ابویاسر نضری: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی '{{مدخل دائرة المعارف|دائرة المعارف قرآن کریم}} '''ابوياسر نَضَرى: برادر حيىّب...' ایجاد کرد) |
|||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
{{مدخل دائرة المعارف|[[دائرة المعارف قرآن کریم]]}} | {{مدخل دائرة المعارف|[[دائرة المعارف قرآن کریم]]}} | ||
| + | '''«ابویاسر نَضَرى»''' برادر حیىّ بن اخطب (رئیس قبیله [[بنی نضیر|بنىنضیر]])، از بزرگان [[یهود|یهود]]<ref>ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۶۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۷.</ref> و از دشمنان سرسخت [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلى الله علیه وآله بود.<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۵۴۸.</ref> برخی مفسران، نام ابویاسر را در [[شأن نزول]] آیاتى که از [[احبار]] یهود سخن دارد، ذکر کردهاند. | ||
| + | ==زندگینامه== | ||
| + | از جزئیات زندگى ابویاسر بن اخطب اطلاعى در دست نیست. نخستین سخنى که از وى در اختیار است، به زمان [[هجرت پیامبر اسلام به مدینه|هجرت پیامبر]] به [[مدینه]] بازمىگردد. [[صفیه بنت حیی بن اخطب|صفیه]]، دختر حیىّ بن اخطب - که پس از اسارت در [[غزوه خیبر]] به ازدواج [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] (صلی الله علیه و آله) درآمد - مىگوید: چون [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله به مدینه هجرت کرد و در [[قبا]] (دیار بنى عمرو بن عوف) فرود آمد، پدر و عمویم (ابویاسر) صبحگاه به دیدن او رفته تا غروب در آنجا ماندند و وقتى بازگشتند، سخت اندوهگین بودند. شنیدم که عمویم درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله به پدرم مىگفت: آیا او را مىشناسى؟ او همان پیامبر موعود است؟ گفت: به خدا آرى. عمویم گفت: احساس درونىات درباره او چیست؟ گفت: به خدا سوگند دشمنى با او تا زندهام.<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۵۱۹.</ref> | ||
| − | + | از این گفتگو، هم موقعیت ابویاسر در جامعه [[بنی نضیر|بنىنضیر]] و هم تکاپوى او در پى کشف جایگاه پیامبر صلى الله علیه و آله روشن مىشود. به هر روى، ابویاسر از کسانى است که وقتى گرایش مردم مدینه به رسول خدا صلی الله علیه و آله را دید، برخلاف پیمانْ نامه رسمى و عمومى که طبق آن به حمایت از پیامبر و دورى از دشمنانش متعهد شده بود، با پرسشهاى واهى و غلط انداز به کارشکنى پرداخت<ref>البدء والتاریخ، ج۴، ص۱۷۹. </ref> و بدینگونه، دشمنى و ستیز خویش را با حضرت نشان داد. | |
| − | از | + | ابویاسر نیز چون برادرش، از اینکه خداوند پیامبر را از میان عرب برگزیده و نه [[یهود]]، به شدت [[حسادت]] مىکرد و براى بازگرداندن مردم از [[اسلام]]، تمام توان خویش را بهکار مىبست.<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۵۴۸.</ref> علت دشمنى وى و هم فکرانش آن بود که با پذیرش عمومى اسلام، منافعشان به خطر مىافتاد.<ref>فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۵، ص۲۸.</ref> فرجام ابویاسر نیز در تاریخ روشن نیست. |
| − | + | ==ابویاسر در شأن نزول آیات== | |
| − | + | مفسران، ابویاسر را در [[شأن نزول]] آیاتى که از [[احبار]] [[یهود|یهود]] و بزرگان آن سخن گفته است، داخل دانستهاند: | |
| − | |||
| − | مفسران، | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| + | * در ذیل آیه ۱۰۹ [[سوره بقره]] از [[عبدالله بن عباس|ابنعباس]] نقل است<ref>طبری، جامعالبیان، مج۱، ج۱، ص۶۸۲؛ طبرسی، مجمعالبیان، ج۱، ص۳۵۳.</ref> که حیىّ بن اخطب و ابویاسر از حسودترین یهود درباره عربها بودند و چون خداوند، پیامبرش را از آنان برگزید، در بازگرداندن مردم از [[اسلام]] مىکوشیدند که خداوند درباره آنان فرمود: «{{متن قرآن|{{آیه|2|109}}}}<ref>[[آیه 109 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۱۰۹.]]</ref>؛ بسیارى از [[اهل کتاب|اهلکتاب]] پس از آنکه حقیقت بر آنها آشکار شده، از روى حسد دوست دارند شما را پس از [[ایمان]] آوردنتان به [[کفر]] بازگردانند. عفو و گذشت کنید تا خدا فرمانش را بیاورد؛ که او بر هر کارى تواناست». | ||
| + | * [[واحدی نیشابوری|واحدى]] از ابنعباس آورده<ref>اسباب النزول، ص۴۱.</ref> که آیه ۱۳۵ [[سوره بقره]] نیز درباره سران یهود [[مدینه]]، از جمله ابویاسر و نیز نصاراى [[نجران]] است که در باب برترى کیش خود با مسلمانان به مخاصمه برخاستند و یهودیان مىگفتند: پیامبر ما برترین پیامبران و [[تورات]] ما برترین کتابها و دین ما برترین ادیان است و بدین گونه به [[حضرت عیسى]] علیه السلام و [[انجیل]] و [[پیامبر اسلام|محمد]] صلى الله علیه و آله و [[قرآن]] کفر مى ورزیدند و مسیحیان نیز چنین ادعایى داشتند. خداوند در پاسخ به آنان چنین نازل کرد: «{{متن قرآن|{{آیه|2|135}}}}<ref>[[آیه 135 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۱۳۵.]]</ref>؛ گفتند: یهودى یا نصرانى شوید تا هدایت یابید. بگو: ما کیش یکتاپرستى [[حضرت ابراهیم علیه السلام|ابراهیم]] را برگزیدیم و او مشرک نبود». | ||
| + | * نزول آیه {{متن قرآن|«{{آیه|2|174}}»}}<ref>[[آیه 174 سوره بقره|همان، آیه ۱۷۴.]]</ref> را درباره تنى چند از سران یهود از جمله ابویاسر بن اخطب دانستهاند،<ref>اللباب، ج۳، ص۱۸۳.</ref> که از پیروان خود هدایایى مىگرفتند و به آنان نوید مىدادند که پیامبرى از میان خود آنان ظهور خواهد کرد و وقتى پیامبرى از غیر آنان برانگیخته شد، از ترس نابودى منافع خود، [[رسالت]] پیامبر را با واژگوننمایى صفات آمده در کتاب، کتمان مىکردند تا مردم را از پیروى او بازدارند و خداوند اینگونه به آنان پاسخ گفت. | ||
| + | * نقل است که ابویاسر و برادرش حیىّ بن اخطب و گروهى دیگر، درباره مدت عمر پیامبر و امتش<ref>مبهمات القرآن، ج۱، ص۲۷۲ـ۲۷۳.</ref> با او به مناظره برخاسته، پاسخ آن را از طریق [[تأویل|تأویل]] [[حروف مقطعه]] به حساب [[ابجد]] مىجستند که این آیه نازل شد:<ref>جامعالبیان، ج۳، ص۲۴۲.</ref> «{{متن قرآن|{{آیه|3|7}}}}<ref>[[آیه 7 سوره آل عمران|سوره آل عمران، آیه ۷.]]</ref>؛ اوست (خدایى) که کتاب را بر تو فرو فرستاد. برخى از آن، آیههاى [[آیات محکم و متشابه|محکم]] است که آنها اصل کتاب است و برخى دیگر [[آیات محکم و متشابه|متشابه]] است؛ امّا آنها که در دلشان کژى (=انحراف از راه راست) است، آنچه را متشابه است براى فتنهجویى و ... پى مىگیرند». همچنین ابن اسحاق، از ابنعباس نقل کرده که ابویاسر از کنار پیامبر مىگذشت که آیه آغازین سوره بقره: {{متن قرآن|«{{آیه|2|1}} 💠<ref>[[آیه 1 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۱.]]</ref> {{آیه|2|2}}<ref>[[آیه 2 سوره بقره|همان، آیه ۲.]]</ref>»}} را شنید. نزد برادرش و دیگر یهودیان رفت و آنچه را شنیده بود با آنان در میان گذاشت. آنان جهت آزمودن حضرت و کسب اطلاع بیشتر، پیش پیامبر آمده با پرس و جوهایى در باب حروف مقطعه در پى کشف مدت عمر و دوام حکومت و نبوت آن حضرت برآمدند و در نهایت، اظهار تردید و سردرگمى کردند که این آیه درباره آنان نازل شد.<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۵۴۵ـ۵۴۷.</ref> | ||
| + | * [[ابوالفتوح رازی|ابوالفتوح رازى]] در ذیل آیه ۷۸ [[سوره آل عمران]] «{{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ ...}}؛ و از میان ایشان گروهى هستند که به شیوه کتاب خدا سخن مىگویند تا پندارید که آنچه مىگویند، از کتاب خداست؛ در حالى که از کتاب خدا نیست...». آنان را گروهى از یهودیان، از جمله ابویاسر مىداند که زبان درمىپیچند بر سبیل تحریف و تغییر، یعنى از خود چیزى مى خوانند در تغییر صفت محمد صلى الله علیه و آله و در آیت رجم و مانند آن به آوازى که به او [[تورات]] خوانند و مىنمایند که تورات است و مراد از «کتاب» تورات است.<ref>روض الجنان، ج۴، ص۴۰۰.</ref> | ||
| + | * از مُقاتل نقل است<ref>همان، ج۵، ص۱۶.</ref> که رؤساى یهود، چون ابویاسر و دیگران عبدالله بن سلام و یاران او از اهل کتاب را که به اسلام گرویدند، سرزنش مىکردند و آزار مىدادند که خداوند درباره آنان آیه ۱۱۱ [[سوره آل عمران]] را فرو فرستاد: «{{متن قرآن|لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذًى ...}}؛ جز آزارى اندک، هرگز به شما زیانى نخواهند رسانید». | ||
| + | * آوردهاند<ref>جامعالبیان، مج۴، ج۵، ص۳۹۴؛ کشفالاسرار، ج۳، ص۱۶۴.</ref> که عدهاى از سران یهود، از جمله ابویاسر نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمده، پرسیدند: به کدام یک از رسولان پیشین باور دارى؟ حضرت با تمسک به آیه ۱۳۶ [[سوره بقره]] فرمود: ما به خدا و آیاتى که بر ما نازل شده و نیز آنچه بر [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت اسماعیل]]، [[حضرت اسحاق]]، [[حضرت یعقوب]] و [[اسباط]] نازل شده و نیز آنچه بر [[حضرت موسى]] و [[حضرت عیسى]] فرستاده شده و... ایمان داریم. چون نام عیسى علیه السلام به میان آمد، آنان وى را انکار کرده گفتند: ما به او و به کسى که به وى مؤمن است، ایمان نمىآوریم، که خداوند آیه ۵۹ [[سوره مائده]] را درباره آنان نازل کرد: «{{متن قرآن|{{آیه|5|59}}»}}<ref>[[آیه 59 سوره مائده|سوره مائده، آیه ۵۹.]]</ref>؛ بگو: اى اهل کتاب! آیا جز این بر ما خرده و عیب مىگیرید که به خدا و آنچه بر ما فرود آمده و آنچه پیش از این نازل شده، ایمان آوردهایم و حال آن که بیشترین شما بدکار هستید؟». | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references/> | + | <references /> |
| − | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | + | * [[دائرة المعارف قرآن کریم]]، سید علیرضا واسعى، جلد ۲. | |
| − | |||
| − | |||
[[رده: دشمنان پیامبر]] | [[رده: دشمنان پیامبر]] | ||
[[رده: شخصیتهای شان نزول آیات قرآن]] | [[رده: شخصیتهای شان نزول آیات قرآن]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۱ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۴
«ابویاسر نَضَرى» برادر حیىّ بن اخطب (رئیس قبیله بنىنضیر)، از بزرگان یهود[۱] و از دشمنان سرسخت پیامبر صلى الله علیه وآله بود.[۲] برخی مفسران، نام ابویاسر را در شأن نزول آیاتى که از احبار یهود سخن دارد، ذکر کردهاند.
زندگینامه
از جزئیات زندگى ابویاسر بن اخطب اطلاعى در دست نیست. نخستین سخنى که از وى در اختیار است، به زمان هجرت پیامبر به مدینه بازمىگردد. صفیه، دختر حیىّ بن اخطب - که پس از اسارت در غزوه خیبر به ازدواج پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) درآمد - مىگوید: چون رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه هجرت کرد و در قبا (دیار بنى عمرو بن عوف) فرود آمد، پدر و عمویم (ابویاسر) صبحگاه به دیدن او رفته تا غروب در آنجا ماندند و وقتى بازگشتند، سخت اندوهگین بودند. شنیدم که عمویم درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله به پدرم مىگفت: آیا او را مىشناسى؟ او همان پیامبر موعود است؟ گفت: به خدا آرى. عمویم گفت: احساس درونىات درباره او چیست؟ گفت: به خدا سوگند دشمنى با او تا زندهام.[۳]
از این گفتگو، هم موقعیت ابویاسر در جامعه بنىنضیر و هم تکاپوى او در پى کشف جایگاه پیامبر صلى الله علیه و آله روشن مىشود. به هر روى، ابویاسر از کسانى است که وقتى گرایش مردم مدینه به رسول خدا صلی الله علیه و آله را دید، برخلاف پیمانْ نامه رسمى و عمومى که طبق آن به حمایت از پیامبر و دورى از دشمنانش متعهد شده بود، با پرسشهاى واهى و غلط انداز به کارشکنى پرداخت[۴] و بدینگونه، دشمنى و ستیز خویش را با حضرت نشان داد.
ابویاسر نیز چون برادرش، از اینکه خداوند پیامبر را از میان عرب برگزیده و نه یهود، به شدت حسادت مىکرد و براى بازگرداندن مردم از اسلام، تمام توان خویش را بهکار مىبست.[۵] علت دشمنى وى و هم فکرانش آن بود که با پذیرش عمومى اسلام، منافعشان به خطر مىافتاد.[۶] فرجام ابویاسر نیز در تاریخ روشن نیست.
ابویاسر در شأن نزول آیات
مفسران، ابویاسر را در شأن نزول آیاتى که از احبار یهود و بزرگان آن سخن گفته است، داخل دانستهاند:
- در ذیل آیه ۱۰۹ سوره بقره از ابنعباس نقل است[۷] که حیىّ بن اخطب و ابویاسر از حسودترین یهود درباره عربها بودند و چون خداوند، پیامبرش را از آنان برگزید، در بازگرداندن مردم از اسلام مىکوشیدند که خداوند درباره آنان فرمود: «وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ ۖ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[۸]؛ بسیارى از اهلکتاب پس از آنکه حقیقت بر آنها آشکار شده، از روى حسد دوست دارند شما را پس از ایمان آوردنتان به کفر بازگردانند. عفو و گذشت کنید تا خدا فرمانش را بیاورد؛ که او بر هر کارى تواناست».
- واحدى از ابنعباس آورده[۹] که آیه ۱۳۵ سوره بقره نیز درباره سران یهود مدینه، از جمله ابویاسر و نیز نصاراى نجران است که در باب برترى کیش خود با مسلمانان به مخاصمه برخاستند و یهودیان مىگفتند: پیامبر ما برترین پیامبران و تورات ما برترین کتابها و دین ما برترین ادیان است و بدین گونه به حضرت عیسى علیه السلام و انجیل و محمد صلى الله علیه و آله و قرآن کفر مى ورزیدند و مسیحیان نیز چنین ادعایى داشتند. خداوند در پاسخ به آنان چنین نازل کرد: «وَقَالُوا كُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ تَهْتَدُوا ۗ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا ۖ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۱۰]؛ گفتند: یهودى یا نصرانى شوید تا هدایت یابید. بگو: ما کیش یکتاپرستى ابراهیم را برگزیدیم و او مشرک نبود».
- نزول آیه «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۙ أُولَٰئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»[۱۱] را درباره تنى چند از سران یهود از جمله ابویاسر بن اخطب دانستهاند،[۱۲] که از پیروان خود هدایایى مىگرفتند و به آنان نوید مىدادند که پیامبرى از میان خود آنان ظهور خواهد کرد و وقتى پیامبرى از غیر آنان برانگیخته شد، از ترس نابودى منافع خود، رسالت پیامبر را با واژگوننمایى صفات آمده در کتاب، کتمان مىکردند تا مردم را از پیروى او بازدارند و خداوند اینگونه به آنان پاسخ گفت.
