عمران بن عبدالله اشعری قمی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اضافه کردن رده)
(ویرایش)
 
(۷ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{بخشی از یک کتاب}}
 
{{بخشی از یک کتاب}}
  
 +
'''عمران بن عبدالله اشعرى قمى'''، از [[محدث|محدثان]] برجسته [[شیعه]] در قرن دوم هجرى در [[قم]] بود که از یاران و راویان [[امام صادق]] علیه‌السلام به شمار مى آمد.<ref>رجال، شیخ طوسى، ص۲۵۶.</ref> بیشتر عالمان [[علم رجال|رجال]] او را توثیق کرده اند.
  
 +
==خاندان عمران==
  
 +
پدر عمران، عبدالله بن سعد بن مالک اشعرى، از [[شیعه|شیعیان]] والامقام [[قم]] بود. [[عبدالله مامقانی|علامه مامقانى]] در [[تنقیح المقال]]<ref>تنقیح المقال، ج۲، ص۱۸۴.</ref> و [[سید ابوالقاسم خویی|آیت الله خوئى]] در [[معجم رجال الحدیث]]<ref>معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۱۹۵.</ref> از او در فهرست راویان شیعى یاد کرده و براى تایید و نشان دادن شخصیت والاى وى، به جایگاه رفیع فرزندان او، عمران و عیسى نیز اشاره کرده اند.
  
 +
خویشان عمران از شیعیان [[اهل بیت]] علیهم‌السلام و مردمان برجسته روزگار خود بودند. [[امام صادق]] علیه‌السلام آن‌ها را خاندانى نجیب و بزرگوار معرفى فرمود و شخصیت عمران را به داشتن قومى بزرگوار چنین ستود: «هذا من اهل بیت النجباء؛ این، از خاندان نجبا و بزرگ است».<ref> رجال، کشى، ص ۳۳۳، رقم ۶۰۸.</ref> این قوم نجیب از تیره بزرگ اشعرى هاى [[قم]] بودند که نقش فراوانى را در آبادانى شهر قم به عهده داشتند. شاید به همین دلیل، «عمران بن عبدالله» به «عمران اشعرى قمى» معروف گشته است.
  
'''راوى نجيب'''
+
'''برادران عمران:'''
  
عمران اشعرى قمى، فرزند عبدالله از [[شخصیت ها]]ی برجسته شيعه در قرن دوم هجرى بود كه هم عصر با [[امام صادق]] علیه‌السلام در شهر مقدس [[قم]] مى زيست؛ او از ياران و راويان آن امام نيز به شمار مى آمد.(1)
+
برادران بزرگوار عمران همگى از یاران [[ائمه اطهار|امامان معصوم]] علیه‌السلام به شمار مى آمدند و به درجه هاى بالایى از علم و [[معرفت]] دست یافتند و در راه ترویج و توسعه فرهنگىِ مکتب علوى، خدمت فراوان کردند. ایشان عبارتند از:
  
پدر عمران، عبدالله بن سعد بن مالك اشعرى، از شيعيان والامقامى بود كه فرزندانى همچون عمران را مى پروريد. اگر چه نام او در كتاب هاى رجال و ديگر منابع موجود،
+
*[[آدم بن عبدالله اشعری قمی|آدم بن عبدالله قمى]]: از یاران [[امام صادق]] علیه‌ السلام؛
  
كمتر به چشم مى آيد، اما اين چيزى را از سترگى مقامش نمى كاهد، زيرا دانشمندان بزرگى همانند: علامه مامقانى(2) - در [[تنقيح المقال]] - و مرحوم خوئى(3) - در [[معجم رجال الحديث]] - از او در فهرست راويان شيعى ياد كرده و براى تاييد و نشان دادن شخصيت والاى وى، به جايگاه رفيع فرزندان او، عمران و عيسى نيز اشارتى كرده اند.
+
*[[ادریس بن عبدالله اشعری قمی|ادریس بن عبدالله قمى]]: از یاران امام صادق علیه‌السلام و [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام کاظم]] علیه‌السلام؛<ref>رجال، برقى، ص ۵۲.</ref>
  
'''خاندان بزرگوار'''
+
*اسحاق بن عبدالله: راوى قابل اعتماد و از یاران [[امام باقر]]<ref>رجال، شیخ طوسى، ص ۱۰۷.</ref> و امام صادق علیهما‌السلام‌؛<ref> رجال، برقى، ص ۲۸.</ref>
  
خويشان عمران از شيعيان [[اهل بيت]] نبوت علیهم‌السلام و مردمان برجسته روزگار خود بودند. امام صادق علیه‌السلام آن‌ها را خاندانى نجيب و بزرگوار معرفى فرمود و شخصيت عمران را به داشتن قومى بزرگوار چنين ستود: «هذا من اهل بيت النجباء؛ اين، از خاندان نژادگان است».(4)
+
*[[عيسى بن عبدالله قمى|عیسى بن عبدالله القمى]]: از یاران [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] علیه‌السلام؛<ref>رجال، کشى، ص ۲۸۱.</ref>
  
اين قوم نجيب از تيره بزرگ اشعرى هاى قم بودند كه نقش فراوانى را در آبادانى شهر قم به عهده داشتند. شايد به همين دليل، «عمران بن عبدالله» به «عمران اشعرى قمى» معروف گشته است.
+
*عبدالملک بن عبدالله القمى: از یاران امام صادق علیه‌السلام؛<ref> رجال، علامه حلى، ص ۱۱۵.</ref>
  
'''برادران عمران '''
+
*یعقوب بن عبدالله القمى: از یاران حضرت صادق علیه‌السلام؛<ref>معجم رجال الحدیث، ج ۲۰، ص ۱۴۳، رقم ۱۳۷۳۸.</ref>
  
آدم، ادريس، اسحاق، عيسى، عبدالملك و يعقوب، برادران بزرگوار عمران بودند، كه همگى از ياران امامان معصوم علیه‌السلام به شمار مى آمدند، آن‌ها به درجه هاى بالايى از علم و معرفت دست يافتند و در راه ترويج و توسعه فرهنگىِ مكتب علوى، خدمت فراوان كردند. اكنون به اختصار به گوشه اى از زندگى آن‌ها اشاره مى كنيم.
+
'''پسر عمران:'''
  
* آدم بن عبدالله قمى: [[شيخ طوسى]]، رجال نويس قرن پنجم هجرى در كتاب رجال خود، آدم بن عبدالرحمن را از ياران [[امام صادق]] علیه‌السلام معرفى كرده است.(5)
+
مَرْزَبان فرزند عمران بن عبدالله، شیعى والامرتبه و از یاران [[امام کاظم]] و [[امام رضا]] علیهماالسلام بود. [[شیخ آقا بزرگ تهرانی|آقا بزرگ تهرانى]] در «[[الذریعه الی تصانیف الشیعه|الذریعه]]» نام مرزبان را در فهرست نویسندگان و مؤلفان شیعى آورده و براى او کتابى را با نام کتاب الحدیث ذکر کرده است.<ref>الذریعه الى تصانیف الشیعه، ج۶، ص۳۶۶، رقم ۲۲۶۶.</ref> همچنین [[موسی بن حسن اشعری قمی]] نوه عمران اشعری، از [[محدث|محدثان]] بزرگ شیعه در قرن سوم هجری است.
  
* ادريس بن عبدالله قمى: از اعلام شيعه قرن دوم هجرى كه در زمره ياران امام جعفرصادق علیه‌السلام(6) و امام موسى كاظم علیه‌السلام(7) جاى داشت، شرح حال او در همين مجموعه ستارگان حرم آمده است.(8)
+
از تاریخ درگذشت و محل دفن عمران بن عبدالله قمى گزارشى در دست نیست؛ اما به دلیل این که عمران از یاران [[امام صادق]] علیه‌السلام بوده و سال شهادت آن حضرت ۱۴۸ هجرى قمرى است، می توان تاریخ وفاتش را حدوداً نیمه قرن دوم هجرى دانست.
  
* اسحاق بن عبدالله: راوى قابل اعتماد، و از ياران [[امام باقر]](9) و صادق علیهم‌السلام‌(10) كه مرحوم نجاشى، متوفى 450 ق شخصيت وارسته او را اين گونه ستوده است: «اسحاق بن عبدالله بن مالك الاشعرى القمى، ثقة...» اسحاق بن عبدالله فردى ثقه و قابل اطمينان است.(11)
+
==عمران در کلام امام صادق علیه‌السلام==
  
* عيسى بن عبدالله القمى: عالم و راوى بلندمرتبه اى كه امام هشتم علیه‌السلام درباره اش فرمودند: «منااهل البيت؛ او از ما است».(12) وى از ياران آن حضرت نيز به شمار مي‌رود و در نزد دانشمندان رجال بر جايگاه رفيعى استوار گشته است. حالات اين را وى وارسته نيز در مجموعه ستارگان حرم آمده است.(13)
+
از میان روایت هاى اندک عمران و آنچه [[ابوعمرو کشی|ابوعمرو کشى]] و [[شیخ مفید]] درباره او نقل کرده اند، برمى آید که وى با وجود دورى راه، چندین بار به دیدار [[امام صادق]] علیه‌السلام رفته و از محضر ایشان بهره فراوان جسته است.
  
* عبدالملك بن عبدالله القمى: [[امام صادق]] علیه‌السلام در توصيف شخصيت والاى او مى فرمايند: «انه قوى الايمان؛ همانا او ايمانى محكم دارد».(14) عبدالملك از ياران و شيعيان وارسته آن حضرت علیه‌السلام بود.(15)
+
امام صادق علیه‌السلام در گفتگوى صمیمانه خود با عمران بن عبدالله، سخنان زیبایى را در توصیف شخصیت ممتاز او بیان فرموده و مقام و منزلت والاى وى را بر همگان نمایاند؛ در این باره [[ابان بن عثمان]] از یاران امام جعفرصادق علیه‌السلام مى گوید: هنگامى که عمران به نزد امام صادق علیه‌السلام آمد، حضرت او را در کنار خود جاى داده و فرمودند: چگونه اى؟ فرزندت چطور است؟ خویشانت چگونه اند؟... سپس امام علیه‌السلام مدت زیادى با عمران سخن گفت؛ وقتى عمران بیرون رفت، از امام سؤال شد، این شخص که بود؟ فرمود: فردى شریف و بزرگوار از قومى نجیب بود. قومى که هیچ ستم کارى بر آن‌ها مسلط نشد، مگر آن که خداوند او را هلاک کرد.<ref> رجال کشى، ص ۳۳۳: (عن ابان بن عثمان قال: اقبل عمران بن عبدالله القمى على ابى عبدالله علیه‌السلام. فقرّبه ابوعبدالله علیه‌السلام فقال: کیف انت؟ وکیف ولدک؟ وکیف اهلک؟ وکیف بنو عمک؟ وکیف اهل بیتک؟ ثم حدّثه ملیاً، فلما خرج قیل لابى عبدالله علیه‌السلام من هذا؟ قال: نجیب من قوم النجباء، مانصب لهم جبّار إلا قصمه الله).</ref>
  
* يعقوب بن عبدالله القمى: مرحوم خوئى در كتاب «معجم رجال الحديث» كه به بررسى راويان [[حديث]] پرداخته است، به نقل از «رجال برقى» او را از ياران حضرت صادق علیه‌السلام معرفى مى كند.(16)
+
عمران بن عبدالله بیشتر وقت‌ها در مراسم [[حج]] و صحراى [[منا]] به دیدار امام علیه‌السلام مى رسید؛ شاید اوج دوستى و دلدادگى عمران به پیشوایش [[امام صادق]] علیه‌السلام زمانى باشد که در منا خیمه اى براى حضرت و خانواده اش به پا کرد، وى با نهایت عشق و علاقه آن را به محضر ایشان پیشکش کرد. راوى مى گوید: «در منا بودم که عمران بن عبدالله قمى با خیمه هائى در دست، از راه رسید و آن‌ها را در خیمه گاه حضرت صادق علیه‌السلام برپا کرد. وقتى امام علیه‌السلام با اهل بیت خود تشریف آوردند، با دیدن خیمه ها پرسیدند: این ها مال کیست؟ گفتم: قربانت شوم، این ها را عمران بن عبدالله قمى براى شما برپا کرد. حضرت علیه‌السلام داخل خیمه ها شد؛... عمران نیز کار خود در حضور امام علیه‌السلام را چنین گزارش مى دهد که: جانم به فدایتان، این ها خیمه هائى است که دستور دادید، برایتان درست کنم. حضرت علیه‌السلام فرمودند: قیمت آن‌ها چقدر شد؟ عمران گفت: جانم به قربان شما، پارچه هاى خیمه را خودم ساخته و براى شما درست کرده ام، دوست دارم به عنوان هدیه این خیمه ها را از من قبول کنید! من آن پولى را که شما به من داده بودید پس دادم؛ حضرت علیه‌السلام دست عمران را گرفت و درباره اش این چنین دعا کرد: از خداوند مى خواهم بر محمد و آلش درود فرستد و تو را در روزى که هیچ سایه اى جز سایه خدا نیست، زیر سایه خویش قرار دهد».<ref>اختصاص، ص۶۸: (...عن بعض الکوفیین، قال: کنت بمنى اذا اقبل عمران بن عبدالله القمى و معه مَضارب للرجال والنساء و فیها کنف، فضربها فى مَضرب ابى عبدالله علیه‌السلام، اذ اقبل ابوعبدالله علیه‌السلام و معه نسائه، فقال: ما هذا؟ فقلت: جعلت فداک، هذه مَضارب ضربها لک عمران بن عبدالله القمى، قال: فنزل بها، ثم قال: یا غلام عمران بن عبدالله القمى، قال: فأقبل، فقال: جعلت فداک، هذه مضارب التى امرتنى ان اعملها لک، فقال: بِکم ارتفعت؟ فقال له: جعلت فداک، ان الکرابیس من صنعتى و عملتها لک، فانا احب جعلت فداک، ان تقبلها منى هدیة و قد ردوت المال الذى اعطیتنیه، قال: فقبض ابوعبدالله علیه‌السلام على یده ثم قال: اسأل الله تعالى ان یصلّى على محمد و آل محمد و ان یظلک یوم لاظل الا ظله).</ref>
  
'''پسر عمران'''
+
==عمران در نگاه عالمان رجال==
  
مَرْزَبان، پسر عمران، شيعى والا مرتبه و از ياران [[امام كاظم]](17) و [[امام رضا]] علیهم‌السلام(18) بود، شايد بهترين چيزى كه دهنده عظمت و ارزش مرزبان است، پاسخى باشد كه امام رضا علیه‌السلام به سؤال او برگرداند.«مرزبان گفت: به امام رضا علیه‌السلام عرض كردم: مى خواهم چيزى كه خيلى مهم است از شما بپرسم، آيا من از شيعيان شما هستم؟ حضرت فرمود: بله. عرض كردم آيا اسم من نزد شما نوشته شده است؟ حضرت جواب داد: بله».(19)
+
اغلب دانشمندان [[شیعه]]، نام عمران بن عبدالله را در کتاب هاى [[علم رجال|رجال]] خود به ثبت رسانده اند و در تأیید وثاقت و [[عدالت]] عمران به روایت‌هایى که [[شیخ مفید]] و [[ابوعمرو کشی|شیخ کشى]] نقل کرده اند، استناد جسته اند. این روایات در ستایش عمران بن عبدالله نقل شده که در کنار برخى گزارش هاى دیگر، بیان کننده [[ولایت]] مدارى و شیفتگى او به [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم‌السلام است. مرحوم [[عبدالله مامقانی|مامقانى]] با توجه به همین روایت ها، شخصیت عمران را چنین مى ستاید: «برشمردن عمران در زمره کسانى که وثاقت آن‌ها با قرائن و شواهد خارجى ثابت مى شود بعید نیست؛ حداقل این که او در بالاترین درجه هاى حُسن جاى دارد...».<ref>فلا یبعد عدّ الرجل من الثقات الذین استفید وثاقتهم من القرائن الخارجیة ولا اقلّ من کونه فى اعلى درجات الحسن...». تنقیح المقال، ج۲، ص۳۵۰.</ref>
  
هر چند مرحوم آقا بزرگ تهرانى در كتاب ارزنده الذريعه الى تصانيف الشيعه نام مرزبان را در فهرست نويسندگان و مؤلفان شيعى آورده و براى او كتابى را با نام كتاب الحديث ذكر كرده است؛(20) اما در حال حاضر هيچ اثرى از آن نيست. شايد اين كتاب نيز همانند بسيار كتاب الحديث هاى گذشته در كتاب هاى بزرگ روائى شيعيان ادغام شده باشد، و يا در طول زمان بر اثر حوادث گوناگون، محو گرديد.
+
[[شیخ طوسى]] نام عمران را در کنار یاران [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه‌السلام جاى داده و مى گوید: «عمران بن عبداللّه الاشعرى القمى، برادر یعقوب و [[عيسى بن عبدالله قمى|عیسى]] است».<ref> رجال، شیخ طوسى، ص۲۵۶.</ref>
  
'''عمران بن عبدالله بر محور ولايت'''
+
[[علامه حلى]] نیز این چند روایت را از نشانه هاى بزرگى شخصیت وارسته عمران دانسته است.<ref>رجال، علامه حلى، ص ۱۲۵-۱۲۴.</ref>
  
[[شيخ مفيد]] و مرحوم كشى از عالمان سده چهارم و پنجم هجرى قمرى چند روايت در ستايش عمران بن عبدالله نقل كرده اند، كه در كنار برخى گزارش هاى ديگر، بيان كننده ولايت مدارى و شيفتگى او به خاندان نبوت علیهم‌السلام است.
+
==جایگاه روائى عمران==
  
با نگاهى به منابع موجود، صحنه هايى از زندگى عمران ديده مى شود كه از پيوند او بر پايه استوار نبوت و گردش حول محور امامت، حكايت دارد. حال گوشه هايى از آن بيان مى شود.
+
در میان راویان و ناقلان آثار مکتب [[امامت]]، نام عمران نیز مى درخشد؛ لکن شمار بسیار اندک روایت هاى او ما را از دستیابى به تحلیل و بررسى بیشتر، درباره شخصیت روائى و گرایش روایت هایش و... باز مى دارد. بدیهى است، او نیز همانند بسیارى از راویان [[شیعه|شیعه]] - احتمالاً - روایت هاى فراوان داشته است. اما گذشت زمان و دسیسه هاى مخالفان - که از هر فرصتى براى محو آثار تشیع استفاده مى کردند - نسل ما را از رسیدن به آثار ایشان محروم کرده است.
  
'''صحابى امام صادق علیه‌السلام'''
+
در جستجوى روایت هاى عمران بن عبدالله قمى، ممکن است به عنوانى دیگر از «عمران قمى» - که در [[سند حدیث|سند]] احادیث هست - برخورد کنیم، «عمران قمى» شخصیتى است سواى عمران بن عبدالله قمى و متفاوت از او، زیرا بر اساس آنچه مرحوم خوئى گفته است، «عمران قمى» در واقع «عمران بن محمد بن عمران قمى» است،<ref>معجم رجال الحدیث، ج ۱۳، ص ۱۵۴، رقم ۹۰۷۰.</ref> نه عمران بن عبدالله قمى؛ بنابراین «عمران قمى» در حقیقت نوه عمران بن عبدالله قمى است، نه خود عمران.
  
[[شيخ طوسى]] - متوفى 460 ق - نام عمران را نيز در كنار ياران امام جعفرصادق علیه‌السلام جايى داده - و بدين گونه، بر عظمت و مقام آن شخصيت بزرگ افزوده است؛ او در اين باره مى گويد: «عمران بن عبداللّه الا شعرى القمى، برادر يعقوب و عيسى است».(21)
+
از جمله [[حدیث|احادیث]] عمران بن عبدالله قمى که از [[امام صادق]] علیه‌السلام نقل کرده، چنین است که آن حضرت سه دسته را به دلیل پندار غلط و سستى در امر [[امامت]]، سزاوار عذاب خدا دانسته اند و آن‌ها را در ردیف کسانى قرار داده اند که هیچ بهره اى از [[اسلام]] نبرده اند: کسى که به دروغ ادعاى امامت کند. کسى که امام حقیقى را انکار کند. کسى که دو گروه فوق را مسلمان بداند.<ref>وسایل الشیعه، ج۲۸، ص۳۴۹، ح۳۴۹۳۶: (...عن مرزبان القمى عن عمران الاشعرى عن جعفر بن محمد علیه‌السلام انه قال: ثلاثة لاینظرالله الیهم، ولایزکیهم، و لهم عذاب الیم، من زعم انه امام و لیس بامام، و من زعم فى امام حق انه لیس بامام و هو امام، و من زعم ان لهما فى الاسلام نصیباً).</ref>
  
'''عمران در كلام امام صادق علیه‌السلام'''
+
==پانویس==
 +
<references />
  
امام صادق علیه‌السلام در گفتگوى صميمانه خود با عمران بن عبدالله، سخنان زيبايى را در توصيف شخصيت ممتاز او بيان فرمود و مقام و منزلت والاى وى را بر همگان نماياند؛ در اين  باره ابان بن عثمان از ياران امام جعفرصادق علیه‌السلام مى گويد: هنگامى كه عمران به نزد [[امام صادق]] علیه‌السلام آمد، حضرت او را در كنار خود جاى داده و فرمودند: چطورى؟ فرزندت چطور است؟ خويشانت چگونه اند؟ حال پسران عمويت چطور است؟ اهل خانه ات چه حال دارند؟ سپس امام علیه‌السلام مدت زيادى با عمران سخن گفت؛ وقتى عمران بيرون رفت، از امام سؤال شد، اين شخص كه بود؟ فرمود: فردى شريف و بزرگوار از قومى نجيب بود. قومى كه هيچ ستم كارى بر آن‌ها مسلط نشد، مگر آن كه خداوند او را هلاك كرد.(22)
+
==منابع==
  
'''ديدار با امام صادق علیه‌السلام'''
+
*على محمدى‌یدک، "عمران بن عبدالله اشعری قمی؛ راوى نجیب"، [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد ۹.
  
از ميان روايت هاى اندك عمران، و آن چه مرحوم كشى و [[شيخ مفيد]] درباره او نقل كرده اند، برمى آيد كه وى با وجود دورى راه، چندين بار به ديدار امام صادق علیه‌السلام رفته، و از محضر ايشان بهره فراوان جسته است.
 
 
عمران بن عبدالله بيشتر وقت‌ها در مراسم [[حج]] و صحراى منا به ديدار امام علیه‌السلام مى رسيد؛ البته احتمال اين كه در ساير زمان ها و مكان ها نيز با حضرت علیه‌السلام در ارتباط بوده است، بعيد نمى نمايد، اما گزارش هاى موجود هيچ اشاره اى به آن ندارد.
 
 
مرحوم شيخ مفيد - متوفى 381 ق - در كتاب ألاختصاص ديدار او با حضرت در صحراى منا را اين گونه روايت كرده است: حماد بن عثمان، صحابى [[امام صادق]] علیه‌السلام مى گفت: گروهى در منا نزد امام صادق علیه‌السلام بوديم، كه عمران بن عبدالله قمى به نزد حضرت آمد، امام علیه‌السلام حالش را پرسيد و با او بسيار خوش‌رفتارى كرد. وقتى به حضرت علیه‌السلام عرض كردم اين فرد كيست كه با او اين گونه سخن گفتيد و به او احسان كرديد. حضرت فرمودند: اين از خاندان نجباء است...(23) مرحوم كشى نيز اين سخن را با تفاوتى اندك روايت كرده است.(24)
 
 
'''هديه براى امام صادق علیه‌السلام'''
 
 
شايد اوج دوستى و دلدادگى عمران به پيشوايش [[امام صادق]] علیه‌السلام زمانى باشد كه در صحراى منا خيمه اى براى حضرت و خانواده اش به پا كرد، وى با نهايت عشق و علاقه آن را به محضر ايشان پيش كش كرد. مضمون حكايت از اين قرار است:
 
