آیه 4 سوره هود: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(تفسیر آیه)
جز (ویرایش مهدی موسوی (بحث) به آخرین تغییری که Quran انجام داده بود واگردانده شد)
سطر ۵۳: سطر ۵۳:
  
 
بازگشت شما به سوى خداست و او بر هر چيزى تواناست.
 
بازگشت شما به سوى خداست و او بر هر چيزى تواناست.
 
أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ «5»
 
 
بدانيد كه مخالفان براى آنكه خود را از پيامبر پنهان دارند، سر و سينه‌هاى خود را به هم نزديك مى‌كنند و لباس‌هاى خويش را بر سر مى‌كشند (تا شناخته نشوند، غافل از آنكه) خداوند تمام كارهاى سرّى و آشكار آنان را مى‌داند. همانا او به اسرار درون سينه‌ها آگاه است.
 
 
===نکته ها===
 
 
«يَثْنُونَ»، به معناى نزديك قراردادن و خم كردن دو چيز است؛ ( «اثْنانِ» يعنى دوتا) و به كينه در دل گرفتن نيز گفته مى‌شود. بنابراين جمله‌ «يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ» يا به معناى آن است كه كفّار سينه‌هاى خود را براى حرف‌هاى محرمانه و توطئه عليه انبيا به هم نزديك مى‌كنند و يا به معناى آن است كه آنها كينه‌ى انبيا را در دل دارند.
 
 
در آيه 7 سوره‌ى نوح مى‌خوانيم: «جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ» يعنى كفّار انگشتان خود را در گوش‌هايشان مى‌گذارند و لباس خود را بر سرشان مى‌كشند تا نداى انبيا
 
 
جلد 4 - صفحه 20
 
 
را نشنوند.
 
 
مهم‌ترين اشكال منكرين معاد دو چيز است:
 
 
الف: چه قدرتى مى‌تواند مردگان را زنده كند، كه آيه‌ى 4 مى‌فرمايد: «هُوَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ» خداوند بر هر كارى قادر است.
 
 
ب: چگونه ذرّات پخش شده يكجا جمع مى‌شوند، كه آيه‌ى 5 مى‌فرمايد: «إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»
 
 
===پیام ها===
 
 
1- بازگشت ما تنها به سوى خداست، نه ديگران. «إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ»
 
 
2- در آيات قبل توحيد و نبوّت مطرح بود، اين آيه اصل معاد را مطرح مى‌كند. «إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ»
 
 
3- بر فرض اهداف شوم خود را از پيامبر مخفى بداريد، خداوند كه عالم به اسرار سينه‌هاست. «يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ‌ ... إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»
 
 
جلد 4 - صفحه 21
 
 
جزء «12»
 
 
}}
 
}}
  
سطر ۹۵: سطر ۶۳:
  
  
أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ «5»
+
إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَ هُوَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ «4»
 
 
شأن نزول‌ «1»: ابن عباس نقل نمايد: بعضى منافقان كه با پيغمبر مصادف شدى سينه را در پيچيدى و راه را كج نمودى تا پيغمبر صلى اللّه عليه و آله را نبيند. و
 
 
 
«1» از تفسير مجمع البيان ج 5 ص 143.
 
  
جلد 6 - صفحه 17
+
إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ‌: در آن روز به حكم الهى است بازگشت شما به تمامه،
  
سر در پيش و روى پوشيدى تا پيغمبر نيز او را نبيند. آيه شريفه نازل شد:
+
«1» مدرك سابق.
  
أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ‌: آگاه باش به تحقيق كفار و منافقين برمى‌گردانند به تكبّر سينه‌هاى خود را، يا اعراض دهند سينه‌ها را از روى شك و نفاق و عناد، لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ‌: براى آن كه پنهان كنند خود را از پيغمبر و نبينند او را، يا به جهت آن كه نشنوند كلام قرآن و سخن پيغمبر را. ابن زيد گفته: «1» منافقين مجالس سرّى در باب پيغمبر صحبت مى‌داشتند، چون كسى وارد شدى خود را بهم آوردى و سينه به سينه هم گذاردى و نجوى نمودى تا مطلب مخفى گشتى. نزد بعضى معنى آن كه بهم مى‌پيچيدند تا از خداى تعالى پنهان دارند اگر ممكن شدى و لكن چه فايده داشت. أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ‌: آگاه باش در آن هنگام كه مى‌پوشانند سرهاى خود را به جامه‌ها، و گفتگو كنند سرّا در تدبير دشمنى با پيغمبر و مؤمنين. يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ‌: ذات احديت الهى مى‌داند آنچه را كه به كوشش خود پنهان نمايند و جامه به سر انداخته نجوى كنند و آنچه آشكارا گويند.
+
«2» تفسير قمى ج 1 ص 321.
  
حاصل آن كه خداوند متعال به علم ازلى عالم است به درونه مخفيات و كشفيات امور ايشان. و ذره‌اى از جزئيات اقوال و افعال، بر ذات سبحانى پوشيده نيست.
+
جلد 6 - صفحه 16
  
كافى و عياشى به اسناد خود از حضرت باقر عليه السلام نقل مى‌كنند كه فرمود: جابر بن عبد اللّه انصارى مرا خبر داد كه مشركين وقتى اطراف كعبه بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مى‌گذشتند، سر و پشت را خم و سر را مى‌پوشانيدند تا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را نبيند. حق تعالى آيه شريفه را نازل و فعل شنيع آنها را اعلام نمود. «2» إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ: به تحقيق ذات سبحانى عالم است به حقيقت آنچه در قلوب مى‌باشد از سرائر و خواطر.
+
به اينكه اعاده فرمايد شما را براى جزاى اعمال از ثواب بر ايمان و طاعت، و عقاب بر كفر و معصيت. وَ هُوَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ: و ذات احديت خداوند متعال بر هر چيزى قادر است؛ و از جمله آن كه قدرت دارد بر اعاده و بعث و جزا. پس حذر كنيد از مخالفت الهى و بيانديشيد از عقاب سبحانى، به اقدام در طاعات و اجتناب از محرمات.
  
«1» تفسير أبو الفتوح رازى ج 6 ص 244.
+
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در ذيل خطبه 187 مى‌فرمايد: فسابقوا رحمكم اللّه الى منازلكم الّتى امرتم ان تعمروها و الّتى رغبتم فيها و دعيتم اليها و استتمّوا نعم اللّه عليكم بالصّبر على طاعته و المجانبة لمعصيته فانّ غدا من اليوم قريب ما اسرع السّاعات فى اليوم و اسرع الايّام فى الشّهر و اسرع الشّهور فى السّنة و اسرع السّنين فى العمر. يعنى: پس سبقت كنيد اى مردمان، خدا رحمت كند شما را، بر منزلهاى خود كه مأمور شديد به تعمير آنها و ترغيب شديد به آن و دعوت شديد به آن. و طلب نمائيد از خداى تعالى تماميت نعم را بر شما با صبر در طاعات و اجتناب از محرمات. پس به تحقيق فردا نزديك است از امروز. چقدر سرعت كنند ساعتها در روز، و سريع هستند روزها در ماه، و سريع هستند ماهها در سال، و سالها در تمام شدن عمر.
 
 
«2» تفسير عياشى ج 2 ص 139.
 
 
 
جلد 6 - صفحه 18
 
 
 
على بن ابراهيم قمى قدس سره در اين آيه فرمايد: كتمان مى‌كنند آنچه را كه در سينه ايشان است از بغض على عليه السّلام. فرمود پيغمبر صلى اللّه عليه و اله: علامت منافق بغض على عليه السّلام است. و جماعتى بودند كه اظهار مودت مى‌نمودند به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و پنهان مى‌داشتند عداوت او را. «1» تذكره: شخص متفطن وقتى تأمل نمايد در تفسير آيات الهيه هر آينه دريابد كه هر آيه‌اى در مرحله خود يك نوع دستور اخلاقى، علمى و عملى است براى نوع بشر، كه فوق آن متصور نيست. از جمله تدبر در اين آيه مباركه، تسليه خاطرى است براى غمزدگان ناملايمات هر عصرى و آزرده‌شدگان تهاجمات هر زمانى كه در ديانت حقه اسلاميه استقامت و ثبات ورزيده مانند همج رعاع به هر باد مخالفى متزلزل نگردد و اساس ديانتى را از دست ندهد. قدرى مطالعه نمايد احوال آن وجودى كه خير محض و محض خير در جامعه دنيا به تبليغ فرامين خلاق عالم و ارشاد بنى آدم علم استقامت برافراشته و نهايت جديت را داشته؛ بر ناهنجاريهاى گوناگون صبر نموده تا آنكه نام نامى اسلامى را باقى، و صيت شهريارى نبوى را در اكناف عالم جارى گردانيد. زهى سعادت جوانمردانى كه در اظهار علاقه‌مندى و ديندارى اين رويه پسنديده را پيش داشته، و از آئين دين حضرت محمّدى صلى اللّه عليه و آله دست برنداشته، دامن جهد را به كمر همت بربسته، و در بحر تهاجم فتن و محن غوطه‌ور شده تا گوهر شاهوار سعادت ابديه و فيض غير متناهيه الهيه را دريابد.
 
  
  
سطر ۱۲۵: سطر ۸۳:
 
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
 
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ «5»
+
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌
 +
 
 +
الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ «1» أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ «2» وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ يُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ «3» إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَ هُوَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ «4»
  
 
ترجمه‌
 
ترجمه‌
  
آگاه باشيد همانا آنان خم ميكنند سينه‌هاشان را تا پوشيده دارند از او آگاه باشيد هنگاميكه بر سر ميكشند جامه‌هاشانرا ميداند آنچه را آشكار ميكنند و آنچه را پنهان ميدارند همانا او دانا است بضمائر سينه‌ها.
+
كتابيست كه محكم شده است آيتهاى آن پس تفصيل داده شده است از نزد درست كردار آگاه‌
 +
 
 +
كه نپرستيد مگر خدا را همانا من شما را از او ترساننده و مژده دهنده‌ام‌
 +
 
 +
و آنكه آمرزش خواهيد از پروردگارتان پس بازگشت كنيد بسوى او برخوردار ميكند شما را برخوردارى نيكوئى تا مدّتى نام برده شده و ميدهد به هر صاحب مزيّتى مزيّتش را و اگر رو گردانيد پس همانا من ميترسم بر شما عذاب روزى را بزرگ‌
 +
 
 +
بسوى خدا است بازگشت شما و او بر هر چيزى توانا است.
  
 
تفسير
 
تفسير
  
اصل ثنى بمعنى عطف است كه در پيچاندن و خم كردن و تا نمودن استعمال ميشود و اينجا مراد آنستكه اهل شرك وقتى بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عبور مينمودند سر و كمرشان را خم مينمودند و جامه خود را بسر ميكشيدند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنها را نبيند چنانچه در كافى و عيّاشى ره از امام باقر عليه السّلام روايت نموده و بنابراين ضمير منه راجع به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و بعضى ضمير را راجع به خدا دانسته‌اند بمناسبت ذيل آيه و بنظر حقير ذيل آيه منافى با رجوع ضمير به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيست چون علم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم‌
+
راجع به الربيانى در اوّل سوره يونس گذشت و محكم بودن آيات قرآن از حيث نظم و ترتيب و لفظ و معنى و حجّت و دليل و مطابقه با حقّ و حقيقت و مأمون بودن از نقص و خلل و بطلان و نسخ و زوال واضح و مبرهن است و بنابراين كتاب خبر مبتداء محذوف است كه قرآن باشد چنانچه قمّى از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه آن قرآن است و نيز تفصيل داده شده است آيات قرآنيّه به بيان توحيد و نبوّت و امامت و معاد و دلائل آنها و مواعظ و نصايح و قصص و حكايات و بشارت و انذار و بيان هر حقّ و حقيقتى و بتدريج نازل شده است بر پيغمبر اكرم و آنحضرت قرائت فرموده است بر امّت بهمان نحو كه نازل شده است حتّى با فواصل آيات و بنابراين ممكن است اين جمله‌
  
جلد 3 صفحه 59
+
جلد 3 صفحه 58
  
بواسطه علم خدا است كه بآنحضرت اعلام ميفرمود پس مرجع يكى است و قمّى ره فرموده كه مراد كتمان بغض على عليه السّلام است كه در سينه‌هاشان جاى داشت و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود علامت منافق است چون بعضى در حضور پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اظهار مودّت با امير المؤمنين عليه السّلام مينمودند با آنكه باطنا دشمن آنحضرت بودند و عداوت خودشان را مستور ميداشتند و بنابراين از پيچاندن سينه معناى كنائى اراده شده و مراد اهل نفاقند و در هر حال آنچه را از خدا و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پنهان مينمودند در آنحال كه مشغول به ستر بودند و در غير آنحال و آنچه را آشكار مينمودند در علم خدا و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يكسان بود و تفاوتى روى نميداد و اينكه حال سر كشيدن ثياب مخصوص بذكر شده بنظر حقير براى رغم انف آنها است كه بدانند نميتوانند چيزى را از خدا مخفى نمايند و بعضى گفته‌اند اين عمل را براى نشنيدن كلام خدا مينمودند و بعلاوه انگشتهاشانرا در گوشهاشان قرار ميدادند چنانچه در آيه ديگر بيان آن شده است و خداوند تمام حقائق و ذوات اشياء را ميداند كه از آن جمله است سينه‌ها كه در آن دلها جاى دارد و در آن محبّت و عداوت و غرض صحيح و فاسد قرار گرفته و نميشود كوچكترين امرى را از خدا و رسول مستور داشت ..
+
اشاره باشد بآنكه فواصل آيات و سور هم از قبل خداوند است چنانچه در اواخر تفسير سوره فاتحة الكتاب مفصّلا بيان شد و در هر صورت به اقتضاء حكمت و خبرويّت مفصّل و مرتّب شده است و كلمه ثمّ براى تراخى حالى است نه زمانى يعنى خصوصيّت و حالت تفصيل با حالت و خصوصيّت احكام متفاوت است و افتراق واضحى دارد و مقصود از انزال كتاب و احكام آيات و تفصيل آن آنستكه بندگان نپرستند جز خداوند يگانه را و بدانند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منذر است بعقاب و مبشّر است بثواب از طرف خداوند اهل شرك و توحيد را و آنكه استغفار نمايند و توبه كنند از عقائد و اعمال ناشايسته خودشان تا خداوند در دنيا مدّت عمرشان بآنها امنيّت و وسعت و نعمت عنايت فرمايد و همه را بكمال لايق بحالشان برساند و در آخرت به اجر جزيل و جزاى جميل فائز شوند و بدانند كه در صورت مخالفت و اعراض از امتثال اوامر الهى بعذاب روز قيامت كه از هر جهت روز بزرگى است گرفتار خواهند شد و ممكن است مراد عذاب دنيوى از قبيل خسف و صاعقه باشد و در هر حال بازگشت خلق بخالق است و او بر هر امر و هر نوع عذاب و هر مرتبه از آن قادر است و بنابراين بزرگى و عظمت چنين روزى بر كسى كه اندك توجّهى كند و از وادى غفلت بيرون آيد واضح و آشكار است و محتاج بتوضيح و بيان نيست.
 
}}
 
}}
 
|-|
 
|-|
سطر ۱۴۳: سطر ۱۰۹:
 
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
 
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
أَلا إِنَّهُم‌ يَثنُون‌َ صُدُورَهُم‌ لِيَستَخفُوا مِنه‌ُ أَلا حِين‌َ يَستَغشُون‌َ ثِيابَهُم‌ يَعلَم‌ُ ما يُسِرُّون‌َ وَ ما يُعلِنُون‌َ إِنَّه‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذات‌ِ الصُّدُورِ «5»
+
إِلَي‌ اللّه‌ِ مَرجِعُكُم‌ وَ هُوَ عَلي‌ كُل‌ِّ شَي‌ءٍ قَدِيرٌ «4»
  
آگاه‌ باشيد محققا ‌اينکه‌ كفار و مشركين‌ آنچه‌ ‌در‌ قلوب‌ ‌آنها‌ ‌است‌ ‌از‌ شرك‌ و كفر و عناد و عداوت‌ اظهار نميكنند بتوهم‌ اينكه‌ مخفي‌ بدارند ‌او‌ ‌را‌ آگاه‌ باشيد زماني‌ ‌که‌ لباس‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌بر‌ سرميكشند و ‌خود‌ ‌را‌ ‌در‌ لباس‌ مستور ميكنند ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ نشناسيد خداوند تبارك‌ و ‌تعالي‌ ميداند آنچه‌ ‌را‌ ‌که‌ پنهان‌ ميكنند و آنچه‌ ‌را‌ ‌که‌ اظهار ميدارند محققا خداوند عالم‌ ‌است‌ بقلوب‌ و آنچه‌ ‌در‌ قلوب‌ ‌است‌.
+
بسوي‌ خداوند ‌است‌ بازگشت‌ جميع‌ شماها و ‌او‌ ‌بر‌ ‌هر‌ چيزي‌ توانا ‌است‌.
  
أَلا إِنَّهُم‌ يَثنُون‌َ صُدُورَهُم‌ ثني‌ بمعني‌ طوي‌ پيچيدن‌ ‌است‌ مثل‌ لوله‌ كاغذ ‌که‌ آنچه‌ ‌در‌ ‌آن‌ نوشته‌ ‌شده‌ مستور ‌باشد‌ ‌در‌ قرآن‌ مجيد ميفرمايد يَوم‌َ نَطوِي‌ السَّماءَ كَطَي‌ِّ السِّجِل‌ِّ لِلكُتُب‌ِ انبياء ‌آيه‌ 104 كانه‌ قلوب‌ ‌خود‌ ‌را‌ لوله‌ ميكنند ‌که‌ آنچه‌ ‌در‌ ‌او‌ ‌است‌ مستور ‌باشد‌.
+
إِلَي‌ اللّه‌ِ مَرجِعُكُم‌ گذشت‌ ‌در‌ جمله‌ إِنّا لِلّه‌ِ وَ إِنّا إِلَيه‌ِ راجِعُون‌َ اينكه‌ خداوند احاطه‌ قيوميت‌ دارد بجميع‌ موجودات‌ امكانيه‌، قرب‌ و ‌بعد‌ ندارد، مكان‌ و محلي‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌او‌ نيست‌ چنانچه‌ مجسمه‌ گفتند ‌که‌ ‌بر‌ تخت‌ جلوس‌ دارد ‌که‌ عرش‌ الهي‌ ‌است‌ و خلق‌ اولين‌ و آخرين‌ ‌را‌ ميبرند پاي‌ عرش‌ و مورد سؤال‌ و جواب‌ ميشوند، و مراد ‌از‌ رجوع‌ اليه‌ رجوع‌ بمحكمه‌ عدل‌ الهي‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌هر‌ كس‌ ‌را‌ بجزاي‌ ‌خود‌ ميرساند مؤمن‌ و كافر، مطيع‌ و عاصي‌، عادل‌ و فاسق‌، صالح‌ و طالح‌، موحد و مشرك‌، ظالم‌ و مظلوم‌.
  
لِيَستَخفُوا مِنه‌ُ لام‌ غرض‌ ‌است‌ ‌يعني‌ مقصود و منظور ‌آنها‌ ‌از‌ پيچيدن‌ قلوب‌ استخفاء ‌از‌ ‌آن‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌بر‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ و مؤمنين‌ مخفي‌ ‌باشد‌ غافل‌ ‌از‌ اينكه‌ عالم‌ السرّ و الخفيات‌ ‌از‌ بواطن‌ ‌آنها‌ ‌با‌ خبر ‌است‌
+
وَ هُوَ عَلي‌ كُل‌ِّ شَي‌ءٍ قَدِيرٌ قدرتش‌ ‌غير‌ متناهي‌ ‌است‌ و ‌از‌ صفات‌ ذاتيه‌ ذات‌ اضافه‌ ‌است‌ و عين‌ ذات‌ ‌است‌ ‌هر‌ ‌که‌ ‌را‌ نجات‌ بخشد احدي‌ ‌را‌ نميرسد جلوگيري‌ كند و اعتراض‌ نمايد و ‌هر‌ ‌که‌ ‌را‌ عذاب‌ كند احدي‌ ‌را‌ قدرت‌ نيست‌ ‌بر‌ دفع‌ و رفع‌ ‌آن‌
  
يعلم‌ خائنة الاعين‌ و ‌ما تخفي‌ الصدور
+
جلد 11 - صفحه 8
  
مؤمن‌ ‌آيه‌ 20.
+
و آنچه‌ حكم‌ فرمايد طبق‌ حق‌ و عدل‌ ‌است‌ و بجا و بموقع‌ ‌است‌ ‌حتي‌ ‌در‌ موضوع‌ شفاعت‌ ‌تا‌ اجازه‌ ‌او‌ نرسد و محل‌ قابليت‌ شفاعت‌ نداشته‌ ‌باشد‌ كسي‌ قدرت‌ ‌بر‌ شفاعت‌ ‌هم‌ ندارد فعّال‌ ‌ما يشاء ‌است‌.
 
 
أَلا حِين‌َ يَستَغشُون‌َ ثِيابَهُم‌ غشاء پوست‌ ‌است‌ ‌که‌ مغزه‌ ‌را‌ احاطه‌ كرده‌ و پوشانيده‌ و استغشاء پوشيده‌ كردن‌ ‌است‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌در‌ ثياب‌ مثل‌ عباء و لحافي‌ ‌که‌ زير
 
 
 
جلد 11 - صفحه 9
 
 
 
‌آن‌ مخفي‌ شوند بتوهم‌ اينكه‌ كسي‌ ‌آنها‌ ‌را‌ نبيند و نشناسد ‌ يا ‌ ‌براي‌ اينكه‌ كلمات‌ طرف‌ ‌را‌ نشنود چنانچه‌ حضرت‌ نوح‌ ‌در‌ پيشگاه‌ احديت‌ عرض‌ كرد وَ إِنِّي‌ كُلَّما دَعَوتُهُم‌ لِتَغفِرَ لَهُم‌ جَعَلُوا أَصابِعَهُم‌ فِي‌ آذانِهِم‌ وَ استَغشَوا ثِيابَهُم‌ نوح‌ ‌آيه‌ 6.
 
 
 
يَعلَم‌ُ ما يُسِرُّون‌َ وَ ما يُعلِنُون‌َ سرّ و علن‌، بطن‌ و ظهر، جهر و خفية نسبت‌ بعلم‌ الهي‌ مساوي‌ ‌است‌ غيب‌ و حضور ‌بر‌ ‌او‌ تفاوتي‌ ندارد ازلا ميداند آنچه‌ ‌در‌ ابد ‌است‌ و ابدا ميداند آنچه‌ ‌در‌ ازل‌ بوده‌ إِنَّه‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذات‌ِ الصُّدُورِ.
 
 
}}
 
}}
 
|-|
 
|-|
سطر ۱۷۰: سطر ۱۲۸:
 
]
 
]
  
(آیه 5)- این آیه بطور کلی اشاره به یکی از کارهای احمقانه دشمنان اسلام و پیامبر صلّی اللّه علیه و آله می‌کند که با استفاده از روش نفاق آمیز و دورکشی از حق می‌خواستند ماهیت خود را از نظرها پنهان سازند تا گفتار حق را نشنوند.
+
(آیه 4)- به هر حال بدانید که هر کس باشید، و در هر مقام و منزلتی قرار گیرید، سر انجام «بازگشت همه شما به سوی خداست» (إِلَی اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ).
 
 
لذا می‌گوید: «آگاه باشید! آنها (سرها را به هم نزدیک ساخته و) سینه‌هایشان را در کنار هم قرار می‌دهند تا خود (و سخنان خویش) را از او (پیامبر) پنهان دارند» (أَلا إِنَّهُمْ یَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِیَسْتَخْفُوا مِنْهُ).
 
 
 
تعبیر «یَثْنُونَ» ممکن است اشاره به هرگونه «مخفی کاری» ظاهری و باطنی دشمنان پیامبر صلّی اللّه علیه و آله باشد.
 
 
 
لذا قرآن بلافاصله اضافه می‌کند: «آگاه باشید آنها هنگامی که خود را در جامه‌هایشان پنهان می‌دارند پروردگار پنهان و آشکار آنان را می‌داند» (أَلا حِینَ یَسْتَغْشُونَ ثِیابَهُمْ یَعْلَمُ ما یُسِرُّونَ وَ ما یُعْلِنُونَ).
 
 
 
«چرا که او از اسرار درون سینه‌ها آگاه است» (إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ).
 
 
 
ج2، ص325
 
  
آغاز جزء دوازدهم قرآن مجید
+
و این جمله اشاره به اصل پنجمی از اصول تفصیلی قرآن یعنی مسأله معاد و رستاخیز است.
  
ادامه سوره هود
+
اما هیچ گاه فکر نکنید که قدرت شما در برابر قدرت خدا اهمیتی دارد، یا می‌توانید از فرمان او، و دادگاه عدالتش فرار کنید، و نیز تصور نکنید که او نمی‌تواند استخوانهای پوسیده شما را بعد از مرگ جمع‌آوری کند، و لباس حیات و زندگی نوینی بر آن بپوشاند «چرا که او بر همه چیز قادر و تواناست» (وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ).
 
}}
 
}}
 
|-|
 
|-|
سطر ۱۹۲: سطر ۱۴۰:
  
 
==تفسیر های فارسی==
 
==تفسیر های فارسی==
==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=11 |آیه=5}}===
+
==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=11 |آیه=4}}===
==={{تفسیر خسروی|سوره=11 |آیه=5}}===
+
==={{تفسیر خسروی|سوره=11 |آیه=4}}===
==={{تفسیر عاملی|سوره=11 |آیه=5}}===
+
==={{تفسیر عاملی|سوره=11 |آیه=4}}===
==={{تفسیر جامع|سوره=11 |آیه=5}}===
+
==={{تفسیر جامع|سوره=11 |آیه=4}}===
  
 
==تفسیر های عربی==
 
==تفسیر های عربی==
==={{تفسیر المیزان|سوره=11 |آیه=5}}===
+
==={{تفسیر المیزان|سوره=11 |آیه=4}}===
==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=11 |آیه=5}}===
+
==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=11 |آیه=4}}===
==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=11 |آیه=5}}===
+
==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=11 |آیه=4}}===
==={{تفسیر الصافی|سوره=11 |آیه=5}}===
+
==={{تفسیر الصافی|سوره=11 |آیه=4}}===
==={{تفسیر الکاشف|سوره=11 |آیه=5}}===
+
==={{تفسیر الکاشف|سوره=11 |آیه=4}}===
 
</tabber>
 
</tabber>
  

نسخهٔ ‏۱۳ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۰۵

مشاهده آیه در سوره

إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

مشاهده آیه در سوره


<<3 آیه 4 سوره هود 5>>
سوره : سوره هود (11)
جزء : 11
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

رجوع شما به سوی خداست و او بر همه چیز تواناست.

بازگشت شما فقط به سوی خداست و او بر هر کاری تواناست.

بازگشت شما به سوى خداست، و او بر هر چيزى تواناست.

بازگشتتان به خداست و او بر هر كارى تواناست.

(بدانید) بازگشت شما بسوی «اللّه» است، و او بر هر چیز تواناست!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

To Allah will be your return, and He has power over all things.’

To Allah is your return, and He has power over all things.

Unto Allah is your return, and He is Able to do all things.

'To Allah is your return, and He hath power over all things.'"

معانی کلمات آیه

«مَرْجِع»: مصدر میمی و به معنی رجوع است.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَ هُوَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ «4»

بازگشت شما به سوى خداست و او بر هر چيزى تواناست.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَ هُوَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ «4»

إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ‌: در آن روز به حكم الهى است بازگشت شما به تمامه،

«1» مدرك سابق.

«2» تفسير قمى ج 1 ص 321.

جلد 6 - صفحه 16

به اينكه اعاده فرمايد شما را براى جزاى اعمال از ثواب بر ايمان و طاعت، و عقاب بر كفر و معصيت. وَ هُوَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ: و ذات احديت خداوند متعال بر هر چيزى قادر است؛ و از جمله آن كه قدرت دارد بر اعاده و بعث و جزا. پس حذر كنيد از مخالفت الهى و بيانديشيد از عقاب سبحانى، به اقدام در طاعات و اجتناب از محرمات.

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در ذيل خطبه 187 مى‌فرمايد: فسابقوا رحمكم اللّه الى منازلكم الّتى امرتم ان تعمروها و الّتى رغبتم فيها و دعيتم اليها و استتمّوا نعم اللّه عليكم بالصّبر على طاعته و المجانبة لمعصيته فانّ غدا من اليوم قريب ما اسرع السّاعات فى اليوم و اسرع الايّام فى الشّهر و اسرع الشّهور فى السّنة و اسرع السّنين فى العمر. يعنى: پس سبقت كنيد اى مردمان، خدا رحمت كند شما را، بر منزلهاى خود كه مأمور شديد به تعمير آنها و ترغيب شديد به آن و دعوت شديد به آن. و طلب نمائيد از خداى تعالى تماميت نعم را بر شما با صبر در طاعات و اجتناب از محرمات. پس به تحقيق فردا نزديك است از امروز. چقدر سرعت كنند ساعتها در روز، و سريع هستند روزها در ماه، و سريع هستند ماهها در سال، و سالها در تمام شدن عمر.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ «1» أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ «2» وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ يُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ «3» إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَ هُوَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ «4»

ترجمه‌

كتابيست كه محكم شده است آيتهاى آن پس تفصيل داده شده است از نزد درست كردار آگاه‌

كه نپرستيد مگر خدا را همانا من شما را از او ترساننده و مژده دهنده‌ام‌

و آنكه آمرزش خواهيد از پروردگارتان پس بازگشت كنيد بسوى او برخوردار ميكند شما را برخوردارى نيكوئى تا مدّتى نام برده شده و ميدهد به هر صاحب مزيّتى مزيّتش را و اگر رو گردانيد پس همانا من ميترسم بر شما عذاب روزى را بزرگ‌

بسوى خدا است بازگشت شما و او بر هر چيزى توانا است.

تفسير

راجع به الربيانى در اوّل سوره يونس گذشت و محكم بودن آيات قرآن از حيث نظم و ترتيب و لفظ و معنى و حجّت و دليل و مطابقه با حقّ و حقيقت و مأمون بودن از نقص و خلل و بطلان و نسخ و زوال واضح و مبرهن است و بنابراين كتاب خبر مبتداء محذوف است كه قرآن باشد چنانچه قمّى از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه آن قرآن است و نيز تفصيل داده شده است آيات قرآنيّه به بيان توحيد و نبوّت و امامت و معاد و دلائل آنها و مواعظ و نصايح و قصص و حكايات و بشارت و انذار و بيان هر حقّ و حقيقتى و بتدريج نازل شده است بر پيغمبر اكرم و آنحضرت قرائت فرموده است بر امّت بهمان نحو كه نازل شده است حتّى با فواصل آيات و بنابراين ممكن است اين جمله‌

جلد 3 صفحه 58

اشاره باشد بآنكه فواصل آيات و سور هم از قبل خداوند است چنانچه در اواخر تفسير سوره فاتحة الكتاب مفصّلا بيان شد و در هر صورت به اقتضاء حكمت و خبرويّت مفصّل و مرتّب شده است و كلمه ثمّ براى تراخى حالى است نه زمانى يعنى خصوصيّت و حالت تفصيل با حالت و خصوصيّت احكام متفاوت است و افتراق واضحى دارد و مقصود از انزال كتاب و احكام آيات و تفصيل آن آنستكه بندگان نپرستند جز خداوند يگانه را و بدانند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منذر است بعقاب و مبشّر است بثواب از طرف خداوند اهل شرك و توحيد را و آنكه استغفار نمايند و توبه كنند از عقائد و اعمال ناشايسته خودشان تا خداوند در دنيا مدّت عمرشان بآنها امنيّت و وسعت و نعمت عنايت فرمايد و همه را بكمال لايق بحالشان برساند و در آخرت به اجر جزيل و جزاى جميل فائز شوند و بدانند كه در صورت مخالفت و اعراض از امتثال اوامر الهى بعذاب روز قيامت كه از هر جهت روز بزرگى است گرفتار خواهند شد و ممكن است مراد عذاب دنيوى از قبيل خسف و صاعقه باشد و در هر حال بازگشت خلق بخالق است و او بر هر امر و هر نوع عذاب و هر مرتبه از آن قادر است و بنابراين بزرگى و عظمت چنين روزى بر كسى كه اندك توجّهى كند و از وادى غفلت بيرون آيد واضح و آشكار است و محتاج بتوضيح و بيان نيست.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


إِلَي‌ اللّه‌ِ مَرجِعُكُم‌ وَ هُوَ عَلي‌ كُل‌ِّ شَي‌ءٍ قَدِيرٌ «4»

بسوي‌ خداوند ‌است‌ بازگشت‌ جميع‌ شماها و ‌او‌ ‌بر‌ ‌هر‌ چيزي‌ توانا ‌است‌.

إِلَي‌ اللّه‌ِ مَرجِعُكُم‌ گذشت‌ ‌در‌ جمله‌ إِنّا لِلّه‌ِ وَ إِنّا إِلَيه‌ِ راجِعُون‌َ اينكه‌ خداوند احاطه‌ قيوميت‌ دارد بجميع‌ موجودات‌ امكانيه‌، قرب‌ و ‌بعد‌ ندارد، مكان‌ و محلي‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌او‌ نيست‌ چنانچه‌ مجسمه‌ گفتند ‌که‌ ‌بر‌ تخت‌ جلوس‌ دارد ‌که‌ عرش‌ الهي‌ ‌است‌ و خلق‌ اولين‌ و آخرين‌ ‌را‌ ميبرند پاي‌ عرش‌ و مورد سؤال‌ و جواب‌ ميشوند، و مراد ‌از‌ رجوع‌ اليه‌ رجوع‌ بمحكمه‌ عدل‌ الهي‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌هر‌ كس‌ ‌را‌ بجزاي‌ ‌خود‌ ميرساند مؤمن‌ و كافر، مطيع‌ و عاصي‌، عادل‌ و فاسق‌، صالح‌ و طالح‌، موحد و مشرك‌، ظالم‌ و مظلوم‌.

وَ هُوَ عَلي‌ كُل‌ِّ شَي‌ءٍ قَدِيرٌ قدرتش‌ ‌غير‌ متناهي‌ ‌است‌ و ‌از‌ صفات‌ ذاتيه‌ ذات‌ اضافه‌ ‌است‌ و عين‌ ذات‌ ‌است‌ ‌هر‌ ‌که‌ ‌را‌ نجات‌ بخشد احدي‌ ‌را‌ نميرسد جلوگيري‌ كند و اعتراض‌ نمايد و ‌هر‌ ‌که‌ ‌را‌ عذاب‌ كند احدي‌ ‌را‌ قدرت‌ نيست‌ ‌بر‌ دفع‌ و رفع‌ ‌آن‌

جلد 11 - صفحه 8

و آنچه‌ حكم‌ فرمايد طبق‌ حق‌ و عدل‌ ‌است‌ و بجا و بموقع‌ ‌است‌ ‌حتي‌ ‌در‌ موضوع‌ شفاعت‌ ‌تا‌ اجازه‌ ‌او‌ نرسد و محل‌ قابليت‌ شفاعت‌ نداشته‌ ‌باشد‌ كسي‌ قدرت‌ ‌بر‌ شفاعت‌ ‌هم‌ ندارد فعّال‌ ‌ما يشاء ‌است‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 4)- به هر حال بدانید که هر کس باشید، و در هر مقام و منزلتی قرار گیرید، سر انجام «بازگشت همه شما به سوی خداست» (إِلَی اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ).

و این جمله اشاره به اصل پنجمی از اصول تفصیلی قرآن یعنی مسأله معاد و رستاخیز است.

اما هیچ گاه فکر نکنید که قدرت شما در برابر قدرت خدا اهمیتی دارد، یا می‌توانید از فرمان او، و دادگاه عدالتش فرار کنید، و نیز تصور نکنید که او نمی‌تواند استخوانهای پوسیده شما را بعد از مرگ جمع‌آوری کند، و لباس حیات و زندگی نوینی بر آن بپوشاند «چرا که او بر همه چیز قادر و تواناست» (وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ).

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

منابع