عين ابى نيزر: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{خوب}}
 
{{خوب}}
«ابونیزر» پسر «نجاشى» پادشاه [[حبشه]] بود. وى در خردسالى به [[اسلام]] گرایش پیدا کرد و حضور [[پیامبر اسلام|پیامبر خدا]] صلى الله علیه و آله رسید و تا هنگام رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله در خانه آن حضرت بود و سپس به خانه [[حضرت فاطمه]] علیهاالسلام آمد و با فرزندان آن بزرگوار بسر برد.
+
'''«عَین أبی‌نَیزَر»''' نام چشمه‌ای در منطقه «يَنبُع النخل» در اطراف [[مدینه]] است، که [[امام علی]] علیه‌السلام آن را حفر نمود و به عنوان [[صدقه]] برای فقرای اهل مدینه قرار داد.
  
ابونیزر گوید: روزى من در '''«عین ابى نیزر»''' و «بغیبغه» مشغول حفارى بودم، [[امام علی علیه السلام|على بن ابى‌طالب]] علیه‌السلام آمد و از من پرسید: غذایى دارى؟ عرض کردم: غذایى است که آن را شایسته امیرمؤمنان نمى دانم. حضرت فرمود: بیاور. آن را خدمت ایشان بردم.  
+
گفته شده «ابونَیزَر» پسر «نجاشى» پادشاه معروف [[حبشه]] بود، که در خردسالى به [[اسلام]] گرایش پیدا کرد و حضور [[پیامبر اسلام|پیامبر خدا]] صلى الله علیه وآله رسید و تا هنگام [[رحلت پیامبر اسلام]] در خانه آن حضرت بود و سپس به خانه [[حضرت علی]] و [[حضرت فاطمه]] علیهماالسلام آمد و با فرزندان آن دو بزرگوار بسر برد.<ref>الكامل فی اللغة والأدب، ابوالعباس مبرّد، ج۳ ص۱۵۳.</ref>
  
آن حضرت پس از صرف غذا، بیل را بدست گرفت و داخل چاه رفت و بیل مى زد ولى به آب نمى رسید، از آنجا خارج شد. عرق هاى پیشانى را پاک کرد. دوباره به آنجا بازگشت و مشغول به بیل زدن و حفارى شد. یکباره آب به حجم گردن شترى از چشمه جوشید. على علیه‌السلام به سرعت بیرون آمد و فرمود: خدا را گواه مى گیرم که این چشمه [[صدقه]] است.
+
در کتاب «الكامل فی اللغة والأدب»، [[ابوالعباس مبرد]] آمده است: محمد بن هشام به سند خود از ابونیزر نقل می کند: روزى من در دو مزرعه '''«عین ابى نَیزر»''' و «بُغَیبِغَه» مشغول کار بودم، [[امام علی علیه السلام|على بن ابى‌طالب]] علیه‌السلام آمد و از من پرسید: غذایى دارى؟ عرض کردم: غذایى است که آن را شایسته امیرمؤمنان نمى دانم. حضرت فرمود: بیاور. آن را خدمت ایشان بردم. آن حضرت پس از صرف غذا، بیل را بدست گرفت و داخل چاه رفت و بیل مى زد ولى به آب نمى رسید، از آنجا خارج شد و عرق هاى پیشانى را پاک کرد. دوباره به آنجا بازگشت و مشغول به بیل زدن و حفارى شد. یکباره آب به حجم گردن شترى از چشمه جوشید. على علیه‌السلام به سرعت بیرون آمد و فرمود: خدا را گواه مى گیرم که این چشمه [[صدقه]] است.
  
سپس درخواست قلم و کاغذ کرد، من به سرعت آن را حاضر کردم و حضرت نوشت: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، هذا ما تصدّق به عبداللّه علیّ أمیرالمؤمنین، تصدّق بالضّیعتین المعروفتین، بعین أبی نیزر و البغیبغة على فقراء أهل المدینة و ابن السّبیل لیقی اللّه بهما وجهه حرّ النّار یوم القیامة لا تباعا و لا توهبا حتّى یرثهما اللّه و هو خیر الوارثین...»؛ «به نام خداى رحمان و رحیم، این وقفنامه بنده خدا، امیرمؤمنان على، در مورد دو چشمه ابى‌نیزر و بغیبغه است براى مستمندان [[مدینه]] و مسافران درمانده تا بدین وسیله خود را از حرارت آتش [[جهنم]] در روز رستاخیز مصون دارد. این دو چشمه را نه کسى مى تواند بفروشد و نه هبه کند تا این که خداوند آن را به ارث برد و خدا بهترین وارثان است».<ref> مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۶۲؛ یاقوت، ج ۴، صص ۱۷۵ و ۱۷۶.</ref>
+
سپس درخواست قلم و کاغذ کرد، من آن را حاضر کردم و حضرت چنین نوشت: «بسمِ اللّه الرّحمنِ الرّحيمِ، هذا ما تَصَدَّقَ بهِ عبدُاللّه  عليٌّ أميرُالمؤمنينَ، تَصَدَّقَ بِالضَّيعَتَينِ المَعروفَتَينِ بِعَينِ أبي نَيزَرٍ و البُغَيْبِغَةِ على فُقَراءِ أهلِ المَدينَةِ و ابنِ السَّبيلِ، لِيَقيَ اللّه بِهِما وَجهَهُ حَرَّ النّارِ يَومَ القِيامَةِ، لا تُباعا و لا تُوهَبا حتّى يَرِثَهُما اللّه و هُو خَيرُ الوارِثينَ، إلاّ أن يَحتاجَ إلَيهِما الحَسَنُ أو الحُسَينُ فهُما طِلْقٌ لَهُما، و لَيسَ لأحَدٍ غَيرِهِما»؛ «به نام خداى رحمان و رحیم، این وقفنامه بنده خدا، امیرمؤمنان على، در مورد دو چشمه ابى‌نیزر و بغیبغه است براى مستمندان [[مدینه]] و مسافران درمانده تا بدین وسیله خود را از حرارت آتش [[جهنم]] در روز رستاخیز مصون دارد. این دو چشمه را نه کسى مى تواند بفروشد و نه هبه کند تا این که خداوند آن را به ارث برد و خدا بهترین وارثان است. مگر اينكه [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسين]] (عليهماالسلام) به آنها احتياج پيدا كنند كه در اين صورت در اختيار آنان مى باشد و جز اين دو، براى كس ديگرى نمى باشد».<ref>الكامل فی اللغة والأدب، ابوالعباس مبرّد، ج۳ ص۱۵۳؛ معجم البلدان، یاقوت حموی، ج ۴، صص ۱۷۵-۱۷۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۶۲.</ref>
  
 
شاید دلیل نامگذارى این چشمه به «ابى‌نیزر» به خاطر قدردانى از تلاش مقدماتى او در حفر این چاه بوده است.
 
شاید دلیل نامگذارى این چشمه به «ابى‌نیزر» به خاطر قدردانى از تلاش مقدماتى او در حفر این چاه بوده است.
  
 +
همچنین محمد بن هشام مى گويد: [[امام حسین|حسين]] (عليه السلام) قرضى داشت و [[معاويه]] دويست هزار دينار براى او فرستاد تا چشمه ابى نيزر از او بخرد، اما حسين (ع) از فروختن آن امتناع ورزيد و فرمود: آن را پدرم صدقه قرار داده است تا بدان وسيله خداوند چهره او را از گرماى آتش نگه دارد و من آن را به هيچ قيمتى نمى فروشم.<ref>الكامل فی اللغة والأدب، ابوالعباس مبرّد، ج۳ ص۱۵۳.</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
سطر ۱۵: سطر ۱۶:
 
==منابع==
 
==منابع==
  
* محمد محمدحسن شرّاب، ترجمه حمیدرضا شیخی؛ فرهنگ اعلام جغرافیایى، تاریخى در حدیث و سیره نبوى. (مطلب نقل شده از جمله اضافات محمدرضا نعمتى بر این کتاب است)
+
*[https://shamela.ws/book/8505/977 الكامل للمبرّد، پایگاه المكتبة الشاملة].
 
+
*فرهنگ اعلام جغرافیایى، تاریخى در حدیث و سیره نبوى، محمد محمدحسن شرّاب، ترجمه حمیدرضا شیخی؛ (مطلب نقل شده از جمله اضافات محمدرضا نعمتى بر این کتاب است).
 
[[رده:امام علی علیه السلام]]
 
[[رده:امام علی علیه السلام]]
[[رده:اماکن تاریخ صدر اسلام]]
+
[[رده:اماکن عربستان]][[رده:اماکن مدینه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۱۵

«عَین أبی‌نَیزَر» نام چشمه‌ای در منطقه «يَنبُع النخل» در اطراف مدینه است، که امام علی علیه‌السلام آن را حفر نمود و به عنوان صدقه برای فقرای اهل مدینه قرار داد.

گفته شده «ابونَیزَر» پسر «نجاشى» پادشاه معروف حبشه بود، که در خردسالى به اسلام گرایش پیدا کرد و حضور پیامبر خدا صلى الله علیه وآله رسید و تا هنگام رحلت پیامبر اسلام در خانه آن حضرت بود و سپس به خانه حضرت علی و حضرت فاطمه علیهماالسلام آمد و با فرزندان آن دو بزرگوار بسر برد.[۱]

در کتاب «الكامل فی اللغة والأدب»، ابوالعباس مبرد آمده است: محمد بن هشام به سند خود از ابونیزر نقل می کند: روزى من در دو مزرعه «عین ابى نَیزر» و «بُغَیبِغَه» مشغول کار بودم، على بن ابى‌طالب علیه‌السلام آمد و از من پرسید: غذایى دارى؟ عرض کردم: غذایى است که آن را شایسته امیرمؤمنان نمى دانم. حضرت فرمود: بیاور. آن را خدمت ایشان بردم. آن حضرت پس از صرف غذا، بیل را بدست گرفت و داخل چاه رفت و بیل مى زد ولى به آب نمى رسید، از آنجا خارج شد و عرق هاى پیشانى را پاک کرد. دوباره به آنجا بازگشت و مشغول به بیل زدن و حفارى شد. یکباره آب به حجم گردن شترى از چشمه جوشید. على علیه‌السلام به سرعت بیرون آمد و فرمود: خدا را گواه مى گیرم که این چشمه صدقه است.

سپس درخواست قلم و کاغذ کرد، من آن را حاضر کردم و حضرت چنین نوشت: «بسمِ اللّه الرّحمنِ الرّحيمِ، هذا ما تَصَدَّقَ بهِ عبدُاللّه عليٌّ أميرُالمؤمنينَ، تَصَدَّقَ بِالضَّيعَتَينِ المَعروفَتَينِ بِعَينِ أبي نَيزَرٍ و البُغَيْبِغَةِ على فُقَراءِ أهلِ المَدينَةِ و ابنِ السَّبيلِ، لِيَقيَ اللّه بِهِما وَجهَهُ حَرَّ النّارِ يَومَ القِيامَةِ، لا تُباعا و لا تُوهَبا حتّى يَرِثَهُما اللّه و هُو خَيرُ الوارِثينَ، إلاّ أن يَحتاجَ إلَيهِما الحَسَنُ أو الحُسَينُ فهُما طِلْقٌ لَهُما، و لَيسَ لأحَدٍ غَيرِهِما»؛ «به نام خداى رحمان و رحیم، این وقفنامه بنده خدا، امیرمؤمنان على، در مورد دو چشمه ابى‌نیزر و بغیبغه است براى مستمندان مدینه و مسافران درمانده تا بدین وسیله خود را از حرارت آتش جهنم در روز رستاخیز مصون دارد. این دو چشمه را نه کسى مى تواند بفروشد و نه هبه کند تا این که خداوند آن را به ارث برد و خدا بهترین وارثان است. مگر اينكه حسن و حسين (عليهماالسلام) به آنها احتياج پيدا كنند كه در اين صورت در اختيار آنان مى باشد و جز اين دو، براى كس ديگرى نمى باشد».[۲]

شاید دلیل نامگذارى این چشمه به «ابى‌نیزر» به خاطر قدردانى از تلاش مقدماتى او در حفر این چاه بوده است.

همچنین محمد بن هشام مى گويد: حسين (عليه السلام) قرضى داشت و معاويه دويست هزار دينار براى او فرستاد تا چشمه ابى نيزر از او بخرد، اما حسين (ع) از فروختن آن امتناع ورزيد و فرمود: آن را پدرم صدقه قرار داده است تا بدان وسيله خداوند چهره او را از گرماى آتش نگه دارد و من آن را به هيچ قيمتى نمى فروشم.[۳]

پانویس

  1. الكامل فی اللغة والأدب، ابوالعباس مبرّد، ج۳ ص۱۵۳.
  2. الكامل فی اللغة والأدب، ابوالعباس مبرّد، ج۳ ص۱۵۳؛ معجم البلدان، یاقوت حموی، ج ۴، صص ۱۷۵-۱۷۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۶۲.
  3. الكامل فی اللغة والأدب، ابوالعباس مبرّد، ج۳ ص۱۵۳.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه