علی بن محمد بن فرات: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(منابع)
سطر ۱: سطر ۱:
{{تقویم|روز= 13 ربیع الثانی|سال= سال 312 هجری قمری}}
+
"ابوالحسن على بن محمد" معروف به "ابن فرات" وزیر [[شیعه]] مذهب "[[مقتدر (خلیفه عباسی)|مقتدر عباسى]]"، از آغاز [[خلافت]] مقتدر در سال ۲۹۵ تا سال ۳۱۲ قمرى سه بار مقام نخست وزیرى وى را بر عهده داشت.<ref> تجارب الامم، ج ۵، ص ۵۵.</ref> او سرانجام با توطئه برخی از درباریان به قتل رسید.
ابوالحسن، على بن محمد معروف به "ابن فرات" وزير [[شيعه]] مذهب "مقتدر عباسى"، از آغاز [[خلافت]] مقتدر در سال 295 تا سال 312 قمرى سه بار مقام نخست وزيرى وى را بر عهده داشت.<ref> تجارب الامم، ج ص 55.</ref>  
 
  
در خلافت مقتدر عباسى، علاوه بر "ابوالحسن بن فرات"، "مؤنس بن خادم" نيز جايگاه محكمى داشت و مقام فرماندهى سپاه را عهده‌دار بود. با توجه به اين كه ابن فرات، شيعه مذهب و مؤنس خادم سنى بود، هميشه ميان آن دو در نحوه اداره كشور رقابت برقرار و هر كدام تلاش مى‌ كرد كه خليفه وقت را از ديگرى بددل و بدگمان كند. چند بار پيروزى با ابن فرات بود ولى برخى از زمان‌ ها و رويدادها مؤنس به پيروزى رسيد.
+
== وزارت ابن فرات ==
 +
ابوالحسن على بن محمد ابن فرات (۲۴۱-۳۱۲ ق)، وزیر مشهور خلیفه [[مقتدر (خلیفه عباسی)|المقتدر عباسی]] و نخستین کس از خاندان فرات است که به وزارت رسید. وی کارهای [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوانی]] را زیر نظر برادر خود ابوالعباس که ریاست دیوان خراج و ضیاع داشت، آغاز کرد. پس از مرگ ابوالعباس احمد، وی به ریاست دیوان خراج منصوب شد.<ref>صابی، ۲۸.</ref>
  
سرانجام با هجوم جنايت‌كارانه "ابوطاهر قرمطى" به كاروان حاجيان و كشته و اسير نمودن تعدادى از آنان كه همگى از اهالى [[بغداد]] و برخى با خليفه وقت نيز نسبت خويشاوندى داشتند، زمينه دسيسه مخالفان ابن فرات فراهم شد و وى را به باد انتقاد گرفتند و مردم را بر ضد او شورانيدند و خليفه را بر عليه وى بددل كردند.<ref> همان، ص 184.</ref>  
+
او به هنگام مرگ خلیفه مکتفی در ۲۹۵ ق. یکی از رؤسای دواوین بود که عباس بن حسن جرجرائی وزیر با او دربارۀ جانشینی مکتفی رای زد. ابوالحسن بن فرات با ابراز این نظر که نباید کسی را به خلافت نشانید که خود صاحب رأی باشد و امر و نهی کند، به طرفداری از خلافت المقتدر جعفر بن [[معتضد]] خردسال پرداخت، در حالی که خاندان ابن جراح به ابن [[معتز]] گرایش داشتند. سرانجام نظر ابن فرات چیره شد و مقتدرِ ۱۳ ساله به خلافت نشست، اما اندکی بعد طرفداران ابن معتز، مقتدر را معزول کردند و ابن فرات و خواص خلیفۀ معزول پنهان شدند.<ref>ابوعلی مسکویه، ۱ / ۲-۸؛ ابن جوزی، ۶ / ۶۷-۶۸.</ref>
  
و همين أمر سبب گرديد كه مونس با تحريكات فقها و صاحب منصبان سنى مذهب، اقدام به دستگيرى ابوالحسن ابن فرات و فرزندش "محسن" نمايد و پس از شكنجه و آزارهاى زياد، ناجوانمردانه آن دو را به قتل آورد. كشته شدن آن دو مصادف بود با سيزدهم [[ربيع  الثانى]] سال 312 قمرى.<ref> همان، ص 203 و وقايع الايام، ص 232.</ref>
+
چون بساط خلافت یک روزۀ ابن معتز در هم پیچید، خلیفه مقتدر خاتم خود را نزد ابوالحسن علی که پنهان می‌زیست، فرستاد و به وزارتش خواند. وی در ۸ یا ۲۱ [[ماه ربیع الاول|ربیع‌الاول]] ۲۹۶ ق. رسماً به وزارت نشست<ref>قرطبی، ۲۸؛ ابن خلکان، ۳ / ۴۲۱.</ref> و املاکی را که خلیفه مکتفی به عباس بن حسن وزیر داده بود و ۰۰۰‘۵۰ دینار درآمد داشت، به اقطاع به ابن فرات واگذاشتند و هر ماه ۰۰۰‘۵ دینار مقرری برای او تعیین کردند.<ref>صابی، ۲۸، ۲۹.</ref> ابن فرات از آغاز وزارت با باقیماندۀ طرفداران ابن معتز که در واقع رقیبان او بودند، به نیکی رفتار کرد و گروهی از آنها را از زندان آزاد ساخت.<ref>قرطبی، ۲۹.</ref>
  
==پانویس==
+
== قتل ابن فرات ==
 +
در خلافت مقتدر عباسى، علاوه بر "ابوالحسن بن فرات"، "مؤنس بن خادم" نیز جایگاه محکمى داشت و مقام فرماندهى سپاه را عهده‌دار بود. با توجه به این که ابن فرات، شیعه مذهب و مؤنس خادم [[سنی|سنى]] بود، همیشه میان آن دو در نحوه اداره کشور رقابت برقرار و هر کدام تلاش مى‌ کرد که [[خلیفه]] وقت را از دیگرى بددل و بدگمان کند. چند بار پیروزى با ابن فرات بود، ولى برخى از زمان‌ ها و رویدادها مؤنس به پیروزى رسید.
  
<references/>
+
سرانجام با هجوم جنایت‌کارانه "ابوطاهر قرمطى" به کاروان حاجیان و کشته و اسیر نمودن تعدادى از آنان که همگى از اهالى [[بغداد]] و برخى با خلیفه وقت نیز نسبت خویشاوندى داشتند، زمینه دسیسه مخالفان ابن فرات فراهم شد و وى را به باد انتقاد گرفتند و مردم را بر ضد او شورانیدند و خلیفه را بر علیه وى بددل کردند.<ref> تجارب الامم، ص ۱۸۴.</ref>  
  
 +
و همین أمر سبب گردید که مونس با تحریکات فقها و صاحب منصبان سنى مذهب، اقدام به دستگیرى ابوالحسن ابن فرات و فرزندش "محسن" نماید و پس از شکنجه و آزارهاى زیاد، ناجوانمردانه آن دو را در سیزدهم [[ربیع الثانی]] سال ۳۱۲ قمرى به قتل برساند.<ref> همان، ص ۲۰۳ و وقایع الایام، ص ۲۳۲.</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 
==منابع==
 
==منابع==
 
+
* سید تقى واردى، روزشمار تاریخ اسلام، جلد سوم، ماه ربیع الثانی.
سيد تقى واردى، روز شمار تاريخ اسلام، جلد سوم، ماه ربیع الثانی
+
* [https://www.cgie.org.ir/fa/article/223981/%D8%A7%D8%A8%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AA "ابن فرات"، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی]، صادق سجادی.
  
 
منابع بیشتر:
 
منابع بیشتر:
  
[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/31855/%D9%81%D9%8A%D8%B6-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%81%D9%8A-%D8%B9%D9%85%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%88%D9%82%D8%A7%D9%8A%D8%B9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%8A%D8%A7%D9%85/preview/31084/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%8A-%D8%AF%D9%8A%D8%AC%D9%8A%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%8A/&sa=false&#!page=96 وقایع الایام شیخ عباس قمی، 13 ربیع الثانی].
+
* [http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/31855/%D9%81%D9%8A%D8%B6-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%81%D9%8A-%D8%B9%D9%85%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%88%D9%82%D8%A7%D9%8A%D8%B9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%8A%D8%A7%D9%85/preview/31084/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%8A-%D8%AF%D9%8A%D8%AC%D9%8A%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%8A/&sa=false&#!page=96 وقایع الایام، شیخ عباس قمی، ۱۳ ربیع الثانی].
 
 
 
[[رده:وقایع ماه ربیع الثانی]]
 
[[رده:وقایع ماه ربیع الثانی]]
 
[[رده:سال ۳۱۲ هجری قمری]]
 
[[رده:سال ۳۱۲ هجری قمری]]

نسخهٔ ‏۱۵ اکتبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۲۷

"ابوالحسن على بن محمد" معروف به "ابن فرات" وزیر شیعه مذهب "مقتدر عباسى"، از آغاز خلافت مقتدر در سال ۲۹۵ تا سال ۳۱۲ قمرى سه بار مقام نخست وزیرى وى را بر عهده داشت.[۱] او سرانجام با توطئه برخی از درباریان به قتل رسید.

وزارت ابن فرات

ابوالحسن على بن محمد ابن فرات (۲۴۱-۳۱۲ ق)، وزیر مشهور خلیفه المقتدر عباسی و نخستین کس از خاندان فرات است که به وزارت رسید. وی کارهای دیوانی را زیر نظر برادر خود ابوالعباس که ریاست دیوان خراج و ضیاع داشت، آغاز کرد. پس از مرگ ابوالعباس احمد، وی به ریاست دیوان خراج منصوب شد.[۲]

او به هنگام مرگ خلیفه مکتفی در ۲۹۵ ق. یکی از رؤسای دواوین بود که عباس بن حسن جرجرائی وزیر با او دربارۀ جانشینی مکتفی رای زد. ابوالحسن بن فرات با ابراز این نظر که نباید کسی را به خلافت نشانید که خود صاحب رأی باشد و امر و نهی کند، به طرفداری از خلافت المقتدر جعفر بن معتضد خردسال پرداخت، در حالی که خاندان ابن جراح به ابن معتز گرایش داشتند. سرانجام نظر ابن فرات چیره شد و مقتدرِ ۱۳ ساله به خلافت نشست، اما اندکی بعد طرفداران ابن معتز، مقتدر را معزول کردند و ابن فرات و خواص خلیفۀ معزول پنهان شدند.[۳]

چون بساط خلافت یک روزۀ ابن معتز در هم پیچید، خلیفه مقتدر خاتم خود را نزد ابوالحسن علی که پنهان می‌زیست، فرستاد و به وزارتش خواند. وی در ۸ یا ۲۱ ربیع‌الاول ۲۹۶ ق. رسماً به وزارت نشست[۴] و املاکی را که خلیفه مکتفی به عباس بن حسن وزیر داده بود و ۰۰۰‘۵۰ دینار درآمد داشت، به اقطاع به ابن فرات واگذاشتند و هر ماه ۰۰۰‘۵ دینار مقرری برای او تعیین کردند.[۵] ابن فرات از آغاز وزارت با باقیماندۀ طرفداران ابن معتز که در واقع رقیبان او بودند، به نیکی رفتار کرد و گروهی از آنها را از زندان آزاد ساخت.[۶]

قتل ابن فرات

در خلافت مقتدر عباسى، علاوه بر "ابوالحسن بن فرات"، "مؤنس بن خادم" نیز جایگاه محکمى داشت و مقام فرماندهى سپاه را عهده‌دار بود. با توجه به این که ابن فرات، شیعه مذهب و مؤنس خادم سنى بود، همیشه میان آن دو در نحوه اداره کشور رقابت برقرار و هر کدام تلاش مى‌ کرد که خلیفه وقت را از دیگرى بددل و بدگمان کند. چند بار پیروزى با ابن فرات بود، ولى برخى از زمان‌ ها و رویدادها مؤنس به پیروزى رسید.

سرانجام با هجوم جنایت‌کارانه "ابوطاهر قرمطى" به کاروان حاجیان و کشته و اسیر نمودن تعدادى از آنان که همگى از اهالى بغداد و برخى با خلیفه وقت نیز نسبت خویشاوندى داشتند، زمینه دسیسه مخالفان ابن فرات فراهم شد و وى را به باد انتقاد گرفتند و مردم را بر ضد او شورانیدند و خلیفه را بر علیه وى بددل کردند.[۷]

و همین أمر سبب گردید که مونس با تحریکات فقها و صاحب منصبان سنى مذهب، اقدام به دستگیرى ابوالحسن ابن فرات و فرزندش "محسن" نماید و پس از شکنجه و آزارهاى زیاد، ناجوانمردانه آن دو را در سیزدهم ربیع الثانی سال ۳۱۲ قمرى به قتل برساند.[۸]

پانویس

  1. تجارب الامم، ج ۵، ص ۵۵.
  2. صابی، ۲۸.
  3. ابوعلی مسکویه، ۱ / ۲-۸؛ ابن جوزی، ۶ / ۶۷-۶۸.
  4. قرطبی، ۲۸؛ ابن خلکان، ۳ / ۴۲۱.
  5. صابی، ۲۸، ۲۹.
  6. قرطبی، ۲۹.
  7. تجارب الامم، ص ۱۸۴.
  8. همان، ص ۲۰۳ و وقایع الایام، ص ۲۳۲.

منابع

منابع بیشتر: