مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

صحیح بخاری (کتاب)

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
صحیح البخاری.jpg
نویسنده محمد بن اسماعیل بخاری
موضوع احادیث اهل سنت
زبان عربی
تعداد جلد ۱۱

«الجامع المسند الصحیح»، معروف به «صحیح بخاری» تألیف محمد بن اسماعیل بخاری (۱۹۴ -۲۵۶ق)، یکی از «صحاح ششگانه» اهل سنت است که آنها این کتاب را معتبرترین کتاب روایی خود به حساب می‌آورند. برای «صحیح بخارى» شرح‌های متعدی نگاشته شده است.

مؤلف

محمد بن اسماعیل بخاری (۱۹۴-۲۵۶ ق) از بزرگترین و مهمترین مصنفین حدیثى اهل سنت است. او در بخارا در خانواده‌اى جدید الاسلام زاده شد (جد دوم او از مجوسیت به اسلام گرویده بود). حافظه و استعداد حدیثى فوق العاده، موجب تخصص یافتن او در این علم در سنین نوجوانى شد. به مناطق مختلف اسلامى مثل مکه و مدینه و بغداد و کوفه و مصر و شام مسافرت کرد و حدیث را از اساتید مختلف فراگرفت.

در بین اهل سنت حافظه و شخصیت او به صورت اسطوره درآمده است؛ شاید بسیارى از داستان‌هایى که نسبت به او نقل مى‌شود جعلى و ناشى از همین شخصیت اسطوره‌اى باشد. بخاری کتاب «صحیح» را در طى ۱۶ سال و در حال مسافرت نوشته است و آنرا بر اساتید حدیثى خود عرضه کرده است.

بخارى در اواخر عمر به منطقۀ خراسان بازگشت و مورد استقبال بسیار زیاد قرار گرفت، لکن پس از مباحثاتى که در پى فتنۀ «مخلوق بودن یا نبودن قرآن» رخ داد، از نیشابور و بخارا، مطرود شد و در تنهایى در روستایى در نزدیکى سمرقند جان داد.[۱]

معرفی کتاب

«صحیح بخارى»، مهمترین کتاب حدیثى اهل سنت است. آنان به این کتاب با دیدى عجیب و مقدس مآبانه مى‌نگرند؛ چنانکه برخی از اهل سنّت مدعی هستند که صحیح ترین کتاب، پس از قرآن مجید، «صحیح بخاری» است.[۲]

بخارى، پایه‌گذار انتخاب و جمع‌آورى احادیث صحیح و تنظیم و ترتیب آن بوده است. قبل از او، احادیث مختلف، اعم از صحیح، حسن و ضعیف در کنار هم مى‌آمدند.[۳]

«صحیح البخاری»، ۹۷ کتاب و ۳ هزار و ۴۵۰ باب دارد و مطابق با ابواب فقهی، تبویب شده است. تعداد احادیث آن با احتساب احادیث تکراری، به گفته ابن صلاح، ۷ هزار و ۲۷۵ حدیث و با حذف مکررّات، به عقیده ابن حجر، ۲ هزار و ۷۶۱ حدیث است.[۴]

مطابق با ادعای بخاری، او احادیث کتاب خود را از بین ۶۰۰ هزار حدیث انتخاب کرده است و از او نقل شده است که گفته است: این کتاب بین من و خدای من حجت است و من جز حدیث صحیح در آن وارد نکرده‌ام.[۵] بخارى در روات حدیث، شرط وثاقت، عدالت، قلّت خطاء و ملاقات با استاد را شرط مى‌دانسته است.[۶]

اما در عین حال، بیش از ۱۰۰ حدیث موجود در کتاب بخارى، مورد انتقاد دارقطنى و دیگران قرار گرفته است، چون با شروط بخارى، سازش ندارد. همچنین در «صحیح بخارى» احادیث عجیب و غریب بسیاری یافت می شود، همچون احادیثی موهن نسبت به نبى اکرم و سایر پیامبران (ع) مثل ماجرای «ثوبى حجر»[۷] و متون دال بر تحریف قرآن.[۸]

علمای شیعه نیز، ادعای صحت همهٔ روایات «صحیح بخاری» را نمی‌پذیرند؛ نقدهای آنان بر چند محور استوار است:

  • صحت احادیث این کتاب، نتیجهٔ اجتهاد بخاری و بر پایهٔ معیارهای او است، نه حجتی قطعی؛ ازاین‌رو روایتی که با قرآن، سنت قطعی یا عقل قطعی ناسازگار باشد، از نظر آنان پذیرفتنی نیست.[۹]
  • در «صحیح بخاری» احادیثی دربارهٔ تشبیه خداوند به آفریده‌ها و صفات جسمانی نقل شده که با آموزهٔ تنزیه ناسازگار است[۱۰] (مطالبی مانند: رؤیت خداوند، مکان خداوند، اعضاء بدن خداوند، خندۀ خداوند، کشف ساق خدا).
  • شماری از راویان این کتاب در منابع رجالی شیعه ضعیف شمرده شده‌اند.[۱۱]
  • برخی عالمان شیعه نقد کرده‌اند که بخاری در صحیح خود از امام صادق (علیه‌السلام) روایت نکرده، در حالی که از کسانی که در منابع شیعه ضعیف یا متهم شمرده می‌شوند روایت آورده است.[۱۲]

در برابر، شماری از عالمان شیعه برای اثبات دیدگاه‌های خود به روایاتی از صحیح بخاری نیز استناد کرده‌اند؛ برای نمونه، روایت «ائتونی بکتاب اکتب لکم کتابا لن تضلوا بعده» در کتاب العلم، و روایاتی دربارهٔ خشم حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از ابوبکر.

کتاب «سیرى در صحیحین» به نقد احادیث صحیح بخاری و صحیح مسلم پرداخته است.[۱۳]

شروح صحیح بخاری

کتاب «صحیح بخارى» مورد اعتناء بسیار زیاد اهل سنت است، به گونه‌اى که نزدیک به ۴۰۰ کتاب در شرح و توضیح و تعلیق و رفع ابهامات آن نوشته شده است.[۱۴] از جمله شروح مشهور آن عبارتند از:

  • إعلام السنن، اثر ابوسلیمان احمد بن محمد بن ابراهیم بن خطاب البستى الخطابى (متوفى ۳۳۸)؛
  • فتح الباری شرح صحیح البخاری، نوشته حافظ شهاب‌الدین ابن حجر عسقلانى (متوفى ۸۵۲)؛
  • عمدة القاری فی شرح البخاری، تألیف محمود بن احمد عینى (متوفى ۸۵۵)؛
  • إرشاد السّاری فی شرح البخاری، از احمد بن محمد بن ابى‌بکر قسطلانى (متوفى ۹۲۳)؛
  • شرح ابوزید عبدالقادر بن على فاسى.[۱۵]

پانویس

  1. ↑ طباطبایی، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، ج۱ ، ص۷۶
  2. ↑ ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقة، ص۹.
  3. ↑ طباطبایی، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، ج۱، ص۷۶
  4. ↑ محمدی ری شهری، شناخت نامه حدیث، ج۳، ص۱۸۶
  5. ↑ معارف، تاریخ عمومی حدیث، ۱۳۷۷ش، ص ۱۳۷و۱۳۸
  6. ↑ طباطبایی، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، ج۱، ص۷۶
  7. ↑ در صحیح بخاری از ابو هریره نقل شده: عادت‌ بنی‌اسرائیل‌ آن‌ بوده‌ است‌ که‌ در وقت‌ غسل‌ کردن‌، عریان‌ غسل‌ می‌کرده‌اند، و برخی‌ به‌ عورت‌ برخی‌ نظر می‌کرده‌اند. اما موسی‌ علیه السلام به‌ تنهائی‌ غسل‌ می‌نمود. بنی‌اسرائیل‌ با خود گفتند: علت‌ غسل‌ نکردن‌ موسی‌ با ما آن‌ است‌ که‌ او دارای‌ عیبی می‌باشد. ... یک‌ بار که‌ موسی‌ رفت‌ تا غسل‌ کند لباسهایش‌ را بر روی‌ سنگی‌ نهاد. سنگ‌ لباسهای‌ وی‌ را برداشت‌ و رو به‌ فرار نهاد. موسی‌ هم‌ با سرعت‌ در پی‌ سنگ‌ می‌دوید و می‌گفت‌؛ ثَوْبِی‌ حَجَرُ! ثَوْبِی‌ حَجَرُ! «ای‌ سنگ‌ لباسم‌ را بده‌!... در این‌ حال‌ دویدن‌ موسی‌، بنی‌اسرائیل‌ نگاه‌ به‌ عورت‌ موسی‌ کردند و با خود گفتند: قسم‌ به‌ خدا که‌ در موسی‌ عیبی‌ وجود ندارد. در این‌ حال‌ سنگ‌ ایستاد تا اینکه‌ موسی‌ آن‌ را دید و لباسهایش‌ را گرفت‌ و شروع‌ کرد سنگ‌ را زدن‌!...
  8. ↑ طباطبایی، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، ج۱، ص۷۶
  9. ↑ طباطبایی، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، ج۱، ص۷۶؛ نجمی، سیری در صحیحین، ص۵۵.
  10. ↑ طباطبایی، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، ج۱، ص۷۶.
  11. ↑ نجمی، سیری در صحیحین، ص۵۵ و ۱۱۳.
  12. ↑ اصفهانی، القول الصراح فی البخاری و صحیحه الجامع، ج۱، ص۳۹.
  13. ↑ نجمی، محمدصادق؛ سیری در صحیحین، تهران: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۵۹ش.
  14. ↑ طباطبایی، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، ج۱، ص۷۶
  15. ↑ الهامى و هاشمى، «بخاری ابوعبدالله محمد بن اسماعیل»، دانشنامه جهان اسلام، ج۲، ص۳۸۰

منابع

  • الهامى، داود؛ هاشمى، رضا، «بخاری ابوعبدالله محمد بن اسماعیل»، دانشنامه جهان اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۵، تهران.
  • طباطبایی، محمدکاظم، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث.
  • محمدی ری‌شهری، محمد، شناخت نامه حدیث، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۳۹۷ش.
  • معارف، مجید، تاریخ عمومی حدیث، تهران، کویر، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه