبارتند از:
## اخذ الشرايع
+
##اخذ الشرایع
## الجدل في اصول الفقه
+
##الجدل فی اصول الفقه
## بيان و هم المعتزلة
+
##بیان وهم المعتزلة
## رد كتاب الاصول الخمسة للباهلي
+
##رد کتاب الاصول الخمسة للباهلی
## رد الامامة لبعض الروافض
+
##رد الامامة لبعض الروافض
## الرد على اصول القرامطة
+
##الرد على اصول القرامطة
## رد تهذيب الجدل للكعبي
+
##رد تهذیب الجدل للکعبی
## رد وعيد الفساق للكعبي
+
##رد وعید الفساق للکعبی
## رد اوائل الادلة للكعبي.
+
##رد اوائل الادلة للکعبی.
  
از اين كتاب ها تاكنون اثرى بدست نيامده است.
+
از این کتاب ها تاکنون اثرى بدست نیامده است.
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
سطر ۱۱۵: سطر ۱۰۲:
  
 
==منابع==
 
==منابع==
[http://www.taqrib.info/persian/index.php?option=com_content&view=article&id=361:1389-03-23-07-21-57&catid=36:feraghekalami&Itemid=84 سایت مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی]، به نقل از جعفر سبحانی، فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامى، ج4.
+
[http://www.taqrib.info/persian/index.php?option=com_content&view=article&id=361:1389-03-23-07-21-57&catid=36:feraghekalami&Itemid=84 سایت مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی]، به نقل از [[جعفر سبحانی]]، فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامى، ج4.
  
 
[[رده:فرقه های کلامی]]
 
[[رده:فرقه های کلامی]]

نسخهٔ ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۹، ساعت ۰۸:۳۳

یک مکتب کلامی است که به پیروی از ابومنصور محمد بن محمد بن محمود ماتریدی سمرقندی تاسیس شده است.

با دقت در تاریخ مکتب ماتریدى، به روشنى ثابت می‌شود که او اندیشه‌ هاى کلامى خود را از ابوحنیفه گرفته زیرا ابوحنیفه پیش از آن که به فقه بپردازد، داراى حلقه کلامى بوده است. از روزى که مسائل کلامى در محیط اسلامى به صورت ساده مطرح گردید، در میان مسلمانان دو گروه پدید آمد.

  • گروه اهل حدیث که آنان را «حشویه‌» و «سلفیه‌» و «حنابله» مى‌نامند. این گروه کلیه عقاید خود را از ظواهر آیات و قسمت اعظم آن را از حدیث مى‌گیرند و براى عقل و خرد ارزشى قائل نمى‌باشند و اگر در میان این گروه عقایدى مانند تشبیه و تجسیم و جبر و حکومت قضا و قدر بر افعال اختیارى انسان پدید آمد و یا بر رؤیت‌ خدا در روز رستاخیز اصرار مى‌ورزند، در اثر احادیثى است که در میان آنان منتشر شد و غالباً اثر انگشت احبار یهود و راهبان نصارى در آنها دیده مى‌شود تا آنجا که به قدیم بودن کلام خدا (قرآن) قائل شدند، بسان یهودیان که تورات را قدیم و یا مسیحیان که مسیح را ازلى مى‌دانند و آنان نیز قرآن را قدیم و ازلى دانستند.
  • گروه معتزله که به عقل و خرد بها و ارزش داده، حدیث و روایتى را که با حکم خرد مخالف باشد، طرد مى‌نمایند و عقاید خود را از نصوص قطعى کتاب و سنت و حکم خرد مى‌گیرند.

چیزى که بر آنها خرده مى‌گیرند این است که به عقل بیش از حد، بها بخشیده‌اند و چه بسا نصوص فراوانى که در شریعت مقدس آمده به خاطر اندیشه مخالفت آن با عقل به کنار مى‌گذارند.

سالها جنگ و نبرد فکرى میان این دو گروه پیوسته برقرار و پیروزى هر گروه بر گروه دیگر در گرو کمک هاى فرمانروایان وقت ‌بود که جانب یکى را مى‌گرفتند و در تضعیف دیگرى مى‌کوشیدند و این نزاع تا آغاز سال ۳۰۰ هجرى به صورتى چشمگیر ادامه داشت ولى در آغاز قرن چهارم دو شخصیت در دو قطر و منطقه سر بلند کردند و مکتبى را که در حقیقت مکتب معتدلى میان اهل حدیث و مکتب معتزله بود، پدید آوردند.

یکى از این دو نفر ابوالحسن اشعرى (۲۶۰ - ۳۲۴) است که در عراق از مذهب اعتزال توبه کرد و خود را یار و یاور احمد بن حنبل معرفى نمود و در عین حال در مذهب ابن حنبل تصرفاتى پدید آورد و به تدریج مذهب رسمى اهل سنت‌ شد. همان طور که مذاهب چهارگانه فقهى به تدریج مذهب اهل سنت گردیدند.

دیگرى ابومنصور ماتریدى سمرقندى (۲۵۰ - ۳۳۳) که در مشرق جهان اسلام به جانبدارى از اهل حدیث‌ برخاست و درست همان کارى را انجام داد که همتاى او «اشعرى‌» انجام داد و عجیب این که این دو بنیانگذار در حالى که در یک عصر مى‌زیستند و در یک مسیر گام برمى‌داشتند، از کار یکدیگر آگاه نبودند.

منطقه شرق اسلامى در آن روز مرکز بحث هاى کلامى بود، همان طور که بصره زادگاه اشعرى نقطه برخورد آراى عقاید مختلف به شمار مى‌رفت و افکار بیگانگان به هنگام فتوحات اسلامى، از کشورهاى مختلف به صورت افکار وارداتى به جهان اسلام منتقل شده بود.

از نظر فقهى مذهب حنفى در خراسان رواج کامل داشت، در حالى که مردم بصره بیشتر شافعى بودند از این جهت، حنفی ها گرایش فراوانى به ماتریدى پیدا کردند در حالى که شافعی ها بیش از همه به اشعرى گرویدند، ماتریدى قسمتى از اندیشه‌هاى کلامى خود را از ابوحنیفه گرفته و از کتاب ‌«فقه اکبر» او که مربوط به عقاید است متاثر مى‌باشد، از این جهت پیروان بیشتر ماتریدى در خراسان مى‌زیستند و در فقه، حنفى بودند. مانند:

  1. فخرالاسلام محمد بن عبدالکریم بزودى.(۴۹۳)
  2. ابوحفص عمر بن محمد نسفى.(۵۷۳)
  3. سعد الدین تفتازانى.(۷۹۱)
  4. کمال الدین احمد بیاضى.(قرن ۱۱)
  5. کمال الدین محمد بن همام الدین.(۸۶۱)

با دقت در تاریخ مکتب ماتریدى به روشنى ثابت مى‌شود که او اندیشه‌هاى کلامى خود را از ابوحنیفه گرفته زیرا ابوحنیفه پیش از آن که به فقه بپردازد، داراى حلقه کلامى بوده. آنگاه که با «حماد بن ابى سلیمان‌» رابطه برقرار کرد، بحث کلامى را ترک کرد و به فقه پرداخت.

این تنها ماتریدى نیست که عقاید کلامى خود را از ابوحنیفه گرفته بلکه معاصر او ابوجعفر طحاوى (۳۲۱) مؤلف عقاید طحاویة، اندیشه‌هاى کلامى خود را از ابوحنیفه گرفته، حتى در آغاز رساله خود مى‌گوید: این رساله عقیده فقهاى امت اسلامى است، آنگاه از ابوحنیفه و دو نفر دیگر از تلامیذ معروف او به نامهاى: ابویوسف و محمد بن حسن شیبانى نام مى‌برد.[۱]

عبدالقاهر بغدادى مؤلف کتاب‌ «الفرق بین الفرق‌» در کتاب دیگر خود به نام‌ «اصول دین‌» یادآور مى‌شود که ابوحنیفه کتابى به نام‌ «الفقه الاکبر» دارد که در آنجا ردى بر قدریه نگاشته است و در رساله دیگر، قول اهل سنت در مساله‌اى[۲] را تایید کرده است البته رسائل موروث از ابى حنیفه بیش از این دو رساله است که او یادآور شده است.

از آنجا که مسائل کلامى در رساله‌هاى ابوحنیفه فاقد نظم و انسجام بود، کمال الدین بیاضى در قرن یازدهم اسلامى به تنظیم این مسائل پرداخت و کتابى به نام ‌«اشارات المرام من عبارات الامام‌» نوشت و در آن کتاب مى‌گوید: من این مسائل را از کتاب هاى: الفقه الاکبر، الرسالة‌، الفقه الابسط، کتاب العالم والمتعلم، الوصیة، که همگى از ابوحنیفه به وسیله مشایخ نقل شده است، تنظیم نمودم.[۳]

از مجموع آنچه که یادآور شدیم، روشن مى‌شود که ریشه‌هاى‌ «مکتب ماتریدى‌» با سند خاصى به ماتریدى و به گونه‌اى به ابوحنیفه مى‌رسد و همان طور که خواهیم دید این مکتب، یک منهج معتدل میان اهل حدیث و اعتزال مى‌باشد. حتى خواهیم دید که این مکتب به شیوه تعقل و اعتزال نزدیکتر است تا به مکتب اهل حدیث.

زندگانى ماتریدى

بررسى کتاب هاى تراجم، این مطلب را قطعى مى‌سازد که بنیانگذار این مکتب در عصر خود معروفیت کامل پیدا نکرد و بعدها نیز ترجمه نگاران به ضبط زندگى او کمتر پرداختند در حالى که همه تذکره نگاران به بیان زندگى اشعرى پرداخته و از او به گونه‌اى یاد کرده‌اند و شاید نکته آن این باشد که ‌«ماتریدى‌» دور از عاصمه آن روز اسلام یعنى‌ «عراق‌» زندگى مى‌کرد، در حالى که‌ «اشعرى‌» در عاصمه اسلام به دنیا آمد و در همان جا درگذشت و دوستان و دشمنان او هر یک به گونه‌اى از او یاد کرده‌اند.

ابن ندیم (م ۳۸۸) در فهرست ‌خود، از «ماتریدى‌» یاد ننموده در حالى که ترجمه مختصرى از اشعرى انجام داده است، کتاب شیخ طحاوى پیشواى حنفی ها در مصر مورد عنایت قرار گرفته و شروح زیادى بر آن نوشته شده است، در حالى که این کار درباره کتاب هاى ‌«ماتریدى‌» صورت نپذیرفته است از این جهت مى‌بینیم ترجمه نگاران مانند: ابن خلکان (۶۸۱) مؤلف ‌«وفیات الاعیان‌»، صلاح الدین صفدى (۷۶۴) مؤلف ‌«الوافی بالوفیات‌»، ابن شاکر کتبى، (۷۶۴) مؤلف‌ «فوات الوفیات‌»، تقى الدین اسلامى (۷۷۴)، مؤلف ‌«الوفیات‌»، ابن خلدون (۸۰۸) مؤلف‌ «مقدمه و تاریخ‌»، جلال الدین سیوطى (۹۱۱) مؤلف‌ «طبقات المفسرین‌» و همچنین دیگر نویسندگان از «ماتریدى‌» نامى نبرده‌اند، در حالى که از افرادى که از نظر علمى کمتر بوده‌اند، نام برده‌اند حتى کسانى که به ترجمه او پرداخته‌اند، چیز مفصلى یاد نکرده‌اند و آنچه نگارنده توانسته از لابلاى کتاب ها درباره زندگانى او بدست آورد، همین است که اینجا مى‌نگارد.

تاریخ تولد

مترجمان زندگانى‌ «ماتریدى‌» مى‌گویند وى در سال ۳۳۳ چشم از جهان بست، در حالى که از سال تولد او چیزى گزارش نمى‌کنند ولى به گونه‌اى مى‌توان گفت که او در حدود ۲۴۸ یا ۲۵۰ متولد شده است زیرا وى از «نصیر بن یحیى بلخى‌» اخذ حدیث نموده و او در سال ۲۶۸ درگذشته است. اگر او در آن روز ۲۰ سال داشت، طبعا تولد او همان خواهد بود که یادآور شدیم.

زادگاه او

او در منطقه‌اى به نام‌ «ماترید» که یکى از بخش هاى سمرقند در «ماوراءالنهر» است دیده به جهان گشود و سپس به نام هاى ‌«ماتریدى‌» سمرقندى و یا علم الهدى معروف شده است و گویا از نظر نسب به‌ «ابوایوب انصارى‌» مى‌رسد که میزبان پیامبر گرامى بود.[۴]

تحصیلات او

او در عقاید و کلام و فقه از امام مذهب خود، ابوحنیفه پیروى نموده و از این افراد نیز درس آموخته است:

  1. ابوبکر احمد بن اسحاق جوزجانى
  2. ابونصر احمد بن العیاض
  3. نصیر بن یحیى تلمیذ حفص بن سالم پدر مقاتل
  4. محمد بن مقاتل.[۵]

کلام اهل سنت ‌ساخته و پرداخته دو نفر است که یکى حنفى و دیگرى شافعى مذهب است، حنفى ابومنصور ماتریدى و شافعى ابوالحسن اشعرى است.[۶]

مصلح الدین قسطلانى مى‌گوید: معروفترین فرد در علم کلام در سرزمین خراسان و عراق و شام و بیشتر مناطق ابوالحسن اشعرى است و در ماوراءالنهر ابومنصور ماتریدى است.[۷]

زبیدى مى‌گوید: هرگاه اهل سنت گفته شود، مقصود اشاعره و ماتریدیه است.[۸]

شاگردان او

گروهى از شخصیت هاى کلامى از او بهره گرفته‌اند که اسامى برخى را مى‌آوریم:

  1. ابوالقاسم اسحاق بن محمد معروف به حکیم سمرقندى.(۳۴۰)
  2. امام ابواللیث‌ بخارى.
  3. ابومحمد عبدالکریم بن موسى بزدوى.

وى جد پدر محمد بن محمد بن الحسین بن عبدالکریم بزدوى مؤلف کتاب‌ «اصول الدین‌» است. وى در این کتاب مى‌گوید: من کتاب توحید ابومنصور ماتریدى سمرقندى را دیدم که مطابق مذهب اهل سنت ‌بود.

پدرم از جدش عبدالکریم بن موسى کراماتى از ابومنصور ماتریدى نقل مى‌کرد و جد ما مقاصد کتاب هاى مشایخ و کتاب توحید و تاویلات [۹] را از ابومنصور ماتریدى فراگرفت. چیزى که هست کتاب ‌«توحید» ماتریدى خالى از اغلاق نیست و اگر دور از اغلاق بود، ما به همان کتاب اکتفا مى‌کردیم.

آثار ماتریدى

ابومنصور آثار فراوانى از خود به یادگار نهاده و آنچه الان موجود است، سه کتاب بیش نیست. دو تاى از آنها چاپ و منتشر شده و دیگرى به حالت مخطوط باقى مانده است.

  1. کتاب التوحید، این کتاب بزرگترین منبع براى عقاید فرقه ماتریدى است. او در این کتاب در اثبات آراى خود، از کتاب و سنت و خرد بهره مى‌گیرد و گاهى به عقل، برترى بیشترى مى‌بخشد. این کتاب در سال ۱۳۹۰ در بیروت در ۴۱۲ صفحه منتشر شده و دکتر فتح الله خلیف به تحقیق نص آن پرداخته است و همان طورى که بزدوى مؤلف اصول الدین یادآور شده، در تعبیر خالى از اغلاق نیست.
  2. تاویلات اهل السنة، این کتاب در تفسیر قرآن کریم نگاشته شده و در آن، عقاید اهل سنت و آراى فقهى امام خود ابوحنیفه را مطرح مى‌کند و در حقیقت کتاب عقیدتى و فقهى است و یک دوره تفسیر قرآن است و جزء اخیر آن از سوره منافقین تا آخر قرآن را دربرمى‌گیرد. و آن را دکتر «ابراهیم عوضین‌» به کمک شخصى دیگر در قاهره منتشر نموده است. به هنگام مقایسه روشن مى‌شود که این دو کتاب در مسائل عقیدتى از نظر مطلب و لفظ کاملا به هم نزدیکند.
  3. المقالات، محقق کتاب التوحید مى‌گوید: نسخه‌اى از آن در کتابخانه‌هاى اروپا موجود است و اما دیگر آثار او که نام آنها در کتاب هاى ترجمه آمده، عبارتند از:
    1. اخذ الشرایع
    2. الجدل فی اصول الفقه
    3. بیان وهم المعتزلة
    4. رد کتاب الاصول الخمسة للباهلی
    5. رد الامامة لبعض الروافض
    6. الرد على اصول القرامطة
    7. رد تهذیب الجدل للکعبی
    8. رد وعید الفساق للکعبی
    9. رد اوائل الادلة للکعبی.

از این کتاب ها تاکنون اثرى بدست نیامده است.

پانویس

  1. رح العقیدة الطحاویة، ص ۲۵، نگارش شیخ عبدالغنى میدانى دمشقى، متوفى ۱۲۹۸.
  2. مقصود «تقارن قدرت با فعل یا تقدم آن بر فعل‌» است و ابوحنیفه بسان دیگر اهل سنت گفته است که مقارن با فعل مى‌باشد.
  3. اشارات المرام، ص ۲۱-۲۲، این کتاب از مصادر مکتب کلامى ماتریدى است و قبل از این ها کتاب هاى خود ماتریدى است‌ به نامهاى التوحید والتفسیر و پس از این دو، اصول الدین بزدوى است.
  4. بیاضى: اشارات المرام، ص ۲۳.
  5. اشارات المرام، ص ۲۳.
  6. مفتاح السعادة و مصباح السیادة، ج ۲، ص ۲۲-۲۳.
  7. حاشیه کستلى بر شرح العقائد النسفیة که همراه با شرح چاپ شده است، ص ۱۷.
  8. اتحاف السادة المتقین بشرح اسرار احیاء علوم الدین: ۲/۸ طبع قاهره.
  9. کتاب ‌«توحید» و «تاویلات اهل السنة‌» از آثار ابومنصور است که جد پدر بزدوى، آن دو را نزد او خوانده است. به کتاب اصول الدین بزدوى: مراجعه شود.


منابع

سایت مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، به نقل از جعفر سبحانی، فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامى، ج4.