نمرود: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{نوشته های اعضای دانشنامه}}
+
«نمرود بن کنعان» پادشاه جبار و ستمگری بود که بر [[بابل]] حکومت مى کرد و خود را خداى بزرگ بابل معرفى مى نمود.<ref> تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص: ۳۹۸.</ref> [[حضرت ابراهیم]] علیه السلام در زمان حکمرانی نمرود - با وجود مخالفت و ممانعت او - چشم به جهان گشود. گفته شده نمرود اولین کسى است که به جبر و ستم ادعاى ربوبیت کرد و با حضرت ابراهیم در این خصوص مجادله نمود.
'''<I>نمرود:</I>''' واژه ای عبری به معنی سخت و نیرومند است.<ref> [[دانشنامه قرآن]] و [[قرآن پژوهی]]، (بهاءالدین خرمشاهی)، ج ص 2273.</ref> و [[حضرت ابراهیم]] علیه السلام در زمانى چشم به جهان گشود كه نمرود بن كنعان آن پادشاه جبار و ستمگر بر بابل حكومت مى كرد و خود را خداى بزرگ بابل معرفى مى نمود.<ref> [[تفسير نمونه]]، ج  10، ص: 398.</ref>
 
  
بنابر روايات و تفاسير و آن چه در تواریخ آمده، نسب او نمرود بن كنعان بن سنجاريب بن كوش بن حام بن نوح  است.<ref> [[بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار]]، ج 11، ص: 57.</ref>
+
==نمرود در قرآن==
 +
در [[قرآن|قرآن کریم]] نامی از «نمرود»<ref> «نمرود» واژه ای عبری به معنی سخت و نیرومند است. (دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی، ج ۲، ص ۲۲۷۳).</ref> نیامده، فقط در آن محاجّه و مخاصمه نمرود با [[حضرت ابراهیم]] یاد شده است. و نمرود اولین کسى است که به جبر و ستم ادعاى [[ربوبیت|ربوبیت]] کرد و با ابراهیم در این خصوص استدلال نمود.
  
'''نمرود در قرآن'''
+
از [[امام صادق]] علیه السلام روایت شده: ماجرای محاجّه با نمرود بعد از انداختن ابراهیم در آتش<ref>[[سوره انبیاء]]، ۵۷-۶۹.</ref> واقع شده و محاجه و مخاصمه نمرود با ابراهیم از روى طغیان و سرکشى بوده و به اعتبار این که خداوند به او ملک و حکومت اعطاء کرده خود را [[رب|ربّ]] مردم پنداشته و ملک در این جا به معناى نعمت هاى دنیوى است که خداوند آن را در دنیا بر [[ایمان|مؤمن]] و [[کفر|کافر]] عرضه مى دارد، اما ملک به معناى تملیک امر و نهى و تدبیر امور مردم و وجوب اطاعت مردم، اعطاى آن از جانب خداوند فقط بر کسانى جایز است که اهل صلاح و سداد و رشد و هدایت باشند که مسلما چنین کسانى جز پیامبر و [[اهل بیت]] طاهرین او نخواهند بود که ایشان به همه احتیاجات مردم از ابتدا تا انتها آگاهى و علم دارند.<ref>قصص الأنبیاء، ص ۱۶۱.</ref>
  
در [[قرآن]] نامی از نمرود نیامده فقط در یک آیه از او یاد شده است: در [[سوره بقره]] آیه 256 که در آن محاجه و مخاصمه - محاجة و احتجاج به معنى استدلال متخاصمين و حجت آوردن بر اثبات حقانيت خود و ابطال ديگر است .<ref> [[أطيب البيان في تفسير القرآن]]، ج  2، ص: 219.</ref> - نمرود با ابراهيم می باشد. و نمرود اولين كسى است كه به جبر ستم ادعاى ربوبيت كرد و با ابراهيم در اين خصوص استدلال نمود.
+
در آیه ۲۵۸ [[سوره بقره]] می فرماید:{{متن قرآن|«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذی حَاجَّ إِبْراهیمَ فی رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْک إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّی الَّذی یحْیی وَ یمیتُ قالَ أَنَا أُحْیی وَ أُمیتُ قالَ إِبْراهیمُ فَإِنَّ اللَّهَ یأْتی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذی کفَرَ وَاللَّهُ لایهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ»}}: آیا ندیدى کسى را که با ابراهیم درباره پروردگارش ستیز کرد به جهت آن که خدا به او پادشاهى داده بود. هنگامى که ابراهیم گفت: پروردگار من کسى است که زنده مى کند و مى میراند. او گفت: من نیز زنده مى کنم و مى میرانم! ابراهیم گفت: همانا خدا آفتاب را از مشرق مى آورد پس تو آن را از مغرب بیاور! پس او که کافر بود مبهوت شد و خدا گروه ظالمان را هدایت نمى کند.
  
از [[امام صادق]] علیه السلام روايت شده: اين ماجرا (محاجه) بعد از انداختن ابراهيم در آتش واقع شده و محاجه و مخاصمه نمرود با ابراهيم از روى طغيان و سركشى بوده و به اعتبار اين كه خداوند به او ملك و [[حكومت]] اعطاء كرده خود را [[رب]] مردم پنداشته و ملك در اين جا به معناى [[نعمت هاى دنيوى]] است كه خداوند آن را در دنيا بر [[مؤمن]] و [[كافر]] عرضه مى دارد، اما ملك به معناى تمليك امر و نهى و تدبير امور مردم و [[وجوب اطاعة]] مردم، اعطاى آن از جانب خداوند فقط بر كسانى جايز است كه [[اهل صلاح و سداد]] و رشد و هدايت باشند كه مسلما چنين كسانى جز پيامبر و [[اهل بيت]] طاهرين او نخواهند بود كه ايشان به همه احتياجات مردم از ابتدا تا انتها آگاهى و علم دارند.<ref> [[قصص الأنبياء]]، ([[قصص قرآن]])، ص 161.</ref>
+
در این مناظره وقتى ابراهیم خداى خود را چنین معرفى کرد که او مى تواند زنده کند و بمیراند، نمرود با یک مغالطه آشکار به او گفت: من نیز چنین قدرتى دارم و دستور داد دو نفر را که در زندان بودند و محکوم به اعدام بودند آوردند یکى را بخشید و دیگرى را کشت و به ابراهیم گفت: دیدى که کسى را که محکوم به مرگ بود بخشیدم و در واقع او را زنده کردم و آن دیگرى را کشتم پس من نیز قدرت زنده کردن و میراندن را دارم.
  
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذي حَاجَّ إِبْراهيمَ في  رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّيَ الَّذي يُحْيي  وَ يُميتُ قالَ أَنَا أُحْيي  وَ أُميتُ قالَ إِبْراهيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتي  بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذي كَفَرَ وَاللَّهُ لايَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ»: آيا نديدى كسى را كه با ابراهيم درباره پروردگارش ستيز كرد به جهت آن كه خدا به او پادشاهى داده بود. هنگامى كه ابراهيم گفت: پروردگار من كسى است كه زنده مى كند و مى ميراند. او گفت: من نيز زنده مى كنم و مى ميرانم! ابراهيم گفت: همانا خدا آفتاب را از مشرق مى آورد پس تو آن را از مغرب بياور! پس او كه كافر بود مبهوت شد و خدا گروه ظالمان را هدايت نمى كند.
+
ابراهیم در برابر این مغالطه روشن که مورد تأیید و تحسین درباریان قرار گرفت چیزى نگفت، چون هر چه مى گفت او را انکار مى کردند، ولى براى محکوم کردن نمرود مطلب دیگرى را مطرح کرد و آن این بود که گفت: پروردگار من خورشید را از مشرق مى آورد، اگر راست مى گویى تو آن را از مغرب بیرون آور! در اینجا بود که نمرود سرگشته و حیران شد و حرفى براى گفتن پیدا نکرد.<ref> خصال صدوق، ج ۳، ص: ۴۷۵.</ref>
  
در اين مناظره وقتى ابراهيم خداى خود را چنين معرفى كرد كه او مى تواند زنده كند و بميراند، نمرود با يك مغالطه آشكار به او گفت: من نيز چنين قدرتى دارم و دستور داد دو نفر را كه در زندان بودند و محكوم به اعدام بودند آوردند يكى را بخشيد و ديگرى را كشت و به ابراهيم گفت: ديدى كه كسى را كه محكوم به [[مرگ]] بود بخشيدم و در واقع او را زنده كردم و آن ديگرى را كشتم پس من نيز قدرت زنده كردن و ميراندن را دارم.
+
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که ابراهیم به نمرود گفت: اگر راست مى گویى، آن کسى را که کشته اى زنده کن و پس از آن، به او گفت: خدا خورشید را از مشرق مى آورد و تو آن را از مغرب بیاور.
  
