آیه 42 سوره احزاب

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۹ مهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۹:۴۳ توسط Aghajani (بحث | مشارکت‌ها) (معانی کلمات آیه)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا

مشاهده آیه در سوره


<<41 آیه 42 سوره احزاب 43>>
سوره : سوره احزاب (33)
جزء : 22
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

و دایم صبح و شام به تسبیح و تنزیه ذات پاکش بپردازید.

و صبح و شام او را تسبیح گویید.

و صبح و شام او را به پاكى بستاييد.

و هر بامداد و شبانگاه تسبيحش گوييد.

و صبح و شام او را تسبیح گویید!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

and glorify Him morning and evening.

And glorify Him morning and evening.

And glorify Him early and late.

And glorify Him morning and evening.

معانی کلمات آیه

  • بكرة: اول روز. راغب گويد، آن به معنى اول روز است.
  • اصيل: ما بعد عصر تا مغرب. جمع آن آصال است. در اقرب الموارد گويد: «الاصيل ... وقت ما بعد العصر الى المغرب».[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً «41»

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! خدا را بسيار ياد كنيد.

وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا «42»

و او را در هر صبح و شام تسبيح نماييد (و به پاكى بستاييد).

نکته ها

ياد خداوند تنها با زبان و گفتار نيست، بلكه در هر فكر، كار و حركتى رضايت خداوند را در نظر داشتن است.

قرآن براى ذكر خدا آثار و بركاتى بيان كرده و يكى از دلايل نماز را ذكر خدا دانسته است، «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي» «1» ياد خدا تنها وسيله‌ى آرامش دل‌هاست. «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «2» و روح آرام و نفس مطمئنّ به پرواز در مى‌آيد و به حقّ مى‌رسد. «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ. ارْجِعِي إِلى‌ رَبِّكِ» «3» و اعراض از ذكر خدا زندگى نكبت بارى را به همراه دارد «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً» «4»

گفته‌اند: تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام نمونه‌اى از ذكر كثير است. «5»

رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس زبان ذاكر داشته باشد، خير دنيا و آخرت به او عطا شده است. و امام صادق عليه السلام فرمود: هر چيزى حدّى دارد جز ذكر خدا.

در حديث مى‌خوانيم: قلب و روح، مثل آهن زنگ مى‌زند و ذكر خدا وسيله‌ى روشنى و جلاى آن است.

در روايات آمده است: ذكر خدا تنها با زبان نيست، ذكر واقعى آن است كه هنگام حلال و حرام ياد خدا كنيم و از گناه دست برداريم. «6»

«1». طه، 14.

«2». رعد، 28.

«3». فجر، 27- 28.

«4». طه، 124.

«5». كافى، ج 2، ص 500.

«6». ميزان الحكمة و سفينةالبحار (ذكر).

جلد 7 - صفحه 378

پیام ها

1- خطاب زيبا و محرمانه، وسيله‌ى جذب مردم و زمينه‌ى پذيرش آنان است. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»

2- ياد خداوند، زمانى در انسان مؤثّر است كه مستمرّ و بسيار باشد. «اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً»

3- بهترين ذكر خدا، تسبيح و تنزيه اوست. اذْكُرُوا اللَّهَ‌ ... وَ سَبِّحُوهُ‌

4- آغاز و پايان روز را با تسبيح و ياد خدا بگذرانيم. «سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً (42)

وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا: و تسبيح نمائيد و تنزيه كنيد ذات يگانه او را بامداد و شبانگاه از آنچه شايسته مقام ربوبى نيست. تخصيص اين دو وقت به نماز صبح و مغرب به جهت آنست كه در اين دو وقت ملائكه صبح و شام حاضر مى‌باشند و هر دو تسبيح با نماز او را ثبت خواهند نمود در نامه عمل او. نزد كلبى مراد «بكرة» نماز صبح و «اصيل» نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء است. و تسميه نماز به تسبيح به جهت آنست كه نماز متضمن تسبيح و تنزيه او سبحانه.

جلد 10 - صفحه 463

علما را در ذكر «كثير» اختلاف است:

1- آنكه خدا را در هيچوقت فراموش نكنيد.

2- ذكر قلبى.

3- مراد ذكر و تسبيح ياد الهى به صفات اعلى و اسماء حسنى.

4- تسبيحات اربع (سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الّا اللّه و اللّه اكبر) و از ائمه هدى عليهم السّلام مروى است هر كه تسبيحات اربع را سى بار بگويد، ذكر خدا بسيار نموده‌ «1».

5- از حضرت صادق عليه السّلام مروى است كه فرمود: من سبّح تسبيح فاطمة فقد ذكر اللّه كثيرا: هر كه تسبيح حضرت فاطمه عليها سلام گويد، پس به تحقيق ذكر خدا بسيار نموده‌ «2».

ابن عباس گفته: حق تعالى بندگان را به هيچ چيز امر نفرموده مگر آنكه آن را حدى معين و مقرر، و سقوط آن را به عذرى اجازت فرموده مگر ذكر كه براى آن حدى مقرر نفرموده، بلكه فرموده مرا در همه احوال ياد كنيد «3».


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً (41) وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً (43) تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ وَ أَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً كَرِيماً (44) يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً (45)

وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً (46) وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلاً كَبِيراً (47) وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‌ بِاللَّهِ وَكِيلاً (48)

ترجمه‌

اى كسانيكه ايمان آورديد ياد كنيد خدا را ياد كردنى بسيار

و تسبيح كنيد او را در بامداد و شبانگاه‌

او است آنكه درود ميفرستد بر شما و فرشتگان او تا بيرون آورد شما را از تاريكى‌ها بروشنى و ميباشد بگروندگان مهربان‌

تهنيت ايشان روزى كه ملاقات ميكنند او را سلام است و آماده كرده براى آنان پاداشى بزرگ‌

اى پيغمبر همانا ما فرستاديم تو را گواه و بشارت دهنده و بيم دهنده‌

و خواننده بسوى خدا باجازه‌اش و چراغى روشنى بخش‌

و مژده ده مؤمنان را بآنكه براى ايشانست از خدا بخششى بزرگ‌

و اطاعت مكن كافران و منافقانرا و واگذار آزارشان را و واگذار كارت را بخدا و كافى است خدا كه كار گذار باشد.

تفسير

ذكر كثير ظاهرا معناى عرفى دارد كه بر حسب احوال و از منه و اشخاص متفاوت ميشود و شامل است انواع ذكر را از قبيل قلبى و لسانى و اقسام آنرا از قبيل تقديس و تحميد و تهليل و تمجيد و تسبيح در اوّل روز و آخرش كه افضل از ساير اوقات است براى آنكه مشهود است و ذكر و شكر خدا در بدو ورود در كار و ختم آن مناسب است و ملائكه روز و شب در اوّل آندو حاضرند و از ائمه اطهار ذكر كثير بتسبيحات اربعه سى مرتبه و تسبيح حضرت زهرا و مقدار نامحدود از ذكر تفسير شده و مراد از تسبيح تنزيه ذات احديّت است از آنچه لايق او نيست لذا بعضى آنرا

جلد 4 صفحه 329

بنماز صبح و شام تفسير نموده‌اند كه مشتمل بر تسبيح و تنزيه و تقديس است و اخبار و اقوال در باب ذكر كثير بسيار است و خداوند آنذات اقدسى است كه رحمت ميفرستد بتوسط ملائكه و كاركنان دستگاه خود بر شما پى در پى تا تكميل نمايد استعداد شما را براى معارف و بيرون آورد شما را از ظلمات جهل و نادانى و حيرت و سر گردانى و وارد نمايد در فضاى روشن علم و دانش و تحقّق بحقائق روحانى و او باهل ايمان مهربان بوده و هست و اگر قصور يا تقصيرى در اين سير از ظلمات بعالم نور براى آنها روى دهد خودش كمك ميكند بهدايت و مغفرت و ملائكه‌اش باستغفار و طلب رحمت براى آنها در كافى از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه صلوات بفرستد بر محمد و آل محمد ده مرتبه صلوات ميفرستند خدا و ملائكه بر او صد مرتبه و كسيكه صلوات بفرستد بر محمد و آل محمد صد مرتبه صلوات ميفرستند خدا و ملائكه بر او هزار مرتبه آيا نميشنوى قول خداوند را هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ‌ تا آخر آيه و در مجمع از پيغمبر (ص) نقل نموده كه فرمود رحمت فرستادند ملائكه بر من و على هفت سال چون نبود در آنوقت كسيكه مشمول رحمت شود غير از من و او و بعضى درود و رحمت الهى را به بيان معارف و احكام و صلوات ملائكه را باستغفار و خروج از ظلمات بنور را بخروج از كفر و معاصى و دخول در ايمان و طاعت تفسير فرموده‌اند و رحمت خدا بر مؤمنين را باستعمال ملائكه را در تهيّه صلاح آنها دانسته‌اند در هر حال تحيّت و تعارف اهل ايمان با يكديگر روز كه ملاقات نمايند ثواب خدا را كه بهشت جاويد است سلام است كه دلالت بر سلامتى و آسايش دائمى دارد يا تهنيت و مباركباد و خير مقدم ايشان از طرف خدا بتوسط ملائكه آنست و آماده نموده خدا براى آنها اجر و پاداش خوب پسنديده‌ئى كه فوق آن تصوّر نمى‌شود از حور و قصور و انهار و اشجار و اثمار كه در بهشت برين است و بزرگترين الطاف الهى بر بندگان آنستكه پيغمبر خاتم را فرستاده تا شاهد و ناظر بر عقائد و اعمال آنها باشد و صحيح و فاسد و بد و خوب را بآنها بشناساند و گواهى دهد بر آنان در محضر عدل الهى و بشارت دهد ايشانرا بثواب آخرت و بترساند از عذاب آن و دعوت فرمايد آنانرا بتوحيد و عدل و نبوّت و امامت و ساير معارف حقه بدستور الهى و چراغ نور افكنى باشد براى آنها كه تمام حقائق را بر

جلد 4 صفحه 330

ايشان روشن كند و تمام شكوك و شبهات را از آنها دفع فرمايد و راه هدايت و نجات و نيل بدرجات عاليات را بايشان ارائه دهد و فضل و مزيّت اهل ايمان بخود و ذرّيه طاهره‌اش را بر تمام امم در اجر بر اعمال آنان نزد خدا بآنها اعلام فرمايد و بايشان به اين معنى بشارت دهد يا بتفضّل الهى بر آنها زائد از ميزان استحقاقشان در اجر اعمال يا بفضيلت زائده ايشان بر امم از جانب خدا در هر جهت و از هر باب يا بتفضّلات بينهايت الهى كه بخودى خود بزرگ است در باره ايشان و بدلخواه و توقّعات اهل كفر و نفاق عمل نفرمايد چنانچه در اوّل سوره گذشت و اعتنا نكند بآزار و اذيّت لسانى و عملى آنها يا آزار و اذيّت نكند آنانرا و بقتل نرساندشان و توكّل كند بخدا در دفع شرّ آنها چون همه در قبضه تصرّف اويند و كافى است خدا كه كار گذار متوكّلين بخود باشد در تمام امور و احوال و لذا بعضى گفته‌اند اين آيه منسوخ است بآيه قتال و قمّى ره فرموده پنج سال قبل از هجرت از مكّه نازل شده و اين دليل بر خلاف تأليف است و اللّه اعلم.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ سَبِّحُوه‌ُ بُكرَةً وَ أَصِيلاً (42)

تسبيح‌ پروردگار كنيد ‌در‌ صبح‌ و شام‌.

تسبيح‌ تنزيه‌ حق‌ ‌است‌ ‌از‌ آنچه‌ ‌لا‌ يليق‌ ‌به‌ ‌که‌ تعبير بصفات‌ سلبيه‌ ميكنيم‌ و صفات‌ جلال‌ ‌که‌ اجل‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ متصف‌ باين‌ صفات‌ نقص‌ و عيب‌ ‌باشد‌ زيرا موجب‌ احتياج‌ ميشود چه‌ ‌در‌ ذات‌ و چه‌ ‌در‌ صفات‌ و چه‌ ‌در‌ افعال‌. (نه‌ مركب‌ ‌بود‌ و جسم‌ نه‌ مرئي‌ نه‌ محل‌‌-‌ بي‌ شريك‌ ‌است‌

جلد 14 - صفحه 511

و معاني‌ تو غني‌ دان‌ خالق‌) افعالش‌ تمام‌ حسن‌ مطابق‌ ‌با‌ حكم‌ و مصالح‌.

وَ سَبِّحُوه‌ُ بُكرَةً وَ أَصِيلًا بعضي‌ تفسير كردند بصلاة صبح‌ و عصر بعضي‌ بصلاة صبح‌ و عشاء بعضي‌ بصلاة خمس‌ و ممكن‌ ‌است‌ بگوئيم‌ كلمه بكرة و اصيلا نه‌ مراد خصوص‌ صبح‌ و شام‌ ‌باشد‌ بلكه‌ دلالت‌ ‌بر‌ دوام‌ كند كأنه‌ ميفرمايد شب‌ و روز چنانچه‌ تسبيح‌ ‌از‌ اقسام‌ ذكر ‌است‌ و ‌در‌ خبر دارد

«ذكر اللّه‌ حسن‌ ‌علي‌ ‌کل‌ حال‌».

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 42)- «و صبح شام او را تسبیح و تنزیه نمایید» (وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَ أَصِیلًا).

آری! چون عوامل غفلت در زندگی مادی بسیار فراوان و تیرهای وسوسه شیاطین از هر سو به طرف انسان پرتاب می‌گردد برای مبارزه با آن راهی جز «ذکر کثیر» در همه حال نیست.

«ذکر کثیر» به معنی واقعی کلمه یعنی «توجه با تمام وجود به خداوند» نه تنها با زبان و لقلقه لسان.

امام صادق علیه السّلام فرمود: «هر کس بسیار یاد خدا کند خداوند او را در سایه لطف خود در بهشت برین جای خواهد داد».

ج3، ص618

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی ، ج‏8، ص: 370

منابع