رعایت سطح مخاطب عام متوسط است
شناسه ناقص است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

ابوبکر وراق: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
{{مدخل دائرة المعارف|[[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]}}
+
{{مدخل دائرة المعارف|[[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]}}{{خوب}}
{{خوب}}
 
  
اَبوبَکْرِ وَرّاق، محمد بن عمر حکیم تِرْمِذی بلخی، عارف بزرگ ایرانی سده 3ق. زادگاهش ترمذ بود اما در بلخ زندگی می‌کرد<ref>سلمی، طبقات الصوفیه، ص216؛ انصاری، طبقات الصوفیه، ص261-262؛ عطار، تذکره الاولیاء، ج2، ص87.</ref> و ابوعیسی محمد ابن عیسی ترمذی (د279ق)، صاحب مسند از صحاح سته، خواهرزاده او بوده است.<ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ض262؛ جامی، نفحات الانس، ص123.</ref>
+
'''«ابوبکر محمد بن عمر تِرمذی بلخی»'''، معروف به '''«ابوبکر وَرّاق»''' (م، 280 ق)، عارف و شاعر نامدار [[ایران|ایرانی]] مسلمان در قرن سوم قمری است.  
  
==اساتید و پیشوایان وی==
+
==زندگی‌نامه==
  
ابوبکر وراق با احمد خِضرویه مجالست داشته و صحبت او و پیران دیگری چون محمد بن ابراهیم زاهد و محمد بن عمر بن خَشنام [خوشنام] بلخی را درک کرده است.<ref>سلمی، طبقات الصوفیه، ص216؛ انصاری، طبقات الصوفیه، ص267؛ عطار، تذکره الاولیاء، ج2، ص87.</ref> هجویری از او به عنوان «مؤدب الاولیاء» یاد کرده و او را از مریدان محمد بن علی ترمذی، مؤسس طریقه حکیمیه، دانسته و حکایتهای خارق‌العاده درباره ارتباط او با محمد بن علی ترمذی بیان کرده است.<ref>ترمذی، ص178-179، 289، 302؛ نک‌: عطار، تذکره الاولیاء، ج2، ص78-79، 87.</ref>
+
ابوبکر محمد بن عمر حکیم تِرْمِذی بلخی، در تِرمذ به دنیا آمد، اما در بلخ زندگی می‌کرد<ref>سلمی، طبقات الصوفیه، ص216؛ انصاری، طبقات الصوفیه، ص261-262؛ عطار، تذکره الاولیاء، ج2، ص87.</ref> و [[محمد بن عیسی ترمذی]] (م، 279 ق)، صاحب «[[سنن ترمذی (کتاب)|سنن]]» از کتب [[صحاح سته]]، خواهرزاده او بوده است.<ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ض262؛ جامی، نفحات الانس، ص123.</ref>
  
از تاریخ درگذشت وی ــ همچون زمان تولد او ــ اطلاع دقیقی نداریم. از اشاراتی که در منابع به معاصران و شاگردان او شده، چنین برمی‌آید که در اواخر سده 3ق درگذشته است. بعضی از مآخذ جدید بدون ذکر سند وفات وی را 280ق/893م گفته‌اند.<ref>نک‌: کحاله، معجم المؤلفین، ج11، ص78؛ سزگین، تاریخ التراث العربی، ج1(4)، ص128؛ ایرانیکا، vI, P265  </ref>در حالی که نورالدین شریبه سال [[مرگ]] او را 240ق ذکر کرده<ref> شریبه، مقدمه و حاشیه بر طبقات الاولیاء ابن ملقن، ص374، حاشیه1.</ref> که بی‌شک اشتباه است. انصاری <ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ص261-262.؛ جامی، نفحات الانس، ص123.</ref> تربت وی را در ترمذ دانسته‌اند، اما ماخذ جدید مدفن او ا در بلخ در جنب مرقد استادش احمد خضرویه گفته‌اند.<ref>نامه دانشوران، ج5، ص194؛ دائره المعارف آریانا.</ref>
+
ابوبکر وراق در شریعت [[شافعی]] مذهب بوده<ref>سبکی، طبقات الشافعیه الکبری، 3/308؛ کحاله، معجم المؤلفین، ج11، ص78</ref> و در طریقت روش وی به اصول [[فتوت]] و جوانمردی نزدیک بوده است.<ref>آملی، نفائس الفنون، ج2، ص127.</ref> او جوانمرد را کسی می‌داند: «که او را خصمی نباشد بر کسی».<ref>قشیری، الرساله القشیریه، 226؛ ترجمه رساله قشیریه، ص356.</ref>
  
==مذهب و شخصیت وراق==
+
درباره جوانمردی خود او هم گفته‌اند که اگر مگسی بر وی می‌نشست، آن را از خود نمی‌راند مبادا بر دیگری نشیند و او را آزار دهد. <ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ص523.</ref> برای این که مروت و [[اخلاص]] را از یاد نبرد، بر یک طرف ردای خویش حرف «خ» را به نشانه اخلاص و در سوی دیگر حرف «م» را به نشانه مروت نوشته بود.<ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ص264؛ جامی، نفحات الانس، ص125.</ref> وراق علم [[کلام]] بدون [[زهد]]، و [[شریعت]] بدون [[ورع]] را کافی نمی‌دانست و در سیر و سلوک ترکیبی از این سه اصل ـ کلام، فقه و زهد ـ را واجب می‌شمرد.<ref>سلمی، طبقات الصوفیه، ص218-219؛ ابونعیم، حلیه الاولیاء، ج10، ص236؛ هجویری، کشف المحجوب، ص19.</ref>
  
ابوبکر وراق در شریعت شافعی مذهب بوده<ref>سبکی، طبقات الشافعیه الکبری، 3/308؛ کحاله، معجم المؤلفین، ج11، ص78</ref> و در طریقت روش وی به اصول فتوت و جوانمردی نزدیک بوده است.<ref>آملی، نفائس الفنون، ج2، ص127.</ref> او جوانمرد کسی را می‌داند: «که او را خصمی نباشد بر کسی».<ref>قشیری، الرساله القشیریه، 226؛ ترجمه رساله قشیریه، ص356.</ref>
+
ابوبکر وراق سه حرف «زهد» را نشانه سه ترک می‌دانست: «ز» ترک زینت، «ﻫ» ترک هوی و «د» ترک دنیا.<ref>عبادی، مناقب الصوفیه، ص44؛ عطار، تذکره الاولیاء، ج2، ص90.</ref> وی معتقد بود که برای [[تهذیب نفس|تهذیب]] باید [[نفس]] را شناخت، زیرا «نفس در جمیع احوال مرائی است و در اکثر اوقات منافق و در مواردی مشرک».<ref>باخرزی، اورادالاحباب و فصوص الآداب، ج2، ص103؛ نک‌: سهروردی، آداب المریدین، ص98؛ کاشانی، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، ص86.</ref>  
  
درباره جوانمردی خود او هم گفته‌اند که اگر مگسی بر وی می‌نشست، آن را از خود نمی‌راند مبادا بر دیگری نشیند و او را آزار دهد. <ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ص523.</ref> برای این که مروت و اخلاص را از یاد نبرد، بر یک طرف ردای خویش حرف «خ» را به نشانه اخلاص و در سوی دیگر حرف «م» را به نشانه مروت نوشته بود.<ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ص264؛ جامی، نفحات الانس، ص125.</ref> وراق علم کلام بدون زهد و شریعت بدون ورع را کافی نمی‌دانست و در سیر و سلوک ترکیبی از این 3 اصل ــ کلام، فقه و زهد ــ را واجب می‌شمرد.<ref>سلمی، طبقات الصوفیه، ص218-219؛ ابونعیم، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج10، ص236؛ هجویری، کشف المحجوب، ص19.</ref>
+
از تاریخ درگذشت وی ـ همچون زمان تولد او ـ اطلاع دقیقی نداریم. از اشاراتی که در منابع به معاصران و شاگردان او شده، چنین برمی‌آید که در اواخر سده 3 قمری درگذشته است. بعضی از مآخذ جدید بدون ذکر سند، وفات وی را 280 ق. گفته‌اند.<ref>نک‌: کحاله، معجم المؤلفین، ج11، ص78؛ سزگین، تاریخ التراث العربی، ج1(4)، ص128؛ ایرانیکا، vI, P265  </ref> در حالی که نورالدین شریبه سال [[مرگ]] او را 240 ق. ذکر کرده<ref> شریبه، مقدمه و حاشیه بر طبقات الاولیاء ابن ملقن، ص374، حاشیه1.</ref> که بی‌شک اشتباه است. انصاری<ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ص261-262.؛ جامی، نفحات الانس، ص123.</ref> تربت وی را در ترمذ دانسته‌اند، اما منابع جدید، مدفن او ا در بلخ در جنب مرقد استادش احمد خضرویه گفته‌اند.<ref>نامه دانشوران، ج5، ص194؛ دائره المعارف آریانا.</ref>
  
وی 3 حرف «زهد» را نشانه 3 ترک می‌دانست: «ز» ترک زینت، «ﻫ» ترک هوی و «د» ترک دنیا <ref>عبادی، مناقب الصوفیه، ص44؛ عطار، تذکره الاولیاء، ج2، ص90.</ref> وی معتقد بود که برای تهذیب باید نفس را شناخت، زیرا «نفس در جمیع احوال مرائی است و در اکثر اوقات منافق و در مواردی مشرک» <ref>باخرزی، اورادالاحباب و فصوص الآداب، ج2، ص103؛ نک‌: سهروردی، آداب المریدین، ص98؛ کاشانی، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، ص86.</ref> ابوبکر در علم حدیث نیز دست داشت و احادیثی از قول او نقل شده و نامش در شمار راویان حدیث آمده است.<ref>ابن کثیر، البدایه، ج5، ص184.</ref>
+
==استادان و شاگردان ==
  
==ارادت مریدان به وی==
+
ابوبکر وراق، با احمد خِضرویه مجالست داشته و صحبت او و پیران دیگری چون محمد بن ابراهیم زاهد و محمد بن عمر بن خَشنام [خوشنام] بلخی را درک کرده است.<ref>سلمی، طبقات الصوفیه، ص216؛ انصاری، طبقات الصوفیه، ص267؛ عطار، تذکره الاولیاء، ج2، ص87.</ref> هجویری از او به عنوان «مؤدب الاولیاء» یاد کرده و او را از مریدان محمد بن علی ترمذی، مؤسس طریقه حکیمیه، دانسته و حکایتهای خارق‌العاده درباره ارتباط او با محمد بن علی ترمذی بیان کرده است.<ref>ترمذی، ص178-179، 289، 302؛ نک‌: عطار، تذکره الاولیاء، ج2، ص78-79، 87.</ref>
  
ارادت مریدان نسبت به او چنان بود که یکی از آنان به نام ابوالقاسم حکیم اسحاق بن محمداسماعیل سمرقندی گفته است که «اگر پس از مصطفی صلی الله علیه و آله پیغمبری روا بودی، در ایام ما آن ابوبکر وراق بودی».<ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ص263؛ جامی، نفحات الانس، ص124.</ref> شاگرد دیگری به نام ابوبکر سغدی درباره‌اش گفته لست که «ابوبکر وراق مردی کریم بود، خدای را به مزد کار نکردی که به تعظیم کردی».<ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ص263؛ جامی، نفحات الانس، ص125.</ref>
+
ابوبکر در علم [[حدیث]] نیز دست داشت و احادیثی از قول او نقل شده و نامش در شمار راویان حدیث آمده است.<ref>ابن کثیر، البدایه، ج5، ص184.</ref>
  
شاگردان دیگر ابوبکر وراق که نامشان به ما رسیده، اینانند: صالح بن مکتوم بلخی که سخنان وی را به خاطر می‌سپرد و پیوسته به نقل آنها می‌پرداخت،<ref>جامی، نفحات الانس، ص125.</ref> دیگر هاشمی (هاشم) سغدی که تا روز مرگ با وی بود<ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ص264؛ جامی. نفحات الانس، ص125.</ref> و دیگر خواجه محمدحامد واشگردی بود که او هم مانند استادش مگس را از خود نمی‌راند.<ref>انصاری، الصوفیه، ص300، 523.</ref>
+
ارادت مریدان نسبت به او چنان بود که یکی از آنان به نام ابوالقاسم حکیم اسحاق بن محمداسماعیل سمرقندی گفته است که «اگر پس از [[پیامبر اسلام|مصطفی]] صلی الله علیه و آله پیغمبری روا بودی، در ایام ما آن ابوبکر وراق بودی».<ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ص263؛ جامی، نفحات الانس، ص124.</ref> شاگرد دیگری به نام ابوبکر سغدی درباره‌اش گفته است که «ابوبکر وراق مردی کریم بود، خدای را به مزد کار نکردی که به تعظیم کردی».<ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ص263؛ جامی، نفحات الانس، ص125.</ref>
  
==آثار==
+
شاگردان دیگر ابوبکر وراق که نامشان به ما رسیده، اینانند: صالح بن مکتوم بلخی که سخنان وی را به خاطر می‌سپرد و پیوسته به نقل آنها می‌پرداخت،<ref>جامی، نفحات الانس، ص125.</ref> دیگر هاشم سغدی که تا روز [[مرگ]] با وی بود<ref>انصاری، طبقات الصوفیه، ص264؛ جامی. نفحات الانس، ص125.</ref> و دیگر خواجه محمدحامد واشگردی بود که او هم مانند استادش مگس را از خود نمی‌راند.<ref>انصاری، الصوفیه، ص300، 523.</ref>
  
ابوبکر ورّاق تألیفات مشهوری در ریاضیات و معاملات و آداب زاهدانه داشته است.<ref>سلمی، طبقات الصوفیه، ص216؛ انصاری،الصوفیه، ص262.؛ ابونعیم، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج10، ص235؛ قشیری، الرساله القشیریه، ص440؛ هجویری، کشف المحجوب، ص179، 439؛ عطار،  تذکره الاولیاء، ج2، ص87؛ شعرانی، الطبقات الکبری، ج1، ص91.</ref>
+
==آثار و تألیفات ==
  
از این میان تنها کتاب العالم والمتعلم اکنون در دست است و در 1358ق/1939م در قاهره طبع و نشر شده است. به گفته انصاری<ref>انصاری، الصوفیه، ص300، 523.</ref>، اگر کسی بخواهد که ابوبکر وراق را بشناسد، باید به کتاب العالم والمتعلم او بنگرد، تا ببیند که او [[تورات]] و [[انجیل]] و [[زبور]] و دیگر کتب آسمانی را خوانده است نیز<ref>نک‌: جامی، نفحات الانس، ص123.</ref> وی دارای دیوان. شعری به عربی نیز بوده<ref>جامی، نفحات الانس، ص123.</ref> که دو بیت آن را انصاری نقل کرده است.<ref>انصاری، الصوفیه، ص262، 268.</ref> ابن ندیم کتابی با عنوان غریب المصاحف، در غریب [[قرآن]] به ابوبکر بن وراق نسبت می‌دهد که ظاهراً با این ابوبکر وراق ارتباطی ندارد.<ref>انصاری، الصوفیه، ص37.</ref>
+
ابوبکر ورّاق تألیفات مشهوری در [[ریاضیات]] و معاملات و آداب زاهدانه داشته است.<ref>سلمی، طبقات الصوفیه، ص216؛ انصاری،الصوفیه، ص262.؛ ابونعیم، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج10، ص235؛ قشیری، الرساله القشیریه، ص440؛ هجویری، کشف المحجوب، ص179، 439؛ عطار،  تذکره الاولیاء، ج2، ص87؛ شعرانی، الطبقات الکبری، ج1، ص91.</ref> از این میان تنها کتاب «العالم و المتعلم» اکنون در دست است. به گفته انصاری<ref>انصاری، الصوفیه، ص300، 523.</ref>، اگر کسی بخواهد که ابوبکر وراق را بشناسد، باید به کتاب العالم والمتعلم او بنگرد، تا ببیند که او [[تورات]] و [[انجیل]] و [[زبور]] و دیگر کتب آسمانی را خوانده است.  
 +
 
 +
ابوبکر بن وراق هچنین دارای [[دیوان (شعر)|دیوان شعری]] به عربی نیز بوده<ref>جامی، نفحات الانس، ص123.</ref> که دو [[بیت (شعر)|بیت]] آن را انصاری نقل کرده است.<ref>انصاری، الصوفیه، ص262، 268.</ref>  
 +
 
 +
[[ابن ندیم]] کتابی با عنوان «غریب المصاحف»، در الفاظ غریب [[قرآن]] به ابوبکر وراق نسبت می‌دهد که ظاهراً با این ابوبکر وراق ارتباطی ندارد.<ref>انصاری، الصوفیه، ص37.</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references/>
+
<references />
  
==منابع مقاله==
+
==منابع==
* آملی، محمد بن محمود، نفائس الفنون، به کوشش ابراهیم میانجی، تهران، 1379ق.
 
* ابن کثیر، البدایه.
 
* ابن ندیم، الفهرست.
 
* ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، قاهره، 1357ق/1938م.
 
* انصاری، احمد بن عبدالله، طبقات الصوفیه، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، 1362ش.
 
* باخرزی، یحیی، اورادالاحباب و فصوص الآداب، به کوشش ایرج افشار، تهران، 1345ش.
 
* ترجمه رساله قشیریه، به کوشش بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران، 1361ش.
 
* جامی، عبدالرحمن، نفحات الانس، به کوشش مهدی توحیدی‌پور، تهران، 1336ش.
 
* دائره‌المعارف آریانا، کابل، 1328ش.
 
* سبکی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعیه الکبری، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
 
* سزگین، فؤاد، تاریخ التراث العربی، ریاض، 1403ق/1983م.
 
* سلمی، محمد بن حسین، طبقات الصوفیه، لیدن، 1960م.
 
* سهروردی، عبدالقاهر بن عبداللـه، آداب المریدین، ترجمه عمربن محمدبن احمد شیرکان، به کوشش نجیب مایل هروی، تهران، 1363ش.
 
* شریبه، نورالدین، مقدمه و حاشیه بر طبقات الاولیاء ابن ملقن، بیروت، 1406ق/1986م.
 
* شعرانی، عبدالوهاب بن احمد، الطبقات الکبری، قاهره، 1374ق/1954م.
 
* عبادی، ابومنصور مظفربن اردشیر، مناقب الصوفیه، به کوشش نجیب مایل هروی، تهران، 1362ش.
 
* عطار نیشابوری، محمد ابن ابی‌بکر، تذکره الاولیاء، تهران، 1336ش.
 
* قشیری، عبدالکریم بن هوازن، الرساله القشیریه، به کوشش معروف زریق و علی عبدالحمید بلطه جی، 1408ق/1988م.
 
* کاشانی، محمود بن علی، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، به کوشش جلال‌الدین همایی، تهران، 1340ش.
 
* کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، 1376ق/1957م.
 
* نامه دانشوران، قم، 1338ش.
 
* هجویری، علی بن عثمان، کشف المحجوب، به کوشش ژوکوفسکی، تهران، 1979م.
 
  
==منبع==
+
*"ابوبکر وراق"، غلامعلی آریا، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج5.
*غلامعلی آریا، مدخل «ابوبکروراق» در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج5.
 
 
{{سنجش کیفی
 
{{سنجش کیفی
 
|سنجش=شده
 
|سنجش=شده

نسخهٔ ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۰۳

Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از دائرة المعارف بزرگ اسلامی است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


«ابوبکر محمد بن عمر تِرمذی بلخی»، معروف به «ابوبکر وَرّاق» (م، 280 ق)، عارف و شاعر نامدار ایرانی مسلمان در قرن سوم قمری است.

زندگی‌نامه

ابوبکر محمد بن عمر حکیم تِرْمِذی بلخی، در تِرمذ به دنیا آمد، اما در بلخ زندگی می‌کرد[۱] و محمد بن عیسی ترمذی (م، 279 ق)، صاحب «سنن» از کتب صحاح سته، خواهرزاده او بوده است.[۲]

ابوبکر وراق در شریعت شافعی مذهب بوده[۳] و در طریقت روش وی به اصول فتوت و جوانمردی نزدیک بوده است.[۴] او جوانمرد را کسی می‌داند: «که او را خصمی نباشد بر کسی».[۵]

درباره جوانمردی خود او هم گفته‌اند که اگر مگسی بر وی می‌نشست، آن را از خود نمی‌راند مبادا بر دیگری نشیند و او را آزار دهد. [۶] برای این که مروت و اخلاص را از یاد نبرد، بر یک طرف ردای خویش حرف «خ» را به نشانه اخلاص و در سوی دیگر حرف «م» را به نشانه مروت نوشته بود.[۷] وراق علم کلام بدون زهد، و شریعت بدون ورع را کافی نمی‌دانست و در سیر و سلوک ترکیبی از این سه اصل ـ کلام، فقه و زهد ـ را واجب می‌شمرد.[۸]

ابوبکر وراق سه حرف «زهد» را نشانه سه ترک می‌دانست: «ز» ترک زینت، «ﻫ» ترک هوی و «د» ترک دنیا.[۹] وی معتقد بود که برای تهذیب باید نفس را شناخت، زیرا «نفس در جمیع احوال مرائی است و در اکثر اوقات منافق و در مواردی مشرک».[۱۰]

از تاریخ درگذشت وی ـ همچون زمان تولد او ـ اطلاع دقیقی نداریم. از اشاراتی که در منابع به معاصران و شاگردان او شده، چنین برمی‌آید که در اواخر سده 3 قمری درگذشته است. بعضی از مآخذ جدید بدون ذکر سند، وفات وی را 280 ق. گفته‌اند.[۱۱] در حالی که نورالدین شریبه سال مرگ او را 240 ق. ذکر کرده[۱۲] که بی‌شک اشتباه است. انصاری[۱۳] تربت وی را در ترمذ دانسته‌اند، اما منابع جدید، مدفن او ا در بلخ در جنب مرقد استادش احمد خضرویه گفته‌اند.[۱۴]

استادان و شاگردان

ابوبکر وراق، با احمد خِضرویه مجالست داشته و صحبت او و پیران دیگری چون محمد بن ابراهیم زاهد و محمد بن عمر بن خَشنام [خوشنام] بلخی را درک کرده است.[۱۵] هجویری از او به عنوان «مؤدب الاولیاء» یاد کرده و او را از مریدان محمد بن علی ترمذی، مؤسس طریقه حکیمیه، دانسته و حکایتهای خارق‌العاده درباره ارتباط او با محمد بن علی ترمذی بیان کرده است.[۱۶]

ابوبکر در علم حدیث نیز دست داشت و احادیثی از قول او نقل شده و نامش در شمار راویان حدیث آمده است.[۱۷]

ارادت مریدان نسبت به او چنان بود که یکی از آنان به نام ابوالقاسم حکیم اسحاق بن محمداسماعیل سمرقندی گفته است که «اگر پس از مصطفی صلی الله علیه و آله پیغمبری روا بودی، در ایام ما آن ابوبکر وراق بودی».[۱۸] شاگرد دیگری به نام ابوبکر سغدی درباره‌اش گفته است که «ابوبکر وراق مردی کریم بود، خدای را به مزد کار نکردی که به تعظیم کردی».[۱۹]

شاگردان دیگر ابوبکر وراق که نامشان به ما رسیده، اینانند: صالح بن مکتوم بلخی که سخنان وی را به خاطر می‌سپرد و پیوسته به نقل آنها می‌پرداخت،[۲۰] دیگر هاشم سغدی که تا روز مرگ با وی بود[۲۱] و دیگر خواجه محمدحامد واشگردی بود که او هم مانند استادش مگس را از خود نمی‌راند.[۲۲]

آثار و تألیفات

ابوبکر ورّاق تألیفات مشهوری در ریاضیات و معاملات و آداب زاهدانه داشته است.[۲۳] از این میان تنها کتاب «العالم و المتعلم» اکنون در دست است. به گفته انصاری[۲۴]، اگر کسی بخواهد که ابوبکر وراق را بشناسد، باید به کتاب العالم والمتعلم او بنگرد، تا ببیند که او تورات و انجیل و زبور و دیگر کتب آسمانی را خوانده است.

ابوبکر بن وراق هچنین دارای دیوان شعری به عربی نیز بوده[۲۵] که دو بیت آن را انصاری نقل کرده است.[۲۶]

ابن ندیم کتابی با عنوان «غریب المصاحف»، در الفاظ غریب قرآن به ابوبکر وراق نسبت می‌دهد که ظاهراً با این ابوبکر وراق ارتباطی ندارد.[۲۷]

پانویس

  1. سلمی، طبقات الصوفیه، ص216؛ انصاری، طبقات الصوفیه، ص261-262؛ عطار، تذکره الاولیاء، ج2، ص87.
  2. انصاری، طبقات الصوفیه، ض262؛ جامی، نفحات الانس، ص123.
  3. سبکی، طبقات الشافعیه الکبری، 3/308؛ کحاله، معجم المؤلفین، ج11، ص78
  4. آملی، نفائس الفنون، ج2، ص127.
  5. قشیری، الرساله القشیریه، 226؛ ترجمه رساله قشیریه، ص356.
  6. انصاری، طبقات الصوفیه، ص523.
  7. انصاری، طبقات الصوفیه، ص264؛ جامی، نفحات الانس، ص125.
  8. سلمی، طبقات الصوفیه، ص218-219؛ ابونعیم، حلیه الاولیاء، ج10، ص236؛ هجویری، کشف المحجوب، ص19.
  9. عبادی، مناقب الصوفیه، ص44؛ عطار، تذکره الاولیاء، ج2، ص90.
  10. باخرزی، اورادالاحباب و فصوص الآداب، ج2، ص103؛ نک‌: سهروردی، آداب المریدین، ص98؛ کاشانی، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، ص86.
  11. نک‌: کحاله، معجم المؤلفین، ج11، ص78؛ سزگین، تاریخ التراث العربی، ج1(4)، ص128؛ ایرانیکا، vI, P265
  12. شریبه، مقدمه و حاشیه بر طبقات الاولیاء ابن ملقن، ص374، حاشیه1.
  13. انصاری، طبقات الصوفیه، ص261-262.؛ جامی، نفحات الانس، ص123.
  14. نامه دانشوران، ج5، ص194؛ دائره المعارف آریانا.
  15. سلمی، طبقات الصوفیه، ص216؛ انصاری، طبقات الصوفیه، ص267؛ عطار، تذکره الاولیاء، ج2، ص87.
  16. ترمذی، ص178-179، 289، 302؛ نک‌: عطار، تذکره الاولیاء، ج2، ص78-79، 87.
  17. ابن کثیر، البدایه، ج5، ص184.
  18. انصاری، طبقات الصوفیه، ص263؛ جامی، نفحات الانس، ص124.
  19. انصاری، طبقات الصوفیه، ص263؛ جامی، نفحات الانس، ص125.
  20. جامی، نفحات الانس، ص125.
  21. انصاری، طبقات الصوفیه، ص264؛ جامی. نفحات الانس، ص125.
  22. انصاری، الصوفیه، ص300، 523.
  23. سلمی، طبقات الصوفیه، ص216؛ انصاری،الصوفیه، ص262.؛ ابونعیم، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج10، ص235؛ قشیری، الرساله القشیریه، ص440؛ هجویری، کشف المحجوب، ص179، 439؛ عطار، تذکره الاولیاء، ج2، ص87؛ شعرانی، الطبقات الکبری، ج1، ص91.
  24. انصاری، الصوفیه، ص300، 523.
  25. جامی، نفحات الانس، ص123.
  26. انصاری، الصوفیه، ص262، 268.
  27. انصاری، الصوفیه، ص37.

منابع

  • "ابوبکر وراق"، غلامعلی آریا، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج5.