آیه 51 سوره یس

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۳۱ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها) (تفسیر آیه)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَىٰ رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<50 آیه 51 سوره یس 52>>
سوره : سوره یس (36)
جزء : 23
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و (چون بار دوم) در صور دمیده شود به ناگاه همه از قبرها به سوی خدای خود به سرعت می‌شتابند.

و در صور دمیده شود، ناگاه همه آنان از قبرها به سوی پروردگارشان می شتابند.

و در صور دميده خواهد شد، پس بناگاه از گورهاى خود شتابان به سوى پروردگار خويش مى‌آيند.

و در صور دميده شود و آنان از قبرها بيرون آيند و شتابان به سوى پروردگارشان روند.

(بار دیگر) در «صور» دمیده می‌شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوی (دادگاه) پروردگارشان می‌روند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And when the Trumpet is blown, behold, there they will be, scrambling towards their Lord from their graves!

And the trumpet shall be blown, when lo! from their graves they shall hasten on to their Lord.

And the trumpet is blown and lo! from the graves they hie unto their Lord,

The trumpet shall be sounded, when behold! from the sepulchres (men) will rush forth to their Lord!

معانی کلمات آیه

«نُفِخَ»: دمیده شد. مراد نفخه ثانی است که دیگر باره صور برای زنده‌شدن مردگان زده می‌شود. «الأجْدَاثِ»: جمع جَدَث، قبر. گور. (نگا: قمر / معارج / ). «یَنسِلُونَ»: می‌شتابند (نگا: انبیاء / ).

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى‌ رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ «51»

و در صور دميده شود، پس ناگاه آنان از گورها (برخاسته،) شتابان به سوى پروردگارشان مى‌آيند.

قالُوا يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ «52»

گويند: واى بر ما، چه كسى ما را از خوابگاهمان برانگيخت؟ اين همان است كه خداى رحمان وعده داد و پيامبران راست گفتند.

إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ «53»

(آرى،) جز يك بانگ نبود كه ناگهان همگى نزد ما احضار شدند.

نکته ها

در قرآن، دو بار دميدن در صور مطرح شده است؛ يكى براى انقراض دنيا و ديگرى براى برپايى قيامت.

مراد از نفخ صور در اين آيه، دميده شدن در صور براى بار دوم و زنده شدن مردگان است.

«اجداث» جمع «جدث» به معناى قبر است. «يَنْسِلُونَ» از «نسلان» به معناى رفتن با سرعت و كلمه «مرقد» اسم مكان از «رقاد» به معناى محلّ استراحت و مراد از آن در اينجا قبر است.

امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد: جمله‌ «هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ»، كلام فرشتگان به اهل قيامت است. «1»

«1». تفسير نورالثقلين.

جلد 7 - صفحه 547

پیام ها

1- آغاز قيامت با صوتى است كه از دميده شدن در صور شنيده مى‌شود. «نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ»

2- معاد جسمانى است و بدن‌ها از همين قبرها خارج مى‌شوند. مِنَ الْأَجْداثِ‌ ... يَنْسِلُونَ‌ ... بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا

3- زنده شدن انسان‌ها در قيامت بسيار سريع و با آسانى خواهد بود. نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ‌ ...

4- حركت شتابان، نشانه‌ى اضطراب و هيجان مردم در قيامت است. «يَنْسِلُونَ»

5- قيامت، روز حسرت كفّار است. «يا وَيْلَنا»

6- قيامت، صحنه‌ى بيدارى و اقرار و اعتراف است. «هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ»

7- برپايى قيامت و حسابرسى، لازمه رحمان بودن خداست. «هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ»

8- در قيامت همه مردم در يك جا حاضر مى‌شوند. «جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ»

9- حضور در قيامت با اختيار نيست. «مُحْضَرُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى‌ رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ (51)

وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ: و دميده شود در صور. مراد نفخه احياء است كه زنده شوند تماما، فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ‌: پس آنگاه ايشان از قبرها بيرون آمده، إِلى‌ رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ‌: به محضر حكم الهى مى‌شتابند. مراد عرصه قيامت است.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى‌ رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ (51) قالُوا يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ (52) إِنْ كانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ (53) فَالْيَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ لا تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (54) إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فاكِهُونَ (55)

هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِي ظِلالٍ عَلَى الْأَرائِكِ مُتَّكِؤُنَ (56) لَهُمْ فِيها فاكِهَةٌ وَ لَهُمْ ما يَدَّعُونَ (57) سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ (58) وَ امْتازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ (59) أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (60)

ترجمه‌

و دميده شود در صور پس آنگاه آنها از قبرها بسوى پروردگارشان ميشتابند

گويند اى واى بر ما كه برانگيخت ما را از خوابگاهمان اينست آنچه وعده داده بود خداى بخشنده و راست گفتند پيغمبران‌

نباشد آن مگر يك فرياد

جلد 4 صفحه 412

پس آنگاه آنها جماعتى هستند نزد ما حاضر شدگان‌

پس امروز ستم نميشود كسى بچيزى و جزا داده نمى‌شويد مگر آنچه بوديد كه ميكرديد

همانا اهل بهشت امروز در شغل خوشى لذت برندگانند

ايشان و زنانشان در سايه‌هائى بر تختها تكيه زنندگانند

براى ايشان در آن ميوه است و براى ايشان است در آن آنچه ميخواهند

تحيّت سلامتى است گفتارى از پروردگارى مهربان‌

و جدا شويد امروز اى گناهكاران‌

آيا مقرّر نداشتيم با شما اى فرزندان آدم كه پرستش نكنيد شيطان را همانا او براى شما دشمنى است آشكار.

تفسير

اين نفخه و دميدن دوم اسرافيل است در صور كه آنرا نفخه احياء خوانند و آن بعد از باريدن بارانى است كه داراى خاصيّت منى است چهل روز بر زمين پس ناگهان خلق از قبور برخواسته و ببارگاه الهى ميشتابند و گمان ميكنند اينمدّت خواب بوده‌اند و از بيم حساب با خود گويند اى واى بر ما چه كس برانگيخت ما را از خوابگاهمان ملائكه در جواب گويند اينست آنچه وعده كرده بود خدا و راست گفتند پيمبران او چنانچه قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده و محتمل است اول از هول محشر اين سؤال را نموده باشند و بعدا بالهام خدا خودشان اقرار نموده باشند كه اين همان وعده خدا و پيغمبران است كه بما در دنيا داده بودند چنانچه بعضى گفته‌اند كه تمامى كلام خودشان است و ظاهر است و در جوامع از على عليه السّلام نقل نموده كه من بعثنا بمن حرف جرّ و صيغه مصدر قرائت فرموده است و نيز گفته شده اينكه خودشان را خواب پنداشتند براى آنستكه بين نفخه اوّل و دوّم عذاب نيست يا عذاب قبر را در برابر احوال خود در قيامت خواب پنداشته‌اند و از أبو ذر غفارى ره نقل شده كه ميان مردن مردم و زنده شدنشان نيست مگر مانند خوابى و بيدار شدن از آن در هر حال زنده نمودن تمام خلق آنروز براى خدا كارى ندارد فقط يك فرياد براى احضار لازم دارد كه در صور بعمل آيد و همه خلق اوّلين و آخرين مجتمعا در صحراى محشر حاضر شوند و در پيشگاه الهى قيام نمايند و خداوند هم براى آنها بعدل قيام نموده ذرّه‌ئى از ميزان استحقاق بندگان براى ثواب كم نفرمايد و بدون استحقاق عذابشان نكند چون ظلم بود بلكه جزاى هر كس را بميزان استحقاقش عطا فرمايد از خوب‌

جلد 4 صفحه 413

و بد و از فضلش بر خوب افزايد و از قهرش بر بد نيفزايد و اهل بهشت در آنروز مشغوليّات خوبى دارند و آن معاشرت و مقاربت حوريان است كه ابروهاشان مانند هلال است و مژگانشان مانند پرهاى بلند بال كركسها است و با آنها سرگرم بتفكّه و ملاعبه ميباشند چنانچه قمّى ره و در مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده و در نفحات نقل نموده كه يكمؤمن داراى قوّه صد مرد شود در خوردن و آشاميدن و جماع كردن و در يكروز صد حوريّه بكر را تصرف نمايد و بعضى گفته‌اند مشغول باستماع نغمات خوشند و التذاذ از نعمتهاى گوناگون بهشت و توجّهى بأحوال اهل محشر ندارند با يكديگر شوخى و مزاح ميكنند و خوشحال و متعجّب از حال خودشانند و اگر زنان آنها در دنيا اهل ايمان باشند و مايل بمعاشرت با يكديگر براى انسشان بهم مردها با زنهاشان در سايه‌هاى درختان بهشت كه مانع از حرارت و برودت هوا يا نگاه كسى بآنها باشد بر روى تختهائى مانند حجله عروس و داماد آراسته بزيور و بپرده‌ها نشسته و تكيه داده‌اند چنانچه از امام باقر عليه السّلام نقل شده است و شايد مراد از ظلال همان پرده‌هاى تجمّلى باشد و ظلل نيز قرائت شده است كه جمع ظلّه بمعناى سايبان است و ظلال در جمع آن و ظلّ هم استعمال شده است و براى ايشان است در آن از هر نوع ميوه و آنچه ميخواهند و آنچه تمنّا دارند و آنچه ميخواستند در دنيا از درجات بهشت و نعيم آن و براى ايشان است تحيّت و سلام قولى يعنى تلفّظى از خداى مهربان در وقت تجلّى او بنورى كه مشرف بر آنها شده و بعد از ديدن از تمام لذائذ غافل شوند چون صوت سلام را از آن نور بشنوند و بدانند كه خدا بآنها سلام فرموده و تقدير كلام آنستكه سلام يقوله اللّه قولا من ربّ رحيم و بعضى آنرا بسلام ملائكه از جانب خدا تفسير نموده‌اند و در هر حال متضمّن مژده سلامتى و ايمنى از جميع بليّات و آفات است چنانچه قمّى ره نقل فرموده كه سلام از خدا امان است و خداوند باهل جهنّم خطاب ميفرمايد كه جدا و ممتاز شويد از اهل بهشت و آنها جدا ميشوند پس بهشتى‌ها ببهشت ميروند و جهنّمى‌ها بجهنّم چنانچه فرموده و روز كه قيامت برپا شود مردم متفرّق ميشوند فريقى در بهشت و فريقى در جهنم جاى گير خواهند شد و قمى ره نقل نموده كه مردم در روز قيامت وقتى جمع شدند بقدرى مى‌ايستند و عرق‌

جلد 4 صفحه 414

ميريزند كه تا بدهانشان ميرسد پس عرضه ميدارند پروردگارا حساب ما را برس اگرچه بجهنّم رويم پس خداوند بادهايى را ميفرستد كه آنها را از يكديگر جدا ميكنند و ندا ميرسد كه ممتاز شويد امروز اى گنه‌كاران از اهل ايمان پس ممتاز شوند از يكديگر و گنه‌كاران بجهنّم روند و كسانيكه در قلبشان ايمان بوده ببهشت و خطاب عتاب‌آميز بگنه‌كاران شود كه آيا عهد ننمودم من با شما در عالم ذرّ يا امر ننمودم بشما بتوسط انبياء و اولياء در دنيا كه عبادت نكنيد شيطان را باطاعت دستورات او چون هر كس اطاعت كند كسى را در معصيت خدا عبادت نموده است او را چنانچه در باره يهود و نصارى خداوند فرموده احبار و رهبانان خودشان را پروردگاران خودشان قرار دادند چون حلال و حرامى براى آنها معيّن نمودند و آنان اطاعت كردند و كسيكه عبادت كند غير خدا را عبادت نموده هواى نفس خود را چنانچه خدا فرموده آيا پس ديدى تو كسيرا كه قرار داد هواى خود را خداى خود و كسيكه عبادت كند هواى نفس را عبادت نموده است شيطان را در كافى از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه مرديرا اطاعت كند در معصيتش عبادت نموده است او را و از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه گوش بدهد بگوينده‌ئى پس عبادت نموده است او را پس اگر گوينده از خدا نقل ميكند عبادت نموده است خدا را و اگر از شيطان نقل ميكند عبادت نموده است شيطان را و دشمنى شيطان با بنى آدم از بدو خلقت آنها واضح بوده و هست و شغل بسكون و فكهين بدون الف نيز قرائت شده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ نُفِخ‌َ فِي‌ الصُّورِ فَإِذا هُم‌ مِن‌َ الأَجداث‌ِ إِلي‌ رَبِّهِم‌ يَنسِلُون‌َ (51)

و دميده‌ ميشود ‌در‌ صور ‌پس‌ بناگاه‌ تمام‌ ‌آنها‌ ‌از‌ قبرهاي‌ ‌خود‌ بسوي‌ پروردگار ‌خود‌ بشتاب‌ ميدوند.

وَ نُفِخ‌َ فِي‌ الصُّورِ نفخه ثانيه‌ ‌است‌ ‌که‌ روح‌ قالب‌ مثالي‌ ‌را‌ رها ميكند و تعلق‌

جلد 15 - صفحه 86

بهمين‌ بدن‌ عنصري‌ ميگيرد و فوري‌ ‌اينکه‌ خاك‌ پوسيده‌ بدن‌ ميشود و زنده‌ ميشوند و ‌از‌ قبر بيرون‌ ميايند فَإِذا هُم‌ مِن‌َ الأَجداث‌ِ جدث‌ قبر ‌است‌ و ‌اينکه‌ بملاحظه غلبه‌ ‌است‌ و الا ‌هر‌ ذره‌ خاك‌ ‌در‌ ‌هر‌ جا پراكنده‌ ‌شده‌ ‌در‌ قعر دريا ‌ يا ‌ ‌در‌ بيابان‌ و صحرا ‌ يا ‌ ‌در‌ كوه‌ها و درّه‌ها فوري‌ مجتمع‌ مي‌شوند.

إِلي‌ رَبِّهِم‌ ‌يعني‌ ‌در‌ محكمه عدل‌ الهي‌، صحراي‌ محشر، صفحه قيامت‌.

يَنسِلُون‌َ سير و حركت‌ بسرعت‌ و شتاب‌ ‌است‌ چون‌ احوال‌ قيامت‌ ‌را‌ مشاهده‌ ميكنند، مثل‌ آدم‌ گيج‌ و پريشان‌ ‌که‌ راه‌ بجايي‌ نميبرد ‌از‌ ‌اينکه‌ طرف‌ ‌آن‌ طرف‌ ميدود چنانچه‌ ميفرمايد إِن‌َّ زَلزَلَةَ السّاعَةِ شَي‌ءٌ عَظِيم‌ٌ ‌الي‌ ‌قوله‌ ‌تعالي‌ وَ تَرَي‌ النّاس‌َ سُكاري‌ وَ ما هُم‌ بِسُكاري‌ وَ لكِن‌َّ عَذاب‌َ اللّه‌ِ شَدِيدٌ حج‌ آيه 1 و 2 و اوضاع‌ قيامت‌ بسيار موحش‌ ‌است‌ زمين‌ مثل‌ كوره حدادي‌ خورشيد يك‌ ني‌ بالاي‌ سر نورش‌ گرفته‌ حرارتش‌ تابيده‌ جهنم‌ نعره‌ ميزند شعله آتش‌ بمقدار كوه‌ ارتفاع‌ دارد ملائكه‌ عذاب‌ ‌با‌ غلها و زنجيرها و تازيانه‌ها ‌بر‌ سر ‌آنها‌ ريخته‌ فَإِذا جاءَت‌ِ الصَّاخَّةُ يَوم‌َ يَفِرُّ المَرءُ مِن‌ أَخِيه‌ِ وَ أُمِّه‌ِ وَ أَبِيه‌ِ وَ صاحِبَتِه‌ِ وَ بَنِيه‌ِ لِكُل‌ِّ امرِئ‌ٍ مِنهُم‌ يَومَئِذٍ شَأن‌ٌ يُغنِيه‌ِ وُجُوه‌ٌ يَومَئِذٍ مُسفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُستَبشِرَةٌ وَ وُجُوه‌ٌ يَومَئِذٍ عَلَيها غَبَرَةٌ تَرهَقُها قَتَرَةٌ أُولئِك‌َ هُم‌ُ الكَفَرَةُ الفَجَرَةُ عبس‌ آيه 33 ‌الي‌ 42 و بسياري‌ بصور مختلفه‌ وارد ميشوند چون‌ يوم تبلي‌ السرائر ‌است‌ بواطن‌ مكشوف‌ ميشود صفات‌ و ملكات‌ و اخلاق‌ جلوه‌ ميكند آنكه‌ صفات‌ سگ‌ دارد بصورت‌ سگ‌ وارد ميشود خوك‌ دارد بصورت‌ خوك‌ بوزينه‌ بصورت‌ بوزينه‌ و هكذا.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 51)- سپس به مرحله دیگر که مرحله حیات بعد از مرگ است اشاره کرده، می‌گوید: «و بار دیگر در صور دمیده می‌شود، پس ناگهان همه آنها از قبرها بیرون آمده، شتابان به سوی (دادگاه) پروردگارشان رهسپار می‌شوند» (وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلی رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ).

خاکها و استخوانهای پوسیده به فرمان پروردگار لباس حیات در تن می‌پوشند، و از قبر سر بر می‌آورند، و برای محاکمه و حساب در آن دادگاه عجیب حاضر می‌گردند، همان گونه که با یک «صیحه» همگی مردند با یک «نفخه» (دمیدن در صور) جان می‌گیرند و زنده می‌شوند، نه مرگ آنها برای خدا مشکلی دارد، و نه

ج4، ص101

احیای آنها.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

منابع