مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

افسانه غرانیق

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲ ژانویهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۰۷:۴۲ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو


«افسانه غَرانیق»، داستانی جعلی است مبنی بر اینکه شیطان در هنگام دریافت سوره نجم توسط پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله، آیاتی بر آن حضرت القا نموده که مضمون آن تایید بت‌پرستی بوده است. این داستان بارها توسط عالمان شیعه با دلایل متعدد مردود اعلام شده است.

روایت غرانیق

آنچه در افسانه غرانیق آمده است چنین است:

در سال پنجم بعثت، روزی رسول خدا صلّی اللّه علیه وآله در کنار کعبه در هنگام قرائت سوره نجم چون به آیات «أَ فَرَأَیتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّی وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْری»، رسید ناگهان بر زبانش جاری شد که: «تلک الغرانیق العُلی و انّ شفاعتهن لتُرتَجی» (اینها غرانیق عالی مقامند و شفاعت آنها مورد رضایت است) و با این گفته، مشرکان شاد شدند، اما شب هنگام جبرئیل نازل گردید و گفت این دو جمله (آیات شیطانی) را شیطان بر زبان تو جاری ساخت و من هرگز چنین جمله هایی نگفته ام.[۱]

ابن کلبی مورخ قرن دوم (متوفای ۲۰۴ هجری) در کتاب «الاصنام» خود درباره ریشه روایت ساختگی غرانیق می نویسد: طایفه قریش هنگام طواف کعبه این سرودها را می خواندند: "لات و عزا و مناة که مانند پرنده آبی زیبا هستند ما به شفاعت و یاری آنها نیازمند هستیم"؛ و به این ترتیب قریشیان معتقد بودند که این بت ها شفاعت می کنند، اما وقتی پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله مبعوث شد آیات در مذمت لات و عزی و منات نازل شد. و به این ترتیب معلوم می شود روایات ذکر شده حقیقت را واژگونه کرده و با دروغی بزرگ و ناجوانمردانه این عبارات را به پیامبر اکرم نسبت داده اند.[۲]

بر اساس همین افسانه، شخصی به نام سلمان رشدی، کتاب کفرآمیز «آیات شیطانی» را نوشت، که بلافاصله بعد از انتشار آن مورد اعتراض شدید مسلمین قرار گرفت و توسط مراجع عالیقدر تشیع و خصوصا رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره)، نویسنده و ناشران آگاه از محتوای کتاب محکوم به ارتداد و اعدام گردیدند.[۳]

دلایل جعلی بودن افسانه غرانیق

الف. اصولا در لغت و اشعار عرب لفظ «غرانیق» درباره خدایان آنها بکار نرفته است، تنها غرنیق و غرنوق در لغت به معنی مرغ آبی سیاه یا سفید یا حیوان سفید و زیبا آمده که هیچ یک از این معانی با معنای خدایان سازگار نیست.

ب. آیاتی که بعد از ذکر نام بت ها (لات وَ عُزَّی و مَناةَ) می آید همه بیان مذمت بت ها و زشتی و پستی آنهاست (بتها جز نام هایی بیش نیستند که شما و پدرانتان نامیده اید و خدا هیچ حجتی درباره آنها نازل نکرده است) و با این مذمت، چگونه ممکن است چند جمله قبل از آن مدح بت ها شده باشد؟!

ب. آیات آغاز سوره نجم صریحا این خرافات را ابطال مى‌کند. آنجا که مى‌گوید: «وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوى‌ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی یُوحى‌». یعنى پیامبر از روى هواى نفس سخن نمى‌گوید، آنچه مى‌گوید تنها وحى الهى است.[۴]

ج. ادله قطعیه‌‌اى که دلالت بر عصمت پیامبر دارند این داستان را تکذیب مى‌کنند. علامه طباطبائی در نقد روایت غرانیق می گوید: ادله قطعی که دلالت بر عصمت آن جناب دارد متن این روایت را تکذیب مى‌کند، پس ما به حکم آن ادله لازم است ساحت آن جناب را منزه از چنین خطایى بدانیم. علاوه بر این که این روایت شنیع‌ترین مراحل جهل را به آن جناب نسبت مى‌دهد براى اینکه به او نسبت مى‌دهد که نمى‌دانسته جمله "تلک الغرانیق العُلى ..." کلام خدا نیست و جبرئیل آن را نیاورده و نمى‌دانسته که این کلام کفر صریح و موجب ارتداد از دین است. تازه این نادانى‌اش آن قدر ادامه یافته تا سوره تمام شده، و سجده آخر آن را به جا آورده باز هم متوجه خطاى خود نشده تا جبرئیل نازل شده، دوباره سوره را بر او عرضه کرده و این دو جمله کفرآمیز را هم جزو سوره خوانده است. آن وقت جبرئیل گفته من آن را نازل نکرده‌‌ام... .[۵]

د. ستیز رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله با بت ها، رد کننده خرافه مذکور است.

ه. لازمه تلبیس ابلیس در اینجا، تکذیب کلام خداوند است که قرآن را حفظ و ضمانت کرده است: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» (سوره حجر، آیه ۹).

ز. راویان این افسانه، افراد ضعیف و غیر موثق هستند و نیز قدیمی ترین مدرک این افسانه از تاریخ مسلمین، طبقات ابن سعد و تاریخ طبری است که آنها نیز داستان را از زبان شش تن نقل می کنند که در ماجرا حاضر نبوده اند: از جمله محمد بن کعب قرظی که طبق مدارک مورخین یا اصولا در زمان پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله وجود نداشت و یا این که تولدش در اواخر زندگی آن حضرت بوده و معلوم است که این شخص در اوایل بعثت و حتی چند سال پس از هجرت هم متولد نشده بود. یا محمد بن قیس که او از مهاجرین به حبشه بوده و در روز واقعه حضور نداشته است. همچنین سعید بن جبیر، که متولد سال ۳۸ یا ۴۶ هجری است یا عبداللّه بن عباس که در سال ۱۰ بعثت به دنیا آمد و در زمان حادثه هنوز متولد نشده بود.[۶]

رد داستان غرانیق در منابع شیعه

داستان غرانیق بارها توسط عالمان شیعه با دلایل متعدد مردود اعلام شده است. در ذیل برخی از منابع شیعه در این مورد فهرست می گردد:

پانویس

  1. محمد یوسف حریرى‌، فرهنگ اصطلاحات قرآنی، نشر هجرت، ص ۲۷۷
  2. محمد یوسف حریرى‌، فرهنگ اصطلاحات قرآنی، ص ۲۷۸
  3. چرا ابن تیمیه افسانه غرانیق را قبول نموده ­است؟، سایت حج به نقل از صحیفه نور، ج۲۱ ص۲۶۳.
  4. محمد جواد نجفى خمینى، تفسیر آسان، ج۱۳، ص ۵۴
  5. ترجمه المیزان، ج‌۱۴، ص ۵۶۱
  6. محمد یوسف حریرى‌، فرهنگ اصطلاحات قرآنی، ص ۲۷۸

منابع

  • تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، ترجمه سید محمدباقر موسوی، دفتر انتشارات اسلامى، قم، ۱۳۷۴.
  • فرهنگ اصطلاحات قرآنی، محمد یوسف حریرى‌، نشر هجرت.
  • تفسیر آسان، محمدجواد نجفى خمینى، انتشارات اسلامیه‌، تهران‌، ۱۳۹۸ ق‌.