آیه 51 سوره حج

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۷ آوریل ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۴۵ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «{{قرآن در قاب|وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُولَٰئِكَ أَص...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ

مشاهده آیه در سوره


<<50 آیه 51 سوره حج 52>>
سوره : سوره حج (22)
جزء : 17
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

و آنان که در رد و انکار آیات ما سعی و کوشش کردند تا ما را به زانو درآورند آنها اهل آتش دوزخند.

و کسانی که در [باطل کردن و بی اثر نمودن] آیات ما کوشیده اند، به گمان آنکه ما را عاجز کنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند] اهل آتشِ افروخته اند.

و كسانى كه در [تخطئه‌] آيات ما مى‌كوشند [و به خيال خود] عاجزكنندگان ما هستند، آنان اهل دوزخند.

و آنان كه در رد آيات ما مى‌كوشند و مى‌خواهند ما را به عجز آورند، اهل جهنمند.

و آنها که در (محو) آیات ما تلاش کردند، و چنین می‌پنداشتند که می‌توانند بر اراده حتمی ما غالب شوند، اصحاب دوزخند!»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

But as for those who contend with Our signs, seeking to frustrate [their purpose], they shall be the inmates of hell.

And (as for) those who strive to oppose Our communications, they shall be the inmates of the flaming fire.

While those who strive to thwart Our revelations, such are rightful owners of the Fire.

"But those who strive against Our Signs, to frustrate them,- they will be Companions of the Fire."

معانی کلمات آیه

«سَعَوْا فِی آیَاتِنَا»: تلاش و کوشش می‌کنند در راه باطل قلمداد کردن آیه‌های قرآنی ما. گاهی آن را سحر (نگا: سبأ / ) و زمانی آن را شعر (نگا: انبیاء / و چه بسا آن را افسانه‌های گذشتگان (نگا: انعام / ) می‌خوانند. «مُعَاجِزِینَ»: مبارزان. مسابقه‌دهندگان. درمانده‌کنندگان (نگا: سبأ / و ). حال ضمیر (و) در فعل (سَعَوْا) می‌باشد.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ الَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ «51»

و كسانى كه در (انكار و رد) آيات ما تلاش كردند و چنين پنداشتند كه مى‌توانند مارا عاجز كنند (و بر ما پيروز شوند) آنان اهل دوزخند.

پیام ها

1- پيامبران، از پيش خود سخن نمى‌گفتند. «قُلْ»

2- هشدار انبيا به نفع مردم است. «لَكُمْ»

3- پيامبر، بر مردم تحكّم و سيطره و حقّ اجبار ندارد. «إِنَّما أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ»

جلد 6 - صفحه 57

4- نياز مردم به انذار، بيش از تبشير است. «أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ»

5- پيامبر، با مردم به روشنى سخن مى‌گويد. «مُبِينٌ»

6- ايمان از عمل صالح جدا نيست، (هر دو با هم شرط بهره‌گيرى از پاداش‌هاى الهى است). آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ ...

7- پاداش معنوى، بر پاداش مادّى مقدّم است. «مَغْفِرَةٌ- رِزْقٌ كَرِيمٌ» 8- رزقى ارزش دارد كه با كرامت و تكريم باشد. «رِزْقٌ كَرِيمٌ»

9- هيچ كس نمى‌تواند مانع تحقّق اهداف الهى شود، گرچه كافران تلاش مى‌كنند.

«سَعَوْا»

10- كفّار، نه حرف تازه دارند و نه منطق، تنها كارشان، تلاش براى خنثى كردن راه حق است. «مُعاجِزِينَ»

11- دوزخ، براى گروهى از مردم دائمى است. «أَصْحابُ الْجَحِيمِ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ الَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ (51)

وَ الَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا: و آن كسانى كه شتافتند از روى مجادله، و كوشش نمودند در امر آيات ما به رد و ابطال، يعنى سعى كردند كه آيات قرآنى را باطل كنند و به جهت آن زبان طعن گشودند و نسبت سحر و كهانت و شعر و اساطير الاولين به آن دادند، مُعاجِزِينَ‌: در حالتى كه پيشى گيرندگانند بر ما به اعجاز، يعنى زعم ايشان آنست كه به سبب كيد و مكرى كه دارند از ما در گذرند و بر ما غالب شوند در عاجز گردانيدن، و بدين جهت عذاب ما از ايشان فوت شود و كيد و مكرى كه در باب اسلام و قرآن دارند تمام شود. أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ‌: آن گروه ساعيان ملازمان درك جهنمند كه از دركات اسفل جهنم و آتش آن افروخته‌تر است، يا مراد از جنس نارموقده است.

تفسير برهان از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود: «فَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ» ايشان آل محمد صلوات اللّه عليهم‌

«1». تفسير منهج الصّادقين، ج 6، ص 178، چاپ كتابفروشى اسلاميّه.

جلد 9 - صفحه 74

اجمعين مى‌باشند و آنانكه سعى كنند در قطع مودت آل محمد عليهم السّلام در حالتى كه به گمان خود از ما بگذرند و غالب شوند، ايشانند ملازمان جهنم.