ابراهيم در برابر اين مغالطه روشن كه مورد تأييد و تحسين درباريان قرار گرفت چيزى نگفت، چون هر چه مى گفت او را هو مى كردند ولى براى كوبيدن نمرود و محكوم كردن او مطلب ديگرى را مطرح كرد و آن اين بود كه گفت: پروردگار من خورشيد را از مشرق مى آورد، اگر راست مى گويى تو آن را از مغرب بيرون  آور! در اينجا بود كه نمرود سرگشته و حيران شد و حرفى براى گفتن پيدا نكرد.<ref> كوثر، ج  3، ص: 475.</ref>
+
==نمرود در روایات==
  
از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه ابراهيم به نمرود گفت: اگر راست مى گويى، آن كسى را كه كشته اى زنده كن و پس از آن، به او گفت: خدا خورشيد را از مشرق مى آورد و تو آن را از مغرب بياور.
+
*محمد بن خالد با سند خود از [[امام صادق]] علیه السلام نقل مى کند که فرمود: چهار کس پادشاهى روى زمین را بدست آوردند که دو نفرشان مؤمن و دو نفرشان کافر بودند: اما دو نفر مؤمن، [[حضرت سلیمان]] و [[ذوالقرنین]] بودند و اما دو نفر کافر، نمرود و [[بُخْتُ نُصَّر|بخت نصر]] بودند و نام ذوالقرنین عبداللَّه بن ضحاک بن سعد بود.<ref> خصال شیخ صدوق، ترجمه جعفرى، ج۱، ص۳۶۹.</ref>
  
«فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ»: نمرود كه كافر شده بود متحير و سرگردان گشت و ديگر بيانى و دليلى نداشت كه بگويد.
+
*از [[امام علی]] علیه السلام پرسیده شد: اولین کسى که دینار و درهم را سکه زد که بود؟ فرمود: نمرود بن کنعان بعد از [[حضرت نوح علیه السلام|نوح]].<ref>احتجاجات، ترجمه جلد چهارم، بحارالانوار، ج۲، ص۷۷.</ref>
  
سؤال: ممكن بود نمرود متقابلا همين درخواست را از ابراهيم بنمايد كه تو بگو، خدايت خورشيد را از مغرب بياورد، پس چرا چنين درخواستى نكرد؟
+
*امام صادق علیه السلام فرمود: هولناکترین و دشوارترین کیفرها در [[روز قیامت]]، کیفر هفت نفر است: فرزند آدم ([[قابیل]]) است که برادرش ([[هابیل]]) را کشت؛ نمرود که با [[حضرت ابراهیم]] علیه السلام در رابطه با خدا (و خداپرستى) به جدال و (کینه توزى) پرداخت؛ دو تن از [[بنى اسرائیل]] که قوم خود را [[یهود|یهودى]] و [[مسیحیت|نصرانى]] کردند؛ [[فرعون]] که (ادعاى خدایى کرد) و گفت: «منم خداى بزرگ شما»؛ و (بالاخره) دو تن از این [[امت]]، که وضع یکى از آن ها بدتر از دیگرى است و (جایگاهشان) در تابوتى که در زیر فلق (شکافى است در [[برزخ]]) دریاهایى از آتش قرار دارد.<ref> پاداش نیکى ها و کیفر گناهان، ص ۵۴۱.</ref>
  
پاسخ: دو جواب براى اين سؤال گفته اند:  
+
==عاقبت نمرود==
 +
در تفسیر [[ابن عباس]] چنین آمده است: خداوند بر نمرود پشه اى را مسلط کرد. پشه روى لب نمرود نشست و گزید. نمرود خواست با دست پشه را دور کند که پشه به بینى نمرود رفت و از آنجا به مغزش رسید و چهل شب او را عذاب و آزار می داد تا هلاک شد.<ref>ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۲۳.</ref>
  
* 1- نمرود وقتى آن همه [[آيات]] و نشانه هاى [[قدرت الهى]] در حركات ابراهيم ديد، ترسيد كه اگر درخواستى كند فورى ابراهيم آن را نيز عملى كند و نمرود بيش از پيش رسوا شود.
+
==پانویس==
 
 
* 2- خداوند آن چنان نمرود را در برابر عظمت ابراهيم خوار و سبك و كوچك كرد كه ديگر نتوانست سخنى بگويد و سؤالى نمايد.<ref> ترجمه [[مجمع البيان في تفسير القرآن]]، ج  3، ص: 122.</ref>
 
 
 
'''عاقبت نمرود'''
 
 
 
در تفسير [[ابن عباس]] چنين آمده است: خداوند بر نمرود پشه اى را مسلط كرد روى لب نمرود نشست و گزيد نمرود خواست با دست پشه را دور كند پشه به بينى نمرود رفت و از آن جا به مغزش رسيد و چهل شب او را عذاب و آزار مي داد تا هلاك شد.<ref> [[ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن]]، ج  3، ص: 123.</ref>
 
 
 
'''نمرود در روايات'''
 
 
 
1- [[محمد بن خالد]] با سند خود از [[امام صادق]] علیه السلام نقل مى كند كه فرمود: چهار كس پادشاهى روى زمين را به دست آوردند كه دو نفرشان مؤمن و دو نفرشان كافر بودند: اما دو نفر مؤمن [[حضرت سلیمان]] بن داود و [[ذوالقرنين]] بودند و اما دو نفر كافر نمرود و بخت  نصر بودند و نام ذوالقرنين عبداللَّه بن ضحاك بن سعد بود.<ref> خصال/ترجمه جعفرى، ج  1، ص 369.</ref>
 
 
 
2- از حضرت [[امام علی]] علیه السلام پرسیده شد: اولين كسى كه دينار و درهم را سكه زد كه بود؟ فرمود: نمرود بن كنعان بعد از نوح.<ref> احتجاجات/ترجمه جلد چهارم، [[بحارالانوار]]، ج  2، ص 77.</ref>
 
 
 
3- امام صادق عليه السلام فرمود: هولناكترين و دشوارترين [[كيفر]]ها در [[روز قيامت]]، كيفر هفت نفر است: فرزند آدم ([[قابيل]]) است كه برادرش ([[هابيل]]) را كشت؛ نمرود كه با [[حضرت ابراهیم]] عليه السلام در رابطه با خدا (و خداپرستى) به جدال و (كينه توزى) پرداخت؛ دو تن از [[بنى اسرائيل]] كه قوم خود را [[يهودى]] و [[نصرانى]] كردند؛ [[فرعون]] كه (ادعاى خدايى كرد) و گفت: «منم خداى بزرگ شما»؛ و (بالاخره) دو تن از اين [[امت]]، كه وضع يكى از آن ها بدتر از ديگرى است، و (جايگاهشان) در تابوت شيشه يى كه در زير فلق (شكافى است در [[برزخ]]) درياهايى از آتش قرار دارد.<ref> پاداش نيكى ها و كيفر [[گناهان]]، ص 541.</ref>
 
 
 
==پانویس ==
 
 
<references />
 
<references />
==منابع:==
 
 
(1). دانشنامه [[قرآن]] و قرآن پژوهی، خرمشاهی، بهاءالدین؛ [[تهران]]: دوستان و ناهید، چاپ اول، 1377 ش.
 
 
(2). تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازى؛ تهران: دارالكتب الإسلامية، چاپ اول، 1374 ش.
 
 
(3). [[بحارالأنوار]]، [[علامه مجلسى ]]؛ تهران .
 
 
(4). أطيب البيان في تفسير القرآن، سيد عبدالحسين طيب؛ تهران: انتشارات [[اسلام]]، چاپ دوم، 1378 ش.
 
 
(5). [[قصص الأنبياء]]؛ فاطمه مشايخ ، تهران : انتشارات فرحان ، چاپ اول ، 1381 ش .
 
 
(6). [[كوثر]]، جعفرى يعقوب.
 
 
(7). ترجمه مجمع البيان، مترجمان ، تهران : فراهانى ، چاپ اول ، 1360 ش .
 
  
(8). خصال/ترجمه جعفرى، يعقوب جعفرى؛ قم، نسيم كوثر، چاپ اول، 1382 ش.
+
==منابع==
  
(9). احتجاجات/ترجمه جلد چهارم بحارالانوار، موسى خسروى؛ تهران: اسلاميه، چاپ اول، 1379 ش.
+
*دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی؛ تهران: دوستان و ناهید، چاپ اول، ۱۳۷۷ ش.
 +
*تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.
 +
*بحارالأنوار، علامه مجلسى؛ تهران.
 +
*أطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب؛ تهران: انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ ش.
 +
*قصص الأنبیاء؛ فاطمه مشایخ، تهران: انتشارات فرحان، چاپ اول، ۱۳۸۱ ش.
 +
*ترجمه مجمع البیان، مترجمان، تهران: فراهانى، چاپ اول، ۱۳۶۰ ش.
 +
*خصال صدوق، ترجمه یعقوب جعفرى؛ قم، نسیم کوثر، چاپ اول، ۱۳۸۲ ش.
 +
*احتجاجات، ترجمه جلد چهارم بحارالانوار، موسى خسروى؛ تهران: اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۹ ش.
 +
*پاداش نیکى ها و کیفر گناهان، محمدعلى مجاهدى؛ قم: انتشارات سرور، چاپ اول، ۱۳۸۱ ش.
  
(10). پاداش نيكى  ها و كيفر [[گناهان]]، محمد على مجاهدى؛ [[قم]]: انتشارات سرور، چاپ اول، 1381 ش.
 
 
[[Category:پادشاهان در قرآن]]
 
[[Category:پادشاهان در قرآن]]
 +
[[Category:شخصیت‌های منفی در قرآن]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۷:۴۳

«نمرود بن کنعان» پادشاه جبار و ستمگری بود که بر بابل حکومت مى کرد و خود را خداى بزرگ بابل معرفى مى نمود.[۱] حضرت ابراهیم علیه السلام در زمان حکمرانی نمرود - با وجود مخالفت و ممانعت او - چشم به جهان گشود. گفته شده نمرود اولین کسى است که به جبر و ستم ادعاى ربوبیت کرد و با حضرت ابراهیم در این خصوص مجادله نمود.

نمرود در قرآن

در قرآن کریم نامی از «نمرود»[۲] نیامده، فقط در آن محاجّه و مخاصمه نمرود با حضرت ابراهیم یاد شده است. و نمرود اولین کسى است که به جبر و ستم ادعاى ربوبیت کرد و با ابراهیم در این خصوص استدلال نمود.

از امام صادق علیه السلام روایت شده: ماجرای محاجّه با نمرود بعد از انداختن ابراهیم در آتش[۳] واقع شده و محاجه و مخاصمه نمرود با ابراهیم از روى طغیان و سرکشى بوده و به اعتبار این که خداوند به او ملک و حکومت اعطاء کرده خود را ربّ مردم پنداشته و ملک در این جا به معناى نعمت هاى دنیوى است که خداوند آن را در دنیا بر مؤمن و کافر عرضه مى دارد، اما ملک به معناى تملیک امر و نهى و تدبیر امور مردم و وجوب اطاعت مردم، اعطاى آن از جانب خداوند فقط بر کسانى جایز است که اهل صلاح و سداد و رشد و هدایت باشند که مسلما چنین کسانى جز پیامبر و اهل بیت طاهرین او نخواهند بود که ایشان به همه احتیاجات مردم از ابتدا تا انتها آگاهى و علم دارند.[۴]

در آیه ۲۵۸ سوره بقره می فرماید:«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذی حَاجَّ إِبْراهیمَ فی رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْک إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّی الَّذی یحْیی وَ یمیتُ قالَ أَنَا أُحْیی وَ أُمیتُ قالَ إِبْراهیمُ فَإِنَّ اللَّهَ یأْتی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذی کفَرَ وَاللَّهُ لایهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ»: آیا ندیدى کسى را که با ابراهیم درباره پروردگارش ستیز کرد به جهت آن که خدا به او پادشاهى داده بود. هنگامى که ابراهیم گفت: پروردگار من کسى است که زنده مى کند و مى میراند. او گفت: من نیز زنده مى کنم و مى میرانم! ابراهیم گفت: همانا خدا آفتاب را از مشرق مى آورد پس تو آن را از مغرب بیاور! پس او که کافر بود مبهوت شد و خدا گروه ظالمان را هدایت نمى کند.

در این مناظره وقتى ابراهیم خداى خود را چنین معرفى کرد که او مى تواند زنده کند و بمیراند، نمرود با یک مغالطه آشکار به او گفت: من نیز چنین قدرتى دارم و دستور داد دو نفر را که در زندان بودند و محکوم به اعدام بودند آوردند یکى را بخشید و دیگرى را کشت و به ابراهیم گفت: دیدى که کسى را که محکوم به مرگ بود بخشیدم و در واقع او را زنده کردم و آن دیگرى را کشتم پس من نیز قدرت زنده کردن و میراندن را دارم.

ابراهیم در برابر این مغالطه روشن که مورد تأیید و تحسین درباریان قرار گرفت چیزى نگفت، چون هر چه مى گفت او را انکار مى کردند، ولى براى محکوم کردن نمرود مطلب دیگرى را مطرح کرد و آن این بود که گفت: پروردگار من خورشید را از مشرق مى آورد، اگر راست مى گویى تو آن را از مغرب بیرون آور! در اینجا بود که نمرود سرگشته و حیران شد و حرفى براى گفتن پیدا نکرد.[۵]

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که ابراهیم به نمرود گفت: اگر راست مى گویى، آن کسى را که کشته اى زنده کن و پس از آن، به او گفت: خدا خورشید را از مشرق مى آورد و تو آن را از مغرب بیاور.

نمرود در روایات

  • محمد بن خالد با سند خود از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که فرمود: چهار کس پادشاهى روى زمین را بدست آوردند که دو نفرشان مؤمن و دو نفرشان کافر بودند: اما دو نفر مؤمن، حضرت سلیمان و ذوالقرنین بودند و اما دو نفر کافر، نمرود و بخت نصر بودند و نام ذوالقرنین عبداللَّه بن ضحاک بن سعد بود.[۶]
  • از امام علی علیه السلام پرسیده شد: اولین کسى که دینار و درهم را سکه زد که بود؟ فرمود: نمرود بن کنعان بعد از نوح.[۷]
  • امام صادق علیه السلام فرمود: هولناکترین و دشوارترین کیفرها در روز قیامت، کیفر هفت نفر است: فرزند آدم (قابیل) است که برادرش (هابیل) را کشت؛ نمرود که با حضرت ابراهیم علیه السلام در رابطه با خدا (و خداپرستى) به جدال و (کینه توزى) پرداخت؛ دو تن از بنى اسرائیل که قوم خود را یهودى و نصرانى کردند؛ فرعون که (ادعاى خدایى کرد) و گفت: «منم خداى بزرگ شما»؛ و (بالاخره) دو تن از این امت، که وضع یکى از آن ها بدتر از دیگرى است و (جایگاهشان) در تابوتى که در زیر فلق (شکافى است در برزخ) دریاهایى از آتش قرار دارد.[۸]

عاقبت نمرود

در تفسیر ابن عباس چنین آمده است: خداوند بر نمرود پشه اى را مسلط کرد. پشه روى لب نمرود نشست و گزید. نمرود خواست با دست پشه را دور کند که پشه به بینى نمرود رفت و از آنجا به مغزش رسید و چهل شب او را عذاب و آزار می داد تا هلاک شد.[۹]

پانویس

  1. تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص: ۳۹۸.
  2. «نمرود» واژه ای عبری به معنی سخت و نیرومند است. (دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی، ج ۲، ص ۲۲۷۳).
  3. سوره انبیاء، ۵۷-۶۹.
  4. قصص الأنبیاء، ص ۱۶۱.
  5. خصال صدوق، ج ۳، ص: ۴۷۵.
  6. خصال شیخ صدوق، ترجمه جعفرى، ج۱، ص۳۶۹.
  7. احتجاجات، ترجمه جلد چهارم، بحارالانوار، ج۲، ص۷۷.
  8. پاداش نیکى ها و کیفر گناهان، ص ۵۴۱.
  9. ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۲۳.

منابع

  • دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی؛ تهران: دوستان و ناهید، چاپ اول، ۱۳۷۷ ش.
  • تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.
  • بحارالأنوار، علامه مجلسى؛ تهران.
  • أطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب؛ تهران: انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ ش.
  • قصص الأنبیاء؛ فاطمه مشایخ، تهران: انتشارات فرحان، چاپ اول، ۱۳۸۱ ش.
  • ترجمه مجمع البیان، مترجمان، تهران: فراهانى، چاپ اول، ۱۳۶۰ ش.
  • خصال صدوق، ترجمه یعقوب جعفرى؛ قم، نسیم کوثر، چاپ اول، ۱۳۸۲ ش.
  • احتجاجات، ترجمه جلد چهارم بحارالانوار، موسى خسروى؛ تهران: اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۹ ش.
  • پاداش نیکى ها و کیفر گناهان، محمدعلى مجاهدى؛ قم: انتشارات سرور، چاپ اول، ۱۳۸۱ ش.