ضمان درک: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
==معنای درک==
+
'''«ضمان دَرَک»''' در اصطلاح حقوقی به معنای مسئولیت هر یک از فروشنده و مشتری نسبت به مستحق‌للغیر درآمدن مبیع و ثمن است؛ به عبارت دیگر، مبیع یا ثمن، ملک شخص دیگری باشد و او معامله را تنفیذ نکند. در این صورت، هر یک از فروشنده و مشتری ضامن بوده و ملزم به بازگرداندن ثمن به طرف مقابل می‌باشد. مبنای «ضمان درک» «[[قاعده اکل مال به باطل|اکل مال به باطل]]» است.
  
درک به معنی جبران کردن و در معنی دیگر فساد و ظلمت به کار می رود.
+
==مفهوم‌شناسی==
  
خود عقد بیع، بایع را ضامن درک مبیع و مشتری را ضامن درک ثمن قرار می دهد. ضمان درک ثمن و مبیع ناشی از عقد بیع است. ضمان معاوضی است چون عقد بیع یک عقد معاوضی است. ضمان درک ویژه بیع هم نیست ویژه هر عقد معاوضی هم است. در هر عقد معاوضی طرفین معاوضه ضامن درک مالی هستند که به دیگری می دهند.
+
«دَرَک» در لغت به معانی ذیل آمده است: نهایت گودی، جبران کردن، فساد و ظلمت، آن‌چه که بعد از چیزی پدید آید، سند و مدرکی که پس از فروش ملک در دست کسی دیگر پیدا شود که به موجب آن ادعای مالکیت کند. «ضمان» در اینجا به معنی تعهد و مسئولیت است. یعنی بایع تعهد دارد در برابر هر مشکلی که در مبیع وجود دارد ضامن شود.  
 
+
==نکات مهم==
+
در عقد بیع، فروشنده و مشتری موظف هستند که مبیع (کالای فروخته‌شده) و ثمن (بهای معامله) را در حالتی به یکدیگر تسلیم کنند که مالیکت آن به شخص ثالثی تعلق نداشته باشد یا این‌که از طرف مالک نمایندگی و اذن داشته باشند. حال اگر مالکیت مبیع و ثمن متعلق به شخص دیگری به غیر از بایع و مشتری باشد، در این صورت «ضمان درک» محقق شده و بایع و مشتری نسبت به یکدیگر مسئولیت دارند. خود عقد بیع، بایع را ضامن درک مبیع و مشتری را ضامن درک ثمن قرار می دهد.
 
 
1) ضمان درک ناشی از خود عقد و معاوضه است و کسی دراینجا ضامن نمی شود.
 
 
 
2) ضمان درک ویژه بیع هم نیست و در هر عقد معاوضی جریان دارد.
 
 
 
3) منحصر در بحث استحقاق هم نیست.
 
 
 
4) با ضمان عهده فرق می کند.
 
  
==ضمان درک قابل اسقاط نیست==
+
‌بنابراین، «ضمان درک» عبارت از مسئولیت هر یک از بایع و مشتری نسبت به مستحق للغیر درآمدن مبیع و ثمن است؛ مثلاً اگر شخصی خودرویی را بفروشد و پس از عقد معلوم شود که مبیع متعلق به دیگری بوده است و فروشنده نیز حق فروش نداشته است، بایع را ضامن درک مبیع می‌نامند. که در این صورت مشتری می‌تواند برای استرداد ثمن به بایع مراجعه نماید. همچنین در صورتی که ثمن مال دیگری باشد، خریدار ضامن درک ثمن خواهد بود. در این خصوص، ماده ۳۹۰ قانون مدنی مقرر می دارد: «اگر بعد از قبض ثمن، مبیع کلاً یا جزءاً‌ مستحق للغیر درآید، بایع ضامن است، اگر چه تصریح به ضمان نشده باشد». بنابراین اگر مبیع مستحق للغیر باشد، بایع ملزم به بازگرداندن ثمن به مشتری است و از طرف دیگر، اگر ثمن مستحق للغیر باشد، مشتری ملزم به بازگرداندن مبیع به بایع می باشد. 
  
بعضی فقها می گویند ضمان درک را نمی توان اسقاط کرد.
+
مطابق ماده ۳۹۱ قانون مدنی: «در صورت مستحق‌ للغیر برآمدن کل یا بعض از مبیع، بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشتری به وجود فساد، بایع باید‌ از عهده غرامات وارده بر مشتری نیز برآید.» بر اساس ماده فوق، زمانی شخص می تواند مطالبه خسارت کند که از مستحق للغیر بودن مال بی اطلاع باشد. به عبارتی اگر خریدار بداند که مال مستحق للغیر است، خسارت های وارده را نمی تواند که مطالبه کند.  
  
درک در ضمان درک مبیع به معنای فساد و ظلمت است.
+
می‌توان گفت که مبنای ضمان درک، [[قاعده اکل مال به باطل|اکل مال به باطل]] یا دارا شدن بلاجهت و غیر عادلانه است و منشاء ضمان نیز ناشی از بطلان عقد بیع است، نه این‌که از آثار بیع باشد.
  
==اقسام ضمان درک==
+
==شرایط تحقق ضمان درک==
  
ضمان درک ثمن:
+
اولین شرط تحقق ضمان درک، وقوع بیع فضولی است، یعنی شخصی با مال دیگری معامله ای را انجام دهد بدون این که آن حق را داشته باشد. بیع فضولی از انواع بیع غیر نافذ است، یعنی اگر صاحب مال این معامله را تایید کند، بیع صحیح بوده و آثار عقد بر آن مترتب می شود. ولی اگر صاحب مال، معامله را رد کند، آن معامله باطل می شود. بنابراین عدم تنفیذ مالک را باید از جمله شرایط لازم برای تحقق ضمان درک مبیع و ثمن دانست. در واقع پس از عدم تایید معامله از سوی مالک، فروشنده ملزم به رد ثمن به خریدار می شود. ولی اگر مبیع مستحق للغیر نباشد، بیع باطل نبوده و ضمان درک نیز به وجود نمی‌آید.
  
مسئولیت مشتری از خسارات ناشی از درک ثمن به بایع. (ماده 362ق.م)
+
همچنین ایجاد ضمان درک موکول به آن است که ثمن به بایع داده شده باشد. پس چنانچه خریدار هنوز ثمن را نپرداخته باشد، ضمان درک به وجود نمی آید و تعهد خریدار به تأدیه ثمن ساقط می گردد. از طرفی دیگر ایجاد مسئولیت برای بایع، منوط به قبض مبیع توسط مشتری نیست.
  
ضمان درک مبیع:
+
==شرط خلاف ضمان درک در قرارداد==
 +
گاهی اوقات در برخی از قراردادها، مشاهده می شود که طرفین بر خلاف شرط ضمان درک، با یکدیگر توافق می کنند. منظور از شرط خلاف ضمان درک این است که طرفین در ضمن قرارداد این شرط را می گذارند که شخص صرفا نسبت به بخشی از خسارات مسئولیت داشته باشد.
  
مسئولیت بایع از خسارات ناشی از درک مبیع به مشتری.
+
یا این که توافق می کنند اگر مبیع یا ثمن مستحق للغیر درآمد، هیچ مسئولیتی در این خصوص نداشته باشند. به عنوان مثال طرفین شرط می کنند که در صورت مستحق للغیر در آمدن مبیع، بایع فقط مکلف به رد ثمن است و مسئولیتی در پرداخت غرامت یا خسارت نخواهد داشت.  
  
بایع ضامن درک مبیع: متعهد است ناشی از خسارات درک مبیع.
+
یکی دیگر از مصادیق شرط خلاف ضمان درک هم این است که در صورت مستحق للغیر درآمدن مبیع یا ثمن، طرفین باید به قیمت روز مبیع یا ثمن را به یکدیگر پرداخت کنند، یا آنکه علاوه بر استرداد ثمن، مبلغی را باید به عنوان وجه التزام پرداخت کنند.
  
ضمان دراینجا به معنی تعهد و مسئولیت است.
+
حال در پاسخ به این سوال که آیا شروط فوق صحیح می باشند یا خیر باید گفت که این مسئله بین حقوق دانان اختلافی است. عده ای از حقوق دانان اعتقاد به باطل بودن این شرط دارند و عده ای دیگر شرط عدم مسئولیت بایع در خصوص مستحق للغیر بودن مبیع، را جز شروط صحیح می دانند. در واقع نظر صحیح تر این است که شروط فوق برخلاف مقتضای ذات بیع و یا قوانین آمره نیست، زیرا قواعد مربوط به ضمان درک امری نبوده و تکمیلی است؛ به همین خاطر می توان بر خلاف آن توافق نمود. البته در این مورد باید توجه نمود که اگر بایع از عدم مالکیت خود آگاه باشد، این شرط اعتباری نداشته و باطل است.
 
 
یعنی بایع تعهد دارد در برابر هر مشکلی که در مبیع وجود دارد ضامن شود. مثلا بایع خانه را به من فروخته است، بعدا معلوم می شود که این خانه متعلق به دیگری است دراینجا بایع ضامن است.
 
 
 
==خسارات وارده مشتری از ناحیه درک مبیع==
 
 
 
1) ثمن
 
 
 
2) اجرت منافع مستوفات
 
 
 
3) اجرت منافع غیرمستوفات
 
 
 
4) هزینه ها
 
 
 
در ضمان درک مبیع فقها می گویند که مشتری حق دارد تمام ثمن را از بایع بگیرد. در مورد اجرت منافع غیرمستوفات و هزینه ها شرط دارد، اگر مشتری نمی دانست که فضولی نیست و مالک نیست(جهل مشتری به فضولی) اما در صورتی که می دانست بر اساس قاعده اقدام هیچ دو مورد بالا را نمی تواند بگیرد.
 
 
 
مورد سوم و چهارم در فقه غرامت نامیده می شود. غرامت ضرری است که بدون هیچ امکان مقابلی (نفعی، سودی) بر انسان وارد می شود. یکی از مصادیق غرامت تاوان است. پس در حقیقت بایع ضامن خسارات و غرامت هایی است که از ناحیه درک مبیع به مشتری وارد شده است. بایع متعهد است تمام خسارات ناشی از مشکل دار بودن مبیع را به مشتری پرداخت کند.
 
 
 
مشتری ضامن درک ثمن است و بایع ضامن درک مبیع است.
 
 
 
در برابر مالک خریدار(مشتری) هیچ حقی ندارد. مشتری حق دارد خسارات وارده را از بایع بگیرد و بایع متعهد است که این خسارات را بپردازد.
 
 
 
ضمان عهده ثمن: شخص ثالث ثمن را بر عهده بگیرد. در ضمان عهده ضمان ثمن یک نوع تضمین است. اول اینکه این ضمان با ضمان درک فرق می کند. منظور از ضمان عهده ضمان قراردادی است. این نوع ضمان، ضامن مضمون له، مضمون عنه و مضمون به دارد. در ضمان عهده متعهد شخص ثالث است. دراینجا عهده ضمان نقدی است. مضمون له(مشتری)، مضمون عنه(بایع)، ضامن(شخص ثالث) و ثمن مضمون به است.  
 
 
 
ضمان عهده ثمن یعنی شخص ثالثی(ضامن) از طرف بایع(مضمون عنه) به سود مشتری(مضمون له) تعهد می کند رد ثمن را به مشتری در صورت مشکل دار بودن مبیع و نیاز به رد ثمن تعهد می کند.
 
 
 
ضمان عهده مبیع: مضمون عنه مشتری است و مضمون به مبیع است و مضمون له بایع است.
 
 
 
خود درک مبیع می تواند موضوع ضمان عهده واقع شود. تفاوت این دو اساساً این است که درک مبیع خود می تواند موضوع ضمان عهده قرار گیرد یا تمامش یا بخشی از آن. در ضمان عهده ثمن در حقیقت بخشی از درک مبیع وارد بحث می شود. ضمان عهده یعنی شخص ثالثی تعهد می کند.
 
 
 
اگر شخص ثالثی از طرف بایع و به سود مشتری رد ثمن را بر عهده بگیرد.
 
 
 
ضمان عهده صحیح است در هرجاییکه بیع از اساس باطل شود در صورت استحقاق. مثل مستحق للغیر درآمدن مبیع.
 
 
 
درهرجاییکه بیع از اثنی باطل شود نه از اساس، این ضمان، ضمان مالم یجب است و باطل است.
 
 
 
چون اقاله (فسخ بیع از طریق خیارات و باطل شدن وکالت در صورت فوت موکل) پس از عقد ضمان عهده بیع را باطل می کند و در اثنی عقد را باطل می کند این مصداق ضمان مالم یجب است و باطل است. ضمان عهده اگر قبل از ثبوت دین باشد مصداق ضمان مالم یجب است.
 
 
 
در فقه ثمن می تواند کالا باشد. حال وقتی هر دو کالا باشند کدام ثمن و کدام مبیع است. بعت هذا بهذا. دومی ثمن می شود. در عربی هر اسمی که ب بر سرش بیاید ثمن می شود. اگر بگویم یخچال(مبیع) را به جاروبرقی(ثمن) فروختم. این عقد معاوضی است. معاوضه و بیع دو اثر متفاوت دارند: اگر بیع باشد اخذ به شفعه و خیارات به وجود می آید. اگر بیع نباشد، شفعه و خیارات نیز وجود ندارد.
 
 
 
مستحق للغیر یعنی حق دیگری بودن(درآمدن، ماده 391ق.م) .
 
 
 
==شرایط بطلان بیع به واسطه ی استحقاق==
 
 
 
سه مورد باید با هم باشند:
 
 
 
1) مبیع فردی(جزئی) یا معین باشد. کلی نباشد.
 
 
 
2) مالک بیع را رد کند، مالک اجازه بیع را ندهد.
 
 
 
3) در صورتی حق رجوع دارد، مشتری به ضامن عهده که ثمن توسط بایع قبض داده شود.
 
 
 
رد و اجازه اثر قهقرایی دارند و کاشف هستند و نمی توانند مسبوق به هم باشند.
 
 
 
منظور از ضمان عهده، ضمان قراردادی است و منظور از ضمان درک ضمان معاوضی است. به مسامحه ضمان قهری نیز نامیده می شود. 
 
 
 
 
 
==منبع==
 
 
ستار شیروئی ، ضمان درک
 
 
[http://nashreedalat.ir/maghalat-hoghoghe/hoghogh-madani/1219-پیرامون-ضمان-درک.html سایت حقوقی نشر عدالت]
 
  
[[رده: حقوق]]
+
==منابع==
 +
*[https://www.heyvalaw.com/web/articles/view/6130/%D8%B6%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%B9-%D9%88-%D8%AB%D9%85%D9%86.html "ضمان درک مبیع و ثمن"، مشاوره حقوقی دینا].
 +
*"ضمان درک"، سایت پژوهه.   
 +
*[https://lawgostar.com/z-darak/ "ضمان درک چیست و چه آثاری دارد؟"، پایگاه حقوق گستر].
 +
[[رده:حقوق جزایی]][[رده:احکام اقتصادی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۴۸

«ضمان دَرَک» در اصطلاح حقوقی به معنای مسئولیت هر یک از فروشنده و مشتری نسبت به مستحق‌للغیر درآمدن مبیع و ثمن است؛ به عبارت دیگر، مبیع یا ثمن، ملک شخص دیگری باشد و او معامله را تنفیذ نکند. در این صورت، هر یک از فروشنده و مشتری ضامن بوده و ملزم به بازگرداندن ثمن به طرف مقابل می‌باشد. مبنای «ضمان درک» «اکل مال به باطل» است.

مفهوم‌شناسی

«دَرَک» در لغت به معانی ذیل آمده است: نهایت گودی، جبران کردن، فساد و ظلمت، آن‌چه که بعد از چیزی پدید آید، سند و مدرکی که پس از فروش ملک در دست کسی دیگر پیدا شود که به موجب آن ادعای مالکیت کند. «ضمان» در اینجا به معنی تعهد و مسئولیت است. یعنی بایع تعهد دارد در برابر هر مشکلی که در مبیع وجود دارد ضامن شود.

در عقد بیع، فروشنده و مشتری موظف هستند که مبیع (کالای فروخته‌شده) و ثمن (بهای معامله) را در حالتی به یکدیگر تسلیم کنند که مالیکت آن به شخص ثالثی تعلق نداشته باشد یا این‌که از طرف مالک نمایندگی و اذن داشته باشند. حال اگر مالکیت مبیع و ثمن متعلق به شخص دیگری به غیر از بایع و مشتری باشد، در این صورت «ضمان درک» محقق شده و بایع و مشتری نسبت به یکدیگر مسئولیت دارند. خود عقد بیع، بایع را ضامن درک مبیع و مشتری را ضامن درک ثمن قرار می دهد.

‌بنابراین، «ضمان درک» عبارت از مسئولیت هر یک از بایع و مشتری نسبت به مستحق للغیر درآمدن مبیع و ثمن است؛ مثلاً اگر شخصی خودرویی را بفروشد و پس از عقد معلوم شود که مبیع متعلق به دیگری بوده است و فروشنده نیز حق فروش نداشته است، بایع را ضامن درک مبیع می‌نامند. که در این صورت مشتری می‌تواند برای استرداد ثمن به بایع مراجعه نماید. همچنین در صورتی که ثمن مال دیگری باشد، خریدار ضامن درک ثمن خواهد بود. در این خصوص، ماده ۳۹۰ قانون مدنی مقرر می دارد: «اگر بعد از قبض ثمن، مبیع کلاً یا جزءاً‌ مستحق للغیر درآید، بایع ضامن است، اگر چه تصریح به ضمان نشده باشد». بنابراین اگر مبیع مستحق للغیر باشد، بایع ملزم به بازگرداندن ثمن به مشتری است و از طرف دیگر، اگر ثمن مستحق للغیر باشد، مشتری ملزم به بازگرداندن مبیع به بایع می باشد.

مطابق ماده ۳۹۱ قانون مدنی: «در صورت مستحق‌ للغیر برآمدن کل یا بعض از مبیع، بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشتری به وجود فساد، بایع باید‌ از عهده غرامات وارده بر مشتری نیز برآید.» بر اساس ماده فوق، زمانی شخص می تواند مطالبه خسارت کند که از مستحق للغیر بودن مال بی اطلاع باشد. به عبارتی اگر خریدار بداند که مال مستحق للغیر است، خسارت های وارده را نمی تواند که مطالبه کند.

می‌توان گفت که مبنای ضمان درک، اکل مال به باطل یا دارا شدن بلاجهت و غیر عادلانه است و منشاء ضمان نیز ناشی از بطلان عقد بیع است، نه این‌که از آثار بیع باشد.

شرایط تحقق ضمان درک

اولین شرط تحقق ضمان درک، وقوع بیع فضولی است، یعنی شخصی با مال دیگری معامله ای را انجام دهد بدون این که آن حق را داشته باشد. بیع فضولی از انواع بیع غیر نافذ است، یعنی اگر صاحب مال این معامله را تایید کند، بیع صحیح بوده و آثار عقد بر آن مترتب می شود. ولی اگر صاحب مال، معامله را رد کند، آن معامله باطل می شود. بنابراین عدم تنفیذ مالک را باید از جمله شرایط لازم برای تحقق ضمان درک مبیع و ثمن دانست. در واقع پس از عدم تایید معامله از سوی مالک، فروشنده ملزم به رد ثمن به خریدار می شود. ولی اگر مبیع مستحق للغیر نباشد، بیع باطل نبوده و ضمان درک نیز به وجود نمی‌آید.

همچنین ایجاد ضمان درک موکول به آن است که ثمن به بایع داده شده باشد. پس چنانچه خریدار هنوز ثمن را نپرداخته باشد، ضمان درک به وجود نمی آید و تعهد خریدار به تأدیه ثمن ساقط می گردد. از طرفی دیگر ایجاد مسئولیت برای بایع، منوط به قبض مبیع توسط مشتری نیست.

شرط خلاف ضمان درک در قرارداد

گاهی اوقات در برخی از قراردادها، مشاهده می شود که طرفین بر خلاف شرط ضمان درک، با یکدیگر توافق می کنند. منظور از شرط خلاف ضمان درک این است که طرفین در ضمن قرارداد این شرط را می گذارند که شخص صرفا نسبت به بخشی از خسارات مسئولیت داشته باشد.

یا این که توافق می کنند اگر مبیع یا ثمن مستحق للغیر درآمد، هیچ مسئولیتی در این خصوص نداشته باشند. به عنوان مثال طرفین شرط می کنند که در صورت مستحق للغیر در آمدن مبیع، بایع فقط مکلف به رد ثمن است و مسئولیتی در پرداخت غرامت یا خسارت نخواهد داشت.

یکی دیگر از مصادیق شرط خلاف ضمان درک هم این است که در صورت مستحق للغیر درآمدن مبیع یا ثمن، طرفین باید به قیمت روز مبیع یا ثمن را به یکدیگر پرداخت کنند، یا آنکه علاوه بر استرداد ثمن، مبلغی را باید به عنوان وجه التزام پرداخت کنند.

حال در پاسخ به این سوال که آیا شروط فوق صحیح می باشند یا خیر باید گفت که این مسئله بین حقوق دانان اختلافی است. عده ای از حقوق دانان اعتقاد به باطل بودن این شرط دارند و عده ای دیگر شرط عدم مسئولیت بایع در خصوص مستحق للغیر بودن مبیع، را جز شروط صحیح می دانند. در واقع نظر صحیح تر این است که شروط فوق برخلاف مقتضای ذات بیع و یا قوانین آمره نیست، زیرا قواعد مربوط به ضمان درک امری نبوده و تکمیلی است؛ به همین خاطر می توان بر خلاف آن توافق نمود. البته در این مورد باید توجه نمود که اگر بایع از عدم مالکیت خود آگاه باشد، این شرط اعتباری نداشته و باطل است.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه