سید ابوالقاسم دهکردی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۳۰ توسط عربصالحی (بحث | مشارکت‌ها) (منابع)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مرحوم سید ابولقاسم دهکردی، از اعاظم علما و فقهای اصفهان بود.

تولد و خانواده

مادر وی دختر ملا محمد ابراهیم دهکردی، که مانند سیٌد محمد باقر، پدر خودش هر دو از علمای دهکرد بودند . شجره نامه این عالم بزرگ به امام زین العابدین(ع) می­رسد. ایشان در دهکرد متولد شدند.

تحصیلات

در نوجوانی به حوزۀ علوم آل­ محمد(ص) روی آورد .بیشتر آموزه­های حکمی را از حکیم متاله، حاج محمد اسماعیل درب کوشکی فرا گرفت.چهار سال در نزد آن استاد بزرگ به فراگیری اسفار ملاصدرا پرداخت. آن­گاه برای تحصیلات عالیه فقه و اصول، به عتبات عالیات و عراق هجرت کرد و در حلقه شاگردان میرزای بزرگ، محمد حسن شیرازی در آمد. چندین سال در عراق از محضر علما و فقها بهره برد.در فقه، از شاگردان ویژۀ عالم ربانی، شیخ زین العابدین مازندرانی بود و سالها از محضر آن بزرگوار بهرمند شد. از محضر پر فیض و ژرف میرزا حبیب رشتی نیز بهره ­ها برد.

پس از آن به اصفهان مراجعت نموده و به تدریس و تألیف و امامت و موعظه و ارشاد مشغول شد و چندین نفر از مجلس درس او برخواستند[به اجتهاد دست یافتند] و کتب چندی تالیف کرد. از آن جمله کتاب"منبرالوسیله " در اصول خمسه اعتقادیه در دو جلد.

در عرصه های سیاسی - اجتماعی

سیدابوالقاسم دهکردی به موازات تدریس و تحقیق، در مسجد سفره چی اقامه جماعت می نمود و مرکز فتوا و مراجعات مردم بود و اهالی اصفهان به دلیل صفای باطن و اخلاص و پارسایی این عالم ربانی به وی ارادت خاصی می ورزیدند ; تا آن جا که برای ساختمان صحن و حرم زینبیه اصفهان - که می گویند مرقد زینب دختر موسی بن جعفر (علیه السلام) آنجاست - به اشاره او مردم اصفهان و توابع، اعم از مرد و زن و کوچک و بزرگ، با خود آجر و سایر مصالح ساختمانی حمل می کردند و به این مکان می بردند . [۱] .

مرحوم جهانگیرخان قشقایی، که تا پایان عمر همسری اختیار نکرد و فرزندی نداشت، بر حسب اعتمادی که به مرحوم سیدابوالقاسم دهکردی داشت کتاب هایش را بنابر وصیتی که نمود به این عالم واگذار کرد .[۲]

شهیدآیة الله سیدحسن مدرس پس از آن که در حوزه نجف به درجه اجتهاد نائل آمد و از سوی علمای آن عصر مرجعیت وی تایید گردید با سری پر شور عازم ایران شد و به سال 1318 قمری در سی و یک سالگی از راه ناصریه (اهواز) در شهرستان شهر کرد به منزل سیدابوالقاسم دهکردی وارد شد و چند روزی در خانه وی اقامت داشت . [۳] و توسط وی در اصفهان عمارتی را که متعلق به حاجی محمود عصار بود از قرار سالیانه 120ریال برای سکونت اجاره کرد . مدرس پس از بازگشت از شهر کرد چند سالی در این منزل اجاره ای سکونت داشت، تا آن که شترداران مهیاری و شهرضایی برحسب نذری که داشتند خانه مخروبه و محقری در نزدیک بازار سرای معروف به ساروتقی برای مدرس خریدند . [۴]

هیأت علمیه مدرسه صدر اصفهان

یکی از کارهای اساسی آن مرحوم که به اتفاق سایر مراجع و روحانیون بزرگ انجام داد تشکیل هیأت علمیه اصفهان بود که به جهت رسیدگی به امور مدارس دینی و شرایط زندگی طلاب و نظارت در اجرای صحیح احکام و مقرارت اسلام در سطح اصفهان بوده است. اعضای هیأت علمیه حوزه علمیه اصفهان عبارت بودند از : مرحوم میرزا ابراهیم شمس آبادی، مرحوم سید ابولقاسم نجفی دهکردی، مرحوم آخون ملاٌ محمٌد حسین فشارکی، آشیخ محمٌد رضا نجفی اصفهانی، حاج میرزا عبدالحسین سیدالعراقین و عده دیگری از علما و مدرسین و مجتهدین و شروع آن 1342 قمری می باشد.

تالیفات

تالیفات سید ابوالقاسم دهکردی بسیار زیاد است و بیشتر در فقه و اصول می باشد ولی به طبع نرسیده و فقط منبر الوسیله که در مورد منابر و وعظ و تحقیقات و بیانات و اخبار است طبع شده و جزوه­هایی در بیان احادیث و تفسیر آیات نوشته اند که تاکنون به چاپ نرسیده از جمله حدیث الحقیقه کمیل بن زیاد که تا کنون شرحی به این خوبی نوشته نشده است و مرحوم آیت الله حاج سید محمد باقر امام نجفی پسر برادرشان (مرحوم سید محمد نجفی) آنرا به فارسی ترجمه کرده است.

رحلت

پس از مدت هشتاد و یک سال ، یک ساعت پیش از غروب شنبه ششم شوال المکرم سال 1353 مطابق 22 دی ماه باستانی در اصفهان وفات کرد و روز هفتم در مقبره زینبیه، به خاک سپرده شد. چندین فرزند پسر ودختر از او باز ماند که هیچ یک چندان شهرتی ندارند، از آن جمله آقا حسین که پس از پدر چندین سال در اصفهان در محله ای در کوشک در مسجد سفره چی به جای پدر به امامت جماعت می پرداخت تا آخر در روز شنبه هفدهم ذی الحجه 1377 مطابق 14 تیرماه باستانی در همان اصفهان وفات کرد.

پانویس

  1. سیدمحمدباقر کتابی، رجال اصفهان، ج 1، ص 200
  2. زندگانی حکیم جهانگیرخان قشقایی، ص 35 - 36 .
  3. غلامعلی گلی زواره، شهیدمدرس ماه مجلس، ص 34 .
  4. علی مدرسی، مرد در روزگاران، ص 46 - 47 .

منابع