آیه 173 سوره شعراء: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(تفسیر آیه)
(معانی کلمات آیه)
 
سطر ۴۱: سطر ۴۱:
 
</tabber>
 
</tabber>
 
==معانی کلمات آیه==
 
==معانی کلمات آیه==
«أَمْطَرْنَا»: باراندیم. مراد سنگباران است (نگا: هود / ). «الْمُنذَرِینَ»: بیم داده شدگان. تهدید شدگان. مراد قوم لوط است که توسّط لوط تهدید به عذاب الهی شده بودند.
+
«أَمْطَرْنَا»: باراندیم. مراد سنگباران است. «الْمُنذَرِینَ»: بیم داده شدگان. تهدید شدگان. مراد قوم لوط است که توسّط لوط تهدید به عذاب الهی شده بودند.
  
 
== تفسیر آیه ==
 
== تفسیر آیه ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۶:۱۰

مشاهده آیه در سوره

وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَرًا ۖ فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<172 آیه 173 سوره شعراء 174>>
سوره : سوره شعراء (26)
جزء : 19
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و آنها را به سنگباران عذاب که باران بسیار سختی بر سر بیم داده شدگان (بد کار) است هلاک ساختیم.

و بارانی از سنگ گِل بر سر آنان باراندیم؛ پس بد بود باران بیم داده شدگان.

و بر [سر] آنان بارانى [از آتش گوگرد] فرو ريختيم. و چه بد بود باران بيم‌داده‌شدگان.

بر آنها بارانى بارانيديم و چه بد بود باران تهديدشدگان.

و بارانی (از سنگ) بر آنها فرستادیم؛ چه باران بدی بود باران انذارشدگان!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

and rained down upon them a rain [of stones]. Evil was the rain of those who were warned!

And We rained down upon them a rain, and evil was the rain on those warned.

And We rained on them a rain. And dreadful is the rain of those who have been warned.

We rained down on them a shower (of brimstone): and evil was the shower on those who were admonished (but heeded not)!

معانی کلمات آیه

«أَمْطَرْنَا»: باراندیم. مراد سنگباران است. «الْمُنذَرِینَ»: بیم داده شدگان. تهدید شدگان. مراد قوم لوط است که توسّط لوط تهدید به عذاب الهی شده بودند.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ «168» رَبِّ نَجِّنِي وَ أَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ «169»

لوط گفت: من مخالف شديد كردار شما هستم. پروردگارا! من و كسان مرا از (شرّ) آنچه انجام مى‌دهند رهايى بخش.

فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ «170» إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ «171» ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ «172»

پس (دعايش را مستجاب كرديم و) او وتمام خاندانش را نجات داديم. مگر پيرزنى (زن لوط) كه در ميان بازماندگان بود. سپس، ديگران را ريشه‌كن كرديم.

وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ «173»

و بر سر آنان بارانى (از سنگ) فرو فرستاديم. پس چه بد است باران هشدار داده شدگان.

إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ «174» وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ «175»

البتّه در اين (ماجرا) نشانه‌اى (از قدرت الهى) است، لكن بيشتر مردم ايمان‌آورنده نيستند. همانا پروردگار تو همان تواناى مهربان است.

نکته ها

كلمه‌ى «قالين» به معناى اظهار نگرانى و مخالفت شديدى است كه از عمقِ جان باشد.

جلد 6 - صفحه 362

پیام ها

1- با كار بد مخالفت كنيد، نه با شخص خلافكار. «لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ»

2- انبيا، در برابر تهديدها نمى‌ترسيدند و حرف خود را مى‌زدند. «مِنَ الْقالِينَ» لوط در برابر تهديد اخراج وتبعيد، فرمود: من دشمن كار شما هستم.

3- تنفّر از كار بد، هم بايد زبانى باشد و هم عملى. «قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ‌- رَبِّ نَجِّنِي» آرى نگرانى تنها كافى نيست، بايد به فكر رهايى ونجات از مركز فساد بود.

4- محيط آلوده براى مردان خدا قابل تحمّل نيست؛ اگر از اصلاح محيط مأيوس شدند، حداقل خود را از آنجا نجات مى‌دهند. «نَجِّنِي»

5- بزرگان جامعه بايد به فكر خاندان و ياران خود باشند. «نَجِّنِي وَ أَهْلِي»

6- دعاى انبيا مستجاب است. «رَبِّ نَجِّنِي‌- فَنَجَّيْناهُ»

7- زن، در انتخاب راه وابسته به شوهر نيست. «إِلَّا عَجُوزاً» (زن لوط راه انحرافى را برگزيده بود)

8- در اديان آسمانى، همه‌ى قوانين و ارزش‌ها بر اساس ضوابط است نه روابط.

«إِلَّا عَجُوزاً» (زن پيامبر نيز اگر منحرف شد، هلاك مى‌شود، زيرا ملاك و ميزان، كفر وايمان است نه رابطه‌ها و نسبت‌ها)

9- حساب اطرافيان و وابستگان شخصيّت‌ها را، از حساب خود آنان جدا كنيد.

«إِلَّا عَجُوزاً» (ممكن است انسان پيامبر وفرستاده خدا باشد، ولى بستگانش در راه حقّ نباشند. همسر لوط در خانه پيامبر بود، ولى داراى تفكّر انحرافى بود.)

10- كيفر گناه براى همه يكسان است، زن لوط در ميان نابودشدگان است و امتياز ويژه‌اى ندارد. «فِي الْغابِرِينَ»

11- كيفر كسانى كه مسير ازدواج را به لواط مى‌كشانند، آن است كه باران رحمت، باران عذاب شود و آنان را از پاى در آورد. «فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ»

12- خداوند قبل از عذاب، هشدار مى‌دهد و اتمام حجّت مى‌كند. «الْمُنْذَرِينَ»

13- همين كه جامعه از افراد صالح خالى شد، زمينه‌ى قهر الهى فراهم شده است. فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ‌ ... ثُمَّ دَمَّرْنَا

جلد 6 - صفحه 363

14- طبيعت، در اختيار قدرت الهى است. (همان قدرتى كه از آسمان باران نازل مى‌كند، مى‌تواند سنگ نازل كند) وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً ...

15- تاريخ، مايه‌ى عبرت است. «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً»

16- در تربيت، تكرار لازم است. (در اين سوره بعد از نقل ماجراى هريك از پيامبران، جمله‌ى‌ «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً» آمده است).

17- اكثر مردم پند پذير نيستند. «وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ»

18- قدرت همراه با رحمت ارزش دارد. «الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ (173)

وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً: و بارانيديم بر ايشان باران، يعنى بر كسانى كه از قوم گريخته بودند سنگها را به طريق باران بر سر ايشان بارانيديم. يا بعد از انقلاب‌

«1». تفسير منهج الصادقين، ج 6، ص 476، چاپ كتابفروشى اسلاميّه.

جلد 9 - صفحه 487

ديار ايشان، آن شهر را سنگ باران كرديم. از وهب منقول است كه آن سنگ كبريت بود. فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ‌: پس بد است باران ترسانيده شدگان كه ايمان نياوردند. «1» واقعه هلاك: تتمه روايت سابق از حضرت باقر عليه السّلام: چون طغيان آنها زياد شد، خداوند چند ملك نازل فرمود كه بيرون كنند هر كه را كه در شهر ايشان است از مؤمنان. پس نيافتند در آن شهر به غير از يك خانه از مسلمانان، پس آنها را بيرون نمودند و به حضرت لوط عليه السّلام گفتند: امشب اهل خود را از شهر بيرون بر به غير از زن خود. چون نصف شب گذشت، حضرت لوط با دخترانش روانه شد، و زنش برگشت، دويد به سوى قوم خود كه ايشان را خبر كند كه لوط بيرون رفت. چون صبح طالع شد، ندا رسيد از عرش الهى كه: اى جبرئيل، قول خدا و امر او متحتم شده است در عذاب قوم لوط، پس نازل شو به سوى شهر قوم لوط و آنچه احاطه كرده است به آن و بركن همه را از طبقه هفتم زمين و بالا بياور بسوى آسمان و نگاهدار تا برسد به تو امر خداوند جبار در برگردانيدن آن، و آيت هويدائى باقى بگذار از خانه لوط كه عبرتى باشد براى هركه از آن راه عبور كند. پس پائين رفتم به سوى آن گروه ستمكار، وبال راست خود را برطرف شرقى آن شهر زدم، و بال چپ را برطرف غربى آن، و بركندم يا محمد از زير هفتم طبقه زمين به غير از منزل آل لوط كه آن را علامتى گذاشتم براى راهگذران و بالا بردم آنها را در ميان بال خود و بازداشتم آنها را در جائى كه اهل آسمان صداى خروسها و سگهاى ايشان را شنيدند. پس آفتاب طالع شد، ندا رسيد كه اى جبرئيل، برگردان شهر را بر اين قوم، پس برگردانيدم تا آنكه پائينش به بالا آمد و باريد خدا بر آنها سنگها از سجيل كه همه صاحب علامت يا منقط بودند، و اين عذاب از ستمكاران امت تو اى محمد كه مثل عمل ايشان كنند بعيد نيست.

«1». همان مدرك.

جلد 9 - صفحه 488


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ (160) إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لا تَتَّقُونَ (161) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (162) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (163) وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‌ رَبِّ الْعالَمِينَ (164)

أَ تَأْتُونَ الذُّكْرانَ مِنَ الْعالَمِينَ (165) وَ تَذَرُونَ ما خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عادُونَ (166) قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ (167) قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ (168) رَبِّ نَجِّنِي وَ أَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ (169)

فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ (170) إِلاَّ عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ (171) ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ (172) وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ (173) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (174)

وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (175)

ترجمه‌

تكذيب كردند قوم لوط فرستادگان را

هنگاميكه گفت بآنها

جلد 4 صفحه 123

برادرشان لوط آيا نمى‌پرهيزيد

همانا من براى شما پيمبرى امينم‌

پس بترسيد از خدا و اطاعت كنيد مرا

و نميخواهم از شما بر آن هيچ مزدى نيست مزد من مگر بر پروردگار جهانيان‌

آيا وارد ميشويد بر پسران از اهل عالم‌

و واميگذاريد آنچه را آفريد براى شما پروردگارتان از جفتهاتان بلكه شمائيد گروهى تعدّى كنندگان‌

گفتند هر آينه اگر باز نه ايستادى اى لوط البته خواهى بود از بيرون كرده شدگان‌

گفت همانا من كردار شما را از دشمنانم‌

پروردگارا نجات ده من و كسان مرا از آنچه ميكنند

پس نجات داديم او و كسانش را همگى‌

مگر پير زنى كه بود در باقى ماندگان‌

پس هلاك كرديم ديگران را

و بارانديم بر آنها بارانى پس بد بود باران بيم داده شدگان‌

همانا در اين آيتى است و نباشند بيشترشان گروندگان‌

و همانا پروردگار تو او است تواناى مهربان.

تفسير

خداوند متعال بعد از پنج آيه كه تفسير آنها در قصص سابقه گذشت قول حضرت لوط را كه شرح حال آن در سوره اعراف مستوفى ذكر شد نقل نموده كه بقوم خود بر سبيل انكار و ملامت فرمود آيا شما از ميان اهل عالم براى دفع شهوت مردانرا اختيار نموديد و با آنها نزديكى ميكنيد با آنكه اين عمل قبيح و مضرّى است و وامى‌گذاريد و نزديكى نميكنيد با آنچه خدا خلق فرموده براى انتفاع شما از جنس زنانتان با آنكه آنها بهتر و پاكيزه‌ترند براى آن عمل پس شما مردمان مستقيمى نيستيد بلكه متعدّى و متجاوز از حدّ اعتدال و از حلال به حرام و از پاكيزه به پليديد يا دشمن انسانيّت و اخلاقيد كه چنين عمل شنيعى را مرتكب ميشويد قوم در جواب گفتند از اين سخنان دست بردار والا تو را نفى بلد خواهيم نمود و بايد از ميان ما بيرون بروى آنحضرت فرمود من با اين كار شما بسيار مخالفم بطوريكه نميتوانم به بينم و چيزى نگويم و از خدا خواست كه او و خانواده‌اش را از تبعات و وبال اعمال آنها نجات دهد و خداوند اجابت فرمود و او و تمام خانواده و پيروانش را در وقت نزول عذاب از ميان آنها خارج فرمود و فقط زنش را كه پيرو موافق با آنها و مخالف با او بود با قوم باقى گذارد و همه بهلاكت رسيدند ببارانيكه از سنگ بر آنها باريد و بد بارانى بود براى كسانيكه بيم دادند آنها را انبيا از خدا ولى بخرجشان نرفت و بعاقبت وخيم‌

جلد 4 صفحه 124

آن گرفتار شدند و تفصيل اين قضايا در سور سابقه كه شرح حال انبياء در آنها ذكر شده گذشته است و آيات اخيره در قصص سابقه، مفسر و نكته تكرار آن اخيرا مبيّن گرديد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَنَجَّيناه‌ُ وَ أَهلَه‌ُ أَجمَعِين‌َ (170) إِلاّ عَجُوزاً فِي‌ الغابِرِين‌َ (171) ثُم‌َّ دَمَّرنَا الآخَرِين‌َ (172) وَ أَمطَرنا عَلَيهِم‌ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ المُنذَرِين‌َ (173)

‌پس‌ نجات‌ داديم‌ ‌او‌ ‌را‌ و اهل‌ ‌او‌ ‌را‌ تمام‌ ‌آنها‌ ‌را‌ مگر عجوزه‌ ‌که‌ امرأه لوط ‌بود‌ ‌در‌ بازماندگان‌.

و ‌پس‌ ‌از‌ بيرون‌ رفتن‌ لوط و اهلش‌ ‌از‌ تمام‌ ‌اينکه‌ هفت‌ شهر قوم‌:

‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ هلاك‌ كرديم‌ ديگران‌ ‌را‌ و باريديم‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ باريدني‌ ‌پس‌ بد ‌بود‌ بارش‌ انذار شدگان‌.

(ثُم‌َّ دَمَّرنَا الآخَرِين‌َ) تمام‌ قوم‌ لوط ‌حتي‌ امرأه ‌او‌ و طريق‌ هلاكت‌ ‌آنها‌ چنانچه‌ ‌در‌ سور سابقه‌ بيان‌ ‌شده‌ و ‌در‌ اخبار توضيح‌ داده‌اند حضرت‌ جبرئيل‌ هفت‌ شهر ‌آنها‌ ‌را‌ ‌از‌ زمين‌ كند و برد بالا ‌که‌ ‌در‌ خبر دارد صداي‌ كلاب‌ و خروسان‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ملائكه‌ ميشنيدند و يك‌ مرتبه‌ سرنگون‌ كرد و سنگ‌ ريزه‌ ‌از‌ آسمان‌ باريد ‌بر‌ سر ‌آنها‌ و تمام‌ هلاك‌ شدند ‌که‌ مفاد (وَ أَمطَرنا عَلَيهِم‌ مَطَراً) ‌است‌.

اشكال‌: ‌پس‌ ‌از‌ سرنگون‌ شدن‌ ‌آنها‌ و زير خاك‌ رفتن‌ ‌آنها‌ و هلاك‌ شدن‌ چه‌ تأثيري‌ دارد باريدن‌ سنگ‌!

جواب‌: بعض‌ مفسرين‌ گفتند سرنگون‌ شدن‌ راجع‌ بكساني‌ ‌که‌ ‌در‌ شهرستان‌ها بودند و امطار حجاره‌ راجع‌ ‌به‌ آنهايي‌ ‌که‌ ‌در‌ خارج‌ شهرها بودند و ‌اينکه‌ جواب‌ تمام‌ نيست‌ زيرا ظاهر آيات‌ ‌در‌ تمام‌ سور اينست‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ دو عذاب‌ ‌بر‌ تمام‌ ‌آنها‌ نازل‌ شد، بخصوص‌ ‌در‌ اخبار تصريح‌ دارد ‌که‌ يكي‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ سنگ‌ها ‌بر‌ سر امرأه لوط وارد شد و مسلما ‌او‌ ‌در‌ شهر ‌بود‌ ‌در‌ همان‌ خانه لوط و تحقيق‌ ‌در‌ جواب‌ چنانچه‌ قبلا ‌هم‌ تذكر داده‌ايم‌ اينست‌ ‌که‌ اولا شهرها ‌با‌ جميع‌ توابعش‌ ‌از‌ صحراها و مزارع‌ و باغات‌ يك‌ مرتبه‌ ‌از‌ زمين‌ كنده‌ شد و بطرف‌ آسمان‌ بالا رفت‌ و ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ سنگ‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ باريد و تمام‌ هلاك‌ شدند و ‌پس‌ ‌از‌ باريدن‌ سنگ‌ سرنگون‌ شد ‌که‌ اثري‌ ‌از‌ ابدان‌ ‌آنها‌ و عمارات‌ ‌آنها‌ و اشجار ‌آنها‌ و اندوخته‌هاي‌ ‌آنها‌ و اثاثيه‌ ‌آنها‌ باقي‌ نماند، و ‌در‌ بعض‌ اخبار دارد ‌که‌ ‌هر‌ ‌که‌ مرتكب‌ عمل‌ قوم‌ لوط شد موقع‌ مردن‌ يكي‌ ‌از‌ ‌آن‌ سنگ‌ها ‌بر‌ ‌او‌ ميبارد.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 173)- «و بارانی بر آنها فرستادیم» (وَ أَمْطَرْنا عَلَیْهِمْ مَطَراً).

اما چه بارانی، بارانی از سنگ که حتی ویرانه‌های آنها را از نظرها محو کرد! «چه باران بدی بود باران انذار شدگان» (فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِینَ).

بارانهای معمولی حیاتبخش است و زنده کننده، اما این باران، وحشتناک و نابود کننده بود و ویرانگر.

از آیه 82 سوره هود استفاده می‌شود که نخست شهرهای قوم لوط زیر و رو شدند، سپس بارانی از سنگریزه متراکم بر آنها فرود آمد.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

منابع