حبیب الله عسگراولادی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


حبيب الله عسگراولادي مسلمان فرزند حسين[۱] در يک خانواده متدين و از پدر و مادري اهل دماوند، در تهران متولد شد. پدرش در ابتدا به شغل بنکداري خواربار در دماوند اشتغال داشت، اما از بدو تولد وي تا سال ششم به علت زلزله‌اي که در دماوند آمد و زندگي پدرش آسيب جدي ديد، امکان زندگي در دماوند برايشان فراهم نبود؛ لذا پدرش در آن شش سال به کار ساده‌اي در تهران اشتغال داشت تا اين که مجدداً در دماوند، امکان گذشته را يافت.

يک بار ديگر بر اثر جنگ جهاني دوم و وخيم شدن اوضاع اقتصادي امکان تحصيل از وي گرفته شد، لذا بکار در بازار تهران اشتغال يافت و چند سال در بازار دروازه‌اي تهران به خرده فروشي برنج پرداخت. وي در منزل برادر بزرگ‌ترش صادق سکونت گزيد.[۲] سکونت در اين محل و نزديکي محل کار او با مسجد امين‌الدوله باعث آشنايي‌اش با برنامه‌هاي مذهبي مسجد شد. در مسجد با شيخ حسين زاهد آشنا شد و در کلاس علوم ديني او در مسجد جامع تهران شرکت کرد و دروس حوزوي را تا سطح فراگرفت.[۳]

عسگراولادي در سالهاي پاياني دهه بيست، به هنگام تحصيل علوم حوزوي در مسجد امين‌الدوله و بعدها در حوزه علميه مروي و در حالي که سيزده سال بيشتر نداشت به فعاليت هاي سياسي به رهبري آيت الله کاشاني، جلب و در سال 1327 در يک راهپيمايي که به دعوت آيت الله کاشاني به هواداري از مردم فلسطين تشکيل شده بود، دستگير و بازداشت شد. از سال 1327 پس از آزادي از زندان تا 28 مرداد 1332، در جريانات با آهنگ روحانيت، در متن فعاليتها بود.[۴]

در 1327 به فعاليتهاي سياسي وارد و با حوادث ملي شدن نفت آشنا شد و در تجمعات و تظاهرات اين دوران شرکت مي‌کرد. وي که با فعاليت جمعيت فدائيان اسلام نيز آشنا بود، در 1333 به همراه عده‌اي از دوستانش که در مسجد امين‌الدوله با هم آشنا شده بودند، تصميم گرفتند هيئتي مذهبي تأسيس کنند و به فعاليت فرهنگي بپردازند. لذا هيئتي به نام هيئت «مؤيد» تأسيس کردند و در مسجد امين‌الدوله به فعاليت مشغول شدند.

با شروع نهضت اسلامي به رهبري امام خميني (ره) با ايشان آشنا شد و به قم رفت و آمد مي‌کرد و از طرف امام مأمور وصول وجوهات شرعي در بازار تهران شد. در ماجراي تصويب لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي، ارتباط هيئت وي با بيت امام گسترده‌تر شد و اين ارتباط باعث ائتلاف آنها با دو هيئت مسجد شيخ علي و هيئت اصفهاني هاي بازار و تشکيل هيئتهاي مؤتلفه اسلامي گرديد.[۵]

با فرارسيدن محرم سال 1383 که مصادف با خرداد 1342 بود، مؤتلفه اسلامي که به تازگي تشکيل شده بود، در جلسه‌اي تصميم گرفت اعلاميه امام را خطاب به هيئت هاي مذهبي راجع به با شکوه برگزار کردن مراسم عزاداري محرم، تکثير و در اختيار مردم قرار دهد.

همچنين با صدور اعلاميه اخطار گونه‌اي از تمامي خطبا و وعاظ و مداحها خواست تا بر طبق خواسته امام عمل شود. مؤتلفه اسلامي سپس طرح يک راهپيمايي بزرگ را در روز عاشورا تهيه کرد. عسگراولادي از طراحان راهپيمايي اين روز به همراه مهدي عراقي و ابوالفضل توکلي بينا به قم رفتند تا موافقت امام را جلب کنند.

در جريان وقايع پانزده خرداد 1342، هيئتهاي مؤتلفه اسلامي دو تصميم مهم اتخاذ کردند يکي هجرت علماي شهرهاي بزرگ براي تجمع در تهران و اعتراض به بازداشت امام و ديگري فعاليت براي تثبيت مرجعيت امام خميني.[۶]

در سال 1343 که هيئتهاي مؤتلفه به ترور حسنعلي منصور اقدام کرد، عسگراولادي نيز به همراه شاخه نظامي مؤتلفه به جرم نگهداري چمدان اسلحه دستگير و به حبس ابد محکوم شد و در 1356 مورد عفو قرار گرفت و از زندان آزاد شد. وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي به مجلس شوراي اسلامي راه يافت و با تأسيس کميته امداد امام خميني، به عنوان نماينده ايشان در اين نهاد، عهده‌دار مسئوليت شد.[۷]

عسگر اولادي در 1360 در منزل خود مورد سوء قصد قرار گرفت که اين ترور با شکست رو به رو شد.[۸] پس از تأسيس جمعيت مؤتلفه اسلامي در 1369، عسگراولادي به عنوان دبير کل آن انتخاب و به کار مشغول شد.[۹]

حبیب‌الله عسگراولادی در 14 آبان 1392 در سن 81 سالگی در بیمارستان دی تهران درگذشت.

پانویس

  1. ياران امام به روايت اسناد ساواک؛ ج39، آيت الله حاج شيخ محمدباقر محي الدين انواري، تهران: وزارت اطلاعات، مرکز بررسي اسناد تاريخي، 1386، ص91. در سال 1311 ش.
  2. حکيمه اميري، تاريخ شفاهي هيئتهاي مؤتلفه اسلامي، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامي، 1386، ص49.
  3. همان، ص311.
  4. همان، ص50ـ51.
  5. همان، ص311.
  6. همان، صص 4، 116، 125.
  7. همان ص311ـ312.
  8. ياران امام به روايت اسناد ساواک؛ ج6، شهيد سيد اسدالله لاجوردي، به همراه يادداشتهاي زندان، تهران: وزارت اطلاعات، مرکز بررسي اسناد تاريخي، 1377، ص12.
  9. حکيمه اميري، پيشين، ص312.

منابع