امام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۳ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
اِمام واژه‌ای عربی و به معنای پیشوا و رهبر است که از اصطلاحات خاص [[دین اسلام]] است. امام در اصطلاح [[شيعه]] اماميه، پيشواى [[معصوم]] و منصوب از جانب [[خدا]] است.
+
«اِمام» واژه‌ای [[قرآن|قرآنی]] و به معنای پیشوا و رهبر است که از اصطلاحات خاص [[دین اسلام]] می‌باشد. مراد از «امام» در اصطلاح [[شیعه]]، پیشواى [[معصوم]] و منصوب از جانب [[خدا]] است. علمای [[امامیه]]، پس از [[رسول خدا]] صلی الله علیه وآله، دوازده نفر را به عنوان «امام» واجب الاطاعة مى‌دانند که آنها عبارتند از [[على بن ابی طالب|امام على]] علیه‌السلام و یازده نفر از نسل ایشان.
  
==واژه «امام» در لغت==
+
==واژه‌شناسی==
  
«اِمام» به معنی پيشوا و مقتدا است و جمع آن «ائمّة» می باشد. از باب تطبيق كلى بر مصداق بارز خود به: راه روشن {{متن قرآن|«وإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ»}}. ([[سوره حجر]]/79) و كتاب آسمانى {{متن قرآن|«وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً»}}. ([[سوره احقاف]]/12) و لوح محفوظ {{متن قرآن|«وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ»}}. ([[سوره یس]]/12) نيز اطلاق مى شود.
+
«اِمام» در لغت به معنی پیشوا و مقتدا است و جمع آن «ائمّة» می باشد. [[راغب اصفهانی]] در «[[المفردات فی غریب القرآن (کتاب)|المفردات]]» می گوید: «امام» آن است که از وى پیروى کنند و به وى اقتدا شود، خواه انسان باشد یا کتاب یا جز آن.
  
راغب اصفهانی در «مفردات» گويد: «امام» آن است كه از وى پيروى و به وى اقتدا شود، خواه انسان باشد يا كتاب يا جز آن.
+
کلمه «امام» و جمع آن «ائمّه»، مجموعاً دوازده بار در [[قرآن کریم]] (هفت بار به صورت مفرد و پنج بار به شکل جمع) آمده، و در معانی زیر به کار رفته است:
  
==واژه «امام» در اصطلاح==
+
*۱. [[لوح محفوظ]] (۱ بار)؛ {{متن قرآن|«وَ کلَّ شَی‌ءٍ أَحْصَیناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ»}}؛ ([[سوره یس]]/۱۲) و هر چیزی را در کارنامه ‎ای روشن برشمردیم.
  
امام در اصطلاح [[شيعه]] اماميه، پيشواى [[معصوم]] و منصوب از جانب [[خدا]]، مقام رياست عامّه، متخذ از آيات [[قرآن کریم]]: {{متن قرآن|«وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا»}} ([[سوره انبیاء]]/73{{متن قرآن|«قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»}} ([[سوره بقره]]/124) مى باشد.
+
*۲. جاده و راه (۱ بار)؛ {{متن قرآن|«وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِینٍ»}}؛ ([[سوره حجر]]/۷۹) و آن دو (شهر، اکنون) بر سر راهی آشکار است.
  
شيعه، دوازده تن را «امام» مفترض الطاعه پس از [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله مى شناسند كه آنها عبارتند از [[على بن ابی طالب]] و يازده نفر از نسل على و [[حضرت فاطمه|فاطمه]] علیهما السلام و آخرين آنها [[امام مهدى]] منتظر عجل الله تعالی فرجه مى باشد.
+
*۳. کتاب آسمانی (۲ بار)؛ {{متن قرآن|«وَ مِنْ قَبْلِهِ کتابُ مُوسی إِماماً وَ رَحْمَةً»}}؛ ([[سوره احقاف]]/۱۲، [[سوره هود]]/۱۷) پیش از وی (نیز) کتاب موسی راهبر و مایه رحمت بوده است.
  
مرحوم [[شيخ صدوق]] در كتاب اعتقادات خود كه مبيّن عقايد شيعه است، در اين باره چنين مى گويد: «اعتقاد ما بر اين است كه حجت هاى خداوند بر مخلوقاتش پس از رحلت رسول اكرم صلی الله علیه و آله عبارتند از دوازده تن كه يكى پس از ديگرى سمت [[ولایت]] و سرورى بر خلق خداى را دارند و نامهاى مقدسشان بترتيب از اين قرار است:
+
*۴. پیشوایان الهی و صالح (۵ بار)؛ {{متن قرآن|«قالَ إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً»}}؛ ([[سوره بقره]]/۱۲۴) فرمود من تو را پیشوای مردم قرار دادم. {{متن قرآن|«وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنا»}}؛ ([[سوره انبیاء]]/۷۳، [[سوره فرقان]]/۷۴، [[سوره سجده]]/۲۴) و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می‎کردند.
  
#[[اميرالمؤمنين]] على بن ابى طالب
+
*۵. پیشوایان کفر و ضلالت (۲ بار)؛ {{متن قرآن|«فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکفْرِ»}}؛ ([[سوره توبه]]/۱۲، [[سوره قصص]]/۴۱) پس با پیشوایان کفر بجنگید.
#[[امام حسن|حسن بن على]]
 
#[[امام حسین|حسين بن على]]
 
#[[على بن الحسين]]
 
#[[امام باقر|محمد بن على]]
 
#[[امام صادق|جعفر بن محمد]]
 
#[[امام کاظم|موسى بن جعفر]]
 
#[[امام رضا|على بن موسى]]
 
#[[امام جواد|محمد بن على]]
 
#[[امام هادی|على بن محمد]]
 
#[[امام عسکری|حسن بن على]]
 
#و دوازدهمين آنها [[امام زمان|محمد بن حسن]] است كه حجت قائم به امر الله، امام زمان حاضر و خليفة الله فى الارضين مى باشد، در بلاد و امصار حضور دارد ولى از ديدگان پنهان است، درود خداوند بر همه آنها باد».
 
  
«اعتقاد شیعیان بر این است كه اينها همان «[[اولواالامر]]» (فرمانروايان) مى باشند كه خداوند امر فرموده از آنها اطاعت شود و همين ها هستند كه از سوى خداوند گواه و ناظر بر مردماند و اينانند درهاى ورود بر خدا و راههاى قاصدان وصول به لقاءالله و راهنمايان به معرفت پروردگار، بيانگران وحى و اركان توحيد حضرت حقند، از هر لغزش و خطا پاك و از هر گناه و بزه معصومند و همين هايند كه خداوند از هر پليدى پاكشان داشته و از هر آلايشى منزهشان ساخته است.
+
*۶. مفهوم جامعی که پیشوایان هدایت و ضلالت را هر دو شامل می‎شود (۱ بار)؛ {{متن قرآن|«یوْمَ نَدْعُوا کلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»}}؛ ([[سوره اسراء]]/۷۱) یاد کن روزی را که هر گروهی را با پیشوایان فرامی‎خوانیم.
  
چنانكه فرمود: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً)، داراى معجزه و برهانند، سبب ايمنى اهل زمين اند، چنانكه ستارگان، اهل آسمان را امانند به كشتى نوح مى مانند كه تنها پيروان آنها اهل نجاتند و بندگان گرامى خدا هستند».
+
==امام در اصطلاح شیعه==
  
«نيز درباره آنها معتقديم كه دوستيشان ايمان و دشمنيشان كفر، امرشان امر خدا، نهيشان نهى خدا، اطاعت از آنها اطاعت از خداوند و سرپيچى از فرمانشان سرپيچى از فرمان حضرت پروردگار است، دوست آنها دوست خدا و دشمنشان دشمن خدا است و بر اين باوريم كه زمين هرگز خالى از حجت خدا نگردد (تا پيوسته خداوند در مقام بازخواست داراى دليل و برهان بوده و بندگان محكوم حضرتش باشند) هر چند آن حجت (بر اثر ناشايستگى بندگان) از ديد عموم پنهان باشد».<ref>اعتقادات صدوق. </ref>
+
«امام» در اصطلاح [[شیعه]] [[امامیه|امامیه]]، به معنای پیشواى [[معصوم]] و منصوب از جانب [[خدا]] و مقام ریاست عامّه است، که برگرفته از آیات [[قرآن کریم]] از جمله: {{متن قرآن|«وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنَا»}} ([[سوره انبیاء]]/۷۳) و {{متن قرآن|«قَالَ إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا»}} ([[سوره بقره]]/۱۲۴) مى باشد.
  
==واژه امام در قرآن==
+
علمای شیعه، دوازده نفر را «امام» مفترض الطاعه پس از [[رسول خدا]] صلی الله علیه وآله مى شناسند که آنها عبارتند از [[على بن ابی طالب|على بن ابی‌طالب]] علیه السلام و یازده نفر از نسل ایشان، که آخرین آنها [[امام مهدى]] عجل الله تعالی فرجه مى باشد.
  
كلمه «امام» و جمع آن «ائمّه» مجموعاً دوازده بار در قرآن بكار رفته كه هفت بار آن به صورت مفرد آمده و پنج بار به شكل جمع؛ بهر جهت اين واژه در قرآن در معاني زير بكار رفته است:
+
مرحوم [[شیخ صدوق]] در کتاب «[[اعتقادات صدوق (کتاب)|اعتقادات]]» خود که مبین عقاید شیعه است، در این باره چنین مى گوید: «اعتقاد ما بر این است که حجت هاى خداوند بر مخلوقاتش پس از رسول اکرم صلی الله علیه وآله عبارتند از دوازده تن که یکى پس از دیگرى سمت [[ولایت]] و سرورى بر خلق خداى را دارند و نامهاى مقدسشان بترتیب از این قرار است: [[امیرالمؤمنین|امیرالمؤمنین على بن ابى‌طالب]]، [[امام حسن|حسن بن على]]، [[امام حسین|حسین بن على]]، [[امام سجاد|على بن الحسین]]، [[امام باقر|محمد بن على]]، [[امام صادق|جعفر بن محمد]]، [[امام کاظم|موسى بن جعفر]]، [[امام رضا|على بن موسى]]، [[امام جواد|محمد بن على]]، [[امام هادی|على بن محمد]]، [[امام عسکری|حسن بن على]] و دوازدهمین آنها [[امام زمان|محمد بن حسن]] است که حجت قائم به امر الله، امام زمان حاضر و خلیفة الله فى الارضین مى باشد، در بلاد و امصار حضور دارد ولى از دیدگان پنهان است، درود خداوند بر همه آنها باد. اعتقاد شیعیان بر این است که اینها همان «[[اولی الأمر|اولوا الامر]]» (فرمانروایان) مى باشند که خداوند امر فرموده از آنها اطاعت شود و همین ها هستند که از سوى خداوند گواه و ناظر بر مردماند و اینانند درهاى ورود بر خدا و راههاى قاصدان وصول به لقاءالله و راهنمایان به معرفت پروردگار، بیانگران [[وحى]] و ارکان [[توحید]] حضرت حقند، از هر لغزش و خطا پاک و از هر گناه معصومند و همین هایند که خداوند از هر پلیدى پاکشان داشته و از هر آلایشى منزّهشان ساخته است. چنانکه فرمود: {{متن قرآن|«إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکمْ تَطْهِیرًا»}} ([[سوره احزاب]]/۳۳)؛ داراى [[معجزه]] و برهانند، سبب ایمنى اهل زمین اند، چنانکه ستارگان، اهل آسمان را امانند به کشتى [[حضرت نوح علیه السلام|نوح]] مى مانند که تنها پیروان آنها اهل نجاتند و بندگان گرامى خدا هستند. نیز درباره آنها معتقدیم که دوستیشان [[ایمان]] و دشمنیشان [[کفر]]، امرشان امر خدا، نهیشان نهى خدا، اطاعت از آنها اطاعت از خداوند و سرپیچى از فرمانشان سرپیچى از فرمان حضرت پروردگار است، دوست آنها دوست خدا و دشمنشان دشمن خدا است و بر این باوریم که زمین هرگز خالى از [[حجت]] خدا نگردد، هر چند آن حجت از دید عموم پنهان باشد».<ref>اعتقادات صدوق. </ref>
  
*1. لوح محفوظ (1 بار)؛ {{متن قرآن|«وَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ»}}؛ ([[سوره يس]]/12) و هر چيزي را در كارنامه‎اي روشن برشمرديم.
+
==روایاتی درباره مقام امام==
  
*2. جاده و راه (1 بار)؛ {{متن قرآن|«وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِينٍ»}}؛ ([[سوره حجر]]/79) و آن دو (شهر، اكنون) بر سر راهي آشكار است.
+
*[[امام رضا]] علیه السلام فرمودند: امامت زمام دین و نظام مسلمین است، چه این که منصب امامت پایه و اساس رشد یاب اسلام و شاخه سر به فلک کشیده آن است و امام ماه منیر و چراغ نورافشان و نور تابان است، امام آب گواراى تشنگان و راهنماى هدایت جویان و نجات بخش از پرتگاهها است، امام آتش افروخته بر سر کوهها است (که راه جویان بدان راه یابند) و سرمازدگان از گرمى آن بهره مند شوند، امام ابر باران و باران ریزان و خورشید فروزان و آسمان سایه انداز است، امام امینى همدم و برادرى مهربان است.<ref>سفینة البحار.</ref>
  
*3. تورات يا كتاب و پيشوا (2 بار)؛ {{متن قرآن|«وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسي إِماماً وَ رَحْمَةً»}}؛ ([[سوره احقاف]]/12، [[سوره هود]]/17) پيش از وي (نيز) كتاب موسي راهبر و مايه رحمت بوده است.
+
*[[امام صادق]] علیه السلام فرمودند: خداوند [[حضرت ابراهیم]] علیه السلام را در آغاز به بندگى خویش پذیرفت و سپس او را [[نبوت]] داد و پس از آن او را رسول خود ساخت و پس از رسالت وى را مقام خُلّت (دوستى خاص) داد و پس از این که این مراحل عالیه (بندگى، نبوت، رسالت، خلت) را در او گرد آورد، فرمود: {{متن قرآن|«إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا»}} (تو را مقام امامت و پیشوائى مردم عطا کردم) و چون این مقام در نظر ابراهیم بس بزرگ و ارجمند آمد گفت: «و من ذریتى» (در نسلم نیز این منصب قرار ده)؛ خداوند فرمود: {{متن قرآن|«لَا ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»}} و مراد از این جمله اینکه سفیه (و ناپرهیزکار) پیشواى پرهیزکار نخواهد شد.
  
*4. پيشوايان الهي و صالح (5 بار)؛ {{متن قرآن|«قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»}}؛ ([[سوره بقره]]/124) فرمود: من تو را پيشواي مردم قرار دادم.
+
از آن حضرت نقل است که ذیل آیه {{متن قرآن|«إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا»}} فرمود: اگر خداوند بهتر از «امام» نامى را مى دانست همان را بر ما مى نهاد.<ref>بحارالانوار، ۲۵/۱۰۴.</ref> [[علامه طبرسى]] ذیل این آیه مى گوید: همکیشان ما (شیعه) به این آیه استدلال کنند که امام بایستى از هر ناشایست [[معصوم]] باشد، زیرا خداوند ـ در این آیه فرموده: ستمگر به عهد من (امامت) نائل نمى گردد و کسى که معصوم نباشد خواه ناخواه یا به خود یا به دیگرى ستم مى کند. حال اگر کسى بگوید: آنچه خداوند نفى نموده آن است که ستمگر در حال ارتکاب ستم به امامت نائل نمى گردد و اگر وى بعداً توبه کند، مشمول آیه نخواهد بود. پاسخ آنکه: آیه در همان حالِ ارتکاب ظلم وى را براى همیشه از دستیابى به مقام امامت محروم ساخت، زیرا کلمه «لاینال» مطلق است و اختصاصى به زمان وقوع ظلم ندارد، پس بموجب اطلاق زمان بایستى همه زمانها را مراد از آن دانست.<ref>مجمع البیان.</ref>
  
{{متن قرآن|«وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا»}}؛([[سوره انبياء]]/73، [[سوره فرقان]]/74، [[سوره سجده]]/24) و آنان را پيشواياني قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مي‎كردند.
+
*[[محمد بن مسلم ثقفی کوفی|محمد بن مسلم]] گوید: به [[امام باقر]] علیه السلام عرض کردم: اگر کسى یکى از شما [[ائمه اطهار|امامان]] (معصوم) را منکر شود چه موضعى دارد؟ فرمود: هر کس امامى را که امامتش از جانب خدا باشد منکر شود و از او و دینش تبرى جوید، کافر و [[ارتداد|مرتد]] است، زیرا امام از جانب خدا (تعیین شده) و دین او دین خدا است و هر که از دین خدا بیزارى جوید خونش مباح است مگر اینکه توبه کند.
  
*5. پيشوايان كفر و ضلالت (2 بار)؛ {{متن قرآن|«فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ»}}؛ ([[سوره توبه]]/12 و [[سوره قصص]]/41) پس با پيشوايان كفر بجنگيد.
+
*[[امام رضا]] علیه السلام از [[پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله روایت کند که فرمود: اى [[امام علی|على]]! تو و امامان از نسل تو پس از من حجت هاى خدائید بر خلق خدا و نشانه هاى او هستند در آفریده هایش، پس هر کس یکى از شما را منکر شود مرا انکار نموده است.
 
 
*6. مفهوم جامعي كه پيشوايان هدايت و ضلالت را هر دو شامل مي‎شود (1 مورد)؛ {{متن قرآن|«يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»}}؛ ([[سوره اسراء]]/71) ياد كن روزي را كه هر گروهي را با پيشوايان فرامي‎خوانيم.
 
 
 
==رواياتی درباره مقام «امام»==
 
 
 
*حضرت [[ثامن الحجج]] على بن موسى الرضا علیه السلام فرمودند: امامت زمام دين و نظام مسلمين است، چه اين كه منصب امامت پايه و اساس رشد ياب اسلام و شاخه سر به فلك كشيده آن است و امام ماه منير و چراغ نورافشان و نور تابان است، امام آب گواراى تشنگان و راهنماى هدايت جويان و نجات بخش از پرتگاهها است، امام آتش افروخته بر سر كوهها است (كه راه جويان بدان راه يابند) و سرمازدگان از گرمى آن بهرهمند شوند، امام ابر باران و باران ريزان و خورشيد فروزان و آسمان سايه انداز است، امام امينى همدم و برادرى مهربان است.<ref>سفينة البحار.</ref>
 
 
 
*[[امام صادق]] علیه السلام فرمودند: خداوند [[حضرت ابراهيم]] علیه السلام را در آغاز به بندگى خويش پذيرفت و سپس او را [[نبوت]] داد و پس از آن او را رسول خود ساخت و پس از رسالت وى را مقام خلّت (دوستى خاص) داد و پس از اين كه اين مراحل عاليه (بندگى، نبوت، رسالت، خلت) را در او گرد آورد. فرمود: «انى جاعلك للناس اماماً» (تو را مقام امامت و پيشوائى مردم عطا كردم) و چون اين مقام در نظر ابراهيم بس بزرگ و ارجمند آمد گفت: «و من ذريتى» (در نسلم نيز اين منصب قرار ده) خداوند فرمود: «لاينال عهدى الظالمين» و مراد از اين جمله اينكه سفيه (و ناپرهيزكار) پيشواى پرهيزكار نخواهد شد.
 
 
 
*و از آن حضرت است كه ذيل آيه {{متن قرآن|«انى جاعلك للناس اماما»}} فرمود: اگر خداوند بهتر از «امام» نامى را مى دانست همان را بر ما مى نهاد. (بحار: 25/104)
 
 
 
[[علامه طبرسى]] ذيل اين آيه مى گويد: همكيشان ما (شيعه) به اين آيه استدلال كنند كه امام بايستى از هر ناشايست معصوم باشد، زيرا خداوند ـ در اين آيه فرموده: ستمگر به عهد من (كه مراد امامت است) نائل نمى گردد و كسى كه معصوم نباشد خواه ناخواه يا به خود يا به ديگرى ستم مى كند، اگر كسى بگويد: آنچه خداوند نفى نموده آن است كه ستمگر در حال ارتكاب ستم به امامت نائل نمى گردد، پس اگر وى بعداً توبه كند، مشمول آيه نخواهد بود. پاسخ آنكه: آيه در همان حالِ ارتكاب ظلم وى را براى هميشه از دستيابى به مقام امامت محروم ساخت، زيرا كلمه «لاينال» (كه زمان مستقبل را مى رساند) مطلق است و اختصاصى به زمان وقوع ظلم ندارد، پس بموجب اطلاق زمان بايستى همه ازمنه را مراد از آن دانست.<ref>مجمع البیان.</ref>
 
 
 
*محمد بن مسلم گويد: به [[امام باقر]] علیه السلام عرض كردم: اگر كسى يكى از شما امامان (معصوم) را منكر شود چه موضعى دارد؟ فرمود: هر كس امامى را كه امامتش از جانب خدا باشد منكر شود و از او و دينش تبرى جويد كافر و مرتد است، زيرا امام از جانب خدا (تعيين شده) و دين او دين خدا است و هر كه از دين خدا بيزارى جويد خونش مباح است مگر اينكه توبه كند.
 
 
 
*[[امام رضا]] علیه السلام از پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله روايت كند كه فرمود: اى على! تو و امامان از نسل تو پس از من حجت هاى خدائيد بر خلق خدا و نشانه هاى او هستند در آفريده هايش، پس هر كس يكى از شما را منكر شود مرا انكار نموده است.
 
 
 
*از امام صادق علیه السلام روايت است كه فرمود: زمين استوار نگردد جز به امام و هر كه بميرد و امام خويش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده و بيش از هر وقتى هنگام مرگ به شناخت امام نياز داريد كه بگوئيد: من در اين خط بودم.<ref>بحارالانوار.</ref>
 
  
 +
*از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود: زمین استوار نگردد جز به امام و هر که بمیرد و امام خویش را نشناسد به مرگ [[جاهلیت|جاهلیت]] مرده و بیش از هر وقتى هنگام مرگ به شناخت امام نیاز دارید که بگوئید: من در این خط بودم.<ref>بحارالانوار.</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
 
 
==منابع==
 
==منابع==
 
+
*[[فرهنگ معارف و معاریف (کتاب)|فرهنگ معارف و معاریف]]، سید مصطفی حسینی دشتی.
*سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».
+
*[http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=9068 "مفهوم کلمه امام در قرآن"، کتابخانه طهور]، بازیابی: ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳.
*مفهوم کلمه امام در قرآن، [http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=9068 کتابخانه طهور]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.
+
*[http://www.andisheqom.com/Files/quranshenasi.php?idVeiw=3888&level=4&subid=3888 "واژه امام در قرآن"، اندیشه قم]، عبدالحمید صفائی، بازیابی: ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳.
*عبدالحميد صفائي، واژه امام در قرآن، [http://www.andisheqom.com/Files/quranshenasi.php?idVeiw=3888&level=4&subid=3888 اندیشه قم]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.
+
== مطالب مرتبط ==
 
+
* [[ائمه اطهار]]
 +
* [[امامت]]
 
[[رده:ائمه اطهار]]
 
[[رده:ائمه اطهار]]
 
[[رده:واژگان قرآنی]]
 
[[رده:واژگان قرآنی]]
 +
[[رده:اعتقادات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۱۴

«اِمام» واژه‌ای قرآنی و به معنای پیشوا و رهبر است که از اصطلاحات خاص دین اسلام می‌باشد. مراد از «امام» در اصطلاح شیعه، پیشواى معصوم و منصوب از جانب خدا است. علمای امامیه، پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله، دوازده نفر را به عنوان «امام» واجب الاطاعة مى‌دانند که آنها عبارتند از امام على علیه‌السلام و یازده نفر از نسل ایشان.

واژه‌شناسی

«اِمام» در لغت به معنی پیشوا و مقتدا است و جمع آن «ائمّة» می باشد. راغب اصفهانی در «المفردات» می گوید: «امام» آن است که از وى پیروى کنند و به وى اقتدا شود، خواه انسان باشد یا کتاب یا جز آن.

کلمه «امام» و جمع آن «ائمّه»، مجموعاً دوازده بار در قرآن کریم (هفت بار به صورت مفرد و پنج بار به شکل جمع) آمده، و در معانی زیر به کار رفته است:

  • ۱. لوح محفوظ (۱ بار)؛ «وَ کلَّ شَی‌ءٍ أَحْصَیناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ»؛ (سوره یس/۱۲) و هر چیزی را در کارنامه ‎ای روشن برشمردیم.
  • ۲. جاده و راه (۱ بار)؛ «وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِینٍ»؛ (سوره حجر/۷۹) و آن دو (شهر، اکنون) بر سر راهی آشکار است.
  • ۳. کتاب آسمانی (۲ بار)؛ «وَ مِنْ قَبْلِهِ کتابُ مُوسی إِماماً وَ رَحْمَةً»؛ (سوره احقاف/۱۲، سوره هود/۱۷) پیش از وی (نیز) کتاب موسی راهبر و مایه رحمت بوده است.
  • ۴. پیشوایان الهی و صالح (۵ بار)؛ «قالَ إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً»؛ (سوره بقره/۱۲۴) فرمود من تو را پیشوای مردم قرار دادم. «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنا»؛ (سوره انبیاء/۷۳، سوره فرقان/۷۴، سوره سجده/۲۴) و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می‎کردند.
  • ۵. پیشوایان کفر و ضلالت (۲ بار)؛ «فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکفْرِ»؛ (سوره توبه/۱۲، سوره قصص/۴۱) پس با پیشوایان کفر بجنگید.
  • ۶. مفهوم جامعی که پیشوایان هدایت و ضلالت را هر دو شامل می‎شود (۱ بار)؛ «یوْمَ نَدْعُوا کلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»؛ (سوره اسراء/۷۱) یاد کن روزی را که هر گروهی را با پیشوایان فرامی‎خوانیم.

امام در اصطلاح شیعه

«امام» در اصطلاح شیعه امامیه، به معنای پیشواى معصوم و منصوب از جانب خدا و مقام ریاست عامّه است، که برگرفته از آیات قرآن کریم از جمله: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنَا» (سوره انبیاء/۷۳) و «قَالَ إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا» (سوره بقره/۱۲۴) مى باشد.

علمای شیعه، دوازده نفر را «امام» مفترض الطاعه پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله مى شناسند که آنها عبارتند از على بن ابی‌طالب علیه السلام و یازده نفر از نسل ایشان، که آخرین آنها امام مهدى عجل الله تعالی فرجه مى باشد.

مرحوم شیخ صدوق در کتاب «اعتقادات» خود که مبین عقاید شیعه است، در این باره چنین مى گوید: «اعتقاد ما بر این است که حجت هاى خداوند بر مخلوقاتش پس از رسول اکرم صلی الله علیه وآله عبارتند از دوازده تن که یکى پس از دیگرى سمت ولایت و سرورى بر خلق خداى را دارند و نامهاى مقدسشان بترتیب از این قرار است: امیرالمؤمنین على بن ابى‌طالب، حسن بن على، حسین بن على، على بن الحسین، محمد بن على، جعفر بن محمد، موسى بن جعفر، على بن موسى، محمد بن على، على بن محمد، حسن بن على و دوازدهمین آنها محمد بن حسن است که حجت قائم به امر الله، امام زمان حاضر و خلیفة الله فى الارضین مى باشد، در بلاد و امصار حضور دارد ولى از دیدگان پنهان است، درود خداوند بر همه آنها باد. اعتقاد شیعیان بر این است که اینها همان «اولوا الامر» (فرمانروایان) مى باشند که خداوند امر فرموده از آنها اطاعت شود و همین ها هستند که از سوى خداوند گواه و ناظر بر مردماند و اینانند درهاى ورود بر خدا و راههاى قاصدان وصول به لقاءالله و راهنمایان به معرفت پروردگار، بیانگران وحى و ارکان توحید حضرت حقند، از هر لغزش و خطا پاک و از هر گناه معصومند و همین هایند که خداوند از هر پلیدى پاکشان داشته و از هر آلایشى منزّهشان ساخته است. چنانکه فرمود: «إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکمْ تَطْهِیرًا» (سوره احزاب/۳۳)؛ داراى معجزه و برهانند، سبب ایمنى اهل زمین اند، چنانکه ستارگان، اهل آسمان را امانند به کشتى نوح مى مانند که تنها پیروان آنها اهل نجاتند و بندگان گرامى خدا هستند. نیز درباره آنها معتقدیم که دوستیشان ایمان و دشمنیشان کفر، امرشان امر خدا، نهیشان نهى خدا، اطاعت از آنها اطاعت از خداوند و سرپیچى از فرمانشان سرپیچى از فرمان حضرت پروردگار است، دوست آنها دوست خدا و دشمنشان دشمن خدا است و بر این باوریم که زمین هرگز خالى از حجت خدا نگردد، هر چند آن حجت از دید عموم پنهان باشد».[۱]

روایاتی درباره مقام امام

  • امام رضا علیه السلام فرمودند: امامت زمام دین و نظام مسلمین است، چه این که منصب امامت پایه و اساس رشد یاب اسلام و شاخه سر به فلک کشیده آن است و امام ماه منیر و چراغ نورافشان و نور تابان است، امام آب گواراى تشنگان و راهنماى هدایت جویان و نجات بخش از پرتگاهها است، امام آتش افروخته بر سر کوهها است (که راه جویان بدان راه یابند) و سرمازدگان از گرمى آن بهره مند شوند، امام ابر باران و باران ریزان و خورشید فروزان و آسمان سایه انداز است، امام امینى همدم و برادرى مهربان است.[۲]
  • امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را در آغاز به بندگى خویش پذیرفت و سپس او را نبوت داد و پس از آن او را رسول خود ساخت و پس از رسالت وى را مقام خُلّت (دوستى خاص) داد و پس از این که این مراحل عالیه (بندگى، نبوت، رسالت، خلت) را در او گرد آورد، فرمود: «إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا» (تو را مقام امامت و پیشوائى مردم عطا کردم) و چون این مقام در نظر ابراهیم بس بزرگ و ارجمند آمد گفت: «و من ذریتى» (در نسلم نیز این منصب قرار ده)؛ خداوند فرمود: «لَا ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» و مراد از این جمله اینکه سفیه (و ناپرهیزکار) پیشواى پرهیزکار نخواهد شد.
  • و از آن حضرت نقل است که ذیل آیه «إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا» فرمود: اگر خداوند بهتر از «امام» نامى را مى دانست همان را بر ما مى نهاد.[۳] علامه طبرسى ذیل این آیه مى گوید: همکیشان ما (شیعه) به این آیه استدلال کنند که امام بایستى از هر ناشایست معصوم باشد، زیرا خداوند ـ در این آیه فرموده: ستمگر به عهد من (امامت) نائل نمى گردد و کسى که معصوم نباشد خواه ناخواه یا به خود یا به دیگرى ستم مى کند. حال اگر کسى بگوید: آنچه خداوند نفى نموده آن است که ستمگر در حال ارتکاب ستم به امامت نائل نمى گردد و اگر وى بعداً توبه کند، مشمول آیه نخواهد بود. پاسخ آنکه: آیه در همان حالِ ارتکاب ظلم وى را براى همیشه از دستیابى به مقام امامت محروم ساخت، زیرا کلمه «لاینال» مطلق است و اختصاصى به زمان وقوع ظلم ندارد، پس بموجب اطلاق زمان بایستى همه زمانها را مراد از آن دانست.[۴]
  • محمد بن مسلم گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: اگر کسى یکى از شما امامان (معصوم) را منکر شود چه موضعى دارد؟ فرمود: هر کس امامى را که امامتش از جانب خدا باشد منکر شود و از او و دینش تبرى جوید، کافر و مرتد است، زیرا امام از جانب خدا (تعیین شده) و دین او دین خدا است و هر که از دین خدا بیزارى جوید خونش مباح است مگر اینکه توبه کند.
  • امام رضا علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت کند که فرمود: اى على! تو و امامان از نسل تو پس از من حجت هاى خدائید بر خلق خدا و نشانه هاى او هستند در آفریده هایش، پس هر کس یکى از شما را منکر شود مرا انکار نموده است.
  • از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود: زمین استوار نگردد جز به امام و هر که بمیرد و امام خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده و بیش از هر وقتى هنگام مرگ به شناخت امام نیاز دارید که بگوئید: من در این خط بودم.[۵]

پانویس

  1. اعتقادات صدوق.
  2. سفینة البحار.
  3. بحارالانوار، ۲۵/۱۰۴.
  4. مجمع البیان.
  5. بحارالانوار.

منابع

مطالب مرتبط