آیه 104 سوره انعام

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ دسامبر ۲۰۱۹، ساعت ۰۶:۲۴ توسط Aghajani (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

قَدْ جَاءَكُمْ بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ ۖ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا ۚ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ

مشاهده آیه در سوره


<<103 آیه 104 سوره انعام 105>>
سوره : سوره انعام (6)
جزء : 7
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

آیات الهی و کتب آسمانی که سبب بصیرت شماست البته از طرف پروردگارتان آمد، پس هر کس بصیرت یافت خود به سعادت رسید و هر کس که کور بماند خود در زیان افتاد، و من نگهبان شما نیستم.

بی تردید برای شما از سوی پروردگارتان دلایلی روشن آمده، پس هر که [به وسیله آن دلایل بینا شود و حقایق را با چشم دل] ببیند به سود خود اوست و هر که [با پشت کردن به دلایل] کوردل شود [و از دیدن حقایق محروم گردد] به زیان خود اوست، [وظیفه من ابلاغ پیام خداست] و بر شما حافظ و نگهبان نیستم.

به راستى رهنمودهايى از جانب پروردگارتان براى شما آمده است. پس هر كه به ديده بصيرت بنگرد به سود خود او، و هر كس از سر بصيرت ننگرد به زيان خود اوست، و من بر شما نگهبان نيستم.

از سوى پروردگارتان براى شما نشانه‌هاى روشن آمد. هر كه از روى بصيرت مى‌نگرد به سود اوست و هر كه چشم بصيرت برهم نهد به زيان اوست. و من نگهدارنده شما نيستم.

دلایل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ کسی که (به وسیله آن، حقّ را) ببیند، به سود خود اوست؛ و کسی که از دیدن آن چشم بپوشد، به زیان خودش می‌باشد؛ و من نگاهبان شما نیستم (و شما را بر قبول ایمان مجبور نمی‌کنم)

ترجمه های انگلیسی(English translations)

[Say,] ‘Certainly insights have come to you from your Lord. So whoever sees, it is to the benefit of his own soul, and whoever remains blind, it is to its detriment, and I am not a keeper over you.’

Indeed there have come to you clear proofs from your Lord; whoever will therefore see, it is for his own soul and whoever will be blind, it shall be against himself and I am not a keeper over you.

Proofs have come unto you from your Lord, so whoso seeth, it is for his own good, and whoso is blind is blind to his own hurt. And I am not a keeper over you.

"Now have come to you, from your Lord, proofs (to open your eyes): if any will see, it will be for (the good of) his own soul; if any will be blind, it will be to his own (harm): I am not (here) to watch over your doings."

معانی کلمات آیه

بصائر: بصيرت: بينه و دليلى كه با آن حقائق اشياء درك و ديده شود. جمع آن بصائر است (دلائل روشن كننده).

ابصر: ابصار: با بصيرت شدن.

عمى: نابينا.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ «104»

همانا از سوى پروردگارتان، مايه‌هاى بينش و بصيرت، (كتب آسمانى و دلائل روشن) براى شما آمده است. پس هر كه بصيرت يافت، به سود خود اوست و هر كس كورى گزيد، به زيان خويش عمل كرده است و من نگهبان و ضامن (ايمان شما به اجبار) نيستم.

نکته ها

از آيه‌ى 95 تا اينجا در معرّفى خدا و انتقاد از شرك بود، اين آيه به منزله‌ى نتيجه و خلاصه‌ى آيات گذشته است.

جلد 2 - صفحه 524

مشابه اين آيه در قرآن زياد است كه نتيجه‌ى ايمان وكفر، خوبى وبدى، يا بصيرت وكوردلىِ انسان را متوجّه خود او مى‌داند. همچون:

  • «لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ» «1»
  • «مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها» «2»
  • «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها» «3»

پیام ها

1- با نزول قرآن، راه عذرى بر هيچ كس باقى نمانده است. «قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ»

2- مردم در انتخاب راه، آزادند. فَمَنْ أَبْصَرَ ... وَ مَنْ عَمِيَ‌

3- آگاه كردن مردم، از شئون ربوبيّت الهى است. «بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ»

4- سود ايمان و زيان كفر مردم، به خودشان برمى‌گردد نه خدا. فَلِنَفْسِهِ‌ ... فَعَلَيْها

5- كيفر گروهى از مردم، نشانه‌ى باطل بودن تعاليم انبيا نيست، بلكه نشانه‌ى كوردلى خود آنان است. «وَ مَنْ عَمِيَ»

6- وظيفه‌ى پيامبر، ابلاغ است نه اجبار. «ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ»


«1». بقره، 286.

«2». فصّلت، 46.

«3». اسراء، 7.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ (104)

بعد از ذكر آيات داله بر وحدانيت و كمال قدرت و علم، بيان رفع اعتذار فرمايد:

قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ‌: بگو اى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به تحقيق آمد به شما بينات و دلائل ظاهره از جانب پروردگار شما و وضوح آن بر وجهى است كه گوئيا آن را مى‌توان ديد فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ‌: پس هر كه ببيند حق را و تصديق آن نمايد بوسيله بصائر و تفكر در آن، پس نفع ايمان و تصديق مر او را باشد و فايده ثواب آن راجع به او شود وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها: و هر كه كور شد قلب او از تدبر در حجج ظاهره و بدان سبب گمراه گرديد، پس ضرر و وبال آن بر او خواهد بود. و بگو اى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله‌ وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ: و نيستم من بر شما نگهبان كه محافظت اعمال شما كنم و بر آن شما را جزا دهم، چه بر من فقط همين تبليغ است و حق تعالى حافظ اعمال شما و شما را مجازات خواهد داد. نزول‌ «2» اين آيه قبل از امر قتال بود. و چون حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله به آن مأمور شد حفيظ شد بر آنها و ايشان را به اعمال و افعال قبيحه جزا داد كه آن قتل و اسيرى ايشان بود.

تبصره- آيه شريفه‌ «فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها» دليل است بر آنكه‌

«1» نهج البلاغه، خطبه 177 (با اندكى تفاوت)

«2» مجمع البيان ج 2 ص 346.

تفسير اثنا عشرى، ج‌3، ص: 348

بندگان مختارند در افعال خود به وجوهى: 1- بصيرت در بيّنات الهى كه موجب هدايت و كورى در آيات كه سبب ضلالت است، منوط به اختيار خود شخص مى‌باشد. 2- چون قوه فعل و ترك در شخص مساوى است، اختيار ثابت شود.

3- اگر جبر باشد، ثواب و عقاب در اعمال لغو خواهد بود.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ (104)

ترجمه‌

بتحقيق آمد شما را موجبات بينائى از پروردگارتان پس كسيكه بينا شد پس بر نفع خود او است و كسيكه كور ماند پس بر ضرر او است و نيستم من بر شما نگهبان.

تفسير

پس از اقامه حجج وافيه و براهين كافيه بر توحيد و تنزيه ساحت الوهيّت پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم مأمور شد بآنكه مردم را متنبّه فرمايد كه حجّت بر شما تمام شد و موجبات بصيرت و بينائى از خداوند بشما واصل گرديد چون بصائر جمع بصيرت است كه آن بينائى قلب است و اطلاقش بر دليل و برهان براى آنستكه سبب بصيرت است پس كسيكه نور ايمان در قلب او جاى گير شد و پى بحق و حقيقت برد نفعش عائد خودش شده و ميشود و كسيكه كور باطن بود و از دريافت حق محروم شد و بضلالت و گمراهى باقيماند و بال و ضررش و اصل بخودش شده و ميشود و من كه پيغمبر شمايم حافظ و نگهبان شما نيستم وظيفه من ابلاغ و انذار بود كه ادا نمودم ديگر اختيار با خدا است كه شما را حفظ كند از شرّ عقائد و اعمالتان يا مجازات فرمايد بر طبق استحقاقتان در دنيا و آخرت.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


3

قَد جاءَكُم‌ بَصائِرُ مِن‌ رَبِّكُم‌ فَمَن‌ أَبصَرَ فَلِنَفسِه‌ِ وَ مَن‌ عَمِي‌َ فَعَلَيها وَ ما أَنَا عَلَيكُم‌ بِحَفِيظٍ (104)

بتحقيق‌ آمد ‌براي‌ ‌شما‌ اسباب‌ بينايي‌ و آگاهي‌ و تنبّه‌ ‌از‌ جانب‌ پروردگار ‌شما‌ ‌پس‌ ‌هر‌ كس‌ بينا و آگاه‌ و متنبّه‌ شد نفعش‌ عائد ‌خود‌ ‌او‌ ميشود و ‌هر‌ كس‌ كوركورانه‌ ‌از‌ ‌آنها‌ گذشت‌ دودش‌ ‌در‌ چشم‌ خودش‌ ميرود و ضررش‌ بخودش‌ برميگردد و نيستم‌ ‌من‌ موظف‌ و مكلف‌ بحفظ ‌شما‌.

جلد 7 - صفحه 160

قَد جاءَكُم‌ بَصائِرُ مِن‌ رَبِّكُم‌ ‌در‌ باب‌ اصول‌ دين‌ گفته‌ايم‌ ادلّه‌ قطعيه‌ ‌براي‌ اثبات‌ ‌آنها‌ هشت‌ قسم‌ ‌است‌ ‌هر‌ كدام‌ بجاي‌ ‌خود‌: 1‌-‌ عقل‌ مستقل‌ّ ‌براي‌ اثبات‌ صانع‌ و توحيد و صفات‌ ‌آن‌ و مسئله‌ نبوت‌ عامه‌ و امامت‌ عامه‌.

2‌-‌ عقل‌ ‌غير‌ مستقل‌ ‌که‌ محتاج‌ بضميمه‌ خارجيه‌ ‌است‌ مثل‌ نبوت‌ خاصه‌ ‌که‌ باقامه‌ معجزه‌ ‌ يا ‌ اخبار معصوم‌ ثابت‌ ميشود.

3‌-‌ نص‌ّ قرآن‌ مثل‌ معاد جسماني‌. 4‌-‌ نص‌ّ خبر متواتر مثل‌ امامة خاصه‌ 5‌-‌ ضرورت‌ دين‌ اسلام‌. 6‌-‌ ضرورت‌ مذهب‌. 7‌-‌ نص‌ خبر محفوف‌ بقرائن‌ قطعيه‌ 8‌-‌ اجماع‌ قطعي‌.

و مراد ‌از‌ بصائر اموريست‌ ‌که‌ باعث‌ تنبّه‌ و بينايي‌ ‌باشد‌ مثل‌ همين‌ آيات‌ ‌که‌ ببيانات‌ واضحه‌ و ادلّه‌ محكمه‌ اثبات‌ وجود صانع‌ و توحيد ‌او‌ ‌را‌ ميكند غاية الامر تأثير ‌آن‌ ‌در‌ قلوب‌ مشروط بقابليت‌ محل‌ ‌که‌ ‌در‌ مقام‌ تحصيل‌ معرفت‌ ‌باشد‌ و خالي‌ ‌از‌ عناد و عصبيت‌ ‌باشد‌ ‌که‌ مفاد فَمَن‌ أَبصَرَ ‌است‌ ‌که‌ روشنايي‌ قلب‌ و بينايي‌ دل‌ ‌است‌ البته‌ تأثير ميكند و هدايت‌ ميشود و رستگار ميگردد ‌که‌ مفاد فلنفسه‌ ‌است‌ و نتائج‌ دنيوي‌ و اخروي‌ نصيب‌ ‌او‌ ميشود وَ مَن‌ عَمِي‌َ چشم‌ قلبش‌ كور ‌ يا ‌ بواسطه‌ كثرت‌ معاصي‌ ‌ يا ‌ توغّل‌ ‌در‌ شهوات‌ ‌ يا ‌ متابعت‌ هواهاي‌ نفساني‌ ‌ يا ‌ عناد و عصبيت‌ قلب‌ ‌از‌ قابليت‌ تأثير افتاده‌ و كوركورانه‌ ‌بر‌ ‌اينکه‌ ادله‌ و آيات‌ ميگذرد و حمل‌ ‌بر‌ كذب‌ و افتراء و امور ديگر ميكند ‌که‌ ‌در‌ حقّش‌ صادق‌ ميآيد صُم‌ٌّ بُكم‌ٌ عُمي‌ٌ فَهُم‌ لا يَرجِعُون‌َ بقره‌ ‌آيه‌ 17 فَهُم‌ لا يَعقِلُون‌َ بقره‌ ‌آيه‌ 166.

فعليها ضرر و خسارت‌ و عذاب‌ ابدي‌ و بليّات‌ دنيوي‌ متوجه‌ بخود ‌او‌ ‌است‌ وَ ما أَنَا عَلَيكُم‌ بِحَفِيظٍ ‌من‌ قدرت‌ ندارم‌ ‌بر‌ اجبار بايمان‌ و ‌بر‌ دفع‌ بليات‌ و عقوبات‌ لِيَهلِك‌َ مَن‌ هَلَك‌َ عَن‌ بَيِّنَةٍ وَ يَحيي‌ مَن‌ حَي‌َّ عَن‌ بَيِّنَةٍ انفال‌ ‌آيه‌ 44، و توهّم‌ اينكه‌ ‌اينکه‌ جمله‌ نسخ‌ شد بآيه‌ جهاد توهّم‌ فاسديست‌ زيرا تكليف‌ جهاد ‌براي‌ دفع‌

جلد 7 - صفحه 161

دشمن‌ ‌است‌ ‌از‌ حريم‌ اسلام‌ مثل‌ قطع‌ عضو فاسد ‌است‌ ‌از‌ سرايت‌ بسائر اعضاء نه‌ ‌براي‌ اجبار بايمان‌ و سلب‌ اختيار ‌است‌.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 104)

وظیفه تو اجبار کردن نیست

از این به بعد قرآن یک نوع خلاصه و نتیجه گیری از آیات گذشته می کند، نخست می گوید: «دلایل و نشانه های روشن در زمینه توحید و خداشناسی و نفی هرگونه شرک که مایه بصیرت و بینایی است برای شما آمد» (قَد جاءَکم بَصائِرُ مِن رَبِّکم).

سپس برای این که روشن سازد این دلایل به قدر کافی حقیقت را آشکار می سازد و جنبه منطقی دارد، می گوید: «آنهایی که به وسیله این دلایل چهره حقیقت را بنگرند به سود خود گام برداشته اند، و آنها که همچون نابینایان از مشاهده آن خود را محروم سازند به زیان خود عمل کرده اند» (فَمَن أَبصَرَ فَلِنَفسِهِ وَ مَن عَمِیَ فَعَلَیها).

و در پایان آیه از زبان پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله می گوید: «من نگاهبان و حافظ شما نیستم» (وَ ما أَنَا عَلَیکم بِحَفِیظٍ).

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع