شیخ محمد بهاری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(افزودن محتوا با منبع جدید و افزودن 1 رده)
(آرشیو عکس و تصویر)
 
(۱۴ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{نیازمند ویرایش فنی}}
+
'''آیت الله محمد بهاری''' (۱۲۶۵ - ۱۳۲۵ ق) حکیم، [[فقیه]]، مجتهد و عارف نامدار [[شیعه]] در قرن چهاردهم قمری و از شاگردان [[ملا حسینقلی همدانی]] بود. کتاب «[[تذکرة المتقین (کتاب)|تذکرة المتقین]]» حاوی مکاتبات او به شاگردانش به عنوان دستورالعمل [[عرفان|عرفانی]] و [[تهذیب نفس]] می باشد.
 
+
{{شناسنامه عالم
عارف سالك، عالم ربانی، حكیم فرزانه، [[مجتهد]] عادل، [[فقیه]] نامدار، حضرت آیت الله شیخ محمد بهاری از عارفان و عالمان قرن چهاردهم هجری بودند.
+
|نام کامل = محمد بهاری
 
+
|تصویر=
 +
|زادروز = ۱۲۶۵ قمری
 +
|زادگاه = بهار همدان
 +
|وفات =  ۱۳۲۵ قمری
 +
|مدفن =  شهر بهار
 +
|اساتید =  [[ملا حسینقلی همدانی]]، ملا جعفر بهاری، میرزا محمود بروجردی،...
 +
|شاگردان = شیخ لطیف بهاری، آیةالله [[آخوند ملا علی همدانی|آخوند ملا علی معصومی همدانی]]
 +
|آثار =  [[تذکرة المتقین (کتاب)|تذکرة المتقین]]، منشآت، کتاب القضاء،...
 +
}}
 
==ولادت==
 
==ولادت==
  
شیخ محمد بهاری در خانواده‌ای اصیل و مذهبی چشم به جهان گشود. او فرزند میرزا محمد بهاری، از ستارگان تابناك آسمان [[علم]] و [[عرفان]] است. بهاری در سال 1265 ه.ق در شهر بهار از توابع همدان متولد شد.<ref> [[تذكره المتقین]]، ص 23 و حكیم اصحاب، 43.</ref>
+
شیخ محمد بهاری در سال ۱۲۶۵ ه.ق در شهر بهار از توابع همدان در خانواده‌ای اصیل و مذهبی چشم به جهان گشود. او فرزند میرزا محمد بهاری، از ستارگان تابناک آسمان [[علم]] و [[عرفان]] است.<ref> تذکره المتقین، ص ۲۳ و حکیم اصحاب، ۴۳.</ref>
 
 
حاج میرزا محمد بهاری كه مردی وارسته بود، دارای 3 پسر به نام‌های: صادق، فرخ و محمد و یك دختر به نام خانم بود. همسر وی، زنی با[[ایمان]] بود. حاج میرزا محمد كاسب بود و وضعیت مالی نسبتاً خوبی داشت. از قراین و شواهد پیداست كه او از راه خرید و فروش و كشاورزی، امرار معاش می‌كرد.
 
 
 
==آغاز تحصیلات==
 
 
 
شیخ محمد بهاری همراه حاج شیخ محمدباقر بهاری به مكتب خانه ملا عباس‌علی در بهار رفته و خواندن و نوشتن را آموخت و قرائت [[قرآن]] و [[احكام]] شرعی را فراگرفت. او علاقه زیادی به آموختن علم داشت. وی در نوجوانی دروس حوزوی را نزد ملا جعفر بهاری فراگرفت.
 
 
 
ملا جعفر دانشمندی وارسته بود كه برای تأمین مخارج زندگی خویش، از وجوهات شرعیه استفاده نمی‌كرد. او از راه كشاورزی، امرار معاش می‌كرد. این مرد الهی گذشته از این كه از مدارج علمی بالایی برخوردار بود زاهدی با[[تقوا]] نیز بود. ضمیر پاك، قلب مطمئن و آرامش خاطر از ویژگی‌های اخلاقی وی بود. گویا شكل گیری پایه‌های اولیه علمی ـ عرفانی شیخ محمد بهاری و آیت الله حاج شیخ محمدباقر بهاری در كلاس درس ملا جعفر بوده است.
 
 
 
==عزیمت به بروجرد==
 
 
 
شیخ محمد بهاری پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در همدان، برای ادامه تحصیل به بروجرد عزیمت می‌كند و در درس آیت الله حاج میرزا محمود بروجردی، پدر آیت الله العظمی آقا حسین بروجردی شركت می‌كند. او پس از اخذ درجه [[اجتهاد]] در 32 سالگی، به زادگاه خود برمی‌گردد. وی مدت كوتاهی در بهار به ارشاد مردم می‌پردازد و دوران جوانی، همراه پدر به [[زیارت]] اماكن مقدس در [[عراق]] می‌رود.
 
 
 
==هجرت به نجف اشرف==
 
 
 
شیخ محمد بهاری در سال 1297 ه.ق، برای ادامه تحصیلات وارد حوزه علمیه [[نجف]] اشرف می‌گردد. وی در نجف از ملازمان درس آخوند ملا حسین‌قلی همدانی و از شاگردان ممتاز او بود. آخوند همدانی درباره‌اش فرمود: «حاج شیخ محمد بهاری، حكیم اصحاب من است».
 
 
 
بهاری در درس [[عارف]] كامل و استاد بی‌نظیر عرفان، آخوند ملا حسین‌قلی شوندی درجزینی همدانی (متوفی: 1311 ه.ق) شركت می‌كنند و تا زمان وفات آن مرد بزرگ از محضر پرفیضش بهره‌مند می‌شود.
 
 
 
حاج شیخ محمد بهاری در نجف دچار بیماری مزمن می‌شود. پزشكان راه علاج او را تغییر آب و هوا می‌دانند. وی به سفارش پزشكان، به ایران برمی‌گردد و مدتی در مشهد ماندگار می‌شود. بار دیگر تصمیم به سفر به [[نجف]] می‌گیرد اما بدتر شدن وضعیت جسمانی‌اش سبب بازگشت او به بهار می‌شود و تا پایان عمر در این شهر اقامت می‌گزیند.
 
 
 
==اساتید==
 
 
 
بهاری دروس مقدماتی را در زادگاهش، زیر نظر پدرش، نزد ملا عباس‌علی بهاری و ملا جعفر به پایان رسانید. آن گاه برای ادامه تحصیلات به همدان رفت و در درس استاد اسماعیل همدانی و میرزا محمود طباطبایی شركت كرد. سپس به بروجرد رفت و دروس [[فقه]] و اصول را نزد مرحوم حاج میرزا محمود بروجردی فراگرفت و از وی اجازه اجتهاد گرفت. بهاری در سال 1297 ه.ق به [[نجف]] اشرف رفت و از آموخته‌های ملا حسین‌قلی شوندی بهره‌مند شد.
 
 
 
بهاری در [[عرفان]] و [[قرآن]]، ‌از محضر آیت الله العظمی آخوند ملا حسین‌قلی شوندی همدانی بهره‌ها برد. شاگردان مكتب تربیتی آخوند را بیش از 300 نفر ذكر كرده‌اند. سید احمد كربلایی، سید ابوالقاسم اصفهانی، شیخ محمد بهاری همدانی، دولت آبادی، شیخ باقر آقاموسی، میرزا جواد آقاملكی تبریزی، سید محمدسعید حبوبی، شیخ آقارضا تبریزی، شیخ علی (فرزند آخوند)، شیخ علی قمی، شیخ مولی شراره، از شاگردان مشهور آن [[عارف]] وارسته هستند. شیخ محمد بهاری از برجسته‌ترین شاگردان آخوند ملا حسین‌قلی همدانی بودند. به تعبیر شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]]، هو اجلهم اعظمهم.<ref> [[نقباء البشر]]، ص 677.</ref> او شاگرد آخوند بود.
 
 
 
آیت الله سید محمدحسین طهرانی او و سید احمد كربلایی را ممتازترین شاگردان آخوند همدانی دانست و درباره سید احمد كربلایی فرمود: «از اعاظم فقهاء [[شیعه]] امامیه و از اساتید [[حكمت]] و عرفان الهی بوده است». اما در [[حكمت]] و [[عرفان]] او همین بس كه پس از رحلت مرحوم عارف بی‌بدیل و حكیم و مربی و مدرس و فقیه بی‌نظیر حضرت آیت الله آخوند ملا حسینقلی همدانی رضوان الله تعالی علیه در [[نجف]] اشرف، با عدیل و همردیف خود، مرحوم شیخ محمد بهاری در میان سیصد تن از شاگردان آن مرحوم، سرآمد و شاخص بود.
 
 
 
پس از مهاجرت بهاری به همدان، سید احمد كربلایی، یگانه عالم اخلاق و مربی نفوس در طی طریق الهی و سیر در معارج و مدارج كمال نفس انسانی و ایصال به [[كعبه]] مقصود و حرم معبود بود.<ref> [[توحید علمی]] و عینی در مكاتب حكمی و عرفانی، ص 17 و 18.</ref>
 
 
 
شیخ محمد بهاری و حاج سید احمد كربلایی از تربیت شدگان مكتب عرفان آخوند ملا حسین‌قلی همدانی و از شاگردان توانمند او بودند. آخوند ملا حسین‌قلی همدانی عرفان را از آیت الله آقا سید علی شوشتری آموخته بودند و سید علی شوشتری نیز از مرد «جولا».
 
  
حاج سید محمدحسین طباطبایی قاضی می‌نویسد: من از پدرم پرسیدم: «شما عرفان را از كه اخذ كرده‌اید؟ فرمودند: از مرحوم سید احمد كربلایی طهرانی. عرض كردم: او از چه كسی؟ فرمودند: از آقا سید علی شوشتری. عرض كردم: او از چه كسی؟ فرمودند: از «جولا» عرض كردم:‌ او از چه كسی فراگرفته؟ ایشان با تغیر فرمودند: من چه دانم! تو می‌خواهی سلسله درست بكنی».<ref> الله شناسی، ج 1، ص 191.</ref>
+
==تحصیلات و استادان==
  
==اخلاق و كرامات شیخ محمد بهاری==
+
شیخ محمد بهاری همراه حاج [[شیخ محمدباقر بهاری]] به مکتب خانه ملا عباس‌علی در بهار رفته و خواندن و نوشتن را آموخت و قرائت [[قرآن]] و [[احکام]] شرعی را فراگرفت. او علاقه زیادی به آموختن علم داشت. وی در نوجوانی دروس حوزوی را نزد ملا جعفر بهاری فراگرفت. ملا جعفر دانشمندی وارسته بود که برای تأمین مخارج زندگی خویش، از وجوهات شرعیه استفاده نمی‌کرد. او از راه کشاورزی، امرار معاش می‌کرد. این مرد الهی گذشته از این که از مدارج علمی بالایی برخوردار بود، زاهدی با [[تقوا]] نیز بود. ضمیر پاک، قلب مطمئن و آرامش خاطر از ویژگی‌های اخلاقی وی بود. گویا شکل گیری پایه‌های اولیه علمی ـ [[عرفان|عرفانی]] شیخ محمد بهاری و آیت الله [[شیخ محمدباقر بهاری]] در کلاس درس ملا جعفر بوده است.
  
اسرار الهی در دل تابناك بهاری موج می‌زد. آن بزرگوار از حیث [[اخلاق]]، متواضع، مؤدب و در حفظ آداب معاشرت و سعه صدر، سعیی بلیغ می‌نمود. بهاری در اخلاق، ‌حسن رفتار، [[حلم]]، بردباری و خوش خلقی از بین شاگردان مرحوم آخوند، زبانزد و نمونه و بارز بود. او در [[نجف]]، شیوه تربیتی استادش را ادامه داد. بسیاری از عالمان و تاجران ایرانی، عرب و هندی شیوه سلوك و خودسازی را از او طلب می‌كردند وی نیز باكمال گشاده‌رویی و مهر و محبت، شفاهی یا كتبی آنان را هدایت و ارشاد می‌نمود و بدین ترتیب مكتب آخوند را استمرار و تداوم می‌بخشید.
+
شیخ محمد بهاری پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در همدان، برای ادامه تحصیل به بروجرد عزیمت می‌کند و در درس آیت الله حاج میرزا محمود بروجردی، پدر آیت الله [[آیت الله بروجردی|حسین بروجردی]] شرکت می‌کند. او پس از اخذ درجه [[اجتهاد]] در ۳۲ سالگی، به زادگاه خود برمی‌گردد. وی مدت کوتاهی در بهار به ارشاد مردم می‌پردازد و دوران جوانی، همراه پدر به [[زیارت]] اماکن مقدس در [[عراق]] می‌رود.
  
میرزا جواد آقا ملكی تبریزی كه از بزرگان اهل معرفت زمان خویش بود، درباره استاد خویش، آخوند همدانی می‌نویسد: در یك برخورد اعجاب انگیز، مرحوم آخوند یك فرد منحرف را دگرگون می‌ساخت. گویند: آقایی آمد نزد مرحوم آخوند و ایشان او را [[توبه]] دادند. در عرض 48 ساعت بعد، وقتی كه آن مرد آمد به گونه‌ای متحول شده بود كه باورمان نمی‌شد كه این همان آدم چند ساعت پیش باشد.<ref> فلسفه‌ اخلاقی، ص 12 ـ 19.</ref>
+
'''هجرت به نجف اشرف:'''
  
آیت الله شیخ محمد بهاری همانند استاد گرانقدرش بود. او در همان برخورد اول، طرف مقابل را مجذوب و شیفته خود می‌ساخت. او روزی در نجف اشرف، با جمعی از طلاب در محوطه حیات مدرسه ایستاده بود. رهگذری جسارتی به طلاب می‌نماید. طلبه‌ها درصدد پاسخ به توهین او برمی‌آیند، اما بهاری می‌گوید: او را به من واگذارید. بهاری به رهگذر می‌گوید: آیا نخواهی مُرد؟ آیا وقت آن نرسیده است كه از خواب غفلت بیدار شوی؟ آن مرد نگاهی به پشت خود می‌كند و خطاب به بهاری می‌گوید: چرا، چرا؟ اتفاقاً موقعش فرا رسیده است! او در حضور بهاری توبه می‌كند و تحول و انقلابی درونی در او پیدا می‌شود و از زهّاد و عبّاد و از اوتاد زمان خود می‌شود.
+
شیخ محمد بهاری در سال ۱۲۹۷ ه.ق، برای ادامه تحصیلات وارد حوزه علمیه [[نجف]] اشرف می‌گردد. وی در نجف از ملازمان درس عارف کامل و استاد بی‌نظیر [[عرفان]]، آخوند [[ملا حسینقلی همدانی|ملا حسین‌قلی همدانی]] (متوفی: ۱۳۱۱ ه.ق) و از شاگردان ممتاز او بود و تا زمان وفات آن مرد بزرگ از محضر پرفیضش بهره‌مند ‌شد. آخوند همدانی درباره‌اش فرمود: «حاج شیخ محمد بهاری، حکیم اصحاب من است». شیخ محمد بهاری از برجسته‌ترین شاگردان آخوند همدانی بود. به تعبیر شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]]، «هو اجلّهم و اعظمهم»؛<ref> نقباء البشر، ص ۶۷۷.</ref> او بزرگترین شاگرد آخوند بود.
  
 
==شاگردان==
 
==شاگردان==
  
شاگردان شیخ محمد بهاری در حوزه علمیه [[نجف]]، ضمن تحصیل علوم دینی، به تدریس نیز مشغول بودند. عارف فرزانه، شیخ لطیف بهاری (فرزند ملا درویش) از شاگردان او بود. شیخ لطیف از عارفان و عالمان ربّانی زمان خود بشمار می‌رفت. بهاری در ملاقات با اهالی شهر بهار، از معنویت، [[زهد]] و عرفان وی بسیار تعریف كرد.
+
مرحوم شیخ محمد بهاری شاگردان بسیاری داشت؛ نامه‌های وی که در کتاب [[تذکرة المتقین (کتاب)|تذکرة ‌المتقین]] گرد آمده است، خود حکایت از این مدعاست. شاگردان شیخ محمد بهاری در [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] نجف، ضمن تحصیل علوم دینی، به تدریس نیز مشغول بودند. عارف فرزانه، شیخ لطیف بهاری (فرزند ملا درویش) از شاگردان او بود. شیخ لطیف از عارفان و عالمان ربّانی زمان خود بشمار می‌رفت. بهاری در ملاقات با اهالی شهر بهار، از معنویت، [[زهد]] و [[عرفان]] وی بسیار تعریف کرد.
 
 
مرحوم شیخ محمد بهاری شاگردان بسیاری داشت نامه‌های وی كه در كتاب تذكره ‌المتقین گرد آمده است، خود حكایت از این مدعاست.
 
 
 
==آثار==
 
 
 
آثار علمی آیت الله شیخ محمد بهاری منحصر به مكاتباتی است كه برای شاگردان خود نگاشته است. تعدادی از این مكاتبات ارزشمند در كتاب تذكره المتقین به گرد آمده است. می‌نویسد: «این بنده از حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای مدظل العالی شنیدم كه فرمودند مرحوم شیخ محمد بهاری افزون بر كتاب تذكره‌المتقین، نوشته یا نوشته‌های دیگری نیز داشته است».<ref> سیستم كیفری اسلام و پاسخ به [[شبهات]]، ص 27.</ref>
 
 
 
شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] در كتاب ارزشمند الذریعه الی تصانیف الشیعه، از كتاب «منشآت» بهاری یاد می‌كند و می‌نویسد: منشآت بهاری الهمدانی النجفی الحاج شیخ محمد بهاری به طبع تهران.<ref> الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 23، ص 25.</ref>
 
  
كتاب دیگری به نام «كتاب القضاء» را نیز به شیخ محمد بهاری نسبت می‌دهند. بهاری از نظر علمی به درجات عالی و [[اجتهاد]] رسیده بود و شاگردان بسیاری نیز تربیت كرده بود. اگر آثار مكتوب و قلمی كمتر از ایشان به یادگار مانده است، نشان از توجه وی به تربیت شاگردان و رجال دینی و اهتمام خاص در [[سیر و سلوك]] وی است، به گونه‌ای كه كتاب تذكره المتقین، دستورالعمل و نسخه عرفانی و [[تهذیب نفس]] برای شاگردان است.
+
آیةالله [[آخوند ملا علی همدانی|آخوند ملا علی معصومی همدانی]] از یکی از شاگردان ایشان نقل کرده‌اند که گفت: نزد مرحوم بهاری درس [[اخلاق]] می خواندیم پس از چند جلسه یک روز به محل درس مراجعه کردیم مرحوم بهاری فرمود: دیگر درس نیست، عرض کردیم، چرا؟ فرمود: آیا در طی این مدت تغییر حال در خود مشاهده کرده اید؟ اگر نکرده اید طبیب را عوض کنید.<ref>دایرة المعارف تشیع، ج۳ ص۵۱۲.</ref>
  
==مسلك عرفانی==
+
==آثار و تألیفات==
 +
[[پرونده:Mottaqin.jpg|thumb|left|تذکرة المتقین - یکی از آثار آیت الله بهاری همدانی]]
  
اهل سیر و سلوك و عرفان در سیر تكاملی و تهذیب و [[تزكیه روح]] كه زمینه شهود را فراهم می‌كند، شیوه‌ها و روش‌های متفاوتی داشتند كه به برخی از روش‌ها اشاره می‌شود:
+
آثار علمی آیت الله شیخ محمد بهاری منحصر به مکاتباتی است که برای شاگردان خود نگاشته است. تعدادی از این مکاتبات ارزشمند در کتاب [[تذکرة المتقین (کتاب)|تذکرة المتقین]] به گرد آمده است.
  
'''<I>1. سكوت:</I>'''
+
شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] در کتاب ارزشمند [[الذریعه الی تصانیف الشیعه|الذریعه]]، از کتاب «منشآت» بهاری یاد می‌کند و می‌نویسد: منشآت بهاری الهمدانی النجفی الحاج شیخ محمد بهاری به طبع تهران.<ref> الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۲۳، ص ۲۵.</ref>
  
عارفان عده‌ای از برای تصفیه و تزكیه نفس، سكوت را اختیار كرده‌اند كم گویی و گزیده گویی را از راه‌های ریاضت مشروع و نیل به مطلوب شمرده‌اند.
+
کتاب دیگری به نام «کتاب القضاء» را نیز به شیخ محمد بهاری نسبت داده شده است.  
  
{{بیت|كم گوی و گزیده گوی چون دُر|تا ز اندَك تو جهان شود پُر}}
+
بهاری از نظر علمی به درجات عالی و [[اجتهاد]] رسیده بود و شاگردان بسیاری نیز تربیت کرده بود. اگر آثار مکتوب و قلمی کمتر از ایشان به یادگار مانده است، نشان از توجه وی به تربیت شاگردان و رجال دینی و اهتمام خاص در [[سیر و سلوک|سیر و سلوک]] وی است، به گونه‌ای که کتاب تذکرة المتقین، دستورالعمل و نسخه [[عرفان|عرفانی]] و [[تهذیب نفس]] برای شاگردان است.
  
'''<I>2. گرسنگی:</I>'''
+
==مسلک عرفانی==
  
از دیگر شیوه‌های زمینه ساز برای رسیدن به مقام شهود كه در مكتب عرفان هم به آن اشاره شده است، گرسنگی است. درباره [[حضرت عیسی]] آمده است: «كان ادامه الجوع»؛ همواره خودش او تحمل گرسنگی بود.
+
اهل سیر و سلوک و عرفان در سیر تکاملی و تهذیب و [[تزکیه نفس|تزکیه روح]] که زمینه شهود را فراهم می‌کند، شیوه‌ها و روش‌های متفاوتی داشتند که به برخی از روش‌ها اشاره می‌شود:
  
'''<I>3. كم خوابی:</I>'''
+
'''سکوت:''' عارفان عده‌ای از برای تصفیه و تزکیه نفس، سکوت را اختیار کرده‌اند کم گویی و گزیده گویی را از راه‌های ریاضت مشروع و نیل به مطلوب شمرده‌اند.
  
كم خوابی از دیگر راه‌های پسندیده عارفان است. آیات [[قرآن]] نیز به فضیلت آن اشاره كرده است.<ref> [[سوره الذاريات]]، آیات 16 ـ 18 و [[سوره سجده]]، آیات 10 ـ 11.</ref>
+
'''گرسنگی:''' از دیگر شیوه‌های زمینه ساز برای رسیدن به مقام شهود که در مکتب عرفان هم به آن اشاره شده است، گرسنگی است. درباره [[حضرت عیسی]] آمده است: «کان ادامه الجوع»؛ همواره خورش او تحمل گرسنگی بود.
  
'''<I>4. تنهایی:</I>'''
+
'''کم خوابی:''' کم خوابی از دیگر راه‌های پسندیده عارفان است. آیات [[قرآن]] نیز به فضیلت آن اشاره کرده است.<ref> [[سوره ذاریات]]، آیات ۱۶ ـ ۱۸ و [[سوره سجده]]، آیات ۱۰ ـ ۱۱.</ref>
  
تنهایی این فرصت را به انسان عارف می‌بخشد كه فارغ از هر پدیده مادی به اعمال درونی و نفسانی خویش بپردازد. اشتغال طولانی همانا نفس را به دنیای مادی فرا می‌خواند و اجازه به خود اندیشیدن را از انسان می‌گیرد.
+
'''تنهایی:''' تنهایی این فرصت را به انسان عارف می‌بخشد که فارغ از هر پدیده مادی به اعمال درونی و نفسانی خویش بپردازد. اشتغال طولانی همانا نفس را به دنیای مادی فرا می‌خواند و اجازه به خود اندیشیدن را از انسان می‌گیرد.
  
'''<I>5. اخلاص:</I>'''
+
'''اخلاص:''' از جمله راه‌های سیر و سلوک، [[تزکیه ‎ نفس]] و [[اخلاص]] ورزیدن است. اگر اخلاص راه جداگانه‌ای هم تلقی نشود، حداقل از آداب و شرایط مهم تزکیه نفس و خودسازی است.
  
از جمله راه‌های [[سیر و سلوك]]، [[تزكیه ‎ نفس]] و [[اخلاص]] ورزیدن است. اگر اخلاص راه جداگانه‌ای هم تلقی نشود، حداقل از آداب و شرایط مهم تزكیه نفس و خودسازی است.
+
'''خوف و رجاء:''' بزرگترین عامل ترقی و تکامل بشر، به ویژه عارفان و سالکان همین [[خوف و رجاء]] است. از مظاهر [[ادب]] در پیشگاه خداوند، بیم از [[عذاب]] و امید به رحمت الهی است. بیم و امید همیشه به یک اندازه نزد عارفان مطرح نبوده و برخی بعد خوف قوی‌تر و در برخی دیگر بعد رجاء غلبه داشته است و دسته سومی هم وجود داشته‌اند که به هر دو، نگاهی متعال و عاقلانه داشته‌اند.
 +
{{بیت|یک نیمه رخت و لستُ منک ببعید|یک نیمه دگر، انّ عذابی لشدید}}
  
'''<I>6. خوف و رجاء:</I>'''
+
بنابر آثار بجا مانده از مرحوم بهاری، وی جزو دسته دوم می‌باشد؛ یعنی او بعد رجاء را بر بیم او غلبه می‌داد. بهاری در این مشرب عرفانی از استاد خود، [[ملا حسینقلی همدانی|آخوند همدانی]] پیروی کرده است. در این زمینه، علامه آیت الله [[سید محمدحسین حسینی طهرانی|سید محمدحسین حسینی طهرانی]] می‌نویسد: در حقیقت بازگشت ادب به سوی اتخاذ طریق معتدل بین خوف و رجاء است و لازمه عدم رعایت ادب، کثرت انبساط است که چون از حد درگذرد مطلوب نخواهد بود.  
 +
مرحوم حاج [[سید علی آقا قاضی|میرزا علی آقا قاضی]] رضوان الله تعالی علیه مقام انبساط و ارادتش غلبه داشت بر خوف ایشان. و همچنین مرحوم حاج شیخ محمد بهاری این طور بود. در مقابل، [[میرزا جواد آقا ملکی تبریزی|میرزا جواد آقا ملکی تبریزی]] (رضوان الله علیه) مقام خوفش بر رجاء و انبساط غلبه داشت و این معنی از گوشه و کنار سخنانشان مشهود و پیداست.
 +
هر کسی که امیدواری و انسباط او بیشتر باشد، او را «خراباتی» و هر که خوف او افزون باشد، او را «مناجاتی» نامند؛ ولی کمال در رعایت [[اعتدال]] است؛ از حائز بودن کمال انبساط در عین حال کمال خوف، و این معنی فقط در گفتار و کردار و قول و فعل [[ائمه اطهار]] علیهم السلام موجود است.<ref> رساله لب اللباب، ص ۱۱۷ و ۱۱۸.</ref>
  
بزرگترین عامل ترقی و تكامل بشر، به ویژه عارفان و سالكان همین بیم و امید است. از مظاهر ادب در پیشگاه خداوند، بیم از عذاب و امید به [[رحمت الهی]] است. خوف و رجاء همیشه به یك اندازه نزد عارفان مطرح نبوده و برخی بعد قوی‌تر و در برخی دیگر بعد رجاء غلبه داشته است و دسته سومی هم وجود داشته‌اند كه به هر دو، نگاهی متعال و عاقلانه داشته‌اند.
+
==اخلاق و کرامات==
  
{{بیت|یك نیمه رخت و لست منك ببعید|یك نیمه دگر انّ عذابی لشدید}}
+
اسرار الهی در دل تابناک شیخ محمد بهاری موج می‌زد. آن بزرگوار از حیث [[اخلاق]]، [[تواضع|متواضع]]، مؤدب و در حفظ آداب معاشرت و [[سعه صدر]]، سعیی بلیغ می‌نمود. بهاری در اخلاق، ‌حسن رفتار، [[حلم]] و خوش خلقی از بین شاگردان مرحوم آخوند، زبانزد و نمونه و بارز بود. او در [[نجف]]، شیوه تربیتی استادش را ادامه داد. بسیاری از عالمان و تاجران ایرانی، عرب و هندی، شیوه سلوک و خودسازی را از او طلب می‌کردند وی نیز باکمال گشاده‌رویی و مهر و محبت، شفاهی یا کتبی آنان را هدایت و ارشاد می‌نمود و بدین ترتیب مکتب آخوند را استمرار و تداوم می‌بخشید.
  
بنابر آثار بجا مانده از بهاری وی خبر دسته دوم می‌باشد؛ یعنی او بعد رجاء را بر بیم او غلبه می‌داد. در این زمینه، علامه آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی می‌نویسد: در حقیقت بازگشت ادب به سوی اتخاذ طریق معتدل بین خوف و رجاء است و لازمه عدم رعایت ادب كثرت انبساط است كه چون از حد درگذرد مطلوب نخواهد بود.  
+
آیت الله شیخ محمد بهاری همانند استاد گرانقدرش بود. او در همان برخورد اول، طرف مقابل را مجذوب و شیفته خود می‌ساخت. او روزی در نجف اشرف، با جمعی از طلاب در محوطه حیات مدرسه ایستاده بود. رهگذری جسارتی به طلاب می‌نماید. طلبه‌ها درصدد پاسخ به توهین او برمی‌آیند، اما بهاری می‌گوید: او را به من واگذارید. بهاری به رهگذر می‌گوید: آیا نخواهی مُرد؟ آیا وقت آن نرسیده است که از خواب [[غفلت]] بیدار شوی؟ آن مرد نگاهی به پشت خود می‌کند و خطاب به بهاری می‌گوید: چرا، چرا! اتفاقاً موقعش فرا رسیده است! او در حضور بهاری [[توبه]] می‌کند و تحول و انقلابی درونی در او پیدا می‌شود و از زهّاد و عبّاد زمان خود می‌شود.
  
مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی رضوان الله تعالی علیه مقام انبساط و ارادتش غلبه داشت بر خوف ایشان. و همچنین مرحوم حاج شیخ محمد بهاری این طور بود. در مقابل حاج میرزا جواد آقا ملكی تبریزی رضوان الله تعالی علیه مقام خوفش بر رجاء و انبساط غلبه داشت و این معنی از گوشه و كنار سخنانشان مشهود و پیداست.
+
==از منظر بزرگان==
  
هر كسی كه امیدواری و انسباط او بیشتر باشد، او را «خراباتی» و هر كه خوف او افزون باشد، او را «مناجاتی» نامند؛ ولی كمال در رعایت اعتدال است. از حائز بودن كمال انبساط در عین حال كمال خوف و این معنی فقط در گفتار و كردار و قول و فعل [[ائمه اطهار]] علیهم السلام موجود است.<ref> رساله لب اللباب، ص 117 و 118.</ref>
+
*مرحوم [[سید احمد کربلایی]] در وصف او گفته بود: «ما پیوسته در خدمت مرحوم ‌آیةالحق [[ملا حسینقلی همدانی|آخوند ملاحسینقلی ‌همدانی]]<nowiki/> رضوان‌الله‌علیه بودیم، و آخوند صددرصد برای ما بود. ولی همین‌که آقا حاج ‌شیخ‌ محمد بهاری با آخوند روابط آشنائی و ارادات را پیدا نمود و دائماً در خدمت او رفت و آمد داشت، آخوند را از ما دزدید!»<ref>علامه طهرانی، مهرتابان، ص۳۲۳.</ref>
 
+
*‌آیت‌الله [[سید محسن امین|‌سید محسن ‌امین]]، درباره او می‌نویسد: «او عالمی ربّانی و سالکی مراقب بود... و دارای صفات والا و مقامات بلندی است... همیشه در حال مراقبت بوده و وجودش را آثار ارجمندی بود.»<ref>اعیان الشیعة، ج۹، ص۴۰۲.</ref>
بهاری در این مشرب عرفانی از استاد خود، آخوند همدانی پیروی كرده است.
+
*مرحوم [[محمدجواد انصاری همدانی|شیخ جواد انصاری همدانی]] (م، ۱۳۳۹ ش) که خود اهل سلوک و معرفت بودند و در همدان سکونت داشتند، پیوسته برای [[زیارت|زیارت]] و استمداد از روح مرحوم بهاری به بهار می‌آمدند و چه بسا این مسافت را که حدود ۱۹ کیلومتر است پیاده طی می‌کردند.
 
+
*علامه طهرانی نیز می‌فرماید: این حقیر کرارا و مرارا برای زیارت مرقدش به بهار همدان رفته‌ام. معروف است که آن مرحوم از میهمانان خود پذیرایی می کند.<ref>توحید علمی و عینی، ص ۱۷.</ref>
== شيخ محمد بهاري در کلام آية الله خامنه ای ==
+
*آیت الله [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزا محمدحسین نائینی]] در مورد عظمت روحی مرحوم بهاری فرموده است: شهر آنجا است که شیخ محمد بهاری خفته است.<ref>روزنامه کیهان، ش ۱۵۱۰۴، تاریخ ۲۱ / ۴ / ۱۳۷۳، ص ۶.</ref>
 
+
*[[سید علی حسینی خامنه ای|مقام معظم رهبری]] نیز از مرحوم شیخ محمد بهاری به عنوان یکی از شاگردان برجسته مکتب [[اسلام]] و [[توحید]] یاد کردند و خاطرنشان کردند: ایشان منشاء برکات زیادی در [[نجف]] بوده و شاگردان خوبی تربیت کرده و آثار کم و محدود، ولی بسیار پرمغز و پرتاثیری از خودش بجای گذاشته است که همین تذکرةالمتقین که بارها چاپ شده و همچنین مکتوبات ایشان، جزو آثار بجای مانده از مرحوم شیخ محمد بهاری است.
مقام معظم رهبری هم چنین از مرحوم شیخ محمد بهاری به عنوان یکی از شاگردان برجسته مکتب اسلام و توحید یاد کردند و خاطرنشان کردند: ایشان منشاء برکات زیادی در نجف بوده و شاگردان خوبی تربیت کرده و آثار کم و محدود ولی بسیار پرمغز و پرتاثیری از خودش بجای گذاشته است که همین تذکرةالمتقین که بارها چاپ شده و هم چنین مکتوبات ایشان، جزو آثار بجای مانده از مرحوم شیخ محمد بهاری است.
 
  
 
==وفات==
 
==وفات==
  
آیت الله شیخ محمد بهاری در [[نجف]] مریض شد و به سفارش پزشكان، به ایران برمی‌گردد. عازم [[مشهد]] می‌شود. او مدتی بعد، قصد بازگشت به نجف اشرف می‌كند كه شدت یافتن بیماری، او را از این تصمیم منصرف می‌سازد و او ناچار به زادگاهش، بهار برمی‌گردد و در نهم ماه مبارك [[رمضان]] 1325 ه.ق روحش به رضوان الهی پر می‌كشد و پیكر پاكش در شهر بهار به خاك سپرده می‌شود.
+
آیت الله شیخ محمد بهاری در [[نجف]] مریض شد و به سفارش پزشکان، به ایران برمی‌گردد. عازم [[مشهد]] می‌شود. او مدتی بعد، قصد بازگشت به نجف اشرف می‌کند که شدت یافتن بیماری، او را از این تصمیم منصرف می‌سازد و او ناچار به زادگاهش، بهار برمی‌گردد و در نهم ماه مبارک [[رمضان]] ۱۳۲۵ ه.ق روحش به رضوان الهی پر می‌کشد و پیکر پاکش در شهر بهار به خاک سپرده می‌شود.
  
علامه شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]]، تاریخ وفات شیخ محمد بهاری را نهم ماه مبارك رمضان سال 1325 ه.ق داند و می‌فرماید: در تاریخ وفات مرحوم بهاری، این گونه وارد شده است: «آه خزان شد گل و بهار محمد».<ref> [[الذریعه]]، ج ص 46.</ref>
+
علامه شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]]، می‌فرماید: در تاریخ وفات مرحوم بهاری، این گونه وارد شده است: «آه خزان شد گل و بهار محمد».<ref> الذریعه، ج ۴، ص ۴۶.</ref>
  
مرقد منور آن مرحوم هم اكنون در میان بیش از 160 تن از شهیدان سرافراز و گلگون كفن انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی [[عراق]] علیه ایران، در باغ [[بهشت]] شهدای بهار، زیارتگاه مردم است. یكی از بزرگان نقل كرده‌اند: اطرافیان بهاری در زمان حیاتش، به ایشان پیشنهاد می‌كنند بعد از رحلتش، جنازه‌اش را به [[نجف]] منتقل كنند و در آن جا به خاك بسپارند. ایشان با قاطعیت می‌گوید: مرا در گورستان شهر بهار دفن كنید. چون می‌خواهم كنار شهیدان باشم.
+
مرقد منور آن مرحوم هم اکنون در میان بیش از ۱۶۰ تن از شهیدان سرافراز و گلگون کفن انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی [[عراق]] علیه ایران، در باغ بهشت شهدای بهار، زیارتگاه مردم است. یکی از بزرگان نقل کرده‌اند: اطرافیان بهاری در زمان حیاتش، به ایشان پیشنهاد می‌کنند بعد از رحلتش، جنازه‌اش را به [[نجف]] منتقل کنند و در آن جا به خاک بسپارند. ایشان با قاطعیت می‌گوید: مرا در گورستان شهر بهار دفن کنید. چون می‌خواهم کنار شهیدان باشم!
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
==منابع==
  
آرامگاه وی زیارتگاه مردم از شهرهای مختلف كشور است. گاه اشخاص گرفتار و حاجتمند برای رفع گرفتاری و برآورده شدن حاجات خویش، به آستان مبارك و شفابخش آن ابرمرد [[زهد]] و [[تقوا]روی امید می‌آورند. كرامات فراوانی نیز در این زمینه از ایشان نقل و مشاهده شده است!
+
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جلد۳، زندگی نامه "شیخ محمد بهاری" از اسدالله حیدری.
 +
*کنگره ملی بزرگداشت عارف کامل حضرت آیت اللّه شیخ محمد بهاری، افق حوزه، ۶ آذر ۱۳۸۷، شماره ۲۰۹، در دسترس در [http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/0/0/82518?SearchText=%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82 پایگاه اطلاع رسانی حوزهبازیابی: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳.
 +
*پایگاه عرفان و حکمت، در پرتو قرآن و عترت.
  
==پانویس==
+
==آرشیو عکس و تصویر==
<references/>
+
<gallery mode="packed" heights="170">
 
+
پرونده:بهاری (2).jpg|قبر محمد بهاری در شهرستان بهار همدان
==منابع==
+
پرونده:بهاری (1).jpg|کتابی درباره محمد بهاری
*تلخيص از مجموعه گلشن ابرار، جلد 3، زندگی نامه "شيخ محمد بهاري" از اسدالله حيدري
+
</gallery>
*  کنگره ملی بزرگداشت عارف کامل حضرت آیةاللّه شیخ محمد بهاری ،افق حوزه، 6 آذر 1387 ، شماره 209 ، در دسترس در[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/0/0/82518?SearchText=%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82 پایگاه اطلاع رسانی حوزه]، بازیابی: 30 اردیبهشت 1393.
 
  
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]
+
[[رده:علمای قرن چهاردهم|بهاری،محمد]]
 
[[رده:فقیهان]]
 
[[رده:فقیهان]]
 
[[رده:عارفان]]
 
[[رده:عارفان]]
 
[[رده:مجتهدین]]
 
[[رده:مجتهدین]]
 
[[رده:ادیبان]]
 
[[رده:ادیبان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۸:۳۷

آیت الله محمد بهاری (۱۲۶۵ - ۱۳۲۵ ق) حکیم، فقیه، مجتهد و عارف نامدار شیعه در قرن چهاردهم قمری و از شاگردان ملا حسینقلی همدانی بود. کتاب «تذکرة المتقین» حاوی مکاتبات او به شاگردانش به عنوان دستورالعمل عرفانی و تهذیب نفس می باشد.

نام کامل محمد بهاری
زادروز ۱۲۶۵ قمری
زادگاه بهار همدان
وفات ۱۳۲۵ قمری
مدفن شهر بهار

Line.png

اساتید

ملا حسینقلی همدانی، ملا جعفر بهاری، میرزا محمود بروجردی،...

شاگردان

شیخ لطیف بهاری، آیةالله آخوند ملا علی معصومی همدانی

آثار

تذکرة المتقین، منشآت، کتاب القضاء،...

ولادت

شیخ محمد بهاری در سال ۱۲۶۵ ه.ق در شهر بهار از توابع همدان در خانواده‌ای اصیل و مذهبی چشم به جهان گشود. او فرزند میرزا محمد بهاری، از ستارگان تابناک آسمان علم و عرفان است.[۱]

تحصیلات و استادان

شیخ محمد بهاری همراه حاج شیخ محمدباقر بهاری به مکتب خانه ملا عباس‌علی در بهار رفته و خواندن و نوشتن را آموخت و قرائت قرآن و احکام شرعی را فراگرفت. او علاقه زیادی به آموختن علم داشت. وی در نوجوانی دروس حوزوی را نزد ملا جعفر بهاری فراگرفت. ملا جعفر دانشمندی وارسته بود که برای تأمین مخارج زندگی خویش، از وجوهات شرعیه استفاده نمی‌کرد. او از راه کشاورزی، امرار معاش می‌کرد. این مرد الهی گذشته از این که از مدارج علمی بالایی برخوردار بود، زاهدی با تقوا نیز بود. ضمیر پاک، قلب مطمئن و آرامش خاطر از ویژگی‌های اخلاقی وی بود. گویا شکل گیری پایه‌های اولیه علمی ـ عرفانی شیخ محمد بهاری و آیت الله شیخ محمدباقر بهاری در کلاس درس ملا جعفر بوده است.

شیخ محمد بهاری پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در همدان، برای ادامه تحصیل به بروجرد عزیمت می‌کند و در درس آیت الله حاج میرزا محمود بروجردی، پدر آیت الله حسین بروجردی شرکت می‌کند. او پس از اخذ درجه اجتهاد در ۳۲ سالگی، به زادگاه خود برمی‌گردد. وی مدت کوتاهی در بهار به ارشاد مردم می‌پردازد و دوران جوانی، همراه پدر به زیارت اماکن مقدس در عراق می‌رود.

هجرت به نجف اشرف:

شیخ محمد بهاری در سال ۱۲۹۷ ه.ق، برای ادامه تحصیلات وارد حوزه علمیه نجف اشرف می‌گردد. وی در نجف از ملازمان درس عارف کامل و استاد بی‌نظیر عرفان، آخوند ملا حسین‌قلی همدانی (متوفی: ۱۳۱۱ ه.ق) و از شاگردان ممتاز او بود و تا زمان وفات آن مرد بزرگ از محضر پرفیضش بهره‌مند ‌شد. آخوند همدانی درباره‌اش فرمود: «حاج شیخ محمد بهاری، حکیم اصحاب من است». شیخ محمد بهاری از برجسته‌ترین شاگردان آخوند همدانی بود. به تعبیر شیخ آقا بزرگ تهرانی، «هو اجلّهم و اعظمهم»؛[۲] او بزرگترین شاگرد آخوند بود.

شاگردان

مرحوم شیخ محمد بهاری شاگردان بسیاری داشت؛ نامه‌های وی که در کتاب تذکرة ‌المتقین گرد آمده است، خود حکایت از این مدعاست. شاگردان شیخ محمد بهاری در حوزه علمیه نجف، ضمن تحصیل علوم دینی، به تدریس نیز مشغول بودند. عارف فرزانه، شیخ لطیف بهاری (فرزند ملا درویش) از شاگردان او بود. شیخ لطیف از عارفان و عالمان ربّانی زمان خود بشمار می‌رفت. بهاری در ملاقات با اهالی شهر بهار، از معنویت، زهد و عرفان وی بسیار تعریف کرد.

آیةالله آخوند ملا علی معصومی همدانی از یکی از شاگردان ایشان نقل کرده‌اند که گفت: نزد مرحوم بهاری درس اخلاق می خواندیم پس از چند جلسه یک روز به محل درس مراجعه کردیم مرحوم بهاری فرمود: دیگر درس نیست، عرض کردیم، چرا؟ فرمود: آیا در طی این مدت تغییر حال در خود مشاهده کرده اید؟ اگر نکرده اید طبیب را عوض کنید.[۳]

آثار و تألیفات

تذکرة المتقین - یکی از آثار آیت الله بهاری همدانی

آثار علمی آیت الله شیخ محمد بهاری منحصر به مکاتباتی است که برای شاگردان خود نگاشته است. تعدادی از این مکاتبات ارزشمند در کتاب تذکرة المتقین به گرد آمده است.

شیخ آقا بزرگ تهرانی در کتاب ارزشمند الذریعه، از کتاب «منشآت» بهاری یاد می‌کند و می‌نویسد: منشآت بهاری الهمدانی النجفی الحاج شیخ محمد بهاری به طبع تهران.[۴]

کتاب دیگری به نام «کتاب القضاء» را نیز به شیخ محمد بهاری نسبت داده شده است.

بهاری از نظر علمی به درجات عالی و اجتهاد رسیده بود و شاگردان بسیاری نیز تربیت کرده بود. اگر آثار مکتوب و قلمی کمتر از ایشان به یادگار مانده است، نشان از توجه وی به تربیت شاگردان و رجال دینی و اهتمام خاص در سیر و سلوک وی است، به گونه‌ای که کتاب تذکرة المتقین، دستورالعمل و نسخه عرفانی و تهذیب نفس برای شاگردان است.

مسلک عرفانی

اهل سیر و سلوک و عرفان در سیر تکاملی و تهذیب و تزکیه روح که زمینه شهود را فراهم می‌کند، شیوه‌ها و روش‌های متفاوتی داشتند که به برخی از روش‌ها اشاره می‌شود:

سکوت: عارفان عده‌ای از برای تصفیه و تزکیه نفس، سکوت را اختیار کرده‌اند کم گویی و گزیده گویی را از راه‌های ریاضت مشروع و نیل به مطلوب شمرده‌اند.

گرسنگی: از دیگر شیوه‌های زمینه ساز برای رسیدن به مقام شهود که در مکتب عرفان هم به آن اشاره شده است، گرسنگی است. درباره حضرت عیسی آمده است: «کان ادامه الجوع»؛ همواره خورش او تحمل گرسنگی بود.

کم خوابی: کم خوابی از دیگر راه‌های پسندیده عارفان است. آیات قرآن نیز به فضیلت آن اشاره کرده است.[۵]

تنهایی: تنهایی این فرصت را به انسان عارف می‌بخشد که فارغ از هر پدیده مادی به اعمال درونی و نفسانی خویش بپردازد. اشتغال طولانی همانا نفس را به دنیای مادی فرا می‌خواند و اجازه به خود اندیشیدن را از انسان می‌گیرد.

اخلاص: از جمله راه‌های سیر و سلوک، تزکیه ‎ نفس و اخلاص ورزیدن است. اگر اخلاص راه جداگانه‌ای هم تلقی نشود، حداقل از آداب و شرایط مهم تزکیه نفس و خودسازی است.

خوف و رجاء: بزرگترین عامل ترقی و تکامل بشر، به ویژه عارفان و سالکان همین خوف و رجاء است. از مظاهر ادب در پیشگاه خداوند، بیم از عذاب و امید به رحمت الهی است. بیم و امید همیشه به یک اندازه نزد عارفان مطرح نبوده و برخی بعد خوف قوی‌تر و در برخی دیگر بعد رجاء غلبه داشته است و دسته سومی هم وجود داشته‌اند که به هر دو، نگاهی متعال و عاقلانه داشته‌اند.

یک نیمه رخت و لستُ منک ببعید یک نیمه دگر، انّ عذابی لشدید

بنابر آثار بجا مانده از مرحوم بهاری، وی جزو دسته دوم می‌باشد؛ یعنی او بعد رجاء را بر بیم او غلبه می‌داد. بهاری در این مشرب عرفانی از استاد خود، آخوند همدانی پیروی کرده است. در این زمینه، علامه آیت الله سید محمدحسین حسینی طهرانی می‌نویسد: در حقیقت بازگشت ادب به سوی اتخاذ طریق معتدل بین خوف و رجاء است و لازمه عدم رعایت ادب، کثرت انبساط است که چون از حد درگذرد مطلوب نخواهد بود. مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی رضوان الله تعالی علیه مقام انبساط و ارادتش غلبه داشت بر خوف ایشان. و همچنین مرحوم حاج شیخ محمد بهاری این طور بود. در مقابل، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (رضوان الله علیه) مقام خوفش بر رجاء و انبساط غلبه داشت و این معنی از گوشه و کنار سخنانشان مشهود و پیداست. هر کسی که امیدواری و انسباط او بیشتر باشد، او را «خراباتی» و هر که خوف او افزون باشد، او را «مناجاتی» نامند؛ ولی کمال در رعایت اعتدال است؛ از حائز بودن کمال انبساط در عین حال کمال خوف، و این معنی فقط در گفتار و کردار و قول و فعل ائمه اطهار علیهم السلام موجود است.[۶]

اخلاق و کرامات

اسرار الهی در دل تابناک شیخ محمد بهاری موج می‌زد. آن بزرگوار از حیث اخلاق، متواضع، مؤدب و در حفظ آداب معاشرت و سعه صدر، سعیی بلیغ می‌نمود. بهاری در اخلاق، ‌حسن رفتار، حلم و خوش خلقی از بین شاگردان مرحوم آخوند، زبانزد و نمونه و بارز بود. او در نجف، شیوه تربیتی استادش را ادامه داد. بسیاری از عالمان و تاجران ایرانی، عرب و هندی، شیوه سلوک و خودسازی را از او طلب می‌کردند وی نیز باکمال گشاده‌رویی و مهر و محبت، شفاهی یا کتبی آنان را هدایت و ارشاد می‌نمود و بدین ترتیب مکتب آخوند را استمرار و تداوم می‌بخشید.

آیت الله شیخ محمد بهاری همانند استاد گرانقدرش بود. او در همان برخورد اول، طرف مقابل را مجذوب و شیفته خود می‌ساخت. او روزی در نجف اشرف، با جمعی از طلاب در محوطه حیات مدرسه ایستاده بود. رهگذری جسارتی به طلاب می‌نماید. طلبه‌ها درصدد پاسخ به توهین او برمی‌آیند، اما بهاری می‌گوید: او را به من واگذارید. بهاری به رهگذر می‌گوید: آیا نخواهی مُرد؟ آیا وقت آن نرسیده است که از خواب غفلت بیدار شوی؟ آن مرد نگاهی به پشت خود می‌کند و خطاب به بهاری می‌گوید: چرا، چرا! اتفاقاً موقعش فرا رسیده است! او در حضور بهاری توبه می‌کند و تحول و انقلابی درونی در او پیدا می‌شود و از زهّاد و عبّاد زمان خود می‌شود.

از منظر بزرگان

  • مرحوم سید احمد کربلایی در وصف او گفته بود: «ما پیوسته در خدمت مرحوم ‌آیةالحق آخوند ملاحسینقلی ‌همدانی رضوان‌الله‌علیه بودیم، و آخوند صددرصد برای ما بود. ولی همین‌که آقا حاج ‌شیخ‌ محمد بهاری با آخوند روابط آشنائی و ارادات را پیدا نمود و دائماً در خدمت او رفت و آمد داشت، آخوند را از ما دزدید!»[۷]
  • ‌آیت‌الله ‌سید محسن ‌امین، درباره او می‌نویسد: «او عالمی ربّانی و سالکی مراقب بود... و دارای صفات والا و مقامات بلندی است... همیشه در حال مراقبت بوده و وجودش را آثار ارجمندی بود.»[۸]
  • مرحوم شیخ جواد انصاری همدانی (م، ۱۳۳۹ ش) که خود اهل سلوک و معرفت بودند و در همدان سکونت داشتند، پیوسته برای زیارت و استمداد از روح مرحوم بهاری به بهار می‌آمدند و چه بسا این مسافت را که حدود ۱۹ کیلومتر است پیاده طی می‌کردند.
  • علامه طهرانی نیز می‌فرماید: این حقیر کرارا و مرارا برای زیارت مرقدش به بهار همدان رفته‌ام. معروف است که آن مرحوم از میهمانان خود پذیرایی می کند.[۹]
  • آیت الله میرزا محمدحسین نائینی در مورد عظمت روحی مرحوم بهاری فرموده است: شهر آنجا است که شیخ محمد بهاری خفته است.[۱۰]
  • مقام معظم رهبری نیز از مرحوم شیخ محمد بهاری به عنوان یکی از شاگردان برجسته مکتب اسلام و توحید یاد کردند و خاطرنشان کردند: ایشان منشاء برکات زیادی در نجف بوده و شاگردان خوبی تربیت کرده و آثار کم و محدود، ولی بسیار پرمغز و پرتاثیری از خودش بجای گذاشته است که همین تذکرةالمتقین که بارها چاپ شده و همچنین مکتوبات ایشان، جزو آثار بجای مانده از مرحوم شیخ محمد بهاری است.

وفات

آیت الله شیخ محمد بهاری در نجف مریض شد و به سفارش پزشکان، به ایران برمی‌گردد. عازم مشهد می‌شود. او مدتی بعد، قصد بازگشت به نجف اشرف می‌کند که شدت یافتن بیماری، او را از این تصمیم منصرف می‌سازد و او ناچار به زادگاهش، بهار برمی‌گردد و در نهم ماه مبارک رمضان ۱۳۲۵ ه.ق روحش به رضوان الهی پر می‌کشد و پیکر پاکش در شهر بهار به خاک سپرده می‌شود.

علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی، می‌فرماید: در تاریخ وفات مرحوم بهاری، این گونه وارد شده است: «آه خزان شد گل و بهار محمد».[۱۱]

مرقد منور آن مرحوم هم اکنون در میان بیش از ۱۶۰ تن از شهیدان سرافراز و گلگون کفن انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، در باغ بهشت شهدای بهار، زیارتگاه مردم است. یکی از بزرگان نقل کرده‌اند: اطرافیان بهاری در زمان حیاتش، به ایشان پیشنهاد می‌کنند بعد از رحلتش، جنازه‌اش را به نجف منتقل کنند و در آن جا به خاک بسپارند. ایشان با قاطعیت می‌گوید: مرا در گورستان شهر بهار دفن کنید. چون می‌خواهم کنار شهیدان باشم!

پانویس

  1. تذکره المتقین، ص ۲۳ و حکیم اصحاب، ۴۳.
  2. نقباء البشر، ص ۶۷۷.
  3. دایرة المعارف تشیع، ج۳ ص۵۱۲.
  4. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۲۳، ص ۲۵.
  5. سوره ذاریات، آیات ۱۶ ـ ۱۸ و سوره سجده، آیات ۱۰ ـ ۱۱.
  6. رساله لب اللباب، ص ۱۱۷ و ۱۱۸.
  7. علامه طهرانی، مهرتابان، ص۳۲۳.
  8. اعیان الشیعة، ج۹، ص۴۰۲.
  9. توحید علمی و عینی، ص ۱۷.
  10. روزنامه کیهان، ش ۱۵۱۰۴، تاریخ ۲۱ / ۴ / ۱۳۷۳، ص ۶.
  11. الذریعه، ج ۴، ص ۴۶.

منابع

  • گلشن ابرار، جلد۳، زندگی نامه "شیخ محمد بهاری" از اسدالله حیدری.
  • کنگره ملی بزرگداشت عارف کامل حضرت آیت اللّه شیخ محمد بهاری، افق حوزه، ۶ آذر ۱۳۸۷، شماره ۲۰۹، در دسترس در پایگاه اطلاع رسانی حوزه، بازیابی: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳.
  • پایگاه عرفان و حکمت، در پرتو قرآن و عترت.

آرشیو عکس و تصویر