مسبحات

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۴ ژانویهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۴۳ توسط عربصالحی (بحث | مشارکت‌ها) (سور مسبحات را به سور مسبّحات منتقل کرد)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

پنج سوره ای که با (سبح) و یا (یسبح) آغاز می شود سور مسبحات نامیده می شود. [۱]

واژه مسبحات در علم لغت

«مسبحات» از ماده ي «سبح» است و «سبح» در لغت به معناي حمد، ستايش، تقديس، پاك و منزه دانستن است. چرا که این سوره ها با تسبیح حق تعالی آغاز می شود. و دو سوره اسراء و الاعلی را که با (سبحان) و (سبح) آغاز می شود داخل آن ندانند.

فضایل مسبحات

در حدیث آمده است: پیامبر گرامی اسلام(ص) نمی خوابید مگر آنکه مسبحات را می خواند و می فرمود: در این سوره ها آیه ای است که از هزار آیه برتر است. پرسیدند: مسبحات کدام است؟ فرمود: سوره های حدید و حشر و صف و جمعه و تغابن. امام باقر(ع) فرماید: هر کس همه مسبحات را قبل از خواب بخواند نمیرد تا قائم(عج) را درک کند. و اگر مرد در پناه رسول(ص) خواهد بود. نام «مسبحات» بر این سوره ها توسط خود پيامبر اعظم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ صورت گرفته است.[۲] اما آية الله جوادی آملی از مسبحات ششگانه نام می برد و توضیح این که: در قرآن کریم شش سوره است که به ((مسبحات)) معروفند; یعنى با تسبیح حق آغاز مى شوند, این سوره ها عبارتند از: حدید, حشر, صف, جمعه, تغابن و اعلى و سوره اعلی را نیز جزء مسبحات می داند. به طور کلی در تفاسير سوره هاي "حديد، حشر، صف، جمعه و تغابن" مسبحات خوانده شده اند. [۳] اما در كتب علوم قرآني دو سوره اسراء و اعلي را هم از سوره هاي مسبحات شمرده اند. زيرا همه اين هفت سوره با "سبحان يا مشتقات آن" شروع شده است.[۴] نکته دیگرى که درباره این سوره باید گفت این است که این سوره مدنى است. یکى از معیارهاى تشخیص مکى و مدنى بودن سوره ها بررسى مضمون آنهاست, بدین معنا که سوره هایى که در آنها جریان اهل کتاب, جنگ و صلح, کارشکنى دشمنان و منافقین, احکام فرعى و مسائل دیگرى از این قبیل مطرح است مدنى هستند, زیرا در مکه اساسا جنگ و صلح مطرح نبود, هرچه بود آزار و اذیت مسلمانان توسط مشرکان بود; یعنى فقط مسلمانان کتک مى خوردند و آزار مى دیدند.

پانویس

  1. سياح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوين (فرهنگ سياح)، تهران، انتشارات اسلام،1371، ماده سبح.
  2. رازي، ابوالفتوح، تفسير روض الجنان و روح الجنان، ج19، ص 1.
  3. مكارم شيرازي، گزيده تفسير نمونه، تهران، اسلاميه، 1382ش، ج 5، ص 92.
  4. سيد محمد باقر حجتي، پژوهشي در تاريخ قرآن، تهران، انتشارات اسلامي، 1377 ش، ص 105.


منابع