زهد/زهد مذموم (شهید مطهری)

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۵ نوامبر ۲۰۱۳، ساعت ۰۸:۰۰ توسط Pezeshki (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای جدید حاوی ''''دو نوع زهدی که مورد قبول اسلام نیست''' بعضی خیال می كنند كه فلسفه ی زهد این است ...' ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

دو نوع زهدی که مورد قبول اسلام نیست

بعضی خیال می كنند كه فلسفه ی زهد این است كه كار دین از كارهایی از قبیل تجارت و زراعت و صنعت جداست و هركدام از آنها به دنیایی جداگانه تعلّق دارد. كار دین عبادت است و كار دنیا كسب و تجارت و زراعت و صنعت و مدیریت و امثال اینها، و زهد یعنی رو آوردن از كار دنیا به كار آخرت. البته این غلط است زیرا آن اموری كه به عنوان كار دنیا خوانده شده مورد توصیه ی اسلام است و زهد شامل آنها به هیچ وجه نمی شود. دو نوع زهد است كه ما با مراجعه به نصوص قطعی اسلامی می توانیم بفهمیم كه این دو نوع زهد در اسلام وجود ندارد ولی در غیر اسلام این دو نوع زهد وجود دارد.

یكی از آنها به این معناست كه كار دنیا و آخرت از یكدیگر جداست؛ یعنی ما دو نوع كار داریم: بعضی كارها مربوط به دنیاست، مانند كسب و تجارت و زراعت و صنعت و دنبال روزی و تحصیل مال رفتن. هرچیزی كه مربوط به زندگی دنیاست مال دنیاست و تعلّق دارد به این دنیا و اساساً به دنیای دیگر تعلّق و وابستگی ندارد.

در مقابل، كارهای دیگری است كه به زندگی دنیا بستگی ندارد و مربوط نیست، یعنی تأثیر مثبت و مفیدی در زندگی دنیا ندارد اگر تأثیر مضر نداشته باشد؛ اسم آنها عبادت است. عبادت یعنی دعا خواندن، روزه گرفتن، ریاضت كشیدن. آنگاه زهد یعنی رها كردن زندگی دنیا برای اینكه انسان فراغت پیدا كند برای كارهای آخرت.

پس زهد یعنی رها كردن كارهای دنیا برای رسیدن به آن دسته از كارها كه اسمش را كار آخرت می گذاریم. آنگاه ما برای اینكه بتوانیم زاهد باشیم راهی جز جدا كردن خود از اجتماع نداریم؛ راهش عزلت و انزوا و رهبانیت و غارنشینی و دیرنشینی و صومعه نشینی است. نتیجه اش همان رهبانیتی است كه می دانیم در دنیای مسیحیت چقدر رایج بوده است. آیا اسلام چنین مفهوم و تصوری را برای زهد می پذیرد؟ نه، این از واضحات است و احتیاج به استدلال ندارد.

به هر حال چیزهایی را كه زهد مسیحیت جزء دنیا می داند اسلام آنها را با یك شرط جزء آخرت می داند و آن اینكه برای خدا صورت گرفته باشد. اسلام فرقی بین دنیا و آخرت به آن شكل كه كارها را دو دسته كند، قائل نیست.

از نظر اسلام تجارت یا زراعت می تواند مال دنیا باشد و می تواند مال آخرت باشد. بستگی دارد به هدف شما. اگر كار و كسب می كنید، از راه مشروع آن وارد شوید؛ اگر تجارت می كنید نخواهید ربا بخورید، نخواهید معامله تان غَرَری باشد، نخواهید بی انصافی كنید، بلكه تجارت می كنید برای اینكه تولید ثروت كنید و خودتان را از ذلّت و تكدّی نجات دهید، برای اینكه به جامعه ی خودتان خدمت كنید و قدرت اقتصادی جامعه ی خودتان را افزایش دهید، از نظر اسلام این عبادت است.بنابراین زهد به این معنی كه ما دو قلمرو در نظر بگیریم یكی برای دنیا و دیگری برای آخرت، در اسلام وجود ندارد. اسلام گفته چه چیزی حلال است و چه چیزی حرام. گفته شراب حرام است. شراب، هم برای دنیای تو مضر است و هم برای آخرت تو. گفته قمار و ربا حرام است. اینها، هم برای دنیای تو مضرند و هم برای آخرت تو. اگر اسم اینها را دنیا می گذاری بگذار. این یك نوع از زهد بود كه زهد مسیحی است و اسلام آن را نمی پذیرد ولی متأسفانه تصور بسیاری از ما درباره ی زهد همین شكل مسیحی آن است.[۱]

برداشت غلط دیگر از زهد

زهد مفهوم دیگری دارد كه این مفهوم را نیز باید توضیح دهیم و آن اینكه نمی گوییم قلمرو دنیا و قلمرو آخرت، بلكه می گوییم همه ی كارهای دنیا را چون وظیفه است باید انجام بدهیم، ولی حساب لذت دنیا از حساب لذت آخرت جداست. ما یا باید در دنیا لذت ببریم و از لذت آخرت محروم باشیم یا لذت آخرت را به دست آوریم و خودمان را از لذت دنیا محروم كنیم. این هم خودش یك طرز تفكری است. این اشخاص نمی گویند كه باید كار و كسب و زندگی را رها كرد؛ می گویند چون وظیفه است انجام می دهیم ولی كوشش می كنیم در این دنیا لذت نبریم برای اینكه هرچه در این دنیا لذت ببریم از لذت آخرت ما كاسته می شود. هرچه كه در دنیا خوشی كنیم از خوشیهای آخرت ما كاسته می شود. پس در اینجا لذت دنیا را می دهیم تا لذت آخرت را بگیریم. ابوعلی سینا در نمط نهم اشارات می گوید: اَلْمُعْرِضُ عَنْ مَتاعِ الدُّنْیا وَ طَیِّباتِها یُسَمّی بِاسْمِ الزّاهِدِ. یعنی به كسی كه از لذت دنیا اعراض می كند برای اینكه به لذت آخرت برسد، اصطلاحاً زاهد می گویند.

اما این طرز تفكر چطور است؟ آیا اصل معاوضه ی لذتها صحیح است؟ آیا اسلام برای لذتها دو قلمرو قائل است، یعنی معتقد است كه اگر انسان لذت دنیایی برد، دیگر باید از لذت آخرت محروم باشد؟ از آن طرف، آیا اسلام معتقد است كه اگر انسان خودش را از لذت دنیا محروم كرد، در آن دنیا به او لذت می دهند و می گویند چون خودت را در دنیا از لذت محروم كردی، در عوض در اینجا بیا بگیر؟ به عبارت دیگر آیا برای هركسی یك مقدار اعتبار لذت قائل شده اند و او باید آن را وصول كند یا در دنیا یا در آخرت؟ اگر در دنیا وصول كرد حسابش تمام می شود، اما اگر وصول نكرد حق دارد در آخرت وصول كند؟ بعضی خیال می كنند مفهوم اَذْهَبْتُمْ طَیِّباتِكُمْ فی حَیاتِكُمُ الدُّنْیا [۲] همین است! نه، این هم درست نیست. مطمئناً اگر كسی در دنیا خودش را از لذتهای دنیا محروم كند به این حساب كه در آن دنیا به او لذت بدهند، در آن دنیا روی این حساب به او لذت نمی دهند؛ نمی گویند تو چه بنده ی خوبی بودی كه در دنیا لذت نبردی؛ حالا كه در دنیا محرومیت كشیدی عوض آن محرومیت، اینجا به تو لذت می دهیم. نمی گویند تو از ما یك مقدار لذت طلبكاری، حالا كه قبلاً از آن استفاده نكرده ای الآن استفاده كن. قطعاً چنین چیزی وجود ندارد؛ یعنی لذتهای آخرت نتیجه ی محرومیتهای عمدی كه بشر خودش برای خودش ایجاد كند نیست، بلكه مولود عوامل دیگر است.

اما طرف دیگر قضیه این است: آیا اگر ما لذت دنیا را بردیم، در آن دنیا می گویند چون لذت دنیا ولو لذت حلال دنیا را برده اید، دیگر حق ندارید لذت ببرید؟ بنابراین شما یكی از دو بدبختی را باید تحمل كنید: یا در دنیا محرومیت بكشید یا در آخرت، و ایندو با هم جمع نمی شوند. این هم از نظر منطق اسلام مردود است

قرآن تصریح كرده است كه ما خوشیها را در دنیا حلال كردیم. می گوید هرچه خوشی و هرچه پاكیزگی و هرچه را كه بدبختی برای بشر نمی آورد حلال كردیم. قرآن می گوید ما آن لذتی را حرام كردیم كه واقعاً لذت نیست، بدبختی است. شراب را تو خیال می كنی لذت و خوشی است اما متوجه عواقب آن برای روحت، برای بدنت و برای اجتماعت نیستی.پس این منطق هم در باب زهد، در اسلام وجود ندارد كه كسی خیال كند من از لذت حلال دنیا چشم می پوشم برای اینكه در عوض لذتی در آخرت به من بدهند و معاوضه كنند. چنین معاوضه ای وجود ندارد.[۳]

پانویس

  1. تعلیم و تربیت در اسلام،استاد مطهری، در دسترس در سایت شهید مطهری، بازیابی: 20آبان 1392
  2. سوره احقاف، آیه 20
  3. تعلیم و تربیت در اسلام،استاد مطهری، در دسترس در سایت شهید مطهری، بازیابی: 20آبان 1392