 
راوى مى گويد: «در منا بودم كه عمران بن عبدالله قمى، با خيمه هائى در دست، از راه رسيد و آن‌ها را در خيمه گاه حضرت صادق علیه‌السلام برپا كرد. وقتى امام علیه‌السلام با اهل بيت خود تشريف آوردند، با ديدن خيمه ها، پرسيدند: اين ها مال كيست؟ گفتم: قربانت شوم، اين ها را عمران بن عبدالله قمى براى شما برپا كرد. حضرت علیه‌السلام داخل خيمه ها شد؛... عمران نيز كار خود در حضور امام علیه‌السلام را چنين گزارش مى دهد كه: جانم به فدايتان، اين ها خيمه هائى است كه دستور داديد، برايتان درست كنم. حضرت علیه‌السلام فرمودند: قيمت آن‌ها چقدر شد؟ عمران گفت: جانم به قربان شما، پارچه هاى خيمه را خودم ساخته و براى شما درست كرده ام، فدايت شوم، دوست دارم به عنوان ارمغان و هديه اين خيمه ها را از من قبول كنيد! من آن پولى را كه شما به من داده بوديد پَس دادم؛ حضرت علیه‌السلام دست عمران را گرفت و درباره اش اين چنين دعا كرد: از خداوند مى خواهم بر محمد و آلش درود فرستد و تو را در روزى كه هيچ سايه اى جز سايه خدا نيست، زير سايه خويش قرار دهد».(25)
 
 
'''عمران در نگاه عالمان '''
 
 
اغلب دانشمندان [[شيعه]]، نام عمران بن عبدالله را در كتاب هاى رجال خود به ثبت رسانده اند و در تأييد وثاقت و عدالت عمران به روايت‌هايى كه [[شيخ مفيد]] و مرحوم كشى نقل كرده اند، استناد جسته اند. مرحوم مامقانى با توجه به همين روايت ها، شخصيت عمران را چنين مى ستايد «فلا يبعد عدّ الرجل من الثقات الذين استفيد وثاقتهم من القرائن الخارجية و لا اقلّ من كونه فى اعلى درجات الحسن...» برشمردن عمران را در زمره كسانى كه وثاقت آن‌ها با قرائن و شواهد خارجى ثابت مى شود. بعيد نيست؛ حداقل اين كه، او را در بالاترين درجه هاى حُسن جاى دارد...».(26) [[علامه حلى]] نيز اين چند روايت را، از نشانه هاى بزرگى شخصيت وارسته عمران دانسته است.(27)
 
 
'''جايگاه روائى عمران'''
 
 
در ميان راويان و ناقلان آثار مكتب امامت علیه‌السلام، نام عمران نيز مى درخشد؛ لكن شمار بسيار اندك روايت هاى او، ما را از دست يابى به تحليل و بررسى بيشتر، درباره شخصيت روائى و گرايش روايت هايش و... باز مى دارد. بديهى است، او نيز همانند بسيارى از راويان شيعه - احتمالاً - روايت هاى فراوان داشته است. اما گذشت زمان، و دسيسه هاى مخالفان - كه از هر فرصتى براى محو آثار تشيع استفاده مى كردند - نسل ما را از رسيدن به آثار ايشان محروم كرده است.
 
 
پيش از بيان دو روايتى كه عمران مستقيماً از [[امام صادق]] علیه‌السلام نقل كرده است، دو نكته را متذكر مى شويم:
 
 
* نكته نخست: اين كه با دقت در سند دو حديثى كه عمران بن عبدالله روايت كرده است، درمى يابيم استاد وى در نقل حديث، حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام بوده است، كه با حضور نزد ايشان و شنيدن كلام نورانى حضرت علیه‌السلام، آن را نقل كرده.
 
 
كسانى كه اين دو [[حديث]] را از عمران روايت كرده اند، يعقوب بن عبدالله قمى، برادر عمران و پسرش مرزبان بن عمران، هستند كه به عنوان شاگردان او در نقل روايت، نيز محسوب مى شوند.
 
 
* نكته دوم: در جستجوى روايت هاى عمران بن عبدالله قمى، ممكن است به عنوانى ديگر از «عمران قمى» - كه در سند [[احاديث]] هست - برخورد كنيم، «عمران قمى» شخصيتى است سواى عمران بن عبدالله قمى و متفاوت از او، زيرا بر اساس آن چه مرحوم خوئى گفته است، «عمران قمى» در واقع «عمران بن محمد بن عمران قمى» است،(28) نه عمران بن عبدالله قمى، بنابراين «عمران قمى» در حقيقت نوه عمران بن عبدالله قمى است، نه خود عمران.
 
 
اكنون پس از بيان دو نكته فوق، مضمون دو روايتى را كه انتسابش به عمران بن عبدالله قمى قطعى است از نظر مى گذرانيم.
 
 
'''تفسير قرآن '''
 
 
از دستورات مهم اسلام [[جهاد]] با كافران است، خداوند در [[سوره توبه]] آيه 123،(29) مؤمنان را به جنگ با كافرانى مى خواند كه در مجاورت آن‌ها بوده اند. عمران بن عبدالله در تفسير اين آيه شريفه، سخنى را از [[امام صادق]] علیه‌السلام روايت مى كند كه مضمونش چنين است: كافرانى كه در مجاورت و نزديكى مسلمانان قرار داشتند، طايفه «ديلم»(30) بودند.(31)
 
 
'''عقوبت پندار نادرست درباره امامت '''
 
 
با توجه به اهميت مسئله امامت، كه از پايه هاى اعتقادى شيعه، و ضروريات دين مبين اسلام است، عمران بن عبدالله قمى از [[امام صادق]] علیه‌السلام حديثى را نقل كرده است كه حضرت سه دسته را، به دليل پندار غلط و سستى در امر امامت، سزاوار عذاب خدا دانسته اند، و آن‌ها را در رديف كسانى قرار داده اند كه هيچ بهره اى از اسلام نبرده اند.
 
 
* 1- كسى كه به دروغ ادعاى امامت كند.
 
 
* 2- كسى كه امام حقيقى را انكار كند.
 
 
* 3- كسى كه دو گروه فوق را مسلمان بداند.(32)
 
 
'''لحظه تسليم '''
 
 
عمران بن عبدالله قمى، پس از روزگارى تلاش، سرانجام تسليم امر الهى شد و با كوله بارى از [[اخلاص]] و ارادت به خاندان نبوت علیهم‌السلام راه زندگى جاودان را در پيش گرفت، تا در سرمنزل ابديت به ديدار معبودش نايل آيد.
 
 
از تاريخ درگذشت او گزارشى در دست نيست؛ اما به دليل اين كه عمران از ياران امام صادق علیه‌السلام بوده و سال شهادت حضرت 148 هجرى قمرى است، چنانچه عمران بعد از شهادت امام علیه‌السلام از دنيا رفته باشد، تاريخ وفاتش به نيمه دوم قرن دوم هجرى برخواهد گشت و در صورتى كه قبل از شهادت حضرت، دعوت حق را لبيك گفته باشد، زمان رحلتش نيمه اول قرن دوم هجرت خواهد بود.
 
