ابن جنيد اسکافی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ابوعلی محمد بن احمد كاتب اسكافى معروف به اِبْن‌ِ جُنَیدِ اِسْكافی، فقیه و متكلم امامی سده ۴ هجری در اسکاف در یک خانواده علمی و روحانی گام به عرصه زندگی گذاشت.


ابن جنید و روزگار او

ابوعلی محمد بن احمد بن الجنید اسكافی در اسكاف (كه محلی بین بصره و نهروان است) در یك خانواده علمی‌‌‌ و روحانی گام به عرصه زندگی گذاشت او در روزگاری بسر می‌برد كه مناطق اسلامی ‌‌‌تازه از تركتازی خلفای بنی‌العباس نجات پیدا می‌كرد و به تعبیر مسعودی در مروج‌الذهب كار آل ابی‌طالب یا كشتار و زندان یا جنگ و گریز بود.

ابن جنید اسكافی از اساتید شیخ مفید گویند كه در سال 381 هـ.ق ‌‌درگذشته است و گفته‌اند تالیفات و آثارش به پنجاه جلد می‌رسد فقها از ابن جنید و ابن ابی عقیل به عنوان القدیمین (دو فقیه دوران قدیم) یاد می‌كنند آرا ابن جنید همیشه در فقه مطرح است.[۱]

از زمان رحلت رسول اكرم صلی الله علیه و آله تا حدود 300 هـ.ق ‌‌شیعیان وضع ناگوار و موقعیت خطرناك و نامطلوبی داشتند چه آنان همیشه در اقلیت بودند و در دولت بنی‌امیه و بنی‌عباس سعی فراوان می‌شد كه از نفوذ امامان جلوگیری به عمل آید و رابطه آنان با شیعیان به كلی قطع گردد به همین جهت از اقصای آفریقا و اسپانیای آن روز تا مصر و روم شرقی و سرحد چین همه زیر نگین خلفای عباسی و اموی بود و شیعه در محدودیت و فشار كامل بسر می‌‌‌برد و از هر گونه ابراز عقیده و اعلام وجود ممنوع بود ولی از اواسط قرن چهارم هجری از دوران ابن جنید اسكافی شیعیان به میزان قابل توجهی در كشورهای خاورمیانه از آن محدودیت‌ها رهایی پیدا كردند زیرا از یك طرف خلفای فاطمی‌‌‌ كه شیعه اسماعیلی بودند در مصر دولت نیرومندی را تشكیل دادند و از ابهت و شكوه دربار بغداد كاستند و از سوی دیگر سیف‌الدوله حمدانی و امرا آنان كه در شام حكومت می‌‌‌كردند نسبت به شیعه ابراز تمایل بسیاری می‌‌‌نمودند از جانب دیگر در مشرق و جنوب شرقی و شمال ایران نیز سلاطین گوریان صفاریان طاهریان و كمی ‌‌‌قبل از آن‌ها علویان مازندران حكومت داشتند كه همه شیعه بودند آنان پرچم استقلال بلند كرده و بر ضد خلفای عباسی قیام كردند از همه مهمتر ظهور دولت مقتدر آل‌بویه بود كه از شیعیان مخلص بودند و حكومت آنان تا شام و مصر گسترش داشت و در احترام و تجلیل شیعیان كوشا بودند.[۲]

این علل و عوامل زمینه را فراهم ساخت تا شیعیان از گوشه و كنار سربرآورده و با همت شایان توجه به تشكیل جمعیت‌ها و تاسیس حوزه‌های علمی ‌‌‌و نشر معارف و حقایق اهل بیت علیهم‌السلام بپردازند كه تشیع ابن ابی‌ عقیل در آن روزگار و ارتباط ابن جنید با دانشمندان اهل سنت و مسافرت كلینی و صدوق دو پیشوای بزرگ حدیث به بغداد و اقامت آنان در آن شهر (مركز اهل سنت) نشانه‌هایی از این فضای مناسب سیاسی می‌‌‌باشد.

ابن جنید وعلم حدیث

با تفحصی‌ در اسناد ثبت‌ شده‌ در الفهرست‌ طوسی‌ و نجاشی‌ آشکار می‌شود که‌ ابن جنید در روایت‌ آثار سلف‌ امامیه‌ اهتمام‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌.متأسفانه‌ به‌ جهت‌ تعمدی‌ که‌ در ترک‌ روایات‌ ابن جنید بوده‌، تعداد اندکی‌ از این‌ روایات‌ در فهارس‌ ثبت‌ شده‌ است‌.

ابن جنید در کلام بزرگان

نجاشی درباره او گوید: محمد بن احمد بن الجنید ابوعلی الكاتب الاسكافی آبروی اصحاب ما ثقه جلیل‌القدر دارای تالیفات فراوان و متعدد از برخی از مشایخ خود شنیدم كه در پیش او مال و شمشیری از حضرت صاحب عجل الله تعالی فرجه شریف بود كه به هنگام مرگ به كنیزش وصیت نمود و پیش او ضایع گردید. او پس از شمارش تالیفات متنوع و متعدد ابن جنید اظهار می‌‌‌دارد: از مشایخ موثق خود شنیدم كه او قائل به قیاس بود و همگی خبر داده‌اند كه آنان اجازه روایت كتاب‌ها و مصنفات او را داشته‌اند.[۳]

گفتار سید صدر

مؤلف كتاب تاسیس الشیعه كه او را در عداد فقها برجسته شیعه نام می‌‌‌برد و در حق او توصیف و تجلیل شایانی دارد می‌‌‌گوید: یكی دیگر از بزرگان فقهای ما ابن جنید محمد بن احمد بن الجنید ابوعلی مشهور به كاتب اسكافی است او دارای كتاب‌های متعددی در فروع و اصول فقه می‌‌‌باشد فقه را تنظیم و ابوابی بر آن مترتب ساخت ابواب را جدا از هم قرار داد و نهایت تلاش خود را در این راه صرف نمود اگر مساله‌ای روشن بود در آن مورد فقطبه ذكر فتوی اكتفا ورزید و اگر مساله تا حدودی مشكل و غامض بود به عامل اصلی آن نیز اشاره كرده و دلیل آن را نیز ذكر می‌‌‌نمود و اگر مساله دارای اقوالی از سوی فقهابود آن‌ها را نیز نقل می‌‌‌كرد از كتاب‌های او می‌‌‌توان: تهذیب الشیعه لاحكام الشریعه و كتاب الاحمدی للفقه المحمدی و كتاب النصره لاحكام العتره و را نام برد. نجاشی درباره او گفته است كه او در حدود 200 مساله در 2500 ورق دارد او معاصرابن بابویه والد شیخ صدوق و معاصر حسین بن روح نوبختی سفیر سوم امام عصر عجل الله تعالی فرجه شریف بوده و از ابن العزافر شلمغانی در روزگار او در دین روایت كرده است و از او نیز ابومحمد هارون بن موسی التلعكبری و هم طبقه او روایت نموده‌اند.[۴]

گفتار صاحب معجم رجال الحدیث مرحوم آیت الله العظمی‌‌‌ خوئی پس از نقل آرا و نظریات بزرگان تراجم سخن علامه حلی را در حق او نقل می‌‌‌كند كه او را با ثقه بودن و جلالت قدر می‌‌‌ستاید سپس سخن نوه شهید ثانی شیخ محمد بن حسن بن الشهید الثانی در اعتراض به توصیف علامه را بازگو می‌‌‌نماید جایی كه می‌‌‌گوید: سخن علامه نمی‌‌‌تواند خالی از غرابت و تعجب باشد چون نجاشی و شیخ در حق او گفته‌اند كه او قائل به قیاس بود و این دو گفتار نشانه آن است كه اختلالی در امر او وجود داشته است چون اصحاب ما عقیده دارند كه ترك عمل به قیاس از ضروریات است و اعتقاد به آن مضر عقیده و موجب خروج از عدالت می‌‌‌باشد پس چگونه او می‌‌‌تواند ثقه بوده باشد؟

مرحوم آیت الله خویی پس از نقل سخن او اظهار می‌‌‌دارد: مثل این كه او در اعتراض به سخن علامه حلی قول خود نجاشی را ندیده است و در عین این كه مساله اعتقاد به قیاس را در حق او بازگو می‌‌‌كند در عین حال او را با ثقه و جلیل‌القدر بودن توصیف می‌‌‌كند حقیقت امر آن است كه عدم جواز عمل به قیاس هر چند از ضروریات مذهب شیعه است ولی از كجا معلوم كه شیخ عالم به این امر بوده است پس عمل او به قیاس بر حسب اجتهاد خود بوده است و او در این باره معذور است و اگر تنزل نمودیم و گفتیم عمل او به قیاس موجب فسق است (و با جزم این سخن را نمی‌‌‌گویم) باز این امر منافاتی با وثاقت او نمی‌‌‌تواند داشته باشد.[۵]

تالیفات

او در عمر پربركت خویش تالیفات متعددی را به رشته تحریر درآورده است كه تعداد آن‌ها را تا پنجاه جلد نگاشته‌اند كه بیشتر آن‌ها در فقه اصول كلام و علوم ادبی است كه اسامی ‌‌‌برخی از آن‌ها به این ترتیب آمده است:

  • 1. احكام الارش؛
  • 2. احكام الصلوه؛
  • 3. احكام الطلاق؛
  • 4. المختصر الاحمدی للفقه المحمدی؛
  • 5. الارتیاع فی تحریم الفقاع؛
  • 6. ازاله الران عن قلوب الاخوان (در امر غیبت)؛
  • 7. استخراج المراد عن مختلف الخطاب؛
  • 8. الاستنفار الی الجهاد؛
  • 9. الاستیفا؛
  • 10. الاسرا؛
  • 11. الاسفار فی الرد علی المؤیده؛
  • 12. الاشارات الی ما ینكره العوام؛
  • 13. اشكال جمله المواریث؛
  • 14. اظهار ما ستره اهل العناد من الروایه عن الائمه فی امر الاجتهاد؛
  • 15. الافهام لاصول الاحكام؛
  • 16. الفی مساله (دو هزار مساله)؛
  • 17. الالفیه (هزار مساله) در كلام؛
  • 18. امثال القرآن (مثل‌های قرآن)؛
  • 19. الایناس بائمه الناس؛
  • 20. البشاره والقداره؛
  • 21. تبصره العارف و نقد الزائف (در فقه اثنی عشری حاوی احتجاج بر مذهب حق)؛
  • 22. التحریر والتقریر؛
  • 23. التراقی الی اعلی المراقی؛
  • 24. بنیه الساهی بالعلم الالهی؛
  • 25. تهذیب الشیعه لاحكام الشریعه؛
  • 26. حدائق القدس؛
  • 27. قدس الطور و ینبوع النور فی معنی الصلوه علی النبی؛
  • 29. المسح علی الخفین؛
  • 30. كتاب المسح علی الرجلین.

عنوان و تیتر كتاب‌های فوق بدون توجه به محتوی و مضمون آن‌ها نشان دهنده ادب و معرفت او به اسالیب بلاغت و فصاحت می‌‌‌باشد از این رو گفته شده است كه او در اثر مهارتی كه در اصول نگارش و املا داشته است عنوان كاتب و نویسنده را نیز داشته است.[۶]

صاحب رجال نجاشی تعداد دیگری از تالیفات را در حق او آورده است كه یكی از آن‌ها كتاب ما نقضه الزجاجی النیشابوری بر ابی فضل بن شاذان می‌‌‌باشد.[۷]

وفات

او پس از عمری تلاش و كوشش در راه اسلام و با به جا گذاشتن بیش از 50 عنوان كتاب در زمینه فقه اصول كلام و تفسیر در سال 381 هـ.ق ‌‌همان سال وفات شیخ صدوق درگذشت و كلمه شفا ماده تاریخ وفات اوست.

پانویس

  1. آشنایی با علوم اسلامی‌‌‌، ص 294.
  2. مروج الذهب، ج 4، ص 307؛ مكتب اسلام، سال اول، شماره 3، ص 48-49.
  3. رجال نجاشی، ص 385 تا 388، كد معرفی 1047.
  4. تاسیس الشیعه، لعلوم الاسلام.
  5. معجم رجال الحدیث، ج 14، ص 318 تا 322، كد معرفی 10081.
  6. رجال نجاشی، ص 386، كد معرفی 1047.
  7. معجم رجال الحدیث، ج 14، ص 318 تا 322، كد معرفی 10081.

منابع

  • عقیقی بخشایشی،تلخيص از كتاب فقهاي نامدار شيعه، صفحه 47.
  • دانشنامه بزرگ اسلامی ، مدخل "ابن جنید اسکافی" از احمد پاكتچى‌،مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در دسترس در،کتابخانه مدرسه فقاهت تاریخ بازیابی: 29 بهمن ماه 1392.