ابراهیم بن ولید بن عبدالملک: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
{{تقویم|روز= 14 صفر|سال= سال ۱۲۷ هجری قمری}}
+
'''«ابواسحاق ابراهیم بن ولید»''' فرزند [[ولید بن عبدالملک]] و ملقب به «مَخلوع» بود، که پس از درگذشت برادرش [[یزید بن ولید بن عبدالملک|یزید بن ولید]]، در [[ذی الحجه]] سال ۱۲۶ قمرى - به عنوان سیزدهمین خلیفه [[بنی امیه|اموی]] - به [[خلافت]] رسید. کار ابراهیم در امر حکومت آشفته و نابسامان بود، و سرانجام [[مروان بن محمد]] (آخرین خلیه اموی) بر او شورید و او را از سلطنت خلع کرد. خلافت ابراهیم که مقارن با نابسامانیها و آغاز فروپاشی امویان بود،<ref>مسعودی، مروج الذهب، ج۳ ص ۲۲۰.</ref> از سوی مورخان چندان با اهمیت تلقی نشده و اگرچه طبری نام او را مستقلاً در شمار خلفای اموی ذکر کرده، ولی [[مسعودی]] از او و برادرش [[یزید بن ولید بن عبدالملک|یزید]] در یک جا سخن رانده است.
[[ابراهیم بن ولید|ابراهیم  بن ولید]]، پس از درگذشت برادرش [[یزید بن ولید بن عبدالملک|یزید بن ولید]]، در [[ذی الحجه]] سال ۱۲۶ قمرى بنا به سفارش برادرش به [[خلافت]] رسید. در آن هنگام میان پسرعموهاى [[امویان|بنى‌ امیه]] از تیره [[آل مروان|مروانیان]] بر سر تصاحب کرسى خلافت، رقابت و دشمنى سختى بود. هر کدام از آنان که از توانایى و توانمندى بیشترى برخوردار بود، خود را براى تصاحب کرسى خلافت شایسته تر مى دید و همین امر، موجب شورش و درگیرى هاى نظامى میان آنان مى گردید.
 
  
ابراهیم  بن  ولید که ولیعهد برادرش یزید بن  ولید بود و پس از او به خلافت رسید، رقیبان سختى چون [[مروان بن محمد]] معروف به «مروان حمار» داشت. به همین جهت خلافت وى از آغاز، از استحکام و اطمینان کاملى برخوردار نبود. مردم [[شام]]، وى را گاهی به خلافت و گاهى به امارت سلام می‌دادند.
+
== دوران خلافت ==
 +
در برخی منابع، اولین بار از ابراهیم  بن  ولید، در روزگار خلافت برادرش [[یزید بن ولید بن عبدالملک|یزید بن ولید]]، یاد شده است؛ گفته شده که او پس از به خلافت رسیدن یزید بن ولید، از سوی او به امارت [[اردن]] برگزیده شد. مدتی بعد، یزید برای او به عنوان ولیعهد از مردم بیعت گرفت. برخی از مورخان بر این باورند که این بیعت به سبب فشار «[[قدریه]]» که یزید از معتقدین به این فرقه بود، صورت گرفته است.<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲ ص ۳۳۵.</ref>
 +
 
 +
ابراهیم بن ولید پس از مرگ برادرش یزید در [[ذی الحجه]] سال ۱۲۶ هجری، به خلافت نشست. در آن هنگام میان پسرعموهاى [[امویان|بنى‌ امیه]] از تیره [[آل مروان|مروانیان]] بر سر تصاحب کرسى خلافت، رقابت و دشمنى سختى بود. هر کدام از آنان که از توانایى و توانمندى بیشترى برخوردار بود، خود را براى تصاحب کرسى خلافت شایسته تر مى دید و همین امر، موجب شورش و درگیرى هاى نظامى میان آنان مى گردید.
 +
 
 +
ابراهیم  بن  ولید که تازه به خلافت رسیده بود، رقیبان سرسختى چون [[مروان بن محمد]] معروف به «مروان حمار» داشت. به همین جهت خلافت وى از آغاز، از استحکام و اطمینان کاملى برخوردار نبود. مردم [[شام]]، وى را گاهی به خلافت و گاهى به امارت سلام می‌دادند. به گفتۀ [[محمد بن جریر طبری|طبری]]، برخی او را نه به خلافت پذیرفتند و نه به امارت.<ref>تاریخ طبری، ج۲ ص ۱۸۷۵.</ref>
  
 
مروان بن محمد، که در عصر خلافت یزید بن ولید شورش کرده و به سوى شام هجوم آورده بود، با یزید مصالحه کرد که حکومت تمام سرزمین‌ هایى که عبدالملک بن مروان، به پدرش محمد بن مروان سپرده بود، به او بسپارد. یزید نیز سرزمین‌ هاى جزیره (مناطق میان دجله و [[فرات]])، ارمنستان، موصل و آذربایجان را به مروان سپرد.
 
مروان بن محمد، که در عصر خلافت یزید بن ولید شورش کرده و به سوى شام هجوم آورده بود، با یزید مصالحه کرد که حکومت تمام سرزمین‌ هایى که عبدالملک بن مروان، به پدرش محمد بن مروان سپرده بود، به او بسپارد. یزید نیز سرزمین‌ هاى جزیره (مناطق میان دجله و [[فرات]])، ارمنستان، موصل و آذربایجان را به مروان سپرد.
سطر ۱۰: سطر ۱۴:
 
سلیمان بن هشام از سوى ابراهیم بن ولید با صد و بیست هزار سپاهى به نبرد با مروان حمار پرداخت و مروان تنها هشتاد هزار نیروى جنگى داشت. میان دو طرف، جنگ سختى درگرفت. ولى سپاه مروان بر سپاه سلیمان بن هشام پیروز شد و تعداد هفده  هزار تن از آنان را کشته و به همین مقدار اسیر گرفتند. باقیمانده سپاه سلیمان بن هشام به سوى حران، مقر خلافت ابراهیم بن ولید عقب نشینى کردند.
 
سلیمان بن هشام از سوى ابراهیم بن ولید با صد و بیست هزار سپاهى به نبرد با مروان حمار پرداخت و مروان تنها هشتاد هزار نیروى جنگى داشت. میان دو طرف، جنگ سختى درگرفت. ولى سپاه مروان بر سپاه سلیمان بن هشام پیروز شد و تعداد هفده  هزار تن از آنان را کشته و به همین مقدار اسیر گرفتند. باقیمانده سپاه سلیمان بن هشام به سوى حران، مقر خلافت ابراهیم بن ولید عقب نشینى کردند.
  
سپاهیان مروان حمار بر تمامى شهرها و مناطق اسلامى تسلط پیدا کرده و بر آنها، عاملانى از خود به حکومت گماشتند. مروان حمار، پیروزمندانه وارد [[دمشق]] شد و از مردم این شهر براى خویش [[بیعت]] گرفت و ابراهیم بن ولید را پس از گذشت سه ماه از خلافتش، خلع کرد. سپس به حران رفت و ابراهیم بن ولید و سلیمان بن هشام که در حران بودند، از او امان خواستند. مروان به آنان امان داد و آن دو با مروان حمار بیعت کردند.
+
سپاهیان مروان حمار بر تمامى شهرها و مناطق اسلامى تسلط پیدا کرده و بر آنها، عاملانى از خود به حکومت گماشتند. مروان حمار، پیروزمندانه وارد [[دمشق]] شد و از مردم این شهر براى خویش [[بیعت]] گرفت و ابراهیم بن ولید را پس از گذشت سه ماه از خلافتش، خلع کرد. سپس به حران رفت و ابراهیم بن ولید و سلیمان بن هشام که در حران بودند، از او امان خواستند. مروان به آنان امان داد و آن دو با مروان حمار بیعت کردند. بدین ترتیب مروان بن محمد در سال ۱۲۷ قمری به عنوان آخرین خلیفه [[امویان]]، بر خلافت دست یافت و رقیب خود را از کار برکنار کرد.
 +
 
 +
ابراهیم بن ولید پس از واگذارى امر خلافت به مروان حمار، در شام زندگى مى کرد تا این که در سال ۱۳۲ قمرى با شکست مروان حمار در برابر جنبش [[عباسیان]] و سقوط شهر دمشق، وى به همراه بسیارى از امویان بدست انقلابیون عباسى کشته شد و پرونده خلافت امویان بسته گردید.<ref> نک: تاریخ  دمشق، ابن عساکر، ج ۷، ص ۲۴۶؛ تاریخ  ابن  خلدون، ج ۲، ص ۱۸۰.</ref>
  
بدین ترتیب مروان بن محمد به عنوان آخرین خلیفه [[امویان]]، بر خلافت دست یافت و رقیب خود را از کار برکنار کرد. ابراهیم بن ولید پس از واگذارى امر خلافت به مروان حمار، در شام زندگى مى کرد تا این که در سال ۱۳۲ قمرى با شکست مروان حمار در برابر جنبش [[عباسیان]] و سقوط شهر دمشق، وى به همراه بسیارى از امویان بدست انقلابیون عباسى کشته شد و پرونده خلافت امویان بسته گردید.<ref> نک: تاریخ  دمشق (ابن عساکر)، ج ۷، ص ۲۴۶؛ تاریخ  ابن  خلدون، ج ۲، ص ۱۸۰.</ref>
 
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
 
==منابع==
 
==منابع==
* سید تقى واردى، روز شمار تاریخ اسلام، جلد دوم، ماه صفر.
+
 
 +
*سید تقى واردى، روزشمار تاریخ اسلام، جلد دوم، ماه صفر.
 +
*[https://www.cgie.org.ir/fa/article/222591/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%86-%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF "ابراهیم بن ولید"، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی].
 +
 
 
منابع بیشتر:
 
منابع بیشتر:
* [http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/31855/%D9%81%D9%8A%D8%B6-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%81%D9%8A-%D8%B9%D9%85%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%88%D9%82%D8%A7%D9%8A%D8%B9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%8A%D8%A7%D9%85/preview/31084/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%8A-%D8%AF%D9%8A%D8%AC%D9%8A%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%8A/&sa=false&#!page=80 وقایع الایام شیخ عباس قمی، ۱۴ صفر].
 
  
[[رده:وقایع ماه صفر]]
+
*[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/31855/%D9%81%D9%8A%D8%B6-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%81%D9%8A-%D8%B9%D9%85%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%88%D9%82%D8%A7%D9%8A%D8%B9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%8A%D8%A7%D9%85/preview/31084/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%8A-%D8%AF%D9%8A%D8%AC%D9%8A%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%8A/&sa=false&#!page=80 وقایع الایام شیخ عباس قمی، ۱۴ صفر].
[[رده:سال ۱۲۷ هجری قمری]]
+
[[رده:خلفای اموی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ ژوئیهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۲:۳۰

«ابواسحاق ابراهیم بن ولید» فرزند ولید بن عبدالملک و ملقب به «مَخلوع» بود، که پس از درگذشت برادرش یزید بن ولید، در ذی الحجه سال ۱۲۶ قمرى - به عنوان سیزدهمین خلیفه اموی - به خلافت رسید. کار ابراهیم در امر حکومت آشفته و نابسامان بود، و سرانجام مروان بن محمد (آخرین خلیه اموی) بر او شورید و او را از سلطنت خلع کرد. خلافت ابراهیم که مقارن با نابسامانیها و آغاز فروپاشی امویان بود،[۱] از سوی مورخان چندان با اهمیت تلقی نشده و اگرچه طبری نام او را مستقلاً در شمار خلفای اموی ذکر کرده، ولی مسعودی از او و برادرش یزید در یک جا سخن رانده است.

دوران خلافت

در برخی منابع، اولین بار از ابراهیم بن ولید، در روزگار خلافت برادرش یزید بن ولید، یاد شده است؛ گفته شده که او پس از به خلافت رسیدن یزید بن ولید، از سوی او به امارت اردن برگزیده شد. مدتی بعد، یزید برای او به عنوان ولیعهد از مردم بیعت گرفت. برخی از مورخان بر این باورند که این بیعت به سبب فشار «قدریه» که یزید از معتقدین به این فرقه بود، صورت گرفته است.[۲]

ابراهیم بن ولید پس از مرگ برادرش یزید در ذی الحجه سال ۱۲۶ هجری، به خلافت نشست. در آن هنگام میان پسرعموهاى بنى‌ امیه از تیره مروانیان بر سر تصاحب کرسى خلافت، رقابت و دشمنى سختى بود. هر کدام از آنان که از توانایى و توانمندى بیشترى برخوردار بود، خود را براى تصاحب کرسى خلافت شایسته تر مى دید و همین امر، موجب شورش و درگیرى هاى نظامى میان آنان مى گردید.

ابراهیم بن ولید که تازه به خلافت رسیده بود، رقیبان سرسختى چون مروان بن محمد معروف به «مروان حمار» داشت. به همین جهت خلافت وى از آغاز، از استحکام و اطمینان کاملى برخوردار نبود. مردم شام، وى را گاهی به خلافت و گاهى به امارت سلام می‌دادند. به گفتۀ طبری، برخی او را نه به خلافت پذیرفتند و نه به امارت.[۳]

مروان بن محمد، که در عصر خلافت یزید بن ولید شورش کرده و به سوى شام هجوم آورده بود، با یزید مصالحه کرد که حکومت تمام سرزمین‌ هایى که عبدالملک بن مروان، به پدرش محمد بن مروان سپرده بود، به او بسپارد. یزید نیز سرزمین‌ هاى جزیره (مناطق میان دجله و فرات)، ارمنستان، موصل و آذربایجان را به مروان سپرد.

مروان حمار که از قدرت بالایى برخوردار بود، پس از درگذشت یزید، خلافت برادرش ابراهیم را به رسمیت نشناخت و براى سرنگونى وى از ارمنستان به سوى شام لشکرکشى کرد.

سلیمان بن هشام از سوى ابراهیم بن ولید با صد و بیست هزار سپاهى به نبرد با مروان حمار پرداخت و مروان تنها هشتاد هزار نیروى جنگى داشت. میان دو طرف، جنگ سختى درگرفت. ولى سپاه مروان بر سپاه سلیمان بن هشام پیروز شد و تعداد هفده هزار تن از آنان را کشته و به همین مقدار اسیر گرفتند. باقیمانده سپاه سلیمان بن هشام به سوى حران، مقر خلافت ابراهیم بن ولید عقب نشینى کردند.

سپاهیان مروان حمار بر تمامى شهرها و مناطق اسلامى تسلط پیدا کرده و بر آنها، عاملانى از خود به حکومت گماشتند. مروان حمار، پیروزمندانه وارد دمشق شد و از مردم این شهر براى خویش بیعت گرفت و ابراهیم بن ولید را پس از گذشت سه ماه از خلافتش، خلع کرد. سپس به حران رفت و ابراهیم بن ولید و سلیمان بن هشام که در حران بودند، از او امان خواستند. مروان به آنان امان داد و آن دو با مروان حمار بیعت کردند. بدین ترتیب مروان بن محمد در سال ۱۲۷ قمری به عنوان آخرین خلیفه امویان، بر خلافت دست یافت و رقیب خود را از کار برکنار کرد.

ابراهیم بن ولید پس از واگذارى امر خلافت به مروان حمار، در شام زندگى مى کرد تا این که در سال ۱۳۲ قمرى با شکست مروان حمار در برابر جنبش عباسیان و سقوط شهر دمشق، وى به همراه بسیارى از امویان بدست انقلابیون عباسى کشته شد و پرونده خلافت امویان بسته گردید.[۴]

پانویس

  1. مسعودی، مروج الذهب، ج۳ ص ۲۲۰.
  2. تاریخ یعقوبی، ج۲ ص ۳۳۵.
  3. تاریخ طبری، ج۲ ص ۱۸۷۵.
  4. نک: تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج ۷، ص ۲۴۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۱۸۰.

منابع

منابع بیشتر: