سوره ص/متن و ترجمه

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از سوره 38/متن و ترجمه)
پرش به: ناوبری، جستجو


Quran1.jpg
درباره سوره ص
آیات سوره ص
ترجمه ها و تفاسیر
***
فهرست قرآن
سورة ص
(ترجمه آیتی)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خدای بخشاینده مهربان

1

ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ

صاد سوگند به قرآن شریف صاحب اندرز

2

بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ

، که کافران همچنان در سرکشی و خلافند

3

كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ

چه بسا مردمی را که پیش از آنها به هلاکت رسانیدیم آنان فریاد بر می آوردند ولی گریزگاهی نبود

4

وَعَجِبُوا أَن جَاءهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ

در شگفت شدند از اینکه بیم دهنده ای از میان خودشان برخاست و کافران گفتند: این جادوگری دروغگوست

5

أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ

آیا همه خدایان را یک خدا گردانیده است ? و این چیزی شگفت است

6

وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ

مهترانشان به راه افتادند و گفتند: بروید و بر پرستش خدایان خویش، پایداری ورزید که این است چیزی که از شما خواسته شده

7

مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ

ما در این آخرین آیین ، چنین سخنی نشنیده ایم و این جز دروغ هیچ نیست

8

أَأُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّن ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ

آیا از میان همه ما وحی بر او نازل شده است ? بلکه آنها از وحی من در تردیدند، و هنوز عذاب مرا نچشیده اند

9

أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ

یا آنکه خزاین رحمت پروردگار پیروزمند بخشنده ات در نزد آنهاست ?

10

أَمْ لَهُم مُّلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبَابِ

یا فرمانروایی آسمانها و زمین و هر چه میان آن دوست ، از آن آنهاست ?پس با نردبامهایی خود را به آسمان کشند

11

جُندٌ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِّنَ الْأَحْزَابِ

آنجا لشکری است ناچیز از چند گروه شکست خورده به هزیمت رفته

12

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ

پیش از، آنها قوم نوح و عاد و فرعون ، که مردم را به چهار میخ می کشید ،پیامبران را تکذیب می کردند

13

وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الأَيْكَةِ أُوْلَئِكَ الْأَحْزَابُ

و نیز قوم ثمود و قوم لوط و مردم ایکه از آن جماعتها بودند

14

إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ

از اینان کس نبود مگر آنکه پیامبران را تکذیب کرد، و عقوبت من واجب آمد

15

وَمَا يَنظُرُ هَؤُلَاء إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً مَّا لَهَا مِن فَوَاقٍ

اینان نیز جز بانگی سهمناک انتظاری ندارند، چنان که آدمی را دیگر بازگشت نباشد

16

وَقَالُوا رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسَابِ

و گفتند: ای پروردگار ما، نامه اعمال ما را پیش از فرا رسیدن روز حساب به دست ما بده

17

اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ

بر هر چه می گویند صبر کن و از داود قدرتمند، که همواره به درگاه، ماتوبه می کرد، یادآور

18

إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ

ما کوهها را رام کردیم و کوهها هر شامگاه و بامدادان با او تسبیح می کردند

19

وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ

و پرندگان بر او گرد می آمدند، همه فرمانبر او بودند

20

وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ

فرمانرواییش را استواری بخشیدیم و او را حکمت و فصاحت در سخن عطا کردیم

21

وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ

آیا خبر آن مدعیان را شنیده ای آنگاه که از دیوار قصر بالا رفتند ?

22

إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُم بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاء الصِّرَاطِ

بر داود داخل شدند داود از آنها ترسید گفتند: مترس ، ما دو مدعی، هستیم که یکی بر دیگری ستم کرده است میان ما به حق داوری کن و پای از عدالت بیرون منه و ما را به راه راست هدایت کن

23

إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ

این برادر من است او را نود و نه میش است و مرا یک میش می گوید: آن را هم به من واگذار، و در دعوی بر من غلبه یافته است

24

قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنْ الْخُلَطَاء لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ .

داود گفت : او که میش تو را از تو می خواهد تا به میشهای خویش بیفزاید، بر تو ستم می کند و بسیاری از شریکان جز کسانی که ایمان آورده اند وکارهای شایسته کرده اند و اینان نیز اندک هستند بر یکدیگر ستم می کنند و داود دانست که او را آزموده ایم پس از پروردگارش آمرزش خواست وبه رکوع در افتاد و توبه کرد

25

فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ

ما این خطایش را بخشیدیم او را به درگاه ما تقرب است و بازگشتی نیکو

26

يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ

ای داود، ما تو را خلیفه روی زمین گردانیدیم در میان مردم به حق داوری کن و از پی هوای نفس مرو که تو را از راه خدا منحرف سازد آنان که از راه خدا منحرف شوند، بدان سبب که روز حساب را از یاد برده اند ، به عذابی شدید گرفتار می شوند

27

وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ

ما این آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست به باطل نیافریده ایم، این گمان کسانی است که کافر شدند پس وای بر کافران از آتش

28

أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ

آیا کسانی را که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده اند، همانند فسادکنندگان در زمین قرار خواهیم داد ? یا پرهیزگاران را چون گناهکاران ?

29

كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ

کتابی مبارک است که آن را بر تو نازل کرده ایم ، تا در آیاتش بیندیشند و خردمندان از آن پند گیرند

30

وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَيْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ

سلیمان را به داود عطا کردیم چه بنده نیکویی بود و روی به خدا داشت،

31

إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ

آنگاه که به هنگام عصر اسبان تیزرو را که ایستاده بودند به او عرضه کردند،

32

فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ

گفت : من دوستی این اسبان را بر یاد پروردگارم بگزیدم تا آفتاب در پرده غروب پوشیده شد،

33

رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ

آن اسبان را نزد من باز گردانید پس به بریدن ساقها و گردنشان آغاز کرد

34

وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ

ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی را افکندیم و او روی به خدا آورد

35

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ

گفت : ای پروردگار من ، مرا بیامرز و مرا ملکی عطا کن که پس از من کسی سزاوار آن نباشد، که تو بخشاینده ای

36

فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاء حَيْثُ أَصَابَ

پس باد را رام او کردیم که به نرمی هر جا که آهنگ می کرد، به فرمان او، می رفت

37

وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاء وَغَوَّاصٍ

و دیوان را، که هم بنا بودند و هم غواص

38

وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ

و گروهی دیگر را، که همه بسته در زنجیر او بودند

39

هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ

این عطای بی حساب ماست خواهی آن را ببخش و خواهی نگه دار

40

وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ

او راست نزد ما تقرب و بازگشتی نیکو

41

وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ

و از بنده ما ایوب یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا داد که : مرا شیطان به رنج و عذاب افکنده است

42

ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ

پایت را بر زمین بکوب : این آبی است برای شست و شو و این آبی است سرد برای آشامیدن

43

وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ

و به او خانواده اش و همچند آن از دیگر یاران را عطا کردیم و این خود، رحمتی از ما بود و برای خردمندان اندرزی

44

وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ

دسته ای از چوبهای باریک به دست گیر و با آن بزن و سوگند خویش را مشکن او را بنده ای صابر یافتیم او که همواره روی به درگاه ما داشت چه نیکو بنده ای بود

45

وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِيمَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ أُوْلِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ

بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب آن مردان قدرتمند و با بصیرت را یاد کن

46

إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ

آنان را خصلت پاکدلی بخشیدیم تا یاد قیامت کنند

47

وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ

آنها در نزد ما برگزیدگان و نیکانند

48

وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِّنْ الْأَخْيَارِ

و اسماعیل و الیسع و ذوالکفل را یاد کن که همه از نیکانند

49

هَذَا ذِكْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ

این قرآن، پندی است ، و پرهیزکاران را منزلتی نیکوست ،

50

جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ

بهشتهای جاویدان که در آن به رویشان گشاده است

51

مُتَّكِئِينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَابٍ

در آنجا تکیه زده اند و هر گونه میوه و نوشیدنی که بخواهند می طلبند

52

وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ

زنانی همسال از آن گونه که جز به شوی خویش نظر ندارند گرداگرد آنهاست

53

هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسَابِ

این است آن چیزهایی که برای روز حساب به شما وعده داده اند

54

إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِن نَّفَادٍ

این رزق ماست که پایان نیافتنی است ،

55

هَذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ

چنین است و سرکشان را بدترین بازگشتهاست

56

جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ

به جهنم می روند که بد، جایگاهی است

57

هَذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ

باید آب جوشان و چرک و خونابه دوزخیان را بنوشند

58

وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ

و شکنجه هایی دیگر، از هر نوع

59

هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ

این گروه با شما به آتش در می آیند خوش آمدشان مباد که به آتش می افتند

60

قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ

گویند: نه ، خوش آمد شما را مباد شما این عذاب را پیشاپیش برای مافرستاده بودید، چه بد جایگاهی است

61

قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ

گویند: ای پروردگار ما، هر کس که این عذاب را پیشاپیش برای ما آماده کرده است عذابش را در آتش دو چندان افزون کن

62

وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ

و گویند: چرا مردانی را که از اشرار می شمردیم اکنون نمی بینیم ?

63

أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ

، آنان را به مسخره می گرفتیم آیا از نظرها دور مانده اند ?

64

إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ

این جدال اهل جهنم با یکدیگر چیزی است که به حقیقت واقع شود

65

قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ

بگو: جز این نیست که من بیم دهنده ای هستم و هیچ خدایی جز خدای یکتای قهار نیست

66

رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ

آن پیروزمند و آمرزنده ، پروردگار آسمانها و زمین و هر چه میان آنهاست

67

قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ

بگو: این خبری بزرگ است ،

68

أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ

که شما از آن اعراض می کنید

69

مَا كَانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ

هنگامی که با یکدیگر جدال می کردند من خبری از ساکنان عالم بالا نداشتم،

70

إِن يُوحَى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ

تنها از آن روی به من وحی می شود که بیم دهنده ای روشنگر هستم

71

إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ

پروردگارت به فرشتگان گفت : من بشری را از گل می آفرینم

72

فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ

چون تمامش کردم و در آن از روح خود دمیدم ، همه سجده اش کنید

73

فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ

همه فرشتگان سجده کردند

74

إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ

مگر ابلیس که بزرگی فروخت و از کافران شد

75

قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ

گفت : ای ابلیس ، چه چیز تو را از سجده کردن در برابر آنچه من با دو، دست خود آفریده ام منع کرد ? آیا بزرگی فروختی یا مقامی ارجمند داشتی ?

76

قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ

گفت : من از او بهترم مرا از آتش آفریده ای و او را از گل

77

قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ

گفت : از اینجا بیرون شو که تو مطرودی

78

وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَى يَوْمِ الدِّينِ

و تا روز قیامت لعنت من بر توست

79

قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ

گفت : ای پروردگار من ، مرا تا روزی که از نو زنده شوند مهلت ده

80

قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ

گفت : تو از مهلت یافتگانی ،

81

إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ

تا آن روز معین معلوم

82

قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ

گفت : به عزت تو سوگند که همگان را گمراه کنم ،

83

إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ

مگر آنها که از بندگان مخلص تو باشند

84

قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ

گفت : حق است و آنچه می گویم راست است

85

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ

که جهنم را از تو و از همه، پیروانت پر کنم

86

قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ

بگو: من از شما مزدی نمی طلبم و نیستم از آنان که به دروغ چیزی بر خودمی بندند

87

إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ

و این جز اندرزی برای مردم جهان نیست

88

وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ

و تو بعد از این از خبر آن آگاه خواهی شد