- نقل است که ابویاسر و برادرش حیىّ بن اخطب و گروهى دیگر، درباره مدت عمر پیامبر و امتش[۱۳] با او به مناظره برخاسته، پاسخ آن را از طریق تأویل حروف مقطعه به حساب ابجد مىجستند که این آیه نازل شد:[۱۴] «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ[۱۵]؛ اوست (خدایى) که کتاب را بر تو فرو فرستاد. برخى از آن، آیههاى محکم است که آنها اصل کتاب است و برخى دیگر متشابه است؛ امّا آنها که در دلشان کژى (=انحراف از راه راست) است، آنچه را متشابه است براى فتنهجویى و ... پى مىگیرند». همچنین ابن اسحاق، از ابنعباس نقل کرده که ابویاسر از کنار پیامبر مىگذشت که آیه آغازین سوره بقره: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ الم 💠[۱۶] ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ[۱۷]» را شنید. نزد برادرش و دیگر یهودیان رفت و آنچه را شنیده بود با آنان در میان گذاشت. آنان جهت آزمودن حضرت و کسب اطلاع بیشتر، پیش پیامبر آمده با پرس و جوهایى در باب حروف مقطعه در پى کشف مدت عمر و دوام حکومت و نبوت آن حضرت برآمدند و در نهایت، اظهار تردید و سردرگمى کردند که این آیه درباره آنان نازل شد.[۱۸]
- ابوالفتوح رازى در ذیل آیه ۷۸ سوره آل عمران «وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ ...؛ و از میان ایشان گروهى هستند که به شیوه کتاب خدا سخن مىگویند تا پندارید که آنچه مىگویند، از کتاب خداست؛ در حالى که از کتاب خدا نیست...». آنان را گروهى از یهودیان، از جمله ابویاسر مىداند که زبان درمىپیچند بر سبیل تحریف و تغییر، یعنى از خود چیزى مى خوانند در تغییر صفت محمد صلى الله علیه و آله و در آیت رجم و مانند آن به آوازى که به او تورات خوانند و مىنمایند که تورات است و مراد از «کتاب» تورات است.[۱۹]
- از مُقاتل نقل است[۲۰] که رؤساى یهود، چون ابویاسر و دیگران عبدالله بن سلام و یاران او از اهل کتاب را که به اسلام گرویدند، سرزنش مىکردند و آزار مىدادند که خداوند درباره آنان آیه ۱۱۱ سوره آل عمران را فرو فرستاد: «لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذًى ...؛ جز آزارى اندک، هرگز به شما زیانى نخواهند رسانید».
- آوردهاند[۲۱] که عدهاى از سران یهود، از جمله ابویاسر نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمده، پرسیدند: به کدام یک از رسولان پیشین باور دارى؟ حضرت با تمسک به آیه ۱۳۶ سوره بقره فرمود: ما به خدا و آیاتى که بر ما نازل شده و نیز آنچه بر حضرت ابراهیم، حضرت اسماعیل، حضرت اسحاق، حضرت یعقوب و اسباط نازل شده و نیز آنچه بر حضرت موسى و حضرت عیسى فرستاده شده و... ایمان داریم. چون نام عیسى علیه السلام به میان آمد، آنان وى را انکار کرده گفتند: ما به او و به کسى که به وى مؤمن است، ایمان نمىآوریم، که خداوند آیه ۵۹ سوره مائده را درباره آنان نازل کرد: «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ»[۲۲]؛ بگو: اى اهل کتاب! آیا جز این بر ما خرده و عیب مىگیرید که به خدا و آنچه بر ما فرود آمده و آنچه پیش از این نازل شده، ایمان آوردهایم و حال آن که بیشترین شما بدکار هستید؟».
پانویس
- ↑ ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۶۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۷.
- ↑ السیرة النبویه، ج۲، ص۵۴۸.
- ↑ السیرة النبویه، ج۲، ص۵۱۹.
- ↑ البدء والتاریخ، ج۴، ص۱۷۹.
- ↑ السیرة النبویه، ج۲، ص۵۴۸.
- ↑ فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۵، ص۲۸.
- ↑ طبری، جامعالبیان، مج۱، ج۱، ص۶۸۲؛ طبرسی، مجمعالبیان، ج۱، ص۳۵۳.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۰۹.
- ↑ اسباب النزول، ص۴۱.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۳۵.
- ↑ همان، آیه ۱۷۴.
- ↑ اللباب، ج۳، ص۱۸۳.
- ↑ مبهمات القرآن، ج۱، ص۲۷۲ـ۲۷۳.
- ↑ جامعالبیان، ج۳، ص۲۴۲.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱.
- ↑ همان، آیه ۲.
- ↑ السیرة النبویه، ج۲، ص۵۴۵ـ۵۴۷.
- ↑ روض الجنان، ج۴، ص۴۰۰.
- ↑ همان، ج۵، ص۱۶.
- ↑ جامعالبیان، مج۴، ج۵، ص۳۹۴؛ کشفالاسرار، ج۳، ص۱۶۴.
- ↑ سوره مائده، آیه ۵۹.
منابع
- دائرة المعارف قرآن کریم، سید علیرضا واسعى، جلد ۲.




