مکر

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۷ نوامبر ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۱۰ توسط بهرامی (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای جدید حاوی '{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}} {{نیازمند ویرایش فنی}} __toc__ مکر در لغت ...' ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


مکر در لغت به معنای تدبیر برای ضرر رساندن[۱] یا حیله­گری در نهان آمده؛[۲] یعنی منصرف کردن غیر، از تصمیم خودش به وسیله­ی نیرنگ.[۳] معادل "مکر" در زبان فارسی فریب، نیرگ و... است.[۴]

مکر در اصطلاح علم اخلاق به معنای جستن راه­های پنهان برای اذیت رساندن به مردمان است؛ لذا رذیله­ای از رذائل قوه­ی عاقله است و جزء مهلکات بزرگ و زشت­ترین رذائل به حساب می­آید که گناه شدید و بزرگی به شمار می­رود.[۵]

ماده­ی "مکر" در قرآن کریم 43 بار به کار رفته که بیشتر موارد درباره­ی خداوند مطرح شده؛[۶] از این رو برخی برای مکر در قرآن کریم معنای تدبیر و تقدیر را ارائه داده­اند.[۷] در علم لغت واژه­ی مکر مترادف با کلماتی مانند کید و خدعه گرفته شده که در معنای پنهان­کاری مشترک هستند؛[۸] اما از وجوهی دیگر با هم تفاوت دارند:

1. کید: به معنای سعی و تلاش در ضرر رساندن به غیر به صورت حیله کردن معنا شده است.[۹] این ماده در بسیاری از موارد به معنای مکر بیان شده و 35 مرتبه در قرآن به کار رفته؛[۱۰] و تفاوتش با مکر اینست که شدیدتر از آن است.[۱۱] 2. خدعه: از ماده­ی "خدع" است به معنای وادار كردن ديگرى به كارى که او در صدد آن کار نبوده و آشكار کردن كارى بر خلاف آنچه كه پوشيده است.[۱۲] "خدعه" معنایی شبیه به معنای مکر دارد،[۱۳] که در قرآن پنج بار به­کار رفته،[۱۴] اما گستره­ی معنایی آن محدودتر از "مکر" است، به نحوی که خدعه فقط شامل مخفی کردن مواردی می­شود که از شأن آنها ظاهر بودن است؛ یعنی تنها تفاوتشان در صفت مخفی بودن گفته­ شده است.[۱۵]

مکر در قرآن

بر اساس معنایی که برای "مکر" ذکر شده، مکر جنبه ابزاری دارد و می­تواند ابزاری برای افعال خیر یا افعال شر قرار گیرد؛ از این رو مکر هم می­تواند در افعال شر و هم در افعال خیر به کار رود؛ مانند: خوراندن داروی مفید به کودک مریض به وسیله مکر.[۱۶] البته استعمال لفظ "مکر" بیشتر در موارد مذموم است، به خصوص در زبان فارسی؛[۱۷] لذا برخی مفسران تمام موارد مکر را در رابطه با افعال شر و مذموم دانسته­اند.[۱۸] در قرآن کریم مسائلی درباره­ی مکر بیان شده که با توجه به آن آیات می­توان گفت: مکر در نگاه قرآنی ابزاری برای نیت­های مذموم و نیت­های خیر به کار می­رود: «...اسْتِكْبَارًا فىِ الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّیىّ‌ِ وَ لَایحیقُ الْمَكْرُ السَّیئّ‌ُِ إِلَّا بِأَهْلِهِ»[۱۹] «...اینها همه بخاطر استكبار در زمین و نیرنگ­هاى بدشان بود؛ امّا این نیرنگ­ها تنها دامان صاحبانش را مى‌گیرد.»

در این آیه و آیات مانند آن (غافر/45 و نحل/45)، مکر با وصف "سیّئه" توصیف شده و این وصف می­رساند كه مكر از منظر قرآنی می­تواند ابزاری برای افعال شر باشد؛ و در مقابل مفهوم مخالفش این است که مکر می­تواند ابزاری برای افعال خیر نیز باشد.[۲۰] همچنین در فرازهای دیگری از آیات شریفه مکر به خدا نسبت داده شده است: «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ...»[۲۱] «و (یهود و دشمنان مسیح، براى نابودى او و آیینش،) نقشه كشیدند و خداوند (بر حفظ او و آیینش،) چاره‌جویى كرد...»

انتساب مکر به خداوند و توجه به این نکته که از خدای تبارک هیچ فعل مذمومی سر نمی­زند، روشن می­کند که قرآن کریم مکر را فقط ابزاری برای افعال شر نمی­داند؛ بلکه مکر می­تواند در دست کسانی با نیت­های پاک باشد و در افعال خیر به کار رود؛ همچنان­که می­تواند ابزاری در دست صاحبان نیت­های شوم باشد و در افعال شر به کار رود.[۲۲]

مکر خداوند

مکر درباره­ی خدا در آیات بسیاری به کار رفته و کاربرد آن در قرآن کریم مباحث بسیاری را در پی دارد که به برخی از آنها اشاره می­کنیم: 1. معنا و مفهوم مکر خدا: در معناشناختی مکر خداوند در بیان قرآنی نظریات متفاوتی از سوی مفسران ارائه شده است: برخی قائلند که مکر درباره­ی خداوند به صورت حقیقی به کار نرفته و اینکه قرآن می­فرماید: «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ...»،[۲۳] کاربرد این نوع مکر به صورت مجازی است؛ البته مجازی بودن به دو صورت توجیه شده است: اولاً.به­کارگیری مکر خدا در برابر مکر دیگران اشاره به برتر و قدرتمندتر بودن خداوند نسبت به دیگران است که به بدکاران نتیجه مکرشان را می­چشاند، نه اینکه معنای واقعی مکر اراده شده باشد.[۲۴] ثانیاً. مکر خدا تنها برای هماهنگی و تقارن در کلام است؛ مثل آیه­ی ذیل که می­فرماید: «...فَمَنِ اعْتَدى‌ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَااعْتَدى‌ عَلَيْكُم»[۲۵]‌ «...و (به طور كلّى) هر كس به شما تجاوز كرد، همانند آن بر او تعدّى كنيد!»

تعدی به مثل، تجاوز نیست؛ بلکه جزاء تعدی کننده است؛[۲۶] به عبارتی تعدی اولی ظلم است، اما دومی ظلم نیست؛ بلکه عقاب و جزاء تجاوزگران است؛[۲۷] پس "مکر" اگرچه قبیح است، اما چون خداوند به خودش نسبت داده، برای تقارن کلام بوده و مجازاتی است برای مکر کنندگان جهت عقوبت؛ بنابراین مکر حقیقی نیست، بلکه به عنوان مجاز به کار رفته است.[۲۸] این نوع تفسیر در صورتی با معنای مکر سازگاری دارد که مکر را ذاتاً مذموم فرض کنیم؛ لذا به توجیه آن می­پردازیم. بر اساس همین اندیشه درباره­ی مذموم بودن مکر، برخی انتساب مکر به خداوند را در غیر از مواردی که در قرآن به کار رفته، ناحق می­دانند.[۲۹]

پس از بیان تفاسیر ارائه شده برای آشکار شدن معنای مکر در انتساب به خداوند، به دو نوع کاربرد مکر می­پردازیم که به خدا نسبت داده شده­اند و در آیات به دو صورت ابتدایی و ثانوی به کار رفته­اند و برای هر کدام معنا و مفهوم خاص ارائه شده است:[۳۰] مکر ابتدایی: در برخی از آیات قرآن نسبت مکر به خدای تبارک به صورت ابتدایی بوده و بطور مستقیم از مکر خدا سخن به میان آمده است: «أَفَأَمِنُوا مَكْرَاللَّهِ فَلایأْمَنُ مَكْرَاللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ»[۳۱] «و آیا (آنان) از ترفند خدا ایمن شده‌اند و [حال آنكه‌] جز گروه زیانكاران از ترفند خدا ایمن نمى‌باشند؟»

مكر ابتدايى یعنی بدون اينكه بنده­ای مرتکب معصيت و مکری شود، صدورش از ناحیه­ی خداوند ممتنع است؛ اما اينكه فرمود: «هیچ احدی از عذاب الهی در امان نیست»، وجهش اینست كه ايمن بودن از مكر خدا در حقيقت خود مكرى از ناحیه­ی خداى تعالى است كه دنبالش عذاب است؛ و اینکه فرمود: «مردم ايمن از مكر خدا فقط زيانكارانند»، چون همان ايمنى‌شان نیز مكر خداست.‌[۳۲]

مکر ثانوی: در اکثر آیات مکر خدا در مرتبه­ی دوم به کار رفته؛ یعنی اول از مکر دیگران در برابر خداوند و دین خدا یاد شده، سپس در مقابل این مکر از مکر خداوند نیز یاد شده است: «إِنَّ الْمُنافِقینَ یخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‌ یراؤُنَ النَّاسَ وَ لایذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلیلاً»[۳۳] «منافقان مى‌خواهند خدا را فریب دهند؛ درحالى­كه او آنها را فریب مى‌دهد و هنگامى كه به نماز برمى‌خیزند، با كسالت برمى‌خیزند و در برابر مردم ریا مى‌كنند و خدا را جز اندكى یاد نمى‌نمایند!»

"مكر" در اصل به معنای غافل‌گير کردن شخصى و ضرر رساندن به اوست؛ اين عمل از خداوند وقتى صحيح است كه به عنوان مجازات صورت بگيرد، و از ناحیه­ای که خود فریبکار از آن غافل است، عذاب نماید؛ و همچنین خداوند سرنوشتى را براى او تنظيم می­كند كه وی با پاى خودش، درحالی­که غافل از سرنوشت خود است، بسوى عذاب الهی برود.[۳۴] بنابراین خدعه­ی منافقان همان ناتوانی، حیله­گری، کذب و نفاق است؛ اما خدعه­ی خداوند همان قدرت لایتناهی است در برابر ناتوانی آنها، صدق در جاری کردن احکام اسلام در برابر کذبشان و جزاء موافق با پنهان کاری و حال منافقان، و در آخرت نیز گرفتار عذاب دردناک می­شوند.[۳۵]

2. صفات مکر خدا: در قرآن کریم مکر خدا سریع­ترین و کارآمدترین مکرها و خداوند بهترین و برترین مکاران معرفی شده که در این بخش به بررسی برخی از این صفات می­پردازیم: «...وَاللَّهُ خَیرُ الْماكِرینَ»[۳۶] «...و خداوند، بهترین چاره‌جویان است.»

مکر خداوند در این آیه به صفت "خیر" یعنی برتر بودن متصف شده که از دو لحاظ می­توان آن را در نظر گرفت؛ هم از لحاظ نظری به این معنا که از جهت حق، صدق، صحت و روابودن كامل‌تر است؛ هم از لحاظ عملی به این معنا که از نظر قوت و قدرت برتر است. پس اینکه مکر خداوند و ماکر بودن او خیر است؛ یعنی از هر دو جنبه برتر از مکرها و ماکرهای غیر اوست.[۳۷] در آیه­ی دیگر می­فرماید: «...قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْراً»[۳۸] «...خداوند سریع­تر از شما مكر [چاره‌جویى‌] مى‌كند»

صفت دیگری که برای مکر خداوند در قرآن کریم بیان شده، سریع­تر بودن است؛ اما خدا چگونه سریع­ترین مکار است و منظور از سرعت در مکر چیست؟ مفسران در این زمینه چنین بیان کرده­اند که خداوند از اعمال و اراده­ی بندگان خود پیش از همه آگاهی دارد و نمی­توان چیزی را بر خدا مخفی کرد؛ از این رو بندگانی که در رفتار و نیت­های خود خیال می­کنند خداوند از آنها آگاهی ندارد و می­توانند درباره­ی دین خدا مکری به کار گیرند، در اشتباهند و در حقیقت به خود مکر می­زنند.بنابراین اضلال خداوند و مکر اوست که پیش از هر مکر به آنها رسیده و اینچنین سریع بودن مکر خدا معنا پیدا می­کند.[۳۹]

مکر غیر خداوند

در برابر مکر خداوند در قرآن کریم، خداوند از مکری یاد کرده که غالبا مذموم می­باشد؛ این مکر به منافقان،[۴۰] کافران،[۴۱] زنان،[۴۲] شیطان،[۴۳] دنیا[۴۴] و... نسبت داده شده است.

تبیین روانشناختی مکر مکر، رفتاری ناپسند است که خداوند مکاران را به شدت توبیخ نموده[۴۵] و در قرآن مجازاتی را برای آنها رقم زده که این مجازات نشان از ریشه داشتن این رفتار در اختیار و صفات­ روانی انسان دارد.[۴۶]

مکر زدن به خدا از نگاه قرآنی

مکر غیر خداوند در قرآن کریم در برابر حق است که گاهی در برابر خداوند بیان شده، گاهی در برابر پیامبران و گاهی در برابر مؤمنان؛ اما سؤال اینست که آیا مکر زدن به خداوند امکان دارد؟ و اگر ممکن است، منظور از آن چیست؟ جواب اینست که منظور از مکر و حیله زدن به خدا نمی­تواند به صورت واقعی باشد؛ چون در معنای مکر قید مخفی بودن و ضرر رساندن لحاظ شده؛ درحالی­که چیزی برای خداوند مخفی نیست و کسی نمی­تواند به خدا ضرر برساند؛ لذا خدعه و مکری که به خدا نسبت داده شده، به چند معنا قابیل توجیه است:[۴۷] 1. این تعبیر به اعتبار رفتار منافقان آمده، به این صورت که عمل و رفتار آنان طورى است كه اگر كسى باطن قضیه و واقع را نداند، گول می­خورد؛ با اینکه در حقیقت احدی نمی­تواند خدا را گول بزند.[۴۸] 2. مراد حقیقی از این تعبیر، مکر با پیامبر است؛ زیرا همان­طور كه اطاعت رسول خدا(ص) اطاعت خداست، نیرنگ با آن حضرت نیز نیرنگ با خداست.[۴۹]

بی تأثیری مکر در دیدگاه قرآن

مکارانی که می­خواهند مکر خود را در برابر حق به کار ببرند، از نظر بیانات و آموزه­های قرآنی شکست خوده­ هستند که ذیل دو عنوان بر اساس آیات قرآن به نوع شکست می­پردازیم: 1. بازگشت مکر به خود مکار: در آیاتی از قرآن کریم خداوند مکر و خدعه­ی مکاران را خودفریبی دانسته و بازگشت آن به خود مکار بیان نموده است: «يخُادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ مَا يخدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ»[۵۰] «با خدا و كسانى كه ايمان آورده‌اند، نيرنگ مى‌بازند، در حالى كه جز برخودشان نيرنگ نمى‌زنند و (با درك حسّى) متوجه نمى‌شوند.»

نیرنگ منافقان با خداوند و مؤمنان در حقیقت خودفریبی است. منافقان با نیرنگ خود کسی جز خود را فریب نداده و نمی­دهند و طبق آیات قرآن اثر عمل انسان، نیک باشد یا بد، به خود اوست؛[۵۱] و این نکته سرّ پنهان است در قرآن که بازگشت حیله­ی مکاران را به خودشان می­داند.[۵۲]

2. شکست مکاران در حیله و مکرشان: قرآن کریم از مکر و خدعه­ی بسیاری از مکاران یاد کرده و این مکر را شکست خورده دانسته که در مورد مکر کافران می­فرماید: «نقشه­ی كافران جز در گمراهى نيست.»[۵۳] و یا درباره­ی مکر فرعون می­فرماید: «توطئه­ی فرعون (و همفكران او) جز به نابودى نمى‌انجامد!».[۵۴] دلیل شکست مکاران در برابر حق این است که خداوند عالم و محیط بر همه چیز است و مکر و نیرنگ در برابر چنین شخصی امکان ندارد: «وَ قَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَ عِندَاللَّهِ مَكْرُهُمْ وَ إِن كاَنَ مَكْرُهُمْ لِتزَولَ مِنْهُ الجبَالُ»[۵۵] «و بيقين [با] فريب­كاريشان فريب­كارى كردند و فريب­كاريشان نزد خدا (آشكار) است و اگرچه فريبشان (چنان باشد كه) از آن كوه‌ها از جا كنده شود!»

حیله­گران هر چه در برابر خداوند نقشه بکشند و حیله کنند، نقشه­هایشان نقش بر آب می­شود؛ چون گرچه مکاران حیله­هایشان را پنهان می­دارند؛ اما برای خداوند چیزی مخفی نیست، بلکه کاملاً آشکار بوده و خداوند از آن آگاه است./ .[۵۶]

پانویس

  1. ↑ مصطفوى، حسن‌؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم‌، تهران‌، بنگاه ترجمه و نشر كتاب‌، 1360ش‌، ج‌11، ص143.
  2. ↑ ابن منظور، محمد بن مكرم‌؛ لسان العرب‌، بیروت‌، دار صادر، 1414ق‌، چاپ سوم، ج‌5، ص183.
  3. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‌، بیروت‌، دارالعلم الدارالشامیة، 1412ق‌، چاپ اول، ص772.
  4. ↑ مهیار، رضا؛ فرهنگ ابجدى عربى- فارسى‌، بی­تا، بی­جا، ص855 و دهخدا، علی­اکبر؛ لغت­نامه­ی دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، بهار 1373ش، چاپ اول، ج13، ص18891.
  5. ↑ نراقی، مولی مهدی؛ جامع السعادات، ترجمه سید جلال­الدین مجتبوی، تهران، حکمت، 1370ش، چاپ چهارم، ص246.
  6. ↑ آل عمران/54، انفال/30، اعراف/99، یونس/21 و...
  7. ↑ قرشى، سید على­اكبر؛ قاموس قرآن‌، تهران‌، دارالكتب الإسلامیة، 1371ش‌، چاپ ششم‌، ج‌6، ص265.
  8. ↑ مصطفوى، حسن‌؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، ج‌11، ص143.
  9. ↑ طریحی، فخرالدین؛ مجمع البحرين، تحقیق سیداحمد حسینی، تهران، کتابفروشی مرتضوی، 1375ش، چاپ سوم، ج‌3، ص139.
  10. ↑ آل عمران/120، نساء/76 و...
  11. ↑ عسکری، ابی­هلال؛ معجم الفروق اللغویه، قم، اسلامی، 1412ق. چاپ اول، ص508.
  12. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‌، ص276.
  13. ↑ لسان العرب، ج‌8، ص63.
  14. ↑ . بقرة/9، نساء/142 و أنفال/62.
  15. ↑ فراهیدى، خلیل بن احمد؛ كتاب العین‌، قم‌، هجرت‌، 1410ق،‌ چاپ دوم، ج‌5، ص370.
  16. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ کرانه سعادت، ترجمه سیدمهدی شمس­الدین، قم، مترجم، چاپ اول، 1376ش، ص213.
  17. ↑ مكارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه‌، تهران‌، دارالكتب الإسلامیة، 1374ش‌، چاپ اول، ج‌2، ص566.
  18. ↑ ابن عاشور، محمد بن طاهر؛ التحریر و التنویر، بی­تا، بی­جا، ج‌22، ص185.
  19. ↑ فاطر/43.
  20. ↑ قاموس قرآن، ج‌6، ص265.
  21. ↑ آل عمران/54.
  22. ↑ فضل الله، سید محمد حسین‌؛ تفسیر من وحى القرآن‌، بیروت، دارالملاك، 1419ق‌، چاپ: دوم، ج‌6، ص: 46.
  23. ↑ آل عمران/54.
  24. ↑ دروزة، محمد عزت‌؛ التفسیر الحدیث‌، قاهره‌، دار إحیاء الكتب العربیة، 1383ق‌، ج‌2، ص435.
  25. ↑ بقره/194.
  26. ↑ طوسى، محمد بن حسن؛‌ التبیان فى تفسیر القرآن،‌ بیروت، دار احیاء التراث العربى،‌ بی­تا، ج‌2، ص476.
  27. ↑ لسان العرب، ج‌5، ص183.
  28. ↑ التبیان فى تفسیر القرآن،‌ ج‌2، ص476 و لسان العرب، ج‌5، ص183.
  29. ↑ کرانه سعادت، ص214 – 215.
  30. ↑ خدایاری، ناصر؛ و مرادی صادق؛ نگرشی بر اخلاق از دیدگاه قرآن، تبریز، سالار، 1379ش، ص372.
  31. ↑ أعراف/99.
  32. ↑ طباطبایى(علامه)، سیدمحمدحسین؛‌ المیزان فى تفسیر القرآن، قم‌، جامعه‌ى مدرسین حوزه علمیه قم، ‌1417ق،‌ چاپ پنجم، ج‌8، ص202.
  33. ↑ نساء/142.
  34. ↑ المیزان فى تفسیر القرآن، ج‌8، ص202.
  35. ↑ صادقى تهرانى، محمد؛ الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن‌، قم، فرهنگ اسلامى‌، 1365ش‌، چاپ دوم، ج1، ص191 و 192.
  36. ↑ آل‌عمران/54 و أنفال/30.
  37. ↑ جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر تسنیم، قم، اسراء، 1378ش، چاپ اول، ج14، ص381.
  38. ↑ یونس/21.
  39. ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌10، ص36، تفسیر من وحى القرآن‌، ج‌13، ص127 و زحیلى، وهبة بن مصطفى؛ التفسیر المنیر فى العقیدة و الشریعة و المنهج،‌ بیروت، دارالفكر المعاصر، 1418ق‌، چاپ دوم‌، ج‌13، ص193.
  40. ↑ نساء/142.
  41. ↑ رعد/33.
  42. ↑ یوسف/31.
  43. ↑ نساء/120.
  44. ↑ لقمان/33.
  45. ↑ «وَ إِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتهمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فىِ ءَايَاتِنَا: هنگامى كه به مردم، پس از ناراحتى كه به آنها رسيده است، رحمتى بچشانيم، در آيات ما نيرنگ مى‌كنند.» یونس/21.
  46. ↑ اژه­ای، جواد؛ انسان در قرآن از دیدگاه فردی و اجتماعی، مجله روانشناسی و علوم تربیتی، شماره 3و4، 1385ش، ص11.
  47. ↑ تفسیر تسنیم، ج2، ص253 – 254.
  48. ↑ مجمع البیان فى تفسیر القرآن‌، ج‌1، ص134.
  49. ↑ تفسیر تسنیم، ج2، ص254.
  50. ↑ بقره/9.
  51. ↑ اسراء/7.
  52. ↑ تفسير تسنيم، ج2، ص 254.
  53. ↑ غافر/25.
  54. ↑ غافر/37.
  55. ↑ ابراهیم/46.
  56. ↑ جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم (وحی و نبوت در قرآن)، قم، اسراء، 1381ش، چاپ اول، ج3، ص136.

منابع

مکر، روح الله رضایی، سایت پژوهشکده باقر العلوم(ع)(بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی) تاریخ بازیابی : 20 اردیبهشت 1391 .

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه