منابع و پی نوشتهای متوسط
شناسه ناقص است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

ابودجانه انصارى: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(تعیین رده و ویرایش جزیی متن)
 
(۸ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
'''''سمّاك ‌بن ‌خَرَشه (سمّاك ‌بن اوس بن ‌خرشه) بن ‌لوذان بن ‌عبدود بن ثعلبه خزرجى انصارى صحابى باوفاى پیامبر صلى الله علیه و آله.'''''
+
{{خوب}}
 +
'''«ابودُجانه خزرجى انصارى»'''، از [[صحابی|صحابه]] باوفاى [[پیامبر اسلام]] صلى الله علیه وآله است که به شجاعت و ثبات قدم معروف می‌باشد. او از معدود کسانی است که در [[جنگ اُحد]] فرار نکرد و از [[رسول خدا]] دفاع نمود. به نقل مشهور، ابودجانه در [[جنگ یمامه]] به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید. نام او در [[شأن نزول]] برخی آیات [[قرآن]] به چشم می‌خورد.
 +
==زندگی‌نامه==
  
ابودجانه از قبیله خزرج و طایفه بنى‌ساعده بود.<ref> اسدالغابه، ج‌ 6‌، ص‌ 92، البدایة والنهایه، ج‌ 6‌، ص‌ 252.</ref> در پیمان مؤاخات، پیامبر صلى الله علیه و آله او را برادر عتبة ‌بن غزوان قرار داد.<ref> اسدالغابه، ج‌ 6‌، ص‌ 93؛ سیر اعلام النبلاء، ج‌ 1، ص‌ 243.</ref> وى در جنگ اُحد حضور داشت و ثبات قدم و دفاعش از [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله در آن روز، مشهور است.<ref> سیره ابن ‌هشام، ج‌ 3، ص‌ 66‌؛ الطبقات، ج‌ 3، ص‌ 420؛ تاریخ طبرى، ج‌ 2، ص ‌64‌.</ref>
+
ابودُجانه سمّاک ‌بن ‌خَرَشه بن ‌لوذان خزرجى انصارى، از قبیله [[خزرج]] و طایفه بنى‌ساعده بود.<ref> اسدالغابه، ج‌ ۶‌، ص‌ ۹۲، البدایة والنهایه، ج‌ ۶‌، ص‌ ۲۵۲.</ref> [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلى الله علیه و آله در پیمان [[برادری|مؤاخات]]، او را برادر عتبة ‌بن غزوان قرار داد.<ref> اسدالغابه، ج‌ ۶‌، ص‌ ۹۳؛ سیر اعلام النبلاء، ج‌ ۱، ص‌ ۲۴۳.</ref>  
  
در غزوه خیبر نیز شركت ‌داشته و حارثِ یهودى از شجاعان دشمن و چند تن دیگر را كشته است.<ref> المغازى، ج‌ ص‌ 654 و 710.</ref> به نقلى دیگر وى در آن نبرد به فرماندهى امام على علیه‌السلام تعدادى از جنگجویان و قهرمانان دشمن را كشته و سرهایشان را نزد رسول خدا آورده است؛<ref> مناقب، ج‌ ص‌ 248.</ref> سپس در پیشاپیشِ مسلمانان به قلعه‌هاى خیبر حمله برده<ref> البدایة والنهایه، ج‌ ص‌ 160.</ref> در جنگ حنین و با كمك امام على علیه‌السلام چند نفر از پرچم‌داران دشمن را به قتل رسانده و به نقلى در غزوه تبوك، پیامبر پرچم خزرجیان را به او سپرده است.<ref> المغازى، ج ‌3، ص‌ 902 و 996.</ref>
+
ابودجانه در [[جنگ اُحد]] حضور داشت و ثبات قدم و دفاعش از [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله در آن روز، مشهور است.<ref> سیره ابن ‌هشام، ج‌ ۳، ص‌ ۶۶‌؛ الطبقات، ج‌ ۳، ص‌ ۴۲۰؛ تاریخ طبرى، ج‌ ۲، ص ‌۶۴‌.</ref> وى در [[غزوه خیبر]] نیز شرکت ‌داشته و حارثِ [[یهود|یهودى]] از شجاعان دشمن و چند تن دیگر را کشته است.<ref> المغازى، ج‌ ۲، ص‌ ۶۵۴ و ۷۱۰.</ref> به نقلى دیگر ابودجانه در آن نبرد به فرماندهى [[امام على]] علیه‌السلام تعدادى از جنگجویان و قهرمانان دشمن را کشته و سرهایشان را نزد رسول خدا آورده است.<ref> مناقب، ج‌ ۱، ص‌ ۲۴۸.</ref> او همچنین در پیشاپیشِ مسلمانان به قلعه‌هاى خیبر حمله برده است.<ref> البدایة والنهایه، ج‌ ۴، ص‌ ۱۶۰.</ref> در [[جنگ حنین]] و با کمک امام على علیه‌السلام چند نفر از پرچم‌داران دشمن را به قتل رسانده و به نقلى در [[غزوه تبوک]]، پیامبر پرچم خزرجیان را به او سپرده است.<ref> المغازى، ج ‌۳، ص‌ ۹۰۲ و ۹۹۶.</ref> گویا از همین رو است که [[ابن شهر آشوب]] وى را در شمار [[صحابه]] جنگجو و مشهور به [[جهاد]] آورده ‌است.<ref> مناقب، ج‌ ۲، ص‌ ۷۸ و ۷۹.</ref>  
  
گویا از همین رو است كه [[ابن شهر آشوب]] وى را در شمار صحابه جنگجو و مشهور به جهاد آورده ‌است<ref> مناقب، ج‌ 2، ص‌ 78 و 79.</ref> و بنا به نقلى در حجة ‌الوداع پیامبر صلى الله علیه و آله او را در مدینه به جاى خود گمارد.<ref> سیره ابن ‌هشام، ج‌ ص ‌601‌.</ref> بر اساس روایتى پیامبر به حضرت على دستور داد كه براى دفع جن و سحر براى ابودجانه حرزى بنویسد.<ref> [[بحارالانوار]]، ج 91، ص 220.</ref>
+
بنا به نقلى در [[حجة الوداع|حجة ‌الوداع]]، پیامبر صلى الله علیه و آله او را در [[مدینه]] به جاى خود گمارد.<ref> سیره ابن ‌هشام، ج‌ ۴، ص ‌۶۰۱‌.</ref> بر اساس روایتى دیگر، پیامبر به حضرت على دستور داد که براى دفع [[جن]] و سحر براى ابودجانه حرزى بنویسد.<ref> بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۲۲۰.</ref>
  
وى در سال یازدهم هجرى همراه لشكرى بود كه براى سركوبى مسیلمه كذابِ مدعى نبوت به سرزمین یمامه اعزام شدند. ابودجانه خود را با تاكتیكى خاص به درون باغى كه مسیلمه و طرفدارانش در آن سنگر گرفته بودند، رساند؛ پس از او براء بن ‌مالك با همان روش وارد باغ شد. در ‌را باز كرد و مسلمانان وارد باغ شدند.<ref> البدایة والنهایه، ج‌ 6‌، ص‌ 252؛ ریحانة الادب، ج‌ ص‌ 96.</ref>
+
[[سیوطى]]<ref> الدرّالمنثور، ج‌ ۷، ص‌ ۶۸۸‌.</ref> به نقل از [[جابر بن عبدالله انصاری|جابر]] آورده است که روزى اصحاب در [[مسجد]] و در حضور [[پیامبر]] از [[بهشت]] سخن مى‌گفتند. حضرت فرمود: اى ابادجانه! آیا مى‌دانى هر کس که ما را دوست بدارد و به محبت ما آزموده شود، خداوند تعالى او را در بهشت با ما ساکن خواهد کرد؟ سپس آیات {{متن قرآن|«إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ * فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیک مُّقْتَدِرٍ»}} ([[سوره قمر]]، ۵۴-۵۵) را [[تلاوت قرآن|تلاوت]] فرمود.
  
ابودجانه به ‌طور مستقیم در قتل مسیلمه شركت داشت<ref> الطبقات، ج ص 420؛ یعقوبى، ج ص 130؛ اسدالغابه، ج‌ 6‌، ص 93.</ref> و گفته‌اند كه در همین نبرد به شهادت رسید. ابن ‌كثیر این ‌نقل را درست‌تر مى‌داند ولى نقلى را هم كه تا خلافت امام على علیه‌السلام زنده بوده و در [[جنگ صفین]] شركت داشته، آورده است.<ref> البدایة والنهایه، ج‌ 6‌، ص‌ 252.</ref> بر پایه گزارشى وى در این جنگ به شهادت رسیده است.<ref> ریحانة‌الادب، ج‌ 7، ص ‌96.</ref>
+
وى در سال دوازدهم هجرى همراه لشکرى بود که براى سرکوبى [[مسیلمه کذاب]] که مدعى [[نبوت]] بود به سرزمین [[یمامه]] اعزام شدند. ابودجانه خود را با تاکتیکى خاص به درون باغى که مسیلمه و طرفدارانش در آن سنگر گرفته بودند، رساند و بر اثر پایداری و [[شجاعت]] او، مسلمانان به درون باغ نفوذ یافتند.<ref> البدایة والنهایه، ج‌ ۶‌، ص‌ ۲۵۲؛ ریحانة الادب، ج‌ ۷، ص‌ ۹۶.</ref> ابودجانه در قتل مسیلمه شرکت داشت<ref> الطبقات، ج ۳، ص ۴۲۰؛ یعقوبى، ج ۲، ص ۱۳۰؛ اسدالغابه، ج‌ ۶‌، ص ۹۳.</ref> و گفته‌اند که در همین نبرد ([[جنگ یمامه]]) به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید. ابن ‌کثیر این ‌نقل را درست‌تر مى‌داند؛ ولى نقلى را هم که تا خلافت [[امام على]] علیه‌السلام زنده بوده و در [[جنگ صفین]] شرکت داشته، آورده است.<ref> البدایة والنهایه، ج‌ ۶‌، ص‌ ۲۵۲.</ref> اما ظاهرا شباهت نام ابودجانۀ [[صحابی]] پیامبر (ص) با سماک بن مخرمۀ اسدی که از عثمانیان بود و از امام علی (ع) کناره گرفت، یا سماک ابن‌خرشۀ جعفی، سبب شده تا برخی گمان برند که وی در جنگ صفین حضور داشته است.<ref>استیعاب، ابن‌عبدالبر، ۲ / ۶۱۵-۶۵۲.</ref>
  
بر اساس نقل دیگرى، عُمَر وى را پس از جنگ با ایران مأمور گردآورى خمس سرزمین‌هاى فتح شده كرده است؛<ref> البدایة والنهایه، ج‌ 7، ص‌ 98.</ref> اما ابن حجر عسقلانى به نقل از الفتوح و دیگران سماك ‌بن خَرَشه انصارى را كه در جنگ قادسیه و نیز در جنگ صفین در ركاب حضرت على بوده، غیر ابودجانه دانسته است.<ref> الاصابه، ج‌ 3، ص‌ 146 و 147.</ref>
+
==ابودجانه در شأن نزول==
  
سیوطى<ref> الدرّالمنثور، ج‌ 7، ص‌ 688‌.</ref> به نقل از جابر آورده است كه روزى اصحاب در مسجد و در حضور پیامبر از [[بهشت]] سخن مى‌گفتند. حضرت فرمود: اى ابادجانه! آیا مى‌دانى هر كس كه ما را دوست بدارد و به محبت ما آزموده شود، خداوند تعالى او را در بهشت با ما ساكن خواهد كرد؟ سپس آیه «إِنّ المُتّقینَ فى جَنّت وَ نَهَر × فِى مَقعَدِ صِدق عِندَ مَلِیك مُقْتَدِر؛ پرهیزكاران به یقین در باغ‌ها و نهرهاى بهشتى در جایگاه صدق، نزد خداوند مالك مقتدر جاى دارند».([[سوره قمر]]/54‌، 54 و 55) را تلاوت فرمود.
+
*الف. {{متن قرآن|«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ»}}؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید! [[شراب خواری|شراب]] و [[قمار]] و [[بت پرستی|بت‌ها]] و [[ازلام|أزلام]] پلید و از عمل [[شیطان]] است. از آن‌ها دورى کنید تا رستگار شوید.([[سوره مائده]]، ۹۰) گفته‌اند: عده‌اى از [[صحابی|اصحاب]] از جمله ابودجانه در منزل [[سعد بن ابی وقاص|سعد بن ابى وقاص]] اجتماع کرده و پس از تناول غذا شرابى حاضر کردند تا بنوشند که این آیه نازل شد و حرمت قطعى خمر را اعلام کرد.<ref> مناقب، ج‌ ۲، ص‌ ۲۰۳-۲۰۴؛ البرهان، ج‌ ۲، ص‌ ۳۶۰.</ref>
 
+
*ب. از [[ابن عباس]] نقل شده که آیه {{متن قرآن|«إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الَّذِینَ یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کأَنَّهُم بُنیانٌ مَّرْصُوصٌ»}}؛ ([[سوره صف]]، ۴) در شأن [[امام على]] علیه‌السلام و ابودجانه انصارى و عده دیگرى از صحابه نازل شده است. به همین مضمون روایتى از [[امام ‌باقر]] علیه‌السلام نیز نقل شده ‌است.<ref> البرهان، ج‌۵‌، ص‌ ۳۶۳.</ref>
'''ابودجانه در شأن نزول:'''
+
*ج. ذیل آیات ۱۵۲ تا ۱۵۵ [[سوره آل عمران]] که مربوط به [[جنگ اُحد]] است {{متن قرآن|«ولَقَد صَدقکمُ اللّهُ وعدَهُ إِذ تَحُسّونهم بِإِذنِهِ...»}}، از [[جهاد]] و دفاع ابودجانه یاد شده و آمده که در غزوه احد، پیامبر صلى الله علیه و آله شمشیرى را بدست گرفت و فرمود: کیست که حق این شمشیر را ادا کند؟ ابودجانه پرسید: حق آن چیست؟ حضرت پاسخ گفت: آن‌قدر با آن بجنگى تا کج شود. ابودجانه داوطلب شد و شمشیر را از وى گرفت. او که مردى شجاع بود و هنگام جنگ عصابه‌اى (دستمالى) سرخ بر سر مى‌بست به وسط میدان رفت. با غرور گام برمى‌داشت و رجز مى‌خواند. پیامبر فرمود: خداوند این ‌گونه راه رفتن را به جز در مانند چنین جایگاهى دشمن دارد.<ref> سیره ‌ابن هشام، ج‌ ۳، ص‌ ۶۶ و ۶۷‌؛ الطبقات، ج‌ ۳، ص‌ ۴۲۰؛ مجمع‌البیان، ج‌ ۲، ص‌ ۸۲۶‌.</ref> وى با این‌که به هند همسر [[ابوسفیان]] - در حالى که مشرکان را به جنگ تحریک مى‌کرد - دست یافت، از کشتن او صرفنظر کرد و گفت: شمشیر [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله گرامى‌تر از آن است که بر فرق زنى فرود آید.<ref> سیره ابن هشام، ج ۳، ص‌ ۶۹‌؛ تاریخ طبرى، ج‌ ۲، ص‌ ۶۳‌؛ البدایة والنهایه، ج‌ ۴، ص‌ ۱۴.</ref><p>گفته‌اند: در همین جنگ پس از آن‌که دشمن دوباره حمله کرد و ‌مسلمانان با فرار پیامبر را تنها گذاشتند، ابودجانه خودش را سپر حضرت قرار داد و خود را بر روى او خم کرد و تیرهاى فراوانى بر پشتش اصابت نمود<ref> سیره ابن ‌هشام، ج‌ ۳، ص ‌۸۲‌؛ تاریخ طبرى، ج‌ ۲، ص‌ ۶۶‌؛ الکامل، ج‌ ۲، ص ‌۱۵۵.</ref> و عبدالله ‌بن ‌حمید اسدى را که با ابى ‌بن ‌خلف جمحى هم پیمان شده بودند تا پیامبر را به قتل برسانند، کشت.<ref> الکامل، ج‌ ۲، ص‌ ۱۵۵.</ref></p><p>بر اساس روایتى از [[امام صادق]] علیه‌السلام، با آن‌که پیامبر در روز اُحُد بیعتش را از ابودجانه برداشت، او دفاع از پیامبر را رها نکرد.<ref> بحارالانوار، ج‌ ۲۰، ص‌ ۷۰.</ref> از روایاتى استفاده مى‌شود که ابودجانه در آن روز (اُحُد) با پیامبر بیعت کرد که تا سر حد [[مرگ]] بجنگد.<ref> همان، ص‌ ۱۰۷ و ۱۰۸.</ref> [[علامه طباطبایى]] نیز پس از نقل روایاتى درباره ثابت قدمان در اُحُد مى‌گوید: راویان در زمینه ثابت قدمان - جز درباره [[حضرت على]] و ابودجانه انصارى - یک نظر ندارند.<ref> المیزان، ج‌ ۴، ص‌ ۶۹‌.</ref></p>
 
+
==پانویس==
# «یأیُّهَا الَّذینَ ءامَنُوا إنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیسرُ وَالاَْنْصَابُ وَالأزْلمُ رِجْسٌ مِنْ عَمل الشَّیطن فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ اى كسانى كه ایمان آورده‌اید! شراب و قمار و بت‌ها و أزلام (=نوعى بخت‌آزمایى) پلید و از عمل شیطان است. از آن‌ها دورى كنید تا رستگار شوید».([[سوره مائده]]/5‌، 90)گفته‌اند: عده‌اى از اصحاب از جمله ابودجانه در منزل سعد بن ابى وقاص اجتماع كرده و پس از تناول غذا شرابى حاضر كردند تا بنوشند كه آیه نازل شد و حرمت قطعى خمر را اعلام كرد.<ref> مناقب، ج‌ ص‌ 203 و 204؛ البرهان، ج‌ ص‌ 360.</ref>
 
# از ابن عباس نقل شده كه آیه «إنَّ اللَّهَ یُحِبُّ‌الّذین یُقتِلُونَ فى سَبیلِه صَفّاً كَأَنّهم بُنین مَرْصُوص؛ خداوند، كسانى را دوست دارد كه در راه او پیكار مى‌كنند؛ گویى بنایى آهنینند».([[سوره صف]]/61‌، 4)در شأن [[امام على]] علیه‌السلام و ابودجانه انصارى و عده دیگرى از صحابه نازل شده به همین مضمون روایتى از [[امام ‌باقر]] علیه‌السلام نیز نقل شده ‌است.<ref> البرهان، ج‌ 5‌، ص‌ 363.</ref>
 
# ذیل آیات 152 تا 155 [[سوره آل عمران]]/3 كه مربوط به جنگ اُحد است «ولَقَد صَدقكُمُ اللّهُ وعدَهُ إِذ تَحُسّونهم بِإِذنِهِ...» از جهاد و دفاع ابودجانه یاد شده و آمده كه در غزوه احد، پیامبر صلى الله علیه و آله شمشیرى را بدست گرفت و فرمود: كیست كه حق این شمشیر را ادا كند؟ ابودجانه پرسید: حق آن چیست؟ حضرت پاسخ گفت: آن‌قدر با آن بجنگى تا كج شود.
 
 
 
ابودجانه داوطلب شد و شمشیر را از وى گرفت. او كه مردى شجاع بود و هنگام جنگ عصابه‌اى (دستمالى) سرخ بر سر مى‌بست به وسط میدان رفت. با غرور گام برمى‌داشت و رجز مى‌خواند.
 
 
 
پیامبر فرمود: خداوند این ‌گونه راه رفتن را به جز در مانند چنین جایگاهى دشمن دارد.<ref> سیره ‌ابن هشام، ج‌ ص‌ 66 و 67‌؛ الطبقات، ج‌ ص‌ 420؛ مجمع‌البیان، ج‌ ص‌ 826‌.</ref> وى با این‌كه به هند همسر ابوسفیان در حالى كه مشركان را به جنگ تحریك مى‌كرد دست یافت. از كشتن او صرفنظر كرد و گفت: شمشیر [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله گرامى‌تر از آن است كه بر فرق زنى فرود آید.<ref> سیره ابن هشام، ج ص‌ 69‌؛ تاریخ طبرى، ج‌ ص‌ 63‌؛ البدایة والنهایه، ج‌ ص‌ 14.</ref>
 
 
 
گفته‌اند: در همین جنگ پس از آن‌كه دشمن دوباره حمله كرد و ‌مسلمانان با فرار پیامبر را تنها گذاشتند، ابودجانه خودش را سپر حضرت قرار داد و خود را بر روى او خم و تیرهاى فراوانى بر پشتش اصابت كرد<ref> سیره ابن ‌هشام، ج‌ ص ‌82‌؛ تاریخ طبرى، ج‌ ص‌ 66‌؛ الكامل، ج‌ ص ‌155.</ref> و عبدالله ‌بن ‌حمید اسدى را كه با ابى ‌بن ‌خلف جمحى هم پیمان شده بودند تا پیامبر را به قتل برسانند، كُشت.<ref> الكامل، ج‌ ص‌ 155.</ref>
 
 
 
بر اساس روایتى از [[امام صادق]] علیه‌السلام با آن‌كه پیامبر در روز اُحُد بیعتش را از ابودجانه برداشت، او دفاع از پیامبر را رها نكرد.<ref> [[بحارالانوار]]، ج‌ 20، ص‌ 70.</ref> از روایاتى استفاده مى‌شود كه ابودجانه در آن روز (اُحُد) با پیامبر بیعت كرد كه تا سر حد [[مرگ]] بجنگد.<ref> همان، ص‌ 107 و 108.</ref>
 
 
 
[[علامه طباطبایى]] نیز پس از نقل روایاتى درباره ثابت قدمان در اُحُد مى‌گوید: راویان در زمینه ثابت قدمان جز درباره على و ابودجانه انصارى یك نظر ندارند.<ref> المیزان، ج‌ ص‌ 69‌.</ref>
 
 
 
==پانویس ==
 
 
<references />
 
<references />
 
==منابع==
 
==منابع==
 
+
* "ابودجانه انصاری"، دائرةالمعارف قرآن کریم، محمد خراسانى، ج ۱، ص ۶۵۵-۶۵۷.
محمد خراسانى، دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 1، صفحه 655-657.
+
* [https://www.cgie.org.ir/fa/article/226482/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%87 "ابودجانه"، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی].
 +
{{سنجش کیفی
 +
|سنجش=شده
 +
|شناسه= متوسط
 +
|عنوان بندی مناسب= خوب
 +
|کفایت منابع و پی نوشت ها= متوسط
 +
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب
 +
|جامعیت= خوب
 +
|رعایت اختصار= خوب
 +
|سیر منطقی= خوب
 +
|کیفیت پژوهش= خوب
 +
|رده= دارد
 +
}}
  
 
[[رده: اصحاب پیامبر]]
 
[[رده: اصحاب پیامبر]]
 
 
[[رده:شخصیت‌های شان نزول آیات قرآن]]
 
[[رده:شخصیت‌های شان نزول آیات قرآن]]
 +
[[رده: مقاله های مرتبط به دانشنامه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۲:۲۸

«ابودُجانه خزرجى انصارى»، از صحابه باوفاى پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله است که به شجاعت و ثبات قدم معروف می‌باشد. او از معدود کسانی است که در جنگ اُحد فرار نکرد و از رسول خدا دفاع نمود. به نقل مشهور، ابودجانه در جنگ یمامه به شهادت رسید. نام او در شأن نزول برخی آیات قرآن به چشم می‌خورد.

زندگی‌نامه

ابودُجانه سمّاک ‌بن ‌خَرَشه بن ‌لوذان خزرجى انصارى، از قبیله خزرج و طایفه بنى‌ساعده بود.[۱] پیامبر صلى الله علیه و آله در پیمان مؤاخات، او را برادر عتبة ‌بن غزوان قرار داد.[۲]

ابودجانه در جنگ اُحد حضور داشت و ثبات قدم و دفاعش از رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن روز، مشهور است.[۳] وى در غزوه خیبر نیز شرکت ‌داشته و حارثِ یهودى از شجاعان دشمن و چند تن دیگر را کشته است.[۴] به نقلى دیگر ابودجانه در آن نبرد به فرماندهى امام على علیه‌السلام تعدادى از جنگجویان و قهرمانان دشمن را کشته و سرهایشان را نزد رسول خدا آورده است.[۵] او همچنین در پیشاپیشِ مسلمانان به قلعه‌هاى خیبر حمله برده است.[۶] در جنگ حنین و با کمک امام على علیه‌السلام چند نفر از پرچم‌داران دشمن را به قتل رسانده و به نقلى در غزوه تبوک، پیامبر پرچم خزرجیان را به او سپرده است.[۷] گویا از همین رو است که ابن شهر آشوب وى را در شمار صحابه جنگجو و مشهور به جهاد آورده ‌است.[۸]

بنا به نقلى در حجة ‌الوداع، پیامبر صلى الله علیه و آله او را در مدینه به جاى خود گمارد.[۹] بر اساس روایتى دیگر، پیامبر به حضرت على دستور داد که براى دفع جن و سحر براى ابودجانه حرزى بنویسد.[۱۰]

سیوطى[۱۱] به نقل از جابر آورده است که روزى اصحاب در مسجد و در حضور پیامبر از بهشت سخن مى‌گفتند. حضرت فرمود: اى ابادجانه! آیا مى‌دانى هر کس که ما را دوست بدارد و به محبت ما آزموده شود، خداوند تعالى او را در بهشت با ما ساکن خواهد کرد؟ سپس آیات «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ * فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیک مُّقْتَدِرٍ» (سوره قمر، ۵۴-۵۵) را تلاوت فرمود.

وى در سال دوازدهم هجرى همراه لشکرى بود که براى سرکوبى مسیلمه کذاب که مدعى نبوت بود به سرزمین یمامه اعزام شدند. ابودجانه خود را با تاکتیکى خاص به درون باغى که مسیلمه و طرفدارانش در آن سنگر گرفته بودند، رساند و بر اثر پایداری و شجاعت او، مسلمانان به درون باغ نفوذ یافتند.[۱۲] ابودجانه در قتل مسیلمه شرکت داشت[۱۳] و گفته‌اند که در همین نبرد (جنگ یمامه) به شهادت رسید. ابن ‌کثیر این ‌نقل را درست‌تر مى‌داند؛ ولى نقلى را هم که تا خلافت امام على علیه‌السلام زنده بوده و در جنگ صفین شرکت داشته، آورده است.[۱۴] اما ظاهرا شباهت نام ابودجانۀ صحابی پیامبر (ص) با سماک بن مخرمۀ اسدی که از عثمانیان بود و از امام علی (ع) کناره گرفت، یا سماک ابن‌خرشۀ جعفی، سبب شده تا برخی گمان برند که وی در جنگ صفین حضور داشته است.[۱۵]

ابودجانه در شأن نزول

  • الف. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ»؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید! شراب و قمار و بت‌ها و أزلام پلید و از عمل شیطان است. از آن‌ها دورى کنید تا رستگار شوید.(سوره مائده، ۹۰) گفته‌اند: عده‌اى از اصحاب از جمله ابودجانه در منزل سعد بن ابى وقاص اجتماع کرده و پس از تناول غذا شرابى حاضر کردند تا بنوشند که این آیه نازل شد و حرمت قطعى خمر را اعلام کرد.[۱۶]
  • ب. از ابن عباس نقل شده که آیه «إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الَّذِینَ یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کأَنَّهُم بُنیانٌ مَّرْصُوصٌ»؛ (سوره صف، ۴) در شأن امام على علیه‌السلام و ابودجانه انصارى و عده دیگرى از صحابه نازل شده است. به همین مضمون روایتى از امام ‌باقر علیه‌السلام نیز نقل شده ‌است.[۱۷]
  • ج. ذیل آیات ۱۵۲ تا ۱۵۵ سوره آل عمران که مربوط به جنگ اُحد است «ولَقَد صَدقکمُ اللّهُ وعدَهُ إِذ تَحُسّونهم بِإِذنِهِ...»، از جهاد و دفاع ابودجانه یاد شده و آمده که در غزوه احد، پیامبر صلى الله علیه و آله شمشیرى را بدست گرفت و فرمود: کیست که حق این شمشیر را ادا کند؟ ابودجانه پرسید: حق آن چیست؟ حضرت پاسخ گفت: آن‌قدر با آن بجنگى تا کج شود. ابودجانه داوطلب شد و شمشیر را از وى گرفت. او که مردى شجاع بود و هنگام جنگ عصابه‌اى (دستمالى) سرخ بر سر مى‌بست به وسط میدان رفت. با غرور گام برمى‌داشت و رجز مى‌خواند. پیامبر فرمود: خداوند این ‌گونه راه رفتن را به جز در مانند چنین جایگاهى دشمن دارد.[۱۸] وى با این‌که به هند همسر ابوسفیان - در حالى که مشرکان را به جنگ تحریک مى‌کرد - دست یافت، از کشتن او صرفنظر کرد و گفت: شمشیر رسول خدا صلی الله علیه و آله گرامى‌تر از آن است که بر فرق زنى فرود آید.[۱۹]

    گفته‌اند: در همین جنگ پس از آن‌که دشمن دوباره حمله کرد و ‌مسلمانان با فرار پیامبر را تنها گذاشتند، ابودجانه خودش را سپر حضرت قرار داد و خود را بر روى او خم کرد و تیرهاى فراوانى بر پشتش اصابت نمود[۲۰] و عبدالله ‌بن ‌حمید اسدى را که با ابى ‌بن ‌خلف جمحى هم پیمان شده بودند تا پیامبر را به قتل برسانند، کشت.[۲۱]

    بر اساس روایتى از امام صادق علیه‌السلام، با آن‌که پیامبر در روز اُحُد بیعتش را از ابودجانه برداشت، او دفاع از پیامبر را رها نکرد.[۲۲] از روایاتى استفاده مى‌شود که ابودجانه در آن روز (اُحُد) با پیامبر بیعت کرد که تا سر حد مرگ بجنگد.[۲۳] علامه طباطبایى نیز پس از نقل روایاتى درباره ثابت قدمان در اُحُد مى‌گوید: راویان در زمینه ثابت قدمان - جز درباره حضرت على و ابودجانه انصارى - یک نظر ندارند.[۲۴]

پانویس

  1. اسدالغابه، ج‌ ۶‌، ص‌ ۹۲، البدایة والنهایه، ج‌ ۶‌، ص‌ ۲۵۲.
  2. اسدالغابه، ج‌ ۶‌، ص‌ ۹۳؛ سیر اعلام النبلاء، ج‌ ۱، ص‌ ۲۴۳.
  3. سیره ابن ‌هشام، ج‌ ۳، ص‌ ۶۶‌؛ الطبقات، ج‌ ۳، ص‌ ۴۲۰؛ تاریخ طبرى، ج‌ ۲، ص ‌۶۴‌.
  4. المغازى، ج‌ ۲، ص‌ ۶۵۴ و ۷۱۰.
  5. مناقب، ج‌ ۱، ص‌ ۲۴۸.
  6. البدایة والنهایه، ج‌ ۴، ص‌ ۱۶۰.
  7. المغازى، ج ‌۳، ص‌ ۹۰۲ و ۹۹۶.
  8. مناقب، ج‌ ۲، ص‌ ۷۸ و ۷۹.
  9. سیره ابن ‌هشام، ج‌ ۴، ص ‌۶۰۱‌.
  10. بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۲۲۰.
  11. الدرّالمنثور، ج‌ ۷، ص‌ ۶۸۸‌.
  12. البدایة والنهایه، ج‌ ۶‌، ص‌ ۲۵۲؛ ریحانة الادب، ج‌ ۷، ص‌ ۹۶.
  13. الطبقات، ج ۳، ص ۴۲۰؛ یعقوبى، ج ۲، ص ۱۳۰؛ اسدالغابه، ج‌ ۶‌، ص ۹۳.
  14. البدایة والنهایه، ج‌ ۶‌، ص‌ ۲۵۲.
  15. استیعاب، ابن‌عبدالبر، ۲ / ۶۱۵-۶۵۲.
  16. مناقب، ج‌ ۲، ص‌ ۲۰۳-۲۰۴؛ البرهان، ج‌ ۲، ص‌ ۳۶۰.
  17. البرهان، ج‌۵‌، ص‌ ۳۶۳.
  18. سیره ‌ابن هشام، ج‌ ۳، ص‌ ۶۶ و ۶۷‌؛ الطبقات، ج‌ ۳، ص‌ ۴۲۰؛ مجمع‌البیان، ج‌ ۲، ص‌ ۸۲۶‌.
  19. سیره ابن هشام، ج ۳، ص‌ ۶۹‌؛ تاریخ طبرى، ج‌ ۲، ص‌ ۶۳‌؛ البدایة والنهایه، ج‌ ۴، ص‌ ۱۴.
  20. سیره ابن ‌هشام، ج‌ ۳، ص ‌۸۲‌؛ تاریخ طبرى، ج‌ ۲، ص‌ ۶۶‌؛ الکامل، ج‌ ۲، ص ‌۱۵۵.
  21. الکامل، ج‌ ۲، ص‌ ۱۵۵.
  22. بحارالانوار، ج‌ ۲۰، ص‌ ۷۰.
  23. همان، ص‌ ۱۰۷ و ۱۰۸.
  24. المیزان، ج‌ ۴، ص‌ ۶۹‌.

منابع