 
محل دفن عمران نيز همانند بسيارى از زواياى ديگر زندگيش نامعلوم است.
 
 
پى  نوشت
 
 
(1). رجال، [[شيخ طوسى]]، ص 256.
 
 
(2). [[تنقيح المقال]]، ج 2، ص 184.
 
 
(3). معجم رجال الحديث، ج 10، ص 195.
 
 
(4). رجال، كشى، ص 333، رقم 608.
 
 
(5). رجال، شيخ طوسى، ص 143.
 
 
(6). همان، ص 150-340.
 
 
(7). رجال، برقى، ص 52.
 
 
(8). ستارگان حرم، ج 8.
 
 
(9). رجال، شيخ طوسى، ص 107.
 
 
(10). رجال، برقى، ص 28.
 
 
(11). رجال، نجاشى، ص 53.
 
 
(12). رجال، كشى، ص 281.
 
 
(13). ستارگان حرم، ج 6.
 
 
(14). رجال، [[علامه حلى]]، ص 115.
 
 
(15). رجال، شيخ طوسى، ص 234 و رجال، برقى، ص 24.
 
 
(16). معجم رجال الحديث، ج 20، ص 143، رقم 13738.
 
 
(17). رجال، برقى، ص 51.
 
 
(18). رجال، شيخ طوسى، ص 391.
 
 
(19). رجال، كشى، ص 505.
 
 
(20). الذريعه الى تصانيف الشيعه، ج 6، ص 366، رقم 2266.
 
 
(21). رجال، شيخ طوسى، ص 256.
 
 
(22). همان، و رجال، كشى، ص 333: (عن ابان بن عثمان قال: اقبل عمران بن عبدالله القمى على ابى عبدالله علیه‌السلام. فقرّبه ابوعبدالله علیه‌السلام فقال: كيف انت؟ و كيف ولدك؟ وكيف اهلك؟ وكيف بنو عمك؟ وكيف اهل بيتك؟ ثم حدّثه مليّاً، فلما خرج قيل لابى عبدالله علیه‌السلام من هذا؟ قال: نجيب من قوم النجباء، مانصب لهم جبّار إلا قصمه الله).
 
 
(23). اختصاص، ص 69: (...عن حماد الناب قال: كنا عند ابى عبدالله علیه‌السلام بمنى، و نحن جماعة اذ دخل عليه عمران بن عبدالله القمى، فسأله و بره و بشه، فلمّا اَن قام، قلت: لابى عبدالله علیه‌السلام من هذا الذى بررته هذا البر؟ فقال: هذا من اهل بيت النجباء. ما اراد بهم جبّارٌ من جبابرة إلا قصمه اللّه).
 
 
(24). رجال، كشى، ص 333.
 
 
(25). اختصاص، ص 68: (...عن بعض الكوفيين، قال: كنت بمنى اذا اقبل عمران بن عبدالله القمى و معه مَضارب للرجال والنساء، و فيها كنف، فضربها فى مَضرب ابى عبدالله علیه‌السلام، اذ اقبل ابوعبدالله علیه‌السلام و معه نسائه، فقال: ما هذا؟ فقلت: جعلت فداك، هذه مَضارب ضربها لك عمران بن عبدالله القمى، قال: فنزل بها، ثم قال: يا غلام عمران بن عبدالله القمى، قال: فأقبل، فقال: جعلت فداك، هذه مضارب التى امرتنى ان اعملها لك، فقال: بِكم ارتفعت؟ فقال له: جعلت فداك، ان الكرابيس من صنعتى و عملتها لك، فانا احب جعلت فداك، ان تقبلها منى هدية، و قد ردوت المال الذى اعطيتنيه، قال: فقبض ابو عبدالله علیه‌السلام على يده ثم قال: اسأل الله تعالى ان يصلّى على محمد و آل محمد و ان يظلك يوم لاظل الا ظله).
 
 
(26). تنقيح المقال، ج 2، ص 350.
 
 
(27). رجال، [[علامه حلى]]، ص 125-124.
 
 
(28). معجم رجال الحديث، ج 13، ص 154، رقم 9070.
 
 
(29). [[سوره توبه]]/123: «يا ايها الذين آمنوا قاتلو الذين يلونكم من الكفار وليجدوا فيكم غلظة و اعلموا ان اللّه مع المتقين».
 
 
(30). ديلم: گويا طايفه اى از كفار حوزه درياى خزر بوده اند و...(المنجد)
 
 
(31). تهذيب الاحكام، ج 6، ص 174، ح 23. (...عن يعقوب القمى عن اخيه عمران بن عبدالله القمى عن جعفر بن محمد علیه‌السلام فى قول الله عز و جل قاتلوا الذين يلونكم من الكفار. قال: الديلم).
 
 
(32). وسايل الشيعه، ج 28، ص 349، ح 34936: (...عن مرزبان القمى عن عمران الاشعرى عن جعفر بن محمد علیه‌السلام انه قال: ثلاثة لاينظرالله اليهم، ولايزكيهم، و لهم عذاب اليم، من زعم انه امام و ليس بامام، و من زعم فى امام حق انه ليس بامام و هو امام، و من زعم ان لهما فى الاسلام نصيباً) «عمران از [[امام صادق]] علیه‌السلام روايت مى كند كه حضرت فرمود: سه گروه را خداوند به آن‌ها نگاه نمى كند. آن‌ها را پاك نكرده و نمى بخشد. و براى آنان عذابى دردناك مهيا مى سازد. 1- كسى كه مى پندارد امام است در حالي كه امام نيست. 2- كسى كه امام حقيقى را امام نمى پندارد. 3- كسى كه بپندارد اين دو گروه از اسلام بهره اى برده اند».
 
 
===منبع===
 
 
على محمدى‌يدك , ستارگان حرم، جلد 9
 
 
[[رده:علمای قرن دوم]]
 
[[رده:علمای قرن دوم]]
 +
[[رده:اصحاب امام صادق علیه السلام]]
 +
[[رده:راویان حدیث]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۸:۲۶

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


عمران بن عبدالله اشعرى قمى، از محدثان برجسته شیعه در قرن دوم هجرى در قم بود که از یاران و راویان امام صادق علیه‌السلام به شمار مى آمد.[۱] بیشتر عالمان رجال او را توثیق کرده اند.

خاندان عمران

پدر عمران، عبدالله بن سعد بن مالک اشعرى، از شیعیان والامقام قم بود. علامه مامقانى در تنقیح المقال[۲] و آیت الله خوئى در معجم رجال الحدیث[۳] از او در فهرست راویان شیعى یاد کرده و براى تایید و نشان دادن شخصیت والاى وى، به جایگاه رفیع فرزندان او، عمران و عیسى نیز اشاره کرده اند.

خویشان عمران از شیعیان اهل بیت علیهم‌السلام و مردمان برجسته روزگار خود بودند. امام صادق علیه‌السلام آن‌ها را خاندانى نجیب و بزرگوار معرفى فرمود و شخصیت عمران را به داشتن قومى بزرگوار چنین ستود: «هذا من اهل بیت النجباء؛ این، از خاندان نجبا و بزرگ است».[۴] این قوم نجیب از تیره بزرگ اشعرى هاى قم بودند که نقش فراوانى را در آبادانى شهر قم به عهده داشتند. شاید به همین دلیل، «عمران بن عبدالله» به «عمران اشعرى قمى» معروف گشته است.

برادران عمران:

برادران بزرگوار عمران همگى از یاران امامان معصوم علیه‌السلام به شمار مى آمدند و به درجه هاى بالایى از علم و معرفت دست یافتند و در راه ترویج و توسعه فرهنگىِ مکتب علوى، خدمت فراوان کردند. ایشان عبارتند از:

  • اسحاق بن عبدالله: راوى قابل اعتماد و از یاران امام باقر[۶] و امام صادق علیهما‌السلام‌؛[۷]
  • عبدالملک بن عبدالله القمى: از یاران امام صادق علیه‌السلام؛[۹]
  • یعقوب بن عبدالله القمى: از یاران حضرت صادق علیه‌السلام؛[۱۰]

پسر عمران:

مَرْزَبان فرزند عمران بن عبدالله، شیعى والامرتبه و از یاران امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام بود. آقا بزرگ تهرانى در «الذریعه» نام مرزبان را در فهرست نویسندگان و مؤلفان شیعى آورده و براى او کتابى را با نام کتاب الحدیث ذکر کرده است.[۱۱] همچنین موسی بن حسن اشعری قمی نوه عمران اشعری، از محدثان بزرگ شیعه در قرن سوم هجری است.

از تاریخ درگذشت و محل دفن عمران بن عبدالله قمى گزارشى در دست نیست؛ اما به دلیل این که عمران از یاران امام صادق علیه‌السلام بوده و سال شهادت آن حضرت ۱۴۸ هجرى قمرى است، می توان تاریخ وفاتش را حدوداً نیمه قرن دوم هجرى دانست.

عمران در کلام امام صادق علیه‌السلام

از میان روایت هاى اندک عمران و آنچه ابوعمرو کشى و شیخ مفید درباره او نقل کرده اند، برمى آید که وى با وجود دورى راه، چندین بار به دیدار امام صادق علیه‌السلام رفته و از محضر ایشان بهره فراوان جسته است.

امام صادق علیه‌السلام در گفتگوى صمیمانه خود با عمران بن عبدالله، سخنان زیبایى را در توصیف شخصیت ممتاز او بیان فرموده و مقام و منزلت والاى وى را بر همگان نمایاند؛ در این باره ابان بن عثمان از یاران امام جعفرصادق علیه‌السلام مى گوید: هنگامى که عمران به نزد امام صادق علیه‌السلام آمد، حضرت او را در کنار خود جاى داده و فرمودند: چگونه اى؟ فرزندت چطور است؟ خویشانت چگونه اند؟... سپس امام علیه‌السلام مدت زیادى با عمران سخن گفت؛ وقتى عمران بیرون رفت، از امام سؤال شد، این شخص که بود؟ فرمود: فردى شریف و بزرگوار از قومى نجیب بود. قومى که هیچ ستم کارى بر آن‌ها مسلط نشد، مگر آن که خداوند او را هلاک کرد.[۱۲]

عمران بن عبدالله بیشتر وقت‌ها در مراسم حج و صحراى منا به دیدار امام علیه‌السلام مى رسید؛ شاید اوج دوستى و دلدادگى عمران به پیشوایش امام صادق علیه‌السلام زمانى باشد که در منا خیمه اى براى حضرت و خانواده اش به پا کرد، وى با نهایت عشق و علاقه آن را به محضر ایشان پیشکش کرد. راوى مى گوید: «در منا بودم که عمران بن عبدالله قمى با خیمه هائى در دست، از راه رسید و آن‌ها را در خیمه گاه حضرت صادق علیه‌السلام برپا کرد. وقتى امام علیه‌السلام با اهل بیت خود تشریف آوردند، با دیدن خیمه ها پرسیدند: این ها مال کیست؟ گفتم: قربانت شوم، این ها را عمران بن عبدالله قمى براى شما برپا کرد. حضرت علیه‌السلام داخل خیمه ها شد؛... عمران نیز کار خود در حضور امام علیه‌السلام را چنین گزارش مى دهد که: جانم به فدایتان، این ها خیمه هائى است که دستور دادید، برایتان درست کنم. حضرت علیه‌السلام فرمودند: قیمت آن‌ها چقدر شد؟ عمران گفت: جانم به قربان شما، پارچه هاى خیمه را خودم ساخته و براى شما درست کرده ام، دوست دارم به عنوان هدیه این خیمه ها را از من قبول کنید! من آن پولى را که شما به من داده بودید پس دادم؛ حضرت علیه‌السلام دست عمران را گرفت و درباره اش این چنین دعا کرد: از خداوند مى خواهم بر محمد و آلش درود فرستد و تو را در روزى که هیچ سایه اى جز سایه خدا نیست، زیر سایه خویش قرار دهد».[۱۳]

عمران در نگاه عالمان رجال

اغلب دانشمندان شیعه، نام عمران بن عبدالله را در کتاب هاى رجال خود به ثبت رسانده اند و در تأیید وثاقت و عدالت عمران به روایت‌هایى که شیخ مفید و شیخ کشى نقل کرده اند، استناد جسته اند. این روایات در ستایش عمران بن عبدالله نقل شده که در کنار برخى گزارش هاى دیگر، بیان کننده ولایت مدارى و شیفتگى او به اهل بیت علیهم‌السلام است. مرحوم مامقانى با توجه به همین روایت ها، شخصیت عمران را چنین مى ستاید: «برشمردن عمران در زمره کسانى که وثاقت آن‌ها با قرائن و شواهد خارجى ثابت مى شود بعید نیست؛ حداقل این که او در بالاترین درجه هاى حُسن جاى دارد...».[۱۴]

شیخ طوسى نام عمران را در کنار یاران امام صادق علیه‌السلام جاى داده و مى گوید: «عمران بن عبداللّه الاشعرى القمى، برادر یعقوب و عیسى است».[۱۵]

علامه حلى نیز این چند روایت را از نشانه هاى بزرگى شخصیت وارسته عمران دانسته است.[۱۶]

جایگاه روائى عمران

در میان راویان و ناقلان آثار مکتب امامت، نام عمران نیز مى درخشد؛ لکن شمار بسیار اندک روایت هاى او ما را از دستیابى به تحلیل و بررسى بیشتر، درباره شخصیت روائى و گرایش روایت هایش و... باز مى دارد. بدیهى است، او نیز همانند بسیارى از راویان شیعه - احتمالاً - روایت هاى فراوان داشته است. اما گذشت زمان و دسیسه هاى مخالفان - که از هر فرصتى براى محو آثار تشیع استفاده مى کردند - نسل ما را از رسیدن به آثار ایشان محروم کرده است.

در جستجوى روایت هاى عمران بن عبدالله قمى، ممکن است به عنوانى دیگر از «عمران قمى» - که در سند احادیث هست - برخورد کنیم، «عمران قمى» شخصیتى است سواى عمران بن عبدالله قمى و متفاوت از او، زیرا بر اساس آنچه مرحوم خوئى گفته است، «عمران قمى» در واقع «عمران بن محمد بن عمران قمى» است،[۱۷] نه عمران بن عبدالله قمى؛ بنابراین «عمران قمى» در حقیقت نوه عمران بن عبدالله قمى است، نه خود عمران.

از جمله احادیث عمران بن عبدالله قمى که از امام صادق علیه‌السلام نقل کرده، چنین است که آن حضرت سه دسته را به دلیل پندار غلط و سستى در امر امامت، سزاوار عذاب خدا دانسته اند و آن‌ها را در ردیف کسانى قرار داده اند که هیچ بهره اى از اسلام نبرده اند: کسى که به دروغ ادعاى امامت کند. کسى که امام حقیقى را انکار کند. کسى که دو گروه فوق را مسلمان بداند.[۱۸]

پانویس

  1. رجال، شیخ طوسى، ص۲۵۶.
  2. تنقیح المقال، ج۲، ص۱۸۴.
  3. معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۱۹۵.
  4. رجال، کشى، ص ۳۳۳، رقم ۶۰۸.
  5. رجال، برقى، ص ۵۲.
  6. رجال، شیخ طوسى، ص ۱۰۷.
  7. رجال، برقى، ص ۲۸.
  8. رجال، کشى، ص ۲۸۱.
  9. رجال، علامه حلى، ص ۱۱۵.
  10. معجم رجال الحدیث، ج ۲۰، ص ۱۴۳، رقم ۱۳۷۳۸.
  11. الذریعه الى تصانیف الشیعه، ج۶، ص۳۶۶، رقم ۲۲۶۶.
  12. رجال کشى، ص ۳۳۳: (عن ابان بن عثمان قال: اقبل عمران بن عبدالله القمى على ابى عبدالله علیه‌السلام. فقرّبه ابوعبدالله علیه‌السلام فقال: کیف انت؟ وکیف ولدک؟ وکیف اهلک؟ وکیف بنو عمک؟ وکیف اهل بیتک؟ ثم حدّثه ملیاً، فلما خرج قیل لابى عبدالله علیه‌السلام من هذا؟ قال: نجیب من قوم النجباء، مانصب لهم جبّار إلا قصمه الله).
  13. اختصاص، ص۶۸: (...عن بعض الکوفیین، قال: کنت بمنى اذا اقبل عمران بن عبدالله القمى و معه مَضارب للرجال والنساء و فیها کنف، فضربها فى مَضرب ابى عبدالله علیه‌السلام، اذ اقبل ابوعبدالله علیه‌السلام و معه نسائه، فقال: ما هذا؟ فقلت: جعلت فداک، هذه مَضارب ضربها لک عمران بن عبدالله القمى، قال: فنزل بها، ثم قال: یا غلام عمران بن عبدالله القمى، قال: فأقبل، فقال: جعلت فداک، هذه مضارب التى امرتنى ان اعملها لک، فقال: بِکم ارتفعت؟ فقال له: جعلت فداک، ان الکرابیس من صنعتى و عملتها لک، فانا احب جعلت فداک، ان تقبلها منى هدیة و قد ردوت المال الذى اعطیتنیه، قال: فقبض ابوعبدالله علیه‌السلام على یده ثم قال: اسأل الله تعالى ان یصلّى على محمد و آل محمد و ان یظلک یوم لاظل الا ظله).
  14. فلا یبعد عدّ الرجل من الثقات الذین استفید وثاقتهم من القرائن الخارجیة ولا اقلّ من کونه فى اعلى درجات الحسن...». تنقیح المقال، ج۲، ص۳۵۰.
  15. رجال، شیخ طوسى، ص۲۵۶.
  16. رجال، علامه حلى، ص ۱۲۵-۱۲۴.
  17. معجم رجال الحدیث، ج ۱۳، ص ۱۵۴، رقم ۹۰۷۰.
  18. وسایل الشیعه، ج۲۸، ص۳۴۹، ح۳۴۹۳۶: (...عن مرزبان القمى عن عمران الاشعرى عن جعفر بن محمد علیه‌السلام انه قال: ثلاثة لاینظرالله الیهم، ولایزکیهم، و لهم عذاب الیم، من زعم انه امام و لیس بامام، و من زعم فى امام حق انه لیس بامام و هو امام، و من زعم ان لهما فى الاسلام نصیباً).

منابع

  • على محمدى‌یدک، "عمران بن عبدالله اشعری قمی؛ راوى نجیب"، ستارگان حرم، جلد ۹.