آیه 34 سوره نساء: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۲۸۳: سطر ۲۸۳:
 
===برگزیده تفسیر نمونه===
 
===برگزیده تفسیر نمونه===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 +
 +
(‌آيه‌ 34)‌
 +
 +
سرپرستي‌ ‌در‌ نظام‌ خانواده‌. خانواده‌ يك‌ واحد كوچك‌ اجتماعي‌ ‌است‌ و همانند يك‌ اجتماع‌ بزرگ‌ بايد رهبر و سر پرست‌ واحدي‌ داشته‌ ‌باشد‌، زيرا رهبري‌ و سرپرستي‌ دسته‌ جمعي‌ ‌که‌ زن‌ و مرد مشتركا ‌آن‌ ‌را‌ ‌به‌ عهده‌ بگيرند مفهومي‌ ندارد ‌در‌ نتيجه‌ مرد ‌ يا ‌ زن‌ يكي‌ بايد «رئيس‌» خانواده‌ و ديگري‌ «معاون‌» و تحت‌ نظارت‌ ‌او‌ ‌باشد‌، قرآن‌ ‌در‌ اينجا تصريح‌ مي‌كند ‌که‌ مقام‌ سرپرستي‌ بايد ‌به‌ مرد داده‌ شود، مي‌گويد: «مردان‌ سرپرست‌ و نگهبان‌ زنانند» (الرِّجال‌ُ قَوّامُون‌َ عَلَي‌ النِّساءِ).
 +
 +
البته‌ مقصود ‌از‌ ‌این تعبير استبداد و اجحاف‌ و تعدي‌ نيست‌، بلكه‌ منظور رهبري‌ واحد منظم‌ ‌با‌ توجه‌ ‌به‌ مسؤوليتها و مشورتهاي‌ لازم‌ ‌است‌.
 +
 +
جمله ‌بعد‌ ‌که‌ دو بخش‌ ‌است‌ ‌در‌ قسمت‌ اول‌ مي‌فرمايد: «‌این سرپرستي‌ ‌به‌ خاطر برتريهايي‌ ‌است‌ ‌که‌ (‌از‌ نظر نظام‌ اجتماع‌) خداوند ‌براي‌ بعضي‌ نسبت‌ ‌به‌ بعضي‌ ديگر قرار داده‌ ‌است‌» (بِما فَضَّل‌َ اللّه‌ُ بَعضَهُم‌ عَلي‌ بَعض‌ٍ).
 +
 +
و ‌در‌ قسمت‌ دوم‌ مي‌فرمايد: «و نيز ‌این سرپرستي‌ ‌به‌ خاطر تعهداتي‌ ‌است‌ ‌که‌ مردان‌ ‌در‌ مورد پرداختهاي‌ مالي‌ ‌در‌ برابر زنان‌ و خانواده‌ ‌به‌ عهده‌ دارند» (وَ بِما أَنفَقُوا مِن‌ أَموالِهِم‌).
 +
 +
سپس‌ اضافه‌ مي‌كند ‌که‌ زنان‌ ‌در‌ برابر وظايفي‌ ‌که‌ ‌در‌ خانواده‌ ‌به‌ عهده‌ دارند ‌به‌ دو دسته‌اند:
 +
 +
دسته اول‌: «و زنان‌ صالح‌، زناني‌ هستند ‌که‌ متواضعند و ‌در‌ غياب‌ (همسر ‌خود‌) حفظ اسرار و حقوق‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ مقابل‌ حقوقي‌ ‌که‌ ‌خدا‌ ‌براي‌ آنان‌ قرار داده‌، مي‌كنند» (فَالصّالِحات‌ُ قانِتات‌ٌ حافِظات‌ٌ لِلغَيب‌ِ بِما حَفِظَ اللّه‌ُ).
 +
 +
‌يعني‌ مرتكب‌ خيانت‌ چه‌ ‌از‌ نظر مال‌ و چه‌ ‌از‌ نظر ناموس‌ و چه‌ ‌از‌ نظر حفظ شخصيت‌ شوهر و اسرار خانواده‌ ‌در‌ غياب‌ ‌او‌ نمي‌شوند، و وظايف‌ و مسؤوليتهاي‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌به‌ خوبي‌ انجام‌ مي‌دهند.
 +
 +
دسته دوم‌: زناني‌ هستند ‌که‌ ‌از‌ وظايف‌ ‌خود‌ سرپيچي‌ مي‌كنند و نشانه‌هاي‌ ناسازگاري‌ ‌در‌ ‌آنها‌ ديده‌ مي‌شود، مردان‌ ‌در‌ مقابل‌ ‌این گونه‌ زنان‌ وظايفي‌ دارند ‌که‌ بايد مرحله‌ ‌به‌ مرحله‌ اجرا گردد، ‌در‌ مرحله اول‌ مي‌فرمايد: «زناني‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌از‌ طغيان‌ و سركشي‌ ‌آنها‌ مي‌ترسيد پند و اندرز دهيد» (وَ اللّاتِي‌ تَخافُون‌َ نُشُوزَهُن‌َّ فَعِظُوهُن‌َّ).
 +
 +
‌در‌ مرحله دوم‌ مي‌فرمايد: «‌در‌ صورتي‌ ‌که‌ اندرزهاي‌ ‌شما‌ سودي‌ نداد، ‌در‌ بستر ‌از‌ ‌آنها‌ دوري‌ كنيد» (وَ اهجُرُوهُن‌َّ فِي‌ المَضاجِع‌ِ).
 +
 +
و ‌در‌ مرحله سوم‌: ‌در‌ صورتي‌ ‌که‌ سركشي‌ و پشت‌ پا زدن‌ ‌به‌ وظايف‌ و مسؤوليتها ‌از‌ حد بگذرد و همچنان‌ ‌در‌ راه‌ قانون‌شكني‌ ‌با‌ لجاجت‌ و سرسختي‌ گام‌ بردارند، نه‌ اندرزها تأثير كند، و نه‌ جدا شدن‌ ‌در‌ بستر، و كم‌ اعتنايي‌ نفعي‌ نبخشد، و راهي‌ جز «شدت‌ عمل‌» باقي‌ نماند «‌آنها‌ ‌را‌ تنبيه‌ بدني‌ كنيد» (وَ اضرِبُوهُن‌َّ).
 +
 +
مسلم‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌اگر‌ يكي‌ ‌از‌ ‌این مراحل‌ مؤثر واقع‌ شود و زن‌ ‌به‌ انجام‌ وظيفه ‌خود‌ اقدام‌ كند مرد حق‌ ندارد بهانه‌گيري‌ كرده‌، ‌در‌ صدد آزار زن‌ برآيد، لذا ‌به‌ دنبال‌ ‌این جمله‌ مي‌فرمايد: «‌پس‌ ‌اگر‌ ‌آنها‌ ‌از‌ ‌شما‌ اطاعت‌ كردند، راهي‌ ‌براي‌ تعدّي‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ مجوييد» (فَإِن‌ أَطَعنَكُم‌ فَلا تَبغُوا عَلَيهِن‌َّ سَبِيلًا).
 +
 +
و ‌در‌ پايان‌ ‌آيه‌ مجددا ‌به‌ مردان‌ هشدار مي‌دهد ‌که‌ ‌از‌ موقعيت‌ سرپرستي‌ ‌خود‌ ‌در‌ خانواده‌ سوء استفاده‌ نكنند و ‌به‌ قدرت‌ ‌خدا‌ ‌که‌ بالاتر ‌از‌ همه قدرتهاست‌ بينديشند «زيرا خداوند بلند مرتبه‌ و بزرگ‌ ‌است‌» (إِن‌َّ اللّه‌َ كان‌َ عَلِيًّا كَبِيراً).
  
 
}}
 
}}
سطر ۳۲۱: سطر ۳۴۷:
 
[[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]]
 
[[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]]
 
[[رده:آیات دارای شان نزول]]
 
[[رده:آیات دارای شان نزول]]
 
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ دسامبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۶

مشاهده آیه در سوره

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ۚ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ ۚ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا

مشاهده آیه در سوره


<<33 آیه 34 سوره نساء 35>>
سوره : سوره نساء (4)
جزء : 5
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا برای بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند از آن رو که خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.

مردان، کارگزاران و تدبیرکنندگانِ [زندگی] زنانند، به خاطر آنکه خدا مردان را [از جهت توان جسمی، تحمل مشکلات و قدرت روحی و فکری] بر زنان برتری داده، و به خاطر آنکه [مردان] از اموالشان هزینه زندگی زنان را [به عنوان حقّی واجب] می پردازند؛ پس زنان شایسته و درست کار [با رعایت قوانین حق] فرمانبردار [و مطیع شوهر] ند [و] در برابر حقوقی که خدا [به نفع آنان برعهده شوهرانشان] نهاده است، در غیاب شوهر [حقوق و اسرار و اموال او را] حفظ می کنند. و زنانی که از سرکشی و نافرمانی آنان بیم دارید [در مرحله اول] پندشان دهید، و [در مرحله بعد] در خوابگاه ها از آنان دوری کنید، و [اگر اثر نبخشید] آنان را [به گونه ای که احساس آزار به دنبال نداشته باشد] تنبیه کنید؛ پس اگر از شما اطاعت کردند برای آزار دادن آنان هیچ راهی مجویید؛ یقیناً خدا بلند مرتبه و بزرگ است.

مردان، سرپرست زنانند، به دليل آنكه خدا برخى از ايشان را بر برخى برترى داده و [نيز] به دليل آنكه از اموالشان خرج مى‌كنند. پس، زنان درستكار، فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان‌] حفظ كرده، اسرار [شوهران خود] را حفظ مى‌كنند. و زنانى را كه از نافرمانى آنان بيم داريد [نخست‌] پندشان دهيد و [بعد] در خوابگاه‌ها از ايشان دورى كنيد و [اگر تاثير نكرد] آنان را بزنيد؛ پس اگر شما را اطاعت كردند [ديگر] بر آنها هيچ راهى [براى سرزنش‌] مجوييد، كه خدا والاى بزرگ است.

مردان، از آن جهت كه خدا بعضى را بر بعضى برترى داده است، و از آن جهت كه از مال خود نفقه مى‌دهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شايسته، فرمانبردارند و در غيبت شوى عفيفند و فرمان خداى را نگاه مى‌دارند. و آن زنان را كه از نافرمانيشان بيم داريد، اندرز دهيد و از خوابگاهشان دورى كنيد و بزنيدشان. اگر فرمانبردارى كردند، از آن پس ديگر راه بيداد پيش مگيريد. و خدا بلندپايه و بزرگ است.

مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهایی که از اموالشان (در مورد زنان) می‌کنند. و زنان صالح، زنانی هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‌کنند. و (امّا) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دوری نمایید! و (اگر هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود،) آنها را تنبیه کنید! و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای تعدّی بر آنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست.)

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Men are in charge of women by [right of] what Allah has given one over the other and what they spend [for maintenance] from their wealth. So righteous women are devoutly obedient, guarding in [the husband's] absence what Allah would have them guard. But those [wives] from whom you fear arrogance - [first] advise them; [then if they persist], forsake them in bed; and [finally], strike them. But if they obey you [once more], seek no means against them. Indeed, Allah is ever Exalted and Grand.

Men are the protectors and maintainers of women, because Allah has given the one more (strength) than the other, and because they support them from their means. Therefore the righteous women are devoutly obedient, and guard in (the husband's) absence what Allah would have them guard. As to those women on whose part ye fear disloyalty and ill-conduct, admonish them (first), (Next), refuse to share their beds, (And last) beat them (lightly); but if they return to obedience, seek not against them Means (of annoyance): For Allah is Most High, great (above you all).

معانی کلمات آیه

قوامون: سرپرستان. قوام مبالغه قائم است . سرپرست و مدير را قيم و قوام گويند.

قانتات: فرمانبران. اطاعت كنندگان. قنوت: دوام طاعت . قانت: پيوسته فرمانبر.

نشوز: نافرمانى و عصيان. نشز به معنى بلند شدن و امتناع است. وَ إِذا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا، چون گفته شد برخيزيد، برخيزيد.

اهجروهن: از آنها جدا شويد. هجر و هجران: جدا شدن.

مضاجع: خوابگاهها. ضجع: دراز كشيدن خوابيدن. خوابگاه، قتلگاه و قبر را مضجع گويند.

فلا تبغوا: نجوئيد. طلب نكنيد. چون آن به معنى طلب و طلب توأم با تجاوز است.

على: والا مقام، از ماده علوّ به معنى بلندى، والايى.[۱]

نزول

محل نزول:

این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]

شأن نزول:

«شیخ طوسى» گوید: حسن و قتادة و ابن جريح و سدى گويند: كه مردى زن خويش را مضروب ساخته بود، زن شكايت نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله برد و درخواست قصاص نمود سپس اين آيه نازل گرديد[۳][۴].[۵]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبِيراً «34»

مردان داراى ولايت بر زنانند از آن جهت كه خدا بعضى از ايشان (مردان) را بر بعضى (زنان) برترى داده (قدرت بدنى، توليدى واراده بيشترى دارند) و از آن جهت كه از اموال خود نفقه مى‌دهند، پس زنانِ شايسته، فرمان بردارند و نگهدار آنچه خدا (براى آنان) حفظ كرده، (حقوق واسرار شوهر،) در غياب اويند. و (امّا) زنانى كه از سرپيچى آنان بيم داريد، پس (نخست) آنان را موعظه كنيد و (اگر مؤثّر نشد) در خوابگاه از آنان دورى كنيد و (اگر پند وقهر اثر نكرد،) آنان را بزنيد (وتنبيه بدنى كنيد)، پس اگر اطاعت شما را كردند، بهانه‌اى بر آنان (براى ستم وآزار) مجوييد. همانا خداوند بزرگوار و بزرگ مرتبه است.

نکته ها

«قَوّام» به كسى گفته مى‌شود كه تدبير و اصلاح ديگرى را بر عهده دارد. «نشوز» از «نشز» به معناى زمين بلند است و به سركشى وبلندپروازى نيز گفته مى‌شود.

جلد 2 - صفحه 61

شرط سرپرستى و مديريّت، لياقت تأمين و اداره زندگى است و به اين جهت، مردان نه تنها در امور خانواده، بلكه در امور اجتماعى، قضاوت و جنگ نيز بر زنان مقدّمند، بِما فَضَّلَ اللَّهُ‌ ... وَ بِما أَنْفَقُوا و به اين خاطر نفرمود: «قوّامون على ازواجهم»، زيرا كه مسئله‌ى زوجيّت مخصوص زناشويى است و خدا اين برترى را مخصوص خانه قرار نداده است.

گرچه برخى زنان، در توان بدنى يا درآمد مالى برترند، ولى در قانون و برنامه، بايد عموم را مراعات كرد، نه افراد نادر را.

براى جمله‌ «حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ» معانى گوناگونى است:

الف: زنان، آنچه را خدا خواهان حفظ آن است، حفظ نمايند.

ب: زنان، حقوق شوهران را حفظ كنند، همان‌گونه كه خدا حقوق زنان را در سايه تكاليفى كه بر مرد نهاده، حفظ كرده است.

ج: زنان حافظ هستند، ولى اين توفيق را از حفظ الهى دارند.

وقتى راههاى مسالمت آميز سود نبخشيد، يا بايد دست از انجام وظيفه كشيد، يا بايد در صورت تأثير نداشتن موعظه و قهر، خشونت به خرج داد. به گفته‌ى روانشناسان، بعضى افراد، حالت مازوشيسم (آزاد طلبى) پيدا مى‌كنند كه تنبيه مختصر بدنى، برايشان همچون مرهم است. در تنبيهات بدنى هم، اسلام سفارش كرده كه نبايد به مرحله‌ى كبودى جسم يا زخمى شدن بدن برسد. به علاوه، مرد متخلّف هم گاهى توسط قاضى تنبيه بدنى مى‌شود.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كتك زدن شما نبايد به نحوى باشد كه اثر آن در جسم زن نمودى داشته باشد، يا كتك نشانه خودنمايى و اظهار قدرت مرد باشد كه زهره چشمى بگيرد. «ضرباً غير مبرّج» «1»

امام صادق عليه السلام فرمودند: نشوز زن آن است كه در فراش (هم‌بستر شدن) از شوهر تبعيت نكند و مقصود از «اضْرِبُوهُنَّ»، زدن با چوب مسواك و شبيه آن است، زدنى كه از روى رفق و دوستى باشد. «2»

«1». تفسير طبرى، ج 5، ص 68 و درّالمنثور، ج 2، ص 522.

«2». من‌لايحضره‌الفقيه، ج 3، ص 521.

جلد 2 - صفحه 62

پیام ها

1- در يك اجتماع دو نفرى هم، يكى بايد مسئول و سرپرست باشد. مدير خانه مرد است. «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ»

2- در اداره امور زندگى، بايد تعقّل و تدبير، بر احساسات و عواطف حاكم باشد. «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ»

3- نظام حقوقى اسلام با نظام تكوين و آفرينش هماهنگ است. حقّ مديريّت مرد، به خاطر ساختار جسمى و روحى اوست. «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ»

4- برترى‌هاى طبيعى فضل الهى است. «بِما فَضَّلَ اللَّهُ»

5- هزينه زندگى، بر عهده مرد است. «بِما أَنْفَقُوا»

6- قانونگذار بايد در وضع قانون، به تفاوت‌هاى طبيعىِ زن و مرد در آفرينش، توجه داشته باشد. الرِّجالُ قَوَّامُونَ‌ ... بِما فَضَّلَ اللَّهُ‌ 7- نشانه‌ى شايستگى زن، اطاعت و تواضع او نسبت به شوهر است. «قانِتاتٌ»

8- نشانه‌ى همسر شايسته، حفظ خود در غياب شوهر است. «حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ»

9- اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى، مشروط به تأمين زندگى او از سوى مرد است. بِما أَنْفَقُوا ... فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ‌

10- علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد. پيش از آنكه زن ناشزه شود، چاره‌اى بينديشيد. «تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ»

11- مرد هيچ حقّى در آزردن همسر مطيع خود ندارد. «فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا»

12- سه مرحله موعظه، ترك هم‌خوابى وتنبيه، براى مطيع كردن زن است. پس اگر از راه ديگرى زن مطيع مى‌شود، مرد حقّ برخورد ندارد. جمله‌ى‌ «فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ» نشانه آن است كه هدف اطاعت است، گرچه از طريق ديگرى باشد.

13- تواضع زن، ضعف نيست، ارزش است. «فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ»

14- نشانه‌ى همسر شايسته، رازدارى، حفظ مال و آبرو و ناموس شوهر در غياب‌

جلد 2 - صفحه 63

اوست. فَالصَّالِحاتُ‌ ... حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ‌

15- برخورد با منكرات بايد گام به گام و مرحله به مرحله باشد. موعظه، قهر تنبيه. فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَ‌ ...

16- تا موعظه مؤثر باشد، قهر و خشونت ممنوع و تا قهر و جدايى موقت اثر كند، تنبيه بدنى ممنوع است. فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَ‌ ... وَ اضْرِبُوهُنَ‌

17- برخورد خشن و تنبيه، تنها براى انجام وظيفه است، نه انتقام و كينه و بهانه. «فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ»

18- برترى مردان، نبايد سبب غرور شود، چون خدا از همه برتر است. «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبِيراً»

19- توجّه به برترى خداوند، كليد تقوا و پرهيز از ستم بر همسران است. «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبِيراً (34)

شأن نزول: در منهج آورده‌اند كه حبيبه زوجه سعد بن ربيع انصارى، با جميله زوجه ثابت بن قيس طريق نشوز پيش گرفته، مخالفت شوهر بسيار كرد.

عاقبت شوهر از غايت اضطرار، سيلى به صورت او زد. شكايت نزد پدر برد و به اتفاق او خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيد و قصه را عرض نمود. آن حضرت به قصاص شوهر، حكم فرمود. پدر متوجه قصاص شد. حضرت شخصى را به عقب آنها فرستاد و باز گردانيد. فرمود: ما اراده قصاص كرديم و خداى تعالى اراده غير آن فرموده، و امر الهى اولى باشد. جبرئيل نازل شد و اين آيه نازل فرمود:

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ: مردان قيّمند بر زنان، مسلطند بر ايشان در تدبير و تأديب و رياضت و تعليم. و كار گزاران و قائمند به امور معاش ايشان، مانند قيام ولات بر رعيت. بعد از آن تعليل اين نموده به دو امر: يكى موهبى، و ديگر كسبى؛

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 420

اما موهبى: بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ‌: به سبب آن چيزى است كه فضيلت داد خداى تعالى بعضى از ايشان را كه مردانند، بر بعضى آنها كه زنانند. و تفضيل مردان، به كمال عقل و علم و حسن تدبير و مزيد قوت در اعمال و عبادات و وفور فهم و حدس و جهاد و كمال صوم و صلاة جمعه و نماز عيدين و قضا و شهادت در حدود و قصاص و زيادتى ميراث و استبداد به فراق و امثال، و اينكه انبيا و ائمه از مردانند، از همه فضايل اكمل و اشرف است.

اما كسبى: وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ‌: و به سبب آن چيزى كه انفاق كنند بر زنان از مالهاى خودشان از مهر و نفقه.

در منهج از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مروى است كه فرمود: زن، مسكينه است مادامى كه شوهر براى او نباشد. عرض كردند: اگر چه متمول باشد؟ فرمود: بلى، بعد اين آيه تلاوت نمود: الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ. «1» فى العلل عن النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انّه سئل: ما فضل الرّجال على النّساء؟ فقال: [كفضل السّماء على الارض و] كفضل الماء على الارض، فبالماء تحيى الارض و بالرّجال تحيى النّساء و لو لا الرّجال ما خلقت النّساء (ثمّ تلا هذه الاية) ثمّ قال الا ترى الى النّساء كيف يحضن و لا يمكنهنّ العبادة من القذارة و الرّجال لا يصيبهم شى‌ء من الطّمس. «2» در علل الشرايع از حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سؤال كردند: چيست فضيلت مردان بر زنان؟ فرمود: مثل فضل آب بر زمين، پس به سبب آب زنده مى‌شود زمين، و به سبب مردان زنده شوند، زنان. و اگر مردان نبودند خلق نشده بودند زنان (بعد تلاوت نمود اين آيه را). پس فرمود:

آيا نمى‌بينى زنان را چگونه حيض شوند و تمكن ندارند عبادت را از قذارت، و مردان اصابه نكند ايشان را چيزى از چركينى.

تبصره: اين مطلب: اختلاف بشر در استعداد و قابليت، از بديهيات اوليه‌

«1» منهج الصادقين، جلد 3، صفحه 18.

«2» به نقل از نور الثقلين، جلد 3، صفحه 477، حديث 228، بطور مبسوط.

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 421

است، از اين جهت مساوى نيستند در وظائف و تكاليف؛ و براى حفظ نظام عالم، عادل حقيقى در هيئت اجتماعيه هر يك را به قدر استعداد، نصيب و بهره داده تا تضييع حقوق و نقص در صنايع و خسارت در معاملات و اختلال در نظام اتمّ لازم نيايد. بنابراين: مرتبه تفوق و قوام و كارگزارى و امور سياست مدن را به مردان تفويض، و زنان را از اينگونه امورات نهى فرموده. تأمل در آيات الهى و فرمايشات عالم علوم ربانى، اين مطلب را مبرهن سازد، از جمله ابن بابويه رضوان اللّه عليه در خصال از حضرت باقر عليه السّلام حديث مفصلى در احكام زنان و نهى آنان روايت نموده است، قسمتى از آن به طريق شماره بيان مى‌شود تا مساوى نبودن زنان و مردان محقق آيد:

نيست بر زنان: 1- اذان اعلامى. 2- اقامه. 3- حضور نماز جمعه.- 4- عيادت مريض. 5- تشييع جنازه. 6- جهر به تلبيه. 7- هروله صفا و مروه. 8- استلام حجر الاسود. 9- تراشيدن سر. 10- قضاوت. 11- امارت 12- استشاره. 13- ذبح مگر به ضرورت. 14- نبايست مثل مردان مسح كنند در وضو، يعنى سر را برهنه نكنند بلكه بايد پوشيده باشد. 15- دستها را در ركوع بر رانها نهند، نه بر زانو مانند مردان تا كمتر پشت و عجزش نمودار شود. 16- در سجده خود را جمع و كوچك نموده بر زمين بچسبانند، به خلاف مردان كه تجنيح نمايند، يعنى باز نمودن دستها و بالها. 17- جايز نباشد شهادت در حدود. 18- شهادت در طلاق. 19- شهادت در رؤيت هلال. 20- نيست بر آنها وسط طرق. 21- جايز نيست نزول در غرفه‌ها (طبقات بالاى ساختمان كه قابل رؤيت باشد.) 22- تعليم كتابت. 23- تعليم سوره يوسف عليه السّلام. 24- جايز نيست زنان مسلمانان را كشف حجاب در نظر زنان خارج از ملت اسلام. 25- جايز نيست تشبّه زنان به مردان، زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لعن فرمود مردانى كه شبيه به زنان شوند و زنانى كه شبيه به مردان شوند. 26- جايز نيست براى زن اينكه خوشبو كند خود را وقتى خارج شود از خانه. 27- جايز نيست براى زن سوار

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 422

زين شدن. 28- جايز نيست روزه مستحبى مگر به اذن شوهر. 29- جايز نيست حج مستحبى مگر به اذن شوهر. 30- وقتى از مكانى برخاست، جايز نيست براى مرد نشستن در مكان او تا سرد شود. 31- جايز نيست مسافحه نمودن زن با اجنبى. «1» فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ‌: پس زنان صالحه فرمان برندگان امر الهى را در قيام به حقوق شوهران، و غير آن از واجبات مفروضه، حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ‌:

نگاهدارندگانند مر غايب شدن ازواج را، يعنى رعايت نمايند حفظ الغيب شوهران را در عفت و عصمت خود و ضبط اموال ايشان، بِما حَفِظَ اللَّهُ‌: به نگاهداشت و حفظ الهى ايشان را، و عاصم آنها شدن از تعدى و تجاوز از حدود سبحانى بوسيله امر بر حفظ غيب و حثّ بر آن به وعد و وعيد و توفيق دادن. يا به سبب آن چيزى كه خدا حفظ ايشان نمود بر شوهران، از مهر و نفقه و قيام به حفظ ما يحتاج ايشان و رفع ضرر. و بنابراين (ما) براى مقابله و جزاست، يعنى چون خداى تعالى شوهران را امر به حفظ ايشان، و مهر و نفقه را بر آنها واجب گردانيده، پس بايد كه در مقابله آن، به حفظ الغيب ايشان كوشند در رعايت عفت و حفظ اموال ايشان. صاحب كنز گويد: معنى آنست كه زنان صالحه آنهايند كه اسرار شوهران خود را نگهدارند و افشاى آن نكنند.

وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَ‌: و آن زنانى كه مى‌ترسيد شما نافرمانى و تسلط ايشان را به ظهور اسباب و امارات آن. «نشوز» به معنى امتناع است از مطاوعه ازواج در چيزى كه واجب باشد. و قرّاء گفته‌اند: خوف در اينجا به معنى علم است، يعنى اگر مى‌دانيد نشوز و مخالفت زنان را در اوامر مطاعه، فَعِظُوهُنَ‌:

پس نصيحت كنيد و پند دهيد ايشان را به كلماتى كه دلهاى آنها را نرم گرداند. يا تعليم دهيد و آگاه نمائيد آنها را از آموختن حقوق ازواج، وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ‌: و هجرت و دورى كنيد در خوابگاه‌ها، يعنى هر دو

«1» الخصال، صفحات 585 و 586، چاپ جامعه مدرّسين قم 1362 ش.

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 423

در يك رختخواب مباشيد. يا پشت بر ايشان نمائيد. و به قولى اين كنايه از ترك جماع است، وَ اضْرِبُوهُنَ‌: و بزنيد ايشان را زدنى كه عضو را نخراشد و نشكند و زشت نگرداند. و گويند وعظ نزد خوف نشوز است. و هجر، هنگام ظهور نشوز. و ضرب وقت تكرار نشوز خواهد بود و حكم نشوز بر ترتيب مذكور است در كتب فقهيه.

فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ‌: پس اگر اطاعت شما كنند و از آنچه مكروه طبع شما است باز آيند، فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا: پس مطلبيد بر ايشان، راهى به توبيخ و ايذاء، يعنى بعد از اطاعت و توبه از نشوز، از اهانت و ايذاء آنها دست بداريد و نشوز آنان را كأن لم يكن تصور نمائيد به جهت زوال سبب، چه تائب از ذنب مانند كسى است كه گناهى از او صادر نشده. إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبِيراً: بدرستى كه خداوند عز و جل، متعالى و برتر است از آنكه به ظلم راضى شود، كبير و بزرگتر از آنكه مظلوم را فرو گذارد. پس از ذات كبريائى او حذر كنيد و بترسيد، چه اقدر است از قدرت شما بر كسانى كه زير دست شمايند. در منهج مروى است كه ابو مسعود انصارى تازيانه به غلام خود ميزد. حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: اللّه اقدر عليك منك عليه. ابو مسعود تازيانه بينداخت و غلام را آزاد نمود. «1» يا معنى آنكه حق تعالى با وجود علو شأن در ذات و صفات، عفو فرمايد سيئات شما را به قبول توبه شما. پس شما احق باشيد به عفو از ازواج خود.

تبصره: اينكه فرموده: بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ‌. و نفرموده: بما فضّلهم عليهنّ: به جهت اشعار به آنكه: فضيلت نداده هر فردى از رجال را بر هر فردى از افراد نساء، چه بسيار واقع مى‌شود كه زن افضل است از بسيارى از مردان به سبب ورع و تقوى مانند حضرت سيدة النساء فاطمه زهرا سلام اللّه عليها، و حضرت خديجه كبرى، و آسيه زوجه فرعون، و مريم بنت عمران، و ساره‌

«1» منهج الصادقين، جلد 3، صفحه 19.

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 424

زوجه ابراهيم سلام اللّه عليهن و غيره از زهاد ثمانيه معروف كه هر يك فريده دهر و نادره عصر خود بودند، الّا حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها كه داراى مقام عصمت بودند، و لسان، الكن از بيان وصف آن مخدره، و قلم عاجز از تحرير نعت آن مطهره مى‌باشد. از جمله صاحب جمع بين صحاح ستّه عامه در جزء سوم اجزاء ثلاث در باب مناقب حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها به اسناد خود از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده:

قال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمة بضعة منّى فمن اغضبها فقد اغضبنى.

و انّه قال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: فاطمة سيّدة نساء اهل الجنّة. فرمود پيغمبر محترم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: فاطمه پاره تن من است، پس هر كه به غضب درآورد او را، به تحقيق مرا به غضب آورده.

و ايضا فرموده: فاطمه سيده نساء اهل بهشت است (الفضل ما شهد به الاعداء).


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبِيراً (34)

ترجمه‌

مردان قيّمانند بر زنان براى آنكه فضيلت داده است خداوند بعضى از ايشان را بر بعضى و براى آنكه انفاق كردند از اموالشان پس زنان خوب مطيعانند و نگاهدارانند خود را در غيبت شوهر بنگاهدارى خداوند و آنانكه ميترسيد از سركشى آنها پس موعظه نمائيد آنها را و كناره كنيد از آنها در خوابگاهها و بزنيدشان پس اگر فرمانبرند شما را پس مجوئيد بر ايذاء آنها راهى را همانا خدا باشد برتر و بزرگ..

تفسير

قائم بامر و صاحب اختيار و فرمان فرماى زنان مردانند مانند قيمومت پادشاهان بر رعايا كه بدون اجازه مردان نبايد از خانه بيرون روند و تصرف در اموال خودشان نمايند مگر در واجبات چنانچه از حضرت رسول (ص) روايت شده است كه اگر سجده بر غير خداوند جائز بود امر مينمودم زنان را كه بمردان سجده نمايند و اين براى فضيلتى است كه بمقتضاى حكمت خداوند بعضى از بندگان را بر بعضى عطا فرموده چنانچه مردان را فضيلت داده است بر زنان بكمال عقل و حسن تدبير و مزيد قوت و قدرت در اعمال و طاعات و براى آنستكه مردان كفيل خرج زنان و مالك بضع آنانند و اموال خود را در مهر و نفقه آنها صرف مينمايند در علل از پيغمبر (ص) روايت نموده كه فضيلت مردان بر زنان مانند فضيلت آب بر زمين است چنانچه حيات زمين به آبست حيات زن هم بمرد است و اگر مردان نبودند خداوند زنان را خلق نميفرمود و اين آيه را تلاوت و فرمودند نمى‌بينيد كه زنان مبتلى بحيض و ممنوع از عبادت ميشوند و مردان از اين آفت مأمون ميباشند پس زنان باصلاح و تقوى آنانند كه اطاعت مرد را شعار خود نمايند و در غيبت‌

جلد 2 صفحه 53

مرد عفت خويش و مال او را حفظ و صيانت كنند و زبان بغيبت او نگشايند بلكه حفظ الغيب شوهر را بنمايند و از خداوند توفيق اين حفاظت را خواستار باشند در كافى از حضرت صادق (ع) نقل نموده كه پيغمبر فرمود از براى مرد مسلمان بعد از اسلام فائده برتر از زن مسلمان نيست كه مسرور نمايد او را وقتى بر او نظر نمايد و اطاعت كند او را وقتى كه باو امر نمايد و حفظ نمايد او را وقتى از او دور شود در نفس خود و مال مرد و چون زن ناشزه شود و بوظيفه خود و حق مرد عمل ننمايد بايد مرد اولا او را بزبان خوش موعظه و نصيحت نمايد اگر بخرج نرفت بزبان و لحن خشن و در صورت تخلف در خوابگاه پشت باو نمايد و اگر فايده نبخشيد بايد بزند او را ولى نه بطوريكه او را مجروح و شكسته نمايد و چون باطاعت برگشت بايد از جرائم سابقه او درگذرد و وسيله براى اذيت و آزار او اتخاذ ننمايد و بايد بلندى رتبه خداوند و بزرگى او را در نظر داشته باشد و بعلو مقام و قدرت خود بر زير دست مغرور نشود.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


الرِّجال‌ُ قَوّامُون‌َ عَلَي‌ النِّساءِ بِما فَضَّل‌َ اللّه‌ُ بَعضَهُم‌ عَلي‌ بَعض‌ٍ وَ بِما أَنفَقُوا مِن‌ أَموالِهِم‌ فَالصّالِحات‌ُ قانِتات‌ٌ حافِظات‌ٌ لِلغَيب‌ِ بِما حَفِظَ اللّه‌ُ وَ اللاّتِي‌ تَخافُون‌َ نُشُوزَهُن‌َّ فَعِظُوهُن‌َّ وَ اهجُرُوهُن‌َّ فِي‌ المَضاجِع‌ِ وَ اضرِبُوهُن‌َّ فَإِن‌ أَطَعنَكُم‌ فَلا تَبغُوا عَلَيهِن‌َّ سَبِيلاً إِن‌َّ اللّه‌َ كان‌َ عَلِيًّا كَبِيراً (34)

مردان‌ قيام‌ بامور دارند ‌بر‌ زنها بواسطه‌ آنچه‌ خداوند تفضل‌ داده‌ مردان‌ ‌را‌ ‌بر‌ زنان‌ ‌از‌ حيث‌ عقل‌ و تدبير و شعور و ادراك‌ و بواسطه‌ آنچه‌ انفاق‌ ميكنند ‌بر‌ ‌آنها‌ ‌از‌ مهر و نفقه‌ و كسوه‌ و سكني‌ ‌پس‌ زنهاي‌ صالحه‌ اطاعت‌ ‌خدا‌ و زوج‌ ‌خود‌ ‌را‌ ميكنند و حفظ الغيب‌ شوهرهاي‌ ‌خود‌ ‌را‌ ميكنند ‌از‌ جهت‌ عصمت‌ و عفت‌ و ‌از‌ جهت‌ ديانت‌ و امانت‌ بسبب‌ آنچه‌ خداوند حفظ فرموده‌ و اما زنهايي‌ ‌که‌ خوف‌ اينست‌ ‌که‌ ناشزه‌ شوند و ‌از‌ اطاعت‌ زوج‌ بيرون‌ روند اولا ‌آنها‌ ‌را‌ موعظه‌ و نصيحت‌ كنيد و ‌اگر‌ اثر نكرد

جلد 5 - صفحه 72

‌با‌ ‌آنها‌ ‌هم‌ خواب‌ نشويد و دوري‌ كنيد و ‌اگر‌ نه‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بزنيد ‌پس‌ ‌اگر‌ اطاعت‌ ‌شما‌ ‌را‌ كردند ديگر متعرض‌ ‌آنها‌ نشويد محققا خداوند علو و كبريايي‌ دارد و باو ميبرازد و بس‌.

‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ مشتمل‌ ‌بر‌ احكامي‌ ‌است‌ ‌که‌ راجع‌ بزن‌ و شوهر ‌است‌:

1‌-‌ ‌بر‌ زن‌ واجب‌ ‌است‌ اطاعت‌ شوهر كند ‌در‌ امر جماع‌ ‌هر‌ موقعي‌ ‌که‌ مطالبه‌ كند مگر مانع‌ شرعي‌ داشته‌ ‌باشد‌ مثل‌ حيض‌ و صوم‌ رمضان‌ و حال‌ احرام‌ و ساير موانع‌ شرعي‌ و ‌با‌ نهي‌ شوهر هيچ‌ عملي‌ ‌را‌ نميتواند انجام‌ دهد ‌حتي‌ عبادات‌ مستحبه‌ و بدون‌ اذن‌ ‌او‌ ‌از‌ خانه‌ بيرون‌ نرود ‌حتي‌ منزل‌ پدر و مادر و اينست‌ مفاد الرِّجال‌ُ قَوّامُون‌َ عَلَي‌ النِّساءِ قوام‌ صيغه‌ مبالغه‌ دلالت‌ ‌بر‌ كثرت‌ قيام‌ رجال‌ ‌در‌ امور نساء دارد ‌که‌ ‌آنها‌ قائم‌ بامر اينها هستند و اينها بايد ‌در‌ تحت‌ اطاعت‌ ‌آنها‌ باشند بلي‌ شوهر حق‌ ندارد ‌که‌ بزن‌ ‌در‌ امور خانه‌ داري‌ حكم‌ كند ‌از‌ تنظيم‌ امور خانه‌ ‌از‌ طبخ‌ و كناسه‌ و رخت‌ شويي‌ و غيرها بلكه‌ ‌بر‌ مرد لازم‌ ‌است‌ ‌که‌ امور نفقه‌ و سكني‌ و ‌غير‌ اينها ‌را‌ ‌براي‌ زن‌ مهيا كند بالمباشره‌ ‌ يا ‌ بالتسبيب‌ ‌که‌ خادم‌ بگيرد ‌اگر‌ چه‌ ‌بر‌ زن‌ افضل‌ عبادات‌ خدمت‌ بشوهر ‌است‌.

و سبب‌ برتري‌ رجال‌ دو چيز ‌است‌ يكي‌ عقل‌ و تدبير مردان‌ و استعدادات‌ و قواي‌ اينها بيشتر ‌است‌ و اينست‌ مفاد بِما فَضَّل‌َ اللّه‌ُ بَعضَهُم‌ عَلي‌ بَعض‌ٍ ‌در‌ نهج‌ البلاغه‌ ميفرمايد

(هن‌ نواقص‌ العقول‌ و نواقص‌ الحظوظ و نواقص‌ الايمان‌)

و مراد ‌از‌ (نقص‌ الحظ) ميراث‌ ‌است‌، و ‌از‌ (نقص‌ ايمان‌) حيض‌ ‌است‌.

و ديگري‌ آنكه‌ مهر و نفقه‌ و كسوه‌ و سكني‌ ‌بر‌ زوج‌ ‌است‌ و اينست‌ مفاد وَ بِما أَنفَقُوا مِن‌ أَموالِهِم‌ مراد انفاق‌ ‌در‌ اداء مهر و نفقه‌ و كسوه‌ و سكني‌ ‌است‌.

فَالصّالِحات‌ُ قانِتات‌ٌ زن‌ صالحه‌ كسيست‌ ‌که‌ مواظب‌ تكاليف‌ شرعيه‌ ‌خود‌ ‌باشد‌ سيما نسبت‌ بحقوق‌ شوهر، و (قانتة) زنيست‌ ‌که‌ اطاعت‌ شوهر ‌را‌ نمايد ‌علي‌ الدوام‌

جلد 5 - صفحه 73

‌که‌ ‌از‌ تحت‌ اطاعت‌ ‌او‌ بيرون‌ نرود، و قنوط ‌در‌ نماز ‌هم‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ باب‌ ‌است‌ ‌که‌ طول‌ عبادت‌ ‌از‌ ذكر و دعاء ‌است‌ مخصوصا قنوت‌ وتر و لذا مستحب‌ّ ‌است‌ طول‌ دادن‌ قنوت‌ حافِظات‌ٌ لِلغَيب‌ِ اشاره‌ ‌به‌ اينكه‌ ‌در‌ غياب‌ شوهران‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌از‌ نامحرمان‌ و ‌از‌ مخالفت‌ شوهران‌ حفظ ميكنند، و همچنين‌ عرض‌ و حيثيات‌ ‌آنها‌ ‌را‌ نگاه‌ داري‌ ميكنند، بدگويي‌ ‌از‌ ‌آنها‌ نميكنند و احترامات‌ ‌آنها‌ ‌را‌ محفوظ ميدارند، و همچنين‌ اموال‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بدون‌ اجازه‌ ‌آنها‌ تصرف‌ نميكنند بلكه‌ بهتر اينست‌ ‌که‌ ‌در‌ اموال‌ ‌خود‌ ‌هم‌ بدون‌ اجازه‌ ‌آنها‌ تصرف‌ نكند.

بِما حَفِظَ اللّه‌ُ ‌هر‌ چيزي‌ ‌را‌ ‌که‌ خداوند حفظ فرموده‌ ‌يعني‌ حفظ ‌آن‌ ‌را‌ لازم‌ دانسته‌، و اما اموري‌ ‌که‌ مربوط بشوهر نيست‌ و ‌در‌ تحت‌ اختيار ‌خود‌ زنها ‌است‌ مثل‌ عبادات‌ و ضروريات‌ امور دنيوي‌ و اخروي‌ حفظ الغيب‌ ‌آنها‌ لازم‌ نيست‌ و ‌خود‌ مختار ‌است‌، و ‌از‌ ‌اينکه‌ بيان‌ معلوم‌ ميشود ‌که‌ كلمه‌ (اللّه‌) مرفوع‌ ‌است‌ و فاعل‌ (حفظ) ‌است‌ و احتياج‌ باضمار ندارد و مفعول‌ (حفظ) محذوف‌ ‌است‌ ‌که‌ راجع‌ ‌به‌ (‌ما) ‌در‌ (بِما حَفِظَ اللّه‌ُ) ‌است‌.

وَ اللّاتِي‌ تَخافُون‌َ نُشُوزَهُن‌َّ دسته‌ دوم‌ زنهايي‌ هستند ‌که‌ صالحات‌ و قانتات‌ و حافظات‌ نيستند، و نشوز مخالفت‌ شوهر ‌است‌، ناشزه‌ زنيست‌ ‌که‌ ‌از‌ اطاعت‌ شوهر بيرون‌ رود و ديگر حق‌ نفقه‌ و كسوه‌ و سكني‌ ندارد و يكي‌ ‌از‌ گناهان‌ كبيره‌ ‌است‌ و مانع‌ ‌از‌ قبولي‌ طاعات‌ ‌است‌ ‌حتي‌ ‌اگر‌ سفر عبادت‌ مثل‌ زيارت‌ ‌ يا ‌ خانه‌ پدر و مادر ‌باشد‌ بلي‌ ‌در‌ امر واجب‌ مثل‌ حج‌ و اغسال‌ واجبه‌ ‌ يا ‌ حفظ نفس‌ محترمه‌ و اخذ مسائل‌ لازمه‌ مانعي‌ ندارد مگر شوهر ‌خود‌ ‌ يا ‌ ديگري‌ ‌را‌ معين‌ كند ‌که‌ احكام‌ دين‌ ‌را‌ باو تعليم‌ نمايد و خوف‌ نشوز. ظن‌ بنشوز ‌است‌ و مجرد احتمال‌ كافي‌ نيست‌.

فَعِظُوهُن‌َّ اولا بايد ‌آنها‌ ‌را‌ موعظه‌ كنند بتهديد بعذاب‌ الهي‌ و بيان‌ احكام‌ و وظائف‌ زنها و ‌اگر‌ موعظه‌ اثر نكرد وَ اهجُرُوهُن‌َّ ثانيا هجر بمعني‌ دوري‌

جلد 5 - صفحه 74

‌است‌ (‌في‌ المضاجع‌) مضجع‌ خوابگاه‌ ‌است‌ ‌يعني‌ نزد ‌آنها‌ و ‌در‌ بستر ‌آنها‌ نخوابند و ‌از‌ ‌آنها‌ دوري‌ كنند ‌حتي‌ ترك‌ مكالمه‌ و معاشرت‌ و مؤاكلت‌ و امثال‌ اينها، و ‌اگر‌ ‌اينکه‌ ‌هم‌ مؤثر نشد وَ اضرِبُوهُن‌َّ نه‌ ضرب‌ مولم‌ مثل‌ زنجير ‌ يا ‌ چوب‌ ‌ يا ‌ ضرب‌ شديد بلكه‌ ضرب‌ ملائم‌ همين‌ اندازه‌ ‌که‌ تخويف‌ و تخفيف‌ و توهين‌ گردد ‌پس‌ ‌اگر‌ ‌در‌ طي‌ ‌اينکه‌ مراحل‌ دست‌ ‌از‌ نشوز ‌بر‌ داشتند و ‌در‌ تحت‌ اطاعت‌ آمدند فَإِن‌ أَطَعنَكُم‌ فَلا تَبغُوا عَلَيهِن‌َّ سَبِيلًا ديگر حق‌ تعرضي‌ بآنها نداريد و ‌با‌ كمال‌ عطوفت‌ و مهرباني‌ مراعات‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بكنيد.

إِن‌َّ اللّه‌َ كان‌َ عَلِيًّا كَبِيراً كنايه‌ ‌از‌ اينكه‌ بعض‌ رجال‌ هستند ‌که‌ ‌خود‌ ‌را‌ بزرگ‌ ميشمارند و ترفع‌ ‌بر‌ زنها ميكنند و ‌آنها‌ ‌را‌ ذليل‌ و حقير و كوچك‌ ميپندارند ‌خدا‌ ميفرمايد علو و كبريايي‌ مختص‌ بذات‌ اقدس‌ ربوبي‌ ‌است‌ زيرا كلمه‌ (‌ان‌) و جمله‌ اسميه‌ و تقديم‌ كلمه‌ (اللّه‌) دلالت‌ ‌بر‌ ‌اينکه‌ معني‌ دارد نبايد ‌شما‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ بزرگي‌ كنيد.

برگزیده تفسیر نمونه


(‌آيه‌ 34)‌

سرپرستي‌ ‌در‌ نظام‌ خانواده‌. خانواده‌ يك‌ واحد كوچك‌ اجتماعي‌ ‌است‌ و همانند يك‌ اجتماع‌ بزرگ‌ بايد رهبر و سر پرست‌ واحدي‌ داشته‌ ‌باشد‌، زيرا رهبري‌ و سرپرستي‌ دسته‌ جمعي‌ ‌که‌ زن‌ و مرد مشتركا ‌آن‌ ‌را‌ ‌به‌ عهده‌ بگيرند مفهومي‌ ندارد ‌در‌ نتيجه‌ مرد ‌ يا ‌ زن‌ يكي‌ بايد «رئيس‌» خانواده‌ و ديگري‌ «معاون‌» و تحت‌ نظارت‌ ‌او‌ ‌باشد‌، قرآن‌ ‌در‌ اينجا تصريح‌ مي‌كند ‌که‌ مقام‌ سرپرستي‌ بايد ‌به‌ مرد داده‌ شود، مي‌گويد: «مردان‌ سرپرست‌ و نگهبان‌ زنانند» (الرِّجال‌ُ قَوّامُون‌َ عَلَي‌ النِّساءِ).

البته‌ مقصود ‌از‌ ‌این تعبير استبداد و اجحاف‌ و تعدي‌ نيست‌، بلكه‌ منظور رهبري‌ واحد منظم‌ ‌با‌ توجه‌ ‌به‌ مسؤوليتها و مشورتهاي‌ لازم‌ ‌است‌.

جمله ‌بعد‌ ‌که‌ دو بخش‌ ‌است‌ ‌در‌ قسمت‌ اول‌ مي‌فرمايد: «‌این سرپرستي‌ ‌به‌ خاطر برتريهايي‌ ‌است‌ ‌که‌ (‌از‌ نظر نظام‌ اجتماع‌) خداوند ‌براي‌ بعضي‌ نسبت‌ ‌به‌ بعضي‌ ديگر قرار داده‌ ‌است‌» (بِما فَضَّل‌َ اللّه‌ُ بَعضَهُم‌ عَلي‌ بَعض‌ٍ).

و ‌در‌ قسمت‌ دوم‌ مي‌فرمايد: «و نيز ‌این سرپرستي‌ ‌به‌ خاطر تعهداتي‌ ‌است‌ ‌که‌ مردان‌ ‌در‌ مورد پرداختهاي‌ مالي‌ ‌در‌ برابر زنان‌ و خانواده‌ ‌به‌ عهده‌ دارند» (وَ بِما أَنفَقُوا مِن‌ أَموالِهِم‌).

سپس‌ اضافه‌ مي‌كند ‌که‌ زنان‌ ‌در‌ برابر وظايفي‌ ‌که‌ ‌در‌ خانواده‌ ‌به‌ عهده‌ دارند ‌به‌ دو دسته‌اند:

دسته اول‌: «و زنان‌ صالح‌، زناني‌ هستند ‌که‌ متواضعند و ‌در‌ غياب‌ (همسر ‌خود‌) حفظ اسرار و حقوق‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ مقابل‌ حقوقي‌ ‌که‌ ‌خدا‌ ‌براي‌ آنان‌ قرار داده‌، مي‌كنند» (فَالصّالِحات‌ُ قانِتات‌ٌ حافِظات‌ٌ لِلغَيب‌ِ بِما حَفِظَ اللّه‌ُ).

‌يعني‌ مرتكب‌ خيانت‌ چه‌ ‌از‌ نظر مال‌ و چه‌ ‌از‌ نظر ناموس‌ و چه‌ ‌از‌ نظر حفظ شخصيت‌ شوهر و اسرار خانواده‌ ‌در‌ غياب‌ ‌او‌ نمي‌شوند، و وظايف‌ و مسؤوليتهاي‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌به‌ خوبي‌ انجام‌ مي‌دهند.

دسته دوم‌: زناني‌ هستند ‌که‌ ‌از‌ وظايف‌ ‌خود‌ سرپيچي‌ مي‌كنند و نشانه‌هاي‌ ناسازگاري‌ ‌در‌ ‌آنها‌ ديده‌ مي‌شود، مردان‌ ‌در‌ مقابل‌ ‌این گونه‌ زنان‌ وظايفي‌ دارند ‌که‌ بايد مرحله‌ ‌به‌ مرحله‌ اجرا گردد، ‌در‌ مرحله اول‌ مي‌فرمايد: «زناني‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌از‌ طغيان‌ و سركشي‌ ‌آنها‌ مي‌ترسيد پند و اندرز دهيد» (وَ اللّاتِي‌ تَخافُون‌َ نُشُوزَهُن‌َّ فَعِظُوهُن‌َّ).

‌در‌ مرحله دوم‌ مي‌فرمايد: «‌در‌ صورتي‌ ‌که‌ اندرزهاي‌ ‌شما‌ سودي‌ نداد، ‌در‌ بستر ‌از‌ ‌آنها‌ دوري‌ كنيد» (وَ اهجُرُوهُن‌َّ فِي‌ المَضاجِع‌ِ).

و ‌در‌ مرحله سوم‌: ‌در‌ صورتي‌ ‌که‌ سركشي‌ و پشت‌ پا زدن‌ ‌به‌ وظايف‌ و مسؤوليتها ‌از‌ حد بگذرد و همچنان‌ ‌در‌ راه‌ قانون‌شكني‌ ‌با‌ لجاجت‌ و سرسختي‌ گام‌ بردارند، نه‌ اندرزها تأثير كند، و نه‌ جدا شدن‌ ‌در‌ بستر، و كم‌ اعتنايي‌ نفعي‌ نبخشد، و راهي‌ جز «شدت‌ عمل‌» باقي‌ نماند «‌آنها‌ ‌را‌ تنبيه‌ بدني‌ كنيد» (وَ اضرِبُوهُن‌َّ).

مسلم‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌اگر‌ يكي‌ ‌از‌ ‌این مراحل‌ مؤثر واقع‌ شود و زن‌ ‌به‌ انجام‌ وظيفه ‌خود‌ اقدام‌ كند مرد حق‌ ندارد بهانه‌گيري‌ كرده‌، ‌در‌ صدد آزار زن‌ برآيد، لذا ‌به‌ دنبال‌ ‌این جمله‌ مي‌فرمايد: «‌پس‌ ‌اگر‌ ‌آنها‌ ‌از‌ ‌شما‌ اطاعت‌ كردند، راهي‌ ‌براي‌ تعدّي‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ مجوييد» (فَإِن‌ أَطَعنَكُم‌ فَلا تَبغُوا عَلَيهِن‌َّ سَبِيلًا).

و ‌در‌ پايان‌ ‌آيه‌ مجددا ‌به‌ مردان‌ هشدار مي‌دهد ‌که‌ ‌از‌ موقعيت‌ سرپرستي‌ ‌خود‌ ‌در‌ خانواده‌ سوء استفاده‌ نكنند و ‌به‌ قدرت‌ ‌خدا‌ ‌که‌ بالاتر ‌از‌ همه قدرتهاست‌ بينديشند «زيرا خداوند بلند مرتبه‌ و بزرگ‌ ‌است‌» (إِن‌َّ اللّه‌َ كان‌َ عَلِيًّا كَبِيراً).

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌3، ص 3.
  3. طبرسى صاحب مجمع البيان از مقاتل نقل نمايد كه اين آيه درباره سعد بن الربيع بن عمرو كه يكى از نقباء و نجباء بوده و نيز درباره زوجه او حبيبة دختر زيد بن ابى‌زهير كه هر دو از انصار بودند، نازل شده. بدين شرح كه حبيبه ناشزه شده بود. سعد او را مضروب ساخت پدر حبيبه دختر خود را نزد پيامبر آورد و گفت: دخترم را به حباله نكاح سعد درآوردم وى را مضروب نموده است. پيامبر به حبيبه فرمود: از شوهرت قصاص كن، حبيبه بعد از دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله از قصاص شوهر خود چشم پوشيد. خواستند بروند، پيامبر فرمود: اينك جبرئيل است كه اين آيه را براى من آورده است ما را اراده اى بود و خدا را هم اراده اى، ولى آنچه خدا اراده كرده است بهتر است و قصاص به كلى رفع گرديد.
  4. طبرى صاحب جامع البيان از طرق مختلف از حسن بصرى روايت كند كه مردى از انصار زوجه اش را مضروب ساخت. زن نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و زبان به شكايت گشود و اجازه قصاص خواست. پيامبر هم دستور قصاص داد سپس آيه «وَلاتَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ؛ قبل از آن كه وحى خدا به تو برسد عجله مكن» نازل گرديد. پس از آن، اين آيه براى رسول خدا آمد و نيز در تفسير ابن مردويه هم اين قضيه از امام على بن ابى‌طالب عليه‌السلام بدون ذكر آيه «ولاتعجل» ذكر شده است.
  5. محمدباقر محقق،‌ نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 194.

منابع