فرمود: آنها چهار نفرند: تيمى و عدوى و امويّين. «1» تبصره: به برهان علمى ثابت شده كه لطف بر خدا واجب است، يعنى آنچه بندگان را نزديك به طاعت و دور گرداند از معصيت، مبين فرمايد تا اتمام حجت شود بر مطيع و عاصى. بنابراين يكى از الطاف الهيه، فرستادن پيغمبر و نازل كردن كتاب است كه از اول آدم تا آخر خاتم اين سنت را مقرر داشته و آيات قرآنيه در اين قسمت بسيار است؛ از جمله در اين آيه بيان فرمايد تبليغ پيغمبر را و وعده نسبت به مؤمنين و وعيد نسبت به معاندين. و اين نداى پيغمبر در هر عصر و زمانى بلند است كه اى گروه مردمان من شما را ترساننده‌ام از نافرمانى الهى و بيان كننده‌ام آنچه را كه واجب است بجا آوردن آن و آنچه واجب است دورى از آن؛ و هر كس ايمان آورد و بجاى آورد كارهاى شايسته از طاعات و عبادات و مغفرت از معاصى، روزى بنعيم ابدى پاداش او خواهد بود؛ و هر كه كوشش كند در ابطال آيات ما و قاصد عجز رسول ما را، سعى آنها در دنيا بى‌فايده و در آخرت عذاب جحيم.

نكته: اقتصار بر انذار با عموم خطاب و ذكر اهل ايمان و كفر بعد از آن، جهت آنست كه صدر كلام و مساق آن براى كفار است و غرض از ذكر مؤمنان و ثواب ايشان، زيادتى غيظ كافران است.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ (47) وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَها وَ هِيَ ظالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُها وَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ (48) قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّما أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ (49) فَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ (50) وَ الَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ (51)

ترجمه‌

- و بتعجيل ميخواهند از تو عذاب را و هرگز خلف نكند خدا وعده خود را و همانا روزى نزد پروردگار تو مانند هزار سال است از آنچه ميشماريد

و چه بسيار از بلدى كه مهلت دادم مر آنرا و حال آنكه بود ستمكار پس گرفتم آنرا و بسوى من است بازگشت‌

بگو ايمردم جز اين نيست كه منم مر شما را بيم دهنده آشكار كننده‌

پس آنانكه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته مر ايشانرا است آمرزش و روزى ستوده‌

و آنانكه كوشش نمودند در آيات ما براى آنكه عاجز- كنندگان ما باشند آنگروه اهل دوزخند.

تفسير

- قمّى ره فرموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بكفار وعده عذاب داد و آنها گفتند كجا است آن عذاب پس عجله نمودند در آن و معلوم است كه خداوند

جلد 3 صفحه 613

هرگز از وعده خود تخلّف نميكند چنانچه در جنگ بدر معذب شدند و از ابن- عباس ره اينمعنى نقل شده و يك روز نزد خدا از روزهاى آخرت چنانچه جمعى از مفسرين گفته‌اند و از بعضى روايات استفاده ميشود مانند هزار سال دنيا است در طول مدّت يا شدّت عذاب پس نبايد تعجيل در چنين عذاب طولانى يا شديدى داشته باشند ولى اينمعنى خلاف ظاهر است چون نظر بآثار و آيات سابقه مراد از عذاب دنيوى است و كفار تأخير آنرا اماره بر نازل نشدن آن قرار داده بودند و باين استعجال استهزاء مينمودند لذا بنظر حقير ظاهر آيه شريفه آنستكه يكروز نزد خداوند نظر بحلم و صبر او و حضور ازمان و اشياء نزدش مانند هزار سال است بحساب شما يعنى هزار سال شما مانند يكروز است پيش او پس اگر وعده عذاب او بتأخير افتد شما اماره بر عدم نزول آن قرار ندهيد و چون او ميداند كسى نميتواند از حيطه تصرّفش خارج شود و قدرت او هميشه باقى است تعجيل در عقوبت نميفرمايد و براى تسجيل امر باز اشاره باحوال امم سابقه فرموده كه آنها هم مانند شما ستمكار بودند بر خود و پيغمبرانشان و ما مهلت داديم بآنها و پس از چندى عذاب را بر آنها وارد نموديم كه مفرّى بر ايشان نبود و برگشت تمام خلائق بحكم خداوند است و به پيغمبر خود دستور فرموده كه بمردم بفرمايد كه من فقط موظّفم شما را با ادلّه و براهين واضحه از خداوند و عذابش بترسانم ديگر تعجيل و تأخير آن منوط بمصلحتى است كه خدا ميداند پس كسانيكه داراى ايمان و اعمال صالحه باشند مشمول رحمت و مغفرت الهيّه خواهند شد و روزى آنها بخوبى و خوشى با عزت و احترام و فضيلت تمام بايشان خواهد رسيد و كسانيكه سعى و كوشش نمودند از روى تعصّب و عناد براى اخفاء نور حقّ و ردّ آيات محكمات خدا بمجادله و مغالطه براى آنكه عاجز نمايند بگمان خودشان خدا و پيغمبر او را از رواج دين حقّ در آتش سوزان جايگير خواهند بود و كلمه معاجزين مأخوذ از عاجز بمعناى سابق است و بمناسبت آنكه هر يك از دو نفر كه مسابقه مينمايند ميخواهند ديگرى را عاجز نمايند استعمال شده و بعضى معجزّين بتشديد قرائت نموده‌اند و بباز دارندگان مردم از متابعت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و نسبت دهندگان ايشان را بعجز و غيره ترجمه و تفسير شده است.

جلد 3 صفحه 614

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ الَّذِين‌َ سَعَوا فِي‌ آياتِنا مُعاجِزِين‌َ أُولئِك‌َ أَصحاب‌ُ الجَحِيم‌ِ (51)

و كساني‌ ‌که‌ سعايت‌ كردند ‌در‌ آيات‌ ‌ما ‌در‌ حالي‌ ‌که‌ تعجيز مي‌كردند اينها أصحاب‌ جحيم‌ هستند.

(فَالَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحات‌ِ): ايمان‌ ‌به‌ جميع‌ عقايد حقّه‌ و ‌به‌ جميع‌ ‌ما انزل‌ ‌علي‌ الرسول‌ و ‌به‌ جميع‌ ضروريّات‌ دين‌ و مذهب‌ ‌که‌ ‌به‌ انكار يكي‌ ‌از‌ ‌آنها‌ ‌از‌ ايمان‌ خارج‌ مي‌شوند. و اعمال‌ صالحه‌ اعمال‌ نفسيّه‌ اخلاق‌ حميده‌ و جوارحيّه‌

جلد 13 - صفحه 318

واجبات‌ الهيّه‌ ‌که‌ مصداق‌ أتم‌ّ ‌آنها‌ خاندان‌ عصمت‌ و طهارت‌ هستند ‌که‌ ‌از‌ حضرت‌ موسي‌ ‌بن‌ جعفر ‌از‌ پدر بزرگوارش‌ ‌که‌ فرمود:

«اولئك‌ آل‌ محمّد ‌عليهم‌ ‌السلام‌»

و مصاديق‌ بسيار دارد ‌تا‌ قيامت‌ بمراتب‌ مختلفه‌ و درجات‌ متفاوته‌.

(لَهُم‌ مَغفِرَةٌ وَ رِزق‌ٌ كَرِيم‌ٌ): اشكال‌: آل‌ محمّد ‌عليهم‌ ‌السلام‌ ‌که‌ گناه‌ نداشتند احتياج‌ بمغفرت‌ ندارند.

جواب‌: مغفرة ‌آنها‌ غفران‌ شيعيان‌ و دوستان‌ و بستگان‌ ‌به‌ ‌آنها‌ ‌است‌ ‌در‌ دعاء ابي‌ حمزه‌

(‌ان‌ ادخلتني‌ النار ففي‌ ‌ذلک‌ سرور عدوّك‌ و ‌ان‌ ادخلتني‌ الجنة ففي‌ ذاك‌ سرور نبيك‌ و انا و اللّه‌ اعلم‌ ‌ان‌ سرور نبيّك‌ احب‌ اليك‌ ‌من‌ سرور عدوّك‌.

(وَ الَّذِين‌َ سَعَوا فِي‌ آياتِنا): سعايت‌ جدّيّت‌ و سعي‌ و كوشش‌ ‌است‌ ‌در‌ ابطال‌ آيات‌ الهيّه‌ و آيات‌ الهي‌ منحصر بآيات‌ قرآن‌ نيست‌ تمام‌ معجزات‌ انبياء و ائمّه‌ آيات‌ الهي‌ ‌است‌ شخص‌ انبياء و ائمّه‌ بلكه‌ علماء أعلام‌ آيات‌ الهي‌ هستند، دستورات‌ و فرامين‌ خداوند آيات‌ ‌او‌ ‌است‌.

(مُعاجِزِين‌َ): ‌که‌ ‌در‌ مقام‌ هستند پيغمبر و ائمّه‌ طاهرين‌ و علماء دين‌ و مؤمنين‌ ‌را‌ عاجز كنند ‌که‌ ‌آنها‌ بمقاصد ديني‌ ‌خود‌ نائل‌ شوند:

(أُولئِك‌َ أَصحاب‌ُ الجَحِيم‌ِ): ‌در‌ خبر مصداق‌ أتم‌ّ ‌آنها‌ ‌را‌ بيان‌ مي‌فرمايد:

«‌قال‌: هي‌ الأربعة النّفر التّيمي‌ّ و العدوي‌ّ و الأمويّين‌»

و ‌اينکه‌ ‌هم‌ مصداق‌ بسيار دارد ‌که‌ شرحش‌ خالي‌ ‌از‌ محذور نيست‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 51)- و در این آیه اضافه می‌کند: آنها که در (محو) آیات ما تلاش کردند، و چنین می‌پنداشتند که می‌توانند بر اراده حتمی ما غالب شوند، اصحاب دوزخند» (وَ الَّذِینَ سَعَوْا فِی آیاتِنا مُعاجِزِینَ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَحِیمِ).

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

منابع